بدیل بن ابی‌ماریه: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == == منابع ==' به '== منابع =='
جز (جایگزینی متن - '</div> <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">' به '</div>')
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == == منابع ==' به '== منابع ==')
خط ۱۱: خط ۱۱:


در پی [[نزول]] این آیه پیامبر این دو [[نصرانی]] را تا پس از [[نماز عصر]] نزد خود نگاهداشت و پس از نماز از آن دو خواست تا سوگند یاد کنند. چون آن دو بر بی‌اطلاعی از وجود جام قسم خوردند [[آزاد]] شدند؛ ولی پس از مدتی که این جام نزد آنان ـ و بنا بر قولی نزد یکی از اهالی [[مکّه]] <ref>جامع‌البیان، مج ۵، ج ۷، ص ۱۵۶؛ تاریخ دمشق، ج ۱۱، ص ۶۹؛ زادالمسیر، ج ۲، ص ۴۴۴.</ref> ـ پیدا شد، [[تمیم]] و [[عدی]] مدعی شدند که این جام را از بدیل خریده‌اند. پس دوباره مسئله با [[پیامبر]] در میان گذاشته شد و در پی آن [[آیات]] {{متن قرآن|فَإِنْ عُثِرَ عَلَى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمًا فَآخَرَانِ يَقُومَانِ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الأَوْلَيَانِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ لَشَهَادَتُنَا أَحَقُّ مِن شَهَادَتِهِمَا وَمَا اعْتَدَيْنَا إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِينَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يَأْتُواْ بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَا أَوْ يَخَافُواْ أَن تُرَدَّ أَيْمَانٌ بَعْدَ أَيْمَانِهِمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاسْمَعُواْ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«پس اگر دانسته شود که آن دو گواه خیانت کرده‌اند، دو تن دیگر از میان همان کسانی که آن دو شاهد سزاوارتر در حق آنان خیانت کردند، جای آن دو را می‌گیرند و به خداوند سوگند می‌خورند که: گواهی ما درست‌تر از گواهی آن دو تن است و ما (از راستی) تجاوز نکرده‌ایم که اگر کنیم بی‌گمان از ستمکاران خواهیم بود. این (روش) نزدیک‌تر است به اینکه گواهی دادن را درست به جای آورند یا بترسند که سوگندهایی جایگزین سوگندهای آنان شود و از خداوند پروا کنید و گوش فرا دهید و خداوند گروه نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۱۰۷-۱۰۸.</ref> نازل گردید. پس پیامبر{{صل}} دو نفر از اولیای بدیل را به نام‌های [[عبدالله بن عمرو بن عاص]] و [[مطلب بن ابی وَداعَه]]<ref>التبیان، ج ۴، ص ۴۷؛ کشف‌الاسرار، ج ۳، ص ۲۵۳؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۴۰۰.</ref> احضار کرد و آنان را سوگند داد مبنی بر اینکه این جام متعلق به بدیل است و بدین ترتیب جام را از تمیم و عَدِیّ گرفت و به [[خانواده]] بدیل بازگرداند.<ref>جامع‌البیان، مج ۵، ج ۷، ص ۱۵۷؛ التبیان، ج ۴، ص ۴۳، ۴۷؛ مجمع‌البیان، ج ۳، ص ۴۰۰.</ref> بنابر [[روایت]] دیگری از تمی م‌داری این [[سفر]] پیش از [[اسلام]] بود و چون تمیم [[مسلمان]] شد و از عمل خود متأثر گردید ماجرا را برای خانواده بدیل [[نقل]] کرد و ۵۰۰ درهمی را که از فروش جام نصیب او شده بود به آنان باز گرداند؛ ولی چون شریکش عَدی از باز پس دادن سهم خود [[امتناع]] ورزید مسئله را برای [[پیامبر]] مطرح کردند که [[عدی]] به [[دروغ]] [[سوگند]] یاد کرد و این [[آیات]] نیز نازل گردید.<ref>جامع‌البیان، مج ۵، ج ۷، ص ۱۵۶ ـ ۱۵۷؛ تاریخ دمشق، ج ۱۱، ص ۷۰؛ التعریف و الاعلام، ص ۱۰۰.</ref> در بعضی از منابع تفاوت‌هایی درباره شخصیت‌های این ماجرا وجود دارد؛ در این گزارش‌ها آمده که [[تمیم]] [[مسلمان]] در [[سفر]] [[بیمار]] شد و همسفران [[نصرانی]] او بُدیل و عدی جام او را ربودند.<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۲۱۶ ـ ۲۱۷؛ الکافی، ج ۷، ص ۱۲؛ بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۷۵ ـ ۷۶.</ref> اینان وقتی [[اموال]] تمیم را به خانواده‌اش رساندند و آنها چون جام را در اموال باز گردانده شده ندیدند از بدیل و عدی پرسیدند: آیا [[بیماری]] تمیم دراز مدت بوده است؟ و در این میان بخشی از [[مال]] خود را بخشیده است؟ گفتند: نه او فقط چند [[روز]] بیمار بود. پرسیدند: آیا تمیم در [[تجارت]] خود زیان کرد؟ گفتند: نه او اصلاً تجارت نکرد. پرسیدند: آیا دزدی متاعی از او به [[سرقت]] برده است؟ گفتند: نه، چنین نیست، پس [[ورثه]] تمیم گفتند: ولی از اموال او یک جام منقوش به طلا و یک قلاده کم است. چون بدیل و عدی از وجود چنین اموالی اظهار بی‌اطلاعی کردند ماجرا با پیامبر{{صل}} در میان گذاشته شد<ref>الکافی، ج۷، ص۱۲؛ وسائل‌الشیعه، ج۱۹، ص ۳۱۴؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۰۸ ـ ۱۰۹.</ref>.<ref>[[سید علی خیرخواه علوی|خیرخواه علوی، سید علی]]، [[بدیل بن ابی ماریه (مقاله)|مقاله «بدیل بن ابی ماریه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۵.</ref>
در پی [[نزول]] این آیه پیامبر این دو [[نصرانی]] را تا پس از [[نماز عصر]] نزد خود نگاهداشت و پس از نماز از آن دو خواست تا سوگند یاد کنند. چون آن دو بر بی‌اطلاعی از وجود جام قسم خوردند [[آزاد]] شدند؛ ولی پس از مدتی که این جام نزد آنان ـ و بنا بر قولی نزد یکی از اهالی [[مکّه]] <ref>جامع‌البیان، مج ۵، ج ۷، ص ۱۵۶؛ تاریخ دمشق، ج ۱۱، ص ۶۹؛ زادالمسیر، ج ۲، ص ۴۴۴.</ref> ـ پیدا شد، [[تمیم]] و [[عدی]] مدعی شدند که این جام را از بدیل خریده‌اند. پس دوباره مسئله با [[پیامبر]] در میان گذاشته شد و در پی آن [[آیات]] {{متن قرآن|فَإِنْ عُثِرَ عَلَى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمًا فَآخَرَانِ يَقُومَانِ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الأَوْلَيَانِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ لَشَهَادَتُنَا أَحَقُّ مِن شَهَادَتِهِمَا وَمَا اعْتَدَيْنَا إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِينَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يَأْتُواْ بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَا أَوْ يَخَافُواْ أَن تُرَدَّ أَيْمَانٌ بَعْدَ أَيْمَانِهِمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاسْمَعُواْ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«پس اگر دانسته شود که آن دو گواه خیانت کرده‌اند، دو تن دیگر از میان همان کسانی که آن دو شاهد سزاوارتر در حق آنان خیانت کردند، جای آن دو را می‌گیرند و به خداوند سوگند می‌خورند که: گواهی ما درست‌تر از گواهی آن دو تن است و ما (از راستی) تجاوز نکرده‌ایم که اگر کنیم بی‌گمان از ستمکاران خواهیم بود. این (روش) نزدیک‌تر است به اینکه گواهی دادن را درست به جای آورند یا بترسند که سوگندهایی جایگزین سوگندهای آنان شود و از خداوند پروا کنید و گوش فرا دهید و خداوند گروه نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۱۰۷-۱۰۸.</ref> نازل گردید. پس پیامبر{{صل}} دو نفر از اولیای بدیل را به نام‌های [[عبدالله بن عمرو بن عاص]] و [[مطلب بن ابی وَداعَه]]<ref>التبیان، ج ۴، ص ۴۷؛ کشف‌الاسرار، ج ۳، ص ۲۵۳؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۴۰۰.</ref> احضار کرد و آنان را سوگند داد مبنی بر اینکه این جام متعلق به بدیل است و بدین ترتیب جام را از تمیم و عَدِیّ گرفت و به [[خانواده]] بدیل بازگرداند.<ref>جامع‌البیان، مج ۵، ج ۷، ص ۱۵۷؛ التبیان، ج ۴، ص ۴۳، ۴۷؛ مجمع‌البیان، ج ۳، ص ۴۰۰.</ref> بنابر [[روایت]] دیگری از تمی م‌داری این [[سفر]] پیش از [[اسلام]] بود و چون تمیم [[مسلمان]] شد و از عمل خود متأثر گردید ماجرا را برای خانواده بدیل [[نقل]] کرد و ۵۰۰ درهمی را که از فروش جام نصیب او شده بود به آنان باز گرداند؛ ولی چون شریکش عَدی از باز پس دادن سهم خود [[امتناع]] ورزید مسئله را برای [[پیامبر]] مطرح کردند که [[عدی]] به [[دروغ]] [[سوگند]] یاد کرد و این [[آیات]] نیز نازل گردید.<ref>جامع‌البیان، مج ۵، ج ۷، ص ۱۵۶ ـ ۱۵۷؛ تاریخ دمشق، ج ۱۱، ص ۷۰؛ التعریف و الاعلام، ص ۱۰۰.</ref> در بعضی از منابع تفاوت‌هایی درباره شخصیت‌های این ماجرا وجود دارد؛ در این گزارش‌ها آمده که [[تمیم]] [[مسلمان]] در [[سفر]] [[بیمار]] شد و همسفران [[نصرانی]] او بُدیل و عدی جام او را ربودند.<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۲۱۶ ـ ۲۱۷؛ الکافی، ج ۷، ص ۱۲؛ بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۷۵ ـ ۷۶.</ref> اینان وقتی [[اموال]] تمیم را به خانواده‌اش رساندند و آنها چون جام را در اموال باز گردانده شده ندیدند از بدیل و عدی پرسیدند: آیا [[بیماری]] تمیم دراز مدت بوده است؟ و در این میان بخشی از [[مال]] خود را بخشیده است؟ گفتند: نه او فقط چند [[روز]] بیمار بود. پرسیدند: آیا تمیم در [[تجارت]] خود زیان کرد؟ گفتند: نه او اصلاً تجارت نکرد. پرسیدند: آیا دزدی متاعی از او به [[سرقت]] برده است؟ گفتند: نه، چنین نیست، پس [[ورثه]] تمیم گفتند: ولی از اموال او یک جام منقوش به طلا و یک قلاده کم است. چون بدیل و عدی از وجود چنین اموالی اظهار بی‌اطلاعی کردند ماجرا با پیامبر{{صل}} در میان گذاشته شد<ref>الکافی، ج۷، ص۱۲؛ وسائل‌الشیعه، ج۱۹، ص ۳۱۴؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۰۸ ـ ۱۰۹.</ref>.<ref>[[سید علی خیرخواه علوی|خیرخواه علوی، سید علی]]، [[بدیل بن ابی ماریه (مقاله)|مقاله «بدیل بن ابی ماریه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۵.</ref>
== جستارهای وابسته ==


== منابع ==
== منابع ==
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش