مهدویت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[مهدویت در حدیث]] - [[مهدویت در کلام اسلامی]] - [[مهدویت در فلسفه اسلامی]] - [[مهدویت در عرفان اسلامی]] - [[وظیفه مهدویت]]</div>
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[مهدویت در حدیث]] - [[مهدویت در کلام اسلامی]] - [[مهدویت در فلسفه اسلامی]] - [[مهدویت در عرفان اسلامی]] - [[وظیفه مهدویت]]</div>
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[مهدویت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[مهدویت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
==مقدمه==
برخی [[آیات قرآنی]] درباره [[آینده جهان]] و اینکه سرانجام، [[صالحان]] [[حکومت]] [[زمین]] را در دست می‌گیرند، به اشاره و تصریح سخن گفته‌اند. [[مفسران]] بر آن‌اند که این [[آیات]] [[نظر به امام مهدی]] {{ع}} دارند. پاره‌ای [[آیات]] دیگر نیز از [[ولایت باطنی امام]] [[مهدی]] {{ع}} سخن گفته‌اند. برخی از آیاتی که درباره [[حضرت مهدی]] {{ع}} آمده‌اند، عبارت‌اند از:
#"ما در [[زبور]] پس از ذکر تورات‌ نوشته‌ایم که سرانجام [[زمین]] را [[بندگان]] [[شایسته]] ما به [[میراث]] می‌برند".<ref>{{متن قرآن| وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}؛ سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref> از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] است که این [[بندگان]] [[شایسته]]، [[اصحاب]] [[مهدی]] {{ع}} در آخر الزمان‌اند<ref>مجمع البیان‌، ۸- ۷/ ۶۶.</ref>.
#"ما می‌خواهیم بر [[مستضعفان]] منت نهیم و آنان را [[پیشوایان]] و [[وارثان زمین]] کنیم"<ref>{{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ }}؛ سوره قصص، آیه ۵.</ref>. [[امامان]] {{عم}} مراد این [[آیه]] را برپایی [[حکومت جهانی حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته‌اند<ref>نور الثقلین، ۵/ ۳۱۰ و ۳۱۱.</ref>.
#"[[خداوند]] به کسانی از شما که [[ایمان]] آورده و کارهای [[شایسته]] کرده‌اند، [[وعده]] داد که آنان را [[خلیفه]] روی [[زمین]] می‌سازد؛ همان سان که پیشینیان را [[خلافت]] روی [[زمین]] بخشید و آیینی را که برای آنان [[پسندیده]] است، پابرجا می‌کند و [[ترس]] آنان را به [[امنیت]] مبدل می‌سازد"<ref>{{متن قرآن|وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}؛ سوره نور، آیه ۵۶.</ref>. [[امامان معصوم]] {{عم}} فرموده‌اند که این [[آیه]] نیز به [[حضرت مهدی]] {{ع}} اشارت دارد. [[نقل]] کرده‌اند که [[حضرت زین العابدین]]، این [[آیه]] را خواند و فرمود: "به [[خدا]] [[سوگند]]، اینان [[شیعه]] مایند. [[خداوند]] [[وعده]] خویش را برای آنان به دست مردی از ما تحقق می‌بخشد و او، [[مهدی این امت]] است". این مضمون، از [[امام باقر]] و [[امام جعفر صادق ]]{{ع}} نیز [[نقل]] شده است<ref>مجمع البیان، ۸- ۷/ ۱۵۲.</ref>.
#"ای کسانی که [[ایمان]] آورده‌اید! هر کس از شما از [[آیین]] خویش بازگردد، [[خداوند]] در [[آینده]] گروهی را می‌آورد که آنان را [[دوست]] دارد و آنان نیز او را [[دوست]] دارند؛ در برابر [[مؤمنان]] فروتن‌اند و در برابر [[کافران]] سرسخت و نیرومند. آنان به [[راه خدا]] [[جهاد]] می‌کنند و از [[سرزنش]] سرزنش‌کنندگان [[بیم]] نمی‌برند"<ref>{{متن قرآن| يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}؛
سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>. در [[روایت]] است که [[امام صادق]] {{ع}} مراد این [[آیه شریف]] را [[یاران حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته است<ref>سیمای حضرت مهدی در قرآن‌، ۱۱۸.</ref>. در برخی [[تفاسیر]] نیز آمده است که این [[آیه]] درباره [[حضرت قائم]] و [[اصحاب]] او نازل شده است که به [[راه خدا]] می‌جنگند و از چیزی [[پروا]] نمی‌کنند<ref>تفسیر قمی‌، ۱/ ۱۷۰.</ref>.
#"[[بقیة الله]] برای شما [[مردم]] بهتر است اگر [[مؤمن]] باشید"<ref>{{متن قرآن|بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ }}؛ سوره هود، آیه۸۶.</ref>. از برخی [[روایات]] برمی‌آید که مراد از "[[بقیة الله]]" [[حضرت مهدی]] {{ع}} است؛ همانند روایتی که بنابر آن، کسی از [[امام صادق]] {{ع}} می‌پرسد: چون می‌خواهیم به [[حضرت قائم]] [[سلام]] گوییم، آیا می‌توانیم او را [[امیرالمؤمنین]] خطاب کنیم؟ فرمود: نه؛ این [[لقب]] را [[خداوند]] تنها به [[علی بن ابی‌طالب]] داده است. پرسید: او را چه خطاب کنیم؟ فرمود: بگویید: {{عربی|" السَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ‏ ‏"}} آن گاه [[امام]] {{ع}} این [[آیه]] را بر زبان آورد: {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ...}}<ref>«برنهاده خداوند برای شما بهتر است...» سوره هود، آیه ۸۶.</ref><ref>نور الثقلین‌، ۳/ ۳۱۱ و ۳۱۳.</ref> افزون بر این آیاتی دیگر نیز به [[حضرت مهدی]] {{ع}} و رخدادهای [[آخرالزمان]] و حوادث مقارن [[ظهور]] و پس از آن، [[تفسیر]] شده‌اند و در این [[تفسیر]] بر [[احادیث نبوی]] {{صل}} و [[علوی]] {{ع}} و دیگر [[امامان معصوم]] {{عم}} استناد گشته است. می‌توان گفت که در همه منابع تفسیری [[شیعه]] ذیل این [[آیات]]، از [[حضرت مهدی]] نیز یاد شده است. افزون بر این، کتبی نیز ویژه [[آیات]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} تألیف شده‌اند؛ از آن جمله است: [[المحجة فیما نزل فی القائم الحجة]] نوشته [[سید هاشم بحرانی]]. این کتاب با نام‌ [[سیمای حضرت مهدی]] در قرآن‌ ترجمه شده است. نیز کتاب‌ المهدی فی القرآن‌ به قلم [[سید]] [[صادق]] [[حسینی]] شیرازی، بدین موضوع پرداخته است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 437.</ref>.
تفسیرهای معتبر [[اهل سنت]] نیز برخی [[آیات]] را درباره [[حضرت مهدی]] {{ع}} و [[ظهور]] او دانسته‌اند. از آن جمله است: غرائب القرآن، نوشته [[نظام]] نیشابوری؛ کشاف‌ نوشته جارالله [[زمخشری]]؛ [[روح]] المعانی‌، نوشته شهاب الدین آلوسی [[بغدادی]]؛ المنار نوشته [[شیخ محمد عبده]] [[مصری]]<ref>خورشید مغرب‌، ۱۲۲ و ۱۲۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 437-438.</ref>.
در [[قرآن کریم]]  ۳۲۴ [[آیه]] وجود دارد که بر اساس [[احادیث]] [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل بیت]] {{عم}} با [[مهدویت]] مرتبط است و در این مورد کتاب‌ها و مقالات مستقل و غیر مستقل زیادی [[نگارش]] یافته است. البته دلالت این [[آیات]] و اعتبار [[روایات]] ذیل آن‌ها یکسان نیست. بلکه احادیثی که ذیل این [[آیات]] [[نقل]] شده گاهی به [[تفسیر]] [[آیات]] و گاهی به [[تأویل]] و بطن و گاهی به تطبیق ([[جری]]) [[آیات]] اشاره دارد. همان طور که این [[آیات]] و [[روایات]] به موضوعات [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[نظامی]] و [[تاریخی]] [[مهدویت]] اشاره دارد.
[[آینده]] روشن [[بشریت]] در پرتو [[منجی]] [[آخرالزمان]] از موضوعاتی است که در [[ادیان الهی]] مطرح بوده است<ref>ر.ک: کتاب مقدس، مزامیر، مزمور ۳۷، ش ۹ ـ ۱۸ و مزمور ۹۶، ش ۱۰ ـ ۱۳ و نیز ملحقات عهد جدید، نامه دوم به پولوس، باب سوم و نیز در کتاب مقدس هندوها اوپانیشادها، ص ۷۳۷ و نیز در زرتشتی‌ها کتاب جاماسب نامه ۱۲۱.</ref>. و در [[اسلام]] نیز مسأله [[مهدویت]] در [[روایات]] [[شیعه]] و [[سنی]] آمده است<ref>ر.ک: بحارالانوار، مجلسی، ج ۱۳.</ref> و حتی در برخی [[روایات]] نام و مشخصات [[امام مهدی|مهدی آل محمد]] {{عم}} آمده است<ref>ر.ک: منتخب الاثر، صافی گلپایگانی.</ref>.
البته در [[قرآن کریم]]  به صورت صریح نام "[[امام مهدی|مهدی]]" (= [[امام مهدی|محمد بن الحسن]] {{ع}}) نیامده است بلکه نام هیچ کدام از [[امامان]] {{عم}} بیان نشده است. البته حکمت‌هایی برای این مطلب گفته شده از جمله اینکه اولاً [[قرآن]] در صدد نام بردن از [[صحابیان]] و بستگان [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} نبوده است مگر در موارد استثنائی مثل داستان [[زید]]<ref>{{متن قرآن| وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولا }}؛ سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref> و [[ابولهب]]<ref>{{متن قرآن|تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ}}؛ سوره مسد، آیه ۱.</ref> که برای بیان مطلبی (همچون [[حکم]] [[ازدواج]] [[زید]] و نفرین بر [[ابولهب]]) نام آنها [[ضرورت]] داشته است. ازاین رو در موارد متعددی، مطالب مربوط به [[زنان]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] و [[منافقان]] مشهور در [[قرآن]] آمده است ولی نامی از آنها برده نشده است<ref>نک: سوره تحریم، سوره منافقین ، و ...</ref>. و ثانیاً نام بردن افراد، موجب انگیزش حب و بغض‌های متعدد و [[زمینه‌ساز]] [[تحریف قرآن]] می‌شود. و ثالثاً در برخی [[احادیث]] از [[امام صادق]] {{ع}} در مورد نام [[امام علی|علی]] و [[اهل بیت]] {{عم}} که در [[قرآن]] نیامده است پرسش شد و ایشان به [[نماز]] اشاره کردند که [[حکم]] آن در [[قرآن]] نازل شده ولی از سه یا چهار رکعت بودن آن نامی به میان نیامده است تا خود [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] این قسمت را برای آنان [[تفسیر]] شده کند<ref>وافی، ج۲، باب ۳۰، (ما نص الله و رسوله علیهم).</ref>‌. ولی در [[احادیث]] و [[تفاسیر]] سیصد و بیست و چهار [[آیه]] مرتبط با وجود [[مقدس]] [[امام مهدی|امام عصر]] {{ع}} شمرده شده است<ref>ر.ک: ادامه همین نوشتار.</ref> که دلالت‌های آنها یکسان نیست بلکه گاهی [[تفسیر]]، [[تأویل]]، تطبیق ([[جری]]) و ... است و اعتبار [[احادیث]] تفسیری آنها نیز یکسان نیست.
[[اندیشه]] "[[مهدویت]]"، در [[اسلام]] ریشه [[قرآنی]] دارد و این [[کتاب آسمانی]]، با قاطعیت تمام، [[پیروزی]] نهایی "[[حق]]" بر "[[باطل]]" را به تمامی [[انسان‌ها]] نوید داده است. [[قرآن]] در باره [[ظهور]] و [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} به صورت کلی بحث کرده و [[بشارت]] به تشکیل [[حکومت عدل جهانی]] و [[پیروزی]] [[صالحان]] داده است. [[مفسران شیعه]] و برخی از [[مفسران اهل سنت]]، این‌گونه [[آیات]] را- به استناد [[روایات اهل بیت]] {{عم}} و نظرات [[دانشمندان]] اسلامی‌مربوط به [[حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته‌اند. در اینجا از مجموع [[آیات]] قرآنی- که ناظر به این موضوع است و صراحت بیشتری دارد تنها چند [[آیه]] [[نقل]] و بررسی می‌شود. آیاتی از [[قرآن مجید]] که در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است‌. اینجا درباره آیاتی از [[قرآن مجید]] است که با استفاده از سخنان گهربار [[معصومین]] {{عم}}، در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است. ابتدا تعریف و مفهوم این سه واژه ـ به صورت مختصر ـ بیان می‌گردد:
#[[تفسیر]]: "[[تفسیر]]" از واژه "فسر"، به‌معنای روشن کردن و [[آشکار]] ساختن است و در "اصطلاح" عبارت است از: "زدودن ابهام از لفظ مشکل و دشوار که در انتقال معنای موردنظر، نارسا و دچار اشکال است". ماده "فسر"، در باب "تفعیل" بیانگر مبالغه در دستیابی به معنا است. از این‌رو [[تفسیر]]، تنها کنار زدن نقاب از چهره لفظ مشکل و نارسا نیست؛ بلکه شامل زدودن ابهام موجود در دلالت [[کلام]]، نیز می‌شود. [[تفسیر]]، در جایی است که گونه‌ای ابهام، در لفظ وجود دارد و این موجب ابهام در معنا و دلالت [[کلام]] می‌شود و برای زدودن آن، کوشش فراوانی لازم است<ref>ر.ک: محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۱۸.</ref>. از آنجایی که [[فهم]] پاره‌ای از [[آیات قرآن]]، بر عموم [[مردم]] پوشیده است، ناگزیر [[نیازمند]] بیان و پرده‌برداری است و این مهم برعهده کسانی است که صلاحیت و [[توانایی]] چنین امری را دارند و مورد تأیید [[خداوند]] متعال‌اند.
#تأویل‌: [[تفسیر]] و [[تأویل]]، در گذشته دو لفظ مترادف بود؛ لذا [[طبری]] در [[تفسیر]] جامع البیان آن دو را به یک معنا گرفته و در موقع [[تفسیر]] [[آیات]] گفته است: "القول فی [[تأویل]] الایة". در اصطلاح متأخران، "[[تأویل]]" به معنای مغایر با [[تفسیر]] و شاید اخص از آن به کار رفته است. [[تأویل]] از "اول"، به معنای بازگشت به اصل است. [[تأویل]] یک چیز؛ یعنی، برگرداندن آن به مکان و مصدر اصلی خودش و [[تأویل]] لفظ [[متشابه]]؛ یعنی، توجیه ظاهر آن، به‌طوری‌که به معنای واقعی و اصیل خودش بازگردد<ref>محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۲۲ و ۲۳.</ref>. این واژه در [[قرآن]] به سه معنا آمده است:
#توجیه ظاهر لفظ یا عمل [[متشابه]]؛ به‌گونه‌ای صحیح که مورد قبول [[عقل]] و مطابق با [[نقل]] باشد<ref>آل عمران، آیه ۷.</ref>.
#[[تعبیر خواب]]؛ [[تأویل]] به این معنا، هشت بار در سوره [[یوسف]] آمده است.
#فرجام و حاصل کار؛ بر این اساس [[تأویل]] یک موضوع؛ یعنی، آنچه که آن موضوع، بدان منتهی می‌شود<ref>کهف، آیه ۷۸.</ref>.
#معنای چهارم- که در [[قرآن]] نیامده، ولی در [[کلام]] پیشینیان هست- عبارت است از: انتزاع مفهوم عام و گسترده، از آیه‌ای که در مورد خاصی نازل شده است... از [[تأویل]] به این معنا، گاهی به "بطن"؛ یعنی، معنای ثانوی و پوشیده‌ای که از ظاهر [[آیه]] به دست نمی‌آید، هم تعبیر شده است. در مقابل "ظهر"؛ یعنی، معنای اولیه‌ای که ظاهر [[آیه]] برحسب وضع و کاربرد، آن‌ معنا را می‌فهماند. این معنا دارای دامنه‌ای گسترده و ضامن عمومیت [[قرآن]] است و موجب می‌شود [[قرآن]] شامل تمام زمان‌ها و دوران‌ها باشد؛ زیرا اگر مفاهیم فراگیر، برگرفته شده از موارد خاص، نباشد؛ بسیاری از [[آیات قرآن]] بی‌ثمر می‌شود و فایده‌ای جز [[ثواب]] [[تلاوت]] و ترتیل آن نخواهد داشت<ref>محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۲۵ و ۲۶.</ref>. بی‌گمان در [[قرآن]]، [[آیات]] متشابهی وجود دارد که باید [[تأویل]] گردد؛ ولی جز [[خداوند]] و [[راسخان در علم]]، کسی آن را نمی‌داند<ref>آل عمران، آیه ۷.</ref>. [[تأویل]] دارای شرایط و ملاک‌هایی است که در کتاب‌های مربوط بیان شده است.
#تطبیق‌: در [[آیات قرآن]]، مطالب فراوانی به لفظ عام بیان شده که در هر زمان، بر عده‌ای قابل انطباق است. گاهی نیز لفظ آیه‌ای "خاص" است؛ ولی معنای آن "عمومیت" دارد و شامل کسانی نیز می‌شود که شبیه آن عمل از آنان صادر شده است. با توجه به نکات یاد شده، برخی از [[آیات]] مربوط به [[حضرت مهدی]] {{ع}} و [[انقلاب جهانی]] آن [[حضرت]] بدین شرح است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج‌۱، ص۳۱-۳۳.</ref>:


==مفهوم‌شناسی==
==مفهوم‌شناسی==
خط ۷۴: خط ۴۶:
#[[سیمای حضرت مهدی در قرآن (کتاب)|سیمای حضرت مهدی در قرآن]]، سید جواد رضوی، چاپ موعود.
#[[سیمای حضرت مهدی در قرآن (کتاب)|سیمای حضرت مهدی در قرآن]]، سید جواد رضوی، چاپ موعود.
#جلد ۱۳ [[بحارالانوار]]، [[علامه مجلسی]] (م ۱۱۱۱ ق) که به فارسی نیز ترجمه شده، و بسیاری از آیات و روایات [[مهدویت]] را جمع آوری کرده است.
#جلد ۱۳ [[بحارالانوار]]، [[علامه مجلسی]] (م ۱۱۱۱ ق) که به فارسی نیز ترجمه شده، و بسیاری از آیات و روایات [[مهدویت]] را جمع آوری کرده است.
==قرآن و امام مهدی {{ع}}==
برخی [[آیات قرآنی]] درباره [[آینده جهان]] و اینکه سرانجام، [[صالحان]] [[حکومت]] [[زمین]] را در دست می‌گیرند، به اشاره و تصریح سخن گفته‌اند. [[مفسران]] بر آن‌اند که این [[آیات]] [[نظر به امام مهدی]] {{ع}} دارند. پاره‌ای [[آیات]] دیگر نیز از [[ولایت باطنی امام]] [[مهدی]] {{ع}} سخن گفته‌اند. برخی از آیاتی که درباره [[حضرت مهدی]] {{ع}} آمده‌اند، عبارت‌اند از:
#"ما در [[زبور]] پس از ذکر تورات‌ نوشته‌ایم که سرانجام [[زمین]] را [[بندگان]] [[شایسته]] ما به [[میراث]] می‌برند".<ref>{{متن قرآن| وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}؛ سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref> از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] است که این [[بندگان]] [[شایسته]]، [[اصحاب]] [[مهدی]] {{ع}} در آخر الزمان‌اند<ref>مجمع البیان‌، ۸- ۷/ ۶۶.</ref>.
#"ما می‌خواهیم بر [[مستضعفان]] منت نهیم و آنان را [[پیشوایان]] و [[وارثان زمین]] کنیم"<ref>{{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ }}؛ سوره قصص، آیه ۵.</ref>. [[امامان]] {{عم}} مراد این [[آیه]] را برپایی [[حکومت جهانی حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته‌اند<ref>نور الثقلین، ۵/ ۳۱۰ و ۳۱۱.</ref>.
#"[[خداوند]] به کسانی از شما که [[ایمان]] آورده و کارهای [[شایسته]] کرده‌اند، [[وعده]] داد که آنان را [[خلیفه]] روی [[زمین]] می‌سازد؛ همان سان که پیشینیان را [[خلافت]] روی [[زمین]] بخشید و آیینی را که برای آنان [[پسندیده]] است، پابرجا می‌کند و [[ترس]] آنان را به [[امنیت]] مبدل می‌سازد"<ref>{{متن قرآن|وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}؛ سوره نور، آیه ۵۶.</ref>. [[امامان معصوم]] {{عم}} فرموده‌اند که این [[آیه]] نیز به [[حضرت مهدی]] {{ع}} اشارت دارد. [[نقل]] کرده‌اند که [[حضرت زین العابدین]]، این [[آیه]] را خواند و فرمود: "به [[خدا]] [[سوگند]]، اینان [[شیعه]] مایند. [[خداوند]] [[وعده]] خویش را برای آنان به دست مردی از ما تحقق می‌بخشد و او، [[مهدی این امت]] است". این مضمون، از [[امام باقر]] و [[امام جعفر صادق ]]{{ع}} نیز [[نقل]] شده است<ref>مجمع البیان، ۸- ۷/ ۱۵۲.</ref>.
#"ای کسانی که [[ایمان]] آورده‌اید! هر کس از شما از [[آیین]] خویش بازگردد، [[خداوند]] در [[آینده]] گروهی را می‌آورد که آنان را [[دوست]] دارد و آنان نیز او را [[دوست]] دارند؛ در برابر [[مؤمنان]] فروتن‌اند و در برابر [[کافران]] سرسخت و نیرومند. آنان به [[راه خدا]] [[جهاد]] می‌کنند و از [[سرزنش]] سرزنش‌کنندگان [[بیم]] نمی‌برند"<ref>{{متن قرآن| يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}؛
سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>. در [[روایت]] است که [[امام صادق]] {{ع}} مراد این [[آیه شریف]] را [[یاران حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته است<ref>سیمای حضرت مهدی در قرآن‌، ۱۱۸.</ref>. در برخی [[تفاسیر]] نیز آمده است که این [[آیه]] درباره [[حضرت قائم]] و [[اصحاب]] او نازل شده است که به [[راه خدا]] می‌جنگند و از چیزی [[پروا]] نمی‌کنند<ref>تفسیر قمی‌، ۱/ ۱۷۰.</ref>.
#"[[بقیة الله]] برای شما [[مردم]] بهتر است اگر [[مؤمن]] باشید"<ref>{{متن قرآن|بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ }}؛ سوره هود، آیه۸۶.</ref>. از برخی [[روایات]] برمی‌آید که مراد از "[[بقیة الله]]" [[حضرت مهدی]] {{ع}} است؛ همانند روایتی که بنابر آن، کسی از [[امام صادق]] {{ع}} می‌پرسد: چون می‌خواهیم به [[حضرت قائم]] [[سلام]] گوییم، آیا می‌توانیم او را [[امیرالمؤمنین]] خطاب کنیم؟ فرمود: نه؛ این [[لقب]] را [[خداوند]] تنها به [[علی بن ابی‌طالب]] داده است. پرسید: او را چه خطاب کنیم؟ فرمود: بگویید: {{عربی|" السَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ‏ ‏"}} آن گاه [[امام]] {{ع}} این [[آیه]] را بر زبان آورد: {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ...}}<ref>«برنهاده خداوند برای شما بهتر است...» سوره هود، آیه ۸۶.</ref><ref>نور الثقلین‌، ۳/ ۳۱۱ و ۳۱۳.</ref> افزون بر این آیاتی دیگر نیز به [[حضرت مهدی]] {{ع}} و رخدادهای [[آخرالزمان]] و حوادث مقارن [[ظهور]] و پس از آن، [[تفسیر]] شده‌اند و در این [[تفسیر]] بر [[احادیث نبوی]] {{صل}} و [[علوی]] {{ع}} و دیگر [[امامان معصوم]] {{عم}} استناد گشته است. می‌توان گفت که در همه منابع تفسیری [[شیعه]] ذیل این [[آیات]]، از [[حضرت مهدی]] نیز یاد شده است. افزون بر این، کتبی نیز ویژه [[آیات]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} تألیف شده‌اند؛ از آن جمله است: [[المحجة فیما نزل فی القائم الحجة]] نوشته [[سید هاشم بحرانی]]. این کتاب با نام‌ [[سیمای حضرت مهدی]] در قرآن‌ ترجمه شده است. نیز کتاب‌ المهدی فی القرآن‌ به قلم [[سید]] [[صادق]] [[حسینی]] شیرازی، بدین موضوع پرداخته است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 437.</ref>.
تفسیرهای معتبر [[اهل سنت]] نیز برخی [[آیات]] را درباره [[حضرت مهدی]] {{ع}} و [[ظهور]] او دانسته‌اند. از آن جمله است: غرائب القرآن، نوشته [[نظام]] نیشابوری؛ کشاف‌ نوشته جارالله [[زمخشری]]؛ [[روح]] المعانی‌، نوشته شهاب الدین آلوسی [[بغدادی]]؛ المنار نوشته [[شیخ محمد عبده]] [[مصری]]<ref>خورشید مغرب‌، ۱۲۲ و ۱۲۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 437-438.</ref>.
در [[قرآن کریم]]  ۳۲۴ [[آیه]] وجود دارد که بر اساس [[احادیث]] [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل بیت]] {{عم}} با [[مهدویت]] مرتبط است و در این مورد کتاب‌ها و مقالات مستقل و غیر مستقل زیادی [[نگارش]] یافته است. البته دلالت این [[آیات]] و اعتبار [[روایات]] ذیل آن‌ها یکسان نیست. بلکه احادیثی که ذیل این [[آیات]] [[نقل]] شده گاهی به [[تفسیر]] [[آیات]] و گاهی به [[تأویل]] و بطن و گاهی به تطبیق ([[جری]]) [[آیات]] اشاره دارد. همان طور که این [[آیات]] و [[روایات]] به موضوعات [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[نظامی]] و [[تاریخی]] [[مهدویت]] اشاره دارد.
[[آینده]] روشن [[بشریت]] در پرتو [[منجی]] [[آخرالزمان]] از موضوعاتی است که در [[ادیان الهی]] مطرح بوده است<ref>ر.ک: کتاب مقدس، مزامیر، مزمور ۳۷، ش ۹ ـ ۱۸ و مزمور ۹۶، ش ۱۰ ـ ۱۳ و نیز ملحقات عهد جدید، نامه دوم به پولوس، باب سوم و نیز در کتاب مقدس هندوها اوپانیشادها، ص ۷۳۷ و نیز در زرتشتی‌ها کتاب جاماسب نامه ۱۲۱.</ref>. و در [[اسلام]] نیز مسأله [[مهدویت]] در [[روایات]] [[شیعه]] و [[سنی]] آمده است<ref>ر.ک: بحارالانوار، مجلسی، ج ۱۳.</ref> و حتی در برخی [[روایات]] نام و مشخصات [[امام مهدی|مهدی آل محمد]] {{عم}} آمده است<ref>ر.ک: منتخب الاثر، صافی گلپایگانی.</ref>.
البته در [[قرآن کریم]]  به صورت صریح نام "[[امام مهدی|مهدی]]" (= [[امام مهدی|محمد بن الحسن]] {{ع}}) نیامده است بلکه نام هیچ کدام از [[امامان]] {{عم}} بیان نشده است. البته حکمت‌هایی برای این مطلب گفته شده از جمله اینکه اولاً [[قرآن]] در صدد نام بردن از [[صحابیان]] و بستگان [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} نبوده است مگر در موارد استثنائی مثل داستان [[زید]]<ref>{{متن قرآن| وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولا }}؛ سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref> و [[ابولهب]]<ref>{{متن قرآن|تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ}}؛ سوره مسد، آیه ۱.</ref> که برای بیان مطلبی (همچون [[حکم]] [[ازدواج]] [[زید]] و نفرین بر [[ابولهب]]) نام آنها [[ضرورت]] داشته است. ازاین رو در موارد متعددی، مطالب مربوط به [[زنان]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] و [[منافقان]] مشهور در [[قرآن]] آمده است ولی نامی از آنها برده نشده است<ref>نک: سوره تحریم، سوره منافقین ، و ...</ref>. و ثانیاً نام بردن افراد، موجب انگیزش حب و بغض‌های متعدد و [[زمینه‌ساز]] [[تحریف قرآن]] می‌شود. و ثالثاً در برخی [[احادیث]] از [[امام صادق]] {{ع}} در مورد نام [[امام علی|علی]] و [[اهل بیت]] {{عم}} که در [[قرآن]] نیامده است پرسش شد و ایشان به [[نماز]] اشاره کردند که [[حکم]] آن در [[قرآن]] نازل شده ولی از سه یا چهار رکعت بودن آن نامی به میان نیامده است تا خود [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] این قسمت را برای آنان [[تفسیر]] شده کند<ref>وافی، ج۲، باب ۳۰، (ما نص الله و رسوله علیهم).</ref>‌. ولی در [[احادیث]] و [[تفاسیر]] سیصد و بیست و چهار [[آیه]] مرتبط با وجود [[مقدس]] [[امام مهدی|امام عصر]] {{ع}} شمرده شده است<ref>ر.ک: ادامه همین نوشتار.</ref> که دلالت‌های آنها یکسان نیست بلکه گاهی [[تفسیر]]، [[تأویل]]، تطبیق ([[جری]]) و ... است و اعتبار [[احادیث]] تفسیری آنها نیز یکسان نیست.
[[اندیشه]] "[[مهدویت]]"، در [[اسلام]] ریشه [[قرآنی]] دارد و این [[کتاب آسمانی]]، با قاطعیت تمام، [[پیروزی]] نهایی "[[حق]]" بر "[[باطل]]" را به تمامی [[انسان‌ها]] نوید داده است. [[قرآن]] در باره [[ظهور]] و [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} به صورت کلی بحث کرده و [[بشارت]] به تشکیل [[حکومت عدل جهانی]] و [[پیروزی]] [[صالحان]] داده است. [[مفسران شیعه]] و برخی از [[مفسران اهل سنت]]، این‌گونه [[آیات]] را- به استناد [[روایات اهل بیت]] {{عم}} و نظرات [[دانشمندان]] اسلامی‌مربوط به [[حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته‌اند. در اینجا از مجموع [[آیات]] قرآنی- که ناظر به این موضوع است و صراحت بیشتری دارد تنها چند [[آیه]] [[نقل]] و بررسی می‌شود. آیاتی از [[قرآن مجید]] که در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است‌. اینجا درباره آیاتی از [[قرآن مجید]] است که با استفاده از سخنان گهربار [[معصومین]] {{عم}}، در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است. ابتدا تعریف و مفهوم این سه واژه ـ به صورت مختصر ـ بیان می‌گردد:
#[[تفسیر]]: "[[تفسیر]]" از واژه "فسر"، به‌معنای روشن کردن و [[آشکار]] ساختن است و در "اصطلاح" عبارت است از: "زدودن ابهام از لفظ مشکل و دشوار که در انتقال معنای موردنظر، نارسا و دچار اشکال است". ماده "فسر"، در باب "تفعیل" بیانگر مبالغه در دستیابی به معنا است. از این‌رو [[تفسیر]]، تنها کنار زدن نقاب از چهره لفظ مشکل و نارسا نیست؛ بلکه شامل زدودن ابهام موجود در دلالت [[کلام]]، نیز می‌شود. [[تفسیر]]، در جایی است که گونه‌ای ابهام، در لفظ وجود دارد و این موجب ابهام در معنا و دلالت [[کلام]] می‌شود و برای زدودن آن، کوشش فراوانی لازم است<ref>ر.ک: محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۱۸.</ref>. از آنجایی که [[فهم]] پاره‌ای از [[آیات قرآن]]، بر عموم [[مردم]] پوشیده است، ناگزیر [[نیازمند]] بیان و پرده‌برداری است و این مهم برعهده کسانی است که صلاحیت و [[توانایی]] چنین امری را دارند و مورد تأیید [[خداوند]] متعال‌اند.
#تأویل‌: [[تفسیر]] و [[تأویل]]، در گذشته دو لفظ مترادف بود؛ لذا [[طبری]] در [[تفسیر]] جامع البیان آن دو را به یک معنا گرفته و در موقع [[تفسیر]] [[آیات]] گفته است: "القول فی [[تأویل]] الایة". در اصطلاح متأخران، "[[تأویل]]" به معنای مغایر با [[تفسیر]] و شاید اخص از آن به کار رفته است. [[تأویل]] از "اول"، به معنای بازگشت به اصل است. [[تأویل]] یک چیز؛ یعنی، برگرداندن آن به مکان و مصدر اصلی خودش و [[تأویل]] لفظ [[متشابه]]؛ یعنی، توجیه ظاهر آن، به‌طوری‌که به معنای واقعی و اصیل خودش بازگردد<ref>محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۲۲ و ۲۳.</ref>. این واژه در [[قرآن]] به سه معنا آمده است:
#توجیه ظاهر لفظ یا عمل [[متشابه]]؛ به‌گونه‌ای صحیح که مورد قبول [[عقل]] و مطابق با [[نقل]] باشد<ref>آل عمران، آیه ۷.</ref>.
#[[تعبیر خواب]]؛ [[تأویل]] به این معنا، هشت بار در سوره [[یوسف]] آمده است.
#فرجام و حاصل کار؛ بر این اساس [[تأویل]] یک موضوع؛ یعنی، آنچه که آن موضوع، بدان منتهی می‌شود<ref>کهف، آیه ۷۸.</ref>.
#معنای چهارم- که در [[قرآن]] نیامده، ولی در [[کلام]] پیشینیان هست- عبارت است از: انتزاع مفهوم عام و گسترده، از آیه‌ای که در مورد خاصی نازل شده است... از [[تأویل]] به این معنا، گاهی به "بطن"؛ یعنی، معنای ثانوی و پوشیده‌ای که از ظاهر [[آیه]] به دست نمی‌آید، هم تعبیر شده است. در مقابل "ظهر"؛ یعنی، معنای اولیه‌ای که ظاهر [[آیه]] برحسب وضع و کاربرد، آن‌ معنا را می‌فهماند. این معنا دارای دامنه‌ای گسترده و ضامن عمومیت [[قرآن]] است و موجب می‌شود [[قرآن]] شامل تمام زمان‌ها و دوران‌ها باشد؛ زیرا اگر مفاهیم فراگیر، برگرفته شده از موارد خاص، نباشد؛ بسیاری از [[آیات قرآن]] بی‌ثمر می‌شود و فایده‌ای جز [[ثواب]] [[تلاوت]] و ترتیل آن نخواهد داشت<ref>محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۲۵ و ۲۶.</ref>. بی‌گمان در [[قرآن]]، [[آیات]] متشابهی وجود دارد که باید [[تأویل]] گردد؛ ولی جز [[خداوند]] و [[راسخان در علم]]، کسی آن را نمی‌داند<ref>آل عمران، آیه ۷.</ref>. [[تأویل]] دارای شرایط و ملاک‌هایی است که در کتاب‌های مربوط بیان شده است.
#تطبیق‌: در [[آیات قرآن]]، مطالب فراوانی به لفظ عام بیان شده که در هر زمان، بر عده‌ای قابل انطباق است. گاهی نیز لفظ آیه‌ای "خاص" است؛ ولی معنای آن "عمومیت" دارد و شامل کسانی نیز می‌شود که شبیه آن عمل از آنان صادر شده است. با توجه به نکات یاد شده، برخی از [[آیات]] مربوط به [[حضرت مهدی]] {{ع}} و [[انقلاب جهانی]] آن [[حضرت]] بدین شرح است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج‌۱، ص۳۱-۳۳.</ref>:


==آیه اول==
==آیه اول==
۱۲۹٬۶۳۶

ویرایش