←آموزش روش صحیح تفسیر
| خط ۱۰۱: | خط ۱۰۱: | ||
#شیوۀ فوقالعاده و خصوصی؛ با این شیوه، هر امامی تمام [[دانش]] و [[آثار تفسیری]] دریافت شده از [[رسول خدا]]{{صل}} را در [[اختیار]] [[امام]] بعد از خود قرار میداد<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۹۹-۱۰۲.</ref> | #شیوۀ فوقالعاده و خصوصی؛ با این شیوه، هر امامی تمام [[دانش]] و [[آثار تفسیری]] دریافت شده از [[رسول خدا]]{{صل}} را در [[اختیار]] [[امام]] بعد از خود قرار میداد<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۹۹-۱۰۲.</ref> | ||
=== آموزش روش صحیح تفسیر === | === آموزش روش صحیح [[تفسیر]] === | ||
با [[تدبر]] در روایات تفسیری نقل شده از امامان معصوم{{عم}} پی میبریم که آنان در [[تفسیر آیات]] و [[آشکار کردن]] معنایی که [[خدای متعال]] از [[آیات]] [[اراده]] کرده است، در بسیاری از موارد، مستدلّ و مستند سخن میگفتند و به صرف ذکر معنا اکتفا نمیکردند. از اینگونه روایات میتوان روش صحیح تفسیر را آموخت؛ برای نمونه: | با [[تدبر]] در روایات تفسیری نقل شده از امامان معصوم{{عم}} پی میبریم که آنان در [[تفسیر آیات]] و [[آشکار کردن]] معنایی که [[خدای متعال]] از [[آیات]] [[اراده]] کرده است، در بسیاری از موارد، مستدلّ و مستند سخن میگفتند و به صرف ذکر معنا اکتفا نمیکردند. از اینگونه روایات میتوان روش صحیح تفسیر را آموخت؛ برای نمونه: | ||
در روایتی که از [[امیر المؤمنین علی]]{{ع}} در [[تفسیر آیات]] آخر [[سوره حمد]] نقل شده است، {{متن قرآن|الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ}}<ref>«راه آنان که به نعمت پروردهای؛ که نه بر ایشان خشم آوردهای و نه گمراهاند» سوره فاتحه، آیه ۷.</ref> به [[یهود]] [[تفسیر]] و در این تفسیر به [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذَلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ}}<ref>«بگو آیا میخواهید از کسانی که نزد خداوند کیفری بدتر از این دارند، آگاهتان گردانم؟» سوره مائده، آیه ۶۰.</ref> استناد شده است و {{متن قرآن|الضَّالِّينَ}} با استناد به آیه {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيرًا وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ}}<ref>«بگو ای اهل کتاب! در دین خود ناحق غلو نورزید و از هوسهای گروهی که از پیش گمراه بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند پیروی نکنید» سوره مائده، آیه ۷۷.</ref> به [[نصارا]] تفسیر شده است<ref>ر.ک: بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۲۲ (تفسیر سوره حمد)، ح۳۹.</ref>. | |||
در این تفسیر نیز استناد به [[آیات قرآن]] آشکار است. | |||
از [[امام حسن]]{{ع}} نقل شده که در تفسیر {{متن قرآن|وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ}}<ref>«و به گواهیدهنده و آنچه گواهی دهد (که از ستمکاران انتقام میکشیم)» سوره بروج، آیه ۳.</ref> فرمود: [[شاهد]]، [[محمد]]{{صل}} و مشهود، [[روز قیامت]] است، آیا نشنیدهای که [[خدای سبحان]] میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا}}<ref>«ای پیامبر! ما تو را گواه و نویدبخش و بیمدهنده فرستادهایم؛» سوره احزاب، آیه ۴۵.</ref> و نیز فرموده است: {{متن قرآن|ذَلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَذَلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ}}<ref>«به راستی در این، نشانهای است برای کسی که از عذاب جهان واپسین بیم دارد؛ آن روزی است که مردم در آن فراهمند و آن، روز حضور (مردم) است» سوره هود، آیه ۱۰۳.</ref><ref>ر.ک: طبرسی، مجمع البیان، ج۵، جزء ۱۰، ص۴۶۷.</ref>. در این تفسیر نیز استناد به [[آیات قرآن]] آشکار است. | |||
در روایتی که از [[امام حسین]]{{ع}} در تفسیر «الصمد» نقل کردهاند، به [[سیاق]] استناد شده است؛ زیرا [[روایت]] کردهاند که آن [[حضرت]] در پاسخ [[نامه]] [[اهل بصره]] که در آن معنای {{متن قرآن|الصَّمَدُ}}<ref>«خداوند صمد است» سوره اخلاص، آیه ۲.</ref> را پرسیدند، نگاشت: {{متن حدیث|وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ قَدْ فَسَّرَ الصَّمَدَ فَقَالَ {{متن قرآن|اللَّهُ أَحَدٌ* اللَّهُ الصَّمَدُ}}<ref>«بگو او خداوند یگانه است * خداوند صمد است» سوره اخلاص، آیه ۱-۲.</ref> ثُمَ فَسَّرَهُ فَقَالَ {{متن قرآن|لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ * وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ}}<ref>«نه زاده است و نه او را زادهاند * و نه هیچ کس او را همانند است» سوره اخلاص، آیه ۳-۴.</ref>}}<ref>صدوق، التوحید، ص۹۱.</ref>؛ | |||
ضمن روایتی از [[امام سجاد]]{{ع}} نقل شده که در بیان معنای {{متن قرآن|وَكَمْ قَصَمْنَا مِنْ قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً}}<ref>«و بسا شهرهایی را در هم کوفتیم که (مردم آنها) ستمگر بودند و پس از آنها گروهی دیگر پدید آوردیم» سوره انبیاء، آیه ۱۱.</ref> فرمود: جز این نیست که از قریه اهل آن را قصد کرده است؛ زیرا [در ادامۀ [[آیه]]] میفرماید: {{متن قرآن|وَأَنْشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِينَ}}<ref>«و بسا شهرهایی را در هم کوفتیم که (مردم آنها) ستمگر بودند و پس از آنها گروهی دیگر پدید آوردیم» سوره انبیاء، آیه ۱۱.</ref><ref>کلینی، روضة الکافی، ج۸، ص۵۲، ح۲۹؛ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۲۱۱ (تفسیر آیات ۱۱-۱۵ سوره انبیاء، ح۵).</ref>. | |||
در این [[تفسیر]] نیز برای بیان اینکه از قریه اهل آن [[اراده]] شده، به [[سیاق آیه]] استناد گردیده است. | در این [[تفسیر]] نیز برای بیان اینکه از قریه اهل آن [[اراده]] شده، به [[سیاق آیه]] استناد گردیده است. | ||
در روایتی که از [[امام باقر]]{{ع}} در بیان دلالت آیه {{متن قرآن|وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ}}<ref>«و چون به سفر میروید اگر میهراسید کافران شما را بیازارند گناهی بر شما نیست که از نماز بکاهید؛ بیگمان کافران برای شما دشمنی آشکارند» سوره نساء، آیه ۱۰۱.</ref> بر [[وجوب]] [[قصر]] [[خواندن نماز]] در [[سفر]] نقل شده است، هم به آیه {{متن قرآن|إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا}}<ref>«بیگمان صفا و مروه از نشانههای (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref> تنظیر شده و هم به [[عمل]] [[رسول خدا]]{{صل}} (به اینکه وی [[نماز]] را در [[سفر]] قصر میخوانده است) استناد گردیده و از [[آیه]] به قرینه عمل رسول خدا{{صل}} [[وجوب]] استنباط شده است<ref>ر.ک: بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۳۱۵ (ذیل آیه ۱۰۱ سوره نساء، ح۶).</ref>. | |||
همچنین نقل شده که [[عمرو بن عبید]] در محضر [[امام باقر]]{{ع}} آیه {{متن قرآن|وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى}}<ref>«از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید و در آن از اندازه مگذرید که خشم من شما را فرا گیرد و هر که خشم من او را فرا گیرد بیگمان نابود خواهد شد» سوره طه، آیه ۸۱.</ref> را ذکر کرد و از آن [[حضرت]] پرسید: منظور از این [[غضب]] چیست؟ فرمود: {{متن حدیث|هُوَ الْعِقَابُ يَا عَمْرُو إِنَّهُ مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ زَالَ مِنْ شَيْءٍ إِلَى شَيْءٍ فَقَدْ وَصَفَهُ صِفَةَ مَخْلُوقٍ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَسْتَفِزُّهُ شَيْءٌ وَ لَا يُغَيِّرُهُ}}<ref>حویزی، نور الثقلین، ج۳، ص۳۸۶ (ح ۸۹ سوره نساء).</ref>؛ «ای [[عمرو]]، آن [غضب] [[کیفر]] است؛ زیرا کسی که [[گمان]] کند [[خدای عزّ و جلّ]] از حالتی به حالت دیگر [[تغییر]] مییابد، او را به صفت مخلوق توصیف کرده است؛ قطعا خدای عزّ و جلّ را هیچچیز برنمیانگیزد و تغییر نمیدهد». | همچنین نقل شده که [[عمرو بن عبید]] در محضر [[امام باقر]]{{ع}} آیه {{متن قرآن|وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى}}<ref>«از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید و در آن از اندازه مگذرید که خشم من شما را فرا گیرد و هر که خشم من او را فرا گیرد بیگمان نابود خواهد شد» سوره طه، آیه ۸۱.</ref> را ذکر کرد و از آن [[حضرت]] پرسید: منظور از این [[غضب]] چیست؟ فرمود: {{متن حدیث|هُوَ الْعِقَابُ يَا عَمْرُو إِنَّهُ مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ زَالَ مِنْ شَيْءٍ إِلَى شَيْءٍ فَقَدْ وَصَفَهُ صِفَةَ مَخْلُوقٍ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَسْتَفِزُّهُ شَيْءٌ وَ لَا يُغَيِّرُهُ}}<ref>حویزی، نور الثقلین، ج۳، ص۳۸۶ (ح ۸۹ سوره نساء).</ref>؛ «ای [[عمرو]]، آن [غضب] [[کیفر]] است؛ زیرا کسی که [[گمان]] کند [[خدای عزّ و جلّ]] از حالتی به حالت دیگر [[تغییر]] مییابد، او را به صفت مخلوق توصیف کرده است؛ قطعا خدای عزّ و جلّ را هیچچیز برنمیانگیزد و تغییر نمیدهد». | ||
در این [[روایت]] نیز در [[تفسیر]] غضب به کیفر به قرینۀ [[عقلی]] اینکه غضب بهمعنای معروفش مستلزم تغییر یافتن از حالتی به حالت دیگر است و چنین تغییری در ساحت [[خدای متعال]] راه ندارد، استناد شده است. | در این [[روایت]] نیز در [[تفسیر]] غضب به کیفر به قرینۀ [[عقلی]] اینکه غضب بهمعنای معروفش مستلزم تغییر یافتن از حالتی به حالت دیگر است و چنین تغییری در ساحت [[خدای متعال]] راه ندارد، استناد شده است. | ||
در روایتی که از [[امام صادق]]{{ع}} در تفسیر {{متن قرآن|فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ}}<ref>«و چون ما را به خشم آوردند از آنان انتقام گرفتیم و همه را غرق کردیم» سوره زخرف، آیه ۵۵.</ref>نقل شده، به استناد این معلوم [[عقلی]] که راه یافتن اسف ([[غصب]]) بر [[خدای متعال]] ممتنع است، اسناد «اسفوا» به «نا» اسناد مجازی و مجاز عقلی تلقی و {{متن قرآن|آسَفُونَا}} به اینکه «[[اولیای خدا]] را به [[خشم]] درآوردند» معنا گردیده است<ref>ر.ک: صدوق، التوحید، ص۱۶۸ (باب ۲۶ باب معنی رضاه عزّ و جلّ و سخطه، ح۲).</ref>. | |||
در روایتی که از [[امام صادق]]{{ع}} در تفسیر {{متن قرآن|فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ}}<ref>«و چون ما را به خشم آوردند از آنان انتقام گرفتیم و همه را غرق کردیم» سوره زخرف، آیه ۵۵.</ref> نقل شده، به استناد این معلوم [[عقلی]] که راه یافتن اسف ([[غصب]]) بر [[خدای متعال]] ممتنع است، اسناد «اسفوا» به «نا» اسناد مجازی و مجاز عقلی تلقی و {{متن قرآن|آسَفُونَا}} به اینکه «[[اولیای خدا]] را به [[خشم]] درآوردند» معنا گردیده است<ref>ر.ک: صدوق، التوحید، ص۱۶۸ (باب ۲۶ باب معنی رضاه عزّ و جلّ و سخطه، ح۲).</ref>. | |||
در روایتی که از [[امام رضا]]{{ع}} در [[تفسیر]] {{متن قرآن|وَجَاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا}}<ref>«و (امر) پروردگارت برسد و فرشتگان صف در صف فرا رسند،» سوره فجر، آیه ۲۲.</ref> نقل شده، به استناد اینکه [[خدای سبحان]] به آمدن و رفتن [[وصف]] نمیشود و منزّه از انتقال است، «جاء ربّک» به «جاء امر ربّک؛ [[فرمان]] پروردگارت آمد» تفسیر شده است<ref>ر.ک: حویزی، نور الثقلین، ج۵، ص۵۷۴، ح۲۰.</ref>. | در روایتی که از [[امام رضا]]{{ع}} در [[تفسیر]] {{متن قرآن|وَجَاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا}}<ref>«و (امر) پروردگارت برسد و فرشتگان صف در صف فرا رسند،» سوره فجر، آیه ۲۲.</ref> نقل شده، به استناد اینکه [[خدای سبحان]] به آمدن و رفتن [[وصف]] نمیشود و منزّه از انتقال است، «جاء ربّک» به «جاء امر ربّک؛ [[فرمان]] پروردگارت آمد» تفسیر شده است<ref>ر.ک: حویزی، نور الثقلین، ج۵، ص۵۷۴، ح۲۰.</ref>. | ||
از اینگونه [[روایات]] میتوان نکتههایی در مورد روش تفسیر آموخت، که عبارتاند از: | از اینگونه [[روایات]] میتوان نکتههایی در مورد روش تفسیر آموخت، که عبارتاند از: | ||
#تفسیر صحیح یا دستکم تفسیر کامل [[تفسیری]] است که مستند و مستدل باشد. | |||
#در تفسیر باید به [[سیاق]]، [[آیات]] دیگر [[قرآن]]، [[سنت]] و [[عمل]] [[پیامبر]]{{صل}}، معلومات عقلی و جز اینها توجه شود و معنای آیات با توجه به آن امور به دست آید؛ البته معلوم نیست که این گونه [[تفسیرها]] برای [[آموزش]] روش صحیح تفسیر از آن بزرگواران صادر شده باشد، ولی به هر حال چگونگی تفسیرهای آنان در آشنا شدن افراد به روش صحیح تفسیر مؤثر بوده است و اکنون نیز میتوان با مطالعه و دقت در چگونگی و ویژگیهای تفسیرهای [[مأثور]] از آنان، روش صحیح تفسیر را آموخت و یا دستکم به آن نزدیک شد؛ بنابراین، میتوان یکی از نقشهای مؤثر آنان در تفسیر را آموزش روش صحیح تفسیر بیان کرد، بهویژه که در برخی روایات نقل شده از آنان، رهنمودهای کلی برای [[فهم]] معنا و [[تفسیر قرآن]] بیان شده است؛ برای نمونه: | |||
از امام رضا{{ع}} [[روایت]] کردهاند که فرمود: {{متن حدیث|مَنْ رَدَّ مُتَشَابِهَ الْقُرْآنِ إِلَى مُحْكَمِهِ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۶۱ (باب ۲۸ {{عربی|فی ما جاء عن الامام علی بن موسی الرضا{{ع}} من الاخبار المتفرقة}}، ح۲۹). سند: این حدیث به واسطه «ابو حیّون» مجهول است. در ذیل این حدیث آمده است: {{متن حدیث|ثُمَّ قَالَ إِنَّ فِي أَخْبَارِنَا مُتَشَابِهاً كَمُتَشَابِهِ الْقُرْآنِ وَ مُحْكَماً كَمُحْكَمِ الْقُرْآنِ فَرُدُّوا مُتَشَابِهَهَا إِلَى مُحْكَمِهَا وَ لَا تَتَّبِعُوا مُتَشَابِهَهَا دُونَ مُحْكَمِهَا فَتَضِلُّوا}}</ref>؛ کسی که [[متشابه]] [[قرآن]] را به محکم آن بازگرداند [[[تأویل]] کند] به [[راه مستقیم]] [[هدایت]] شده است». از این [[روایت]] استفاده میشود که در [[تفسیر قرآن]] باید [[محکمات]] را اصل قرار داد و متشابه را بهگونهای که با معنای [[آیات محکم]] سازگار باشد، معنا کرد. | از امام رضا{{ع}} [[روایت]] کردهاند که فرمود: {{متن حدیث|مَنْ رَدَّ مُتَشَابِهَ الْقُرْآنِ إِلَى مُحْكَمِهِ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۶۱ (باب ۲۸ {{عربی|فی ما جاء عن الامام علی بن موسی الرضا{{ع}} من الاخبار المتفرقة}}، ح۲۹). سند: این حدیث به واسطه «ابو حیّون» مجهول است. در ذیل این حدیث آمده است: {{متن حدیث|ثُمَّ قَالَ إِنَّ فِي أَخْبَارِنَا مُتَشَابِهاً كَمُتَشَابِهِ الْقُرْآنِ وَ مُحْكَماً كَمُحْكَمِ الْقُرْآنِ فَرُدُّوا مُتَشَابِهَهَا إِلَى مُحْكَمِهَا وَ لَا تَتَّبِعُوا مُتَشَابِهَهَا دُونَ مُحْكَمِهَا فَتَضِلُّوا}}</ref>؛ کسی که [[متشابه]] [[قرآن]] را به محکم آن بازگرداند [[[تأویل]] کند] به [[راه مستقیم]] [[هدایت]] شده است». از این [[روایت]] استفاده میشود که در [[تفسیر قرآن]] باید [[محکمات]] را اصل قرار داد و متشابه را بهگونهای که با معنای [[آیات محکم]] سازگار باشد، معنا کرد. | ||
از [[امام علی]]{{ع}} ضمن روایت مفصّلی نقل شده که فرمود: {{متن حدیث|وَ إِنَّمَا هَلَكَ النَّاسُ فِي الْمُتَشَابِهِ لِأَنَّهُمْ لَمْ يَقِفُوا عَلَى مَعْنَاهُ وَ لَمْ يَعْرِفُوا حَقِيقَتَهُ فَوَضَعُوا لَهُ تَأْوِيلًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ بِآرَائِهِمْ وَ اسْتَغْنَوْا بِذَلِكَ عَنْ مَسْأَلَةِ الْأَوْصِيَاءِ}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۹۳، ص۱۲، این روایت از تفسیر نعمانی نقل شده و از نظر سند مجهول است.</ref>؛ | از [[امام علی]]{{ع}} ضمن روایت مفصّلی نقل شده که فرمود: {{متن حدیث|وَ إِنَّمَا هَلَكَ النَّاسُ فِي الْمُتَشَابِهِ لِأَنَّهُمْ لَمْ يَقِفُوا عَلَى مَعْنَاهُ وَ لَمْ يَعْرِفُوا حَقِيقَتَهُ فَوَضَعُوا لَهُ تَأْوِيلًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ بِآرَائِهِمْ وَ اسْتَغْنَوْا بِذَلِكَ عَنْ مَسْأَلَةِ الْأَوْصِيَاءِ}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۹۳، ص۱۲، این روایت از تفسیر نعمانی نقل شده و از نظر سند مجهول است.</ref>؛ | ||
از این روایت استفاده میشود که در [[تفسیر]] [[آیات متشابه]] باید خود را نیازمند [[پرسش]] از [[ائمّه اطهار]]{{عم}} دانست و از تعلیمات آنان بهره گرفت. | از این روایت استفاده میشود که در [[تفسیر]] [[آیات متشابه]] باید خود را نیازمند [[پرسش]] از [[ائمّه اطهار]]{{عم}} دانست و از تعلیمات آنان بهره گرفت. | ||
ضمن روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} نیز چنین نقل شده است: {{متن حدیث|فَإِذَا احْتَاجُوا إِلَى تَفْسِيرِهِ فَالاهْتِدَاءُ بِنَا وَ إِلَيْنَا}}<ref>حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۸، ص۱۴۹ (باب ۱۳، ابواب صفات قاضی)، ح۶۴.</ref>؛ وقتی به تفسیر آن نیاز پیدا کردند پس هدایت یافتن به وسیلۀ ما و با ماست». | ضمن روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} نیز چنین نقل شده است: {{متن حدیث|فَإِذَا احْتَاجُوا إِلَى تَفْسِيرِهِ فَالاهْتِدَاءُ بِنَا وَ إِلَيْنَا}}<ref>حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۸، ص۱۴۹ (باب ۱۳، ابواب صفات قاضی)، ح۶۴.</ref>؛ وقتی به تفسیر آن نیاز پیدا کردند پس هدایت یافتن به وسیلۀ ما و با ماست». | ||
از این روایت نیز استفاده میشود که در [[فهم]] [[معانی قرآن]] گاهی به [[تفسیری]] نیاز پیدا میشود که به کمک [[ائمۀ اطهار]]{{عم}} میتوان به آن دست یافت؛ ازاینرو؛ لذا نباید خود را از تفسیر و [[روایات تفسیری]] آنان [[بینیاز]] دانست. | از این روایت نیز استفاده میشود که در [[فهم]] [[معانی قرآن]] گاهی به [[تفسیری]] نیاز پیدا میشود که به کمک [[ائمۀ اطهار]]{{عم}} میتوان به آن دست یافت؛ ازاینرو؛ لذا نباید خود را از تفسیر و [[روایات تفسیری]] آنان [[بینیاز]] دانست. | ||
از امام باقر{{ع}} روایت شده است که فرمود: {{متن حدیث|وَ لَوْ أَنَّ الْآيَةَ إِذَا نَزَلَتْ فِي قَوْمٍ ثُمَّ مَاتَ أُولَئِكَ الْقَوْمُ مَاتَتِ الْآيَةُ لَمَا بَقِيَ مِنَ الْقُرْآنِ شَيْءٌ}}<ref>تفسیر العیاشی، ج۱، ص۱۰ {{عربی|فی ما انزل القرآن}}، ح۷.</ref>؛ [[آیه]] وقتی درباره گروهی نازل میشد، اگر پس از [[مرگ]] آن گروه [[آیه]] نیز میمرد، از [[قرآن]] چیزی باقی نمیماند». | از امام باقر{{ع}} روایت شده است که فرمود: {{متن حدیث|وَ لَوْ أَنَّ الْآيَةَ إِذَا نَزَلَتْ فِي قَوْمٍ ثُمَّ مَاتَ أُولَئِكَ الْقَوْمُ مَاتَتِ الْآيَةُ لَمَا بَقِيَ مِنَ الْقُرْآنِ شَيْءٌ}}<ref>تفسیر العیاشی، ج۱، ص۱۰ {{عربی|فی ما انزل القرآن}}، ح۷.</ref>؛ [[آیه]] وقتی درباره گروهی نازل میشد، اگر پس از [[مرگ]] آن گروه [[آیه]] نیز میمرد، از [[قرآن]] چیزی باقی نمیماند». | ||
از این [[روایت]] نیز استفاده میشود که در [[تفسیر قرآن]] نباید [[آیات]] را به همان افرادی که آیه درباره آنها نازل شده، اختصاص داد، بلکه باید به افرادی که صفات و رفتارشان مشابه آن افراد است نیز تعمیم داد. | از این [[روایت]] نیز استفاده میشود که در [[تفسیر قرآن]] نباید [[آیات]] را به همان افرادی که آیه درباره آنها نازل شده، اختصاص داد، بلکه باید به افرادی که صفات و رفتارشان مشابه آن افراد است نیز تعمیم داد. | ||
با [[سند معتبر]] از [[امام صادق]]{{ع}} روایت شده که فرمود: {{متن حدیث|نَزَلَ الْقُرْآنُ بِإِيَّاكِ أَعْنِي وَ اسْمَعِي يَا جَارَةُ}}<ref>کلینی، اصول الکافی، ج۲، ص۶۰۲ {{عربی|کتاب فضل القرآن باب النوادر}}، ح۱۴.</ref>؛ قرآن به [روش] تو را [به ظاهر] قصد میکنم، و ای [[همسایه]] بشنو، نازل شده است». | با [[سند معتبر]] از [[امام صادق]]{{ع}} روایت شده که فرمود: {{متن حدیث|نَزَلَ الْقُرْآنُ بِإِيَّاكِ أَعْنِي وَ اسْمَعِي يَا جَارَةُ}}<ref>کلینی، اصول الکافی، ج۲، ص۶۰۲ {{عربی|کتاب فضل القرآن باب النوادر}}، ح۱۴.</ref>؛ قرآن به [روش] تو را [به ظاهر] قصد میکنم، و ای [[همسایه]] بشنو، نازل شده است». | ||
از این روایت نیز استفاده میشود که در [[تفسیر آیات]] باید توجه داشت در مواردی صورت ظاهر خطابهای قرآن مراد جدی نیست، بلکه منظور تأثیر در غیر مخاطبان است؛ بنابراین، پس نباید خطابهای قرآن را همهجا طبق ظاهر [[تفسیر]] کرد. | از این روایت نیز استفاده میشود که در [[تفسیر آیات]] باید توجه داشت در مواردی صورت ظاهر خطابهای قرآن مراد جدی نیست، بلکه منظور تأثیر در غیر مخاطبان است؛ بنابراین، پس نباید خطابهای قرآن را همهجا طبق ظاهر [[تفسیر]] کرد. | ||
از اینگونه رهنمودهای کلی در [[فهم]] معنا و [[تفسیر آیات قرآن]] در [[روایات]] نقل شده از [[امامان معصوم]]{{عم}} زیاد دیده میشود؛ بنابراین، بدون تردید میتوان گفت یکی از نقشهای تأثیرگذار [[مفسران]] [[برگزیده]] در تفسیر، [[آموزش]] روش صحیح تفسیر است<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۱۰۲-۱۰۶.</ref> | از اینگونه رهنمودهای کلی در [[فهم]] معنا و [[تفسیر آیات قرآن]] در [[روایات]] نقل شده از [[امامان معصوم]]{{عم}} زیاد دیده میشود؛ بنابراین، بدون تردید میتوان گفت یکی از نقشهای تأثیرگذار [[مفسران]] [[برگزیده]] در تفسیر، [[آموزش]] روش صحیح تفسیر است<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۱۰۲-۱۰۶.</ref> | ||
=== هشدار به مفسران فاقد صلاحیت === | === هشدار به مفسران فاقد صلاحیت === | ||
از [[اخبار]] و روایات استفاده میشود یکی از کارهای مفسران برگزیده، هشدار به مفسران فاقد صلاحیت و [[آشکار کردن]] نادرستی تفسیر آنان و توجه دادن آنان به این است که صلاحیت تفسیر ندارند. نمونه آن روایات، گفتگوی [[امام باقر]]{{ع}} با [[قتاده]] است. در آن روایت، [[امام]] تفسیر آیهای را از قتاده میپرسد؛ سپس با آشکار کردن نادرستی تفسیر وی، او را به ناتوانیاش در تفسیر قرآن [[آگاه]] میکند و به او هشدار میدهد که اگر قرآن را از پیش خود تفسیر کند و یا تفسیر آن را از افراد فاقد صلاحیت دیگر فراگیرد، هم خود هلاک شده و هم دیگران را به [[هلاکت]] انداخته است<ref>متن روایت چنین است: {{متن حدیث|عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ: دَخَلَ قَتَادَةُ بْنُ دِعَامَةَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} فَقَالَ يَا قَتَادَةُ أَنْتَ فَقِيهُ أَهْلِ الْبَصْرَةِ فَقَالَ هَكَذَا يَزْعُمُونَ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} بَلَغَنِي أَنَّكَ تُفَسِّرُ الْقُرْآنَ فَقَالَ لَهُ قَتَادَةُ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} بِعِلْمٍ تُفَسِّرُهُ أَمْ بِجَهْلٍ قَالَ لَا بِعِلْمٍ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} فَإِنْ كُنْتَ تُفَسِّرُهُ بِعِلْمٍ فَأَنْتَ أَنْتَ وَ أَنَا أَسْأَلُكَ قَالَ قَتَادَةُ سَلْ قَالَ أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي سَبَإٍ {{متن قرآن|وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ}} فَقَالَ قَتَادَةُ ذَلِكَ مَنْ خَرَجَ مِنْ بَيْتِهِ بِزَادٍ حَلَالٍ وَ رَاحِلَةٍ وَ كِرَاءٍ حَلَالٍ يُرِيدُ هَذَا الْبَيْتَ كَانَ آمِناً حَتَّى يَرْجِعَ إِلَى أَهْلِهِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} نَشَدْتُكَ اللَّهَ يَا قَتَادَةُ هَلْ تَعْلَمُ أَنَّهُ قَدْ يَخْرُجُ الرَّجُلُ مِنْ بَيْتِهِ بِزَادٍ حَلَالٍ وَ رَاحِلَةٍ وَ كِرَاءٍ حَلَالٍ يُرِيدُ هَذَا الْبَيْتَ فَيُقْطَعُ عَلَيْهِ الطَّرِيقُ فَتُذْهَبُ نَفَقَتُهُ وَ يُضْرَبُ مَعَ ذَلِكَ ضَرْبَةً فِيهَا اجْتِيَاحُهُ قَالَ قَتَادَةُ اللَّهُمَّ نَعَمْ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} وَيْحَكَ يَا قَتَادَةُ إِنْ كُنْتَ إِنَّمَا فَسَّرْتَ الْقُرْآنَ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِكَ فَقَدْ هَلَكْتَ وَ أَهْلَكْتَ وَ إِنْ كُنْتَ قَدْ أَخَذْتَهُ مِنَ الرِّجَالِ فَقَدْ هَلَكْتَ وَ أَهْلَكْتَ وَيْحَكَ يَا قَتَادَةُ ذَلِكَ مَنْ خَرَجَ مِنْ بَيْتِهِ بِزَادٍ وَ رَاحِلَةٍ وَ كِرَاءٍ حَلَالٍ يَرُومُ هَذَا الْبَيْتَ عَارِفاً بِحَقِّنَا يَهْوَانَا قَلْبُهُ كَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- {{متن قرآن|فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ}} وَ لَمْ يَعْنِ الْبَيْتَ فَيَقُولَ إِلَيْهِ فَنَحْنُ وَ اللَّهِ دَعْوَةُ إِبْرَاهِيمَ{{ع}} الَّتِي مَنْ هَوَانَا قَلْبُهُ قُبِلَتْ حَجَّتُهُ وَ إِلَّا فَلَا يَا قَتَادَةُ فَإِذَا كَانَ كَذَلِكَ كَانَ آمِناً مِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ قَالَ قَتَادَةُ لَا جَرَمَ وَ اللَّهِ لَا فَسَّرْتُهَا إِلَّا هَكَذَا فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} وَيْحَكَ يَا قَتَادَةُ إِنَّمَا يَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ}}؛ (کلینی، روضة الکافی، ج۸، ص۲۱۲، ح۴۸۵).</ref>. | از [[اخبار]] و روایات استفاده میشود یکی از کارهای مفسران برگزیده، هشدار به مفسران فاقد صلاحیت و [[آشکار کردن]] نادرستی تفسیر آنان و توجه دادن آنان به این است که صلاحیت تفسیر ندارند. نمونه آن روایات، گفتگوی [[امام باقر]]{{ع}} با [[قتاده]] است. در آن روایت، [[امام]] تفسیر آیهای را از قتاده میپرسد؛ سپس با آشکار کردن نادرستی تفسیر وی، او را به ناتوانیاش در تفسیر قرآن [[آگاه]] میکند و به او هشدار میدهد که اگر قرآن را از پیش خود تفسیر کند و یا تفسیر آن را از افراد فاقد صلاحیت دیگر فراگیرد، هم خود هلاک شده و هم دیگران را به [[هلاکت]] انداخته است<ref>متن روایت چنین است: {{متن حدیث|عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ: دَخَلَ قَتَادَةُ بْنُ دِعَامَةَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} فَقَالَ يَا قَتَادَةُ أَنْتَ فَقِيهُ أَهْلِ الْبَصْرَةِ فَقَالَ هَكَذَا يَزْعُمُونَ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} بَلَغَنِي أَنَّكَ تُفَسِّرُ الْقُرْآنَ فَقَالَ لَهُ قَتَادَةُ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} بِعِلْمٍ تُفَسِّرُهُ أَمْ بِجَهْلٍ قَالَ لَا بِعِلْمٍ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} فَإِنْ كُنْتَ تُفَسِّرُهُ بِعِلْمٍ فَأَنْتَ أَنْتَ وَ أَنَا أَسْأَلُكَ قَالَ قَتَادَةُ سَلْ قَالَ أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي سَبَإٍ {{متن قرآن|وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ}} فَقَالَ قَتَادَةُ ذَلِكَ مَنْ خَرَجَ مِنْ بَيْتِهِ بِزَادٍ حَلَالٍ وَ رَاحِلَةٍ وَ كِرَاءٍ حَلَالٍ يُرِيدُ هَذَا الْبَيْتَ كَانَ آمِناً حَتَّى يَرْجِعَ إِلَى أَهْلِهِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} نَشَدْتُكَ اللَّهَ يَا قَتَادَةُ هَلْ تَعْلَمُ أَنَّهُ قَدْ يَخْرُجُ الرَّجُلُ مِنْ بَيْتِهِ بِزَادٍ حَلَالٍ وَ رَاحِلَةٍ وَ كِرَاءٍ حَلَالٍ يُرِيدُ هَذَا الْبَيْتَ فَيُقْطَعُ عَلَيْهِ الطَّرِيقُ فَتُذْهَبُ نَفَقَتُهُ وَ يُضْرَبُ مَعَ ذَلِكَ ضَرْبَةً فِيهَا اجْتِيَاحُهُ قَالَ قَتَادَةُ اللَّهُمَّ نَعَمْ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} وَيْحَكَ يَا قَتَادَةُ إِنْ كُنْتَ إِنَّمَا فَسَّرْتَ الْقُرْآنَ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِكَ فَقَدْ هَلَكْتَ وَ أَهْلَكْتَ وَ إِنْ كُنْتَ قَدْ أَخَذْتَهُ مِنَ الرِّجَالِ فَقَدْ هَلَكْتَ وَ أَهْلَكْتَ وَيْحَكَ يَا قَتَادَةُ ذَلِكَ مَنْ خَرَجَ مِنْ بَيْتِهِ بِزَادٍ وَ رَاحِلَةٍ وَ كِرَاءٍ حَلَالٍ يَرُومُ هَذَا الْبَيْتَ عَارِفاً بِحَقِّنَا يَهْوَانَا قَلْبُهُ كَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- {{متن قرآن|فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ}} وَ لَمْ يَعْنِ الْبَيْتَ فَيَقُولَ إِلَيْهِ فَنَحْنُ وَ اللَّهِ دَعْوَةُ إِبْرَاهِيمَ{{ع}} الَّتِي مَنْ هَوَانَا قَلْبُهُ قُبِلَتْ حَجَّتُهُ وَ إِلَّا فَلَا يَا قَتَادَةُ فَإِذَا كَانَ كَذَلِكَ كَانَ آمِناً مِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ قَالَ قَتَادَةُ لَا جَرَمَ وَ اللَّهِ لَا فَسَّرْتُهَا إِلَّا هَكَذَا فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} وَيْحَكَ يَا قَتَادَةُ إِنَّمَا يَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ}}؛ (کلینی، روضة الکافی، ج۸، ص۲۱۲، ح۴۸۵).</ref>. | ||