جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == ==' به '==') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = زکریا | | موضوع مرتبط = زکریا | ||
| خط ۱۲: | خط ۱۱: | ||
آن [[حضرت]] در [[عبری]]، زاخاری به معنای "[[خدا]] او را یاد میکند" نامیده میشود. [[آیه]] {{متن قرآن|ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا}}<ref>«(این) یادکرد بخشایش پروردگارت به بندهاش زکریّاست» سوره مریم، آیه ۲.</ref> نیز به این مطلب اشارهای دارد. | آن [[حضرت]] در [[عبری]]، زاخاری به معنای "[[خدا]] او را یاد میکند" نامیده میشود. [[آیه]] {{متن قرآن|ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا}}<ref>«(این) یادکرد بخشایش پروردگارت به بندهاش زکریّاست» سوره مریم، آیه ۲.</ref> نیز به این مطلب اشارهای دارد. | ||
[[قرآن کریم]] ضمن داستان [[کفالت]] [[مریم]] و [[بشارت]] به [[تولد]] [[یحیی]]{{ع}} از آن [[حضرت]] یاد کرده است. هنگامی که [[مادر]] [[مریم]]{{ع}}، وی را به [[خدمت]] [[معبد]] گماشت، برای [[کفالت]] و [[سرپرستی]] او قرعه زدند و قرعه به نام [[حضرت]] [[زکریا]]{{ع}} درآمد. او مرتب به [[محراب]] [[مریم]]{{ع}} سر میزد؛ ولی هرگاه وارد میشد، در [[محراب]] غذایی میدید. وقتی آن بزرگوار از [[مریم]]{{س}} درباره این موضوع میپرسید، پاسخ میشنید: {{متن قرآن|هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}}<ref> | [[قرآن کریم]] ضمن داستان [[کفالت]] [[مریم]] و [[بشارت]] به [[تولد]] [[یحیی]]{{ع}} از آن [[حضرت]] یاد کرده است. هنگامی که [[مادر]] [[مریم]]{{ع}}، وی را به [[خدمت]] [[معبد]] گماشت، برای [[کفالت]] و [[سرپرستی]] او قرعه زدند و قرعه به نام [[حضرت]] [[زکریا]]{{ع}} درآمد. او مرتب به [[محراب]] [[مریم]]{{ع}} سر میزد؛ ولی هرگاه وارد میشد، در [[محراب]] غذایی میدید. وقتی آن بزرگوار از [[مریم]]{{س}} درباره این موضوع میپرسید، پاسخ میشنید: {{متن قرآن|هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}}<ref>«از نزد خداوند» سوره آل عمران، آیه ۳۷.</ref> | ||
اما داستان ولادت [[یحیی]]: [[حضرت]] [[زکریا]]{{ع}} در [[تنهایی]] و هنگام [[راز و نیاز]] با [[خداوند]] چنین عرضه داشت: "بارالها! استخوانهایم [[سست]] و موهای سرم سپید شده است" و سپس تقاضای [[فرزندی]] کرد. | اما داستان ولادت [[یحیی]]: [[حضرت]] [[زکریا]]{{ع}} در [[تنهایی]] و هنگام [[راز و نیاز]] با [[خداوند]] چنین عرضه داشت: "بارالها! استخوانهایم [[سست]] و موهای سرم سپید شده است" و سپس تقاضای [[فرزندی]] کرد. | ||