بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == == پانویس ==' به '== پانویس ==') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{امامت}} | ||
{{مدخل مرتبط | |||
| موضوع مرتبط = اهل حدیث | |||
| عنوان مدخل = اهل حدیث | |||
| مداخل مرتبط = [[اهل حدیث در کلام اسلامی]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
| خط ۷: | خط ۱۳: | ||
*جریان "اهل حدیث" در آغاز به عنوان یک جریان [[فقهی]] در مقابل [[اهل رأی]] و [[قیاس]] و بیشتر میان فقهای [[مدینه]] بهخصوص [[ابوحنیفه]] بود. شخص [[احمد بن حنبل]] نیز در واقع [[محدث]] بود و به [[ظواهر]] [[قرآن]] و [[احادیث]] [[تمسک]] میکرد. با توجه به ویژگیهای [[تاریخی]] اهل حدیث، آنها با القابی مانند [[حشویه]]، مشبهه، مالکیه و شافعیه یاد شدهاند<ref>ابوحاتم رازی، الزینه، ج۳، ص۴۳.</ref>. | *جریان "اهل حدیث" در آغاز به عنوان یک جریان [[فقهی]] در مقابل [[اهل رأی]] و [[قیاس]] و بیشتر میان فقهای [[مدینه]] بهخصوص [[ابوحنیفه]] بود. شخص [[احمد بن حنبل]] نیز در واقع [[محدث]] بود و به [[ظواهر]] [[قرآن]] و [[احادیث]] [[تمسک]] میکرد. با توجه به ویژگیهای [[تاریخی]] اهل حدیث، آنها با القابی مانند [[حشویه]]، مشبهه، مالکیه و شافعیه یاد شدهاند<ref>ابوحاتم رازی، الزینه، ج۳، ص۴۳.</ref>. | ||
*آنها را [[اصحاب]] [[حدیث]] و اثر هم گفتهاند؛ زیرا [[رأی]] و [[قیاس]] را به کار نمیگرفتند و میگفتند باید از آنچه از [[پیامبر]]، [[صحابه]] و [[تابعین]] در [[حلال و حرام]] به ما رسیده است، [[پیروی]] کنیم و سزاوار نیست [[قیاس]] کنیم<ref>ابوحاتم رازی، الزینه، ج۳، ص۴۳.</ref>. | *آنها را [[اصحاب]] [[حدیث]] و اثر هم گفتهاند؛ زیرا [[رأی]] و [[قیاس]] را به کار نمیگرفتند و میگفتند باید از آنچه از [[پیامبر]]، [[صحابه]] و [[تابعین]] در [[حلال و حرام]] به ما رسیده است، [[پیروی]] کنیم و سزاوار نیست [[قیاس]] کنیم<ref>ابوحاتم رازی، الزینه، ج۳، ص۴۳.</ref>. | ||
*از [[قرن سوم]] به بعد درباره آنها واژه [[سلف]] وارد شد که تا قرن هفتم به همان معنای لغوی آن به کار میرفت و بیشتر بر علمای قرن دوم و سوم اطلاق میشد<ref>انجمن علمی ادیان و مذاهب، آشنایی با فرق تسنن، ص۹۲.</ref>، تا اینکه در قرن هفتم ابنتیمیه آن را به معنای اخذ [[عقاید]] از [[نصوص]] و عدم [[برتری]] [[عقل]] بر [[نص]] تعریف کرد<ref>ابنتیمیه، الفتاوی الکبری، ج۲، ص۴۱.</ref>. در قرن دوازدهم نیز [[محمد]] | *از [[قرن سوم]] به بعد درباره آنها واژه [[سلف]] وارد شد که تا قرن هفتم به همان معنای لغوی آن به کار میرفت و بیشتر بر علمای قرن دوم و سوم اطلاق میشد<ref>انجمن علمی ادیان و مذاهب، آشنایی با فرق تسنن، ص۹۲.</ref>، تا اینکه در قرن هفتم ابنتیمیه آن را به معنای اخذ [[عقاید]] از [[نصوص]] و عدم [[برتری]] [[عقل]] بر [[نص]] تعریف کرد<ref>ابنتیمیه، الفتاوی الکبری، ج۲، ص۴۱.</ref>. در قرن دوازدهم نیز [[محمد بن عبدالوهاب]] دوباره [[تفکر]] [[احمد بن حنبل]] و ابنتیمیه را عملاً [[احیا]] و اجرایی نمود و [[وهابیت]] خود را [[سلفی]] نامیدند<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۱-۲۸۲.</ref>. | ||
==روش [[فهم]] [[دین]]== | ==روش [[فهم]] [[دین]]== | ||