پرش به محتوا

روح در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۷ بایت حذف‌شده ،  ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲
جز
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == ==' به '==')
خط ۲۶: خط ۲۶:
==معانی روح در [[قرآن کریم]]==
==معانی روح در [[قرآن کریم]]==
[[قرآن کریم]] از کلمۀ "[[روح]]" معانی متعددی [[اراده]] کرده است که عبارت‌اند از:
[[قرآن کریم]] از کلمۀ "[[روح]]" معانی متعددی [[اراده]] کرده است که عبارت‌اند از:
#[[روح القدس|روح مقدسی]] که [[پیامبران]]{{ع}} را برای ادای وظیفۀ الهی‌شان [[یاری]] می‌کند: {{متن قرآن|تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ}}<ref>«برخی از آن پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم؛ از ایشان یکی آن است که خداوند با وی سخن گفت و پایگاه‌های  برخی از ایشان را بالا برد. و ما به عیسی پسر مریم، برهان‌ها (ی روشن) دادیم و او را با روح القدس پشتیبانی کردیم» سوره بقره، آیه ۲۵۳.</ref>.
# [[روح القدس|روح مقدسی]] که [[پیامبران]]{{ع}} را برای ادای وظیفۀ الهی‌شان [[یاری]] می‌کند: {{متن قرآن|تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ}}<ref>«برخی از آن پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم؛ از ایشان یکی آن است که خداوند با وی سخن گفت و پایگاه‌های  برخی از ایشان را بالا برد. و ما به عیسی پسر مریم، برهان‌ها (ی روشن) دادیم و او را با روح القدس پشتیبانی کردیم» سوره بقره، آیه ۲۵۳.</ref>.
#نیرویی [[معنوی]] و [[الهی]] که [[مؤمنان]] را [[پشتیبانی]] می‌کند: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}<ref>«گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کردیم» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>.
#نیرویی [[معنوی]] و [[الهی]] که [[مؤمنان]] را [[پشتیبانی]] می‌کند: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}<ref>«گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کردیم» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>.
#[[فرشتۀ وحی]] که "[[امین]]" نیز خوانده می‌شود: {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ}}<ref>«که روح الامین آن را فرود آورده است» سوره شعراء، آیه ۱۹۳.</ref>. مراد از [[روح]] مرتبط با [[پیامبر]] و به معنای [[ملائکه]] خاص است. در [[قرآن]] چیزی که صلاحیت معرف [[روح]] کلی باشد نکته‌ای است که در [[آیه]] {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي}}<ref>«از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref>. بیان شده که به طور مطلق و بدون هیچ قیدی آورده، و در معرفیش فرموده: [[روح]] از امر خداست، آن گاه امر [[خدا]] را در جای دیگر معرفی کرده: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}<ref>«فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو می‌گوید: باش! بی‌درنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.</ref> {{متن قرآن|فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ}}<ref>«پس پاکا آنکه فرمانفرمایی  هر چیز در دست اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید» سوره یس، آیه ۸۳.</ref>:». در [[تفسیر قمی]] آمده است که: [[روح]] [[ملک]] اعظم از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] است و با [[پیامبر خدا]] همراه بوده است. نسبتی که [[روح]] مضاف در این [[آیات]] با [[روح]] مطلق در [[سوره قدر]] دارد، نسبتی است که [[افاضه]] به مفیض و یا سایه با [[صاحب]] سایه دارد. از آنجا که باید [[روح]] القدسی [[پیامبر]] را [[همراهی]] و [[هدایت]] و کمک کند، [[جایگاه]] آن در [[تعالیم]] [[غیبی]] [[الهی]] دارای اهمیت است. [[قرآن]] در باره [[مریم]] فرموده: {{متن قرآن|فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا}}<ref>«و از چشم آنان پنهان شد  و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت» سوره مریم، آیه ۱۷.</ref> و یا فرموده: {{متن قرآن|قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ}}<ref>«آن را روح القدس از نزد پروردگارت، راستین فرو فرستاده است» سوره نحل، آیه ۱۰۲.</ref>. حال چرا به این تعبیر آمده، به این [[دلیل]] که [[ملائکه]] با همه اختلافی که در مراتبِ [[قرب]] و بُعد از [[خدای تعالی]] دارند، [[روح]] محضند، و اگر احیانا به صورت جسمی به چشم اشخاصی در می‌آیند، تمثلی است که به خود می‌گیرند، نه اینکه به [[راستی]] [[جسم]] و سر و پایی داشته باشند، هم چنان که می‌بینیم در داستان [[مریم]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن قرآن|فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا}}<ref>«و از چشم آنان پنهان شد  و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت» سوره مریم، آیه ۱۷.</ref> حال بسا گفته شود: [[روح القدس]] [[لقب]] [[جبرئیل]] است. [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ}}<ref>«بگو: آن را روح القدس از نزد پروردگارت، راستین فرو فرستاده است تا مؤمنان را استوار بدارد و برای مسلمانان رهنمود و مژده‌ای باشد» سوره نحل، آیه ۱۰۲.</ref>. [[روح]] [[بزرگواری]] است که واسطه بین [[خداوند متعال]] و این عالم هستند و هیچ حادثه یا واقعه کوچک و بزرگی نیست مگر اینکه [[ملائکه]] [[روح القدس]] در آن دخالت دارد و به نوعی [[سرپرستی]] آن را به عهده دارند. به همین [[دلیل]] [[جبرائیل]]، از [[فرشتگان مقرب]] الاهی و آورنده [[وحی]] در [[اسلام]] است<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۶۳۷؛ [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه روح (مقاله)|مقاله «آیه روح»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>.
# [[فرشتۀ وحی]] که "[[امین]]" نیز خوانده می‌شود: {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ}}<ref>«که روح الامین آن را فرود آورده است» سوره شعراء، آیه ۱۹۳.</ref>. مراد از [[روح]] مرتبط با [[پیامبر]] و به معنای [[ملائکه]] خاص است. در [[قرآن]] چیزی که صلاحیت معرف [[روح]] کلی باشد نکته‌ای است که در [[آیه]] {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي}}<ref>«از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref>. بیان شده که به طور مطلق و بدون هیچ قیدی آورده، و در معرفیش فرموده: [[روح]] از امر خداست، آن گاه امر [[خدا]] را در جای دیگر معرفی کرده: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}<ref>«فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو می‌گوید: باش! بی‌درنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.</ref> {{متن قرآن|فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ}}<ref>«پس پاکا آنکه فرمانفرمایی  هر چیز در دست اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید» سوره یس، آیه ۸۳.</ref>:». در [[تفسیر قمی]] آمده است که: [[روح]] [[ملک]] اعظم از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] است و با [[پیامبر خدا]] همراه بوده است. نسبتی که [[روح]] مضاف در این [[آیات]] با [[روح]] مطلق در [[سوره قدر]] دارد، نسبتی است که [[افاضه]] به مفیض و یا سایه با [[صاحب]] سایه دارد. از آنجا که باید [[روح]] القدسی [[پیامبر]] را [[همراهی]] و [[هدایت]] و کمک کند، [[جایگاه]] آن در [[تعالیم]] [[غیبی]] [[الهی]] دارای اهمیت است. [[قرآن]] در باره [[مریم]] فرموده: {{متن قرآن|فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا}}<ref>«و از چشم آنان پنهان شد  و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت» سوره مریم، آیه ۱۷.</ref> و یا فرموده: {{متن قرآن|قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ}}<ref>«آن را روح القدس از نزد پروردگارت، راستین فرو فرستاده است» سوره نحل، آیه ۱۰۲.</ref>. حال چرا به این تعبیر آمده، به این [[دلیل]] که [[ملائکه]] با همه اختلافی که در مراتبِ [[قرب]] و بُعد از [[خدای تعالی]] دارند، [[روح]] محضند، و اگر احیانا به صورت جسمی به چشم اشخاصی در می‌آیند، تمثلی است که به خود می‌گیرند، نه اینکه به [[راستی]] [[جسم]] و سر و پایی داشته باشند، هم چنان که می‌بینیم در داستان [[مریم]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن قرآن|فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا}}<ref>«و از چشم آنان پنهان شد  و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت» سوره مریم، آیه ۱۷.</ref> حال بسا گفته شود: [[روح القدس]] [[لقب]] [[جبرئیل]] است. [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ}}<ref>«بگو: آن را روح القدس از نزد پروردگارت، راستین فرو فرستاده است تا مؤمنان را استوار بدارد و برای مسلمانان رهنمود و مژده‌ای باشد» سوره نحل، آیه ۱۰۲.</ref>. [[روح]] [[بزرگواری]] است که واسطه بین [[خداوند متعال]] و این عالم هستند و هیچ حادثه یا واقعه کوچک و بزرگی نیست مگر اینکه [[ملائکه]] [[روح القدس]] در آن دخالت دارد و به نوعی [[سرپرستی]] آن را به عهده دارند. به همین [[دلیل]] [[جبرائیل]]، از [[فرشتگان مقرب]] الاهی و آورنده [[وحی]] در [[اسلام]] است<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۶۳۷؛ [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه روح (مقاله)|مقاله «آیه روح»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>.
#فرشتۀ بزرگی از [[فرشتگان]] خاص [[خدا]] یا مخلوقی [[برتر]] از [[فرشتگان]]: {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود می‌آیند» سوره قدر، آیه ۴.</ref>؛ {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا}}<ref>«روزی که روح و فرشتگان (دیگر) ردیف ایستند؛ دم برنیاورند مگر آن کس که (خداوند) بخشنده بدو اذن دهد و او سخن درست گوید» سوره نبأ، آیه ۳۸.</ref>.
#فرشتۀ بزرگی از [[فرشتگان]] خاص [[خدا]] یا مخلوقی [[برتر]] از [[فرشتگان]]: {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود می‌آیند» سوره قدر، آیه ۴.</ref>؛ {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا}}<ref>«روزی که روح و فرشتگان (دیگر) ردیف ایستند؛ دم برنیاورند مگر آن کس که (خداوند) بخشنده بدو اذن دهد و او سخن درست گوید» سوره نبأ، آیه ۳۸.</ref>.
#[[قرآن]] و [[وحی]]: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش  را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>.
# [[قرآن]] و [[وحی]]: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش  را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>.
#[[روح انسان]]: {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref>؛ ارتباط [[روح]] با [[بدن]] به گونۀ [[حاکمیت]] و [[تصرف]] است. [[خداوند]] جسم [[آدمی]] را از [[گِل]] آفرید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ}}<ref>«و بی‌گمان ما انسان را از چکیده‌ای از گل آفریدیم» سوره مؤمنون، آیه ۱۲.</ref> و سپس از [[روح]] خویش در آن دمید. [[روحی]] با نفخۀ ربوبی: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم  و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ}}<ref>«سپس او را باندام برآورد  و از روح خویش در او دمید و برایتان گوش و چشمان و دل‌ها را پدیدار کرد، (امّا) اندک سپاس می‌گزارید» سوره سجده، آیه ۹.</ref> در [[بدن]] [[آدمی]] دمیده شده، شایستۀ آن است معیار [[انسانیت]] [[انسان]] شود و [[بدن]] را در تأثیر خویش گیرد و خودِ [[راستین]] و [[شخصیت حقیقی]] [[آدمی]] را بسازَد<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۷۳؛ [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه روح (مقاله)|مقاله «آیه روح»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>.
# [[روح انسان]]: {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref>؛ ارتباط [[روح]] با [[بدن]] به گونۀ [[حاکمیت]] و [[تصرف]] است. [[خداوند]] جسم [[آدمی]] را از [[گِل]] آفرید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ}}<ref>«و بی‌گمان ما انسان را از چکیده‌ای از گل آفریدیم» سوره مؤمنون، آیه ۱۲.</ref> و سپس از [[روح]] خویش در آن دمید. [[روحی]] با نفخۀ ربوبی: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم  و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ}}<ref>«سپس او را باندام برآورد  و از روح خویش در او دمید و برایتان گوش و چشمان و دل‌ها را پدیدار کرد، (امّا) اندک سپاس می‌گزارید» سوره سجده، آیه ۹.</ref> در [[بدن]] [[آدمی]] دمیده شده، شایستۀ آن است معیار [[انسانیت]] [[انسان]] شود و [[بدن]] را در تأثیر خویش گیرد و خودِ [[راستین]] و [[شخصیت حقیقی]] [[آدمی]] را بسازَد<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۷۳؛ [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه روح (مقاله)|مقاله «آیه روح»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>.
#روح خدا:  در [[قرآن]] از [[حضرت عیسی]] به نام "[[روح خدا]]" یاد شده است: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ}}<ref>«ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید؛ جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست» » سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۰۶.</ref>
#روح خدا:  در [[قرآن]] از [[حضرت عیسی]] به نام "[[روح خدا]]" یاد شده است: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ}}<ref>«ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید؛ جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست»» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۰۶.</ref>


==[[اسامی]] [[روح]] [[نورانی]] در [[قرآن]]==
==[[اسامی]] [[روح]] [[نورانی]] در [[قرآن]]==
خط ۴۱: خط ۴۱:
#'''[[عقل]] :''' {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«خداوند این چنین آیات خود را برای شما روشن می‌دارد باشد که شما خرد ورزید» سوره بقره، آیه ۲۴۲.</ref>. در [[قرآن کریم]]، عبارت [[شریف]] {{متن قرآن|لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«باشد که خرد ورزید» سوره بقره، آیه ۷۳.</ref> چندین مرتبه تکرار شده است و این تکرار دلالت بر [[محبوبیت]] تعقّل و [[خردورزی]] در پیشگاه [[الهی]] دارد. از این‌رو می‌‌توان از این [[آیه]] و نظائر فراوان آن، استفاده نمود که [[دعوت]] به [[تدبّر]] و [[خردورزی]] را، می‌‌توان در شمار اهداف نهائی [[نزول]] این [[کتاب آسمانی]] دانست. فراتر از این، اشاره می‌‌نمائیم که [[قرآن کریم]]، آنان که اهل [[تفکّر]] و [[تدبّر]] نیستند را فرومایه‌تر از چهارپایان و پست‌تر از آنان دانسته است: {{متن قرآن|إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«بدترین جنبندگان نزد خداوند ناشنوایانی گنگند که خرد نمی‌ورزند» سوره انفال، آیه ۲۲.</ref>. و نیز فرموده است: {{متن قرآن|وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و (خداوند) عذاب را بر آنان که خرد نمی‌ورزند برقرار می‌دارد» سوره یونس، آیه ۱۰۰.</ref>. و باز از زبان اهل [[آتش]] [[نقل]] می‌‌فرماید که: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«و می‌گویند: اگر ما سخن نیوش یا خردورز می‌بودیم در زمره دوزخیان نبودیم» سوره ملک، آیه ۱۰.</ref>. [[عقل]] از "عِقال" مشتق شده، که به معنی خویشتن‌داری و امساک آمده است؛ از این‌رو دیۀ مذکور در [[فقه]] را نیز "[[عقل]]" خوانده‌اند. چراکه [[حکم]] پرداخت دیه، [[مانع]] از [[خونریزی]] و تعدّی نسبت به دیگران می‌‌شود؛ [[عقل]] را نیز از آنرو که [[مانع]] از انجام [[اعمال]] ناشایست و اشتباه می‌‌شود، [[عقل]] نامیده‌اند.
#'''[[عقل]] :''' {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«خداوند این چنین آیات خود را برای شما روشن می‌دارد باشد که شما خرد ورزید» سوره بقره، آیه ۲۴۲.</ref>. در [[قرآن کریم]]، عبارت [[شریف]] {{متن قرآن|لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«باشد که خرد ورزید» سوره بقره، آیه ۷۳.</ref> چندین مرتبه تکرار شده است و این تکرار دلالت بر [[محبوبیت]] تعقّل و [[خردورزی]] در پیشگاه [[الهی]] دارد. از این‌رو می‌‌توان از این [[آیه]] و نظائر فراوان آن، استفاده نمود که [[دعوت]] به [[تدبّر]] و [[خردورزی]] را، می‌‌توان در شمار اهداف نهائی [[نزول]] این [[کتاب آسمانی]] دانست. فراتر از این، اشاره می‌‌نمائیم که [[قرآن کریم]]، آنان که اهل [[تفکّر]] و [[تدبّر]] نیستند را فرومایه‌تر از چهارپایان و پست‌تر از آنان دانسته است: {{متن قرآن|إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«بدترین جنبندگان نزد خداوند ناشنوایانی گنگند که خرد نمی‌ورزند» سوره انفال، آیه ۲۲.</ref>. و نیز فرموده است: {{متن قرآن|وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و (خداوند) عذاب را بر آنان که خرد نمی‌ورزند برقرار می‌دارد» سوره یونس، آیه ۱۰۰.</ref>. و باز از زبان اهل [[آتش]] [[نقل]] می‌‌فرماید که: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«و می‌گویند: اگر ما سخن نیوش یا خردورز می‌بودیم در زمره دوزخیان نبودیم» سوره ملک، آیه ۱۰.</ref>. [[عقل]] از "عِقال" مشتق شده، که به معنی خویشتن‌داری و امساک آمده است؛ از این‌رو دیۀ مذکور در [[فقه]] را نیز "[[عقل]]" خوانده‌اند. چراکه [[حکم]] پرداخت دیه، [[مانع]] از [[خونریزی]] و تعدّی نسبت به دیگران می‌‌شود؛ [[عقل]] را نیز از آنرو که [[مانع]] از انجام [[اعمال]] ناشایست و اشتباه می‌‌شود، [[عقل]] نامیده‌اند.
# '''لُب:''' {{متن قرآن|وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«به هر که خواهد فرزانگی می‌بخشد و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان داده‌اند؛ و جز خردمندان در یاد نمی‌گیرند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref>. برخی از [[دانشمندان]]، بر آن رفته‌اند که "لُب"، مرتبه [[خالص]] و سرۀ [[عقل]] است؛ از این‌رو بر خِردی که با [[اعمال]] [[زشت]] و یا [[اعتقادات]] [[باطل]] آمیخته شده باشد، اطلاق نمی‌گردد. شاید [[خداوند متعال]] [[روح]] را از آنروی لُب خوانده است که همانگونه که لُب، بخش [[خالص]] هر شیء و [[حقیقت]] آن است، [[روح]] نیز نسبت به [[انسان]] همین‌گونه است؛ چه [[حقیقت]] انسانْ [[روح]] اوست و انسانیّت [[انسان]] نیز به همو.
# '''لُب:''' {{متن قرآن|وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«به هر که خواهد فرزانگی می‌بخشد و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان داده‌اند؛ و جز خردمندان در یاد نمی‌گیرند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref>. برخی از [[دانشمندان]]، بر آن رفته‌اند که "لُب"، مرتبه [[خالص]] و سرۀ [[عقل]] است؛ از این‌رو بر خِردی که با [[اعمال]] [[زشت]] و یا [[اعتقادات]] [[باطل]] آمیخته شده باشد، اطلاق نمی‌گردد. شاید [[خداوند متعال]] [[روح]] را از آنروی لُب خوانده است که همانگونه که لُب، بخش [[خالص]] هر شیء و [[حقیقت]] آن است، [[روح]] نیز نسبت به [[انسان]] همین‌گونه است؛ چه [[حقیقت]] انسانْ [[روح]] اوست و انسانیّت [[انسان]] نیز به همو.
#'''[[قلب]] :''' {{متن قرآن|يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref>«روزی که در آن دارایی و فرزندان سودی نمی‌رسانند * جز آن کس که دلی بی‌آلایش نزد خداوند آورد » سوره شعراء، آیه ۸۸-۸۹.</ref>؛ نیز می‌‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ}}<ref>«بی‌گمان در این، یادکردی است برای آنکه دلی دارد یا (به سخن) گوش می‌سپارد» سوره ق، آیه ۳۷.</ref> و نیز: {{متن قرآن|كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ}}<ref>«بدین‌گونه خداوند بر دل هر خویش‌بین گردنکشی مهر می‌نهد» سوره غافر، آیه ۳۵.</ref>. از آیاتی که دلالت بر رتبت والای [[قلب]] و اهمیّت آن دارد، این [[آیه شریفه]] است: {{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ}}<ref>«و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی می‌شود» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>؛ چراکه مراد از آن، آنست که [[خداوند]] خود [[قلوب]] [[مردمان]] را به دست دارد، و آن را همانگونه که خود می‌‌خواهد، دیگرگون می‌‌سازد.[[قلب]] را نیز به همین [[دلیل]] "[[قلب]]" خوانده‌اند، که تقلّبات و صورت‌های گونه گونِ فراوانی می‌‌پذیرد. برخی بر آن رفته‌اند که [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ}}<ref>«خداوند میان آدمی و دل او میانجی می‌شود» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>؛ را اشارتی است به [[بندگان]] خاصّ [[حضرت حق]]، که آنان را اراده‌ای جز [[اراده]] او و خواستی جز از خواست او نیست؛ همانگونه که [[حضرت حق]] خود فرموده است: {{متن قرآن|وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ}}<ref>«و جز آنچه خواست خداوند است، مخواهید که خداوند دانایی فرزانه است» سوره انسان، آیه ۳۰.</ref>. همین معنی، در [[حدیث شریف]] [[نبوی]] نیز آمده است: "[[قلب]] فرد [[مؤمن]]، در میان دو انگشت [[حضرت]] قرار دارد؛‌ او آن [[قلب]] را هرگونه که بخواهد دگرگون می‌‌فرماید"<ref>{{متن حدیث| قَلْبُ الْمُؤْمِنِ بَيْنَ إِصْبَعَيْنِ مِنْ أَصَابِعِ الرَّحْمَنِ يُقَلِّبُهُ كَيْفَ یَشَاءَ}}؛ مرآة العقول، ج ۱۰ ، ص ۳۹۳ و ۳۹۴.</ref>؛ برخی دیگر از [[عالمان]] نیز، بر آن رفته‌اند که منظور از این [[آیه شریفه]]، آنست که قوام و [[پایداری]] [[قلب]] [[انسان]]، به [[خداوند متعال]] است؛ از این‌رو او از [[قلب]] [[انسان]] به او نزدیکتر است!. کوتاه سخن آنکه [[قلب]] را از آنرو "[[قلب]]" نامیده‌اند، که هر لحظه در دیگرگونی و انقلابی تازه است؛ حال اگر در تصرّف [[شیطان]] باشد بواسطة خواطر [[شیطانی]] دگرگونی می‌‌یابد، و اگر در دست [[خداوند]] به جلّ وعلا! - باشد، بواسطة الهام‌ها و عنایت‌های خاصّ او تبدّل حال می‌‌یابد. بارخدایا! [[قلوب]] ما را در دستان پر مهر خویش‌گیر، و نیکی‌ها را به ما [[الهام]] فرما، و با [[عنایات]] خاصّه‌ات بر ما [[کرم]] نما!.
#'''[[قلب]] :''' {{متن قرآن|يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref>«روزی که در آن دارایی و فرزندان سودی نمی‌رسانند * جز آن کس که دلی بی‌آلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۸-۸۹.</ref>؛ نیز می‌‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ}}<ref>«بی‌گمان در این، یادکردی است برای آنکه دلی دارد یا (به سخن) گوش می‌سپارد» سوره ق، آیه ۳۷.</ref> و نیز: {{متن قرآن|كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ}}<ref>«بدین‌گونه خداوند بر دل هر خویش‌بین گردنکشی مهر می‌نهد» سوره غافر، آیه ۳۵.</ref>. از آیاتی که دلالت بر رتبت والای [[قلب]] و اهمیّت آن دارد، این [[آیه شریفه]] است: {{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ}}<ref>«و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی می‌شود» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>؛ چراکه مراد از آن، آنست که [[خداوند]] خود [[قلوب]] [[مردمان]] را به دست دارد، و آن را همانگونه که خود می‌‌خواهد، دیگرگون می‌‌سازد.[[قلب]] را نیز به همین [[دلیل]] "[[قلب]]" خوانده‌اند، که تقلّبات و صورت‌های گونه گونِ فراوانی می‌‌پذیرد. برخی بر آن رفته‌اند که [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ}}<ref>«خداوند میان آدمی و دل او میانجی می‌شود» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>؛ را اشارتی است به [[بندگان]] خاصّ [[حضرت حق]]، که آنان را اراده‌ای جز [[اراده]] او و خواستی جز از خواست او نیست؛ همانگونه که [[حضرت حق]] خود فرموده است: {{متن قرآن|وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ}}<ref>«و جز آنچه خواست خداوند است، مخواهید که خداوند دانایی فرزانه است» سوره انسان، آیه ۳۰.</ref>. همین معنی، در [[حدیث شریف]] [[نبوی]] نیز آمده است: "[[قلب]] فرد [[مؤمن]]، در میان دو انگشت [[حضرت]] قرار دارد؛‌ او آن [[قلب]] را هرگونه که بخواهد دگرگون می‌‌فرماید"<ref>{{متن حدیث| قَلْبُ الْمُؤْمِنِ بَيْنَ إِصْبَعَيْنِ مِنْ أَصَابِعِ الرَّحْمَنِ يُقَلِّبُهُ كَيْفَ یَشَاءَ}}؛ مرآة العقول، ج ۱۰ ، ص ۳۹۳ و ۳۹۴.</ref>؛ برخی دیگر از [[عالمان]] نیز، بر آن رفته‌اند که منظور از این [[آیه شریفه]]، آنست که قوام و [[پایداری]] [[قلب]] [[انسان]]، به [[خداوند متعال]] است؛ از این‌رو او از [[قلب]] [[انسان]] به او نزدیکتر است!. کوتاه سخن آنکه [[قلب]] را از آنرو "[[قلب]]" نامیده‌اند، که هر لحظه در دیگرگونی و انقلابی تازه است؛ حال اگر در تصرّف [[شیطان]] باشد بواسطة خواطر [[شیطانی]] دگرگونی می‌‌یابد، و اگر در دست [[خداوند]] به جلّ وعلا! - باشد، بواسطة الهام‌ها و عنایت‌های خاصّ او تبدّل حال می‌‌یابد. بارخدایا! [[قلوب]] ما را در دستان پر مهر خویش‌گیر، و نیکی‌ها را به ما [[الهام]] فرما، و با [[عنایات]] خاصّه‌ات بر ما [[کرم]] نما!.
#'''[[نفس]] مطمئنّه :''' در [[قرآن کریم]] آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً}}<ref>«ای روان آرمیده! به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!؛ سوره فجر، آیه ۲۷-۲۸.</ref>. [[روح]] از آنرو "[[نفس]] مطمئنّه" خوانده شده، که انسانی که به مرحله [[یقین]] رسیده، از روحی مطمئن و غیر مضطرب برخوردار است؛ چرا که- همانگونه که پیش از این اشاره کردیم -، [[یقین]] [[ثبات]] [[فکر]] و [[اندیشه]] است و از این‌رو وَهم را در آن هیچ تصرّفی نیست؛ بر این اساس می‌‌توان گفت که مراد از [[نفس]] مطمئنّه، قلبی است که به مرحله [[یقین]] رسیده و اضطرابها و خواطر وهمی را به [[حریم]] آن راهی نمانده است. چنین نفسی تنها به دست [[خداوند متعال]] است و [[شرور]] شیطان‌های جنّی و انسی به آن ضرری نخواهد رساند.
#'''[[نفس]] مطمئنّه :''' در [[قرآن کریم]] آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً}}<ref>«ای روان آرمیده! به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!؛ سوره فجر، آیه ۲۷-۲۸.</ref>. [[روح]] از آنرو "[[نفس]] مطمئنّه" خوانده شده، که انسانی که به مرحله [[یقین]] رسیده، از روحی مطمئن و غیر مضطرب برخوردار است؛ چرا که- همانگونه که پیش از این اشاره کردیم -، [[یقین]] [[ثبات]] [[فکر]] و [[اندیشه]] است و از این‌رو وَهم را در آن هیچ تصرّفی نیست؛ بر این اساس می‌‌توان گفت که مراد از [[نفس]] مطمئنّه، قلبی است که به مرحله [[یقین]] رسیده و اضطرابها و خواطر وهمی را به [[حریم]] آن راهی نمانده است. چنین نفسی تنها به دست [[خداوند متعال]] است و [[شرور]] شیطان‌های جنّی و انسی به آن ضرری نخواهد رساند.
#'''صدر :''' [[خداوند متعال]] فرموده است: {{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است و او از پروردگار خویش با خود فروغی دارد (چون سنگدلان بی‌فروغ است)؟ بنابراین وای بر سخت‌دلان در یاد خداوند! آنان در گمراهی آشکارند» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref>. نیز در همین کتاب حیات‌بخش می‌‌فرماید: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي}}<ref>«(موسی) گفت: پروردگارا! سینه‌ام را گشایش بخش * و کارم را برای من آسان کن * و گرهی از زبانم بگشای * تا سخنم را دریابند» سوره طه، آیه ۲۵-۲۸.</ref>. شاید [[روح]] را به آن جهت "صدر" نامیده‌اند، که صدر: سینه. محلّ [[قلب]] است؛ از این‌رو به گونه مجاز، [[روح]] واقع در [[قلب]] را به اعتبار محلّ آن صدر خوانده‌اند. [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ}}<ref>«بنابراین وای بر سخت‌دلان در یاد خداوند!» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref> که بعد از عبارت [[مبارک]]: {{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref> وارد شده است، می‌‌تواند قرینه‌ای بر درستی این سخن باشد. هرچند این سخن چندان برخوردار از صحّت نمی‌نماید. چه چشم و [[عقل]] و [[خیال]] و... در شمار آلات و وسائلی است که [[روح]]، امور خود را بوسیله آنها [[تدبیر]] می‌‌نماید؛ هم ازینروست که در لغت [[عرب]]، از شرح صدر و سعه صدر سخن گفته می‌‌شود، امّا هیچگاه عبارت شرح [[قلب]] یا سعه [[عقل]] به کار برده نمی‌شود؛ از این‌رو نمی‌توان [[روح]] را هم‌معنای صدر و [[قلب]] دانست.
#'''صدر :''' [[خداوند متعال]] فرموده است: {{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است و او از پروردگار خویش با خود فروغی دارد (چون سنگدلان بی‌فروغ است)؟ بنابراین وای بر سخت‌دلان در یاد خداوند! آنان در گمراهی آشکارند» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref>. نیز در همین کتاب حیات‌بخش می‌‌فرماید: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي}}<ref>«(موسی) گفت: پروردگارا! سینه‌ام را گشایش بخش * و کارم را برای من آسان کن * و گرهی از زبانم بگشای * تا سخنم را دریابند» سوره طه، آیه ۲۵-۲۸.</ref>. شاید [[روح]] را به آن جهت "صدر" نامیده‌اند، که صدر: سینه. محلّ [[قلب]] است؛ از این‌رو به گونه مجاز، [[روح]] واقع در [[قلب]] را به اعتبار محلّ آن صدر خوانده‌اند. [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ}}<ref>«بنابراین وای بر سخت‌دلان در یاد خداوند!» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref> که بعد از عبارت [[مبارک]]: {{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref> وارد شده است، می‌‌تواند قرینه‌ای بر درستی این سخن باشد. هرچند این سخن چندان برخوردار از صحّت نمی‌نماید. چه چشم و [[عقل]] و [[خیال]] و... در شمار آلات و وسائلی است که [[روح]]، امور خود را بوسیله آنها [[تدبیر]] می‌‌نماید؛ هم ازینروست که در لغت [[عرب]]، از شرح صدر و سعه صدر سخن گفته می‌‌شود، امّا هیچگاه عبارت شرح [[قلب]] یا سعه [[عقل]] به کار برده نمی‌شود؛ از این‌رو نمی‌توان [[روح]] را هم‌معنای صدر و [[قلب]] دانست.
خط ۵۹: خط ۵۹:


==[[حقیقت]]، آثار و مراتب [[روح]]==
==[[حقیقت]]، آثار و مراتب [[روح]]==
واژه [[روح]] در [[آیات مکی و مدنی]] بسیار ذکر شده؛ ولی همواره از آن، [[روح]] جاندار [[اراده]] نشده<ref>المیزان، ج ۱۳، ص ۱۹۵.</ref>، بلکه متبادر از آن، مبدأ مطلق [[حیات]] است که ملاک [[شعور]] و [[اراده]] است و هرچند در [[انسان]] و حیوان مصداق دارد، ویژه آنها نیست<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۲۰۵؛ ج ۲۰، ص ۱۷۳.</ref>، زیرا در [[آیات]] {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابً}}<ref>«روزی که روح و فرشتگان (دیگر) ردیف ایستند؛ دم برنیاورند مگر آن کس که (خداوند) بخشنده بدو اذن دهد و او سخن درست گوید» سوره نبأ، آیه ۳۸.</ref>، {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود می‌آیند» سوره قدر، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا}}<ref>«و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم » سوره مریم، آیه ۱۷.</ref> و {{متن قرآن|أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا}}<ref>«روحی از امر خویش  را به تو وحی کردیم» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref> بی‌تردید، [[روح]] حیوانی و [[ملائکه]] مراد نیست: چنان‌که [[علی]]{{ع}} به [[آیه]]{{متن قرآن|يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ}}<ref>«فرشتگان را با روح  از (مبدأ) امر خویش بر هر کس از بندگانش که بخواهد فرو می‌فرستد که بیم دهید: هیچ خدایی جز من نیست بنابراین از من پروا کنید» سوره نحل، آیه ۲.</ref> [[استدلال]] فرموده که [[روح]] غیر از [[ملائکه]] است<ref>الکافی، ج ۱، ص ۲۷۴؛ کنزالدقائق، ج ۷، ص ۱۷۷. </ref>. برپایه این [[آیه]]، [[روح]] در [[وحی]] و [[تبلیغ]] همراه [[فرشتگان]] است، از این رو [[تنزیل قرآن]] بر [[قلب]] [[پیامبر]]{{صل}} همان‌گونه که در [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بی‌گمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را  پیش از آن بوده است راست می‌شمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref> به [[جبرئیل]] نسبت یافته است. در [[آیه]] {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ}}<ref>«که روح الامین آن را فرود آورده است» سوره شعراء، آیه ۱۹۳.</ref> به [[روح الأمین|روح‌الامین]] و در [[آیه]] {{متن قرآن|فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«پس کاش ما را بازگشتی بود تا از مؤمنان باشیم» سوره شعراء، آیه ۱۰۲.</ref> به [[روح‌القدس]] نیز نسبت یافته است. در این [[آیات]]، [[روح]] بر اثر [[پاک]] بودن از [[خیانت]] و دیگر آلودگی‌های [[معنوی]] و [[عیوب]] و آفات [[ارواح]] [[انسانی]] یا مقیّد بودن به بشری بودن<ref>رحمة من الرحمن، ج ۲، ص ۵۰۷.</ref> به [[امانت]] و [[قدس]] ستوده شده است<ref>المیزان، ج ۱۳، ص ۱۹۵ - ۱۹۶.</ref>.
واژه [[روح]] در [[آیات مکی و مدنی]] بسیار ذکر شده؛ ولی همواره از آن، [[روح]] جاندار [[اراده]] نشده<ref>المیزان، ج ۱۳، ص ۱۹۵.</ref>، بلکه متبادر از آن، مبدأ مطلق [[حیات]] است که ملاک [[شعور]] و [[اراده]] است و هرچند در [[انسان]] و حیوان مصداق دارد، ویژه آنها نیست<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۲۰۵؛ ج ۲۰، ص ۱۷۳.</ref>، زیرا در [[آیات]] {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابً}}<ref>«روزی که روح و فرشتگان (دیگر) ردیف ایستند؛ دم برنیاورند مگر آن کس که (خداوند) بخشنده بدو اذن دهد و او سخن درست گوید» سوره نبأ، آیه ۳۸.</ref>، {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود می‌آیند» سوره قدر، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا}}<ref>«و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم» سوره مریم، آیه ۱۷.</ref> و {{متن قرآن|أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا}}<ref>«روحی از امر خویش  را به تو وحی کردیم» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref> بی‌تردید، [[روح]] حیوانی و [[ملائکه]] مراد نیست: چنان‌که [[علی]]{{ع}} به [[آیه]]{{متن قرآن|يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ}}<ref>«فرشتگان را با روح  از (مبدأ) امر خویش بر هر کس از بندگانش که بخواهد فرو می‌فرستد که بیم دهید: هیچ خدایی جز من نیست بنابراین از من پروا کنید» سوره نحل، آیه ۲.</ref> [[استدلال]] فرموده که [[روح]] غیر از [[ملائکه]] است<ref>الکافی، ج ۱، ص ۲۷۴؛ کنزالدقائق، ج ۷، ص ۱۷۷. </ref>. برپایه این [[آیه]]، [[روح]] در [[وحی]] و [[تبلیغ]] همراه [[فرشتگان]] است، از این رو [[تنزیل قرآن]] بر [[قلب]] [[پیامبر]]{{صل}} همان‌گونه که در [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بی‌گمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را  پیش از آن بوده است راست می‌شمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref> به [[جبرئیل]] نسبت یافته است. در [[آیه]] {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ}}<ref>«که روح الامین آن را فرود آورده است» سوره شعراء، آیه ۱۹۳.</ref> به [[روح الأمین|روح‌الامین]] و در [[آیه]] {{متن قرآن|فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«پس کاش ما را بازگشتی بود تا از مؤمنان باشیم» سوره شعراء، آیه ۱۰۲.</ref> به [[روح‌القدس]] نیز نسبت یافته است. در این [[آیات]]، [[روح]] بر اثر [[پاک]] بودن از [[خیانت]] و دیگر آلودگی‌های [[معنوی]] و [[عیوب]] و آفات [[ارواح]] [[انسانی]] یا مقیّد بودن به بشری بودن<ref>رحمة من الرحمن، ج ۲، ص ۵۰۷.</ref> به [[امانت]] و [[قدس]] ستوده شده است<ref>المیزان، ج ۱۳، ص ۱۹۵ - ۱۹۶.</ref>.


[[خدا]] [[روح]] را همراه [[فرشتگان]] نازل و آن را در [[جان]] هر [[پیامبری]] که بخواهد [[القا]] می‌کند تا [[معارف الهی]] بر آن [[پیامبر]] [[افاضه]] شود<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۲۰۶.</ref>: {{متن قرآن|رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ}}<ref>«(او) برفرازنده رتبگان ، دارای اورنگ (فرمانفرمایی جهان) است؛ روح (القدس) را از امر خویش نزد هر کس از بندگانش که بخواهد (برای رساندن وحی) می‌فرستد  تا روز همدیداری  را بیم دهد» سوره غافر، آیه ۱۵.</ref>. به [[باور]] برخی، [[روح]] در [[آیه]] {{متن قرآن|يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ}}<ref>«فرشتگان را با روح  از (مبدأ) امر خویش بر هر کس از بندگانش که بخواهد فرو می‌فرستد که بیم دهید: هیچ خدایی جز من نیست بنابراین از من پروا کنید» سوره نحل، آیه ۲.</ref> به معنای [[رحمت]]<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص ۳۲۰.</ref> یا [[وحی]] یا [[قرآن]] و در [[آیه]] {{متن قرآن|رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ}}<ref>«(او) برفرازنده رتبگان ، دارای اورنگ (فرمانفرمایی جهان) است؛ روح (القدس) را از امر خویش نزد هر کس از بندگانش که بخواهد (برای رساندن وحی) می‌فرستد  تا روز همدیداری  را بیم دهد» سوره غافر، آیه ۱۵.</ref> افزون بر دو معنای اخیر، به معنای [[جبرئیل]]، [[نبوّت]] یا [[ولایت]] و {{متن قرآن|مِنْ أَمْرِهِ}} در دو [[آیه]] مذکور به معنای "بأمره" است<ref>مجمع‌البیان، ج ۶، ص ۵۳۷؛ ج ۸، ص ۸۰۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص ۲۲۰؛ بیان السعاده، ج ۴، ص ۲ - ۲۱.</ref> که بر اساس آن معنای دو [[آیه]] با آنچه گفته شد، تفاوت می‌یابد. [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بیان می‌دارد که [[معارف الهی]] و احکامی که نزد آن حضرت است و [[مردم]] را به سوی آنها فرامی‌خواند، از خود ایشان نیست، بلکه این [[معارف]] بر اثر نازل کردن [[روح]] بر آن حضرت، به وی [[افاضه]] شده و پیش از [[نزول]] [[روح]] ایشان نمی‌دانستند کتاب و [[ایمان]] چیست<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۶، ص ۵۱ - ۵۲؛ تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص ۹۸؛ المیزان، ج ۱۸، ص ۷۵.</ref>: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش  را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>. [[روح]] در [[شب]] [[قدر]] هر سال تا [[روز قیامت]] همراه [[فرشتگان]] بر [[امام]] آن زمان{{ع}} نازل می‌شود<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۴۳۱؛ نورالثقلین، ج ۵، ص ۶۱۹ - ۶۴۲؛ المیزان، ج ۱۲، ص ۲۰۷.</ref>: {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود می‌آیند» سوره قدر، آیه ۴.</ref>، چنان‌که [[عروج]] [[ملائکه]] در [[قیامت]] به سوی [[حق]] به همراه وی خواهد بود: {{متن قرآن|تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ}}<ref>«فرشتگان و روح ، در روزی که اندازه آن پنجاه هزار سال است به سوی او فرا می‌روند» سوره معارج، آیه ۴.</ref>.<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۷۴؛ نمونه، ج ۲۶، ص ۵۸؛ الفرقان، ج ۲۹، ص ۱۲۰.</ref>
[[خدا]] [[روح]] را همراه [[فرشتگان]] نازل و آن را در [[جان]] هر [[پیامبری]] که بخواهد [[القا]] می‌کند تا [[معارف الهی]] بر آن [[پیامبر]] [[افاضه]] شود<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۲۰۶.</ref>: {{متن قرآن|رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ}}<ref>«(او) برفرازنده رتبگان ، دارای اورنگ (فرمانفرمایی جهان) است؛ روح (القدس) را از امر خویش نزد هر کس از بندگانش که بخواهد (برای رساندن وحی) می‌فرستد  تا روز همدیداری  را بیم دهد» سوره غافر، آیه ۱۵.</ref>. به [[باور]] برخی، [[روح]] در [[آیه]] {{متن قرآن|يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ}}<ref>«فرشتگان را با روح  از (مبدأ) امر خویش بر هر کس از بندگانش که بخواهد فرو می‌فرستد که بیم دهید: هیچ خدایی جز من نیست بنابراین از من پروا کنید» سوره نحل، آیه ۲.</ref> به معنای [[رحمت]]<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص ۳۲۰.</ref> یا [[وحی]] یا [[قرآن]] و در [[آیه]] {{متن قرآن|رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ}}<ref>«(او) برفرازنده رتبگان ، دارای اورنگ (فرمانفرمایی جهان) است؛ روح (القدس) را از امر خویش نزد هر کس از بندگانش که بخواهد (برای رساندن وحی) می‌فرستد  تا روز همدیداری  را بیم دهد» سوره غافر، آیه ۱۵.</ref> افزون بر دو معنای اخیر، به معنای [[جبرئیل]]، [[نبوّت]] یا [[ولایت]] و {{متن قرآن|مِنْ أَمْرِهِ}} در دو [[آیه]] مذکور به معنای "بأمره" است<ref>مجمع‌البیان، ج ۶، ص ۵۳۷؛ ج ۸، ص ۸۰۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص ۲۲۰؛ بیان السعاده، ج ۴، ص ۲ - ۲۱.</ref> که بر اساس آن معنای دو [[آیه]] با آنچه گفته شد، تفاوت می‌یابد. [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بیان می‌دارد که [[معارف الهی]] و احکامی که نزد آن حضرت است و [[مردم]] را به سوی آنها فرامی‌خواند، از خود ایشان نیست، بلکه این [[معارف]] بر اثر نازل کردن [[روح]] بر آن حضرت، به وی [[افاضه]] شده و پیش از [[نزول]] [[روح]] ایشان نمی‌دانستند کتاب و [[ایمان]] چیست<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۶، ص ۵۱ - ۵۲؛ تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص ۹۸؛ المیزان، ج ۱۸، ص ۷۵.</ref>: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش  را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>. [[روح]] در [[شب]] [[قدر]] هر سال تا [[روز قیامت]] همراه [[فرشتگان]] بر [[امام]] آن زمان{{ع}} نازل می‌شود<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۴۳۱؛ نورالثقلین، ج ۵، ص ۶۱۹ - ۶۴۲؛ المیزان، ج ۱۲، ص ۲۰۷.</ref>: {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود می‌آیند» سوره قدر، آیه ۴.</ref>، چنان‌که [[عروج]] [[ملائکه]] در [[قیامت]] به سوی [[حق]] به همراه وی خواهد بود: {{متن قرآن|تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ}}<ref>«فرشتگان و روح ، در روزی که اندازه آن پنجاه هزار سال است به سوی او فرا می‌روند» سوره معارج، آیه ۴.</ref>.<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۷۴؛ نمونه، ج ۲۶، ص ۵۸؛ الفرقان، ج ۲۹، ص ۱۲۰.</ref>


در برخی [[روایات]]، واژه [[ملائکه]] در [[آیه]] {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود می‌آیند» سوره قدر، آیه ۴.</ref> به مؤمنانی که از [[علم]] [[آل‌محمد]]{{صل}} برخوردارند و [[روح]] به [[حضرت فاطمه]]{{س}} [[تفسیر]] شده است<ref>تفسیر فرات الکوفی، ص ۵۸۲.</ref>. یکی از آیاتی که می‌تواند به [[تبیین]] [[روح]] بپردازد، [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> است که در آن [[مشرکان]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره [[حقیقت]] مطلق [[روح]] که در [[قرآن]] یاد شده است پرسیدند و [[خدا]] [[روح]] را از [[امر الهی]] خوانده و امر نیز در [[آیات]] {{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو می‌گوید: باش! بی‌درنگ خواهد بود پس پاکا آنکه فرمانفرمایی  هر چیز در دست اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید» سوره یس، آیه ۸۲-۸۳.</ref> کلمه ایجاد و از سنخ [[ملکوت]] معرفی شده است<ref> الکاشف، ج ۵، ص ۷۹.</ref>. ([[امر الهی]]) ایجاد همان وجود از حیث انتساب و [[قیام]] آن به [[خدا]] بدون ماده، زمان و مکان است؛ نه از لحاظ اسنادش به [[علل]] و اسباب ظاهری، چنان که این معنا از [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ}}<ref>«و فرمان ما یک کلمه بیش نیست مانند یک چشم بر هم زدن» سوره قمر، آیه ۵۰.</ref> ـ که در آن ضمن اینکه [[امر الهی]] واحد شمرده شده، به چشم برهم زدنی [[تشبیه]] شده است ـ فهمیده می‌شود، چون [[تشبیه]] یادشده در امر غیر تدریجی و بی‌ماده و حرکت به کار می‌رود<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۲۰۶.</ref>. براین پایه، در چیزهایی که به تدریج با اسباب مادی و منطبق بر زمان و مکان، پدید می‌آیند، جهتی غیر تدریجی هست که خارج از احاطه زمان و مکان است و جهت یاد شده امر، قول و کلمه [[الهی]] است و از همین رو، [[خدا]] [[مسیح]]{{ع}} را کلمه خویش و روحی از خود می‌شمرد، چون او را به [[مریم]] {{س}} از راه‌های غیر عادی بخشیده است: {{متن قرآن|وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ}}<ref>««کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست » سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref>.<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۷۳.</ref>. جهت تدریجیّت و [[ارتباط]] اشیا با اسباب مادی، جنبه خلقی آنهاست: {{متن قرآن|ِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ}}<ref>«آفرینش و فرمان او راست» سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref>، در نتیجه [[روح]]، کلمه [[حیات]] است که [[خدا]] آن را به اشیاء [[القاء]] و با او آنها را زنده می‌کند، از همین رو آن را [[وحی]] می‌خواند و [[القا]] و انزال آن را بر [[پیامبر]]{{صل}} ایحاء<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۲۰۶.</ref>{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا}}<ref>«و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش  را به تو وحی کردیم» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>، زیرا [[روح]] گرچه موجودی خارجی است، موجوداتی مانند آن، همان‌گونه که از نقایص عالم [[خلق]] برکنارند و متصف به ویژگی طهارت‌اند، کلماتی از [[خدا]] هستند.
در برخی [[روایات]]، واژه [[ملائکه]] در [[آیه]] {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود می‌آیند» سوره قدر، آیه ۴.</ref> به مؤمنانی که از [[علم]] [[آل‌محمد]]{{صل}} برخوردارند و [[روح]] به [[حضرت فاطمه]]{{س}} [[تفسیر]] شده است<ref>تفسیر فرات الکوفی، ص ۵۸۲.</ref>. یکی از آیاتی که می‌تواند به [[تبیین]] [[روح]] بپردازد، [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> است که در آن [[مشرکان]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره [[حقیقت]] مطلق [[روح]] که در [[قرآن]] یاد شده است پرسیدند و [[خدا]] [[روح]] را از [[امر الهی]] خوانده و امر نیز در [[آیات]] {{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو می‌گوید: باش! بی‌درنگ خواهد بود پس پاکا آنکه فرمانفرمایی  هر چیز در دست اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید» سوره یس، آیه ۸۲-۸۳.</ref> کلمه ایجاد و از سنخ [[ملکوت]] معرفی شده است<ref> الکاشف، ج ۵، ص ۷۹.</ref>. ([[امر الهی]]) ایجاد همان وجود از حیث انتساب و [[قیام]] آن به [[خدا]] بدون ماده، زمان و مکان است؛ نه از لحاظ اسنادش به [[علل]] و اسباب ظاهری، چنان که این معنا از [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ}}<ref>«و فرمان ما یک کلمه بیش نیست مانند یک چشم بر هم زدن» سوره قمر، آیه ۵۰.</ref> ـ که در آن ضمن اینکه [[امر الهی]] واحد شمرده شده، به چشم برهم زدنی [[تشبیه]] شده است ـ فهمیده می‌شود، چون [[تشبیه]] یادشده در امر غیر تدریجی و بی‌ماده و حرکت به کار می‌رود<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۲۰۶.</ref>. براین پایه، در چیزهایی که به تدریج با اسباب مادی و منطبق بر زمان و مکان، پدید می‌آیند، جهتی غیر تدریجی هست که خارج از احاطه زمان و مکان است و جهت یاد شده امر، قول و کلمه [[الهی]] است و از همین رو، [[خدا]] [[مسیح]]{{ع}} را کلمه خویش و روحی از خود می‌شمرد، چون او را به [[مریم]] {{س}} از راه‌های غیر عادی بخشیده است: {{متن قرآن|وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ}}<ref>««کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref>.<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۷۳.</ref>. جهت تدریجیّت و [[ارتباط]] اشیا با اسباب مادی، جنبه خلقی آنهاست: {{متن قرآن|ِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ}}<ref>«آفرینش و فرمان او راست» سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref>، در نتیجه [[روح]]، کلمه [[حیات]] است که [[خدا]] آن را به اشیاء [[القاء]] و با او آنها را زنده می‌کند، از همین رو آن را [[وحی]] می‌خواند و [[القا]] و انزال آن را بر [[پیامبر]]{{صل}} ایحاء<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۲۰۶.</ref>{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا}}<ref>«و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش  را به تو وحی کردیم» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>، زیرا [[روح]] گرچه موجودی خارجی است، موجوداتی مانند آن، همان‌گونه که از نقایص عالم [[خلق]] برکنارند و متصف به ویژگی طهارت‌اند، کلماتی از [[خدا]] هستند.


براین اساس، القای کلمه [[حیات]] به [[قلب]] [[پیامبر]]{{صل}} انزال [[روح]] به سوی ایشان است و انزال [[روح]] بر حضرت{{صل}} [[وحی قرآن]] به آن حضرت است، چون [[روح]] حامل [[قرآن]] است و از این رو نیازی نیست ـ مانند برخی ـ به لحاظ اینکه [[قرآن]] سبب [[هدایت]]<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۵۸.</ref> و [[حیات]] [[آخرتی]] است: {{متن قرآن|وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ}}<ref>«بی‌گمان زندگی سرای واپسین است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref>.<ref>مفردات، ص ۳۶۹، «روح».</ref> [[روح]] را در [[آیه]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش  را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref> [[قرآن]] بدانیم،<ref>الکشاف، ج ۱، ص ۱۶۲؛ نثر طوبی، ج ۱، ص ۳۲۰.</ref> چنان‌که برخی آن را در [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> به معنای [[وحی]] یا [[قرآن]]، [[جبرئیل]]، [[رحمت]]، [[هدایت]] یا [[ارواح]] [[انسان‌ها]] دانسته‌اند<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص ۲۹۰ - ۲۹۱؛ نثر طوبی، ج، ص ۳۲۰.</ref>. طبق روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} ذیل این [[آیه]]، [[روح]] فرشته‌ای [[برتر]] از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] است که با [[رسول خدا]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} بوده و هست و آنها را [[تأیید]] می‌کند<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۲۶.</ref>، چنان‌که مضمون این [[روایت]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا}}<ref>«روزی که روح و فرشتگان (دیگر) ردیف ایستند؛ دم برنیاورند مگر آن کس که (خداوند) بخشنده بدو اذن دهد و او سخن درست گوید» سوره نبأ، آیه ۳۸.</ref> نیز ذکر شده است<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۴۰۲.</ref>؛ همچنین برپایه روایاتی، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]]{{عم}} از پنج [[روح]] بهره‌مندند که [[برترین]] آنها [[روح‌القدس]] است که از [[لهو]]، [[غفلت]] و [[خواب]] پیراسته است<ref>الکافی، ج ۱، ص ۲۷۲؛ ج ۲، ص ۲۸۲؛ بصائرالدرجات، ص ۴۵۴.</ref>.
براین اساس، القای کلمه [[حیات]] به [[قلب]] [[پیامبر]]{{صل}} انزال [[روح]] به سوی ایشان است و انزال [[روح]] بر حضرت{{صل}} [[وحی قرآن]] به آن حضرت است، چون [[روح]] حامل [[قرآن]] است و از این رو نیازی نیست ـ مانند برخی ـ به لحاظ اینکه [[قرآن]] سبب [[هدایت]]<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۵۸.</ref> و [[حیات]] [[آخرتی]] است: {{متن قرآن|وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ}}<ref>«بی‌گمان زندگی سرای واپسین است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref>.<ref>مفردات، ص ۳۶۹، «روح».</ref> [[روح]] را در [[آیه]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش  را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref> [[قرآن]] بدانیم،<ref>الکشاف، ج ۱، ص ۱۶۲؛ نثر طوبی، ج ۱، ص ۳۲۰.</ref> چنان‌که برخی آن را در [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> به معنای [[وحی]] یا [[قرآن]]، [[جبرئیل]]، [[رحمت]]، [[هدایت]] یا [[ارواح]] [[انسان‌ها]] دانسته‌اند<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص ۲۹۰ - ۲۹۱؛ نثر طوبی، ج، ص ۳۲۰.</ref>. طبق روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} ذیل این [[آیه]]، [[روح]] فرشته‌ای [[برتر]] از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] است که با [[رسول خدا]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} بوده و هست و آنها را [[تأیید]] می‌کند<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۲۶.</ref>، چنان‌که مضمون این [[روایت]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا}}<ref>«روزی که روح و فرشتگان (دیگر) ردیف ایستند؛ دم برنیاورند مگر آن کس که (خداوند) بخشنده بدو اذن دهد و او سخن درست گوید» سوره نبأ، آیه ۳۸.</ref> نیز ذکر شده است<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۴۰۲.</ref>؛ همچنین برپایه روایاتی، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]]{{عم}} از پنج [[روح]] بهره‌مندند که [[برترین]] آنها [[روح‌القدس]] است که از [[لهو]]، [[غفلت]] و [[خواب]] پیراسته است<ref>الکافی، ج ۱، ص ۲۷۲؛ ج ۲، ص ۲۸۲؛ بصائرالدرجات، ص ۴۵۴.</ref>.


به گفته برخی، [[روح]] بر چیزی نمی‌گذرد مگر آن را زنده می‌سازد و [[حیات]] در آن جاری می‌گردد، از این رو [[سامری]] مشتی از خاکی را که [[جبرئیل]] بر آن گذشته بود، در صورتی از گوساله‌ای که با زیورآلات [[بنی‌اسرائیل]] ساخته بود افکند و آن زنده شد و صدای گوساله داد: {{متن قرآن|فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا }}<ref>«مشتی از جای پای آن فرستاده  برداشتم و آن را (در کار تندیس در آتش) افکندم » سوره طه، آیه ۹۶.</ref> و [[جبرئیل]] [[روح]] است<ref>شرح فصوص الحکم، ابن ترکه، ص ۵۶۹؛ شرح فصوص الحکم، قیصری، ص ۸۵۲ - ۸۵۳.</ref>.
به گفته برخی، [[روح]] بر چیزی نمی‌گذرد مگر آن را زنده می‌سازد و [[حیات]] در آن جاری می‌گردد، از این رو [[سامری]] مشتی از خاکی را که [[جبرئیل]] بر آن گذشته بود، در صورتی از گوساله‌ای که با زیورآلات [[بنی‌اسرائیل]] ساخته بود افکند و آن زنده شد و صدای گوساله داد: {{متن قرآن|فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا }}<ref>«مشتی از جای پای آن فرستاده  برداشتم و آن را (در کار تندیس در آتش) افکندم» سوره طه، آیه ۹۶.</ref> و [[جبرئیل]] [[روح]] است<ref>شرح فصوص الحکم، ابن ترکه، ص ۵۶۹؛ شرح فصوص الحکم، قیصری، ص ۸۵۲ - ۸۵۳.</ref>.


[[خدا]] در بیشتر [[آیات]]، [[روح]] را با اضافه و قید ذکر می‌کند؛ مانند: {{متن قرآن|وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي}}<ref>«و در او از روان خویش دمیدم» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ}}<ref>«و از روح خویش در او دمید » سوره سجده، آیه ۹.</ref>، {{متن قرآن|فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا}}<ref>«و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم» سوره مریم، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|وَرُوحٌ مِنْهُ}}<ref>« و روحی از اوست» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref> و {{متن قرآن|وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ}}<ref>«و او را با روح القدس نیرومند کردیم » سوره بقره، آیه ۸۷.</ref> و در برخی [[آیات]]، مطلق و بی‌قید؛ مانند: {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود می‌آیند» سوره قدر، آیه ۴.</ref> و از ظاهر [[آیات]] دانسته می‌شود که [[روح]]، موجودی مستقل و مخلوقی آسمانی ولی غیر از [[ملائکه]] و ممکن است از آن به [[نور]] و [[فیض]] متجلی و [[رحمت]] ظاهره مطلقه تعبیر شود<ref>التحقیق، ج ۴، ص ۲۲۶، «روح».</ref> و به اعتبار [[اختلاف]] اثر آن ([[حیات]]) دارای مراتبی است<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۷۳ - ۱۷۴؛ مخزن‌العرفان، ج ۱۴، ص ۹۲.</ref>. مرتبه‌ای از [[روح]]، [[روح]] دمیده شده در [[انسان]] است: {{متن قرآن|وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي}}<ref>«و در او از روان خویش دمیدم» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ}}<ref>«و از روح خویش در او دمید » سوره سجده، آیه ۹.</ref> که با کلمه {{متن قرآن|مِنْ}} که بر مبدئیت دلالت می‌کند، از آن تعبیر و نفخ نامیده می‌شود؛ مرتبه‌ای از آن، روحی است که [[مؤمن]] با آن [[تأیید]] می‌گردد و از آن با {{متن قرآن|أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}<ref>« آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرد» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref> و با کلمه "باء" که بر سببیت دلالت می‌کند، تعبیر و [[تأیید]] و تقویت نامیده می‌شود. این مرتبه از [[روح]]، بالاتر از [[روح]] توده انسان‌هاست، چنان‌که در [[آیه]] {{متن قرآن|أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زنده‌اش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه می‌رود، چون داستان کسی است در تیرگی‌ها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدین‌گونه آنچه کافران می‌کردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲.</ref> [[مؤمن]]، زنده‌ای دارای [[نور]] شمرده می‌شود که با آن [[نور]] در میان [[مردم]] راه می‌رود. [[حیات]] ویژه مذکور، اثر [[روح]] [[مؤمن]] است و [[کافر]] از آن بهره‌ای ندارد، پس مرده است، حال آنکه از [[روح]] دمیده شده بهره‌مند هست.
[[خدا]] در بیشتر [[آیات]]، [[روح]] را با اضافه و قید ذکر می‌کند؛ مانند: {{متن قرآن|وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي}}<ref>«و در او از روان خویش دمیدم» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ}}<ref>«و از روح خویش در او دمید» سوره سجده، آیه ۹.</ref>، {{متن قرآن|فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا}}<ref>«و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم» سوره مریم، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|وَرُوحٌ مِنْهُ}}<ref>«و روحی از اوست» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref> و {{متن قرآن|وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ}}<ref>«و او را با روح القدس نیرومند کردیم» سوره بقره، آیه ۸۷.</ref> و در برخی [[آیات]]، مطلق و بی‌قید؛ مانند: {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود می‌آیند» سوره قدر، آیه ۴.</ref> و از ظاهر [[آیات]] دانسته می‌شود که [[روح]]، موجودی مستقل و مخلوقی آسمانی ولی غیر از [[ملائکه]] و ممکن است از آن به [[نور]] و [[فیض]] متجلی و [[رحمت]] ظاهره مطلقه تعبیر شود<ref>التحقیق، ج ۴، ص ۲۲۶، «روح».</ref> و به اعتبار [[اختلاف]] اثر آن ([[حیات]]) دارای مراتبی است<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۷۳ - ۱۷۴؛ مخزن‌العرفان، ج ۱۴، ص ۹۲.</ref>. مرتبه‌ای از [[روح]]، [[روح]] دمیده شده در [[انسان]] است: {{متن قرآن|وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي}}<ref>«و در او از روان خویش دمیدم» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ}}<ref>«و از روح خویش در او دمید» سوره سجده، آیه ۹.</ref> که با کلمه {{متن قرآن|مِنْ}} که بر مبدئیت دلالت می‌کند، از آن تعبیر و نفخ نامیده می‌شود؛ مرتبه‌ای از آن، روحی است که [[مؤمن]] با آن [[تأیید]] می‌گردد و از آن با {{متن قرآن|أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}<ref>«آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرد» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref> و با کلمه "باء" که بر سببیت دلالت می‌کند، تعبیر و [[تأیید]] و تقویت نامیده می‌شود. این مرتبه از [[روح]]، بالاتر از [[روح]] توده انسان‌هاست، چنان‌که در [[آیه]] {{متن قرآن|أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زنده‌اش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه می‌رود، چون داستان کسی است در تیرگی‌ها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدین‌گونه آنچه کافران می‌کردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲.</ref> [[مؤمن]]، زنده‌ای دارای [[نور]] شمرده می‌شود که با آن [[نور]] در میان [[مردم]] راه می‌رود. [[حیات]] ویژه مذکور، اثر [[روح]] [[مؤمن]] است و [[کافر]] از آن بهره‌ای ندارد، پس مرده است، حال آنکه از [[روح]] دمیده شده بهره‌مند هست.


یکی از مراتب [[روح]]، به‌سوی [[پیامبران]] نازل گشته و ویژه آنان است و ایشان با آن [[تأیید]] می‌شوند. از این [[روح]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ}}<ref>«و او را با روح القدس نیرومند کردیم » سوره بقره، آیه ۸۷.</ref> تعبیر و در آن [[روح]]، به [[قدس]] ـ نزاهت و [[طهارت]] <ref>زادالمسیر، ج ۱، ص ۱۱۲.</ref> ـ اضافه <ref>روح البیان، ج ۱، ص ۲۲۵.</ref> و [[تأیید]] نیز نامیده شده است <ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۷۵.</ref> و برحسب [[سیاق آیات]]، مرتبه این [[روح]] [[برتر]] از [[روحی]] است که در دیگر انسان‌هاست: {{متن قرآن|رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ}}<ref>«(او) برفرازنده رتبگان ، دارای اورنگ (فرمانفرمایی جهان) است؛ روح (القدس) را از امر خویش نزد هر کس از بندگانش که بخواهد (برای رساندن وحی) می‌فرستد  تا روز همدیداری  را بیم دهد» سوره غافر، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا}}<ref>«روحی از امر خویش  را به تو وحی کردیم» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>. همچنین یکی از مراتب [[روح]]، متعلق به [[ملائکه]]، نیز [[روح]] حیوانی و [[روح]] نباتی است، چون نبات نیز دارای اثر [[حیات]] است، به [[گواهی]] آیاتی که گویای احیای [[زمین]] پس از [[مرگ]] آن‌اند؛ مانند: {{متن قرآن|وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا}}<ref>«و از آسمان، آبی فرو می‌فرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده می‌گرداند» سوره روم، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|فَانْظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«باری، به آثار مهر خداوند بنگر که چگونه زمین را پس از مردن آن زنده می‌دارد؛ بی‌گمان همان (خداوند) زنده‌کننده مردگان است و او بر هر کاری تواناست» سوره روم، آیه ۵۰.</ref>، {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بدانید که خداوند زمین را پس از سترون شدن آن بارور می‌کند؛ به راستی که ما آیات را برایتان روشن بیان داشتیم باشد که خرد ورزید» سوره حدید، آیه ۱۷.</ref>.<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۷۵.</ref> و [[حیات]] به [[روح]] وابسته است<ref>المیزان، ج ۱۳، ص ۱۹۸.</ref>. از پیوست آیاتی که [[روح]] در آنها با اضافه و قید ذکر شده، به آیاتی که [[روح]] در آنها مطلق است، به دست می‌آید که نسبت [[روح]] مضاف و [[مقید]] به [[روح]] مطلق، نسبت [[افاضه]] به مفیض و ظل به ذی ظل است، بنابراین [[روح]] متعلق به [[ملائکه]]، از افاضات [[روح]] با [[اذن الهی]] است؛ ولی درباره [[روح]] [[فرشته]] ـ مثل [[روح انسان]] ـ به نفخ و [[تأیید]] تعبیر نشده ـ مانند [[آیه]] {{متن قرآن|فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا}}<ref>«و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم » سوره مریم، آیه ۱۷.</ref> و {{متن قرآن|قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}}<ref>«بگو: آن را روح القدس از نزد پروردگارت، راستین فرو فرستاده است تا مؤمنان را استوار بدارد و برای مسلمانان رهنمود و مژده‌ای باشد» سوره نحل، آیه ۱۰۲.</ref> و {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ}}<ref>«که روح الامین آن را فرود آورده است» سوره شعراء، آیه ۱۹۳.</ref>، چون [[فرشتگان]] با [[اختلاف]] مراتبی که از نظر نزدیکی و دوری به [[پروردگار]] خویش دارند، [[روح]] محض‌اند و اجسامی که برای آنها بنظر می‌آید، به نحو تمثّل است، چنان‌که [[آیه]] {{متن قرآن|فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّ}}<ref>«چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت» سوره مریم، آیه ۱۷.</ref> به آن اشاره دارد (تمثّل)؛ به‌خلاف [[انسان]] که ترکیبی از [[جسم]] و [[روح]] است و تعبیر به "نفخ" درباره او مناسب است: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم  و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref> همان‌گونه که [[اختلاف]] [[روح]] در [[آفرینش]] [[فرشته]] و [[انسان]] به [[اختلاف]] در تعبیر به "نفخ" و عدم آن می‌انجامد، تفاوت [[روح]] از نظر [[شرافت]] و [[پستی]] اثر، سبب تفاوت در تعبیر به "نفخ" و "[[تأیید]]" می‌گردد<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۷۵.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[روح (مقاله)|مقاله «روح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۴.</ref>
یکی از مراتب [[روح]]، به‌سوی [[پیامبران]] نازل گشته و ویژه آنان است و ایشان با آن [[تأیید]] می‌شوند. از این [[روح]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ}}<ref>«و او را با روح القدس نیرومند کردیم» سوره بقره، آیه ۸۷.</ref> تعبیر و در آن [[روح]]، به [[قدس]] ـ نزاهت و [[طهارت]] <ref>زادالمسیر، ج ۱، ص ۱۱۲.</ref> ـ اضافه <ref>روح البیان، ج ۱، ص ۲۲۵.</ref> و [[تأیید]] نیز نامیده شده است <ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۷۵.</ref> و برحسب [[سیاق آیات]]، مرتبه این [[روح]] [[برتر]] از [[روحی]] است که در دیگر انسان‌هاست: {{متن قرآن|رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ}}<ref>«(او) برفرازنده رتبگان ، دارای اورنگ (فرمانفرمایی جهان) است؛ روح (القدس) را از امر خویش نزد هر کس از بندگانش که بخواهد (برای رساندن وحی) می‌فرستد  تا روز همدیداری  را بیم دهد» سوره غافر، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا}}<ref>«روحی از امر خویش  را به تو وحی کردیم» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>. همچنین یکی از مراتب [[روح]]، متعلق به [[ملائکه]]، نیز [[روح]] حیوانی و [[روح]] نباتی است، چون نبات نیز دارای اثر [[حیات]] است، به [[گواهی]] آیاتی که گویای احیای [[زمین]] پس از [[مرگ]] آن‌اند؛ مانند: {{متن قرآن|وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا}}<ref>«و از آسمان، آبی فرو می‌فرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده می‌گرداند» سوره روم، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|فَانْظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«باری، به آثار مهر خداوند بنگر که چگونه زمین را پس از مردن آن زنده می‌دارد؛ بی‌گمان همان (خداوند) زنده‌کننده مردگان است و او بر هر کاری تواناست» سوره روم، آیه ۵۰.</ref>، {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بدانید که خداوند زمین را پس از سترون شدن آن بارور می‌کند؛ به راستی که ما آیات را برایتان روشن بیان داشتیم باشد که خرد ورزید» سوره حدید، آیه ۱۷.</ref>.<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۷۵.</ref> و [[حیات]] به [[روح]] وابسته است<ref>المیزان، ج ۱۳، ص ۱۹۸.</ref>. از پیوست آیاتی که [[روح]] در آنها با اضافه و قید ذکر شده، به آیاتی که [[روح]] در آنها مطلق است، به دست می‌آید که نسبت [[روح]] مضاف و [[مقید]] به [[روح]] مطلق، نسبت [[افاضه]] به مفیض و ظل به ذی ظل است، بنابراین [[روح]] متعلق به [[ملائکه]]، از افاضات [[روح]] با [[اذن الهی]] است؛ ولی درباره [[روح]] [[فرشته]] ـ مثل [[روح انسان]] ـ به نفخ و [[تأیید]] تعبیر نشده ـ مانند [[آیه]] {{متن قرآن|فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا}}<ref>«و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم» سوره مریم، آیه ۱۷.</ref> و {{متن قرآن|قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}}<ref>«بگو: آن را روح القدس از نزد پروردگارت، راستین فرو فرستاده است تا مؤمنان را استوار بدارد و برای مسلمانان رهنمود و مژده‌ای باشد» سوره نحل، آیه ۱۰۲.</ref> و {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ}}<ref>«که روح الامین آن را فرود آورده است» سوره شعراء، آیه ۱۹۳.</ref>، چون [[فرشتگان]] با [[اختلاف]] مراتبی که از نظر نزدیکی و دوری به [[پروردگار]] خویش دارند، [[روح]] محض‌اند و اجسامی که برای آنها بنظر می‌آید، به نحو تمثّل است، چنان‌که [[آیه]] {{متن قرآن|فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّ}}<ref>«چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت» سوره مریم، آیه ۱۷.</ref> به آن اشاره دارد (تمثّل)؛ به‌خلاف [[انسان]] که ترکیبی از [[جسم]] و [[روح]] است و تعبیر به "نفخ" درباره او مناسب است: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم  و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref> همان‌گونه که [[اختلاف]] [[روح]] در [[آفرینش]] [[فرشته]] و [[انسان]] به [[اختلاف]] در تعبیر به "نفخ" و عدم آن می‌انجامد، تفاوت [[روح]] از نظر [[شرافت]] و [[پستی]] اثر، سبب تفاوت در تعبیر به "نفخ" و "[[تأیید]]" می‌گردد<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۷۵.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[روح (مقاله)|مقاله «روح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۷۸: خط ۷۸:
# [[پرونده:1100408.jpg|22px]] [[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[روح (مقاله)|مقاله «روح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم''']]
# [[پرونده:1100408.jpg|22px]] [[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[روح (مقاله)|مقاله «روح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم''']]
# [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۱''']]
# [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۱''']]
#[[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه روح (مقاله)|مقاله «آیه روح»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه روح (مقاله)|مقاله «آیه روح»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
خط ۸۷: خط ۸۷:


[[رده:روح در قرآن]]
[[رده:روح در قرآن]]
[[رده:مدخل]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش