حسنه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب'
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == ==' به '==')
جز (جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب')
خط ۱۶۵: خط ۱۶۵:
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ...}}، فرموده:برای شما در [[زندگی]] [[رسول خدا]]{{صل}} و عملکرد او (در میدان [[احزاب]]) [[سرمشق]] نیکویی بود؛ برای آنها که [[امید به رحمت خدا]] و [[روز رستاخیز]] دارند و [[خدا]] را بسیار یاد می‌کنند. [[بهترین]] [[الگو]] برای شما نه تنها در این میدان که در تمام زندگی، شخص پیامبر{{صل}} است؛ [[روحیات]] عالی او، [[استقامت]] و [[شکیبایی]] او، [[هشیاری]]، [[درایت]]، [[اخلاص]]، [[توجه به خدا]] و [[تسلط]] او بر حوادث و زانو نزدن در برابر [[سختی‌ها]] و [[مشکلات]]، هر کدام می‌تواند الگو و سرمشقی برای [[مسلمین]] باشد، و این ناخدای بزرگ، به هنگامی که سفینه‌اش گرفتار سخت‌ترین طوفان‌ها می‌شود، کمترین [[ضعف]]، [[سستی]] و دستپاچگی [را] به خود [[راه]] نمی‌دهد؛ او هم ناخداست، هم لنگر مطمئن این کشتی؛ هم [[چراغ هدایت]] است و هم مایه [[آرامش]] و راحت [[روح]] و [[جان]] سرنشینان؛ همراه دیگر [[مؤمنان]] کلنگ به دست می‌گیرد؛ [[خندق]] می‌کند، با بیل جمع‌آوری کرده و با ظرف از خندق بیرون می‌برد؛ برای [[حفظ]] [[روحیه]] و خونسردی یارانش با آنها [[مزاح]] می‌کند، و برای گرم کردن [[دل]] و جان، آنها را به خواندن اشعار حماسی [[تشویق]] می‌نماید؛ مرتباً آنان را به [[یاد خدا]] می‌اندازد و به [[آینده]] درخشان و [[فتوحات]] بزرگ نوید می‌دهد؛ از [[توطئه]] [[منافقان]] برحذر می‌دارد و [[هشیاری]] لازم را به آنها می‌دهد؛ از آرایش [[جنگی]] صحیح و [[انتخاب]] [[بهترین]] روش‌های نظامی، لحظه‌ای [[غافل]] نمی‌ماند، و در عین حال، از راه‌های مختلف، برای ایجاد شکاف در میان صفوف دشمان، از پای نمی‌نشیند. آری، او بهترین [[مقتدا]] و [[اسوه]] مؤمنان، در این میدان، و در همه میدان‌هاست. “اسوه” (بر وزن عُروَه)، در اصل به معنای آن حالتی است که [[انسان]] به هنگام [[پیروی]] از دیگری، به خود می‌گیرد، و به تعبیر دیگر، همان [[تأسی]] کردن و [[اقتدا]] نمودن است. بنابراین، معنای مصدری دارد، نه معنای وصفی، و جمله {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}، مفهومش این است که برای شما در [[پیامبر]]{{صل}} تأسی و پیروی خوبی است. می‌توانید با اقتدا کردن به او، خطوط خود را [[اصلاح]]، و در مسیر [[صراط مستقیم]] قرار گیرید. جالب این که: [[قرآن]] در [[آیه]] فوق این [[سوره]] حسنه را مخصوص کسانی می‌داند که دارای سه ویژگی هستند: [[امید]] به [[الله]] و امید به [[روز قیامت]] دارند و [[خدا]] را بسیار یاد می‌کنند. در [[حقیقت]]، [[ایمان]] به [[مبدأ و معاد]]، [[انگیزه]] این حرکت است، و ذکر [[خداوند]] تداوم‌بخش آن؛ زیرا بدون [[شک]]، کسی که از چنین [[ایمانی]] قلبش سرشار نباشد، [[قادر]] به قدم گذاشتن در جای قدم‌های پیامبر نیست، و در ادامه این [[راه]] نیز اگر پیوسته [[ذکر خدا]] نکند و [[شیاطین]] را از خود نراند، قادر به ادامه تأسی و اقتدا نخواهد بود<ref>تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۲۴۲-۲۴۳.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ...}}، فرموده:برای شما در [[زندگی]] [[رسول خدا]]{{صل}} و عملکرد او (در میدان [[احزاب]]) [[سرمشق]] نیکویی بود؛ برای آنها که [[امید به رحمت خدا]] و [[روز رستاخیز]] دارند و [[خدا]] را بسیار یاد می‌کنند. [[بهترین]] [[الگو]] برای شما نه تنها در این میدان که در تمام زندگی، شخص پیامبر{{صل}} است؛ [[روحیات]] عالی او، [[استقامت]] و [[شکیبایی]] او، [[هشیاری]]، [[درایت]]، [[اخلاص]]، [[توجه به خدا]] و [[تسلط]] او بر حوادث و زانو نزدن در برابر [[سختی‌ها]] و [[مشکلات]]، هر کدام می‌تواند الگو و سرمشقی برای [[مسلمین]] باشد، و این ناخدای بزرگ، به هنگامی که سفینه‌اش گرفتار سخت‌ترین طوفان‌ها می‌شود، کمترین [[ضعف]]، [[سستی]] و دستپاچگی [را] به خود [[راه]] نمی‌دهد؛ او هم ناخداست، هم لنگر مطمئن این کشتی؛ هم [[چراغ هدایت]] است و هم مایه [[آرامش]] و راحت [[روح]] و [[جان]] سرنشینان؛ همراه دیگر [[مؤمنان]] کلنگ به دست می‌گیرد؛ [[خندق]] می‌کند، با بیل جمع‌آوری کرده و با ظرف از خندق بیرون می‌برد؛ برای [[حفظ]] [[روحیه]] و خونسردی یارانش با آنها [[مزاح]] می‌کند، و برای گرم کردن [[دل]] و جان، آنها را به خواندن اشعار حماسی [[تشویق]] می‌نماید؛ مرتباً آنان را به [[یاد خدا]] می‌اندازد و به [[آینده]] درخشان و [[فتوحات]] بزرگ نوید می‌دهد؛ از [[توطئه]] [[منافقان]] برحذر می‌دارد و [[هشیاری]] لازم را به آنها می‌دهد؛ از آرایش [[جنگی]] صحیح و [[انتخاب]] [[بهترین]] روش‌های نظامی، لحظه‌ای [[غافل]] نمی‌ماند، و در عین حال، از راه‌های مختلف، برای ایجاد شکاف در میان صفوف دشمان، از پای نمی‌نشیند. آری، او بهترین [[مقتدا]] و [[اسوه]] مؤمنان، در این میدان، و در همه میدان‌هاست. “اسوه” (بر وزن عُروَه)، در اصل به معنای آن حالتی است که [[انسان]] به هنگام [[پیروی]] از دیگری، به خود می‌گیرد، و به تعبیر دیگر، همان [[تأسی]] کردن و [[اقتدا]] نمودن است. بنابراین، معنای مصدری دارد، نه معنای وصفی، و جمله {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}، مفهومش این است که برای شما در [[پیامبر]]{{صل}} تأسی و پیروی خوبی است. می‌توانید با اقتدا کردن به او، خطوط خود را [[اصلاح]]، و در مسیر [[صراط مستقیم]] قرار گیرید. جالب این که: [[قرآن]] در [[آیه]] فوق این [[سوره]] حسنه را مخصوص کسانی می‌داند که دارای سه ویژگی هستند: [[امید]] به [[الله]] و امید به [[روز قیامت]] دارند و [[خدا]] را بسیار یاد می‌کنند. در [[حقیقت]]، [[ایمان]] به [[مبدأ و معاد]]، [[انگیزه]] این حرکت است، و ذکر [[خداوند]] تداوم‌بخش آن؛ زیرا بدون [[شک]]، کسی که از چنین [[ایمانی]] قلبش سرشار نباشد، [[قادر]] به قدم گذاشتن در جای قدم‌های پیامبر نیست، و در ادامه این [[راه]] نیز اگر پیوسته [[ذکر خدا]] نکند و [[شیاطین]] را از خود نراند، قادر به ادامه تأسی و اقتدا نخواهد بود<ref>تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۲۴۲-۲۴۳.</ref>.


نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}}، زیر عنوان: “خطوط اصلی [[بندگان]] مخلص” فرموده: در دومین [[دستور]]، به مسأله [[احسان]] و [[نیکوکاری]] در این [[دنیا]] که دار عمل است، پرداخته و از طریق بیان نتیجه احسان، [[مردم]] را به آن [[تشویق]] و تحریص می‌کند و می‌فرماید: برای کسانی که در این دنیا [[نیکی]] کرده‌اند، حسنه و [[پاداش]] نیکوی بزرگی است: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}} [[غالب]] [[مفسران]]، {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}} را متعلق به{{متن قرآن|أَحْسَنُوا}} دانسته‌اند، و بنابراین {{متن قرآن|حَسَنَةٌ}} مطلق خواهد بود و هر گونه [[پاداش نیک]]، در این [[جهان]] و جهان دیگر را شامل می‌شود، و با توجه به این که تنوین در این گونه موارد، [[دلیل]] بر تفخیم و [[عظمت]] است، بزرگی این پاداش مشخص می‌شود. آری، نیکوکاری به طور مطلق در این دنیا در گفتار، در عمل، در طرز [[اندیشه]] و [[تفکر]]، نسبت به [[دوستان]]، و نسبت به [[بیگانگان]]، نتیجه‌اش برخورداری از پاداش [[عظیم]] در هر دو جهان است که نیکی جز نتیجه [[نیک]] نخواهد داشت. در [[حقیقت]]، [[تقوا]] یک عامل بازدارنده است و احسان یک عامل حرکت آفرین، که مجموعاً [[ترک گناه]] و انجام [[فرایض]] و [[مستحبات]] را شامل می‌شود<ref>تفسیر نمونه، ج۱۹، ص۴۰۱.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}}، زیر عنوان: “خطوط اصلی [[بندگان]] مخلص” فرموده: در دومین [[دستور]]، به مسأله [[احسان]] و [[نیکوکاری]] در این [[دنیا]] که دار عمل است، پرداخته و از طریق بیان نتیجه احسان، [[مردم]] را به آن [[تشویق]] و تحریص می‌کند و می‌فرماید: برای کسانی که در این دنیا [[نیکی]] کرده‌اند، حسنه و [[پاداش]] نیکوی بزرگی است: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}} غالب [[مفسران]]، {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ}} را متعلق به{{متن قرآن|أَحْسَنُوا}} دانسته‌اند، و بنابراین {{متن قرآن|حَسَنَةٌ}} مطلق خواهد بود و هر گونه [[پاداش نیک]]، در این [[جهان]] و جهان دیگر را شامل می‌شود، و با توجه به این که تنوین در این گونه موارد، [[دلیل]] بر تفخیم و [[عظمت]] است، بزرگی این پاداش مشخص می‌شود. آری، نیکوکاری به طور مطلق در این دنیا در گفتار، در عمل، در طرز [[اندیشه]] و [[تفکر]]، نسبت به [[دوستان]]، و نسبت به [[بیگانگان]]، نتیجه‌اش برخورداری از پاداش [[عظیم]] در هر دو جهان است که نیکی جز نتیجه [[نیک]] نخواهد داشت. در [[حقیقت]]، [[تقوا]] یک عامل بازدارنده است و احسان یک عامل حرکت آفرین، که مجموعاً [[ترک گناه]] و انجام [[فرایض]] و [[مستحبات]] را شامل می‌شود<ref>تفسیر نمونه، ج۱۹، ص۴۰۱.</ref>.
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ...}}، فرموده: نیکی و [[بدی]] یکسان نیست، و در توضیح آن می‌فرماید: در حالی که [[مخالفان]] [[حق]]، سلاحی جز [[بدگویی]]، [[افترا]]، [[سخریه]]، [[استهزا]] و انواع فشارها و [[ستم‌ها]] ندارند، باید [[سلاح]] شما، [[پاکی]]، تقوا، سخن حق، [[نرمش]] و [[محبت]] باشد. آری، [[مکتب]] [[ضلالت]] جز چنان ابزاری را نمی‌پسندد. مکتب حق تنها از چنین وسایلی بهره‌گیری می‌کند، گرچه حسنه و [[سیئه]] مفهوم وسیعی دارد. تمام [[نیکی‌ها]]، [[خوبی‌ها]]، [[خیرات]] و [[برکات]]، در مفهوم حسنه جمع است؛ همان‌گونه که هر گونه [[انحراف]] و [[زشتی]] و [[عذاب]]، در مفهوم سیئه خلاصه شده است، ولی در [[آیه]] مورد بحث، آن شاخه‌ای از حسنه و [[سیئه]] که مربوط به روش‌های [[تبلیغی]] است، منظور می‌باشد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۲۷۹.</ref>.
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ...}}، فرموده: نیکی و [[بدی]] یکسان نیست، و در توضیح آن می‌فرماید: در حالی که [[مخالفان]] [[حق]]، سلاحی جز [[بدگویی]]، [[افترا]]، [[سخریه]]، [[استهزا]] و انواع فشارها و [[ستم‌ها]] ندارند، باید [[سلاح]] شما، [[پاکی]]، تقوا، سخن حق، [[نرمش]] و [[محبت]] باشد. آری، [[مکتب]] [[ضلالت]] جز چنان ابزاری را نمی‌پسندد. مکتب حق تنها از چنین وسایلی بهره‌گیری می‌کند، گرچه حسنه و [[سیئه]] مفهوم وسیعی دارد. تمام [[نیکی‌ها]]، [[خوبی‌ها]]، [[خیرات]] و [[برکات]]، در مفهوم حسنه جمع است؛ همان‌گونه که هر گونه [[انحراف]] و [[زشتی]] و [[عذاب]]، در مفهوم سیئه خلاصه شده است، ولی در [[آیه]] مورد بحث، آن شاخه‌ای از حسنه و [[سیئه]] که مربوط به روش‌های [[تبلیغی]] است، منظور می‌باشد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۲۷۹.</ref>.


۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش