بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{امامت}} | ||
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[شک]]''' است. "'''[[شک]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[شک]]''' است. "'''[[شک]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | ||
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[شک در قرآن]] - [[شک در حدیث]] - [[شک در کلام اسلامی]]</div> | <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[شک در قرآن]] - [[شک در حدیث]] - [[شک در کلام اسلامی]]</div> | ||
==مقدمه== | |||
معنای اصلی [[شک]]، وارد شدن و ضمیمه شدن چیزی به چیز دیگر است؛ مانند [[فرورفتن]] نیزه در [[جسم]] [[انسان]] یا [[پوشیدن]] [[سلاح]]. <ref>معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۱۷۳، «شکک».</ref> معنای اصطلاحی شک، در برابر [[یقین]] است، چنانکه [[جرجانی]] <ref>التعریفات، ص۱۶۸، «شک».</ref> مفهوم شک را در برابر یقین دانسته است. در [[روایات]] نیز شک در برابر یقین آمده است. <ref>الکافی، ج۲، ص۳۹۹؛ مجموعة رسائل الامام الغزالی، ص۱۵۳.</ref> بنابراین شک این است که انسان میان [[نفی]] و اثباتِ چیزی متوقف باشد؛<ref>التعریفات، ص۱۶۸؛ موسوعة مصطلحات الامام فخر الدین رازی، ص۷۰۵، «مریب».</ref> چه دو طرف آن ([[اعتقاد]] غیر جازم) مساوی باشند یا نباشند (و یک طرف را ترجیح دهد). <ref>المعجم الفلسفی، ج۱، ص۷۰۵.</ref> در این صورت، مفهوم شک شامل «[[ظنّ]]» (طرف راجح) و همچنین «وَهْم» (طرف مرجوح) نیز میشود. محور این نوشتار، معنای عام شک است. | |||
به جز واژه شک، واژگان دیگری مانند: {{متن قرآن|رَيْبَ}}، «امتراء» و {{متن قرآن|مِرْيَةٍ}} در معنای شک به کار رفتهاند. <ref>المصباح، ج۱، ص۲۴۷، «ریب».</ref> برخی {{متن قرآن|مِرْيَةٍ}} را اخص از شک میدانند. <ref>مفردات، ص۷۶۶، «مری».</ref> ماده اصلی مریه و امتراء (م - ر - ی) به معنای دست کشیدن بر چیزی، مانند پستان شتر برای دوشیدن شیر آن است. <ref>معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۳۱۴، «مری».</ref> به معنای شترِ پُر شیر نیز آمده است. <ref>العین، ج۸، ص۲۹۴، «مری».</ref> به گفته برخی، کاربرد {{متن قرآن|رَيْبَ}} در معنای شک ازاینروست که «شک» مبدأ «ریب» است <ref>المعجم التطبیقی، ج۱، ص۷۰۵؛ لغتنامه، ج۹، ص۱۲۶۵۲، «شک».</ref> و از دیدگاهی در «ریب» مفهوم [[تهمت]] نیز وجود دارد. <ref>جمهرة اللغه، ج۱، ص۳۳۲، «ریب».</ref> واژه «[[شبهه]]» نیز گاهی مترادف با «شک» به کار میرود. معنای ماده اصلی این واژه، همسانی دو چیز با یکدیگر است. شبهه آن است که چیزی از چیز دیگر به سبب همسانی و مشابهتی که با یکدیگر دارند تمیز داده نشود. <ref>مفردات، ص۴۴۳، «شبه».</ref> بنابراین میتوان گفت شبهه سبب پیدایش شک است. | |||
لفظ «تردید» (مصدر) به معنای بازگردانیدن،<ref>مفردات، ص۳۴۸ - ۳۴۹؛ لغتنامه، ج۹، ص۱۲۶۵۲، «رد».</ref> نیز در معنای [[شک]] به کار میرود. <ref>لغتنامه، ج۹، ص۱۲۶۵۲.</ref> در [[قرآن]] نیز واژگان [[ظنّ]]، ریب، امتراء، مِریه، تردّد و تَذَبْذُب در معنای شک به کار رفتهاند. | |||
«[[ظن]]» [[اعتقاد]] غیر جازمی است که اگر تقویت شود، به [[یقین]] میانجامد و اگر [[ضعیف]] شود از حدّ «[[وهم]]» [[تجاوز]] نمیکند <ref>مفردات، ص۵۳۹، «ظن».</ref> و در برخی منابع لغوی به دو معنای شک و [[علم یقینی]] آمده است. <ref>معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۴۶۲؛ لسان العرب، ج۱۳، ص۲۷۲، «ظن».</ref> | |||
==شک در قرآن کریم== | |||
در [[قرآن کریم]] نیز به هر دو معنا آمده است، چنانکه در [[آیات]] {{متن قرآن|وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا}}<ref>«و (این) گفتارشان که «ما مسیح عیسی فرزند مریم، پیامبر خداوند را کشتیم» در حالی که او را نکشتند و به صلیب نکشیدند، بلکه بر آنان مشتبه شد و آنان که در این (کار) اختلاف کردند نسبت بدان در تردیدند، هیچ دانشی بدان ندارند، جز پیروی از گمان و به یقین او را نکشت» سوره نساء، آیه ۱۵۷.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُمْ مَا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ}}<ref>«و چون گفته میشد: وعده خداوند راستین است و تردیدی در (برپایی) رستخیز نیست میگفتید: نمیدانیم رستخیز چیست؟ تنها پنداری (درباره آن) داریم و ما (به آن) باورمند نیستیم» سوره جاثیه، آیه ۳۲.</ref>، {{متن قرآن|بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَى أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَزُيِّنَ ذَلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَكُنْتُمْ قَوْمًا بُورًا}}<ref>«(گریزتان از جهاد بدان بهانه نبود) بلکه گمان بردید که پیامبر و مؤمنان هرگز به نزد خانوادههایشان باز نخواهند گشت و همین (اندیشه) در دلتان آراسته شد و بدگمانی ورزیدید و قومی شایسته نابودی شدید» سوره فتح، آیه ۱۲.</ref> به معنای شک آمده <ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۴۶.</ref> و در آیات {{متن قرآن|الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«همان کسان که میدانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز میگردند» سوره بقره، آیه ۴۶.</ref>، {{متن قرآن| فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref>، {{متن قرآن|وَخَسَفَ الْقَمَرُ}}<ref>«و ماه، تیره گردد،» سوره قیامه، آیه ۸.</ref>، در معنای علم یقینی به کار رفته است. <ref>التبیان، ج۱، ص۲۰۵؛ ج۲، ص۲۹۶؛ ج۶، ص۱۴۴؛ الکشاف، ج۱، ص۱۳۴، ۲۹۶؛ روح المعانی، ج۱۵، ص۱۶۳.</ref> واژه «ریب» در آیاتی به معنای شک به کار رفته است <ref>معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۴۶۳؛ لسان العرب، ج۱، ص۴۴۲، «ریب».</ref>{{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۲.</ref>، {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لَا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ}}<ref>«پروردگارا بیگمان، تو، روزی که در آن تردیدی راه ندارد فراهم آورنده مردمانی؛ به راستی خداوند در وعده (خود) خلاف نمیورزد» سوره آل عمران، آیه ۹.</ref>، {{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جَمَعْنَاهُمْ لِيَوْمٍ لَا رَيْبَ فِيهِ وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}<ref>«پس، آنگاه که آنان را در روزی که تردیدی در (فرا رسیدن) آن نیست گرد آوریم و به هر کس (پاداش) آنچه انجام داده است تمام داده شود و به آنان ستمی نرود چه خواهند کرد؟» سوره آل عمران، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا}}<ref>«خداوند است که جز او هیچ خدایی نیست؛ بیگمان (او) شما را به (هنگام) رستخیز که در (برپایی) آن تردیدی نیست فراهم میآورد و از خداوند راستگوتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۸۷.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۱۱۸؛ ج۲، ص۷۰۴، ۷۲۴؛ ج۳، ص۱۳۲.</ref> چنانکه «مِرْیه» و «امتراء» به معنای شک آمدهاند. {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلَا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ}}<ref>«و به راستی ما به موسی کتاب (آسمانی) دادیم- بنابراین در لقای او (با خداوند) تردیدی مکن- و ما آن (کتاب) را رهنمودی برای بنی اسرائیل قرار دادیم» سوره سجده، آیه ۲۳.</ref>؛<ref>التبیان، ج۸، ص۳۰۷؛ جوامع الجامع، ج۳، ص۲۹۴.</ref> {{متن قرآن|أَلَا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَاءِ رَبِّهِمْ أَلَا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ}}<ref>«آگاه باش که آنان به لقای پروردگارشان در تردیدند، آگاه باش که او به هر چیزی چیره است» سوره فصلت، آیه ۵۴.</ref>.<ref>التبیان، ج۹، ص۱۳۹؛ کشف الاسرار، ج۸، ص۵۴۳؛ روح المعانی، ج۱۳، ص۸. </ref> از [[آیات قرآن]] برمیآید که مریه برخلاف شک، اختیاری است؛ زیرا از آن [[نهی]] شده است {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست؛ و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است، (مانند کسی است که چنین نیست)؟ آنان (که اهل بینشاند) به آن ایمان دارند و از دستهها (ی مشرکان) هر کس بدان کفر ورزد آتش (دوزخ) وعدهگاه اوست پس نسبت به آن در تردید مباش که آن (کتاب) از سوی پروردگار تو راستین است اما بیشتر (این) مردم ایمان نمیآورند» سوره هود، آیه ۱۷.</ref>،{{متن قرآن|فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِمَّا يَعْبُدُ هَؤُلَاءِ مَا يَعْبُدُونَ إِلَّا كَمَا يَعْبُدُ آبَاؤُهُمْ مِنْ قَبْلُ وَإِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنْقُوصٍ}}<ref>«پس، از آنچه آنان میپرستند در گمان مباش؛ جز به همان روش که پدرانشان پیش از این، (بتها را) میپرستیدهاند پرستش نمیکنند و ما بهره آنان را به ایشان ناکاسته خواهیم داد» سوره هود، آیه ۱۰۹.</ref>.<ref> پژوهش دینی، ش ۱۲، ص۲۷۸، «نگاهی نو به معناشناسی شک ویقین در قرآن».</ref>، چنانکه از امتراء نیز نهی شده است. {{متن قرآن|الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ}}<ref>«حق از (آن) پروردگار توست پس هیچگاه از دو دلان مباش!» سوره بقره، آیه ۱۴۷.</ref>، {{متن قرآن|فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ}}<ref>«پس اگر در برخی از آنچه به سوی تو فرو فرستادهایم شک داری از آنان که پیش از تو کتاب آسمانی را میخواندند بپرس، به راستی حق از سوی پروردگارت نزد تو آمده است پس هرگز از دودلان مباش!» سوره یونس، آیه ۹۴.</ref> «تردّد» در آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ}}<ref>«تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) میخواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپردهاند و در تردید خود سرگردانند» سوره توبه، آیه ۴۵.</ref> به [[تحیر]] و دودلی معنا شده <ref>الکشاف، ج۲، ص۲۷۵؛ روح المعانی، ج۵، ص۳۰۲.</ref> و مقصود این است که [[منافقان]] نمیتوانند یک سوی [[شک]] خود را بر سوی دیگر ترجیح دهند. «تَذَبْذُب» (از ذ - ب - ب) نیز به معنای تردید <ref>معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۳۴۸ - ۳۴۹، «ذب».</ref> و [[اضطراب]] <ref>العین، ج۸، ص۱۷۸؛ مفردات، ص۳۲۵.</ref> است. | |||
واژه «شک» در ۱۵ [[آیه]]، «ریب» و مشتقاتش در ۳۶ آیه، «[[ظن]]» و مشتقاتش در ۶۹ آیه، «مریه» و مشتقاتش در ۱۹ آیه از [[قرآن]] آمدهاند. | |||
به گفته برخی، قرآن در بیش از ۸۰ مورد به موضوع شک در [[حقایق]] [[دینی]] پرداخته است<ref>از شک تا یقین، ص۲۱.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی]] و [[علیجان کریمی|کریمی]]، [[شک (مقاله)|مقاله «شک»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | |||
==اقسام شک== | |||
[[حس]] جستوجوگری در [[انسان]]، انگیزهای نیرومند برای بررسی و تحقیق و دستیابی به [[علم یقینی]] و برونرفت از حالت شک است. [[شک]] اگر معبری برای دستیابی به [[حقیقت]] باشد و به تحقیق بیشتر بینجامد، [[مقدّس]] است؛ زیرا مقدّمه وصول به [[اطمینان]] بلکه [[یقین]] است. شک آنگاه بد و زیانبار است که به صورت [[وسواس]] درآید؛ برخلاف حالت نخست که مقدّمه کمال است. آری، شک، «گذرگاه» خوب و لازمی است؛ امّا «توقّفگاه» و سرمنزل [[بدی]] است. <ref>مجموعهآثار، مطهری، ج۱، ص۴۷۳.</ref> [[قرآن کریم]] [[پیروی]] از «ظن» در [[معارف دینی]] را [[نکوهیده]] و خواستار علم یقینی در آنها شده است. {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لَا يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلَّا أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ}}<ref>«و برخی از آنان بیسوادانی هستند که از کتاب آسمانی (تورات) جز خیالهای خام چیزی نمیدانند و جز به پندار نمیگرایند» سوره بقره، آیه ۷۸.</ref>، {{متن قرآن|سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ شَيْءٍ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذَاقُوا بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ}}<ref>«به زودی مشرکان خواهند گفت: اگر خداوند میخواست ما و پدرانمان شرک نمیورزیدیم و چیزی را حرام نمیدانستیم؛ همینگونه پیشینیان آنها (پیامبران را) دروغگو شمردند تا آنکه عذاب ما را چشیدند؛ بگو: آیا نزدتان دانشی است تا آن را برای ما آشکار سازید؟ شما جز از گمان پیروی ندارید و جز نادرست برآورد نمیکنید» سوره انعام، آیه ۱۴۸.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}}<ref>«بگو آیا از شریکانتان کسی هست که به سوی «حق» رهنمون باشد؟ بگو خداوند به «حق» رهنماست؛ آیا آنکه به حقّ رهنمون میگردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمییابد مگر آنکه راه برده شود؟ پس چه بر سرتان آمده است؟ چگونه داوری میکنید؟» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ}}<ref>«بیشتر آنان جز از گمانی پیروی نمیکنند، به راستی گمان برای (شناخت) حقیقت، هیچ بسنده نیست. به یقین خداوند به آنچه انجام میدهند، داناست» سوره یونس، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ شَاءَ الرَّحْمَنُ مَا عَبَدْنَاهُمْ مَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ}}<ref>«و گفتند: اگر (خداوند) بخشنده میخواست ما آن (بت) ها را نمیپرستیدیم، آنان را به این (امر) دانشی نیست، آنان جز نادرست برآورد نمیکنند» سوره زخرف، آیه ۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَاتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْوًا إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ}}<ref>«و از دریا آرام بگذر که آنان سپاهی غرق شدنیاند» سوره دخان، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا}}<ref>«و آنان را بدان دانشی نیست؛ جز از گمان پیروی نمیکنند و گمان برای (رسیدن به) حق، بسنده نیست» سوره نجم، آیه ۲۸.</ref> [[خدای سبحان]] به [[پیامبر اکرم]]{{صل}}توصیه کرده اگر مشرکی برای تحقیق درباره [[حقانیت]] [[دین اسلام]] (و [[زدودن شک]] خود) از تو [[پناه]] خواست، باید به او پناه دهی تا سخن [[خدا]] را بشنود و پس از آن باید او را به [[سلامت]] به محل [[امن]] خودش برسانی. {{متن قرآن|وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه ده تا کلام خداوند را بشنود سپس او را به پناهگاه وی برسان؛ این بدان روست که اینان گروهی نادانند» سوره توبه، آیه ۶.</ref> در جایی دیگر، بندگانی را که سخنان گوناگون را میشنوند تا [[بهترین]] آنها را برگزینند [[تشویق]] کرده و [[بشارت]] داده است. {{متن قرآن|وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الأَلْبَابِ }}<ref>«و آنان را که از پرستیدن بت دوری گزیدهاند و به درگاه خداوند بازگشتهاند، مژده باد! پس به بندگان من مژده بده! کسانی که گفتار را میشنوند آنگاه از بهترین آن پیروی میکنند، آنانند که خداوند راهنماییشان کرده است و آنانند که خردمندند» سوره زمر، آیه ۱۷-۱۸.</ref> در برابر، کسانی همچون [[منافقان]] را که در [[شک]] خود سرگردان مانده و از تحرک [[علمی]] روی بر تافته و به تشویش و [[اضطراب]] [[روانی]] دچار شدهاند [[نکوهیده]] است ({{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ}}<ref>«تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) میخواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپردهاند و در تردید خود سرگردانند» سوره توبه، آیه ۴۵.</ref>، {{متن قرآن|أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا کسی که بنیان خود را بر پروا از خداوند و خشنودی (او) نهاده بهتر است یا آنکه بنیان خود را بر لب پرتگاهی در حال ریزش گذارده است که او را به درون آتش دوزخ فرو میلغزاند ؟ و خداوند گروه ستمکاران را رهنمایی نمیکند» سوره توبه، آیه ۱۰۹.</ref>، {{متن قرآن|لَا يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلَّا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«همواره بنیانی که بنا نهادهاند مایه تردید در دلهای آنان است تا آنکه دلهای آنها پارهپاره گردد و خداوند، دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۱۱۰.</ref> چنانکه شک منطقی در مسئلهای به سبب تحریک جستوجوگر برای دستیابی به [[برهان]]، مایه [[شکوفایی علم]] خواهد بود؛ بر خلاف [[شکّ]] روانی که مایه [[افسردگی]] و پژمردگی عالم است و شاکّ را ایستا و راکد میکند. <ref>تسنیم، ج۱، ص۲۱۳.</ref>[[شک]] همانند [[یقین]] دو گونه [[معرفتشناختی]] [[جهل]]) و [[روانشناختی]] [[تردید]] و دودلی دارد؛<ref>پژوهش دینی، ش ۱۲، ص۲۷۱، «نگاهی نو به معناشناسی شک و یقین در قرآن».</ref> برای مثال، اگر کسی در شروط (و مقدمات) لازم برای [[صحت]] یک [[قیاس]] منطقی شک داشته باشد، شک او از نوع معرفتشناختی است. <ref>پژوهش دینی، ش۱۲، ص۲۷۲.</ref> در [[حقیقت]]، این گونه شک، بر اثر فقدان شرایط بیرون از شککننده است و راهِ زدودن چنین شکی، تحقیق و [[تفکر]] است که با برطرف شدن ابهامات احتمالی، یقین معرفتشناختی حاصل میشود. شک روانشناختی [[تزلزل]] و دودلی در [[داوری]] و نظر دادن و تردید در [[باور]] و اشکال در [[تصمیمگیری]] است. <ref>دائرة المعارف تشیع، ج۱۰، ص۳۱.</ref> ممکن است کسی گزارهای را [[تصدیق]] کند؛ ولی درباره آن شک روانشناختی (اضطراب) داشته باشد. در این فرض، شخص یادشده به مضمون آن گزاره، یقین معرفتشناختی و شک روانشناختی دارد. <ref>پژوهش دینی، ش ۱۲، ص۲۷۱.</ref> گاهی شخصی به شک [[تظاهر]] میکند؛ مانند تظاهر [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} به شک در وجود [[خدا]]، هنگام [[احتجاج]] با [[مشرکان]]. {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُّبِينٍ وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ }}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بتها را به خدایی میگزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری مییابم. و اینگونه ما گستره آسمانها و زمین را به ابراهیم مینمایانیم و (چنین میکنیم) تا از باورداران گردد. و چون شب بر او چادر افکند ستارهای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمیدارم. آنگاه چون ماه را تابان دید گفت: این پروردگار من است و چون فرو شد گفت: اگر پروردگارم مرا رهنمایی نکند بیگمان از گروه گمراهان خواهم بود. هنگامی که خورشید را درخشان دید گفت: این پروردگار من است، این بزرگتر است و چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار میدهید بیزارم. من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آوردهام که آسمانها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم» سوره انعام، آیه ۷۴-۷۹.</ref> شک آن [[حضرت]] قطعاً مانند شک جستوجوگری ساده نبود که بر اثر [[جهل]] یا [[دانش]] اندک دچار شک میشود. <ref>دائرة المعارف تشیع، ج۱۰، ص۲۶ - ۲۷.</ref> این حالت، شکواره و به گفته برخی، شک [[دستوری]] است. <ref>دائرة المعارف تشیع، ج۱۰، ص۲۶ - ۲۷.</ref> | |||
==شکناپذیری [[حقایق]] [[دینی]]== | |||
از منظر [[قرآن کریم]]، شماری از حقایق دینی چنان روشن و مبرهناند که در [[حقانیت]] آنها هیچ تردیدی نیست.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی]] و [[علیجان کریمی|کریمی]]، [[شک (مقاله)|مقاله «شک»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | |||
===شکناپذیری وجود [[خدا]]=== | |||
واکنش برخی [[مشرکان]] در برابر [[دعوت انبیا]] به [[توحید]]، اظهار شک در [[صحت]] این ادعا بود: {{متن قرآن|وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ}}<ref>« بیگمان به آنچه ما را بدان فرا میخوانید در دودلی گمانانگیزی هستیم» سوره ابراهیم، آیه ۹.</ref>، {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«هیچ خدایی جز او نیست که زنده میدارد و میمیراند؛ پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست» سوره دخان، آیه ۸.</ref>، {{متن قرآن|بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ}}<ref>«بلکه آنان در تردیدی سرگرمند» سوره دخان، آیه ۹.</ref> [[پیامبران]] با استفهام انکاری میگفتند: مگر در وجود خدا که [[آفریدگار]] [[آسمانها]] و [[زمین]] است شکی هست: {{متن قرآن|أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}<ref>«آیا درباره خداوند- آفریننده آسمانها و زمین- تردیدی هست؟» سوره ابراهیم، آیه ۱۰.</ref> صفت فاطریت به برهانی بودن وجود خدا اشاره دارد. <ref>نک: التبیان، ج۶، ص۲۷۹.</ref> این [[آیه]] از راه وابستگیِ وجودی آفریدهها از هر جهت به خدا، هم [[توحید ربوبی]] را ثابت کرده، هم [[منطق]] شککنندگان در دعوت انبیا {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ}}<ref>«آیا خبر کسان پیش از شما چون قوم نوح و عاد و ثمود و کسان پس از ایشان که جز خداوند کسی آنان را نمیشناسد به شما نرسیده است؟ پیامبران آنان برهانها برای آنها آوردند اما آنان (از خشم) دست بر دهان بردند و گفتند: هر چه را که شما برای آن فرستاده شدهاید انکار میکنیم و بیگمان به آنچه ما را بدان فرا میخوانید در دودلی گمانانگیزی هستیم» سوره ابراهیم، آیه ۹.</ref> را [[باطل]] کرده است. <ref>المیزان، ج۱۲، ص۲۷.</ref> به نظر برخی، بازگشت [[برهان]] یادشده در آیه {{متن قرآن|قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى قَالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ}}<ref>«پیامبرانشان گفتند: آیا درباره خداوند- آفریننده آسمانها و زمین- تردیدی هست؟ او شما را فرا میخواند تا برخی از گناهانتان را بیامرزد و (مرگ) شما را تا مدّتی معیّن پس افکند؛ گفتند: شما (نیز) جز بشری مانند ما نیستید که میخواهید ما را از آنچه پدرانمان میپرستیدند، باز دارید؛ بنابراین برهانی روشن برای ما بیاورید» سوره ابراهیم، آیه ۱۰.</ref> به برهان علت و معلول یا [[برهان صدیقین]] است. <ref>دائرة المعارف تشیع، ج۱۰، ص۲۶.</ref> از آنجا که هر پدیدهای پدیدآورندهای میخواهد، [[شک]] درباره خدا خود دلیلی بر وجود خداست؛ زیرا شک امری وجودی است و هر امر وجودی باید به مبدأی وابسته باشد که هستی عین ذات اوست<ref>تسنیم، ج۲، ص۴۱۶ - ۴۱۷.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی]] و [[علیجان کریمی|کریمی]]، [[شک (مقاله)|مقاله «شک»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | |||
=== شکناپذیری [[قرآن]]=== | |||
مشرکان پس از [[ناتوانی]] از [[رویارویی]] با [[معجزه]] جاویدان [[رسول خدا]]{{صل}} و معارضه با تحدّی قرآن، روشهایی گوناگون در پیش گرفتند؛ از جمله موضع فردی شکّاک را اتخاذ کردند: {{متن قرآن|أَأُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ}}<ref>«آیا از میان ما قرآن (تنها) بر او نازل شده است؟ باری آنان از یادکرد من در تردیدند یا هنوز عذاب مرا نچشیدهاند» سوره ص، آیه ۸.</ref>، چنانکه [[اهل کتاب]] نیز گاهی همین موضع را داشتند: {{متن قرآن|وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ}}<ref>«و به پراکندگی نیفتادند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند (آن هم) از سر افزونجویی میان خود و اگر سخنی از سوی پروردگارت تا زمانی معیّن پیشی نگرفته بود بیگمان میان آنان داوری میشد و آنان که پس از ایشان به کتاب (آسمانی) رسیدند از آن در تردیدی گمانانگیزند» سوره شوری، آیه ۱۴.</ref> قرآن کریم در پاسخ به [[مخالفان]]، [[پیامبر]] را دارای [[ادله]] روشن و [[شاهد]] بر حقانیت خود معرفی کرده {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست؛ و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است، (مانند کسی است که چنین نیست)؟ آنان (که اهل بینشاند) به آن ایمان دارند و از دستهها (ی مشرکان) هر کس بدان کفر ورزد آتش (دوزخ) وعدهگاه اوست پس نسبت به آن در تردید مباش که آن (کتاب) از سوی پروردگار تو راستین است اما بیشتر (این) مردم ایمان نمیآورند» سوره هود، آیه ۱۷.</ref> و در باره خود تعبیر {{متن قرآن|لَا رَيْبَ فِيهِ}} آورده است {{متن قرآن|وَمَا كَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرَى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و (چنین) نیست که این قرآن را از سوی کسی بربافته باشند و جز از سوی خداوند باشد؛ بلکه هماهنگ با چیزی است که پیش از آن بوده است و بیان روشن کتاب است، در آن هیچ تردیدی نیست، از سوی پروردگار جهانیان است» سوره یونس، آیه ۳۷.</ref>، {{متن قرآن|تَنْزِيلُ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«فرو فرستادن این کتاب (آسمانی) که تردیدی در آن نیست از سوی پروردگار جهانیان است» سوره سجده، آیه ۲.</ref> این تعبیر پس از آوردن [[حروف مقطعه]] {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۲.</ref> از این روست که وقتی [[مشرکان]] از هماوردی با [[قرآن]] در بُعد [[فصاحت]] و [[بلاغت]] - که در این عرصه از مدعیان آن بودند - ناتواناند، پس میتوان گفت در [[حقانیت]] آن هیچگونه تردیدی نیست و تردید آنان چنان بیپایه است که گویا تردید ندارند؛ زیرا با اندک تأملی در ساختار بلاغی قرآن و محتوای جامع و محکم آن - که از هرگونه ناهماهنگی به دور است -[[شک]] آنان زدوده میشود. <ref>نک: التفسیرالکبیر، ج۲، ص۲۶۶؛ التحریر و التنویر، ج۱، ص۲۱۹ - ۲۲۱؛ نمونه، ج۱، ص۶۵.</ref> همه اینها در صورتی است که جمله {{متن قرآن|لَا رَيْبَ فِيهِ}} را [[نفی]] بدانیم؛ ولی در این میان برخی آن را [[نهی]] دانستهاند؛ بدین معنا که نباید در چنین کتابی شک کرد. <ref>کشف الاسرار، ج۲، ص۶۵.</ref> قرآن در جایی دیگر پیشنهاد کرده اگر کسی در وحیانیت آن [[شک]] دارد، از [[عالمان]] [[اهل کتاب]] در این باره بپرسد {{متن قرآن|فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ}}<ref>«پس اگر در برخی از آنچه به سوی تو فرو فرستادهایم شک داری از آنان که پیش از تو کتاب آسمانی را میخواندند بپرس، به راستی حق از سوی پروردگارت نزد تو آمده است پس هرگز از دودلان مباش!» سوره یونس، آیه ۹۴.</ref>؛ نیز خطاب به مشرکان فرموده: چنانچه در [[حقانیت قرآن]] شک دارید سورهای مانند آن بیاورید. {{متن قرآن|وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«و اگر در آنچه بر بنده خود فرو فرستادهایم تردیدی دارید، چنانچه راست میگویید سورهای همگون آن بیاورید و (در این کار) گواهان خود را (نیز) در برابر خداوند، فرا خوانید» سوره بقره، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«یا میگویند (پیامبر) آن را بربافته است، بگو: اگر راست میگویید سورهای همگون آن بیاورید و هر کس جز خداوند را میتوانید فرا خوانید» سوره یونس، آیه ۳۸.</ref> به طور کلی میتوان گفت آنچه قرآن در باره شک [[کافران]] و [[گمراهان]] در حقانیت خود آورده، در [[حقیقت]] ریب و ارتیاب است و همانگونه که اهل لغت گفتهاند در {{متن قرآن|رَيْبٍ}} مفهوم [[تهمت]] وجود دارد. <ref>جمهرة اللغه، ج ۱، ص۳۳۲، «ریب».</ref> | |||
از [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«و تو پیش از آن (قرآن) نه کتابی میخواندی و نه به دست خویش آن را مینوشتی که آنگاه، تباهاندیشان، بدگمان میشدند» سوره عنکبوت، آیه ۴۸.</ref> نیز بر میآید که ارتیاب و رواج [[شبهه]]، کار باطلگرایان است و شک آنان [[حقیقی]] و مقدمه تحقیق نیست؛ یعنی شک آنان [[روانشناختی]] است نه [[معرفتشناختی]]. <ref>جامع البیان، ج۲۱، ص۴ - ۵؛ تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۱۷۷.</ref> برخی با توجه به آیه {{متن قرآن|أَأُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ}}<ref>«آیا از میان ما قرآن (تنها) بر او نازل شده است؟ باری آنان از یادکرد من در تردیدند یا هنوز عذاب مرا نچشیدهاند» سوره ص، آیه ۸.</ref> برداشت کردهاند تردید مشرکان در [[نزول قرآن]] بر [[پیامبر]]{{صل}} و [[باور]] نداشتن به دلالت آن بر [[نبوت]] آن [[حضرت]] نه بدان جهت بوده که [[قرآن]] در دلالت خود خفا یا [[قصور]] دارد، بلکه [[دلبستگی]] آنان به [[عقاید]] [[باطل]] و پافشاری بر [[تقلید کورکورانه]] مانع از [[تفکر]] در دلالت [[معجزه قرآن]] بر نبوت شده و در نتیجه در [[شک]] ماندهاند. خاستگاه شک آنان [[روحیه]] [[سرکشی]] و استکباری است که حتی با [[یقین]] به [[حقانیت قرآن]]، به آن اعتراف نمیکنند. <ref>المیزان، ج۱۷، ص۱۸۴.</ref> آن حضرت موظف شد در برابر تردید آنان در [[پایداری]] بر طریقه خود اعلام کند به هیچ روی [[خدایان]] آنان را نخواهد پرستید {{متن قرآن|وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ}}<ref>«و اگر خداوند بلایی به تو رساند کسی جز خود او آن را نمیگرداند، و اگر خیری برای تو بخواهد هیچ کس بازدارنده بخشش او نیست؛ آن را به هر کس از بندگانش بخواهد، میرساند و او آمرزنده بخشاینده است» سوره یونس، آیه ۱۰۷.</ref><ref>المیزان، ج۱۰، ص۱۳۲.</ref> و در صورت استمرار بر شک و سرگرم شدن به اشتغالات [[دنیوی]] باید [[منتظر]] [[عذاب الهی]] باشند. {{متن قرآن|بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ}}<ref>«بلکه آنان در تردیدی سرگرمند» سوره دخان، آیه ۹.</ref>، {{متن قرآن|فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُبِينٍ}}<ref>«پس به روزی چشم بدوز که آسمان دودی آشکار برمیآورد» سوره دخان، آیه ۱۰.</ref> <ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۳۶.</ref>برای همین است که به گفته برخی، از شک چنین کسانی با واژه {{متن قرآن|زَيْغٌ}} یاد شده {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ }}<ref>«اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه) اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه) اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی میکنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش، میگویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمیگیرد» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref> و آنان را [[بیماردل]] خوانده است. {{متن قرآن|يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا}}<ref>«ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲.</ref>.<ref>جامع البیان، ج۳، ص۱۱۸.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی]] و [[علیجان کریمی|کریمی]]، [[شک (مقاله)|مقاله «شک»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | |||
===شکناپذیری [[معاد]]=== | |||
برای [[مشرکان]]، [[حیات]] دوباره [[مردگان]] باورپذیر نیست و از این رو انواع [[شبهات]] را [[القا]] میکردند {{متن قرآن|وَقَالُوا أَإِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا}}<ref>«و گفتند: آیا هنگامی که استخوانهایی شویم و خاکستری با آفرینشی تازه برانگیخته میشویم؟» سوره اسراء، آیه ۴۹.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ كُونُوا حِجَارَةً أَوْ حَدِيدًا}}<ref>«بگو: سنگ باشید یا آهن،» سوره اسراء، آیه ۵۰.</ref>، {{متن قرآن|أَوْ خَلْقًا مِمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَنْ يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُءُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَنْ يَكُونَ قَرِيبًا}}<ref>«یا آفریدهای از آن دست که در دلهایتان بزرگ مینماید (باز هم پس از مرگ برانگیخته میشوید)؛ خواهند گفت: چه کس ما را (پس از مردن) باز میگرداند؟ بگو: همان که نخست بار شما را آفرید؛ آنگاه به سوی تو (به انکار) سر خواهند جنباند و میگویند که: در چه هنگام خواهد بود؟ بگو بسا که نزدیک باشد!» سوره اسراء، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ}}<ref>«گفتند: آیا چون ما بمیریم و خاک و استخوان شویم برانگیخته خواهیم شد؟» سوره مؤمنون، آیه ۸۲.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَمَنْ فِيهَا إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: اگر میدانید، زمین و هر که در آن است از کیست؟» سوره مؤمنون، آیه ۸۴.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالُوا أَإِذَا ضَلَلْنَا فِي الْأَرْضِ أَإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ كَافِرُونَ}}<ref>«و گفتند: آیا چون در (زیر) زمین ناپدید گشتیم، آفرینش تازهای خواهیم داشت؟ بلکه آنان لقای پروردگارشان را منکرند» سوره سجده، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ}}<ref>«بگو: آن فرشته مرگ که بر شما گماردهاند جان شما را میستاند سپس به سوی پروردگارتان بازگردانده میشوید» سوره سجده، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن| وَضَرَبَ لَنَا مَثَلا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ الَّذِي جَعَلَ لَكُم مِّنَ الشَّجَرِ الأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُم بَلَى وَهُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِيمُ إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ }}<ref>«و برای ما مثالی آورد و آفرینش خود را به فراموشی سپرد؛ گفت: چه کسی استخوانهایی را که پوسیده است زنده میگرداند؟ بگو: همان کس که آن را نخست آفرید زندهاش میگرداند و او به (حال) هر آفریدهای داناست. همان که از درخت سبز برای شما آتشی (سرخ) پدید آورده است که از آن (چیزی) میافروزید. و آیا آن کس که آفریننده آسمانها و زمین است توانا نیست که مانند آنان را بیافریند؟چرا (هست) و اوست که آفریننده داناست. فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود. پس پاکا آنکه فرمانفرمایی هر چیز در دست اوست و به سوی او بازگردانده میشوید» سوره یس، آیه ۷۸-۸۳.</ref> و به جای تحقیق برای [[اثبات معاد]]، در [[شک و تردید]] خود میماندند. {{متن قرآن|بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْهَا بَلْ هُمْ مِنْهَا عَمُونَ}}<ref>«بلکه دانش آنان درباره جهان واپسین پایان یافته است ؛ یا در آن تردید دارند یا در (دریافتن) آن کوردلند» سوره نمل، آیه ۶۶.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ}}<ref>«و او را بر آنان چیرگی نبود مگر برای آنکه: آن کس را که به جهان واپسین ایمان دارد از آن کس که بدان در شک است معلوم داریم. و پروردگار تو بر هر چیزی نگاهبان است» سوره سبأ، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُمْ مَا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ}}<ref>«و چون گفته میشد: وعده خداوند راستین است و تردیدی در (برپایی) رستخیز نیست میگفتید: نمیدانیم رستخیز چیست؟ تنها پنداری (درباره آن) داریم و ما (به آن) باورمند نیستیم» سوره جاثیه، آیه ۳۲.</ref> | |||
[[قرآن کریم]] برای رفع و [[دفع شبهات]] و تردید مشرکان و اثبات معاد، [[براهین]] [[قاطع]] و یقینآور اقامه کرد {{متن قرآن|كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنْتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«چگونه به خداوند کفر میورزید با آنکه مرده بودید، شما را زنده گردانید؛ آنگاه شما را میمیراند، دگرباره زنده میگرداند و سپس به سوی او بازگردانده میشوید» سوره بقره، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«یا همچون (داستان) آن کس که بر (خرابههای) شهری (با خانههایی) فرو ریخته گذشت. گفت: چگونه خداوند (مردم) این (شهر) را پس از مرگ آن (ها) زنده میگرداند؟ و خداوند همو را صد سال میراند و سپس (دوباره به جهان) باز آورد؛ فرمود: چندگاه درنگ داشتی؟ گفت: یک روز یا پارهای از یک روز درنگ داشتم؛ فرمود: (نه) بلکه صد سال است که درنگ کردهای، به آب و غذایت بنگر که دگرگونی نپذیرفته است و (نیز) به درازگوش خود بنگر (که مرده و پوسیده است)- و (این) برای آن (است) که تو را نشانهای برای مردم کنیم- و به استخوانها بنگر که چگونه آنها را جنبانده، کنار هم فرا میچینیم آنگاه گوشت (و پوست) بر آن میپوشانیم، و چون بر وی آشکار شد گفت: میدانم که خداوند بر هر کاری تواناست» سوره بقره، آیه ۲۵۹.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ قُل لِّمَنِ الأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلا تَذَكَّرُونَ }}<ref>«گفتند: آیا چون ما بمیریم و خاک و استخوان شویم برانگیخته خواهیم شد؟ به ما و پدرانمان پیش از این نیز این وعده را دادهاند؛ این (سخنان) جز افسانههای پیشینیان نیست. بگو: اگر میدانید، زمین و هر که در آن است از کیست؟ خواهند گفت: از آن خداوند است، بگو: پس آیا پند نمیگیرید؟» سوره مؤمنون، آیه ۸۲-۸۵.</ref>، {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ كَذَلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتَى لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«و اوست که بادها را پیشاهنگ رحمت خویش (باران)، نویددهنده میفرستد تا چون ابری بارور را برداشت آن را به سرزمینی بایر برانیم و از آن، آب فرو فشانیم و با آن از هر گونه میوه برآوریم؛ به همین گونه مردگان را بر میانگیزیم باشد که پند گیرید» سوره اعراف، آیه ۵۷.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلا يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ يُحْيِي الْمَوْتَى وَأَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لّا رَيْبَ فِيهَا وَأَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَن فِي الْقُبُورِ }}<ref>«ای مردم! اگر در رستخیز تردیدی دارید (بنگرید که) ما شما را از خاکی آفریدیم آنگاه از نطفهای سپس از دلمه خونی سرانجام از گوشتپارهای به اندام یا بیاندام تا (حق را) برایتان روشن داریم و در زهدانها آنچه را بخواهیم تا زمانی معیّن استوار میداریم سپس شما را که کودکی شدهاید بیرون میآوریم سپس تا به برنایی برسید؛ و جان برخی از شما را میگیرند و برخی دیگر را به فرودینترین سالهای زندگانی باز میگردانند تا آنجا که پس از دانستن، چیزی نداند و زمین را سترون میبینی و چون بدان آب فرو فرستیم فرا میجنبد و برمیآید و هر گونه گیاه شادابی میرویاند. آن، بدین روست که خداوند است که راستین است و اینکه او مردگان را زنده میکند و اینکه او بر هر کاری تواناست. و اینکه رستخیز بیهیچ تردیدی آمدنی است و اینکه خداوند آن کسان را که در گورند برمیانگیزد» سوره حج، آیه ۵-۷.</ref>، {{متن قرآن|أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ}}<ref>«پس آیا در آفرینش نخستین وامانده بودیم؟ نه، بلکه آنان از آفرینش تازه در تردیدند» سوره ق، آیه ۱۵.</ref> و وقوع [[قیامت]] را با تعبیر {{متن قرآن|لَا رَيْبَ فِيهِ}} حتمی و تردیدناپذیر دانست. | |||
تعبیر {{متن قرآن|لَا رَيْبَ فِيهِ}} درباره [[قیامت]] میتواند از چند جهت باشد: | |||
#[[نفی]] هر ریبی از [[حقیقت]] عینی و خارج از اذهان است، گرچه ذهنهای محجوب به [[جهل]] یا [[علم محدود]] و حجابهای آن دچار ریب باشند. <ref>پرتوی از قرآن، ج۵، ص۶۸.</ref> | |||
#مفاد {{متن قرآن|لَا رَيْبَ فِيهِ}} [[نهی]] است، چنانکه در [[آیه]] {{متن قرآن|فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ}}<ref> سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> نیز مفاد آن نهی است، گرچه در قالب نفی آمده؛ زیرا در آیهای دیگر صریحاً از امتراء (ایجاد [[شبهه]]) در قیامت نهی شده است: {{متن قرآن|الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ}}<ref>«حق از (آن) پروردگار توست پس هیچگاه از دو دلان مباش!» سوره بقره، آیه ۱۴۷.</ref>.<ref>کشف الاسرار، ج۲، ص۶۵.</ref> چنانکه در آیه {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>«و چون عیسی برهانها (ی روشن) آورد گفت: برای شما حکمت آوردهام و (آمدهام) تا برای شما چیزی را که در آن اختلاف دارید روشن گردانم پس، از خداوند پروا کنید و از من فرمان برید!» سوره زخرف، آیه ۶۳.</ref>، [[مسیحیان]] را از [[شک]] در [[معاد]] نهی کرده است. | |||
#گوینده این سخن در گفته خود هیچ تردیدی ندارد و این، سخنی [[مطابق با واقع]] است. <ref>التبیان، ج۳، ص۲۸۰.</ref> تأکید پایان آیه {{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا}}<ref>«خداوند است که جز او هیچ خدایی نیست؛ بیگمان (او) شما را به (هنگام) رستخیز که در (برپایی) آن تردیدی نیست فراهم میآورد و از خداوند راستگوتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۸۷.</ref> مبنی بر اینکه [[خدا]] از هر کسی راستگوتر است. اشاره به این است که خاستگاه [[دروغ]] یا جهل است یا [[ضعف]] و نیاز و خدایی که از همه آگاهتر و از همگان [[بینیاز]] است دروغ برای او بیمعناست. <ref>نمونه، ج۴، ص۴۷.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی]] و [[علیجان کریمی|کریمی]]، [[شک (مقاله)|مقاله «شک»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | |||
===شک در [[رسالت]] [[انبیا]]=== | |||
معارضه با انبیا شیوههایی گوناگون داشته است؛ مانند ایجاد شبهه و تردید در ادعای رسالت و رهاورد آنان با وجود دارا بودن [[ادله]] روشن و [[معجزات]]: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ}}<ref>«آیا خبر کسان پیش از شما چون قوم نوح و عاد و ثمود و کسان پس از ایشان که جز خداوند کسی آنان را نمیشناسد به شما نرسیده است؟ پیامبران آنان برهانها برای آنها آوردند اما آنان (از خشم) دست بر دهان بردند و گفتند: هر چه را که شما برای آن فرستاده شدهاید انکار میکنیم و بیگمان به آنچه ما را بدان فرا میخوانید در دودلی گمانانگیزی هستیم» سوره ابراهیم، آیه ۹.</ref> نمیتوان پذیرفت که [[شک و تردید]] [[اقوام]] انبیا، تماماً شک [[معرفتی]] و برای [[جستوجوی حقیقت]] بوده است؛ زیرا برای نمونه زمانی که [[حضرت صالح]]{{ع}}رسالت خود را به [[قوم ثمود]] اعلام کرد، پاسخ آنان اظهار [[شک]] و [[بدبینی]] به [[آیین]] آن [[حضرت]] بود و حتی پس از اظهار آن حضرت مبنی بر داشتن دلیل روشن از سوی [[خدا]] و آوردن [[معجزه]] [[ناقه]] [[تسلیم]] نشدند و آن را پِی کردند و سرانجام به [[عذاب]] [[صیحه]] گرفتار شدند. {{متن قرآن| قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةً مِّن رَّبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ وَيَا قَوْمِ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِيبٌ فَعَقَرُوهَا فَقَالَ تَمَتَّعُواْ فِي دَارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذَلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَالِحًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ }}<ref>«گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او از نزد خویش بخشایشی به من ارزانی داشته باشد، چه کسی مرا در برابر خداوند چنانچه با او نافرمانی کنم، یاری خواهد کرد؟! پس شما جز زیان، بر من نمیافزایید. و ای قوم من! این شتر خداوند است؛ که برای شما نشانهای است؛ او را وانهید تا در زمین خدا بچرد و آزاری به وی نرسانید که عذابی نزدیک، شما را فرا گیرد. امّا او را پی کردند، و (صالح) گفت: سه روز در خانههای خویش برخوردار گردید (تا عذابتان برسد)؛ این وعدهای بیدروغ است» سوره هود، آیه ۶۳-۶۵.</ref> نمونه دیگر، [[شک]] [[فرعونیان]] در [[رسالت]] یوسف{{ع}} است. به گفته [[مؤمن]] [[آلفرعون]]، شک در [[نبوت]] یوسف{{ع}} پس از آن بود که آن حضرت ادلهای روشن بر [[صدق]] مدّعای خود آورد. شک آنان مطمئناً [[معرفتی]] نبود، از اینرو خدا منشأ [[اضلال]] [[کیفری]] آنان را اسرافکاری و ریب میداند: «{{متن قرآن|وَلَقَدْ جَاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جَاءَكُمْ بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتَابٌ}}<ref>«و بیگمان پیشتر یوسف برای شما برهانها (ی روشن) آورد اما شما از آنچه برایتان آورده بود همچنان در شک بودید تا چون درگذشت گفتید که پس از وی هرگز خداوند پیامبری نخواهد فرستاد؛ بدینگونه خداوند کسی را که گزافکاری بدگمان است در گمراهی مینهد» سوره غافر، آیه ۳۴.</ref> چنانکه [[حضرت موسی]]{{ع}} پس از آوردن [[معجزات]] نُهگانه خود به [[فرعون]] گفت: تو قطعاً میدانی که این نشانههای بصیرتآور را جز [[پروردگار]] [[آسمانها]] و [[زمین]] فرود نیاورده است. {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى تِسْعَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ فَاسْأَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ إِذْ جَاءَهُمْ فَقَالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا مُوسَى مَسْحُورًا}}<ref>«و به راستی به موسی نه نشانه آشکار دادیم؛ از بنی اسرائیل بپرس هنگامی را که وی نزد آنان آمد و فرعون به او گفت: ای موسی! من تو را جادوزده میدانم؛» سوره اسراء، آیه ۱۰۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنْزَلَ هَؤُلَاءِ إِلَّا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ بَصَائِرَ وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا فِرْعَوْنُ مَثْبُورًا}}<ref>«(موسی) گفت: نیک میدانی این (معجزه) ها را که روشنگرند جز پروردگار آسمانها و زمین نفرستاده است و من تو را ای فرعون! نابود شدنی میدانم» سوره اسراء، آیه ۱۰۲.</ref> فرعون به [[حقانیت]] [[موسی]]{{ع}}شک [[معرفتشناختی]] نداشت، بلکه [[یقین]] معرفتشناختی داشت؛ ولی به عللی از [[تصدیق]] آن حضرت خودداری میکرد. فرعونیان با اینکه در [[دل]] به حقانیت موسی{{ع}} و گفتههای او یقین داشتند، از سر [[ستم]] و تکبرْ آن را [[انکار]] میکردند. {{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.</ref> آخرین مورد، شک کجروان درباره [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است. [[قرآن کریم]] در پی گزارش رسالت وی و فرو فرستاده شدن [[کتاب آسمانی]] به سوی او همچون [[پیامبران پیشین]]، خبر داده که ایشان پیش از [[قرآن]] هیچ نوشتهای را نمیخوانده و به دست خود نمینوشته است و آن را دلیل حقانیت آن حضرت میداند و میافزاید که چنانچه [[پیامبر]]{{صل}} [[خواندن و نوشتن]] میدانست مبطلان - که همواره در پی [[باطل]] نمایاندن حقاند - بهانه به دست آورده، در حقانیت [[رسول اکرم]]{{صل}}به تردیدافکنی و [[تهمت]] رو میآوردند: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ فَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمِنْ هَؤُلَاءِ مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الْكَافِرُونَ}}<ref>«و بدینگونه ما این کتاب را به سوی تو فرو فرستادیم بنابراین کسانی که به آنها کتاب (آسمانی) دادهایم بدان ایمان میآورند و از اینان برخی به آن ایمان میآورند و به آیات ما جز کافران انکار نمیورزند» سوره عنکبوت، آیه ۴۷.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«و تو پیش از آن (قرآن) نه کتابی میخواندی و نه به دست خویش آن را مینوشتی که آنگاه، تباهاندیشان، بدگمان میشدند» سوره عنکبوت، آیه ۴۸.</ref>.<ref>نک: مجمع البیان، ج۸، ص۴۵۰؛ المیزان، ج۱۶، ص۱۳۹.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی]] و [[علیجان کریمی|کریمی]]، [[شک (مقاله)|مقاله «شک»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | |||
==نزاهت [[انبیا]] از [[شک]]== | |||
انبیا که پیامآوران [[خدا]] برای مردماند، در [[تلقی وحی]] و رساندن آموزههای آن به [[مردم]] از [[خطا]] مصوناند وگرنه در [[هدف از بعثت]] آنان که [[هدایت مردم]] است، [[نقض غرض]] لازم میآید. <ref>المیزان، ج۲، ص۱۳۵.</ref> افزون بر اینکه تنها انبیا [[بندگان]] [[برگزیده]] و هدایتیافته از سوی خدا هستند تا بتوانند [[هدایتگر]] مردم نیز باشند {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلاًّ فَضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ }}<ref>«و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را راهنمایی کردیم- نوح را پیشتر راهنمایی کرده بودیم- و داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را که از فرزندزادگان وی بودند (نیز راهنمایی کردیم)؛ و این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم. و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را (نیز)؛ آنان همه از شایستگان بودند. و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را (نیز راهنمایی کردیم) و همه را بر جهانیان برتری دادیم. و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم. این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون میشود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه میکردند تباه میشد» سوره انعام، آیه ۸۴-۸۸.</ref> و خدا فقط ایشان را [[شایسته]] بهرهمندی از [[علم غیب]] دانسته است. {{متن قرآن|مَا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشَاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«خداوند بر آن نیست که مؤمنان را به حالی که شما بر آن هستید رها سازد تا آنکه ناپاک را از پاک جدا کند؛ و (نیز) بر آن نیست که شما را از نهان آگاه گرداند اما خداوند از فرستادگان خویش هر که را بخواهد برمیگزیند؛ پس به خداوند و فرستادگانش ایمان آورید و اگر ایمان آورید و پرهیزگاری ورزید پاداشی سترگ خواهید داشت» سوره آل عمران، آیه ۱۷۹.</ref> بنابراین آنان هیچگاه درباره [[تعالیم]] [[وحی]]، دچار شک [[معرفتشناختی]] ([[جهل]]) و همچنین شک [[روانشناختی]] ([[تردید]] و دودلی) نمیشوند. | |||
ممکن است برخی [[آیات]] در نگاه ابتدایی این توهم را پدید آورد که انبیا دچار شک میشدند؛ ولی با [[تأمل]] در آیات دیگر و نیز [[روایات]] پی خواهیم برد انبیا از هر شکی منزه بودهاند؛ برای نمونه، [[شک]] ظاهری [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}هنگام [[احتجاج]] با [[مشرکان]] و جستوجوی خدا {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ }}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بتها را به خدایی میگزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری مییابم. و اینگونه ما گستره آسمانها و زمین را به ابراهیم مینمایانیم و (چنین میکنیم) تا از باورداران گردد. و چون شب بر او چادر افکند ستارهای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمیدارم. آنگاه چون ماه را تابان دید گفت: این پروردگار من است و چون فرو شد گفت: اگر پروردگارم مرا رهنمایی نکند بیگمان از گروه گمراهان خواهم بود. هنگامی که خورشید را درخشان دید گفت: این پروردگار من است، این بزرگتر است و چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار میدهید بیزارم. من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آوردهام که آسمانها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم» سوره انعام، آیه ۷۴-۷۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز بنا به وعدهای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بیگمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.</ref> یا شک ظاهری آن [[حضرت]] در [[معاد]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده میسازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پارهای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره بقره، آیه ۲۶۰.</ref> قطعاً همانند شک یک جستوجوگر ساده نبوده،<ref>دائرة المعارف تشیع، ج۱۰، ص۲۶.</ref> زیرا [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در پاسخ به [[اعتراض]] برخی [[مسلمانان]] ظاهربین نسبت به [[ابراهیم]]{{ع}}دیگران را سزاوارتر به شک و [[شبهه]] دانست،<ref>جامع البیان، ج۳، ص۳۴؛ تنزیه الانبیاء، ص۳۹.</ref> از اینرو که آن حضرت در پی وصول به [[حقالیقین]] بوده؛ یعنی مرتبهای که هیچ گونه [[اشتباه]] و شکی بدان راه ندارد. <ref> المیزان، ج۱۹، ص۱۴۰.</ref> [[امام موسی کاظم]]{{ع}} نیز در این باره فرمود: [[ابراهیم]] به [[راستی]] [[مؤمن]] بود و میخواست بر ایمانش افزوده شود. [[شک]] در جایی است که [[یقین]] نباشد و چون یقین آمد [[شک]] روا نیست. <ref>الکافی، ج۲، ص۳۹۹.</ref> در ظاهر برخی [[آیات]] نیز، ضمن مخاطب قرار دادنِ [[پیامبر]]{{صل}}، او را از [[شک و تردید]] در [[صدق]] ادعای خود با وجود [[ادله]] روشن بر آن ([[هود]] / ۱۱، ۱۷) و نیز از شک در لقای [[پروردگار]] در [[قیامت]] ([[سجده]] / ۳۲، ۲۳) <ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۶۵.</ref> [[نهی]] کرده است؛ برای نمونه به آن [[حضرت]] خطاب شده اگر در آنچه نازل شده تردید دارد، از آشنایان با [[کتاب آسمانی]] بپرسد و در پایان [[آیه]] ضمن هشدار، او را از قرار گرفتن در شمار تردیدکنندگان برحذر میدارد: «فَاِن کُنتَ فیشَکٍّ مِمّا اَنزَلنا اِلَیکَ فَسـئَلِ الَّذینَ یقرَءونَ الکِتـبَ مِن قَبلِکَ لَقَد جاءَکَ الحَقُّ مِن رَبِّکَ فَلا تَـکونَنَّ مِنَ المُمتَرین». ([[یونس]] / ۱۰، ۹۴) مخاطب آیه گرچه [[رسول اکرم]]{{صل}}است، مراد، دیگراناند؛ زیرا به فرموده [[امام صادق]]{{ع}}خطابات [[قرآن]] از باب «ایّاک أعنی و اسمعی یا جاره»<ref>الکافی، ج۲، ص۶۳۱؛ بحار الانوار، ج۹، ص۲۲۲.</ref>اند. افزون بر اینکه جمله شرطیه همیشه دلیل بر احتمال وجود شک نیست، بلکه گاهی فرض و تقدیر و برای تأکید یا برای بیان قانونی کلی است؛<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۷، ص۳۰۰؛ المنیر، ج۱۱، ص۲۶۴.</ref> برای نمونه آیه ۲۳ [[سوره اسراء]] / ۱۷ خطاب به رسول اکرم{{صل}}فرموده: اگر یکی از [[والدین]] یا هر دو نزد تو به [[پیری]] رسیدند به آنان «اُفّ» (سخنی که نشاندهنده گرفتگی و وجود تنگنا باشد) <ref>منهج الصادقین، ج۵، ص۲۶۶؛ التحریر و التنویر، ج۱۴، ص۵۶. </ref> مگو و آنان را از خود مران، با اینکه آن حضرت پیش از [[تولد]]، پدرش و در دوران [[طفولیت]] مادرش را از دست داده بود و با این حال، [[حکم]] [[احترام به پدر و مادر]] همچون قانونی کلی بیان شده است، هر چند مخاطب آن ظاهراً پیامبر{{صل}} است. <ref> نمونه، ج۸، ص۳۸۳.</ref> برپایه روایتی، [[پیامبر]] با اشاره به [[آیه]] یادشده فرموده نه هیچگاه [[شک]] کردم و نه هیچگاه از [[اهل کتاب]] [درباره [[حقانیت]] [[وحی]] بر خود] چیزی پرسیدم. <ref> الاتقان، ج۳، ص۱۱۳ - ۱۱۴؛ جامع البیان، ج۱۱، ص۱۱۵ - ۱۱۶.</ref> افزون بر اینها، آیاتی از [[قرآن کریم]] (برای نمونه: [[نجم]] / ۵۳، ۱۱ - ۱۸) بر [[ادراک]] و دریافت [[شهودی]] وحی <ref>المیزان، ج۱۹، ص۲۹.</ref> از سوی آن [[حضرت]] دلالت دارند که در این گونه [[آگاهی]] هیچ شکی راه نمییابد. | |||
بر پایه برخی [[روایات]] [[شیعی]]، [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز از شک در [[معارف دینی]] منزهاند. <ref>الکافی، ج ۲، ص۴۰۰؛ تفسیر عیاشی، ج ۱، ص۲۵۱؛ بحارالانوار، ج ۱۹، ص۲۸۷.</ref> در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} «[[رجس]]» که در [[آیه ۳۳ سوره احزاب]] / ۳۳ از [[اهلبیت]]{{عم}} [[نفی]] شده به شک [[تفسیر]] شده است. <ref>تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۷۷؛ بحارالانوار، ج۳۵، ص۲۰۸.</ref> به گفته برخی، از آن جهت که رجس و [[پلیدی]] سبب شک است، برای [[مبالغه]] در سببیت به کار رفته و گویا سبب عین مسبب است. <ref>شرح اصول کافی، ج۶، ص۱۱۵.</ref> تفسیر یادشده از باب بیان مصداق نیز میتواند باشد؛ زیرا «رجس» و نیز «[[رجز]]»، هر پلیدی، اعم از [[معرفتی]] و عملی را شامل میشود و در این روایات، [[پلیدی]] معرفتی (شک) از [[اهل بیت]]{{عم}}نفی شده است.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی]] و [[علیجان کریمی|کریمی]]، [[شک (مقاله)|مقاله «شک»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | |||
==عوامل شک در [[حقایق]] [[دینی]]== | |||
[[قرآن]] [[اعتقاد]] به حقایق دینی (مانند وجود [[خدا]]، [[بعثت انبیا]]، [[معاد]] و [[زنده شدن مردگان]] و [[حقانیت قرآن]] [[کریم]]) را از منظر [[معرفتشناختی]] به دلیل برهانی بودن آنها شکناپذیر میداند و شک در آنها را از نوع شک معقول نمیداند و از این رو شک در آنها به [[علم]] و [[جهل]] ربطی ندارد، بلکه ریشههای روانشناسانه و غیر معرفتی دارد. <ref>از شک تا یقین، ص۵۳. </ref> قرآن کریم[[شک]] درباره موضوعات [[اعتقادی]] و حقایق [[غیبی]] را غالباً با لفظ «امتراء»، «مِرْیه»، «رَیْب» و «مُرْتاب» آورده است، چنانکه برخی [[مفسران]]، واژههای «حَرْف» ([[حجّ]] / ۲۲، ۱۱)، <ref>التبیان، ج۷، ص۲۹۶؛ مجمع البیان، ج۷، ص۱۲۰.</ref> «زَیْغ» ([[آلعمران]] / ۳، ۷) <ref>جامع البیان، ج۳، ص۲۴۰.</ref>، «[[مرض]]» ([[احزاب]] / ۳۳، ۳۲) <ref>تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۱۱۵.</ref> و «لَبْس» (ق / ۵۰، ۱۵) <ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۱۶؛ کشف الاسرار، ج۹، ص۲۷۹.</ref> را بر معنای [[شک]] تطبیق دادهاند یا در [[روایات]]، «رِجْز» در [[آیه]] ۱۱ [[سوره انفال]] / ۸ و آیه ۱۳ [[سوره انعام]] / ۶ به شک [[تفسیر]] شده است که همه اینها نشان میدهند شک [[مخالفان]] در [[حقایق]] [[دینی]] غالباً خاستگاه [[روانی]] داشته، نه [[فکری]] و [[عقلانی]]؛ برای نمونه، [[شک]] [[قوم لوط]] در وقوع [[عذاب]] با واژه «امتراء» ([[حجر]] / ۱۵، ۶۳)، شک [[قوم ثمود]] در [[رسالت]] [[صالح]]{{ع}} با دو واژه «شک» و «مُریب» ([[غافر]] / ۴۰، ۳۴)، شک در رسالت [[عیسی]]{{ع}} با واژههای «یَمْترون» و «مُمْترین» (آلعمران / ۳، ۵۹ - ۶۰)، شک در [[رسالت پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}}با واژه «ارتیاب» (عنکبوت / ۲۹، ۴۸ و [[نور]] / ۲۴، ۵۰) و شک در [[قیامت]] با واژههای «امتراء» (انعام / ۶، ۲) و «مریه» (فصّلت / ۴۱، ۵۴) و «مُریب» ([[سبأ]] / ۳۴، ۵۴) آمده است. | |||
[[قرآن]]، شک پیش از [[علم]] و پیش از دستیابی به [[ادله]] را ناروا نمیداند و به [[صراحت]] اعلام داشته چنانچه [[مردم]] در [[درستی]] [[آموزههای دینی]] شک دارند، [[پیامبر]]{{صل}}باید [[روشنگری]] کند: «قُل یـاَیُّهَا النّاسُ اِن کُنتُم فی شَکٍّ مِن دینی فَلا اَعبُدُ الَّذینَ تَعبُدونَ مِن دونِ [[اللّه]] و لـکِن اَعبُدُ اللّهَ الَّذی یَتَوَفّـیـکُم و اُمِرتُ اَن اَکونَ مِنَ المُؤمِنین» ([[یونس]] / ۱۰، ۱۰۴)، <ref>التبیان، ج۵، ص۴۴۰؛ التفسیر الکبیر، ج۱۷، ص۱۷۳.</ref> بلکه شک پس از علم در حقایق [[ایمانی]] را ناروا میداند. <ref>از شک تا یقین، ص۵۳ - ۵۵. </ref> برخی با تقسیم عوامل پیدایش شک <ref>از شک تا یقین، ص۹۹ - ۱۴۹.</ref> گفتهاند: شک در حقایق دینی، یا برخاسته از [[ضعف]] [[قوه]] [[تعقل]] است، یا ناشی از [[انحراف]] <ref>از شک تا یقین، ص۶۳، ۱۰۳.</ref> و همانگونه که گفته شده، بر اساس [[آیات]] «اَلقیا فی جَهَنَّمَ کُلَّ کَفّارٍ عَنید * مَنّاعٍ لِلخَیرِ مُعتَدٍ مُریب» (ق / ۵۰، ۲۴ - ۲۵) [[سرپیچی]] در برابر [[حق]] و [[دشمنی]] با آن به «ریب» میانجامد. به نظر میرسد میان عناصر یادشده در دو [[آیه]] نوعی تلازم وجود دارد و بر این اساس، [[شک]]، در [[تجاوز]] از حدود [[عبودیت]] و [[عناد]] با حق و [[کفران]] [[نعمتهای الهی]] و از جمله مهمترین آنها [[کفران نعمت]] [[هدایت]] ریشه دارد<ref>المیزان، ج۱۸، ص۳۱۵.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی]] و [[علیجان کریمی|کریمی]]، [[شک (مقاله)|مقاله «شک»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | |||
==پیامدهای [[شک]]== | |||
پیامد شک منطقی، جستوجو و دستیابی به [[علم یقینی]] است؛ ولی اگر شک خاستگاه [[روانی]] داشته باشد، پیامدهای زیانباری دارد. | |||
به نظر برخی، با دقت در [[آیات قرآن]] به این [[حقیقت]] میرسیم که شکی را میتوان هممرز با [[کفر]] دانست که از مصادیق ریب، مریه، یا [[جهل]] تقصیری باشد و نه صِرف تردید [[ذهنی]] یا روانی درباره گزارههای [[دینی]]. <ref>پژوهش دینی، ش ۱۲، ص۲۸۲، «نگاهی نو به معناشناسی شک و یقین در قرآن». </ref> چنین شکی از صفات بارز [[منافقان]] است که پیامدی جز [[سرگردانی]] و [[حیرت]] ندارد که هیچگاه از میان نمیرود و به [[یقین]] و [[آرامش]] بدل نمیشود ([[توبه]] / ۹، ۴۵؛ [[نور]] / ۲۴، ۵۰)، <ref>المیزان، ج۱۹، ص۳۹۱. </ref> زیرا [[قلب]] [[بیمار]] آنان خاستگاه آن است <ref>تسنیم، ج۲، ص۱۳۷ - ۱۳۸. </ref> و [[محرومیت]] از [[ادراک]] [[حقایق]] (دخان / ۴۴، ۷ - ۹)، عدم [[اطاعت از خدا]] و [[رسول]] (نور / ۲۴، ۴۷ - ۴۸ و ۵۰) و بقای بر کفر و [[گمراهی]] ([[ابراهیم]] / ۱۴، ۹ - ۱۰؛ [[غافر]] / ۴۰، ۳۴) از دیگر آثار چنین شکیاند. [[کیفر]] چنین کسانی در [[قیامت]] نیز محرومیت از [[مغفرت]] (ابراهیم / ۱۴، ۹ - ۱۰) و ورود به [[دوزخ]] خواهد بود. (ق / ۵۰، ۲۴ - ۲۵؛ [[سبأ]] / ۳۴، ۵۳ - ۵۴؛ دخان / ۴۴، ۴۸ - ۵۰؛ [[حدید]] / ۵۷، ۱۳ - ۱۴) شک اینان فقط هنگام گرفتار شدن به [[عذاب دنیوی]] یا [[اخروی]] درمان میشود. ([[حجّ]] / ۲۲، ۵۵).<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی]] و [[علیجان کریمی|کریمی]]، [[شک (مقاله)|مقاله «شک»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | |||
==درمان [[شک]]== | |||
با توجه به خاستگاه شک، راه درمان و [[مبارزه]] با آن متفاوت است: [[شک]] اگر خاستگاهی [[معرفتی]] داشته باشد، با توجه به موضوع آن با ابزاری متناسب با آن، مانند مطالعه [[حسی]] و [[تجربی]]، [[اعتماد]] بر [[عقل سلیم]] و تکیه نکردنِ صرف بر طرق حسی [[شناخت]] و نیز [[روشنگری]] باید درمان شود؛ برای مثال، [[قرآن کریم]] شک در وجود [[خدا]] را با مطالعه پدیدهها و [[وابستگی]] وجودیآنها به خدا زوالپذیر میداند ([[ابراهیم]] / ۱۴، ۱۰) <ref>نک: التبیان، ج۶، ص۲۷۹؛ المیزان، ج۱۲، ص۲۷.</ref> یا میفرماید شک درباره [[قرآن]] را با [[تأمل]] در [[فصاحت]] و [[بلاغت]] و [[انسجام]] مطالب آن بزدایید <ref>نک: التفسیر الکبیر، ج۲، ص۲۶۶؛ التحریر و التنویر، ج۱، ص۲۱ - ۲۲؛ نمونه، ج۱، ص۶۵.</ref> و شک در برخی امور را با [[اقامه برهان]] حسی و شواهد [[تاریخی]] برمیدارد. (ابراهیم / ۱۴، ۹) شک درباره امکان [[حیات]] پس از [[مرگ]] با وجود [[مشاهده]] حسی آن در عالم [[طبیعت]] را نیز شگفتآور میداند (انعام / ۶، ۲؛ ق / ۵۰، ۱۵) و در [[آیات]] ۴۳ - ۵۵ [[سوره الرحمن]] / ۵۵ یادآور شده تأمل در پیدایش [[نظام]] [[بدیع]] و [[تدبیر]] آن و نیز تأمل در [[تاریخ]] [[اقوام]] پیشین جایی برای شک نمیگذارد که همه [[نعمتها]] از سوی خدایند <ref>نک: المیزان، ج۱۹، ص۵۰. </ref> یا مثلاً روشنگری در باره شمار خازنان [[دوزخ]] را سبب [[یقین]] [[اهل کتاب]] و [[مؤمنان]] و رفع تردید آنان در [[حقانیت]] گزارش خود در این باره میداند. (مدثّر / ۷۴، ۳۱) اگر شک خاستگاهی [[روانی]] داشته و ناشی از [[انحراف]] [[دل]] و [[کوری]] [[باطن]] باشد، از طریق [[معنویات]]، مانند [[تقوا]] و [[دوری از گناه]] و کارهای خوب و [[پسندیده]] میتوان با شک به مبارزه برخاست؛<ref>نیز نک: از شک تا یقین، ص۱۷۰ - ۱۷۳.</ref> برای نمونه، حواریان [[حضرت عیسی]]{{ع}}علت درخواست [[مائده]] آسمانی از آن [[حضرت]] را دستیابی به [[علم یقینی]] در [[صدق]] گفتههای ایشان دانستند تا نزد [[بنیاسرائیل]] نیز به آن [[گواهی]] دهند. ([[مائده]] / ۵، ۱۱۲ - ۱۱۳) در موضوعات خارجی میتوان با تمهیدات و بهکارگیری ابزار مناسب از [[شک]] [[پیشگیری]] کرد؛ برای نمونه، [[قرآن]] به [[مؤمنان]] توصیه کرده برای اینکه درباره جزئیات قراردادهایتان به [[شک و تردید]] نیفتید، سند مکتوب تنظیم کنید (بقره / ۲، ۲۸۲)، یا فرموده: اگر خواستید شک خود را در باره [[صداقت]] [[گواهان]] غیر همکیش خود در [[وصیت]] یکی از [[درگذشتگان]] خود بزدایید، از راه [[سوگند]] دادن آنان پس از [[نماز]]، [[شک]] خود را برطرف کنید (مائده / ۵، ۱۰۶)، یا درباره [[زدودن شک]] [[زنان]] مطلّقه در یائسه شدن خود، فرموده تا سه ماه عده نگه دارند. ([[طلاق]] / ۶۵، ۴).<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی]] و [[علیجان کریمی|کریمی]]، [[شک (مقاله)|مقاله «شک»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | |||
==شک در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم== | ==شک در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم== | ||