پرش به محتوا

آل بویه: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۳۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۶ مارس ۲۰۲۲
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{امامت}}
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[آل بویه در حدیث]] - [[آل بویه در تاریخ اسلامی]] - [[آل بویه در معارف و سیره رضوی]]</div>
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[آل بویه در تاریخ اسلامی]] - [[آل بویه در معارف و سیره رضوی]]</div>


==مقدمه==
==مقدمه==
خط ۸: خط ۸:
==[[خاندان بویه]] پیش از [[تسلط]] بر [[بغداد]]==
==[[خاندان بویه]] پیش از [[تسلط]] بر [[بغداد]]==
هنگامی که [[خلافت عباسی]] در [[قرن سوم]] و چهارم دچار [[ضعف]] و [[انحطاط]] گردید و [[امیران]] محلی و خاندان‌های حکومت‌گر از هر سو سربر آوردند و داعیه [[استقلال]] یافتند، [[اندیشه]] ایجاد یک [[دولت]] [[قدرتمند]] و احیای مرده‌ریگ باستانی [[ایران]] در میان بسیاری از [[اقوام]] [[ایرانی]] رواج یافت که حاصل آن، تأسیس دولت‌هایی چون صفاریان، [[سامانیان]] و [[زیاریان]] بود. در این میان، [[توفیق]] تحقق این اندیشه آرمانی، بیش از همه نصیب خاندان [[شیعی]] [[مذهب]] بویه گردید که از میان [[طوایف]] [[سرکش]] [[دیلم]] [[ظهور]] یافته بودند.
هنگامی که [[خلافت عباسی]] در [[قرن سوم]] و چهارم دچار [[ضعف]] و [[انحطاط]] گردید و [[امیران]] محلی و خاندان‌های حکومت‌گر از هر سو سربر آوردند و داعیه [[استقلال]] یافتند، [[اندیشه]] ایجاد یک [[دولت]] [[قدرتمند]] و احیای مرده‌ریگ باستانی [[ایران]] در میان بسیاری از [[اقوام]] [[ایرانی]] رواج یافت که حاصل آن، تأسیس دولت‌هایی چون صفاریان، [[سامانیان]] و [[زیاریان]] بود. در این میان، [[توفیق]] تحقق این اندیشه آرمانی، بیش از همه نصیب خاندان [[شیعی]] [[مذهب]] بویه گردید که از میان [[طوایف]] [[سرکش]] [[دیلم]] [[ظهور]] یافته بودند.
سرگذشت این خاندان، پیش از [[قرن چهارم]] به‌درستی روشن نیست هم از این‌رو است که [[مورخان]] درباره اصل و [[نسب]] آنها [[اختلاف]] کرده، سخنانی گوناگون و پراکنده آورده‌اند. گروهی از نسب شناسان، ظاهراً به اشاره [[امیران بویهی]]، نسب آنان را به [[بهرام گور]] ساسانی رسانیده‌اند<ref>نک: بیرونی، ابوریحان، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، ص۳۸؛ و قس: تاریخ مختصر الدول، ص۱۶۰.</ref> تا بدین‌گونه آنان را از [[ننگ]] [[گمنامی]] و [[زندگی]] فرومایه‌ای که پیش از دوران [[فرمانروایی]] داشته‌اند برهانند. شاید همچنان که ابن خلدون گفته است، [[بویهیان]] بدین وسیله در صدد بودند تا بر اقوامی که بیرون از بلاد آنها می‌زیستند نیز [[فرمان]] برانند<ref>تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۶۱۱.</ref>. آنچه روشن است این است که جد این خاندان، [[ابوشجاع]] بویه، پسر فنا [[خسرو]] دیلمی، است که از میان یکی از طوایف دیلمی به نام شیرذیل آوند برخاسته است<ref>مقریزی، تقی الدین احمد بن علی السلوک لمعرفة الدول الملوک، ج۱، ص۲۵.</ref>.
سرگذشت این خاندان، پیش از [[قرن چهارم]] به‌درستی روشن نیست هم از این‌رو است که [[مورخان]] درباره اصل و [[نسب]] آنها [[اختلاف]] کرده، سخنانی گوناگون و پراکنده آورده‌اند. گروهی از نسب شناسان، ظاهراً به اشاره [[امیران بویهی]]، نسب آنان را به [[بهرام گور]] ساسانی رسانیده‌اند<ref>نک: بیرونی، ابوریحان، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، ص۳۸؛ و قس: تاریخ مختصر الدول، ص۱۶۰.</ref> تا بدین‌گونه آنان را از [[ننگ]] [[گمنامی]] و [[زندگی]] فرومایه‌ای که پیش از دوران [[فرمانروایی]] داشته‌اند برهانند. شاید همچنان که ابن خلدون گفته است، [[بویهیان]] بدین وسیله در صدد بودند تا بر اقوامی که بیرون از بلاد آنها می‌زیستند نیز [[فرمان]] برانند<ref>تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۶۱۱.</ref>. آنچه روشن است این است که جد این خاندان، [[ابوشجاع]] بویه، پسر فنا [[خسرو]] دیلمی، است که از میان یکی از طوایف دیلمی به نام شیرذیل آوند برخاسته است<ref>مقریزی، تقی الدین احمد بن علی السلوک لمعرفة الدول الملوک، ج۱، ص۲۵.</ref>.


خط ۲۳: خط ۲۴:


معزالدوله چندی پس از ورود به بغداد، به سبب سوءظنی که در [[حق]] مستکفی یافت، او را مخلوع و [[کور]] کرد و خلیفه‌ای دیگر را که فرمانبردار او بود با [[لقب]] المطیع لله به خلافت نشاند<ref>نک: تجارب الأمم، ج۲، ص۸۶-۸۷.</ref>.
معزالدوله چندی پس از ورود به بغداد، به سبب سوءظنی که در [[حق]] مستکفی یافت، او را مخلوع و [[کور]] کرد و خلیفه‌ای دیگر را که فرمانبردار او بود با [[لقب]] المطیع لله به خلافت نشاند<ref>نک: تجارب الأمم، ج۲، ص۸۶-۸۷.</ref>.
سلطه بویهیان بر بغداد و دستگاه خلافت نه تنها موجب گسترش قلمرو آنان گردید، بلکه موقعیت آنها را در [[فارس]] و [[جبال]] [[استحکام]] بیشتر بخشید؛ زیرا [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] ظاهری خلیفه عباسی، به [[اقتدار]] بویهیان [[مشروعیت]] داد و [[قدرت]] نظامی بلامنازع آنان را دو چندان کرد. از آنجا که هر کدام از [[امیران بویهی]] و [[جانشینان]] آنان به [[حکومت]] در منطقه‌ای که خود تصرف کرده بود ادامه دادند، بویهیان به سه شاخه بزرگ و چند شاخه کوچک تقسیم شدند.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۱۶۶.</ref>.
سلطه بویهیان بر بغداد و دستگاه خلافت نه تنها موجب گسترش قلمرو آنان گردید، بلکه موقعیت آنها را در [[فارس]] و [[جبال]] [[استحکام]] بیشتر بخشید؛ زیرا [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] ظاهری خلیفه عباسی، به [[اقتدار]] بویهیان [[مشروعیت]] داد و [[قدرت]] نظامی بلامنازع آنان را دو چندان کرد. از آنجا که هر کدام از [[امیران بویهی]] و [[جانشینان]] آنان به [[حکومت]] در منطقه‌ای که خود تصرف کرده بود ادامه دادند، بویهیان به سه شاخه بزرگ و چند شاخه کوچک تقسیم شدند.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۱۶۶.</ref>.


جدول امیران بویه در فارس<ref>نک: نسب‌نامه خلفا و شهریاران، ص۳۲۲-۳۲۳؛ تاریخ دولت‌های اسلامی و خاندان‌های حکومت‌گر، ج۱، ص۲۴۳-۲۴۴؛ سلسله‌های اسلامی، ص۱۵۰.</ref>
جدول امیران بویه در فارس<ref>نک: نسب‌نامه خلفا و شهریاران، ص۳۲۲-۳۲۳؛ تاریخ دولت‌های اسلامی و خاندان‌های حکومت‌گر، ج۱، ص۲۴۳-۲۴۴؛ سلسله‌های اسلامی، ص۱۵۰.</ref>
#[[علی عمادالدوله]] (۳۲۲-۳۳۸ق)
#[[علی عمادالدوله]] (۳۲۲-۳۳۸ق)
#[[فناخسرو عضدالدوله]] (۳۳۸-۳۷۲ق.)
#[[فناخسرو عضدالدوله]] (۳۳۸-۳۷۲ق)
#[[شیرذیل شرف الدوله]] (۳۷۲-۳۸۰ق.)
#[[شیرذیل شرف الدوله]] (۳۷۲-۳۸۰ق)
#[[مرزبان شمس الدوله]] (۳۸۰-۳۸۸ق.)
#[[مرزبان شمس الدوله]] (۳۸۰-۳۸۸ق)
#[[فیروزبهاءالدوله]] (۳۸۸-۴۰۳ق.)
#[[فیروزبهاءالدوله]] (۳۸۸-۴۰۳ق)
#[[سلطان الدوله]] (۴۰۳-۴۱۲ق.)
#[[سلطان الدوله]] (۴۰۳-۴۱۲ق)
#[[مشرف الدوله]] (۴۱۲-۴۱۵ق.)
#[[مشرف الدوله]] (۴۱۲-۴۱۵ق)
#[[مرزبان عمادالدوله]] (۴۱۵-۴۴۰ق.)
#[[مرزبان عمادالدوله]] (۴۱۵-۴۴۰ق)
#[[خسرو فیروزالملک الرحیم]] (۴۴۰-۴۴۷ق.).<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۱۸۲.</ref>.
#[[خسرو فیروزالملک الرحیم]] (۴۴۰-۴۴۷ق)<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۱۸۲.</ref>.


==[[دانش]] و [[فرهنگ]] و [[مذهب]] در [[عصر آل بویه]]==
==[[دانش]] و [[فرهنگ]] و [[مذهب]] در [[عصر آل بویه]]==
خط ۴۹: خط ۵۱:
یکی دیگر از [[وزیران]] نام‌آور [[آل بویه]]، [[ابونصر شاپور بن اردشیر]] (د. ۴۱۶ ق.)، [[وزیر]] بهاءالدوله (د. ۴۰۳ ق.)، است که به سال ۳۸۲ یا ۳۸۳ ق. یک مرکز [[علمی]] بزرگ در محله شیعه‌نشین گرخ - که در جانب غربی [[بغداد]] قرار داشت- به وجود آورد و هزاران جلد کتاب، از جمله صد جلد [[قرآن]] خوش خط و کم‌نظیر را [[وقف]] آن کرد و برای نخستین بار در [[تاریخ]] [[تمدن اسلامی]] گنجینه‌ای بی‌مانند از حدود ده هزار جلد کتاب نفیس که غالباً به خط مؤلفان آنها بود در آن مرکز فراهم ساخت تا به همراه امکانات علمی و [[پژوهشی]] دیگر در [[اختیار]] [[دانشمندان]] و [[پژوهشگران]] قرار گیرد و بدین‌گونه فرهنگستانی پدید آورد که به‌حق [[شایسته]] نام «دارالعلم» بود؛ [[طرفه]] آنکه، شاپور اداره و نگهداری آن کتابخانه را به گروهی از [[رجال]] نامدار [[شیعه]] از جمله [[شریف رضی]] و [[شریف مرتضی]] واگذاشت. از همین رو، آن مرکز رفته رفته به پایگاهی مهم برای رواج [[مذهب شیعه]] تبدیل گردید و چنان توجه [[فاطمیان]] [[مصر]] را به خود جلب کرد که آنان نیز حدود سیزده سال بعد به [[تأسی]] از دارالعلم [[شیعی]] بغداد، دارالعلم حاکمی را در قاهره پدید آوردند و آن را عظیم‌ترین پایگاه پرورش داعیان و [[مبلغان]] [[اسماعیلی]] قرار دادند<ref>نک: معجم الأدباء، ج۶، ص۳۵۹؛ وفیات الاعیان، ج۲، ص۱۰۰؛ تاریخ دانشگاه‌های بزرگ اسلامی، ص۹۱-۹۲؛ تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ج۱، ص۲۰۶.</ref>. شاید بدین سبب بود که [[سلجوقیان]] پس از [[استیلا]] بر [[بغداد]] به سال ۴۴۷ ق. آن مرکز [[علمی]] بزرگ را در شعله‌های [[آتش]] سوزاندند.
یکی دیگر از [[وزیران]] نام‌آور [[آل بویه]]، [[ابونصر شاپور بن اردشیر]] (د. ۴۱۶ ق.)، [[وزیر]] بهاءالدوله (د. ۴۰۳ ق.)، است که به سال ۳۸۲ یا ۳۸۳ ق. یک مرکز [[علمی]] بزرگ در محله شیعه‌نشین گرخ - که در جانب غربی [[بغداد]] قرار داشت- به وجود آورد و هزاران جلد کتاب، از جمله صد جلد [[قرآن]] خوش خط و کم‌نظیر را [[وقف]] آن کرد و برای نخستین بار در [[تاریخ]] [[تمدن اسلامی]] گنجینه‌ای بی‌مانند از حدود ده هزار جلد کتاب نفیس که غالباً به خط مؤلفان آنها بود در آن مرکز فراهم ساخت تا به همراه امکانات علمی و [[پژوهشی]] دیگر در [[اختیار]] [[دانشمندان]] و [[پژوهشگران]] قرار گیرد و بدین‌گونه فرهنگستانی پدید آورد که به‌حق [[شایسته]] نام «دارالعلم» بود؛ [[طرفه]] آنکه، شاپور اداره و نگهداری آن کتابخانه را به گروهی از [[رجال]] نامدار [[شیعه]] از جمله [[شریف رضی]] و [[شریف مرتضی]] واگذاشت. از همین رو، آن مرکز رفته رفته به پایگاهی مهم برای رواج [[مذهب شیعه]] تبدیل گردید و چنان توجه [[فاطمیان]] [[مصر]] را به خود جلب کرد که آنان نیز حدود سیزده سال بعد به [[تأسی]] از دارالعلم [[شیعی]] بغداد، دارالعلم حاکمی را در قاهره پدید آوردند و آن را عظیم‌ترین پایگاه پرورش داعیان و [[مبلغان]] [[اسماعیلی]] قرار دادند<ref>نک: معجم الأدباء، ج۶، ص۳۵۹؛ وفیات الاعیان، ج۲، ص۱۰۰؛ تاریخ دانشگاه‌های بزرگ اسلامی، ص۹۱-۹۲؛ تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ج۱، ص۲۰۶.</ref>. شاید بدین سبب بود که [[سلجوقیان]] پس از [[استیلا]] بر [[بغداد]] به سال ۴۴۷ ق. آن مرکز [[علمی]] بزرگ را در شعله‌های [[آتش]] سوزاندند.


در پایان این بخش، [[شایسته]] است که فهرستی از نام مشهورترین [[دانشمندان]] و فرهیختگانی که در دوران [[آل بویه]] و با [[حمایت]] [[امیران]] [[دانش]] [[دوست]] آن [[خاندان]] پرورش یافتند، ارائه گردد. گروهی از این بزرگان از این قرارند: [[ابوالحسن علی بن حسین بن علی مسعودی]] (د. ۳۴۵ ق.) صاحب کتاب‌های مروج الذهب و التنبیه و الاشراف؛ [[ابراهیم بن محمد اصطخری]] (د. ۳۴۶ ق.) صاحب المسالک و الممالک؛ ابوالحسن [[محمد بن احمد مافروخی]] (د. ۳۴۸ ق.)؛ [[ابوالفرج اصفهانی]] (د. ۳۵۶ ق.) صاحب [[دائرة المعارف]] گونه الاغانی؛ [[احمد بن محمد طبری]] (د. ۳۶۶ ق.)؛ [[حسن بن احمد فارسی]] (د. ۳۷۷ ق.) صاحب کتاب الایضاح و التکملة در نحو؛ [[علی بن عباس مجوسی اهوازی]] (د. ۳۸۴ ق.) صاحب الکتاب الملکی یا کامل الصناعة در [[علم]] [[پزشکی]]؛ [[ابوالحسن علی بن عمر دار قطنی]] (د. ۳۸۶ ق.) صاحب آثاری چون القراءات و السنن؛ [[محمد بن عبد الله]] مشهور به [[حاکم نیشابوری]] (د. ۴۰۵ ق.) صاحب الصحیح، [[تاریخ]] [[نیشابور]] و المستدرک؛ [[قاضی عبدالجبار معتزلی]] (د. ۴۱۵ ق.) از فحول [[معتزله]] و صاحب [[تنزیه]] القرآن عن المطاعن؛ [[ابوعلی احمد مسکویه]] (د. ۴۲۱ ق.) [[حکیم]] و [[مورخ]] مشهور و صاحب تجارب الامم و جاویدان [[خرد]]؛ [[ابوعلی حسین بن سینا]] (د. ۴۲۸ ق.) صاحب آثار [[ارزشمند]] و بی‌مانندی در [[فلسفه]] و [[کلام]] و [[طب]] و [[اخلاق]] از جمله [[قانون]]، [[شفا]]، اشارات و [[دانشنامه]] علایی؛ [[علی بن حسین]] معروف به [[سید مرتضی علم الهدی]] (د. ۴۳۶ ق.) صاحب آثار مهمی در [[فقه شیعه]] چون الشافی و امالی.
در پایان این بخش، [[شایسته]] است که فهرستی از نام مشهورترین [[دانشمندان]] و فرهیختگانی که در دوران [[آل بویه]] و با [[حمایت]] [[امیران]] [[دانش]] [[دوست]] آن [[خاندان]] پرورش یافتند، ارائه گردد. گروهی از این بزرگان از این قرارند: [[ابوالحسن علی بن حسین بن علی مسعودی]] صاحب کتاب‌های مروج الذهب و التنبیه و الاشراف؛ [[ابراهیم بن محمد اصطخری]] صاحب المسالک و الممالک؛ ابوالحسن [[محمد بن احمد مافروخی]]؛ [[ابوالفرج اصفهانی]] صاحب [[دائرة المعارف]] گونه الاغانی؛ [[احمد بن محمد طبری]]؛ [[حسن بن احمد فارسی]] صاحب کتاب الایضاح و التکملة در نحو؛ [[علی بن عباس مجوسی اهوازی]] صاحب الکتاب الملکی یا کامل الصناعة در [[علم]] [[پزشکی]]؛ [[ابوالحسن علی بن عمر دار قطنی]] صاحب آثاری چون القراءات و السنن؛ [[محمد بن عبد الله]] مشهور به [[حاکم نیشابوری]] صاحب الصحیح، [[تاریخ]] [[نیشابور]] و المستدرک؛ [[قاضی عبدالجبار معتزلی]] از فحول [[معتزله]] و صاحب [[تنزیه القرآن عن المطاعن]]؛ [[ابوعلی احمد مسکویه]] [[حکیم]] و [[مورخ]] مشهور و صاحب تجارب الامم و جاویدان [[خرد]]؛ [[ابوعلی حسین بن سینا]] صاحب آثار [[ارزشمند]] و بی‌مانندی در [[فلسفه]] و [[کلام]] و [[طب]] و [[اخلاق]] از جمله [[قانون]]، [[شفا]]، اشارات و [[دانشنامه]] علایی؛ [[علی بن حسین]] معروف به [[سید مرتضی علم الهدی]] صاحب آثار مهمی در [[فقه شیعه]] چون الشافی و امالی.


ناگفته نماند که [[بویهیان]] بر [[مذهب شیعه]] بودند. آنان [[تشیع]] را مدیون روزگاری بودند که [[علویان]] [[زیدی]] بر [[طبرستان]] [[حکومت]] می‌کردند (۲۵۰۔۳۱۶ ق.). با این همه، نمی‌توان به‌درستی روشن کرد که آنها پیرو کدام یک از فرق [[شیعه]] بوده‌اند؛ زیرا در میان آنان پیروانی از فرق [[زیدی]]، [[اسماعیلی]] و [[دوازده امامی]] پیدا می‌شد. اما [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] خاص آنان از [[دوازده]] امامیان، آنها را بیشتر هواداران آن گروه از شیعه می‌نماید. از همین روست که معزالدوله [[فرمان]] داد تا [[آیین]] [[سوگواری امام حسین]]{{ع}} در [[روز عاشورا]] برگزار گردد<ref>الکامل، ج۸، ص۵۴۹؛ یافعی، عبدالله بن اسعد، مرآة الجنان، ج۳، ص۲۴۷.</ref> و در سال‌روز [[واقعه غدیر خم]]، [[مراسم]] [[جشن]] و [[شادمانی]] برپا شود<ref>الکامل، ج۸، ص۵۴۹-۵۵۰؛ المنتظم، ج۷، ص۲۰۶.</ref>؛ همچنانکه خود به [[زیارت]] مشاهد و مقابر [[ائمه شیعه]] می‌رفت و به تعمیر و [[تزیین]] و ساختن گنبد و بارگاه بر مقابر آنان [[همت]] می‌گماشت. افزون بر آن، [[امیران بویهی]] ارادت همیشگی خود را نسبت به [[خاندان پیامبر]]{{صل}} با [[تکریم]] و [[تعظیم]] [[علمای شیعه]] نشان دادند؛ چنانکه [[رکن الدوله]] در [[حق]] [[محمد بن علی بن بابویه]] مشهور به [[شیخ صدوق]] (د. ۳۸۱ ق.)، از فقهای نامدار شیعه، تکریم بسیار می‌کرد و عضدالدوله [[شیخ مفید]] (د. ۴۰۳ ق.)، عالم شهیر [[شیعی]]، را در [[بغداد]] گرامی داشت و بهاءالدوله نسبت به [[شریف رضی]] (د. ۴۰۶ ق.)، جامع [[نهج البلاغه]]، اظهار [[تفقد]] بسیار می‌کرد. با این همه، امیران بویهی برای جلوگیری از پدید آمدن درگیری‌های مذهبی و فرقه‌ای با روحیه‌ای آکنده از [[تسامح]] و [[آزاد]] اندیشی با [[اصحاب]] و ارباب دیگر فرق برخورد می‌کردند و حتی در درگیری‌هایی که میان [[شیعیان]] و سنیان پدید می‌آمد، غالباً بی‌طرف می‌ماندند.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۱۸۹.</ref>.
ناگفته نماند که [[بویهیان]] بر [[مذهب شیعه]] بودند. آنان [[تشیع]] را مدیون روزگاری بودند که [[علویان]] [[زیدی]] بر [[طبرستان]] [[حکومت]] می‌کردند. با این همه، نمی‌توان به‌درستی روشن کرد که آنها پیرو کدام یک از فرق [[شیعه]] بوده‌اند؛ زیرا در میان آنان پیروانی از فرق [[زیدی]]، [[اسماعیلی]] و [[دوازده امامی]] پیدا می‌شد. اما [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] خاص آنان از [[دوازده]] امامیان، آنها را بیشتر هواداران آن گروه از شیعه می‌نماید. از همین روست که معزالدوله [[فرمان]] داد تا [[آیین]] [[سوگواری امام حسین]]{{ع}} در [[روز عاشورا]] برگزار گردد<ref>الکامل، ج۸، ص۵۴۹؛ یافعی، عبدالله بن اسعد، مرآة الجنان، ج۳، ص۲۴۷.</ref> و در سال‌روز [[واقعه غدیر خم]]، [[مراسم]] [[جشن]] و [[شادمانی]] برپا شود<ref>الکامل، ج۸، ص۵۴۹-۵۵۰؛ المنتظم، ج۷، ص۲۰۶.</ref>؛ همچنانکه خود به [[زیارت]] مشاهد و مقابر [[ائمه شیعه]] می‌رفت و به تعمیر و [[تزیین]] و ساختن گنبد و بارگاه بر مقابر آنان [[همت]] می‌گماشت. افزون بر آن، [[امیران بویهی]] ارادت همیشگی خود را نسبت به [[خاندان پیامبر]]{{صل}} با [[تکریم]] و [[تعظیم]] [[علمای شیعه]] نشان دادند؛ چنانکه [[رکن الدوله]] در [[حق]] [[محمد بن علی بن بابویه]] مشهور به [[شیخ صدوق]]، از فقهای نامدار شیعه، تکریم بسیار می‌کرد و عضدالدوله [[شیخ مفید]]، عالم شهیر [[شیعی]]، را در [[بغداد]] گرامی داشت و بهاءالدوله نسبت به [[شریف رضی]]، جامع [[نهج البلاغه]]، اظهار [[تفقد]] بسیار می‌کرد. با این همه، امیران بویهی برای جلوگیری از پدید آمدن درگیری‌های مذهبی و فرقه‌ای با روحیه‌ای آکنده از [[تسامح]] و [[آزاد]] اندیشی با [[اصحاب]] و ارباب دیگر فرق برخورد می‌کردند و حتی در درگیری‌هایی که میان [[شیعیان]] و سنیان پدید می‌آمد، غالباً بی‌طرف می‌ماندند.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۱۸۹.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش