تسلیم در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲
جز
جز (جایگزینی متن - '\n\{\{سیره معصوم\}\}↵\{\{مدخل مرتبط' به '{{مدخل مرتبط')
خط ۳۸: خط ۳۸:


==[[لزوم]] [[تسلیم]]  در برابر خواست [[خداوند]]==
==[[لزوم]] [[تسلیم]]  در برابر خواست [[خداوند]]==
*[[قرآن کریم]] در [[آیه]] {{متن قرآن|كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ}}<ref> جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند می‌دارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست می‌دارید و همان برایتان بدتر است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید؛ سوره بقره، آیه:۲۱۶.</ref> [[لزوم]] [[تسلیم]]  بودن در برابر [[اراده الهی]] در [[تکوین]] و [[تشریع]] را چنین بیان می‌کند: [[خداوند]] به [[خیر و شر]] [[آدمی]] [[آگاه]] است و [[انسان]] خود از آن [[آگاه]] نیست؛ چه بسا چیزی که [[انسان]] آن را نمی‌خواهد [[غافل]] از آنکه همان چیز برای او خیر است؛ یا به عکس، چیزی را [[دوست]] دارد، حال آنکه آن چیز برای او [[شر]] است، بنابراین [[انسان]] باید امور خویش را به [[خداوند]] واگذارد و [[تسلیم]] خواست او باشد<ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
* [[قرآن کریم]] در [[آیه]] {{متن قرآن|كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ}}<ref> جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند می‌دارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست می‌دارید و همان برایتان بدتر است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید؛ سوره بقره، آیه:۲۱۶.</ref> [[لزوم]] [[تسلیم]]  بودن در برابر [[اراده الهی]] در [[تکوین]] و [[تشریع]] را چنین بیان می‌کند: [[خداوند]] به [[خیر و شر]] [[آدمی]] [[آگاه]] است و [[انسان]] خود از آن [[آگاه]] نیست؛ چه بسا چیزی که [[انسان]] آن را نمی‌خواهد [[غافل]] از آنکه همان چیز برای او خیر است؛ یا به عکس، چیزی را [[دوست]] دارد، حال آنکه آن چیز برای او [[شر]] است، بنابراین [[انسان]] باید امور خویش را به [[خداوند]] واگذارد و [[تسلیم]] خواست او باشد<ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
*بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن تباهی می‌کند و خون‌ها می‌ریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی می‌ستاییم و تو را پاک می‌شمریم؛ فرمود: من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید؛ سوره بقره، آیه:۳۰.</ref>، در پاسخ [[خداوند]] به [[پرسش]] [[ملائکه]] درباره [[آفرینش انسان]] نیز این نکته آمده است که [[خداوند]] از [[نهان]] و آشکار، [[آگاه]] است و درباره [[دین]] و دنیای آفریده‌ها اموری را می‌داند که آنها نمی‌دانند و اگر [[انسان]] را می‌آفریند در [[آفرینش]] او مصلحتی است و از همین رو [[وظیفه]] آنان [[تسلیم]] بودن در برابر [[فرمان]] و [[مشیت الهی]] است<ref>مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۱۷۷ ـ ۱۷۸، ۱۸۵.</ref><ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
*بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن تباهی می‌کند و خون‌ها می‌ریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی می‌ستاییم و تو را پاک می‌شمریم؛ فرمود: من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید؛ سوره بقره، آیه:۳۰.</ref>، در پاسخ [[خداوند]] به [[پرسش]] [[ملائکه]] درباره [[آفرینش انسان]] نیز این نکته آمده است که [[خداوند]] از [[نهان]] و آشکار، [[آگاه]] است و درباره [[دین]] و دنیای آفریده‌ها اموری را می‌داند که آنها نمی‌دانند و اگر [[انسان]] را می‌آفریند در [[آفرینش]] او مصلحتی است و از همین رو [[وظیفه]] آنان [[تسلیم]] بودن در برابر [[فرمان]] و [[مشیت الهی]] است<ref>مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۱۷۷ ـ ۱۷۸، ۱۸۵.</ref><ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
*بنابراین [[خداوند]] در هر زمینه بهترینها را برای [[انسان]] و دیگر آفریده‌های خویش می‌داند، پس امور [[آدمی]] را بر اساس [[حکمت]] [[تدبیر]] کرده<ref>ر. ک: مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۴۲۳ ـ ۴۲۴.</ref> و آنچه درباره وی انجام دهد بر‌ اساس [[مصلحت]] است<ref>مجمع البیان، ج‌۵، ص‌۱۳۶.</ref><ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
*بنابراین [[خداوند]] در هر زمینه بهترینها را برای [[انسان]] و دیگر آفریده‌های خویش می‌داند، پس امور [[آدمی]] را بر اساس [[حکمت]] [[تدبیر]] کرده<ref>ر. ک: مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۴۲۳ ـ ۴۲۴.</ref> و آنچه درباره وی انجام دهد بر‌ اساس [[مصلحت]] است<ref>مجمع البیان، ج‌۵، ص‌۱۳۶.</ref><ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
خط ۴۴: خط ۴۴:


==عدم تنافی [[تسلیم]]  با تلاش و [[دعا]]==
==عدم تنافی [[تسلیم]]  با تلاش و [[دعا]]==
*[[تسلیم]] در برابر [[قضای الهی]] در ناگواریها وقتی [[پسندیده]] است که [[انسان]] [[مأمور]] به دفع آن نباشد یا توان دفع نداشته باشد، و گرنه [[تسلیم]] نارواست، بلکه اقتضای [[تسلیم]]  آن است که [[انسان]] برای دفع آن بکوشد<ref>مدارج السالکین، ج‌۲، ص‌۱۵۲.</ref>، بنابراین تن دادن به [[فقر]]، [[ذلت]]، [[ظلم]] و مانند آن‌که دیگر [[آدمیان]] بر [[انسان]] تحمیل می‌کنند، اگر [[انسان]] توان مقابله با آن را داشته باشد هرگز ستوده نبوده<ref>الدروس الاخلاقیه، ص‌۴۵.</ref>، از مصادیق [[تسلیم]] به خواست [[خداوند]] به شمار نمی‌آید<ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
* [[تسلیم]] در برابر [[قضای الهی]] در ناگواریها وقتی [[پسندیده]] است که [[انسان]] [[مأمور]] به دفع آن نباشد یا توان دفع نداشته باشد، و گرنه [[تسلیم]] نارواست، بلکه اقتضای [[تسلیم]]  آن است که [[انسان]] برای دفع آن بکوشد<ref>مدارج السالکین، ج‌۲، ص‌۱۵۲.</ref>، بنابراین تن دادن به [[فقر]]، [[ذلت]]، [[ظلم]] و مانند آن‌که دیگر [[آدمیان]] بر [[انسان]] تحمیل می‌کنند، اگر [[انسان]] توان مقابله با آن را داشته باشد هرگز ستوده نبوده<ref>الدروس الاخلاقیه، ص‌۴۵.</ref>، از مصادیق [[تسلیم]] به خواست [[خداوند]] به شمار نمی‌آید<ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
*از [[آیه]] {{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ }}<ref> آیا گمان می‌کنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما (در) گذشتند بر سر شما نیامده است؟ به آنان سختی و رنج رسید و لرزانده شدند تا جایی که پیامبر و مؤمنان همراه وی می‌گفتند: یاری خداوند کی در می‌رسد؟ آگاه باشید که یاری خداوند نزدیک است؛ سوره بقره، آیه:۲۱۴.</ref> که [[یاری]] خواستن [[پیامبران]] از [[خداوند]] را به هنگام اوج گرفتن [[سختی]] و دشواری بازگو می‌کند، استفاده شده که درخواست کمک از [[خداوند]] برای زدودن سختیها با [[مقام]] [[تسلیم]] منافاتی ندارد<ref>مواهب الرحمن، ج‌۳، ص‌۲۵۹.</ref>. عدم تنافی  [[تسلیم]] با [[دعا]] برای تغییر وضع نامطلوب، رفع محرومیتها و دستیابی به مطلوبها را با دیگر درخواستهای [[پیامبران]] از [[خداوند متعال]] که در [[قرآن‌کریم]] بازگو شده نیز می‌توان مستدل ساخت<ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
*از [[آیه]] {{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ }}<ref> آیا گمان می‌کنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما (در) گذشتند بر سر شما نیامده است؟ به آنان سختی و رنج رسید و لرزانده شدند تا جایی که پیامبر و مؤمنان همراه وی می‌گفتند: یاری خداوند کی در می‌رسد؟ آگاه باشید که یاری خداوند نزدیک است؛ سوره بقره، آیه:۲۱۴.</ref> که [[یاری]] خواستن [[پیامبران]] از [[خداوند]] را به هنگام اوج گرفتن [[سختی]] و دشواری بازگو می‌کند، استفاده شده که درخواست کمک از [[خداوند]] برای زدودن سختیها با [[مقام]] [[تسلیم]] منافاتی ندارد<ref>مواهب الرحمن، ج‌۳، ص‌۲۵۹.</ref>. عدم تنافی  [[تسلیم]] با [[دعا]] برای تغییر وضع نامطلوب، رفع محرومیتها و دستیابی به مطلوبها را با دیگر درخواستهای [[پیامبران]] از [[خداوند متعال]] که در [[قرآن‌کریم]] بازگو شده نیز می‌توان مستدل ساخت<ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
*از سخن [[حضرت موسی]]{{ع}} در [[آیه]]: {{متن قرآن|فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آتِنَا غَدَاءَنَا لَقَدْ لَقِينَا مِن سَفَرِنَا هَذَا نَصَبًا }}<ref> و چون (از آنجا) گذشتند، (موسی) به شاگرد خود گفت: چاشتمان را بیاور که به راستی از این سفر خویش خستگی دیده‌ایم؛ سوره کهف، آیه:۶۲.</ref> نیز استفاده شده که [[آگاه]] ساختن دیگران از دردها و بیماریها اگر از سر‌اعتراض و [[ناخشنودی]] نباشد، به [[مقام]] [[تسلیم]] [[انسان]] در برابر [[قضای الهی]] خدشه‌ای نمی‌زند<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۱۱، ص‌۱۱.</ref><ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
*از سخن [[حضرت موسی]]{{ع}} در [[آیه]]: {{متن قرآن|فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آتِنَا غَدَاءَنَا لَقَدْ لَقِينَا مِن سَفَرِنَا هَذَا نَصَبًا }}<ref> و چون (از آنجا) گذشتند، (موسی) به شاگرد خود گفت: چاشتمان را بیاور که به راستی از این سفر خویش خستگی دیده‌ایم؛ سوره کهف، آیه:۶۲.</ref> نیز استفاده شده که [[آگاه]] ساختن دیگران از دردها و بیماریها اگر از سر‌اعتراض و [[ناخشنودی]] نباشد، به [[مقام]] [[تسلیم]] [[انسان]] در برابر [[قضای الهی]] خدشه‌ای نمی‌زند<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۱۱، ص‌۱۱.</ref><ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
خط ۶۵: خط ۶۵:
#تسلیم همه جانبه در برابر [[پروردگار]] و اعلان این تسلیم [[مأموریت الهی]] برای [[پیامبر اکرم]] است: {{متن قرآن|فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ}}<ref>«پس اگر با تو، به چون و چرا برخاستند بگو: من روی تسلیم به خداوند آورده‌ام و (نیز) هر کس از من پیروی کرده است (چنین است) و به اهل کتاب و درس ناخواندگان (مشرک) بگو: آیا اسلام می‌آورید؟ آنگاه اگر اسلام آوردند که رهیاب شده‌اند و اگر رو گرداندند، بی‌گمان بر ت» سوره آل عمران، آیه ۲۰.</ref>... {{متن قرآن|وَ أُمِرْنٰا لِنُسْلِمَ لِرَب الْعٰالَمِینَ}}<ref>سوره انعام، آیه ۷۱</ref>
#تسلیم همه جانبه در برابر [[پروردگار]] و اعلان این تسلیم [[مأموریت الهی]] برای [[پیامبر اکرم]] است: {{متن قرآن|فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ}}<ref>«پس اگر با تو، به چون و چرا برخاستند بگو: من روی تسلیم به خداوند آورده‌ام و (نیز) هر کس از من پیروی کرده است (چنین است) و به اهل کتاب و درس ناخواندگان (مشرک) بگو: آیا اسلام می‌آورید؟ آنگاه اگر اسلام آوردند که رهیاب شده‌اند و اگر رو گرداندند، بی‌گمان بر ت» سوره آل عمران، آیه ۲۰.</ref>... {{متن قرآن|وَ أُمِرْنٰا لِنُسْلِمَ لِرَب الْعٰالَمِینَ}}<ref>سوره انعام، آیه ۷۱</ref>
#تسلیم کامل وهمه جانبه در برابر [[داوری]] [[پیامبر]] نشانه [[ایمان]] اعلان شده است: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>
#تسلیم کامل وهمه جانبه در برابر [[داوری]] [[پیامبر]] نشانه [[ایمان]] اعلان شده است: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>
#تسلیم کامل و همه جانبه در برابر [[پیامبر]] موجب [[سعادت]]، [[ آرامش]] و [[خوشبختی]] می‌گردد {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا}}<ref>«و اگر بر آنان مقرّر می‌داشتیم که یکدیگر را بکشید یا از دیار خویش بیرون روید جز اندکی از ایشان آن را انجام نمی‌دادند و اگر اندرزی که داده شده بود به کار می‌بستند برای آنان بهتر و استوارتر می‌بود» سوره نساء، آیه ۶۶.</ref>
#تسلیم کامل و همه جانبه در برابر [[پیامبر]] موجب [[سعادت]]، [[آرامش]] و [[خوشبختی]] می‌گردد {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا}}<ref>«و اگر بر آنان مقرّر می‌داشتیم که یکدیگر را بکشید یا از دیار خویش بیرون روید جز اندکی از ایشان آن را انجام نمی‌دادند و اگر اندرزی که داده شده بود به کار می‌بستند برای آنان بهتر و استوارتر می‌بود» سوره نساء، آیه ۶۶.</ref>
#تسلیم بودن [[پیروان]] [[محمد]] در برابر [[خداوند]] اعلان شده است: {{متن قرآن|فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ}}<ref>«پس اگر با تو، به چون و چرا برخاستند بگو: من روی تسلیم به خداوند آورده‌ام و (نیز) هر کس از من پیروی کرده است (چنین است) و به اهل کتاب و درس ناخواندگان (مشرک) بگو: آیا اسلام می‌آورید؟ آنگاه اگر اسلام آوردند که رهیاب شده‌اند و اگر رو گرداندند، بی‌گمان بر ت» سوره آل عمران، آیه ۲۰.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۲۹۴.</ref>.
#تسلیم بودن [[پیروان]] [[محمد]] در برابر [[خداوند]] اعلان شده است: {{متن قرآن|فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ}}<ref>«پس اگر با تو، به چون و چرا برخاستند بگو: من روی تسلیم به خداوند آورده‌ام و (نیز) هر کس از من پیروی کرده است (چنین است) و به اهل کتاب و درس ناخواندگان (مشرک) بگو: آیا اسلام می‌آورید؟ آنگاه اگر اسلام آوردند که رهیاب شده‌اند و اگر رو گرداندند، بی‌گمان بر ت» سوره آل عمران، آیه ۲۰.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۲۹۴.</ref>.
==تسلیم در فرهنگ قرآن==
==تسلیم در فرهنگ قرآن==
===مقدمه===
===مقدمه===
*[[آیات]] [[تسلیم]] در [[قرآن کریم]] نُه بار با صیغه‌های ماضی، مضارع، [[امر]] و مصدر از باب تفعیل، در پنج [[سوره]]: بقره، [[نساء]]، [[انفال]]، [[نور]] و [[احزاب]] که همگی سوره‌های مدنی‌اند، در ضمن هفت [[آیه]] به شرح زیر آمده است:
* [[آیات]] [[تسلیم]] در [[قرآن کریم]] نُه بار با صیغه‌های ماضی، مضارع، [[امر]] و مصدر از باب تفعیل، در پنج [[سوره]]: بقره، [[نساء]]، [[انفال]]، [[نور]] و [[احزاب]] که همگی سوره‌های مدنی‌اند، در ضمن هفت [[آیه]] به شرح زیر آمده است:
#با لفظ: {{متن قرآن|سَلَّمَ}}، در [[سوره انفال]]،
#با لفظ: {{متن قرآن|سَلَّمَ}}، در [[سوره انفال]]،
#با لفظ: {{متن قرآن|سَلَّمْتُمْ}}، در [[سوره بقره]]،
#با لفظ: {{متن قرآن|سَلَّمْتُمْ}}، در [[سوره بقره]]،
خط ۸۸: خط ۸۸:


===در معنای [[تسلیم]]===
===در معنای [[تسلیم]]===
*[[راغب اصفهانی]] در مفردات فرموده: {{عربی|"السِّلْمُ و السَّلَامَةُ"}}؛ [[خالص]] شدن و مجرّد شدن از آفت‌های [[باطنی]] و ظاهری است، قال تعالی: {{متن قرآن|بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref>«جز آن کس که دلی بی‌آلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۹.</ref> با دلی که [[خالص]] و مجرد از [[تباهی]] و [[حیله‌گری]] باشد. پس این در [[باطن]] است.
* [[راغب اصفهانی]] در مفردات فرموده: {{عربی|"السِّلْمُ و السَّلَامَةُ"}}؛ [[خالص]] شدن و مجرّد شدن از آفت‌های [[باطنی]] و ظاهری است، قال تعالی: {{متن قرآن|بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref>«جز آن کس که دلی بی‌آلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۹.</ref> با دلی که [[خالص]] و مجرد از [[تباهی]] و [[حیله‌گری]] باشد. پس این در [[باطن]] است.
*و قال تعالی: {{متن قرآن|مُسَلَّمَةٌ لَا شِيَةَ فِيهَا}}<ref>«تندرست است بی‌هیچ خالی در آن» سوره بقره، آیه ۷۱.</ref> و آن ظاهر است، و قال تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ}}<ref>«ولی خداوند (شما را) در امان داشت» سوره انفال، آیه ۴۳.</ref> و قال: {{متن قرآن|ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِينَ}}<ref>«در آن با تندرستی و ایمنی درآیید!» سوره حجر، آیه ۴۶.</ref>؛ یعنی [[سلامت]]، و [[سلامت]] [[حقیقی]] نیست مگر در [[بهشت]]؛ زیرا در آنجا بقا بدون فنا، [[بی‌نیازی]] بدون نیاز، [[عزت]] بدون [[ذلت]] و صحت بدون درد است؛ هم‌چنان‌که [[خدای متعال]] فرموده: {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ}}<ref>«سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست» سوره انعام، آیه ۱۲۷.</ref>، یعنی [[خانه]] [[سلامتی]]؛ و گفته‌اند: [[سلام]]، اسمی از اسمای [[خدای متعال]] است.
*و قال تعالی: {{متن قرآن|مُسَلَّمَةٌ لَا شِيَةَ فِيهَا}}<ref>«تندرست است بی‌هیچ خالی در آن» سوره بقره، آیه ۷۱.</ref> و آن ظاهر است، و قال تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ}}<ref>«ولی خداوند (شما را) در امان داشت» سوره انفال، آیه ۴۳.</ref> و قال: {{متن قرآن|ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِينَ}}<ref>«در آن با تندرستی و ایمنی درآیید!» سوره حجر، آیه ۴۶.</ref>؛ یعنی [[سلامت]]، و [[سلامت]] [[حقیقی]] نیست مگر در [[بهشت]]؛ زیرا در آنجا بقا بدون فنا، [[بی‌نیازی]] بدون نیاز، [[عزت]] بدون [[ذلت]] و صحت بدون درد است؛ هم‌چنان‌که [[خدای متعال]] فرموده: {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ}}<ref>«سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست» سوره انعام، آیه ۱۲۷.</ref>، یعنی [[خانه]] [[سلامتی]]؛ و گفته‌اند: [[سلام]]، اسمی از اسمای [[خدای متعال]] است.
*هم‌چنین گفته‌اند: در سخن [[حق تعالی]]: {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ}}، و {{متن قرآن|السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ}}<ref>«فرمانفرمای بسیار پاک بی‌عیب، ایمنی‌بخش، گواه راستین، پیروز کام‌شکن بزرگ منش» سوره حشر، آیه ۲۳.</ref> از این جهت بدان [[وصف]] شده‌اند که [[عیوب]] و آفات [[خلق]] به آنان ملحق نمی‌شود، و این گفته او: {{متن قرآن|سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ}}<ref>«"درود" سخنی است (که) از (سوی) پروردگاری بخشاینده (می‌شنوند)» سوره یس، آیه ۵۸.</ref>، {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَيْكُمْ}}<ref>«درود بر شما!» سوره انعام، آیه ۵۴.</ref>، {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ}}<ref>«و درود بر ال یاسین» سوره صافات، آیه ۱۳۰.</ref>، همه اینها از جانب [[مردم]] با قول و گفتار بوده و از جانب [[خدای تعالی]] با فعل است و آن، چیزهایی است که در [[بهشت]] به آنان اعطا شده، و قوله تعالی: {{متن قرآن|لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا إِلَّا قِيلًا سَلَامًا سَلَامًا}}<ref>«در آن سخن یاوه و گناه‌آلودی نمی‌شنوند (هیچ سخنی نشنوند) جز گفته: درود، درود» سوره واقعه، آیه ۲۵-۲۶</ref>، در این جا برای آنان تنها با قول نیست؛ بلکه آن با [[قول و فعل]] جمیعاً هست،
*هم‌چنین گفته‌اند: در سخن [[حق تعالی]]: {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ}}، و {{متن قرآن|السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ}}<ref>«فرمانفرمای بسیار پاک بی‌عیب، ایمنی‌بخش، گواه راستین، پیروز کام‌شکن بزرگ منش» سوره حشر، آیه ۲۳.</ref> از این جهت بدان [[وصف]] شده‌اند که [[عیوب]] و آفات [[خلق]] به آنان ملحق نمی‌شود، و این گفته او: {{متن قرآن|سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ}}<ref>«"درود" سخنی است (که) از (سوی) پروردگاری بخشاینده (می‌شنوند)» سوره یس، آیه ۵۸.</ref>، {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَيْكُمْ}}<ref>«درود بر شما!» سوره انعام، آیه ۵۴.</ref>، {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ}}<ref>«و درود بر ال یاسین» سوره صافات، آیه ۱۳۰.</ref>، همه اینها از جانب [[مردم]] با قول و گفتار بوده و از جانب [[خدای تعالی]] با فعل است و آن، چیزهایی است که در [[بهشت]] به آنان اعطا شده، و قوله تعالی: {{متن قرآن|لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا إِلَّا قِيلًا سَلَامًا سَلَامًا}}<ref>«در آن سخن یاوه و گناه‌آلودی نمی‌شنوند (هیچ سخنی نشنوند) جز گفته: درود، درود» سوره واقعه، آیه ۲۵-۲۶</ref>، در این جا برای آنان تنها با قول نیست؛ بلکه آن با [[قول و فعل]] جمیعاً هست،
*قوله تعالی: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ}}<ref>«بر نوح درود باد!» سوره صافات، آیه ۷۹.</ref> و {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ}}<ref>«درود بر موسی و هارون» سوره صافات، آیه ۱۲۰.</ref> و {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ}}<ref>«درود بر ابراهیم» سوره صافات، آیه ۱۰۹.</ref>، همه اینها [[آگاهی]] است از جانب [[خدای تعالی]] بر اینکه برای آنان [[دعا]] و ثنا قرار داده، و [[خدای متعال]] فرموده: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«پس چون به هر خانه‌ای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن می‌دارد باشد که خرد ورزید» سوره نور، آیه ۶۱.</ref>. تا اینکه بعضی از شما نسبت به بعضی دیگر به [[سلامت]] باشند.
*قوله تعالی: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ}}<ref>«بر نوح درود باد!» سوره صافات، آیه ۷۹.</ref> و {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ}}<ref>«درود بر موسی و هارون» سوره صافات، آیه ۱۲۰.</ref> و {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ}}<ref>«درود بر ابراهیم» سوره صافات، آیه ۱۰۹.</ref>، همه اینها [[آگاهی]] است از جانب [[خدای تعالی]] بر اینکه برای آنان [[دعا]] و ثنا قرار داده، و [[خدای متعال]] فرموده: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«پس چون به هر خانه‌ای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن می‌دارد باشد که خرد ورزید» سوره نور، آیه ۶۱.</ref>. تا اینکه بعضی از شما نسبت به بعضی دیگر به [[سلامت]] باشند.
*{{عربی|"السَّلَامُ و السِّلْمُ و السَّلَمُ"}}؛ یعنی [[صلح]]، قال: {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا}}<ref>«و به کسی که به شما ابراز اسلام می‌کند نگویید: تو مؤمن نیستی» سوره نساء، آیه ۹۴.</ref>، و گفته‌اند این [[آیه]] درباره کسی نازل شده که بعد از [[اقرار]] به [[اسلام]] و درخواست [[صلح]]، کشته شده است.
*{{عربی|"السَّلَامُ و السِّلْمُ و السَّلَمُ"}}؛ یعنی [[صلح]]، قال: {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا}}<ref>«و به کسی که به شما ابراز اسلام می‌کند نگویید: تو مؤمن نیستی» سوره نساء، آیه ۹۴.</ref>، و گفته‌اند این [[آیه]] درباره کسی نازل شده که بعد از [[اقرار]] به [[اسلام]] و درخواست [[صلح]]، کشته شده است.
*[[اسلام]] داخل شدن در سَلْم است. [[اسلام]] در [[شرع]] دو نوع است:
* [[اسلام]] داخل شدن در سَلْم است. [[اسلام]] در [[شرع]] دو نوع است:
#[[اسلام]] بدون [[ایمان]] است و آن [[اقرار]] به زبان است که با آن، مانع از ریختن خونش شود؛ خواه با این [[اقرار]]، [[اعتقاد]] در او حاصل باشد و خواه حاصل نباشد، و در گفته [[حق تعالی]]: {{متن قرآن|قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا}}<ref>«تازی‌های بیابان‌نشین گفتند: ایمان آورده‌ایم بگو: ایمان نیاورده‌اید بلکه بگویید: اسلام آورده‌ایم و هنوز ایمان در دل‌هایتان راه نیافته است» سوره حجرات، آیه ۱۴.</ref>، همین معنا قصد شده است.
# [[اسلام]] بدون [[ایمان]] است و آن [[اقرار]] به زبان است که با آن، مانع از ریختن خونش شود؛ خواه با این [[اقرار]]، [[اعتقاد]] در او حاصل باشد و خواه حاصل نباشد، و در گفته [[حق تعالی]]: {{متن قرآن|قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا}}<ref>«تازی‌های بیابان‌نشین گفتند: ایمان آورده‌ایم بگو: ایمان نیاورده‌اید بلکه بگویید: اسلام آورده‌ایم و هنوز ایمان در دل‌هایتان راه نیافته است» سوره حجرات، آیه ۱۴.</ref>، همین معنا قصد شده است.
#[[اسلام]] فوق [[ایمان]] است، و آن، همراه با [[اقرار]] به زبان، [[اعتقاد]] به [[قلب]]، وفای با فعل و [[تسلیم شدن]] برای [[خدای متعال]] باشد در همه آن‌چه حتم نموده و تقدیر کرده است؛ هم‌چنان‌که از [[ابراهیم]]{{ع}} در این سخن [[حق تعالی]]: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«آنگاه که پروردگارش بدو فرمود: فرمانبردار باش، او گفت: فرمانبردار پروردگار جهانیانم» سوره بقره، آیه ۱۳۱.</ref> ذکر شده و قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ}}<ref>«بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref>، و قوله: {{متن قرآن|تَوَفَّنِي مُسْلِمًا}}<ref>«مرا گردن نهاده (به فرمان خویش) بمیران» سوره یوسف، آیه ۱۰۱.</ref>، یعنی مرا از کسانی قرار بده که [[تسلیم شدن]] برای رضای تو را [[طلب]] نمودند.
# [[اسلام]] فوق [[ایمان]] است، و آن، همراه با [[اقرار]] به زبان، [[اعتقاد]] به [[قلب]]، وفای با فعل و [[تسلیم شدن]] برای [[خدای متعال]] باشد در همه آن‌چه حتم نموده و تقدیر کرده است؛ هم‌چنان‌که از [[ابراهیم]]{{ع}} در این سخن [[حق تعالی]]: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«آنگاه که پروردگارش بدو فرمود: فرمانبردار باش، او گفت: فرمانبردار پروردگار جهانیانم» سوره بقره، آیه ۱۳۱.</ref> ذکر شده و قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ}}<ref>«بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref>، و قوله: {{متن قرآن|تَوَفَّنِي مُسْلِمًا}}<ref>«مرا گردن نهاده (به فرمان خویش) بمیران» سوره یوسف، آیه ۱۰۱.</ref>، یعنی مرا از کسانی قرار بده که [[تسلیم شدن]] برای رضای تو را [[طلب]] نمودند.
*این سخن [[حق تعالی]]: {{متن قرآن|إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ مُسْلِمُونَ}}<ref>«(تو پیام خود را) جز به کسانی که به آیات ما ایمان آورده‌اند و (به فرمان ما) گردن نهاده‌اند، نمی‌شنوانی» سوره نمل، آیه ۸۱.</ref>، و قوله: {{متن قرآن|لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«همگان را از راه به در خواهم برد بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۳۹.</ref>، یعنی مطیعان برای [[حق]] و اعتراف‌ کنندگان به او
*این سخن [[حق تعالی]]: {{متن قرآن|إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ مُسْلِمُونَ}}<ref>«(تو پیام خود را) جز به کسانی که به آیات ما ایمان آورده‌اند و (به فرمان ما) گردن نهاده‌اند، نمی‌شنوانی» سوره نمل، آیه ۸۱.</ref>، و قوله: {{متن قرآن|لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«همگان را از راه به در خواهم برد بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۳۹.</ref>، یعنی مطیعان برای [[حق]] و اعتراف‌ کنندگان به او
*و قوله: {{متن قرآن|يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا}}<ref>«پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند و (نیز) دانشوران ربّانی و دانشمندان (تورات‌شناس) بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند برای یهودیان داوری می‌کردند؛ پس، از مردم نهراسی» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>، یعنی کسانی از [[انبیا]] که از [[پیامبران اولوالعزم]] نبودند، آنان مطیعان [[امر الهی]] بودند که به امر [[خدای متعال]] [[هدایت]] کرده و به [[شرایع]] عمل می‌نمودند. {{عربی|"السُّلَّم"}}؛ یعنی چیزی که با [[امید]] به [[سلامت]]، شخص را به مکان بلندی می‌رساند، و پس از آن اسم قرار داده شده برای وسیله‌ای که فرد را به چیز رفیع برساند (به معنای نردبان)<ref>مفردات، ص۲۴۵-۲۴۷.</ref>.
*و قوله: {{متن قرآن|يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا}}<ref>«پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند و (نیز) دانشوران ربّانی و دانشمندان (تورات‌شناس) بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند برای یهودیان داوری می‌کردند؛ پس، از مردم نهراسی» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>، یعنی کسانی از [[انبیا]] که از [[پیامبران اولوالعزم]] نبودند، آنان مطیعان [[امر الهی]] بودند که به امر [[خدای متعال]] [[هدایت]] کرده و به [[شرایع]] عمل می‌نمودند. {{عربی|"السُّلَّم"}}؛ یعنی چیزی که با [[امید]] به [[سلامت]]، شخص را به مکان بلندی می‌رساند، و پس از آن اسم قرار داده شده برای وسیله‌ای که فرد را به چیز رفیع برساند (به معنای نردبان)<ref>مفردات، ص۲۴۵-۲۴۷.</ref>.
*[[فخرالدین]] در مجمع البحرین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا}}<ref>«و هرگاه نادانان با آنان سخن سر کنند پاسخی نرم گویند» سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref>، فرموده: گفتاری که در آن سالم باشند؛ بدین معنا که نه تجاوزی در کار باشد، و نه گناهی،
* [[فخرالدین]] در مجمع البحرین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا}}<ref>«و هرگاه نادانان با آنان سخن سر کنند پاسخی نرم گویند» سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref>، فرموده: گفتاری که در آن سالم باشند؛ بدین معنا که نه تجاوزی در کار باشد، و نه گناهی،
*و قوله: {{متن قرآن|إِلَّا قِيلًا سَلَامًا سَلَامًا}}، یعنی بعضی به بعضی [[سلام]] می‌گویند،
*و قوله: {{متن قرآن|إِلَّا قِيلًا سَلَامًا سَلَامًا}}، یعنی بعضی به بعضی [[سلام]] می‌گویند،
*و قوله: {{متن قرآن|يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا}}، یعنی به [[سلامت]] باشی، به‌گونه‌ای که از جهت ما محفوظ بمانی،
*و قوله: {{متن قرآن|يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا}}، یعنی به [[سلامت]] باشی، به‌گونه‌ای که از جهت ما محفوظ بمانی،
خط ۱۱۹: خط ۱۱۹:
*در [[حدیث]] است که گفته شد: [[اسلام]] چیست؟ فرمودند: [[دین]] [[خدای متعال]]، نامش [[اسلام]] است. پس کسی که [[اقرار]] به [[دین]] [[خدای متعال]] کند، [[مسلمان]] است و کسی که عمل کند به آنچه [[خدای متعال]] بدان امر فرموده، او [[مؤمن]] است.
*در [[حدیث]] است که گفته شد: [[اسلام]] چیست؟ فرمودند: [[دین]] [[خدای متعال]]، نامش [[اسلام]] است. پس کسی که [[اقرار]] به [[دین]] [[خدای متعال]] کند، [[مسلمان]] است و کسی که عمل کند به آنچه [[خدای متعال]] بدان امر فرموده، او [[مؤمن]] است.
*فرق بین [[اسلام]] و [[ایمان]]، بنابر آنچه در [[حدیث]] آمده، این است که [[اسلام]] [[شهادت]] به: {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} و [[تصدیق]] به [[پیامبر]]{{صل}} است که با آن، خونش [[حفظ]] شود و [[نکاح]] و [[ارث]] [[اسلامی]] به او تعلق گیرد، و بر ظاهر این مطلب، [[جماعت]] ناس هستند.
*فرق بین [[اسلام]] و [[ایمان]]، بنابر آنچه در [[حدیث]] آمده، این است که [[اسلام]] [[شهادت]] به: {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} و [[تصدیق]] به [[پیامبر]]{{صل}} است که با آن، خونش [[حفظ]] شود و [[نکاح]] و [[ارث]] [[اسلامی]] به او تعلق گیرد، و بر ظاهر این مطلب، [[جماعت]] ناس هستند.
*[[ایمان]]، عبارت است از [[هدایت]] و آنچه از [[اسلام]] که در [[دل‌ها]] ثابت بوده و آنچه از عمل که ظاهر است و یک [[درجه]] از [[اسلام]] بالاتر می‌باشد؛ زیرا [[ایمان]] با [[اسلام]] بر ظاهر، مشترک است و حال آن‌که [[اسلام]] با [[ایمان]] بر حسب [[باطن]]، اشتراک ندارد. سَلَمْ در بیع بوده و آن در وزن و معنا مانند "سَلَفْ" است (به معنای پیش خرید)، و در [[حدیث]] است که: {{متن حدیث|اسْتَلِمِ الْحَجَرَ}}؛ یعنی لمس کرد آن را یا با بوسیدن آن و یا با دست، و آن؛ یعنی {{متن حدیث|اسْتَلِم}}، افتعل از سَلْم به معنای تَحیَّت است<ref>مجمع البحرین، ص۴۷۵-۴۷۶.</ref>.
* [[ایمان]]، عبارت است از [[هدایت]] و آنچه از [[اسلام]] که در [[دل‌ها]] ثابت بوده و آنچه از عمل که ظاهر است و یک [[درجه]] از [[اسلام]] بالاتر می‌باشد؛ زیرا [[ایمان]] با [[اسلام]] بر ظاهر، مشترک است و حال آن‌که [[اسلام]] با [[ایمان]] بر حسب [[باطن]]، اشتراک ندارد. سَلَمْ در بیع بوده و آن در وزن و معنا مانند "سَلَفْ" است (به معنای پیش خرید)، و در [[حدیث]] است که: {{متن حدیث|اسْتَلِمِ الْحَجَرَ}}؛ یعنی لمس کرد آن را یا با بوسیدن آن و یا با دست، و آن؛ یعنی {{متن حدیث|اسْتَلِم}}، افتعل از سَلْم به معنای تَحیَّت است<ref>مجمع البحرین، ص۴۷۵-۴۷۶.</ref>.
*در مقدمه کتاب "[[مرآة الانوار و مشکوة الاسرار (کتاب)|مرآة الانوار و مشکوة الاسرار]]" فرموده: سَلم، سَلام، تَسْلیم، إسلام، مسلمون و آنچه این مفاد را فایده دهد، مانند: {{متن قرآن|الَّذِينَ أَسْلَمُوا}} و {{متن قرآن|مُسْلِمَات}} و {{متن قرآن|مَنْ أَسْلَمَ}} و امثال ذلک از چیزهایی که متعلق به [[تسلیم]]، [[اسلام]] و سلامه است، اصل معنا در همه آنها، [[اطاعت]]، [[فرمانبرداری]]، [[پیروی]] نمودن، ترک [[مخالفت]] و [[اذیت]] کردن است. گفته می‌شود [[اسلم]] و استسلم، وقتی است که [[اطاعت]] و [[فرمانبرداری]] باشد، و گفته می‌شود که [[بهشت]]، دارالسلام است، و [[سلام]] است؛ چون آن‌که داخل در آن شود، از [[عذاب]] خلاصی می‌یابد، و گفته می‌شود: {{متن قرآن|أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ}}؛ یعنی عبادتم را برای او [[خالص]] گردانیدم و او را [[اطاعت]] نمودم در آنچه مرا بدان امر نمود و از آن [[نهی]] فرمود، و به همین جهت این [[دین]]، [[اسلام]] نامیده شد و به طور کلی [[مرجع]] همه، [[تسلیم]] و [[سلامت]] است، و مخفی نیست که نه [[تسلیم]] به [[خدای متعال]]، و نه [[تسلیم]] به پیامبرش، محقق شود، و نه [[سلامت]] از [[عذاب]]، و نه [[سلامت]] از [[شرک]] و [[شک]] حاصل گردد، مگر به قبول [[ولایت]]، [[اطاعت از ائمه]] [[معصومین]]{{عم}} و [[تسلیم]] برای آنها. البته، [[تسلیم]] به آنها، [[تسلیم]] به [[خدای سبحان]] است و به وسیله آن، [[اسلام]] حاصل گردد و [[استحقاق]] بر [[سلامتی]] و [[سلام]] هست. البته، هر کس [[اقرار]] به [[ولایت]] آنان نکند، [[مسلمان]] نیست، اگر چه [[اقرار]] به [[نبوت]] [[پیامبر]]{{صل}} بنماید، و برای همین در [[اخبار]]، [[تأویل]] [[مسلمین]] به آنان و به شیعیانشان وارد شده است؛ زیرا [[تسلیم]] آنان به سبب [[برتری]] و [[ولایت]] آنان است و در [[اخبار]]، [[تأویل]] [[سلام]]، [[سلم]]، و [[اسلام]]، [[تسلیم]] و امثال آن به داخل شدن در [[ولایت]] و [[تسلیم]] آن بودن وارد شده است، حتی وارد شده که [[تسلیم پیامبر]]{{صل}} به [[تسلیم شدن]] نسبت به [[ولایت]] [[وصیّ]] او، [[علی]]{{ع}}، است <ref>مقدمه فرهنگ برهان، ص۱۲۵.</ref>.
*در مقدمه کتاب "[[مرآة الانوار و مشکوة الاسرار (کتاب)|مرآة الانوار و مشکوة الاسرار]]" فرموده: سَلم، سَلام، تَسْلیم، إسلام، مسلمون و آنچه این مفاد را فایده دهد، مانند: {{متن قرآن|الَّذِينَ أَسْلَمُوا}} و {{متن قرآن|مُسْلِمَات}} و {{متن قرآن|مَنْ أَسْلَمَ}} و امثال ذلک از چیزهایی که متعلق به [[تسلیم]]، [[اسلام]] و سلامه است، اصل معنا در همه آنها، [[اطاعت]]، [[فرمانبرداری]]، [[پیروی]] نمودن، ترک [[مخالفت]] و [[اذیت]] کردن است. گفته می‌شود [[اسلم]] و استسلم، وقتی است که [[اطاعت]] و [[فرمانبرداری]] باشد، و گفته می‌شود که [[بهشت]]، دارالسلام است، و [[سلام]] است؛ چون آن‌که داخل در آن شود، از [[عذاب]] خلاصی می‌یابد، و گفته می‌شود: {{متن قرآن|أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ}}؛ یعنی عبادتم را برای او [[خالص]] گردانیدم و او را [[اطاعت]] نمودم در آنچه مرا بدان امر نمود و از آن [[نهی]] فرمود، و به همین جهت این [[دین]]، [[اسلام]] نامیده شد و به طور کلی [[مرجع]] همه، [[تسلیم]] و [[سلامت]] است، و مخفی نیست که نه [[تسلیم]] به [[خدای متعال]]، و نه [[تسلیم]] به پیامبرش، محقق شود، و نه [[سلامت]] از [[عذاب]]، و نه [[سلامت]] از [[شرک]] و [[شک]] حاصل گردد، مگر به قبول [[ولایت]]، [[اطاعت از ائمه]] [[معصومین]]{{عم}} و [[تسلیم]] برای آنها. البته، [[تسلیم]] به آنها، [[تسلیم]] به [[خدای سبحان]] است و به وسیله آن، [[اسلام]] حاصل گردد و [[استحقاق]] بر [[سلامتی]] و [[سلام]] هست. البته، هر کس [[اقرار]] به [[ولایت]] آنان نکند، [[مسلمان]] نیست، اگر چه [[اقرار]] به [[نبوت]] [[پیامبر]]{{صل}} بنماید، و برای همین در [[اخبار]]، [[تأویل]] [[مسلمین]] به آنان و به شیعیانشان وارد شده است؛ زیرا [[تسلیم]] آنان به سبب [[برتری]] و [[ولایت]] آنان است و در [[اخبار]]، [[تأویل]] [[سلام]]، [[سلم]]، و [[اسلام]]، [[تسلیم]] و امثال آن به داخل شدن در [[ولایت]] و [[تسلیم]] آن بودن وارد شده است، حتی وارد شده که [[تسلیم پیامبر]]{{صل}} به [[تسلیم شدن]] نسبت به [[ولایت]] [[وصیّ]] او، [[علی]]{{ع}}، است <ref>مقدمه فرهنگ برهان، ص۱۲۵.</ref>.
*در [[فرهنگ]] لغات آمده که: {{عربی|"سَلَّم عَلَيْه"}}؛ یعنی بر او [[درود]] و [[سلام]] داد. {{عربی|"سَلَّمَهُ"}}؛ یعنی به او [[سلام]] داد، واگذار کرد به او، واگذار و [[تسلیم]] کرد او را به دیگری، {{عربی|"و سلَّم بالامر"}}؛ یعنی [[تسلیم]] به امر [[تسلیم]] شد<ref>ملخص المنجد و منتهی الأرب، ص۳۵۲.</ref>.
*در [[فرهنگ]] لغات آمده که: {{عربی|"سَلَّم عَلَيْه"}}؛ یعنی بر او [[درود]] و [[سلام]] داد. {{عربی|"سَلَّمَهُ"}}؛ یعنی به او [[سلام]] داد، واگذار کرد به او، واگذار و [[تسلیم]] کرد او را به دیگری، {{عربی|"و سلَّم بالامر"}}؛ یعنی [[تسلیم]] به امر [[تسلیم]] شد<ref>ملخص المنجد و منتهی الأرب، ص۳۵۲.</ref>.
خط ۱۳۸: خط ۱۳۸:
*هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، فرموده: یعنی آنچه را تو (ای [[پیامبر]]!) [[حکم]] نمودی، منقاد و فرمانبر باشند و در حالی که [[اقرار]] به [[حکم]] تو می‌کنند، در برابر امر تو [[خاضع]] و [[فرمانبردار]] گردند<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۶۹.</ref>.  
*هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، فرموده: یعنی آنچه را تو (ای [[پیامبر]]!) [[حکم]] نمودی، منقاد و فرمانبر باشند و در حالی که [[اقرار]] به [[حکم]] تو می‌کنند، در برابر امر تو [[خاضع]] و [[فرمانبردار]] گردند<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۶۹.</ref>.  
*نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}<ref>«پس چون به هر خانه‌ای در آمدید به همدیگر درود گویید» سوره نور، آیه ۶۱.</ref>، فرموده: یعنی باید برخی بر برخی دیگر [[سلام]] کنند، قول [[حسن]]، و گفته‌اند: یعنی [[سلام]] کنید بر [[اهل]] و عیالتان، از [[جابر]] و دیگران، و گفته‌اند: چون داخل در [[بیوت]] شدید؛ یعنی وارد در [[مساجد]] شدید، پس [[سلام]] کنید بر کسانی که در آن هستند، از [[ابن‌عباس]]، و اولی، حمل آن بر عموم است، و [[ابراهیم]] گفته: چون داخل در خانه‌ای شدی و کسی در آن نبود، پس بگو: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ}} و [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، فرموده: آن، عبارت است از [[سلام]] نمودن مرد بر [[اهل]] خانه‌اش هنگامی که وارد [[منزل]] می‌شود. بعد آنها [[سلام]] را بر او رد میکنند و می‌گویند: {{متن حدیث|سَلَامُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۱۵۷.</ref>.
*نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}<ref>«پس چون به هر خانه‌ای در آمدید به همدیگر درود گویید» سوره نور، آیه ۶۱.</ref>، فرموده: یعنی باید برخی بر برخی دیگر [[سلام]] کنند، قول [[حسن]]، و گفته‌اند: یعنی [[سلام]] کنید بر [[اهل]] و عیالتان، از [[جابر]] و دیگران، و گفته‌اند: چون داخل در [[بیوت]] شدید؛ یعنی وارد در [[مساجد]] شدید، پس [[سلام]] کنید بر کسانی که در آن هستند، از [[ابن‌عباس]]، و اولی، حمل آن بر عموم است، و [[ابراهیم]] گفته: چون داخل در خانه‌ای شدی و کسی در آن نبود، پس بگو: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ}} و [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، فرموده: آن، عبارت است از [[سلام]] نمودن مرد بر [[اهل]] خانه‌اش هنگامی که وارد [[منزل]] می‌شود. بعد آنها [[سلام]] را بر او رد میکنند و می‌گویند: {{متن حدیث|سَلَامُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۱۵۷.</ref>.
*[[سید عبدالله شبر|شُبّر]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ}}، فرموده: هنگامی که به شیردهنده [[تسلیم]] می‌کنید، هر چه می‌خواهید اعطا کنید<ref>تفسیر شبّر، ص۹۴.</ref>.
* [[سید عبدالله شبر|شُبّر]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ}}، فرموده: هنگامی که به شیردهنده [[تسلیم]] می‌کنید، هر چه می‌خواهید اعطا کنید<ref>تفسیر شبّر، ص۹۴.</ref>.
*فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ}} هم فرموده است: ولکن [[خدای متعال]] شما را از [[جنگ]] و [[نزاع]] نمودن به [[سلامت]] داشت<ref>تفسیر شبّر، ص۳۹۶.</ref>.
*فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ}} هم فرموده است: ولکن [[خدای متعال]] شما را از [[جنگ]] و [[نزاع]] نمودن به [[سلامت]] داشت<ref>تفسیر شبّر، ص۳۹۶.</ref>.
*همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}، فرموده: یعنی: و آنچه ملاحظه گردید، چیزی بر آنان افزون نگردانید مگر [[ایمان]] آنان را به [[وعده]] [[خدای متعال]] و تسلیمشان را نسبت به امر او<ref>تفسیر شبّر، ص۸۶۹.</ref>.
*همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}، فرموده: یعنی: و آنچه ملاحظه گردید، چیزی بر آنان افزون نگردانید مگر [[ایمان]] آنان را به [[وعده]] [[خدای متعال]] و تسلیمشان را نسبت به امر او<ref>تفسیر شبّر، ص۸۶۹.</ref>.
خط ۱۴۵: خط ۱۴۵:
*فی قوله تعالی: {{متن قرآن|حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا}} هم فرموده: تا این که [[طلب]] اجازه کنید، {{متن قرآن|وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا}}، یعنی: و بگویید: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكُمْ}}، آیا وارد بشویم؟ و این جمله را سه مرتبه تکرار کند و اگر به او اجازه دادند، داخل گردد، و الا برگردد. {{متن قرآن|ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ}}، یعنی برای شما این درخواست اجازه، از داخل شدن (بدون اجازه) بهتر است یا از آمدن توأم با [[سلام]] و [[درود]] معمول در زمان [[جاهلیت]]<ref>تفسیر شبّر، ص۷۳۳.</ref>.
*فی قوله تعالی: {{متن قرآن|حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا}} هم فرموده: تا این که [[طلب]] اجازه کنید، {{متن قرآن|وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا}}، یعنی: و بگویید: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكُمْ}}، آیا وارد بشویم؟ و این جمله را سه مرتبه تکرار کند و اگر به او اجازه دادند، داخل گردد، و الا برگردد. {{متن قرآن|ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ}}، یعنی برای شما این درخواست اجازه، از داخل شدن (بدون اجازه) بهتر است یا از آمدن توأم با [[سلام]] و [[درود]] معمول در زمان [[جاهلیت]]<ref>تفسیر شبّر، ص۷۳۳.</ref>.
*هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا}}، فرموده: پس چون وارد در این [[خانه‌ها]] شدید (خانه‌هایی که ذکر آن در [[آیه]] آمده است) و یا در غیر آنها داخل شدید، {{متن قرآن|فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}: بر [[اهل]] آن [[خانه‌ها]] که از خود شما هستند، [[سلام]] کنید. از [[حضرت]] [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] است که آن، [[سلام]] مرد بر [[اهل]] [[خانه]] است به هنگام داخل شدن در [[خانه]]، پس آنها آن [[سلام]] را بر او بر می‌گردانند، و این، [[سلام]] شما است بر خود شما: {{متن حدیث|هُوَ تَسْلِيمُ الرَّجُلِ عَلَى أَهْلِ الْبَيْتِ حِينَ يَدْخُلُ ثُمَّ يَرُدُّونَ عَلَيْهِ فَهُوَ سَلَامُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}<ref>تفسیر شبّر، ص۷۴۸.</ref>.
*هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا}}، فرموده: پس چون وارد در این [[خانه‌ها]] شدید (خانه‌هایی که ذکر آن در [[آیه]] آمده است) و یا در غیر آنها داخل شدید، {{متن قرآن|فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}: بر [[اهل]] آن [[خانه‌ها]] که از خود شما هستند، [[سلام]] کنید. از [[حضرت]] [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] است که آن، [[سلام]] مرد بر [[اهل]] [[خانه]] است به هنگام داخل شدن در [[خانه]]، پس آنها آن [[سلام]] را بر او بر می‌گردانند، و این، [[سلام]] شما است بر خود شما: {{متن حدیث|هُوَ تَسْلِيمُ الرَّجُلِ عَلَى أَهْلِ الْبَيْتِ حِينَ يَدْخُلُ ثُمَّ يَرُدُّونَ عَلَيْهِ فَهُوَ سَلَامُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}<ref>تفسیر شبّر، ص۷۴۸.</ref>.
*[[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر المیزان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ}}، فرموده: جایز است که زوج و زوجه با [[مشورت]] یکدیگر به از شیر گرفتن [[فرزند]] [[رضایت]] دهند. در این صورت، گناهی بر آن دو نبوده، و اشکالی هم در کار نیست؛ هم‌چنین جایز است شوهر برای فرزندش [[زن]] شیردهی غیر از همسرش را که [[مادر]] [[فرزند]] است، اجیر کند، آن هنگام که [[فرزند]] به آن [[مادر]] سپرده شود و او از شیر دادن به او [[امتناع]] کند، یا علت دیگری، از قبیل: [[انقطاع]] شیر یا [[بیماری]] و غیر ذلک، پیش آمده باشد و این زمانی است که آنچه [[استحقاق]] آن [[زن]] است، به او [[تسلیم]] گردد، تسلیمی که مزاحمتی با همه آنچه باید در [[حقّ]] آن [[زن]] [[اعمال]] گردد علیکم، نداشته باشد، و این است قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ}}<ref>المیزان، ج۲، ص۲۵۳.</ref>.
* [[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر المیزان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ}}، فرموده: جایز است که زوج و زوجه با [[مشورت]] یکدیگر به از شیر گرفتن [[فرزند]] [[رضایت]] دهند. در این صورت، گناهی بر آن دو نبوده، و اشکالی هم در کار نیست؛ هم‌چنین جایز است شوهر برای فرزندش [[زن]] شیردهی غیر از همسرش را که [[مادر]] [[فرزند]] است، اجیر کند، آن هنگام که [[فرزند]] به آن [[مادر]] سپرده شود و او از شیر دادن به او [[امتناع]] کند، یا علت دیگری، از قبیل: [[انقطاع]] شیر یا [[بیماری]] و غیر ذلک، پیش آمده باشد و این زمانی است که آنچه [[استحقاق]] آن [[زن]] است، به او [[تسلیم]] گردد، تسلیمی که مزاحمتی با همه آنچه باید در [[حقّ]] آن [[زن]] [[اعمال]] گردد علیکم، نداشته باشد، و این است قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ}}<ref>المیزان، ج۲، ص۲۵۳.</ref>.
*نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلًا وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}، فرموده: [[تسلیم]] عبارت از [[نجات]] دادن است، و معنای [[کلام]] بر تقدیر "اذکر" چنین است: به یاد آور زمانی را که [[خدای متعال]] در خوابت، آنان را اندک به تو نشان داد و البته، آنها را قلیل به تو نمایاند تا دل‌های شما به او [[ارتباط]] یافته و نفوستان مطمئن شود، و اگر آنان را بر تو بسیار نشان می‌داد (و) سپس تو آن را برای [[مؤمنان]] بیان می‌کردی، آنان از [[ضعف]] خود بیتابی می‌کردند و در امر خروج بر [[دشمن]]، بینشان [[اختلاف]] می‌افتاد؛ اما [[خدای تعالی]] با قلیل نشان دادن آنان به تو، شما را از [[سستی]] و [[نزاع]] [[نجات]] داد<ref>المیزان، ج۹، ص۶۴.</ref>.
*نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلًا وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}، فرموده: [[تسلیم]] عبارت از [[نجات]] دادن است، و معنای [[کلام]] بر تقدیر "اذکر" چنین است: به یاد آور زمانی را که [[خدای متعال]] در خوابت، آنان را اندک به تو نشان داد و البته، آنها را قلیل به تو نمایاند تا دل‌های شما به او [[ارتباط]] یافته و نفوستان مطمئن شود، و اگر آنان را بر تو بسیار نشان می‌داد (و) سپس تو آن را برای [[مؤمنان]] بیان می‌کردی، آنان از [[ضعف]] خود بیتابی می‌کردند و در امر خروج بر [[دشمن]]، بینشان [[اختلاف]] می‌افتاد؛ اما [[خدای تعالی]] با قلیل نشان دادن آنان به تو، شما را از [[سستی]] و [[نزاع]] [[نجات]] داد<ref>المیزان، ج۹، ص۶۴.</ref>.
*همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}، فرموده: یعنی و چیزی بر آنان افزوده نشد جز [[ایمان]] به [[خدای متعال]] و به [[پیامبر]] او{{صل}} و [[فرمانبری]] و [[اطاعت]] [[امر]] [[خدای متعال]] در [[یاری دین]] او و [[جهاد]] در راهش<ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۰۶.</ref>.
*همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}، فرموده: یعنی و چیزی بر آنان افزوده نشد جز [[ایمان]] به [[خدای متعال]] و به [[پیامبر]] او{{صل}} و [[فرمانبری]] و [[اطاعت]] [[امر]] [[خدای متعال]] در [[یاری دین]] او و [[جهاد]] در راهش<ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۰۶.</ref>.
خط ۱۶۶: خط ۱۶۶:
#در [[مقام عمل]] نیز آن را دقیقاً [[اجرا]] کنند و به طور کامل [[تسلیم]] [[حق]] باشند.
#در [[مقام عمل]] نیز آن را دقیقاً [[اجرا]] کنند و به طور کامل [[تسلیم]] [[حق]] باشند.
*بعد از ذکر ترجمه [[حدیثی]] از [[امام صادق]]{{ع}}، چنین فرموده: از [[آیه]] فوق در ضمن، دو مطلب مهم استفاده می‌شود:
*بعد از ذکر ترجمه [[حدیثی]] از [[امام صادق]]{{ع}}، چنین فرموده: از [[آیه]] فوق در ضمن، دو مطلب مهم استفاده می‌شود:
#[[آیه]] یکی از [[دلایل]] [[معصوم]] بودن [[پیامبر]]{{صل}} است؛ زیرا [[دستور]] به [[تسلیم]] مطلق از نظر گفتار و [[کردار]] در برابر همه فرمان‌های [[پیامبر]]{{صل}} و حتی [[تسلیم]] [[قلبی]] در برابر او، نشانه روشنی بر این است که او در [[احکام]]، فرمان‌ها و داوری‌هایش، نه [[اشتباه]] می‌کند و نه عمداً چیزی بر خلاف [[حق]] می‌گوید؛ (او هم) [[معصوم]] از خطاست هم [[معصوم]] از [[گناه]].
# [[آیه]] یکی از [[دلایل]] [[معصوم]] بودن [[پیامبر]]{{صل}} است؛ زیرا [[دستور]] به [[تسلیم]] مطلق از نظر گفتار و [[کردار]] در برابر همه فرمان‌های [[پیامبر]]{{صل}} و حتی [[تسلیم]] [[قلبی]] در برابر او، نشانه روشنی بر این است که او در [[احکام]]، فرمان‌ها و داوری‌هایش، نه [[اشتباه]] می‌کند و نه عمداً چیزی بر خلاف [[حق]] می‌گوید؛ (او هم) [[معصوم]] از خطاست هم [[معصوم]] از [[گناه]].
#[[آیه]] فوق هر گونه [[اجتهاد]] در [[مقام]] [[نصّ]] [[پیامبر]] و اظهار [[عقیده]] را در مواردی که [[حکم]] صریح از طرف [[خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} درباره آن رسیده باشد، [[نفی]] می‌کند. بنابراین اگر در تواریخ [[اسلامی]] می‌بینم که گاهی بعضی از افراد در برابر [[حکم خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} [[اجتهاد]] و یا اظهار نظر می‌کردند و مثلاً می‌گفتند: [[پیامبر]] چنین گفته و ما چنین می‌گوییم، باید قبول کنیم که عمل آنها بر خلاف صریح [[آیه]] فوق است<ref>تفسیر نمونه، ج۳، ص۴۵۵ - ۴۵۶. </ref>.
# [[آیه]] فوق هر گونه [[اجتهاد]] در [[مقام]] [[نصّ]] [[پیامبر]] و اظهار [[عقیده]] را در مواردی که [[حکم]] صریح از طرف [[خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} درباره آن رسیده باشد، [[نفی]] می‌کند. بنابراین اگر در تواریخ [[اسلامی]] می‌بینم که گاهی بعضی از افراد در برابر [[حکم خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} [[اجتهاد]] و یا اظهار نظر می‌کردند و مثلاً می‌گفتند: [[پیامبر]] چنین گفته و ما چنین می‌گوییم، باید قبول کنیم که عمل آنها بر خلاف صریح [[آیه]] فوق است<ref>تفسیر نمونه، ج۳، ص۴۵۵ - ۴۵۶. </ref>.
*هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌هایی جز خانه خودتان درنیایید تا آنکه آشنایی دهید و بر اهل آن (خانه) ها سلام کنید؛ این برای شما بهتر است، باشد که پند گیرید» سوره نور، آیه ۲۷.</ref> (به این ترتیب [[تصمیم]] ورود خود را قبلاً به اطلاع آنها برسانید و موافقت آنها را جلب نمایید)؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا}}. این برای شما بهتر است، شاید متذکر شوید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}. جالب اینکه در اینجا جمله {{متن قرآن|تَسْتَأْنِسُوا}} به کار رفته است، نه {{متن قرآن|تَسْتَأْنِسُوا}}؛ زیرا جمله دوم فقط اجازه گرفتن را بیان می‌کند، در حالی که جمله اول که از مادّه "انس" گرفته شده، اجازه‌ای توأم با [[محبت]]، [[لطف]]، آشنایی و [[صداقت]] را می‌رساند و نشان میدهد که حتی اجازه گرفتن باید کاملاً مؤدبانه و دوستانه و خالی از هرگونه [[خشونت]] باشد. بنابراین هرگاه این جمله را بشکافیم، بسیاری از [[آداب]] مربوط به این بحث در آن خلاصه شده است؛ مفهومش این است: فریاد نکشید، در را محکم نکوبید، با عبارات خشک و زننده اجازه نگیرید، و به هنگامی که اجازه داده شد، بدون [[سلام]] وارد نشوید، سلامی که نشانه [[صلح]] و [[صفا]] و پیام‌آور [[محبّت]] و [[دوستی]] است. قابل توجّه این که: این [[حکم]] را که جنبه [[انسانی]] و [[عاطفی]] آن روشن است با دو جمله {{متن قرآن|ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ}} و {{متن قرآن|لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}، همراه می‌کند که خود دلیلی بر آن است که این‌گونه [[احکام]]، ریشه در اعماق [[عواطف]] و [[عقل]] و [[شعور]] [[انسانی]] دارد که اگر [[انسان]] کمی در آن بیندیشد، متذکر خواهد شد که خیر و [[صلاح]] او در آن است<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۴۲۷–۴۲۸.</ref>.
*هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌هایی جز خانه خودتان درنیایید تا آنکه آشنایی دهید و بر اهل آن (خانه) ها سلام کنید؛ این برای شما بهتر است، باشد که پند گیرید» سوره نور، آیه ۲۷.</ref> (به این ترتیب [[تصمیم]] ورود خود را قبلاً به اطلاع آنها برسانید و موافقت آنها را جلب نمایید)؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا}}. این برای شما بهتر است، شاید متذکر شوید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}. جالب اینکه در اینجا جمله {{متن قرآن|تَسْتَأْنِسُوا}} به کار رفته است، نه {{متن قرآن|تَسْتَأْنِسُوا}}؛ زیرا جمله دوم فقط اجازه گرفتن را بیان می‌کند، در حالی که جمله اول که از مادّه "انس" گرفته شده، اجازه‌ای توأم با [[محبت]]، [[لطف]]، آشنایی و [[صداقت]] را می‌رساند و نشان میدهد که حتی اجازه گرفتن باید کاملاً مؤدبانه و دوستانه و خالی از هرگونه [[خشونت]] باشد. بنابراین هرگاه این جمله را بشکافیم، بسیاری از [[آداب]] مربوط به این بحث در آن خلاصه شده است؛ مفهومش این است: فریاد نکشید، در را محکم نکوبید، با عبارات خشک و زننده اجازه نگیرید، و به هنگامی که اجازه داده شد، بدون [[سلام]] وارد نشوید، سلامی که نشانه [[صلح]] و [[صفا]] و پیام‌آور [[محبّت]] و [[دوستی]] است. قابل توجّه این که: این [[حکم]] را که جنبه [[انسانی]] و [[عاطفی]] آن روشن است با دو جمله {{متن قرآن|ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ}} و {{متن قرآن|لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}، همراه می‌کند که خود دلیلی بر آن است که این‌گونه [[احکام]]، ریشه در اعماق [[عواطف]] و [[عقل]] و [[شعور]] [[انسانی]] دارد که اگر [[انسان]] کمی در آن بیندیشد، متذکر خواهد شد که خیر و [[صلاح]] او در آن است<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۴۲۷–۴۲۸.</ref>.
*همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}، می‌فرماید: بر شما گناهی نیست که به طور دسته جمعی یا جداگانه [[غذا]] بخورید: {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا}}. گویا جمعی از [[مسلمانان]] در آغاز [[اسلام]]، از [[غذا خوردن]] [[تنهایی]] ابا داشتند، و اگر کسی را برای هم‌غذا شدن نمی‌یافتند، مدّتی گرسنه می‌ماندند.
*همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}، می‌فرماید: بر شما گناهی نیست که به طور دسته جمعی یا جداگانه [[غذا]] بخورید: {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا}}. گویا جمعی از [[مسلمانان]] در آغاز [[اسلام]]، از [[غذا خوردن]] [[تنهایی]] ابا داشتند، و اگر کسی را برای هم‌غذا شدن نمی‌یافتند، مدّتی گرسنه می‌ماندند.
*[[قرآن]] به آنها [[تعلیم]] می‌دهد که [[غذا خوردن]] به صورت جمعی و فردی هر دو مجاز است. بعضی نیز گفته‌اند که گروهی از [[عرب]] [[مقید]] بودند که غذای مهمان را به عنوان [[احترام]]، جداگانه ببرند و خود با او هم [[غذا]] نشوند (مبادا شرمنده یا مقیّد گردد). [[آیه]] این قیدها را از آنها برداشت و [[تعلیم]] داد که این، یک [[سنّت]] ستوده نیست. بعضی دیگر گفته‌اند که جمعی مقیّد بودند که [[اغنیا]] با [[فقیران]] [[غذا]] نخورند، و فاصله طبقاتی را حتی بر سر سفره [[حفظ]] کنند، [[قرآن]] این [[سنت]] ظالمانه را با عبارت فوق [[نفی]] کرد. مانعی ندارد که [[آیه]]، ناظر به همه این امور باشد. سپس به یک [[دستور]] [[اخلاقی]] دیگر اشاره کرده، می‌گوید: هنگامی که وارد خانه‌ای شدید، بر خویشتن [[سلام]] کنید، [[سلام]] و تحیّتی از نزد [[خداوند]]، [[سلام]] و تحیتی پر [[برکت]] و [[پاکیزه]]: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}<ref>تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۵۵۱-۵۵۲.</ref>.
* [[قرآن]] به آنها [[تعلیم]] می‌دهد که [[غذا خوردن]] به صورت جمعی و فردی هر دو مجاز است. بعضی نیز گفته‌اند که گروهی از [[عرب]] [[مقید]] بودند که غذای مهمان را به عنوان [[احترام]]، جداگانه ببرند و خود با او هم [[غذا]] نشوند (مبادا شرمنده یا مقیّد گردد). [[آیه]] این قیدها را از آنها برداشت و [[تعلیم]] داد که این، یک [[سنّت]] ستوده نیست. بعضی دیگر گفته‌اند که جمعی مقیّد بودند که [[اغنیا]] با [[فقیران]] [[غذا]] نخورند، و فاصله طبقاتی را حتی بر سر سفره [[حفظ]] کنند، [[قرآن]] این [[سنت]] ظالمانه را با عبارت فوق [[نفی]] کرد. مانعی ندارد که [[آیه]]، ناظر به همه این امور باشد. سپس به یک [[دستور]] [[اخلاقی]] دیگر اشاره کرده، می‌گوید: هنگامی که وارد خانه‌ای شدید، بر خویشتن [[سلام]] کنید، [[سلام]] و تحیّتی از نزد [[خداوند]]، [[سلام]] و تحیتی پر [[برکت]] و [[پاکیزه]]: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}<ref>تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۵۵۱-۵۵۲.</ref>.
*[[ابوالقاسم جارالله محمود بن عمر زمخشری خوارزمی]] در [[تفسیر]] کشّاف فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ}}، فرموده: {{متن قرآن|إِذَا سَلَّمْتُمْ}} به شیردهندگان، {{متن قرآن|مَا آتَيْتُمْ}}: آنچه را می‌خواهید به او اعطا کنید، {{متن قرآن|بِالْمَعْرُوفِ}}، متعلق به {{متن قرآن|سَلَّمْتُمْ}} است؛ [[امر]] شدند به این که هنگام [[تسلیم]] اجرت، روی‌ گشوده، گوینده سخن [[زیبا]] و پاکیزه‌ کنندگان [[نفوس]] شیردهندگان به آنچه ممکن است باشند تا با قطع بهانه‌ها از تفریطشان [[مأمون]] شوند<ref>کشاف، ج۱، ص۳۷۱.</ref>.
* [[ابوالقاسم جارالله محمود بن عمر زمخشری خوارزمی]] در [[تفسیر]] کشّاف فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ}}، فرموده: {{متن قرآن|إِذَا سَلَّمْتُمْ}} به شیردهندگان، {{متن قرآن|مَا آتَيْتُمْ}}: آنچه را می‌خواهید به او اعطا کنید، {{متن قرآن|بِالْمَعْرُوفِ}}، متعلق به {{متن قرآن|سَلَّمْتُمْ}} است؛ [[امر]] شدند به این که هنگام [[تسلیم]] اجرت، روی‌ گشوده، گوینده سخن [[زیبا]] و پاکیزه‌ کنندگان [[نفوس]] شیردهندگان به آنچه ممکن است باشند تا با قطع بهانه‌ها از تفریطشان [[مأمون]] شوند<ref>کشاف، ج۱، ص۳۷۱.</ref>.
*فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ}}، فرموده: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ}} یعنی محافظت نمود و انعام کرد به واسطه سالم ماندن از [[سستی]]، [[نزاع]] و [[اختلاف]]<ref>کشاف، ج۲، ص۲۶۱.</ref>.
*فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ}}، فرموده: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ}} یعنی محافظت نمود و انعام کرد به واسطه سالم ماندن از [[سستی]]، [[نزاع]] و [[اختلاف]]<ref>کشاف، ج۲، ص۲۶۱.</ref>.
*همین‌طور درباره: {{متن قرآن|وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}، فرموده: {{متن قرآن|إِيمَانًا}}، به [[خدا]] و به وعده‌های او، {{متن قرآن|وَتَسْلِيمًا}}، به قضاها و به قدرهای او<ref>کشاف، ج۳، ص۲۵۶.</ref>.
*همین‌طور درباره: {{متن قرآن|وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}، فرموده: {{متن قرآن|إِيمَانًا}}، به [[خدا]] و به وعده‌های او، {{متن قرآن|وَتَسْلِيمًا}}، به قضاها و به قدرهای او<ref>کشاف، ج۳، ص۲۵۶.</ref>.
خط ۱۸۱: خط ۱۸۱:
===[[تسلیم]] در [[تفاسیر]] [[روایی]]===
===[[تسلیم]] در [[تفاسیر]] [[روایی]]===
*فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، مرحوم [[شیخ طبرسی]] در [[تفسیر مجمع البیان]]، مرحوم [[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]] و [[ابن‌جمعه عروسی]] در [[تفسیر نورالثقلین]] روایاتی را آورده‌اند که ما در اینجا ترجمه [[فارسی]] آنها را به انضمام اصل [[حدیث]]، ذکر می‌کنیم:
*فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، مرحوم [[شیخ طبرسی]] در [[تفسیر مجمع البیان]]، مرحوم [[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]] و [[ابن‌جمعه عروسی]] در [[تفسیر نورالثقلین]] روایاتی را آورده‌اند که ما در اینجا ترجمه [[فارسی]] آنها را به انضمام اصل [[حدیث]]، ذکر می‌کنیم:
#[[ابوحمزه ثمالی]] با اسنادش تا [[کعب بن عجره]]، و او گوید که چون [[آیه]] نازل گردید، گفتیم: ای [[پیامبر خدا]]! ما بر [[سلام کردن]] بر شما [[آگاهی]] پیدا کردیم، [[صلوات]] بر شما چگونه است؟ آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|قُولُوا:}} (یعنی بگویید:) {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۳۶۹. در تفسیر برهان، ص۸۶۱ - ۸۶۲، این حدیث را محمد بن عباس با اسنادش تا کعب بن عجره، و از مسعود با اسنادش تا کعب بن عجره نقل فرموده است.</ref>.
# [[ابوحمزه ثمالی]] با اسنادش تا [[کعب بن عجره]]، و او گوید که چون [[آیه]] نازل گردید، گفتیم: ای [[پیامبر خدا]]! ما بر [[سلام کردن]] بر شما [[آگاهی]] پیدا کردیم، [[صلوات]] بر شما چگونه است؟ آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|قُولُوا:}} (یعنی بگویید:) {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۳۶۹. در تفسیر برهان، ص۸۶۱ - ۸۶۲، این حدیث را محمد بن عباس با اسنادش تا کعب بن عجره، و از مسعود با اسنادش تا کعب بن عجره نقل فرموده است.</ref>.
#[[عبدالله بن مسعود]] چنین فرمود: چون بر [[پیامبر]]{{صل}} [[صلوات]] می‌فرستید، پس [[نیکوترین]] [[صلوات]] را بر او بفرستید. شما چه می‌دانید، شاید آن [[صلوات]] بر آن [[حضرت]] عرضه شود. آنان گفتند: پس شما [[نیکوترین]] [[صلوات]] را به ما [[تعلیم]] بده؛ [[عبدالله]] گفت: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ اجْعَلْ صَلَوَاتِكَ وَ رَحْمَتَكَ وَ بَرَكَاتِكَ عَلَى سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ إِمَامِ الْمُتَّقِينَ وَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ إِمَامِ الْخَيْرِ وَ قَائِدِ الْخَيْرِ وَ رَسُولِ الرَّحْمَةِ اللَّهُمَّ ابْعَثْهُ مَقَاماً مَحْمُوداً يَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۳۶۹.</ref>.
# [[عبدالله بن مسعود]] چنین فرمود: چون بر [[پیامبر]]{{صل}} [[صلوات]] می‌فرستید، پس [[نیکوترین]] [[صلوات]] را بر او بفرستید. شما چه می‌دانید، شاید آن [[صلوات]] بر آن [[حضرت]] عرضه شود. آنان گفتند: پس شما [[نیکوترین]] [[صلوات]] را به ما [[تعلیم]] بده؛ [[عبدالله]] گفت: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ اجْعَلْ صَلَوَاتِكَ وَ رَحْمَتَكَ وَ بَرَكَاتِكَ عَلَى سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ إِمَامِ الْمُتَّقِينَ وَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ إِمَامِ الْخَيْرِ وَ قَائِدِ الْخَيْرِ وَ رَسُولِ الرَّحْمَةِ اللَّهُمَّ ابْعَثْهُ مَقَاماً مَحْمُوداً يَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۳۶۹.</ref>.
#[[ابابصیر]] گوید: از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، از این [[آیه سؤال]] کردم، گفتم: [[صلوات]] [[خدای تعالی]] بر رسولش چگونه است؟ آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|يَا أَبَا مُحَمَّدٍ تَزْكِيَتُهُ لَهُ فِي السَّمَاوَاتِ الْعُلَى}}؛ ای [[ابا محمد]]! آن، [[تزکیه]] او، [[خدای تعالی]]، نسبت به اوست در آسمان‌های بالا. پس به آن [[حضرت]] گفتم: صلواتمان را بر او دانسته‌ام، [[تسلیم]] نسبت به او چگونه است؟ آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|هُوَ التَّسْلِيمُ لَهُ فِي الْأُمُورِ}} {{عربی|"فعلى هذا يكون معنى قوله:"}} {{متن قرآن|وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} {{عربی|"انقادوا لأمره و ابذلوا الجهد في طاعته و جميع ما يأمركم به"}}: آن، [[تسلیم]] بودن در برابر او در امور است. بعد [[طبرسی]] افزوده که: پس بنابراین معنای: {{متن قرآن|وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}؛ یعنی [[مطیع]] [[اوامر]] او{{صل}} باشید، و بکوشید که تلاشتان در [[طاعت]] او و جمیع آنچه شما را به آن امر می‌کند،، باشد، و گفته‌اند: معنای آن، {{عربی|"سلموا علیه بالدعاء"}} است؛ یعنی بگویید: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ}}<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۳۷۰.</ref>.
# [[ابابصیر]] گوید: از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، از این [[آیه سؤال]] کردم، گفتم: [[صلوات]] [[خدای تعالی]] بر رسولش چگونه است؟ آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|يَا أَبَا مُحَمَّدٍ تَزْكِيَتُهُ لَهُ فِي السَّمَاوَاتِ الْعُلَى}}؛ ای [[ابا محمد]]! آن، [[تزکیه]] او، [[خدای تعالی]]، نسبت به اوست در آسمان‌های بالا. پس به آن [[حضرت]] گفتم: صلواتمان را بر او دانسته‌ام، [[تسلیم]] نسبت به او چگونه است؟ آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|هُوَ التَّسْلِيمُ لَهُ فِي الْأُمُورِ}} {{عربی|"فعلى هذا يكون معنى قوله:"}} {{متن قرآن|وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} {{عربی|"انقادوا لأمره و ابذلوا الجهد في طاعته و جميع ما يأمركم به"}}: آن، [[تسلیم]] بودن در برابر او در امور است. بعد [[طبرسی]] افزوده که: پس بنابراین معنای: {{متن قرآن|وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}؛ یعنی [[مطیع]] [[اوامر]] او{{صل}} باشید، و بکوشید که تلاشتان در [[طاعت]] او و جمیع آنچه شما را به آن امر می‌کند،، باشد، و گفته‌اند: معنای آن، {{عربی|"سلموا علیه بالدعاء"}} است؛ یعنی بگویید: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ}}<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۳۷۰.</ref>.
#[[انس بن مالک]] از [[ابی‌طلحه]] [[نقل]] کند که او گفت: بر [[پیامبر]]{{صل}} وارد شدم در حالی که او را مسرورتر و خوشحال‌تر از آن روز ندیده بودم. گفتم: یا [[رسول الله]]{{صل}}! هرگز شما را این گونه خوشحال و مسرور هم‌چون امروز ندیده بودم، پس آن بزرگوار{{صل}} فرمود:  مرا از این مسرت و [[خوشحالی]] منع نکن که همین الان [[جبرئیل]] از نزد من خارج گردید. او گفت: [[خدای تعالی]] فرمود: هر کس بر تو یک [[صلوات]] بفرستد، به واسطه آن [[صلوات]]، من بر او ده [[صلوات]] می‌فرستم و ده [[گناه]] از او محو می‌کنم و برایش ده [[حسنه]] می‌نویسم<ref>{{متن حدیث|و ما يمنعني و قد خرج آنفا جبرئيل من عندي، قال: قال الله تعالى: من صلى عليك صلاة صليت بها عليه عشر صلوات، و محوت عنه عشر سيئات، و كتبت له عشر حسنات}}؛ مجمع البیان، ج۸، ص۳۷۰.</ref>.
# [[انس بن مالک]] از [[ابی‌طلحه]] [[نقل]] کند که او گفت: بر [[پیامبر]]{{صل}} وارد شدم در حالی که او را مسرورتر و خوشحال‌تر از آن روز ندیده بودم. گفتم: یا [[رسول الله]]{{صل}}! هرگز شما را این گونه خوشحال و مسرور هم‌چون امروز ندیده بودم، پس آن بزرگوار{{صل}} فرمود:  مرا از این مسرت و [[خوشحالی]] منع نکن که همین الان [[جبرئیل]] از نزد من خارج گردید. او گفت: [[خدای تعالی]] فرمود: هر کس بر تو یک [[صلوات]] بفرستد، به واسطه آن [[صلوات]]، من بر او ده [[صلوات]] می‌فرستم و ده [[گناه]] از او محو می‌کنم و برایش ده [[حسنه]] می‌نویسم<ref>{{متن حدیث|و ما يمنعني و قد خرج آنفا جبرئيل من عندي، قال: قال الله تعالى: من صلى عليك صلاة صليت بها عليه عشر صلوات، و محوت عنه عشر سيئات، و كتبت له عشر حسنات}}؛ مجمع البیان، ج۸، ص۳۷۰.</ref>.
#در [[عیون اخبار الرضا (کتاب)|عیون الأخبار الرضا]] در باب ذکر مجلس [[الرضا]]{{ع}}، ضمن [[حدیثی]] طولانی چنین آمده: [[دانشمندان]] گفته‌اند: به ما خبر بده که آیا [[خدای تعالی]] اصطفا را در [[قرآن]] [[تفسیر]] کرده؟ پس [[حضرت رضا]]{{ع}} فرمود: "اصطفا را بر حسب ظاهر، نه [[باطن]]، در دوازده جا و موضع [[تفسیر]] کرده است (تا اینکه او{{ع}} فرمود: اما [[آیه]] هفتم: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، و بعضی از [[دشمنان]] می‌دانند که چون این [[آیه]] نازل شد، گفته شد: ای [[پیامبر خدا]]! ما [[سلام]] بر تو را دانسته‌ایم، اکنون [[صلوات]] بر تو چگونه است؟ پس آن بزرگوار فرمود: بگویید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}. پس آیا میان شما، معاشر [[الناس]]، در این مورد اختلافی هست؟ آنان گفتند: نه. [[مأمون]] گفت: این مسأله از آن چیزهایی است که اصلاً اختلافی در آن نیست و همگی [[امت]] بر آن [[اجماع]] دارند. پس آیا در [[آیه]] نزد شما چیزی واضح‌تر و روشن‌تر از این در [[قرآن]] هست؟ [[ابوالحسن]]، [[امام رضا]]{{ع}}، فرمود: بلی. شما درباره قول [[خدای تعالی]]: {{متن قرآن|يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}، به من خبر دهید که [[خدای متعال]] در سخن خود: {{متن قرآن|يس}}، چه کسی را قصد کرده است؟ آن [[دانشمندان]] گفتند: {{متن قرآن|يس}} [[محمد]]{{صل}} است. در این مطلب احدی [[شک]] ندارد. [[ابوالحسن]]، [[امام رضا]]{{ع}}، فرمود: پس البته، [[خدای عزوجل]] به [[محمد]] و [[آل محمد]] از این بابت فضلی را عطا نموده است که احدی به کنه [[وصف]] او نمی‌رسد، مگر اینکه آن را [[تعقل]] نماید و این است که [[خدای عزوجل]] بر احدی [[سلام]] نکرده است، مگر بر [[پیامبران]]. پس [[خدای تبارک و تعالی]] فرمود: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ}}، و فرمود: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ}} و فرمود: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ}}، و نفرمود: "سلام [[علی]] [[آل]] نوح"، و نیز نفرمود: "سلام [[علی]] [[آل]] ابراهیم" و هم‌چنین نفرمود: "سلام [[علی]] [[آل]] [[موسی]] و هارون"، و فرموده: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ}}؛ یعنی [[آل محمد]]{{صل}} پس [[مأمون]] گفت: به [[حقیقت]] دانستم که شرح این و بیانش در گنجینه [[نبوت]] است، پس این است هفتمین<ref>{{متن حدیث|فسر الاصطفاء فی الظاهر سوی الباطن فی اثنی عشر موطنا و موضعا، (الی قوله{{ع}})، اما الایه السابعه فقوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، و قد [[علم]] المعاندون منهم انه لما نزلت هذه الآیه قیل: یا [[رسول الله]]! قد عرفنا التسلیم علیک، فکیف الصلوه علیک؟ فقال تقولون: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}، فهل بینکم معاشر [[الناس]] فی هذا خلاف؟ قالوا: لا، قال المأمون: هذا مما لاخلاف فیه اصلا و علیه [[اجماع]] الأمة، فهل عندک فی الایة شیء اوضح من هذا فی القرآن؟ قال [[ابوالحسن]]{{ع}}: نعم. اخبرونی عن قول [[الله]] تعالی: {{متن قرآن|يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}، فمن عنی بقوله: {{متن قرآن|يس}}؟ قالت العلما: {{متن قرآن|یس}} [[محمد]]{{صل}}، لم یشک فیه [[احد]]. قال [[ابوالحسن]]{{ع}}: فان [[الله]] عزوجلّ اعطی محمداً و [[آل محمد]] من ذلک فضلاً لا یبلغ [[احد]] کنه و صفه الا من عقله و ذلک ان [[الله]] عزوجل لم یسلم [[علی]] [[احد]] الا [[علی]] الانبیاء [[صلوات]] [[الله]] علیهم، فقال تبارک و تعالی: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ}} و قال: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ}}، و قال: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ}}، و لم یقل: "[[سلام]] [[علی]] [[آل]] [[نوح]]"، و لم یقل: "[[سلام]] [[علی]] [[آل ابراهیم]]" و لم یقل: "[[سلام]] [[علی]] [[آل]] [[موسی]] و [[هارون]]"، و قال: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ}}، یعنی [[آل محمد]]{{صل}}، فقال المأمون: قد علمت ان فی معدن النبوة شرح هذا و بیانه، فهذا السابعة}}؛ نورالثقلین، ج۴، ص۳۰۰، حدیث ۲۱۳.</ref>.
#در [[عیون اخبار الرضا (کتاب)|عیون الأخبار الرضا]] در باب ذکر مجلس [[الرضا]]{{ع}}، ضمن [[حدیثی]] طولانی چنین آمده: [[دانشمندان]] گفته‌اند: به ما خبر بده که آیا [[خدای تعالی]] اصطفا را در [[قرآن]] [[تفسیر]] کرده؟ پس [[حضرت رضا]]{{ع}} فرمود: "اصطفا را بر حسب ظاهر، نه [[باطن]]، در دوازده جا و موضع [[تفسیر]] کرده است (تا اینکه او{{ع}} فرمود: اما [[آیه]] هفتم: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، و بعضی از [[دشمنان]] می‌دانند که چون این [[آیه]] نازل شد، گفته شد: ای [[پیامبر خدا]]! ما [[سلام]] بر تو را دانسته‌ایم، اکنون [[صلوات]] بر تو چگونه است؟ پس آن بزرگوار فرمود: بگویید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}. پس آیا میان شما، معاشر [[الناس]]، در این مورد اختلافی هست؟ آنان گفتند: نه. [[مأمون]] گفت: این مسأله از آن چیزهایی است که اصلاً اختلافی در آن نیست و همگی [[امت]] بر آن [[اجماع]] دارند. پس آیا در [[آیه]] نزد شما چیزی واضح‌تر و روشن‌تر از این در [[قرآن]] هست؟ [[ابوالحسن]]، [[امام رضا]]{{ع}}، فرمود: بلی. شما درباره قول [[خدای تعالی]]: {{متن قرآن|يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}، به من خبر دهید که [[خدای متعال]] در سخن خود: {{متن قرآن|يس}}، چه کسی را قصد کرده است؟ آن [[دانشمندان]] گفتند: {{متن قرآن|يس}} [[محمد]]{{صل}} است. در این مطلب احدی [[شک]] ندارد. [[ابوالحسن]]، [[امام رضا]]{{ع}}، فرمود: پس البته، [[خدای عزوجل]] به [[محمد]] و [[آل محمد]] از این بابت فضلی را عطا نموده است که احدی به کنه [[وصف]] او نمی‌رسد، مگر اینکه آن را [[تعقل]] نماید و این است که [[خدای عزوجل]] بر احدی [[سلام]] نکرده است، مگر بر [[پیامبران]]. پس [[خدای تبارک و تعالی]] فرمود: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ}}، و فرمود: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ}} و فرمود: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ}}، و نفرمود: "سلام [[علی]] [[آل]] نوح"، و نیز نفرمود: "سلام [[علی]] [[آل]] ابراهیم" و هم‌چنین نفرمود: "سلام [[علی]] [[آل]] [[موسی]] و هارون"، و فرموده: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ}}؛ یعنی [[آل محمد]]{{صل}} پس [[مأمون]] گفت: به [[حقیقت]] دانستم که شرح این و بیانش در گنجینه [[نبوت]] است، پس این است هفتمین<ref>{{متن حدیث|فسر الاصطفاء فی الظاهر سوی الباطن فی اثنی عشر موطنا و موضعا، (الی قوله{{ع}})، اما الایه السابعه فقوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، و قد [[علم]] المعاندون منهم انه لما نزلت هذه الآیه قیل: یا [[رسول الله]]! قد عرفنا التسلیم علیک، فکیف الصلوه علیک؟ فقال تقولون: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}، فهل بینکم معاشر [[الناس]] فی هذا خلاف؟ قالوا: لا، قال المأمون: هذا مما لاخلاف فیه اصلا و علیه [[اجماع]] الأمة، فهل عندک فی الایة شیء اوضح من هذا فی القرآن؟ قال [[ابوالحسن]]{{ع}}: نعم. اخبرونی عن قول [[الله]] تعالی: {{متن قرآن|يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}، فمن عنی بقوله: {{متن قرآن|يس}}؟ قالت العلما: {{متن قرآن|یس}} [[محمد]]{{صل}}، لم یشک فیه [[احد]]. قال [[ابوالحسن]]{{ع}}: فان [[الله]] عزوجلّ اعطی محمداً و [[آل محمد]] من ذلک فضلاً لا یبلغ [[احد]] کنه و صفه الا من عقله و ذلک ان [[الله]] عزوجل لم یسلم [[علی]] [[احد]] الا [[علی]] الانبیاء [[صلوات]] [[الله]] علیهم، فقال تبارک و تعالی: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ}} و قال: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ}}، و قال: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ}}، و لم یقل: "[[سلام]] [[علی]] [[آل]] [[نوح]]"، و لم یقل: "[[سلام]] [[علی]] [[آل ابراهیم]]" و لم یقل: "[[سلام]] [[علی]] [[آل]] [[موسی]] و [[هارون]]"، و قال: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ}}، یعنی [[آل محمد]]{{صل}}، فقال المأمون: قد علمت ان فی معدن النبوة شرح هذا و بیانه، فهذا السابعة}}؛ نورالثقلین، ج۴، ص۳۰۰، حدیث ۲۱۳.</ref>.
#[[ابن‌بابویه]] با اسنادش از [[ابان بن تغلب]] و او از [[ابی‌جعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}}، و آن بزرگوار هم از [[پدر]] گرامیش تا [[حضرت علی بن ابی طالب]]، [[سید]] [[اوصیا]]{{عم}}، و او فرمود: "[[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: هر کس که بر من [[صلوات]] بفرستد و بر [[آل]] من [[صلوات]] نفرستد، بوی خوش [[بهشت]] را نمی‌فهمد، و البته، بوی خوش آن، از فاصله ۵۰۰ ساله استشمام می‌شود"<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: مَنْ صَلَّى عَلَيَّ وَ لَمْ يُصَلِّ عَلَى آلِي لَمْ يَجِدْ رِيحَ الْجَنَّةِ وَ إِنَّ رِيحَهَا لَتُوجَدُ مِنْ مَسِيرَةِ خَمْسِمِائَةِ عَامٍ}}؛ برهان، ص۸۶۱.</ref>. [[ابن‌بابویه]] گوید که [[احمد بن محمد]] با اسنادش تا [[موسی بن جعفر]]{{ع}} بر من [[حدیث]] کرد که آن بزرگوار فرمود: "[[جعفر بن محمد]]، [[امام صادق]]{{ع}}، فرمود: هر کس بر [[پیامبر و آل او]] [[صلوات]] بفرستد، معنای آن این است که [[صلوات]] می‌فرستم تا به [[عهد]] و پیمانی که به هنگام این فرموده [[خدای تعالی]]: {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى}}، بسته‌ام، [[وفا]] کرده باشم<ref>{{متن حدیث|قال الصادق جعفر بن محمد{{عم}}: من صلى على النبي و آله فمعناه: أني أنا على الميثاق و الوفاء الذي قبلت حين قوله: {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى}} }}؛ برهان، ص۸۶۰.</ref>.
# [[ابن‌بابویه]] با اسنادش از [[ابان بن تغلب]] و او از [[ابی‌جعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}}، و آن بزرگوار هم از [[پدر]] گرامیش تا [[حضرت علی بن ابی طالب]]، [[سید]] [[اوصیا]]{{عم}}، و او فرمود: "[[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: هر کس که بر من [[صلوات]] بفرستد و بر [[آل]] من [[صلوات]] نفرستد، بوی خوش [[بهشت]] را نمی‌فهمد، و البته، بوی خوش آن، از فاصله ۵۰۰ ساله استشمام می‌شود"<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: مَنْ صَلَّى عَلَيَّ وَ لَمْ يُصَلِّ عَلَى آلِي لَمْ يَجِدْ رِيحَ الْجَنَّةِ وَ إِنَّ رِيحَهَا لَتُوجَدُ مِنْ مَسِيرَةِ خَمْسِمِائَةِ عَامٍ}}؛ برهان، ص۸۶۱.</ref>. [[ابن‌بابویه]] گوید که [[احمد بن محمد]] با اسنادش تا [[موسی بن جعفر]]{{ع}} بر من [[حدیث]] کرد که آن بزرگوار فرمود: "[[جعفر بن محمد]]، [[امام صادق]]{{ع}}، فرمود: هر کس بر [[پیامبر و آل او]] [[صلوات]] بفرستد، معنای آن این است که [[صلوات]] می‌فرستم تا به [[عهد]] و پیمانی که به هنگام این فرموده [[خدای تعالی]]: {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى}}، بسته‌ام، [[وفا]] کرده باشم<ref>{{متن حدیث|قال الصادق جعفر بن محمد{{عم}}: من صلى على النبي و آله فمعناه: أني أنا على الميثاق و الوفاء الذي قبلت حين قوله: {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى}} }}؛ برهان، ص۸۶۰.</ref>.
#در [[کتاب]] [[الاحتجاج]] [[طبرسی]] [[رحمة]] [[الله]] علیه از [[امیرمؤمنان]] [[حدیث]] طولانی [[نقل]] کرده است و در این [[حدیث]] آمده که: اما آنچه را که [[جاهل]] و عالم از [[فضل]] [[پیامبر خدا]]{{صل}} از [[کتاب]] [[خدای تعالی]] دانسته‌اند، این قول [[خدای سبحان]] است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، و برای این [[آیه]]، ظاهری و [[باطنی]] است، پس ظاهر آن، قوله: {{متن قرآن|صَلُّوا عَلَيْهِ}} است و باطنش: {{متن قرآن|وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} است؛ یعنی [[تسلیم]] باشید نسبت به کسی که او را [[وصیّ]] کرد و [[جانشین]] [[قرارداد]] و او را بر شما [[فضیلت]] داد و نسبت به آنچه بر آن نسبت به او [[عهد]] شده است، به تسلیمی مطلق، و این از چیزهایی است که آن را به تو خبر می‌دهم: البته، [[تأویل]] آن را نمی‌داند مگر کسی که حتی او لطیف، ذهنش مصفّا و [[قوه]] تمییز او سالم و صحیح باشد<ref>{{متن حدیث|فَأَمَّا مَا عَلِمَهُ الْجَاهِلُ وَ الْعَالِمُ مِنْ فَضْلِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فِي كِتَابِ اللَّهِ فَهُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} وَ لِهَذِهِ الْآيَةِ ظَاهِرٌ وَ بَاطِنٌ فَالظَّاهِرُ قَوْلُهُ {{متن قرآن|صَلُّوا عَلَيْهِ}} وَ الْبَاطِنُ قَوْلُهُ {{متن قرآن|وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} أَيْ سَلِّمُوا لِمَنْ وَصَّاهُ وَ اسْتَخْلَفَهُ وَ فَضَّلَهُ عَلَيْكُمْ وَ مَا عَهِدَ بِهِ إِلَيْهِ تَسْلِيماً وَ هَذَا مِمَّا أَخْبَرْتُكَ أَنَّهُ لَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا مَنْ لَطُفَ حِسُّهُ وَ صَفَا ذِهْنُهُ وَ صَحَّ تَمْيِيزُهُ}}؛ برهان، ص۸۶۲؛ نورالثقلین، ج۴، ص۳۰۵، حدیث ۲۳۴.</ref>.
#در [[کتاب]] [[الاحتجاج]] [[طبرسی]] [[رحمة]] [[الله]] علیه از [[امیرمؤمنان]] [[حدیث]] طولانی [[نقل]] کرده است و در این [[حدیث]] آمده که: اما آنچه را که [[جاهل]] و عالم از [[فضل]] [[پیامبر خدا]]{{صل}} از [[کتاب]] [[خدای تعالی]] دانسته‌اند، این قول [[خدای سبحان]] است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، و برای این [[آیه]]، ظاهری و [[باطنی]] است، پس ظاهر آن، قوله: {{متن قرآن|صَلُّوا عَلَيْهِ}} است و باطنش: {{متن قرآن|وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} است؛ یعنی [[تسلیم]] باشید نسبت به کسی که او را [[وصیّ]] کرد و [[جانشین]] [[قرارداد]] و او را بر شما [[فضیلت]] داد و نسبت به آنچه بر آن نسبت به او [[عهد]] شده است، به تسلیمی مطلق، و این از چیزهایی است که آن را به تو خبر می‌دهم: البته، [[تأویل]] آن را نمی‌داند مگر کسی که حتی او لطیف، ذهنش مصفّا و [[قوه]] تمییز او سالم و صحیح باشد<ref>{{متن حدیث|فَأَمَّا مَا عَلِمَهُ الْجَاهِلُ وَ الْعَالِمُ مِنْ فَضْلِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فِي كِتَابِ اللَّهِ فَهُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} وَ لِهَذِهِ الْآيَةِ ظَاهِرٌ وَ بَاطِنٌ فَالظَّاهِرُ قَوْلُهُ {{متن قرآن|صَلُّوا عَلَيْهِ}} وَ الْبَاطِنُ قَوْلُهُ {{متن قرآن|وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} أَيْ سَلِّمُوا لِمَنْ وَصَّاهُ وَ اسْتَخْلَفَهُ وَ فَضَّلَهُ عَلَيْكُمْ وَ مَا عَهِدَ بِهِ إِلَيْهِ تَسْلِيماً وَ هَذَا مِمَّا أَخْبَرْتُكَ أَنَّهُ لَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا مَنْ لَطُفَ حِسُّهُ وَ صَفَا ذِهْنُهُ وَ صَحَّ تَمْيِيزُهُ}}؛ برهان، ص۸۶۲؛ نورالثقلین، ج۴، ص۳۰۵، حدیث ۲۳۴.</ref>.
#در [[تفسیر نمونه]] در ضمن [[تفسیر آیه]]: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ...}}، نکاتی را مورد توجه قرار داده و از جمله آن، نکته شماره چهار است که ما در این جا آن را عیناً [[نقل]] می‌کنیم.
#در [[تفسیر نمونه]] در ضمن [[تفسیر آیه]]: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ...}}، نکاتی را مورد توجه قرار داده و از جمله آن، نکته شماره چهار است که ما در این جا آن را عیناً [[نقل]] می‌کنیم.
خط ۱۹۴: خط ۱۹۴:
*این نکته نیز قابل توجه است که در بعضی از [[روایات اهل سنت]] و بسیاری از [[روایات شیعه]] حتّی کلمه {{متن حدیث|عَلَى}} میان {{متن حدیث|مُحَمَّد}} و {{متن حدیث|آلِ مُحَمَّد}}، جدایی نمی‌افکند؛ بلکه کیفیت [[صلات]] به این صورت است: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ}}.
*این نکته نیز قابل توجه است که در بعضی از [[روایات اهل سنت]] و بسیاری از [[روایات شیعه]] حتّی کلمه {{متن حدیث|عَلَى}} میان {{متن حدیث|مُحَمَّد}} و {{متن حدیث|آلِ مُحَمَّد}}، جدایی نمی‌افکند؛ بلکه کیفیت [[صلات]] به این صورت است: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ}}.
*این بحث را با [[حدیث]] دیگری از [[پیغمبر گرامی اسلام]]{{صل}} پایان می‌دهیم: [[ابن حجر]] در صواعق چنین [[نقل]] می‌کند که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: هرگز بر من [[صلوات]] ناقص نفرستید! عرض کردند: [[صلوات]] ناقص چیست؟ فرمود: این که فقط بگویید: {{عربی|اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّد}} و ادامه ندهید، بلکه بگویید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ}}<ref>{{متن حدیث|لا تصلوا علي الصلاة البتراء فقالوا: و ما الصلاة البتراء؟ قال: تقولون: اللهم صل على محمد و تمسكون بل قولوا: اللهم صل على محمد و على آل محمد}}</ref>، و به خاطر همین [[روایت]] است که جمعی از فقهای بزرگ [[اهل سنت]] اضافه [[آل محمد]] را بر نام آن [[حضرت]] در تشهد، [[واجب]] می‌شمرند.
*این بحث را با [[حدیث]] دیگری از [[پیغمبر گرامی اسلام]]{{صل}} پایان می‌دهیم: [[ابن حجر]] در صواعق چنین [[نقل]] می‌کند که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: هرگز بر من [[صلوات]] ناقص نفرستید! عرض کردند: [[صلوات]] ناقص چیست؟ فرمود: این که فقط بگویید: {{عربی|اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّد}} و ادامه ندهید، بلکه بگویید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ}}<ref>{{متن حدیث|لا تصلوا علي الصلاة البتراء فقالوا: و ما الصلاة البتراء؟ قال: تقولون: اللهم صل على محمد و تمسكون بل قولوا: اللهم صل على محمد و على آل محمد}}</ref>، و به خاطر همین [[روایت]] است که جمعی از فقهای بزرگ [[اهل سنت]] اضافه [[آل محمد]] را بر نام آن [[حضرت]] در تشهد، [[واجب]] می‌شمرند.
*[[علامه حلّی]] در [[تذکره]]، در بحث تشهد، این قول را علاوه بر همه [[علمای شیعه]]، از [[امام]] [[احمد]] و بعضی از شافعیه [[نقل]] می‌کند.<ref>تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۴۱۸-۴۲۰.</ref>.
* [[علامه حلّی]] در [[تذکره]]، در بحث تشهد، این قول را علاوه بر همه [[علمای شیعه]]، از [[امام]] [[احمد]] و بعضی از شافعیه [[نقل]] می‌کند.<ref>تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۴۱۸-۴۲۰.</ref>.
*فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، مقدمه [[برهان]] و [[تفاسیر]] [[برهان]] و [[نورالثقلین]] روایاتی را ذکر کرده‌اند که در این جا تنها به بیان بعضی از آنها می‎پردازیم:
*فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، مقدمه [[برهان]] و [[تفاسیر]] [[برهان]] و [[نورالثقلین]] روایاتی را ذکر کرده‌اند که در این جا تنها به بیان بعضی از آنها می‎پردازیم:
#در [[تفسیر عیاشی]] از [[امام صادق]]{{ع}} درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، [[نقل]] است که: فرمود: [[تسلیم]] [[علی بن ابی‌طالب]] باشند و منظور از آنچه [[حکم]] می‌کنی، [[ولایت علی]]{{ع}} است<ref>{{متن حدیث|أي لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}}}، و {{متن قرآن|مِمَّا قَضَيْتَ}} یعنی: {{متن حدیث|وَلَايَةُ عَلِيِّ}}؛ مقدمه برهان، ص۱۲۶.</ref>.
#در [[تفسیر عیاشی]] از [[امام صادق]]{{ع}} درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، [[نقل]] است که: فرمود: [[تسلیم]] [[علی بن ابی‌طالب]] باشند و منظور از آنچه [[حکم]] می‌کنی، [[ولایت علی]]{{ع}} است<ref>{{متن حدیث|أي لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}}}، و {{متن قرآن|مِمَّا قَضَيْتَ}} یعنی: {{متن حدیث|وَلَايَةُ عَلِيِّ}}؛ مقدمه برهان، ص۱۲۶.</ref>.
#[[احمد بن محمد بن خالد برقی]] با اسنادش از [[ابی‌جارود]]، و او از [[ابی‌جعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}}، [[نقل]] کرده که ایشان درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، فرمود: به معنای [[رضایت]] به تقدیر و [[قناعت]] به [[قضای الهی]] است<ref>{{متن حدیث|التَّسْلِيمُ الرِّضَا وَ الْقُنُوعُ بِقَضَائِهِ}}؛ برهان، ص۲۳۹.</ref>.
# [[احمد بن محمد بن خالد برقی]] با اسنادش از [[ابی‌جارود]]، و او از [[ابی‌جعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}}، [[نقل]] کرده که ایشان درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، فرمود: به معنای [[رضایت]] به تقدیر و [[قناعت]] به [[قضای الهی]] است<ref>{{متن حدیث|التَّسْلِيمُ الرِّضَا وَ الْقُنُوعُ بِقَضَائِهِ}}؛ برهان، ص۲۳۹.</ref>.
#[[عبدالله بن یحیی کاهلی]] از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[نقل]] می‌کند که ایشان [[آیه]]: اگر گروهی [[خدا]] را [[عبادت]] کنند و [[یگانگی]] او را [[معتقد]] باشند، پس از آن، در مورد چیزی که [[پیامبر]] انجام داده، این چنین بگویند: [[پیامبر خدا]]{{صل}} چرا چنین و چنان کرده است، و چه بود که اگر چنین و چنان میکرد، بر خلاف آنچه انجام داده، با این کارشان [[مشرک]] خواهند بود. پس از آن قرائت نمود: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>{{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} را قرائت نمود و سپس فرمود: {{متن حدیث|لَوْ أَنَ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ وَ وَحَّدُوهُ ثُمَّ قَالُوا لِشَيْءٍ صَنَعَهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} لَوْ صَنَعَ كَذَا كَذَا وَ وَجَدُوا ذَلِكَ فِي أَنْفُسِهِمْ كَانُوا بِذَلِكَ مُشْرِكِينَ ثُمَّ قَالَ: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} }}؛ برهان، ص۲۴۰.</ref>.
# [[عبدالله بن یحیی کاهلی]] از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[نقل]] می‌کند که ایشان [[آیه]]: اگر گروهی [[خدا]] را [[عبادت]] کنند و [[یگانگی]] او را [[معتقد]] باشند، پس از آن، در مورد چیزی که [[پیامبر]] انجام داده، این چنین بگویند: [[پیامبر خدا]]{{صل}} چرا چنین و چنان کرده است، و چه بود که اگر چنین و چنان میکرد، بر خلاف آنچه انجام داده، با این کارشان [[مشرک]] خواهند بود. پس از آن قرائت نمود: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>{{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} را قرائت نمود و سپس فرمود: {{متن حدیث|لَوْ أَنَ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ وَ وَحَّدُوهُ ثُمَّ قَالُوا لِشَيْءٍ صَنَعَهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} لَوْ صَنَعَ كَذَا كَذَا وَ وَجَدُوا ذَلِكَ فِي أَنْفُسِهِمْ كَانُوا بِذَلِكَ مُشْرِكِينَ ثُمَّ قَالَ: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} }}؛ برهان، ص۲۴۰.</ref>.
#[[سعد بن عبدالله قمی]] با اسنادش تا [[فضل بن عبدالملک]] از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، درباره قول [[الله]] عزوجل: {{متن قرآن|ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، [[نقل]] کرده است که فرمود: آن، [[تسلیم]] بودن برای اوست در کلیه امور<ref>{{متن حدیث|هُوَ التَّسْلِيمُ لَهُ فِي الْأُمُورِ}}؛ برهان، ص۲۴۰.</ref>.
# [[سعد بن عبدالله قمی]] با اسنادش تا [[فضل بن عبدالملک]] از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، درباره قول [[الله]] عزوجل: {{متن قرآن|ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، [[نقل]] کرده است که فرمود: آن، [[تسلیم]] بودن برای اوست در کلیه امور<ref>{{متن حدیث|هُوَ التَّسْلِيمُ لَهُ فِي الْأُمُورِ}}؛ برهان، ص۲۴۰.</ref>.
#[[عبدالله بن یحیی کاهلی]] از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[نقل]] می‌کند که شنیدم آن [[حضرت]] می‌فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر گروهی خدای یگانه را به [[وحدانیت]] او که هیچ شریکی برایش نیست، بپرستند و [[نماز]] را به پا دارند و [[زکات]] را بپردازند و [[حج]] [[خانه خدا]] را به جا آورند و [[ماه مبارک رمضان]] را [[روزه]] بدارند، پس از آن، برای چیزی که [[پیامبر]] آن را انجام داده، چنین بگویند: چرا [[پیامبر]] چنین و چنان کرده است، و این [[پرسش]] اعتراض‌گونه را حقیقتاً در نفس خود بیابند، بدین وسیله [[مشرک]] خواهند بود. سپس این [[آیه]] را قرائت نمود: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا}} (از آنچه [[محمد]]{{صل}} به آن [[داوری]] کرده است، الی قوله:) {{متن قرآن وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>{{متن حدیث|وَالله! لَوْ أَنَ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ وَ حَجُّوا الْبَيْتَ وَ صَامُوا شَهْرَ رَمَضَانَ ثُمَّ قَالُوا لِشَيْءٍ صَنَعَهُ اللَّهُ أَوْ صَنَعَهُ النَّبِيُّ{{صل}}، لم صنع کذا و کذا وَ وَجَدُوا ذَلِكَ فِي انفسهم لَكَانُوا بِذَلِكَ مُشْرِكِينَ ثُمَّ قَرَأَ: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}}}؛ برهان، ص۲۴۱.</ref>.
# [[عبدالله بن یحیی کاهلی]] از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[نقل]] می‌کند که شنیدم آن [[حضرت]] می‌فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر گروهی خدای یگانه را به [[وحدانیت]] او که هیچ شریکی برایش نیست، بپرستند و [[نماز]] را به پا دارند و [[زکات]] را بپردازند و [[حج]] [[خانه خدا]] را به جا آورند و [[ماه مبارک رمضان]] را [[روزه]] بدارند، پس از آن، برای چیزی که [[پیامبر]] آن را انجام داده، چنین بگویند: چرا [[پیامبر]] چنین و چنان کرده است، و این [[پرسش]] اعتراض‌گونه را حقیقتاً در نفس خود بیابند، بدین وسیله [[مشرک]] خواهند بود. سپس این [[آیه]] را قرائت نمود: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا}} (از آنچه [[محمد]]{{صل}} به آن [[داوری]] کرده است، الی قوله:) {{متن قرآن وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>{{متن حدیث|وَالله! لَوْ أَنَ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ وَ حَجُّوا الْبَيْتَ وَ صَامُوا شَهْرَ رَمَضَانَ ثُمَّ قَالُوا لِشَيْءٍ صَنَعَهُ اللَّهُ أَوْ صَنَعَهُ النَّبِيُّ{{صل}}، لم صنع کذا و کذا وَ وَجَدُوا ذَلِكَ فِي انفسهم لَكَانُوا بِذَلِكَ مُشْرِكِينَ ثُمَّ قَرَأَ: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}}}؛ برهان، ص۲۴۱.</ref>.
#[[ابوایوب بن حرّ]] گوید: شنیدم [[اباعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، فی قوله: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ}} (الی قوله:) {{متن قرآن وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، پس از اینکه سه مرتبه پشت سرهم [[سوگند]] یاد کرد، فرمود: این نباشد جز اینکه نقطه‌ای سیاه در [[قلب]] باشد، هر چند که [[روزه]] بدارد و [[نماز]] بگزارد<ref>برهان، ص۲۴۱.</ref>.
# [[ابوایوب بن حرّ]] گوید: شنیدم [[اباعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، فی قوله: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ}} (الی قوله:) {{متن قرآن وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، پس از اینکه سه مرتبه پشت سرهم [[سوگند]] یاد کرد، فرمود: این نباشد جز اینکه نقطه‌ای سیاه در [[قلب]] باشد، هر چند که [[روزه]] بدارد و [[نماز]] بگزارد<ref>برهان، ص۲۴۱.</ref>.
#در [[کتاب]] [[کمال الدین و تمام النعمه]]، با اسنادش تا [[علی بن حسین]]{{ع}}، آمده است که آن بزرگوار فرمود: البته، دسترسی به [[دین]] خدای عزّوجلّ با عقل‌های ناقص، نظرات [[باطل]] و قیاس‌های [[فاسد]] امکان‌پذیر نیست. این دسترسی ممکن نخواهد بود مگر با [[تسلیم شدن]]؛ پس کسی که [[تسلیم]] ما شد، به [[سلامت]] ماند، و کسی که از ما [[پیروی]] نماید، [[هدایت]] گردد، و هرکس با [[قیاس]] و نظر به [[دین]] نزدیک شود، هلاک گردد، و هر کس در نفس خودش به چیزی به چیزی که ما آن را می‌گوییم یا بدان [[قضاوت]] می‌کنیم، [[اعتراض]] کند، به کسی که [[سوره]] [[مبارکه]] فاتحه الکتاب و [[قرآن]] [[عظیم]] را نازل نموده، [[کفر]] ورزیده، حال آن‌که خودش به این مطلب [[آگاه]] نیست<ref>{{متن حدیث|إِنَّ دِينَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يُصَابُ بِالْعُقُولِ النَّاقِصَةِ وَ الْآرَاءِ الْبَاطِلَةِ وَ الْمَقَايِيسِ الْفَاسِدَةِ وَ لَا يُصَابُ إِلَّا بِالتَّسْلِيمِ فَمَنْ سَلَّمَ لَنَا سَلِمَ وَ مَنِ اقْتَدَى بِنَا هُدِيَ وَ مَنْ كَانَ يَعْمَلُ بِالْقِيَاسِ وَ الرَّأْيِ هَلَكَ وَ مَنْ وَجَدَ فِي نَفْسِهِ شَيْئاً مِمَّا نَقُولُهُ أَوْ نَقْضِي بِهِ حَرَجاً كَفَرَ بِالَّذِي أَنْزَلَ السَّبْعَ الْمَثَانِيَ وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ}}؛ نورالثقلین، ج۱، ص۵۱۲، حدیث ۳۷۶.</ref>.
#در [[کتاب]] [[کمال الدین و تمام النعمه]]، با اسنادش تا [[علی بن حسین]]{{ع}}، آمده است که آن بزرگوار فرمود: البته، دسترسی به [[دین]] خدای عزّوجلّ با عقل‌های ناقص، نظرات [[باطل]] و قیاس‌های [[فاسد]] امکان‌پذیر نیست. این دسترسی ممکن نخواهد بود مگر با [[تسلیم شدن]]؛ پس کسی که [[تسلیم]] ما شد، به [[سلامت]] ماند، و کسی که از ما [[پیروی]] نماید، [[هدایت]] گردد، و هرکس با [[قیاس]] و نظر به [[دین]] نزدیک شود، هلاک گردد، و هر کس در نفس خودش به چیزی به چیزی که ما آن را می‌گوییم یا بدان [[قضاوت]] می‌کنیم، [[اعتراض]] کند، به کسی که [[سوره]] [[مبارکه]] فاتحه الکتاب و [[قرآن]] [[عظیم]] را نازل نموده، [[کفر]] ورزیده، حال آن‌که خودش به این مطلب [[آگاه]] نیست<ref>{{متن حدیث|إِنَّ دِينَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يُصَابُ بِالْعُقُولِ النَّاقِصَةِ وَ الْآرَاءِ الْبَاطِلَةِ وَ الْمَقَايِيسِ الْفَاسِدَةِ وَ لَا يُصَابُ إِلَّا بِالتَّسْلِيمِ فَمَنْ سَلَّمَ لَنَا سَلِمَ وَ مَنِ اقْتَدَى بِنَا هُدِيَ وَ مَنْ كَانَ يَعْمَلُ بِالْقِيَاسِ وَ الرَّأْيِ هَلَكَ وَ مَنْ وَجَدَ فِي نَفْسِهِ شَيْئاً مِمَّا نَقُولُهُ أَوْ نَقْضِي بِهِ حَرَجاً كَفَرَ بِالَّذِي أَنْزَلَ السَّبْعَ الْمَثَانِيَ وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ}}؛ نورالثقلین، ج۱، ص۵۱۲، حدیث ۳۷۶.</ref>.
*درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌هایی جز خانه خودتان درنیایید تا آنکه آشنایی دهید و بر اهل آن (خانه)‌ها سلام کنید؛ این برای شما بهتر است، باشد که پند گیرید» سوره نور، آیه ۲۷.</ref>، روایاتی را ذکر کرده‌اند که ما در این جا به [[نقل]] اصل پاره‌ای از آنها و ترجمه‌اش می‌پردازیم:
*درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌هایی جز خانه خودتان درنیایید تا آنکه آشنایی دهید و بر اهل آن (خانه)‌ها سلام کنید؛ این برای شما بهتر است، باشد که پند گیرید» سوره نور، آیه ۲۷.</ref>، روایاتی را ذکر کرده‌اند که ما در این جا به [[نقل]] اصل پاره‌ای از آنها و ترجمه‌اش می‌پردازیم:
#در [[کتاب]] [[معانی الاخبار]]، با اسنادش تا [[عبدالرحمن بن ابی‌عبدالله]]، و او گوید از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، درباره قول [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا}}، سؤال نمودم. آن بزرگوار فرمود: استیناس، کوبیدن درب و [[سلام کردن]] است<ref>{{متن حدیث|الِاسْتِينَاسُ وَقْعُ النَّعْلِ وَ التَّسْلِيمُ}}؛ نورالثقلین، ج۳، ص۵۸۵، حدیث ۷۸؛ برهان، ص۷۳۰.</ref>.
#در [[کتاب]] [[معانی الاخبار]]، با اسنادش تا [[عبدالرحمن بن ابی‌عبدالله]]، و او گوید از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، درباره قول [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا}}، سؤال نمودم. آن بزرگوار فرمود: استیناس، کوبیدن درب و [[سلام کردن]] است<ref>{{متن حدیث|الِاسْتِينَاسُ وَقْعُ النَّعْلِ وَ التَّسْلِيمُ}}؛ نورالثقلین، ج۳، ص۵۸۵، حدیث ۷۸؛ برهان، ص۷۳۰.</ref>.
#[[ابوایوب انصاری]] گوید که به [[پیامبر]] گفتم: ای [[پیامبر خدا]]! استیناس چیست؟ آن [[حضرت]] فرمود: مرد با [[تسبیح]] و [[حمد]] و [[تکبیر]] گفتن و گلو صاف کردن بر [[اهل]] [[خانه]]، [[سخن]] بگوید و [[سلام]] کند<ref>{{متن حدیث|يَتَكَلَّمُ الرَّجُلُ بِالتَّسْبِيحَةِ وَ التَّحْمِيدَةِ وَ التَّكْبِيرَةِ وَ يَتَنَحْنَحُ وَ يُؤْذِنُ أَهْلَ الْبَيْتِ}}؛ مجمع البیان، ج۷، ص۱۳۵؛ نورالثقلین، ج۳، ص۵۸۵، حدیث ۷۹.</ref>.
# [[ابوایوب انصاری]] گوید که به [[پیامبر]] گفتم: ای [[پیامبر خدا]]! استیناس چیست؟ آن [[حضرت]] فرمود: مرد با [[تسبیح]] و [[حمد]] و [[تکبیر]] گفتن و گلو صاف کردن بر [[اهل]] [[خانه]]، [[سخن]] بگوید و [[سلام]] کند<ref>{{متن حدیث|يَتَكَلَّمُ الرَّجُلُ بِالتَّسْبِيحَةِ وَ التَّحْمِيدَةِ وَ التَّكْبِيرَةِ وَ يَتَنَحْنَحُ وَ يُؤْذِنُ أَهْلَ الْبَيْتِ}}؛ مجمع البیان، ج۷، ص۱۳۵؛ نورالثقلین، ج۳، ص۵۸۵، حدیث ۷۹.</ref>.
#[[روایت]] شده که: مردی به [[پیامبر]]{{صل}} عرض کرد: آیا وقتی بر مادرم وارد می‌شوم، از او اجازه بگیرم؟ آن [[حضرت]] فرمود: آری. آن مرد گفت: او را به جز من خآدمی نیست. آیا هر وقت بر او وارد می‌شوم، از او کسب اجازه کنم؟ آن [[حضرت]] فرمود:  آیا [[دوست]] می‌داری که او را برهنه ببینی؟<ref>{{متن حدیث|أَ تحب أَنْ تَرَاهَا عُرْيَانَةً}}</ref> آن مرد گفت: [[خیر]]. [[حضرت]] فرمود: پس کسب اجازه کن و بر او وارد شو<ref>{{متن حدیث|فَاسْتَأْذِنْ عَلَيْهَا}}؛ مجمع البیان، ج۷، ص۱۳۵؛ نورالثقلین، ج۳، ص۵۸۶، حدیث ۸۱.</ref>.
# [[روایت]] شده که: مردی به [[پیامبر]]{{صل}} عرض کرد: آیا وقتی بر مادرم وارد می‌شوم، از او اجازه بگیرم؟ آن [[حضرت]] فرمود: آری. آن مرد گفت: او را به جز من خآدمی نیست. آیا هر وقت بر او وارد می‌شوم، از او کسب اجازه کنم؟ آن [[حضرت]] فرمود:  آیا [[دوست]] می‌داری که او را برهنه ببینی؟<ref>{{متن حدیث|أَ تحب أَنْ تَرَاهَا عُرْيَانَةً}}</ref> آن مرد گفت: [[خیر]]. [[حضرت]] فرمود: پس کسب اجازه کن و بر او وارد شو<ref>{{متن حدیث|فَاسْتَأْذِنْ عَلَيْهَا}}؛ مجمع البیان، ج۷، ص۱۳۵؛ نورالثقلین، ج۳، ص۵۸۶، حدیث ۸۱.</ref>.
*و فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}<ref>«پس چون به هر خانه‌ای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند» سوره نور، آیه ۶۱.</ref>، روایاتی را ذکر نموده‌اند در این جا برخی از این [[احادیث]] را با ترجمه آن [[نقل]] می‌کنیم:
*و فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}<ref>«پس چون به هر خانه‌ای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند» سوره نور، آیه ۶۱.</ref>، روایاتی را ذکر نموده‌اند در این جا برخی از این [[احادیث]] را با ترجمه آن [[نقل]] می‌کنیم:
#در [[کتاب]] [[معانی الاخبار]]، [[ابن‌بابویه]] با اسنادش تا [[ابی‌الاصباح]] و او درباره قول [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}، گوید: از ابا [[جعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}}، سؤال نمودم. آن [[حضرت]] فرمود:  آن [[سلام کردن]] مرد است بر [[اهل]] [[خانه]] به هنگام ورودش به داخل [[خانه]]. بعد از آن، آنها ([[اهل]] [[خانه]]) [[سلام]] را بر او برمی‌گردانند، پس این [[سلام]] شما بر خودتان است<ref>{{متن حدیث|هُوَ تَسْلِيمُ الرَّجُلِ عَلَى أَهْلِ الْبَيْتِ حِينَ يَدْخُلُ ثُمَّ يَرُدُّونَ عَلَيْهِ فَهُوَ سَلَامُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}؛نورالثقلین، ج۳، ص۶۲۷، حدیث ۲۵۸. مرحوم طبرسی در مجمع البیان و مرحوم بحرانی در تفسیر برهان این حدیث را از امام صادق{{ع}} نقل کرده‌اند. مجمع البیان، ج۷، ص۱۱۷ و برهان، ص۷۴۶.</ref>.
#در [[کتاب]] [[معانی الاخبار]]، [[ابن‌بابویه]] با اسنادش تا [[ابی‌الاصباح]] و او درباره قول [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}، گوید: از ابا [[جعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}}، سؤال نمودم. آن [[حضرت]] فرمود:  آن [[سلام کردن]] مرد است بر [[اهل]] [[خانه]] به هنگام ورودش به داخل [[خانه]]. بعد از آن، آنها ([[اهل]] [[خانه]]) [[سلام]] را بر او برمی‌گردانند، پس این [[سلام]] شما بر خودتان است<ref>{{متن حدیث|هُوَ تَسْلِيمُ الرَّجُلِ عَلَى أَهْلِ الْبَيْتِ حِينَ يَدْخُلُ ثُمَّ يَرُدُّونَ عَلَيْهِ فَهُوَ سَلَامُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}؛نورالثقلین، ج۳، ص۶۲۷، حدیث ۲۵۸. مرحوم طبرسی در مجمع البیان و مرحوم بحرانی در تفسیر برهان این حدیث را از امام صادق{{ع}} نقل کرده‌اند. مجمع البیان، ج۷، ص۱۱۷ و برهان، ص۷۴۶.</ref>.
خط ۲۲۶: خط ۲۲۶:
*یکی از معانی و مفاهیم [[تسلیم]]، پرداخت اجرت شیر از جانب [[پدر]] طفل، و در صورت فوت [[پدر]]، از جانب [[وارث]] اوست. در [[آیه]] {{متن قرآن|وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَنْ تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«و مادران فرزندان خود را دو سال کامل شیر می‌دهند؛ این برای کسی است که بخواهد دوران شیردهی را کامل کند، و خوراک و پوشاک آنان به شایستگی بر صاحب فرزند است، بر هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نیست، نه مادر باید به خاطر فرزندش زیان بیند و نه صاحب فرزند به خاطر فرزندش و بر (گردن) وارث، مانند همین است پس اگر (پدر و مادر) با رضایت و رایزنی با هم بازگرفتن (زودتر کودک) از شیر را خواستند، گناهی ندارند، و اگر خواستید برای فرزندانتان دایه بگیرید، اگر به بایستگی دستمزد آنان را بپردازید گناهی بر شما نیست و از خداوند پروا کنید و بدانید خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>، [[احکام]] شیر دادن به طفل، [[وظایف والدین]] نسبت به یکدیگر در قبال شیر خوردن طفل، و [[نفی]] ضرر و زیان هر یک از [[پدر]] و [[مادر]] به جهت داشتن [[فرزند]]، تراضی و تشاور آنان در مورد از شیر بازگرفتن طفل و استخدام دایه از [[ناحیه]] [[پدر]] برای شیر دادن به طفل، و در قبال تمام موارد، [[پرهیز از گناه]] در محضر [[خدای تعالی]] و [[آگاهی]] بر اینکه [[خدای تعالی]] بر همه [[اعمال]] و [[کارها]] [[بصیر]] و بیناست، بیان شده است.
*یکی از معانی و مفاهیم [[تسلیم]]، پرداخت اجرت شیر از جانب [[پدر]] طفل، و در صورت فوت [[پدر]]، از جانب [[وارث]] اوست. در [[آیه]] {{متن قرآن|وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَنْ تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«و مادران فرزندان خود را دو سال کامل شیر می‌دهند؛ این برای کسی است که بخواهد دوران شیردهی را کامل کند، و خوراک و پوشاک آنان به شایستگی بر صاحب فرزند است، بر هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نیست، نه مادر باید به خاطر فرزندش زیان بیند و نه صاحب فرزند به خاطر فرزندش و بر (گردن) وارث، مانند همین است پس اگر (پدر و مادر) با رضایت و رایزنی با هم بازگرفتن (زودتر کودک) از شیر را خواستند، گناهی ندارند، و اگر خواستید برای فرزندانتان دایه بگیرید، اگر به بایستگی دستمزد آنان را بپردازید گناهی بر شما نیست و از خداوند پروا کنید و بدانید خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>، [[احکام]] شیر دادن به طفل، [[وظایف والدین]] نسبت به یکدیگر در قبال شیر خوردن طفل، و [[نفی]] ضرر و زیان هر یک از [[پدر]] و [[مادر]] به جهت داشتن [[فرزند]]، تراضی و تشاور آنان در مورد از شیر بازگرفتن طفل و استخدام دایه از [[ناحیه]] [[پدر]] برای شیر دادن به طفل، و در قبال تمام موارد، [[پرهیز از گناه]] در محضر [[خدای تعالی]] و [[آگاهی]] بر اینکه [[خدای تعالی]] بر همه [[اعمال]] و [[کارها]] [[بصیر]] و بیناست، بیان شده است.
*در [[آیه]] می‌فرماید: و [[مادران]] فرزندانشان را دو سال کامل شیر می‌دهند، (و این دو سال شیر دادن) برای کسی است که بخواهد شیرخوارگی طفل را به اتمام برساند: {{متن قرآن|وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ}}<ref>«و مادران فرزندان خود را دو سال کامل شیر می‌دهند؛ این برای کسی است که بخواهد دوران شیردهی را کامل کند» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>، و روزی و [[نفقه]] [[مادر]] و [[لباس]] او به نحوی که [[شایسته]] و مطابق شؤونات شوهر باشد، بر عهده [[پدر]] طفل است، که هیچ نفسی جز به اندازه وسعت و قدرتش، به او [[تکلیف]] نشده است: {{متن قرآن|وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا}}<ref>«و خوراک و پوشاک آنان به شایستگی بر صاحب فرزند است، بر هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نیست» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>.
*در [[آیه]] می‌فرماید: و [[مادران]] فرزندانشان را دو سال کامل شیر می‌دهند، (و این دو سال شیر دادن) برای کسی است که بخواهد شیرخوارگی طفل را به اتمام برساند: {{متن قرآن|وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ}}<ref>«و مادران فرزندان خود را دو سال کامل شیر می‌دهند؛ این برای کسی است که بخواهد دوران شیردهی را کامل کند» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>، و روزی و [[نفقه]] [[مادر]] و [[لباس]] او به نحوی که [[شایسته]] و مطابق شؤونات شوهر باشد، بر عهده [[پدر]] طفل است، که هیچ نفسی جز به اندازه وسعت و قدرتش، به او [[تکلیف]] نشده است: {{متن قرآن|وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا}}<ref>«و خوراک و پوشاک آنان به شایستگی بر صاحب فرزند است، بر هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نیست» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>.
*[[مادر]] نباید به فرزندش ضرری برساند، و [[پدر]] هم نباید به اولادش زیانی وارد بسازد، و بر وراث است که ([[وظایف]] [[پدر]] را در صورت فوت او و بعد از مرگش، نسبت به [[حقوق]] [[مادر]]، در دورانی که به [[کودک]] شیر می‌دهد) مانند او انجام بدهد: {{متن قرآن|لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ}}<ref>«نه مادر باید به خاطر فرزندش زیان بیند و نه صاحب فرزند به خاطر فرزندش و بر (گردن) وارث، مانند همین است» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>. پس اگر (پیش از انقضای دو سال) هر دو نفر (هم [[پدر]] و هم [[مادر]]) از روی تراضی و تشاور (یعنی با [[رضایت]] همدیگر و مشاورت با یکدیگر) [[تصمیم]] گرفتند که [[کودک]] را از شیر باز گیرند، گناهی بر آن دو نیست: {{متن قرآن|فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَنْ تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا}}<ref>«پس اگر (پدر و مادر) با رضایت و رایزنی با هم بازگرفتن (زودتر کودک) از شیر را خواستند، گناهی ندارند» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>، و اگر خواستید برای طفل دایه شیر دادن بگیرید، پس به شرط رعایت [[دستورات]] فوق در [[آیه]]، گناهی برای شما نیست، هنگامی که اجرت شیر را به خوبی بپردازید: {{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ}}<ref>«و اگر خواستید برای فرزندانتان دایه بگیرید، اگر به بایستگی دستمزد آنان را بپردازید گناهی بر شما نیست» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref> و خودتان را از ارتکاب به [[گناه]] (به طور عام، و نسبت به [[احکام]] شیر دادن به طور خاص) در محضر [[خدای تعالی]] [[حفظ]] کنید: {{متن قرآن|وَاتَّقُوا اللَّهَ}}<ref>«و از خداوند پروا کنید» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>، و بدانید که [[خدای تعالی]] نسبت به آنچه شما عمل می‌کنید، دانای بیناست: {{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«و بدانید خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، ج۱.</ref>
* [[مادر]] نباید به فرزندش ضرری برساند، و [[پدر]] هم نباید به اولادش زیانی وارد بسازد، و بر وراث است که ([[وظایف]] [[پدر]] را در صورت فوت او و بعد از مرگش، نسبت به [[حقوق]] [[مادر]]، در دورانی که به [[کودک]] شیر می‌دهد) مانند او انجام بدهد: {{متن قرآن|لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ}}<ref>«نه مادر باید به خاطر فرزندش زیان بیند و نه صاحب فرزند به خاطر فرزندش و بر (گردن) وارث، مانند همین است» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>. پس اگر (پیش از انقضای دو سال) هر دو نفر (هم [[پدر]] و هم [[مادر]]) از روی تراضی و تشاور (یعنی با [[رضایت]] همدیگر و مشاورت با یکدیگر) [[تصمیم]] گرفتند که [[کودک]] را از شیر باز گیرند، گناهی بر آن دو نیست: {{متن قرآن|فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَنْ تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا}}<ref>«پس اگر (پدر و مادر) با رضایت و رایزنی با هم بازگرفتن (زودتر کودک) از شیر را خواستند، گناهی ندارند» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>، و اگر خواستید برای طفل دایه شیر دادن بگیرید، پس به شرط رعایت [[دستورات]] فوق در [[آیه]]، گناهی برای شما نیست، هنگامی که اجرت شیر را به خوبی بپردازید: {{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ}}<ref>«و اگر خواستید برای فرزندانتان دایه بگیرید، اگر به بایستگی دستمزد آنان را بپردازید گناهی بر شما نیست» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref> و خودتان را از ارتکاب به [[گناه]] (به طور عام، و نسبت به [[احکام]] شیر دادن به طور خاص) در محضر [[خدای تعالی]] [[حفظ]] کنید: {{متن قرآن|وَاتَّقُوا اللَّهَ}}<ref>«و از خداوند پروا کنید» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>، و بدانید که [[خدای تعالی]] نسبت به آنچه شما عمل می‌کنید، دانای بیناست: {{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«و بدانید خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، ج۱.</ref>
=====معنا و مفهوم دوم [[تسلیم]]=====
=====معنا و مفهوم دوم [[تسلیم]]=====
*یکی از معانی و مفاهیم [[تسلیم]]، [[سلامتی]] از آفات [[سستی]] در تلاش‌های فردی و [[سلامتی]] از آفات [[نزاع]] در کشمکش‌های [[اجتماعی]] برای تحقّق دادن به امر است. در [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُوا أَوْلِيَاءَهُ إِنْ أَوْلِيَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و چرا خداوند عذابشان نکند با آنکه (مردم را) از مسجد الحرام باز می‌دارند در حالی که سرپرست آن نمی‌باشند- که سرپرست آن جز پرهیزگاران نیستند- اما بیشتر آنان نمی‌دانند» سوره انفال، آیه ۳۴.</ref>، [[فلسفه]] قلیل نشان دادن نیروهای [[دشمن]] را در رؤیای [[پیامبر]]{{صل}} که حاکی از معنا و مفهوم فوق است، به [[پیامبر]]{{صل}} [[یادآوری]] می‌فرماید: به یاد بیاور زمانی را که [[خدای تعالی]] در رؤیایت آنان را (که نیروهای [[دشمن]] بودند) به تو قلیل نشان داد: {{متن قرآن|إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلًا}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که خداوند آنان را به تو در خوابت "اندک" نشان داد» سوره انفال، آیه ۴۳.</ref>، و اگر چنانچه [[خداوند متعال]] (در رؤیایت) آنها را جمعیتی بسیار به تو می‌نمایاند، البته، (بیان آن [[خواب]] برای شما، ایجاد [[دلهره]] میکرد و در کار [[جنگ]] با [[دشمن]]) شما [[ضعیف]] و [[سست]] می‌شدید و البته، (در [[تصمیم‌گیری]] برای [[جنگ]] با [[دشمن]]) با هم در آن به [[نزاع]] می‌پرداختید: {{متن قرآن|وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ}}<ref>«و اگر آنان را "بسیار" نشان داده بود سست می‌شدید و در کار (جنگ) اختلاف می‌یافتید» سوره انفال، آیه ۴۳.</ref>. و لکن [[خدای تعالی]] (با قلیل نشان دادن آنان به تو در حالت [[رؤیا]]، شما را از آفات [[سستی]] در کار و [[نزاع]] و [[اختلاف]] با یکدیگر [[نجات]] داد و در شما) [[سلامتی]] را ایجاد نمود: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ}}<ref>«ولی خداوند (شما را) در امان داشت» سوره انفال، آیه ۴۳.</ref> البته که [[خدای تعالی]] بسیار از درون سینه‌های شما (از حالتی که [[ضعف]] و [[سستی]] به شما دست میدهد و از حالتی که [[نزاع]] و [[اختلاف]] در شما ایجاد میگردد)، بسیار [[آگاه]] است: {{متن قرآن|إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}<ref>«که او به اندیشه‌ها داناست» سوره انفال، آیه ۴۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، ج۱.</ref>
*یکی از معانی و مفاهیم [[تسلیم]]، [[سلامتی]] از آفات [[سستی]] در تلاش‌های فردی و [[سلامتی]] از آفات [[نزاع]] در کشمکش‌های [[اجتماعی]] برای تحقّق دادن به امر است. در [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُوا أَوْلِيَاءَهُ إِنْ أَوْلِيَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و چرا خداوند عذابشان نکند با آنکه (مردم را) از مسجد الحرام باز می‌دارند در حالی که سرپرست آن نمی‌باشند- که سرپرست آن جز پرهیزگاران نیستند- اما بیشتر آنان نمی‌دانند» سوره انفال، آیه ۳۴.</ref>، [[فلسفه]] قلیل نشان دادن نیروهای [[دشمن]] را در رؤیای [[پیامبر]]{{صل}} که حاکی از معنا و مفهوم فوق است، به [[پیامبر]]{{صل}} [[یادآوری]] می‌فرماید: به یاد بیاور زمانی را که [[خدای تعالی]] در رؤیایت آنان را (که نیروهای [[دشمن]] بودند) به تو قلیل نشان داد: {{متن قرآن|إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلًا}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که خداوند آنان را به تو در خوابت "اندک" نشان داد» سوره انفال، آیه ۴۳.</ref>، و اگر چنانچه [[خداوند متعال]] (در رؤیایت) آنها را جمعیتی بسیار به تو می‌نمایاند، البته، (بیان آن [[خواب]] برای شما، ایجاد [[دلهره]] میکرد و در کار [[جنگ]] با [[دشمن]]) شما [[ضعیف]] و [[سست]] می‌شدید و البته، (در [[تصمیم‌گیری]] برای [[جنگ]] با [[دشمن]]) با هم در آن به [[نزاع]] می‌پرداختید: {{متن قرآن|وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ}}<ref>«و اگر آنان را "بسیار" نشان داده بود سست می‌شدید و در کار (جنگ) اختلاف می‌یافتید» سوره انفال، آیه ۴۳.</ref>. و لکن [[خدای تعالی]] (با قلیل نشان دادن آنان به تو در حالت [[رؤیا]]، شما را از آفات [[سستی]] در کار و [[نزاع]] و [[اختلاف]] با یکدیگر [[نجات]] داد و در شما) [[سلامتی]] را ایجاد نمود: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ}}<ref>«ولی خداوند (شما را) در امان داشت» سوره انفال، آیه ۴۳.</ref> البته که [[خدای تعالی]] بسیار از درون سینه‌های شما (از حالتی که [[ضعف]] و [[سستی]] به شما دست میدهد و از حالتی که [[نزاع]] و [[اختلاف]] در شما ایجاد میگردد)، بسیار [[آگاه]] است: {{متن قرآن|إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}<ref>«که او به اندیشه‌ها داناست» سوره انفال، آیه ۴۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، ج۱.</ref>
خط ۲۴۲: خط ۲۴۲:
====تحقیق و [[تدبّر]] در ابعاد [[سلام]]، [[اسلام]] و [[تسلیم]]====
====تحقیق و [[تدبّر]] در ابعاد [[سلام]]، [[اسلام]] و [[تسلیم]]====
=====در بُعد [[سلام]]=====
=====در بُعد [[سلام]]=====
*[[سلام کردن]] به [[مؤمنین]]، نشانه [[ایمان]] است، و [[بهشت]] دارالسلام بوده و تحیّت [[اهل بهشت]] در [[بهشت]] و منادای [[بهشتیان]] در آن، [[سلام]] است، و [[فرشتگان]] به هنگام دریافت ([[روح]]) [[متقین]]، ورود به [[بهشت]] را با [[درود]] و [[سلام]] به آنان مژده می‌دهند، و [[سلام]] قولی است از جانب [[پروردگار]]، و تحیّتی است از جانب او بر [[پیامبران]] و [[آل محمد]]{{صل}} و بر همه [[بندگان]] برگزیده‌اش، و [[سلام]] وسیله [[نجات]] از آفت افراد [[جاهل]] است، و [[سلام]] نامی است از اسمای [[مبارک]] [[الهی]]:
* [[سلام کردن]] به [[مؤمنین]]، نشانه [[ایمان]] است، و [[بهشت]] دارالسلام بوده و تحیّت [[اهل بهشت]] در [[بهشت]] و منادای [[بهشتیان]] در آن، [[سلام]] است، و [[فرشتگان]] به هنگام دریافت ([[روح]]) [[متقین]]، ورود به [[بهشت]] را با [[درود]] و [[سلام]] به آنان مژده می‌دهند، و [[سلام]] قولی است از جانب [[پروردگار]]، و تحیّتی است از جانب او بر [[پیامبران]] و [[آل محمد]]{{صل}} و بر همه [[بندگان]] برگزیده‌اش، و [[سلام]] وسیله [[نجات]] از آفت افراد [[جاهل]] است، و [[سلام]] نامی است از اسمای [[مبارک]] [[الهی]]:
*القای [[سلام]] دلالت بر [[ایمان]] دارد و بر [[مؤمنین]] باید [[سلام]] نمود:
*القای [[سلام]] دلالت بر [[ایمان]] دارد و بر [[مؤمنین]] باید [[سلام]] نمود:
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان، چون (برای جهاد) در راه خداوند به سفر می‌روید خوب بررسی کنید و به کسی که به شما ابراز اسلام می‌کند نگویید: تو مؤمن نیستی، که بخواهید کالای ناپایدار این جهان را بجویید زیرا غنیمت‌های بسیار نزد خداوند است؛ خود نیز در گذشته چنین بودید و خداوند بر شما منّت نهاد (و به اسلام راه نمود) بنابراین بررسی کنید، بی‌گمان خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره نساء، آیه ۹۴.</ref>؛
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان، چون (برای جهاد) در راه خداوند به سفر می‌روید خوب بررسی کنید و به کسی که به شما ابراز اسلام می‌کند نگویید: تو مؤمن نیستی، که بخواهید کالای ناپایدار این جهان را بجویید زیرا غنیمت‌های بسیار نزد خداوند است؛ خود نیز در گذشته چنین بودید و خداوند بر شما منّت نهاد (و به اسلام راه نمود) بنابراین بررسی کنید، بی‌گمان خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره نساء، آیه ۹۴.</ref>؛
#{{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۵۴.</ref>.
#{{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۵۴.</ref>.
*[[بهشت]] دارالسلام است و [[خدای تعالی]] [[دعوت]] به دارالسلام می‌کند:
* [[بهشت]] دارالسلام است و [[خدای تعالی]] [[دعوت]] به دارالسلام می‌کند:
#{{متن قرآن|وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا قَدْ فَصَّلْنَا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ * لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم * سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست و او برای کارهایی که می‌کردند یار آنان است» سوره انعام، آیه ۱۲۶-۱۲۷.</ref>؛
#{{متن قرآن|وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا قَدْ فَصَّلْنَا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ * لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم * سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست و او برای کارهایی که می‌کردند یار آنان است» سوره انعام، آیه ۱۲۶-۱۲۷.</ref>؛
#{{متن قرآن|وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و خداوند به بهشت فرا می‌خواند و هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره یونس، آیه ۲۵.</ref>.
#{{متن قرآن|وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و خداوند به بهشت فرا می‌خواند و هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره یونس، آیه ۲۵.</ref>.
خط ۲۵۴: خط ۲۵۴:
#{{متن قرآن|أُولَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا}}<ref>«آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند و در آن با خوشامد و درود روبه‌رو می‌گردند» سوره فرقان، آیه ۷۵.</ref>؛
#{{متن قرآن|أُولَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا}}<ref>«آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند و در آن با خوشامد و درود روبه‌رو می‌گردند» سوره فرقان، آیه ۷۵.</ref>؛
#{{متن قرآن|وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ}}<ref>«و میان آن دو پرده‌ای است و بر آن پشته‌ها کسانی هستند که هر گروه (از آنان) را از چهره‌شان باز می‌شناسند و به بهشتیان که هنوز به آن (بهشت) در نیامده‌اند ولی (آن را) امید می‌برند ندا می‌دهند که: درود بر شما!» سوره اعراف، آیه ۴۶.</ref>.
#{{متن قرآن|وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ}}<ref>«و میان آن دو پرده‌ای است و بر آن پشته‌ها کسانی هستند که هر گروه (از آنان) را از چهره‌شان باز می‌شناسند و به بهشتیان که هنوز به آن (بهشت) در نیامده‌اند ولی (آن را) امید می‌برند ندا می‌دهند که: درود بر شما!» سوره اعراف، آیه ۴۶.</ref>.
*[[فرشتگان]] طیّب و پاکیزه‌ای که [[مأمور]] دریافت ([[روح]]) [[متقین]] هستند، بر آنان [[سلام]] کرده و به آنان میگویند: به واسطه کارهایی که انجام داده [[اید]]، وارد [[بهشت]] گردید:
* [[فرشتگان]] طیّب و پاکیزه‌ای که [[مأمور]] دریافت ([[روح]]) [[متقین]] هستند، بر آنان [[سلام]] کرده و به آنان میگویند: به واسطه کارهایی که انجام داده [[اید]]، وارد [[بهشت]] گردید:
#{{متن قرآن|الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«همان کسانی که در حال پاکی، فرشتگان جانشان را می‌گیرند؛ (و به آنان) می‌گویند: درود بر شما! برای کارهایی که می‌کردید به بهشت درآیید!» سوره نحل، آیه ۳۲.</ref>؛
#{{متن قرآن|الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«همان کسانی که در حال پاکی، فرشتگان جانشان را می‌گیرند؛ (و به آنان) می‌گویند: درود بر شما! برای کارهایی که می‌کردید به بهشت درآیید!» سوره نحل، آیه ۳۲.</ref>؛
#{{متن قرآن|ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ}}<ref>«بدان با سلامتی درآیید که این روز جاودانگی است» سوره ق، آیه ۳۴.</ref>.
#{{متن قرآن|ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ}}<ref>«بدان با سلامتی درآیید که این روز جاودانگی است» سوره ق، آیه ۳۴.</ref>.
*[[سلام]] قولی است از جانب [[پروردگار]] [[رحیم]]، و تحیّتی است از جانب [[پروردگار]] عالمیان بر [[پیامبران]] و بر [[آل یاسین]] و بر [[بندگان]] [[برگزیده]]:
* [[سلام]] قولی است از جانب [[پروردگار]] [[رحیم]]، و تحیّتی است از جانب [[پروردگار]] عالمیان بر [[پیامبران]] و بر [[آل یاسین]] و بر [[بندگان]] [[برگزیده]]:
#{{متن قرآن|سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ}}<ref>«"درود" سخنی است (که) از (سوی) پروردگاری بخشاینده (می‌شنوند)» سوره یس، آیه ۵۸.</ref>؛
#{{متن قرآن|سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ}}<ref>«"درود" سخنی است (که) از (سوی) پروردگاری بخشاینده (می‌شنوند)» سوره یس، آیه ۵۸.</ref>؛
#{{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ}}<ref>«در میان جهانیان بر نوح درود باد!» سوره صافات، آیه ۷۹.</ref>؛
#{{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ}}<ref>«در میان جهانیان بر نوح درود باد!» سوره صافات، آیه ۷۹.</ref>؛
خط ۲۶۵: خط ۲۶۵:
#{{متن قرآن|وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«و درود بر پیامبران» سوره صافات، آیه ۱۸۱.</ref>؛
#{{متن قرآن|وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«و درود بر پیامبران» سوره صافات، آیه ۱۸۱.</ref>؛
#{{متن قرآن|قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«بگو: سپاس خداوند را و درود بر آن بندگان وی که برگزیده است؛ آیا خداوند بهتر است یا آنچه (برای او) شریک می‌آورند؟» سوره نمل، آیه ۵۹.</ref>.
#{{متن قرآن|قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«بگو: سپاس خداوند را و درود بر آن بندگان وی که برگزیده است؛ آیا خداوند بهتر است یا آنچه (برای او) شریک می‌آورند؟» سوره نمل، آیه ۵۹.</ref>.
*[[سلام]] وسیله [[نجات]] و [[رهایی]] [[بندگان]] خدای [[مهربان]] از آفت [[جاهلان]] است: {{متن قرآن|وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا}}<ref>«و بندگان (خداوند) بخشنده آنانند که بر زمین فروتنانه گام برمی‌دارند و هرگاه نادانان با آنان سخن سر کنند پاسخی نرم گویند» سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref>.
* [[سلام]] وسیله [[نجات]] و [[رهایی]] [[بندگان]] خدای [[مهربان]] از آفت [[جاهلان]] است: {{متن قرآن|وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا}}<ref>«و بندگان (خداوند) بخشنده آنانند که بر زمین فروتنانه گام برمی‌دارند و هرگاه نادانان با آنان سخن سر کنند پاسخی نرم گویند» سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref>.
*[[سلام]]، نامی است از اسمای [[مبارک]] [[خدای تعالی]]: {{متن قرآن|هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«اوست خداوندی که هیچ خدایی جز او نیست، فرمانفرمای بسیار پاک بی‌عیب، ایمنی‌بخش، گواه راستین، پیروز کام‌شکن بزرگ منش؛ پاکاکه خداوند است از آنچه (بدو) شرک می‌ورزند» سوره حشر، آیه ۲۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، ج۱.</ref>
* [[سلام]]، نامی است از اسمای [[مبارک]] [[خدای تعالی]]: {{متن قرآن|هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«اوست خداوندی که هیچ خدایی جز او نیست، فرمانفرمای بسیار پاک بی‌عیب، ایمنی‌بخش، گواه راستین، پیروز کام‌شکن بزرگ منش؛ پاکاکه خداوند است از آنچه (بدو) شرک می‌ورزند» سوره حشر، آیه ۲۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، ج۱.</ref>


=====در بُعد [[اسلام]]=====
=====در بُعد [[اسلام]]=====
*[[دین]] در نزد [[خدای تعالی]]، [[اسلام]] است، و [[گرایش]] به هر [[دینی]] به جز [[اسلام]]، مورد قبول نیست و [[خشنودی]] [[پروردگار]] در این است که [[اسلام]] [[دین]] باشد، و [[شرح صدر]] داشتن برای [[اسلام]]، نشانه [[هدایت]] است، و آن، نوری است از جانب [[پروردگار]] عالَم.
* [[دین]] در نزد [[خدای تعالی]]، [[اسلام]] است، و [[گرایش]] به هر [[دینی]] به جز [[اسلام]]، مورد قبول نیست و [[خشنودی]] [[پروردگار]] در این است که [[اسلام]] [[دین]] باشد، و [[شرح صدر]] داشتن برای [[اسلام]]، نشانه [[هدایت]] است، و آن، نوری است از جانب [[پروردگار]] عالَم.
#[[دین]] نزد [[خدای تعالی]] [[اسلام]] است: {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ}}<ref>«بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref>.
# [[دین]] نزد [[خدای تعالی]] [[اسلام]] است: {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ}}<ref>«بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref>.
#هر کسی به جز [[اسلام]] [[دین]] دیگری داشته باشد، از او پذیرفته نیست: {{متن قرآن|وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره آل عمران، آیه ۸۵.</ref>.
#هر کسی به جز [[اسلام]] [[دین]] دیگری داشته باشد، از او پذیرفته نیست: {{متن قرآن|وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره آل عمران، آیه ۸۵.</ref>.
#[[رضایت پروردگار]] عالم در این است که [[اسلام]] [[دین]] باشد: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.</ref>.
# [[رضایت پروردگار]] عالم در این است که [[اسلام]] [[دین]] باشد: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.</ref>.
#نشانه [[هدایت]] یافتن، [[شرح صدر]] داشتن برای [[اسلام]] است: {{متن قرآن|فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و هر کس را که بخواهد در گمراهی وانهد دلش را تنگ و بسته می‌دارد گویی به آسمان فرا می‌رود؛ بدین گونه خداوند عذاب را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند؛ برمی‌گمارد» سوره انعام، آیه ۱۲۵.</ref>.
#نشانه [[هدایت]] یافتن، [[شرح صدر]] داشتن برای [[اسلام]] است: {{متن قرآن|فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و هر کس را که بخواهد در گمراهی وانهد دلش را تنگ و بسته می‌دارد گویی به آسمان فرا می‌رود؛ بدین گونه خداوند عذاب را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند؛ برمی‌گمارد» سوره انعام، آیه ۱۲۵.</ref>.
#[[شرح صدر]] داشتن برای [[اسلام]]، نوری است از جانب [[پروردگار]]: {{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است و او از پروردگار خویش با خود فروغی دارد» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، ج۱.</ref>
# [[شرح صدر]] داشتن برای [[اسلام]]، نوری است از جانب [[پروردگار]]: {{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است و او از پروردگار خویش با خود فروغی دارد» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، ج۱.</ref>


=====در بُعد [[تسلیم]]=====
=====در بُعد [[تسلیم]]=====
*[[تسلیم]] [[اطاعت]] بی‌قید و شرط در برابر [[حکم]] و [[داوری]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[اطاعت]] و [[انقیاد]] مطلق داشتن نسبت به او و [[مطیع]] [[فرامین]] آن بزرگوار بودن است:
* [[تسلیم]] [[اطاعت]] بی‌قید و شرط در برابر [[حکم]] و [[داوری]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[اطاعت]] و [[انقیاد]] مطلق داشتن نسبت به او و [[مطیع]] [[فرامین]] آن بزرگوار بودن است:
#[[تسلیم]]، [[اطاعت]] بی قید و شرط در برابر [[حکم]] و [[داوری]] [[پیامبر]]{{صل}} است: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>.
# [[تسلیم]]، [[اطاعت]] بی قید و شرط در برابر [[حکم]] و [[داوری]] [[پیامبر]]{{صل}} است: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>.
#[[تسلیم]]، [[اطاعت]] و [[انقیاد]] از [[پیامبر]]{{صل}} است: {{متن قرآن|وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}<ref>«و چون مؤمنان دسته‌ها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده داده‌اند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.</ref>.
# [[تسلیم]]، [[اطاعت]] و [[انقیاد]] از [[پیامبر]]{{صل}} است: {{متن قرآن|وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}<ref>«و چون مؤمنان دسته‌ها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده داده‌اند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.</ref>.
#[[تسلیم]]، [[مطیع]] [[فرامین]] [[پیامبر]]{{صل}} بودن است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، ج۱.</ref>
# [[تسلیم]]، [[مطیع]] [[فرامین]] [[پیامبر]]{{صل}} بودن است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، ج۱.</ref>


==تسلیم در دانشنامه معاصر قرآن کریم==
==تسلیم در دانشنامه معاصر قرآن کریم==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش