جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۲
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>این\sمدخل\sاز\sچند\sمنظر\sمتفاوت\،\sبررسی\sمیشود\:<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(206\,242\,\s299\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\...) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
==عدم تبحر [[محمد بن زکریای رازی|محمد بن زکریا]] در علوم الهی== | ==عدم تبحر [[محمد بن زکریای رازی|محمد بن زکریا]] در علوم الهی== | ||
*اگر انتساب اعتراضاتی که [[احمد ابوحاتم رازی|ابوحاتم رازی]] در کتاب [[أعلام النبوة (کتاب)|أعلام النبوة]] خود به آنها پاسخ داده است، به محمد بن زکریای رازی درست باشد،<ref> احمد بن ابی اصیبعه، عیون الانباء، ج۱، ص۴۲۶، به کوشش نزار رضا، بیروت، دار مکتبة الحیاة.</ref> ظاهراً تأییدی بر تقویت این گمان که محمد بن زکریا با وجود تبحر در علوم طبیعی و کوشش بسیار در فلسفه، چندان در علم الهی صاحبنظر نبوده است، به دست میآید.<ref>علی قفطی، تاریخ الحکماء، ج۱، ص۲۷۱، اختصار زوزنی، به کوشش یولیوس لیپرت، لایپزیگ، ۱۹۰۳م.</ref> با اینهمه، اینکه او خود را فیلسوف میدانسته،<ref> [[محمد بن زکریای رازی]]، "السیرة الفلسفیه"، ج۱، ص۳۱۱.</ref> و برای ادیان فایده عملی زیادی قائل نبوده، و به اندیشههای ایرانی توجه داشته است،<ref> وات مونتگمری، فلسفه و کلام اسلامی، ج۱، ص۶۵، ترجمه ابوالفضل عزتی، تهران، ۱۳۷۰ش.</ref> بیشتر نشاندهنده تعلق او به همان بینش کلی ضد تسلط عرب است که در آن کوششهای پراکندهای در مقابله با اصول پذیرفتهشده در تفکر منسجم و رسمی اسلامی به عمل میآمده است. مثلاً عقلی که [[محمد بن زکریای رازی|محمد بن زکریا]] در کتاب طب روحانی خود ازآن صحبت میکند و در واقع، آن را در برابر عقل ارسطویی - افلوطینیِ پذیرفته شده در تفکر اسلامی قرار میدهد، عقلی است که در آموزشهای گنوسی - هرمسی پیش از سقراط یافت میشود که با تطهیر هرمسی، خود به عالم روحانی وصل میگردد و نیازی به واسطگی [[پیامبر]] و به کار بردن دستورهای او ندارد و از اینجاست که انکار [[نبوت]] در تفکر [[محمد بن زکریای رازی]] پدیدار میشود<ref> محمد عابد جابری، تکوین العقل العربی، ج۱، ص۱۶۷_ ۱۶۸، بیروت، ۱۹۹۱م.</ref> | *اگر انتساب اعتراضاتی که [[احمد ابوحاتم رازی|ابوحاتم رازی]] در کتاب [[أعلام النبوة (کتاب)|أعلام النبوة]] خود به آنها پاسخ داده است، به محمد بن زکریای رازی درست باشد،<ref> احمد بن ابی اصیبعه، عیون الانباء، ج۱، ص۴۲۶، به کوشش نزار رضا، بیروت، دار مکتبة الحیاة.</ref> ظاهراً تأییدی بر تقویت این گمان که محمد بن زکریا با وجود تبحر در علوم طبیعی و کوشش بسیار در فلسفه، چندان در علم الهی صاحبنظر نبوده است، به دست میآید.<ref>علی قفطی، تاریخ الحکماء، ج۱، ص۲۷۱، اختصار زوزنی، به کوشش یولیوس لیپرت، لایپزیگ، ۱۹۰۳م.</ref> با اینهمه، اینکه او خود را فیلسوف میدانسته،<ref> [[محمد بن زکریای رازی]]، "السیرة الفلسفیه"، ج۱، ص۳۱۱.</ref> و برای ادیان فایده عملی زیادی قائل نبوده، و به اندیشههای ایرانی توجه داشته است،<ref> وات مونتگمری، فلسفه و کلام اسلامی، ج۱، ص۶۵، ترجمه ابوالفضل عزتی، تهران، ۱۳۷۰ش.</ref> بیشتر نشاندهنده تعلق او به همان بینش کلی ضد تسلط عرب است که در آن کوششهای پراکندهای در مقابله با اصول پذیرفتهشده در تفکر منسجم و رسمی اسلامی به عمل میآمده است. مثلاً عقلی که [[محمد بن زکریای رازی|محمد بن زکریا]] در کتاب طب روحانی خود ازآن صحبت میکند و در واقع، آن را در برابر عقل ارسطویی - افلوطینیِ پذیرفته شده در تفکر اسلامی قرار میدهد، عقلی است که در آموزشهای گنوسی - هرمسی پیش از سقراط یافت میشود که با تطهیر هرمسی، خود به عالم روحانی وصل میگردد و نیازی به واسطگی [[پیامبر]] و به کار بردن دستورهای او ندارد و از اینجاست که انکار [[نبوت]] در تفکر [[محمد بن زکریای رازی]] پدیدار میشود<ref> محمد عابد جابری، تکوین العقل العربی، ج۱، ص۱۶۷_ ۱۶۸، بیروت، ۱۹۹۱م.</ref><ref> محمد عابد جابری، تکوین العقل العربی، ج۱، ص۱۹۸-۱۹۹، بیروت، ۱۹۹۱م.</ref> | ||
==الفاظ مترادف== | ==الفاظ مترادف== | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
* [[اثبات النبوات]] | * [[اثبات النبوات]] | ||
== | == [[:رده:آثار أعلام النبوة|منبعشناسی جامع أعلام النبوة]]== | ||
{{منبع جامع}} | {{منبع جامع}} | ||
* [[:رده:کتابشناسی کتابهای أعلام النبوة|کتابشناسی أعلام النبوة]]؛ | * [[:رده:کتابشناسی کتابهای أعلام النبوة|کتابشناسی أعلام النبوة]]؛ | ||