جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۲
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۱) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
بر این مبنا، [[فلسفه]] [[ارسال رسل]] و [[انزال کتب]]، بر اساس “برهان لطف”، معنای دیگری پیدا میکند؛ به این ترتیب که [[انبیاء الهی]]{{عم}} به [[نبوّت]] [[مبعوث]] شدند تا [[راه و رسم]] [[امانتداری]] را به [[انسان]] بیاموزند و در این مسیر، [[مؤمنین]] به [[میزان]] [[استقامت]] بر [[اسلام]] و مرتبه [[ایمانی]] که دارند، امینان بر امانت الهی هستند. | بر این مبنا، [[فلسفه]] [[ارسال رسل]] و [[انزال کتب]]، بر اساس “برهان لطف”، معنای دیگری پیدا میکند؛ به این ترتیب که [[انبیاء الهی]]{{عم}} به [[نبوّت]] [[مبعوث]] شدند تا [[راه و رسم]] [[امانتداری]] را به [[انسان]] بیاموزند و در این مسیر، [[مؤمنین]] به [[میزان]] [[استقامت]] بر [[اسلام]] و مرتبه [[ایمانی]] که دارند، امینان بر امانت الهی هستند. | ||
از سوی دیگر، [[خیانت]] در [[امانت]]، امری [[مذموم]] است و طبعاً، هر قدرکه امانت گرانمایهتر باشد، خیانت در آن زشتتر و عواقب و [[مجازات]] سهمگینتری در پی دارد. بنابراین، حساسیت صیانت از این گوهر ارجمند [[الهی]] برای انسان بسیار ضروری و مهمتر از هر امر مهم دیگری است. نکته دیگر آنکه، بنابر [[اتحاد]] حامل و محمول در مجرّدات، انسان بسته به میزان [[توفیق]] در [[حفظ امانت]]، در [[حقیقت]] از جوهره [[انسانی]] خود محافظت نموده و خود را در مراتب [[اسماء]]، به [[مقام]] شامختری ارتقاء داده است و در صورت خیانت در امانت، در واقع به خود خیانت نموده و در معرکه گوهرفروشان، گوهر حقیقت خود را باخته است. {{متن قرآن|فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ}}<ref>«بنابراین هر چه را میخواهید به جای او بپرستید! بگو: بیگمان زیانکاران آنانند که در روز رستخیز به خود و خانواده خویش زیان رساندهاند، آگاه باشید که این همان زیان آشکار است» سوره زمر، آیه ۱۵.</ref> | از سوی دیگر، [[خیانت]] در [[امانت]]، امری [[مذموم]] است و طبعاً، هر قدرکه امانت گرانمایهتر باشد، خیانت در آن زشتتر و عواقب و [[مجازات]] سهمگینتری در پی دارد. بنابراین، حساسیت صیانت از این گوهر ارجمند [[الهی]] برای انسان بسیار ضروری و مهمتر از هر امر مهم دیگری است. نکته دیگر آنکه، بنابر [[اتحاد]] حامل و محمول در مجرّدات، انسان بسته به میزان [[توفیق]] در [[حفظ امانت]]، در [[حقیقت]] از جوهره [[انسانی]] خود محافظت نموده و خود را در مراتب [[اسماء]]، به [[مقام]] شامختری ارتقاء داده است و در صورت خیانت در امانت، در واقع به خود خیانت نموده و در معرکه گوهرفروشان، گوهر حقیقت خود را باخته است. {{متن قرآن|فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ}}<ref>«بنابراین هر چه را میخواهید به جای او بپرستید! بگو: بیگمان زیانکاران آنانند که در روز رستخیز به خود و خانواده خویش زیان رساندهاند، آگاه باشید که این همان زیان آشکار است» سوره زمر، آیه ۱۵.</ref><ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۱۱۴.</ref> | ||
==[[جامعه انسانی]]؛ امانتی مهمتر از [[آحاد]] [[انسانها]]== | ==[[جامعه انسانی]]؛ امانتی مهمتر از [[آحاد]] [[انسانها]]== | ||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
طیّ مباحث قبل روشن شد که گوهر [[فطرت انسان]]، امانت الهی است. در [[فرهنگ قرآن]]، فطرت انسان مبتنی بر دین توحیدی است. خداوند در این خصوص میفرماید: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. | طیّ مباحث قبل روشن شد که گوهر [[فطرت انسان]]، امانت الهی است. در [[فرهنگ قرآن]]، فطرت انسان مبتنی بر دین توحیدی است. خداوند در این خصوص میفرماید: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. | ||
بنابراین، گوهر وجودی [[انسان]]، در دامان [[دین]] به [[درستی]] [[رشد]] میکند. به عبارت دیگر، چنانچه انسان امانتی [[الهی]] است، چنین امانتی در بستر دین [[هویت]] خود را باز مییابد و انسان، به دور از هویت [[توحیدی]] خود، حیوانی است که تنها صورتی [[انسانی]] دارد. {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَهُمْ}}<ref>«و کافران (از زندگی دنیا) برخوردار میشوند و همچون چارپایان میخورند و آتش (دوزخ) جایگاه آنهاست» سوره محمد، آیه ۱۲.</ref><ref>{{متن حدیث|عَنْ كَامِلٍ التَّمَّارِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} يَقُولُ: النَّاسُ كُلُّهُمْ بَهَائِمُ ثَلَاثاً إِلَّا قَلِيلًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنُ غَرِيبٌ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ}} (الکافی، ج۲، ص۲۴۲).</ref>. در [[حقیقت]]، کسی که از دین فاصله میگیرد، [[حقوق]] [[امانت الهی]] خود را پاس نداشته، [[شرافت]] آن را به [[ذلت]] کشیده است؛ چنان که [[امام سجاد]]{{ع}} در قالب [[دعا]] میفرمایند: {{متن حدیث|فَإِنَّ الشَّرِيفَ مَنْ شَرَّفَتْهُ طَاعَتُكَ، وَ الْعَزِيزَ مَنْ أَعَزَّتْهُ عِبَادَتُكَ}}<ref>الصحیفة السجادیة، دعاء ۳۵: و کان من دعائه{{ع}} فی الرضا؛ إذا نظر إلی أصحاب الدنیا.</ref>. نتیجه آنکه، هیچ فرد یا جامعهای [[حق]] ندارد که [[هویّت]] انسانی خود را تباه سازد؛ زیرا [[فطرت انسانی]]، امانتی الهی است و باید در دست [[امین الهی]] قرارگیرد و به درستی محافظت شود، تا به صاحب [[امانت]] مسترد گردد<ref>برگرفته از کتاب «جامعه در قرآن»، اثر آیت الله جوادی آملی، ص۴۴۱.</ref> | بنابراین، گوهر وجودی [[انسان]]، در دامان [[دین]] به [[درستی]] [[رشد]] میکند. به عبارت دیگر، چنانچه انسان امانتی [[الهی]] است، چنین امانتی در بستر دین [[هویت]] خود را باز مییابد و انسان، به دور از هویت [[توحیدی]] خود، حیوانی است که تنها صورتی [[انسانی]] دارد. {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَهُمْ}}<ref>«و کافران (از زندگی دنیا) برخوردار میشوند و همچون چارپایان میخورند و آتش (دوزخ) جایگاه آنهاست» سوره محمد، آیه ۱۲.</ref><ref>{{متن حدیث|عَنْ كَامِلٍ التَّمَّارِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} يَقُولُ: النَّاسُ كُلُّهُمْ بَهَائِمُ ثَلَاثاً إِلَّا قَلِيلًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنُ غَرِيبٌ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ}} (الکافی، ج۲، ص۲۴۲).</ref>. در [[حقیقت]]، کسی که از دین فاصله میگیرد، [[حقوق]] [[امانت الهی]] خود را پاس نداشته، [[شرافت]] آن را به [[ذلت]] کشیده است؛ چنان که [[امام سجاد]]{{ع}} در قالب [[دعا]] میفرمایند: {{متن حدیث|فَإِنَّ الشَّرِيفَ مَنْ شَرَّفَتْهُ طَاعَتُكَ، وَ الْعَزِيزَ مَنْ أَعَزَّتْهُ عِبَادَتُكَ}}<ref>الصحیفة السجادیة، دعاء ۳۵: و کان من دعائه{{ع}} فی الرضا؛ إذا نظر إلی أصحاب الدنیا.</ref>. نتیجه آنکه، هیچ فرد یا جامعهای [[حق]] ندارد که [[هویّت]] انسانی خود را تباه سازد؛ زیرا [[فطرت انسانی]]، امانتی الهی است و باید در دست [[امین الهی]] قرارگیرد و به درستی محافظت شود، تا به صاحب [[امانت]] مسترد گردد<ref>برگرفته از کتاب «جامعه در قرآن»، اثر آیت الله جوادی آملی، ص۴۴۱.</ref><ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۱۱۸.</ref> | ||
===انحصار امناء الهی در [[رسول خدا]]{{صل}} و [[ائمه هدی]]{{عم}}=== | ===انحصار امناء الهی در [[رسول خدا]]{{صل}} و [[ائمه هدی]]{{عم}}=== | ||
| خط ۹۰: | خط ۹۰: | ||
==پرسش مستقیم== | ==پرسش مستقیم== | ||
*[[برهان امانت چگونه نصب الهی امام را ثابت میکند؟ (پرسش)]] | * [[برهان امانت چگونه نصب الهی امام را ثابت میکند؟ (پرسش)]] | ||
{{پایان مدخل وابسته}} | {{پایان مدخل وابسته}} | ||