←شأن نزول این آیه
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
از این رو [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: پس با من [[مباهله]] کنید؛ اگر من صادق بودم [[لعنت خدا]] بر شما نازل شود و اگر کاذب بودم لعنتش بر من نازل گردد. [[مسیحیان]] گفتند: با ما از در [[انصاف]] درآمدی و قرار گذاشتند همین کار را انجام دهند. | از این رو [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: پس با من [[مباهله]] کنید؛ اگر من صادق بودم [[لعنت خدا]] بر شما نازل شود و اگر کاذب بودم لعنتش بر من نازل گردد. [[مسیحیان]] گفتند: با ما از در [[انصاف]] درآمدی و قرار گذاشتند همین کار را انجام دهند. | ||
آنان وقتی به [[منزل]] خود بازگشتند با رؤسا و بزرگانشان [[مشورت]] کردند. رؤسای آنان [[[سید]]، | آنان وقتی به [[منزل]] خود بازگشتند با رؤسا و بزرگانشان [[مشورت]] کردند. رؤسای آنان [[[سید]]، [[عاقب]]، [[اهتم]] گفتند: اگر [[پیامبر اسلام]] در [[روز مباهله]] با [[اصحاب]] و [[یاران]] سرشناس و شخصیتهای معروف [[مسلمانان]] آمد با او مباهله میکنیم، چون معلوم میشود در [[نبوت]] خود صادق نیست؛ ولی اگر با [[فرزندان]] و خانوادهاش بیاید با او مباهله نمیکنیم، چون هیچ کس علیه [[زن]] و فرزند خود اقدامی نمیکند، مگر آنکه [[ایمان]] و [[یقین]] داشته باشد که خطری در بین نیست؛ در این صورت او در دعوایش صادق است. | ||
مسیحیان صبح روز بعد به سوی رسول خدا{{صل}} روانه شدند. آنها دیدند که رسول خدا{{صل}} و [[علی بن | مسیحیان صبح روز بعد به سوی رسول خدا{{صل}} روانه شدند. آنها دیدند که رسول خدا{{صل}} و [[علی بن ابیطالب]]، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} برای مباهله آمدهاند. مسیحیان پرسیدند: اینان چه کسانی هستند؟ به آنها گفته شد: این [[مرد]] [[پسر عم]] و [[وصی]] و داماد او است و این زن دخترش فاطمه{{س}} است و این دو [[کودک]] [[فرزندان فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}}، هستند. | ||
[[نصارا]] [[وحشت]] کردند و به رسول خدا{{صل}} عرضه داشتند: ما حاضریم تو را [[راضی]] کنیم، ما را از مباهله معاف بدار. رسول خدا{{صل}} با ایشان به شرط [[جزیه]] و شرایط [[ذمه]] [[مصالحه]] نمود و نصارا به دیار خود برگشتند<ref>ر.ک: القمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۱۰۴؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۲۸ و ۲۲۹. البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۴۳-۵۲؛ تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۴۳ – ۵۳؛ روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن (تفسیر ابوالفتوح رازی)، ج۴، ص۳۶۰ - ۳۶۳.</ref>. | [[نصارا]] [[وحشت]] کردند و به رسول خدا{{صل}} عرضه داشتند: ما حاضریم تو را [[راضی]] کنیم، ما را از مباهله معاف بدار. رسول خدا{{صل}} با ایشان به شرط [[جزیه]] و شرایط [[ذمه]] [[مصالحه]] نمود و نصارا به دیار خود برگشتند<ref>ر.ک: القمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۱۰۴؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۲۸ و ۲۲۹. البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۴۳-۵۲؛ تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۴۳ – ۵۳؛ روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن (تفسیر ابوالفتوح رازی)، ج۴، ص۳۶۰ - ۳۶۳.</ref>. | ||
در بعضی از [[روایات]] آمده است که [[پیامبر]]{{صل}} با [[مسیحیان]] بدین گونه [[مصالحه]] کرد که آنان دو هزار [[حله]](دو هزار طاقه پارچه) که حداقل قیمت هر حله چهل درهم باشد، سی دست [[زره]]، سی نیزه و سی رأس اسب را ترد پیامبر به عرایت گذارند، در صورتی که در [[سرزمین | در بعضی از [[روایات]] آمده است که [[پیامبر]]{{صل}} با [[مسیحیان]] بدین گونه [[مصالحه]] کرد که آنان دو هزار [[حله]](دو هزار طاقه پارچه) که حداقل قیمت هر حله چهل درهم باشد، سی دست [[زره]]، سی نیزه و سی رأس اسب را ترد پیامبر به عرایت گذارند، در صورتی که در [[سرزمین یمن]] توطئهای علیه [[مسلمانان]] رخ دهد، و پیامبر{{صل}} ضامن این عاریتها خواهد بود تا آن را باز گرداند. عهدنامهای در این زمینه نوشته شد<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۵۲؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۳۲.</ref>. | ||
نیز در روایتی دیگر آمده است که [[اسقف]] مسیحیان به آنها گفت: ای گروه [[نصارا]] من صورتهایی را مینگرم که اگر [[خدا]] بخواهد به خاطر آنها کوهی را از جا بر میکند! پس هرگز با آنها [[مباهله]] نکنید که هلاک خواهید شد و تا [[روز قیامت]] روی [[زمین]] یک [[نصرانی]] هم باقی نخواهد ماند<ref>الآلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج۳، ص۳۰۱؛ البیضاوی تفسیر البیضاوی (انوارالتنزل و اسرارالتأویل)، ج۲، ص۴۷؛ الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۶۲؛ سبط بن الجوزی، تذکرة الخواص، ص۲۴؛ الشبلنجی، نور الابصار (بهامشه اسعاف الراغبین فی سیدة المصطفی)، ص۱۲۲-۱۲۳؛ الزمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۱، ص۳۶۲؛ تفسر البغوی (معالم التنزیل)، ج۲، ص۴۸؛ البغدادی، تفسیر الخازن، ج۱، ص۲۵۴؛ الخطیب الشربینی، تفسیر القرآن الکریم (السراج المنیر)، ج۱، ص۲۲۲؛ المراغی، تفسیر المراغی، ج۱، ص۵۱۷؛ التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج۳، ص۲۴۷.</ref>. | نیز در روایتی دیگر آمده است که [[اسقف]] مسیحیان به آنها گفت: ای گروه [[نصارا]] من صورتهایی را مینگرم که اگر [[خدا]] بخواهد به خاطر آنها کوهی را از جا بر میکند! پس هرگز با آنها [[مباهله]] نکنید که هلاک خواهید شد و تا [[روز قیامت]] روی [[زمین]] یک [[نصرانی]] هم باقی نخواهد ماند<ref>الآلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج۳، ص۳۰۱؛ البیضاوی تفسیر البیضاوی (انوارالتنزل و اسرارالتأویل)، ج۲، ص۴۷؛ الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۶۲؛ سبط بن الجوزی، تذکرة الخواص، ص۲۴؛ الشبلنجی، نور الابصار (بهامشه اسعاف الراغبین فی سیدة المصطفی)، ص۱۲۲-۱۲۳؛ الزمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۱، ص۳۶۲؛ تفسر البغوی (معالم التنزیل)، ج۲، ص۴۸؛ البغدادی، تفسیر الخازن، ج۱، ص۲۵۴؛ الخطیب الشربینی، تفسیر القرآن الکریم (السراج المنیر)، ج۱، ص۲۲۲؛ المراغی، تفسیر المراغی، ج۱، ص۵۱۷؛ التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج۳، ص۲۴۷.</ref>. | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
این [[شأن نزول]] [[متواتر]] است و در بسیاری از [[منابع تفسیر]] و [[حدیثی]] [[فریقین]] - با تفاوتهای اندک و [[قریب]] به همین مضمون - نقل شده که طرق متعددی نیز دارد. در ادامه به برخی از منابع، مصادر و [[راویان]] اشاره میکنیم. | این [[شأن نزول]] [[متواتر]] است و در بسیاری از [[منابع تفسیر]] و [[حدیثی]] [[فریقین]] - با تفاوتهای اندک و [[قریب]] به همین مضمون - نقل شده که طرق متعددی نیز دارد. در ادامه به برخی از منابع، مصادر و [[راویان]] اشاره میکنیم. | ||
===ادله شأن نزول=== | |||
[[حدیث مباهله]] از [[احادیث]] [[قطعی]] و متواتری است که بزرگان [[شیعه]] و [[سنی]] به اتفاق معتقدند در [[شأن]] [[اصحاب کساء]]{{عم}} نازل شده و بالاترین [[مقام]] و فضل را برای آنان بیان فرموده است. [[شاهد]] این [[حقیقت]] روایات فراوانی است که در منابع دست اول [[اهل سنت]] و [[شیعه]] آمده و به [[صراحت]] [[شأن نزول]] یاد شده را [[تصدیق]] میکند. | |||
====نخست: [[راویان]] [[حدیث مباهله]]==== | |||
عده زیادی از [[صحابه]] و [[تابعین]] در [[شأن نزول آیه]] شریفه [[مباهله]] روایاتی را نقل و در همه آنها تصریح کردهاند که [[رسول خدا]]{{صل}} در مباهله فقط علی{{ع}} و دخترش [[فاطمه]]{{س}} و [[فرزندان فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}}، برخی از صحابه و تابعینی که [[حدیث]] فوق را با اختلافاتی اندک در تعبیر نقل نمودهاند از این قرارند: | |||
#امیرمؤمنین علی{{ع}}. | #امیرمؤمنین علی{{ع}}. | ||
#[[عبدالله بن عباس]]، | #[[عبدالله بن عباس]]، | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۷: | ||
#[[عبدالرحمان بن عوف]]، | #[[عبدالرحمان بن عوف]]، | ||
#[[سعید بن زید]]، | #[[سعید بن زید]]، | ||
#[[ | #[[سعد بن ابی وقاص]]، | ||
#[[حذیف بن الیمان]]، | #[[حذیف بن الیمان]]، | ||
#[[البراء بن عازب]]، | #[[البراء بن عازب]]، | ||
#[[ابوسعید الخدری]]، | #[[ابوسعید الخدری]]، | ||
#[[ام سلمة]]، زوجه رسول خدا{{صل}}، | #[[ام سلمة]]، [[زوجه رسول خدا]]{{صل}}، | ||
#جد [[سلمة بن عبدیوشع]] | #جد [[سلمة بن عبدیوشع]] | ||
#[[زید بن علی بن الحسین]]{{ع}}، | #[[زید بن علی بن الحسین]]{{ع}}، | ||
#[[علباء بن | #[[علباء بن احمر الیشکری]]، | ||
#[[شعبی]]، | #[[شعبی]]، | ||
#[[حسن البصری]]، | #[[حسن البصری]]، | ||
#[[سدی]]، | #[[سدی]]، | ||
#[[مقاتل]]، | #[[مقاتل]]، | ||
# | # [[کلبی]]، | ||
#[[قتادة]]، | #[[قتادة]]، | ||
#[[مجاهد]]<ref>الحسینی المیلانی، نفحات الازهار، ج۲۰، ص۲۱۸ و ۲۱۹.</ref>. | #[[مجاهد]]<ref>الحسینی المیلانی، نفحات الازهار، ج۲۰، ص۲۱۸ و ۲۱۹.</ref>. | ||
====دوم: [[داستان مباهله]] و [[کتب حدیث]] و [[تفسیر]]==== | |||
نویسندگان مشهور [[کتابهای تفسیر]]، حدیث و [[کلام]] درباره شأن نزول آیه یاد شده و حدیث مباهله [[اتفاق نظر]] دارند، متنهی بعضی این [[شأن]] با سند ذکر کردهاند و برخی دیگر آن را از مسلمات قرار داده، سند آن را حذف نمودهاند. | |||
[[قاضی نور الله تستری]] در کتاب نفیس [[احقاق الحق (کتاب)|احقاق الحق]] میگوید: [[مفسران]] در این مسئله اتفاق نظر دارند که {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا}} در [[آیه]] فوق اشاره به حسن و حسین{{عم}}و {{متن قرآن|نِسَاءَنَا}} اشاره به فاطمه{{س}} و {{متن قرآن|أَنْفُسَنَا}} اشاره به علی{{ع}} است<ref>التستری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۳، ص۴۶-۶۲.</ref>. مرحوم [[آیتالله]] مرعشی نجفی در پاروقی کتاب مزبور در حدود شصت نفر از بزرگان اهل سنت را ذکر نموده که تصریح کردهاند [[آیه مباهله]] درباره [[اهل بیت]]{{عم}} نازل شده است. وی نام و کتب آنان را مشروحاً آورده است<ref>التستری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۳، ص۴۶-۶۲.</ref>. | [[قاضی نور الله تستری]] در کتاب نفیس [[احقاق الحق (کتاب)|احقاق الحق]] میگوید: [[مفسران]] در این مسئله اتفاق نظر دارند که {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا}} در [[آیه]] فوق اشاره به حسن و حسین{{عم}}و {{متن قرآن|نِسَاءَنَا}} اشاره به فاطمه{{س}} و {{متن قرآن|أَنْفُسَنَا}} اشاره به علی{{ع}} است<ref>التستری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۳، ص۴۶-۶۲.</ref>. مرحوم [[آیتالله]] مرعشی نجفی در پاروقی کتاب مزبور در حدود شصت نفر از بزرگان اهل سنت را ذکر نموده که تصریح کردهاند [[آیه مباهله]] درباره [[اهل بیت]]{{عم}} نازل شده است. وی نام و کتب آنان را مشروحاً آورده است<ref>التستری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۳، ص۴۶-۶۲.</ref>. | ||
====سوم: [[احادیث اهل سنت]]==== | |||
[[غالب]] [[مفسران]]، [[محدثان]] و [[مورخان]] [[اهل سنت]] [[شأن نزول]] یاد شده درباره [[آیه مباهله]] را - با تفاوتهای مختصری در تعبیر - به [[تواتر]] نقل کرده، تأکید نمودهاند که آیه مباهله درباره علی{{ع}}، [[فاطمه]]{{س}} و حسن و حسین{{عم}} نازل شده است. | |||
۱. در [[صحیح مسلم]] در بخش فضائل الصحابه باب «فضائل [[علی بن ابیطالب]]{{ع}}» از [[سعدبن ابی وقاص]] نقل شده است که [[معاویه]] به سعد گفت: شنیدهام که تو علی{{ع}} را [[لعن]] نمیکنی! چرا [[علی بن ابی طالب]] را [[سب]] و [[دشنام]] نمیگویی؟ سعد در پاسخ به معاویه گفت: من سه سخن از [[پیامبر گرامی]]{{صل}} به یاد دارم که به سبب آنها نمیتوانم علی{{ع}} را دشنام دهم! چنانچه من یکی از این سه [[فضیلت]] را میداشتم برای من از تعداد زیادی شتران سرخ موی محبوبتر بود. سپس داستان «[[حدیث منزلت]]» [در جریان [[جنگ تبوک]]] و داستان سپردن [[پرچم]] به دست علی{{ع}} [در جریان [[جنگ خیبر]]] را ذکر میکند و بعد میافزاید: {{متن حدیث|وَ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ {{متن قرآن|...فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ...}}دَعَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ حَسَناً وَ حُسَيْناً{{عم}} وَ قَالَ: اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِي}}<ref>القشیری، صحیح مسلم، جرء ۱۵، ص۱۷۱.</ref>؛ یعنی هنگامی که آیه مباهله نازل شد، [[رسول خدا]]{{صل}} علی و فاطمه و حسن و حسین{{عم}} را فراخواند، سپس عرضه داشت: بار الها ایناناند [[اهل بیت]] من. | ۱. در [[صحیح مسلم]] در بخش فضائل الصحابه باب «فضائل [[علی بن ابیطالب]]{{ع}}» از [[سعدبن ابی وقاص]] نقل شده است که [[معاویه]] به سعد گفت: شنیدهام که تو علی{{ع}} را [[لعن]] نمیکنی! چرا [[علی بن ابی طالب]] را [[سب]] و [[دشنام]] نمیگویی؟ سعد در پاسخ به معاویه گفت: من سه سخن از [[پیامبر گرامی]]{{صل}} به یاد دارم که به سبب آنها نمیتوانم علی{{ع}} را دشنام دهم! چنانچه من یکی از این سه [[فضیلت]] را میداشتم برای من از تعداد زیادی شتران سرخ موی محبوبتر بود. سپس داستان «[[حدیث منزلت]]» [در جریان [[جنگ تبوک]]] و داستان سپردن [[پرچم]] به دست علی{{ع}} [در جریان [[جنگ خیبر]]] را ذکر میکند و بعد میافزاید: {{متن حدیث|وَ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ {{متن قرآن|...فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ...}}دَعَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ حَسَناً وَ حُسَيْناً{{عم}} وَ قَالَ: اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِي}}<ref>القشیری، صحیح مسلم، جرء ۱۵، ص۱۷۱.</ref>؛ یعنی هنگامی که آیه مباهله نازل شد، [[رسول خدا]]{{صل}} علی و فاطمه و حسن و حسین{{عم}} را فراخواند، سپس عرضه داشت: بار الها ایناناند [[اهل بیت]] من. | ||