←روایات امام جواد، امام هادی، امام عسکری و امام زمان{{ع}}
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
==روایات [[امام جواد]]، [[امام هادی]]، [[امام عسکری]] و [[امام زمان]]{{ع}}== | ==روایات [[امام جواد]]، [[امام هادی]]، [[امام عسکری]] و [[امام زمان]]{{ع}}== | ||
در روایتی از امام هادی{{ع}} نقل شده است که [[وحی]] به دو نوع مستقيم و [[الهام]] تقسیم میشود که وحی الهام، همان قرار گرفتن در [[قلب]] است<ref>ر.ک: على بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۲۷۹.</ref>. بنا بر این [[روایت]]، الهام یکی از | در روایتی از امام هادی{{ع}} نقل شده است که [[وحی]] به دو نوع مستقيم و [[الهام]] تقسیم میشود که وحی الهام، همان قرار گرفتن در [[قلب]] است<ref>ر.ک: على بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۲۷۹.</ref>. بنا بر این [[روایت]]، الهام یکی از اقسام وحی به شمار میرود.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۲۶۱.</ref> | ||
==محتوای علوم الهامی اهل بیت== | |||
درباره محتوای علوم الهامی روایاتی وجود دارد. در روایتی آمده است هرگاه دانشی از [[قرآن]] و [[سنت]] نزد [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نبود، [[خداوند]] [[علم صحیح]] آن را به ایشان [[الهام]] میکرد. در [[روایات امام کاظم]]{{ع}} محتوای علوم الهامی به گونهای روشنتر نقل شده است. بنا بر روایتی، آن حضرت [[علوم ائمه]]{{عم}} را به سه دسته گذشته، [[آینده]] و حادث تقسیم کردند، و [[علم حادث]] را الهام یا القای در گوش معرفی نمودند: {{متن حدیث|وَ هُوَ عَلى ثَلَاثَةِ وُجُوهٍ: مَاضٍ، وَ غَابِرٌ، وَ حَادِثٌ؛ فَأَمَّا الْمَاضِي فَمُفَسَّرٌ، وَ أَمَّا الْغَابِرُ فَمَزْبُورٌ، وَ أَمَّا الْحَادِثُ فَقَذْفٌ فِي الْقُلُوبِ، وَ نَقْرٌ فِي الْأَسْمَاعِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۰۲. سند این روایت، صحیح است؛ همچنین ر.ک: همان، ج۱، ص۲۵۹؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۹.</ref>، [[علوم گذشته]] [[تفسیری]]، علوم باقی مانده مکتوب، و [[علوم حادث]] حک شدن در [[قلب]] یا در گوش نواختن است». این گونه تعابیر [[ظهور]] در آن دارد که مقصود از گذشته، علوم مربوط به گذشته، و مقصود از آینده، علوم مربوط به آینده است؛ اما در پایان این [[روایت]]، علوم حادث برترین قسم [[علم اهل بیت]]{{ع}} معرفی شده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۰۲. سند این روایت، صحیح است؛ همچنین ر.ک: همان، ج۱، ص۲۵۹؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۹.</ref>. در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} نیز به [[صراحت]] مقصود از غابر [[علم به آینده]]، و مزبور [[علم به گذشته]] دانسته شده است<ref>محمد بن محمد مفید، الارشاد في معرفة حجج الله على العباد، تصحيح مؤسسة آل البيت، ج۲، ص۱۸۶: {{متن حدیث|أَمَّا الْغَابِرُ فَالْعِلْمُ بِمَا يَكُونُ وَ أَمَّا الْمَزْبُورُ فَالْعِلْمُ بِمَا كَانَ وَ أَمَّا النَّكْتُ فِي الْقُلُوبِ فَهُوَ الْإِلْهَامُ وَ النَّقْرُ فِي الْأَسْمَاعِ حَدِيثُ الْمَلَائِكَةِ}}.</ref>. | |||
در مقابل، در روایت دیگری از [[امام کاظم]]{{ع}} نقل شده است: {{متن حدیث|فَأَمَّا الْغَابِرُ فَمَا تَقَدَّمَ مِنْ عِلْمِنَا}}؛ یعنی [[علم گذشته]] [[ائمه]]{{عم}}؛ و در توضیح مزبور آمده است: {{متن حدیث|أَمَّا الْمَزْبُورُ فَمَا يَأْتِينَا}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۵۸؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۸.</ref>؛ یعنی علومی که در [[آینده]] به آنان داده میشود. این بیان، [[ظهور]] در آن دارد که گذشته و آینده صفت خود علماند، نه محتوای آن؛ بنابراین مقصود از [[علم حادث]] که به شكل [[الهام]] (حک شدن در [[قلب]]) است، علومی است که پیوسته به قلب [[ائمه]]{{عم}} افکنده میشود؛ نه آنکه محتوای این [[علوم]]، فقط حوادث جاری است. محتوای علوم حادث، ضرورتأ حوادث جاری [[جهان مادی]] نیست؛ بلکه علوم مختلفی است که بخشی از آن، خبر از حوادث جاری جهان مادی است. ممکن است بخشی به زمانهای دیگر، [[امور معنوی]] یا حتی [[تفسیر]] و تأويل [[قرآن]] و مانند آن مربوط باشد. این تفسير از علوم حادث، با شریفتر بودن این [[دانش]] تناسب دارد<ref>اختلافات دیگری نیز در این روایات دیده میشود. مثلا در برخی اغابر، در مقابل «مزبوره قرار گرفته و در برخی غابر، مزبور معرفی شده است؛ در برخی غابر علم به آینده و در برخی علم به گذشته دانسته شده است (ر.ک: روایات و منابع یادشده). به همین دلیل، اطمینان به جزئیات این روایات، دشوار است.</ref>. | |||
به هر حال، این دسته از [[روایات]] نشان میدهد که علوم الهامی پیوسته به ائمه عطا میشوند با مربوط به حوادث جاری جهاناند؛ البته میتوان هر دو تفسیر را با هم جمع کرد؛ هرچند گویا روایات یادشده در [[مقام]] بیان دو تعریف از علوم حادث نیستند<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۲۶۶.</ref>. | |||
==منبع علوم الهامی اهل بیت== | |||
در برخی [[روایات]]، [[الهام]] به طور مستقیم به [[خداوند]] نسبت داده شده است<ref>برای نمونه، ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۳۴-۲۳۵ و ۴۵۲. در این روایات، چنین تعابیری آمده است: {{متن حدیث|أَلْهَمَهُ اللَّهُ الْحَقَّ فِيهِ إِلْهَاماً}}. البته ممکن است این نسبت دادن، از باب نسبت تمام امور به خداوند باشد.</ref>. البته در یک [[روایت]] آمده است که [[فرشته]] در [[قلب]] [[امام]] [[علمی]] را میافکند: {{متن حدیث|يَأْتِيهِ مَلَكٌ فَيَنْكُتُ فِي قَلْبِهِ كَيْتَ وَ كَيْتَ}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۲۲.</ref>؛ البته با توجه به روایات یاد شده در بحث تحديث، احتمال دارد این تعبیر، [[اشتباه]] [[راوی]] یا تصحیف نسخه برداران باشد. مؤید این برداشت، روایتی مشابه روایت یادشده است که در آن به جای قلب، گوش آمده. از [[امام صادق]] درباره [[محدث]] سؤال شد. آن حضرت فرمودند: {{متن حدیث|يَبْعَثُ اللَّهُ مَلَكاً يَنْقُرُ فِي أُذُنِهِ كَيْتَ وَ كَيْتَ وَ كَيْتَ}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۲۳. سند این روایت، صحیح است.</ref>؛ «خداوند فرشتهای را به سوی او میفرستد که در گوش او چنین و چنان میافکند». البته احتمال اینکه این دو، دو روایت مستقل باشند نیز وجود دارد. بنابراین خداوند به طور مستقیم با با واسطه [[فرشتگان]]، مطالب را به قلب [[برگزیدگان]] خود الهام میکند<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۲۶۸.</ref> | |||
==پرسش وابسته== | ==پرسش وابسته== | ||