۶۴٬۶۴۲
ویرایش
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\[\[(.*)\]\](.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\>\n\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\>\n\n' به '{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = $2 | عنوان مدخل = $4 | مداخل مرتبط = $6 | پرسش مرتبط = }} ') |
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == ==' به '==') |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
پس از [[بهاءالدوله]] پسرش، [[ابوشجاع]]، ملقب به سلطان الدوله در [[عراق]] و [[فارس]] به [[امارت]] نشست. وی [[بصره]] و کرمان و عراق را میان [[برادران]] و [[فرزندان]] خود تقسیم کرد و خود در [[شیراز]] مُقام گزید. با اینکه در سالهای نخست اقامتش، [[وفاق]] و [[دوستی]] میان برادران برقرار بود، از سال ۴۰۷ ق. که ابوالفوارس به تحریک جمعی از سران [[دیلم]] بر برادرش، سلطان الدوله، بشورید و شیراز را [[تصرف]] کرد، این دوستی برهم خورد و [[آتش]] [[جنگ]] و [[خونریزی]] تا پایان امارت وی همچنان زبانه میکشید. سلطان الدوله به سال ۴۰۷ ق. [[سپاه]] ابوالفوارس را در هم کوبید و او را از شیراز پس راند و آهنگ کرمان کرد. ابوالفوارس از سلطان [[محمود]] غزنوی، که بهتازگی به صحنه [[سیاست]] گام نهاده و [[قدرت]] بسیار یافته بود، [[امان]] خواست و به کمک [[سپاهیان]] او، یک بار دیگر کرمان و فارس را به دست آورد. با وجود این، سلطان الدوله این بار نیز ابوالفوارس را بهسختی [[شکست]] داد و او را نزد [[شمس الدوله]] در [[همدان]] گریزاند. چندی بعد، سپاه [[بغداد]] سر به [[شورش]] برداشتند و [[برادر]] کوچک سلطان الدوله را با [[لقب]] مشرف الدوله بر جای او گذاشتند، اما پس از دو سال جنگ و [[کشمکش]]، کار به [[مصالحه]] انجامید. مدتی پس از این واقعه، به سال ۴۱۵ ق. سلطان الدوله در ۳۲ سالگی در شیراز [[وفات]] یافت و کار را به پسر خردسالش ابوکالیجار، واگذاشت.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۱۸۰.</ref>. | پس از [[بهاءالدوله]] پسرش، [[ابوشجاع]]، ملقب به سلطان الدوله در [[عراق]] و [[فارس]] به [[امارت]] نشست. وی [[بصره]] و کرمان و عراق را میان [[برادران]] و [[فرزندان]] خود تقسیم کرد و خود در [[شیراز]] مُقام گزید. با اینکه در سالهای نخست اقامتش، [[وفاق]] و [[دوستی]] میان برادران برقرار بود، از سال ۴۰۷ ق. که ابوالفوارس به تحریک جمعی از سران [[دیلم]] بر برادرش، سلطان الدوله، بشورید و شیراز را [[تصرف]] کرد، این دوستی برهم خورد و [[آتش]] [[جنگ]] و [[خونریزی]] تا پایان امارت وی همچنان زبانه میکشید. سلطان الدوله به سال ۴۰۷ ق. [[سپاه]] ابوالفوارس را در هم کوبید و او را از شیراز پس راند و آهنگ کرمان کرد. ابوالفوارس از سلطان [[محمود]] غزنوی، که بهتازگی به صحنه [[سیاست]] گام نهاده و [[قدرت]] بسیار یافته بود، [[امان]] خواست و به کمک [[سپاهیان]] او، یک بار دیگر کرمان و فارس را به دست آورد. با وجود این، سلطان الدوله این بار نیز ابوالفوارس را بهسختی [[شکست]] داد و او را نزد [[شمس الدوله]] در [[همدان]] گریزاند. چندی بعد، سپاه [[بغداد]] سر به [[شورش]] برداشتند و [[برادر]] کوچک سلطان الدوله را با [[لقب]] مشرف الدوله بر جای او گذاشتند، اما پس از دو سال جنگ و [[کشمکش]]، کار به [[مصالحه]] انجامید. مدتی پس از این واقعه، به سال ۴۱۵ ق. سلطان الدوله در ۳۲ سالگی در شیراز [[وفات]] یافت و کار را به پسر خردسالش ابوکالیجار، واگذاشت.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۱۸۰.</ref>. | ||
==منابع== | ==منابع== | ||