دوستی برای خدا: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[دوستی برای خدا در قرآن]] - [[دوستی برای خدا در حدیث]] - [[دوستی برای خدا در نهج البلاغه]] - [[دوستی برای خدا در معارف دعا و زیارات]] - [[دوستی برای خدا در اخلاق اسلامی]]| پرسش مرتبط  = دوستی برای خدا (پرسش)}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[دوستی برای خدا در قرآن]] - [[دوستی برای خدا در حدیث]] - [[دوستی برای خدا در نهج البلاغه]] - [[دوستی برای خدا در معارف دعا و زیارات]] - [[دوستی برای خدا در اخلاق اسلامی]]| پرسش مرتبط  = دوستی برای خدا (پرسش)}}


==مقدمه==
==مقدمه==
*[[دوستی]] برای [[خدا]]، [[برترین]] راه‌ها بوده و هیچ راه دیگری همچون او روشن نبوده، سالکان را به آسانی به سرمنزل کمال رهنمون نمی‌شود. [[دوستی]] برای [[خدا]]، همچون نوری است که اگر در قلبْ خانه گزیند، [[شیطان]] را خواه‌ناخواه از آن اخراج کرده سیاهی را از صفحه [[نفس]] می‌‌زداید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۰.</ref>.
* [[دوستی]] برای [[خدا]]، [[برترین]] راه‌ها بوده و هیچ راه دیگری همچون او روشن نبوده، سالکان را به آسانی به سرمنزل کمال رهنمون نمی‌شود. [[دوستی]] برای [[خدا]]، همچون نوری است که اگر در قلبْ خانه گزیند، [[شیطان]] را خواه‌ناخواه از آن اخراج کرده سیاهی را از صفحه [[نفس]] می‌‌زداید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۰.</ref>.


==مقدمات حب الهی==
==مقدمات حب الهی==
*مقدّمات لازم برای به‌دست آوردن حبّ [[الهی]]
*مقدّمات لازم برای به‌دست آوردن حبّ [[الهی]]
===[[تدبّر]] و [[تفکّر]] در اسماء و صفات [[برتر]] و نیکوی [[خداوند متعال]]===
===[[تدبّر]] و [[تفکّر]] در اسماء و صفات [[برتر]] و نیکوی [[خداوند متعال]]===
*این مقدّمه، مهمترین مقدّمات تحصیل حبّ [[حضرت حق]] است. از این‌روست که در شماری از [[آیات قرآن کریم]] و [[روایات]] و [[ادعیه]] [[معصومین]]{{عم}}، ضمن برشمردن نام‌های او - جلّ وعلا! -، به زیبائی آنها اشاره شده؛ تا [[آدمی]] بیشتر به آنها علاقه یافته به بهره‌برداری از آنها بپردازد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۱.</ref>.
*این مقدّمه، مهمترین مقدّمات تحصیل حبّ [[حضرت حق]] است. از این‌روست که در شماری از [[آیات قرآن کریم]] و [[روایات]] و [[ادعیه]] [[معصومین]]{{عم}}، ضمن برشمردن نام‌های او - جلّ وعلا! -، به زیبائی آنها اشاره شده؛ تا [[آدمی]] بیشتر به آنها علاقه یافته به بهره‌برداری از آنها بپردازد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۱.</ref>.
خط ۱۸: خط ۱۸:
*توجه به این مطلب که:" [[بنده]] سزاوار [[عقاب]] است، اما [[پروردگار]] آنچنان به او علاقمند است که تنها با یک [[توبه]]، نه تنها او را [[عقاب]] نمی‌نماید که گناهانش را به [[ثواب]] مبدل می‌سازد!" می‌تواند نهال [[دوستی]] [[حضرت حق]] را در [[دل]] [[بنده]] نشانده، او را به [[مراقبت]] از آن وادارد؛ تا سرانجام با استفاده از ثمرات آن، به [[بهشت]] [[حضرت حق]] وارد شود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۴.</ref>.
*توجه به این مطلب که:" [[بنده]] سزاوار [[عقاب]] است، اما [[پروردگار]] آنچنان به او علاقمند است که تنها با یک [[توبه]]، نه تنها او را [[عقاب]] نمی‌نماید که گناهانش را به [[ثواب]] مبدل می‌سازد!" می‌تواند نهال [[دوستی]] [[حضرت حق]] را در [[دل]] [[بنده]] نشانده، او را به [[مراقبت]] از آن وادارد؛ تا سرانجام با استفاده از ثمرات آن، به [[بهشت]] [[حضرت حق]] وارد شود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۴.</ref>.
===پیگیری دائمی [[قرائت قرآن]] و [[دعا]]===
===پیگیری دائمی [[قرائت قرآن]] و [[دعا]]===
*[[دعا]]، سخن گفتن [[بنده]] با خداست؛ و [[قرآن]]، سخن [[خدا]] با [[بنده]] است؛ از این‌روست که [[دعا]] را [[قرآن]] صاعد و [[قرآن کریم]] را [[کلام]] نازل خوانده‌اند. مکالمه و سخن گفتن دو سویه، محبت‌آفرین است، و شاید از [[علل]] تأکید [[قرآن کریم]] بر این مطلب، همین ایجاد [[محبت]] برای [[بنده]] باشد.
* [[دعا]]، سخن گفتن [[بنده]] با خداست؛ و [[قرآن]]، سخن [[خدا]] با [[بنده]] است؛ از این‌روست که [[دعا]] را [[قرآن]] صاعد و [[قرآن کریم]] را [[کلام]] نازل خوانده‌اند. مکالمه و سخن گفتن دو سویه، محبت‌آفرین است، و شاید از [[علل]] تأکید [[قرآن کریم]] بر این مطلب، همین ایجاد [[محبت]] برای [[بنده]] باشد.
*برخی از [[آیات قرآن کریم]] در این زمینه یگانه و منحصر به فرد است!؛ به این [[آیه]] - که از نظر [[لطافت]] هیج نمونه‌ای ندارد-، بنگرید {{متن قرآن|وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ }}<ref> و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ می‌دهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۴.</ref>.
*برخی از [[آیات قرآن کریم]] در این زمینه یگانه و منحصر به فرد است!؛ به این [[آیه]] - که از نظر [[لطافت]] هیج نمونه‌ای ندارد-، بنگرید {{متن قرآن|وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ }}<ref> و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ می‌دهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۴.</ref>.
*چه در این [[آیه]]، ضمیر متکلّم که به خود [[حضرت حق]] باز می‌‌گردد، هشت مرتبه تکرار شده؛ و این نشان از [[لطافت]] آن دارد، چه [[بنده]] را در [[مقام]] [[دعا]] مستقیماً در محضر [[حضرت حق]] قرار می‌‌دهد و بس.
*چه در این [[آیه]]، ضمیر متکلّم که به خود [[حضرت حق]] باز می‌‌گردد، هشت مرتبه تکرار شده؛ و این نشان از [[لطافت]] آن دارد، چه [[بنده]] را در [[مقام]] [[دعا]] مستقیماً در محضر [[حضرت حق]] قرار می‌‌دهد و بس.
خط ۲۴: خط ۲۴:
===برپای داشتن [[نماز]]===
===برپای داشتن [[نماز]]===
*این امر نیز، به شدّت مورد تأکید [[اسلام]] است: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ}}<ref>«پس وای بر (آن) نمازگزاران آنان که از نماز خویش غافلند» سوره ماعون، آیه ۴-۵.</ref>؛ و تکرار آن در هر شب و روز، در شمار [[واجبات]] [[شرع]]: {{متن قرآن|أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا}}<ref>«نماز را از هنگام بازگشت خورشید (در نیمه روز) تا تاریکی شب بپا دار! و (نیز) نماز صبح را که نماز صبح با گواهی (فرشتگان) است» سوره اسراء، آیه ۷۸.</ref>. و [[خواندن]] نوافل نیز، [[برترین]] [[اعمال]] دانسته شده است. [۱۰۶] [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث| مَا أَعْلَمُ شَيْئاً بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ أَفْضَلَ مِنْ هَذِهِ الصَّلَاةِ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۳، ص۲۵.</ref>؛ "بعد از [[شناخت]] [[حضرت حق]]، هیچ چیزی را [[برتر]] از [[نماز]] نمی‌دانم"<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۵-۲۴۶.</ref>.
*این امر نیز، به شدّت مورد تأکید [[اسلام]] است: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ}}<ref>«پس وای بر (آن) نمازگزاران آنان که از نماز خویش غافلند» سوره ماعون، آیه ۴-۵.</ref>؛ و تکرار آن در هر شب و روز، در شمار [[واجبات]] [[شرع]]: {{متن قرآن|أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا}}<ref>«نماز را از هنگام بازگشت خورشید (در نیمه روز) تا تاریکی شب بپا دار! و (نیز) نماز صبح را که نماز صبح با گواهی (فرشتگان) است» سوره اسراء، آیه ۷۸.</ref>. و [[خواندن]] نوافل نیز، [[برترین]] [[اعمال]] دانسته شده است. [۱۰۶] [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث| مَا أَعْلَمُ شَيْئاً بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ أَفْضَلَ مِنْ هَذِهِ الصَّلَاةِ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۳، ص۲۵.</ref>؛ "بعد از [[شناخت]] [[حضرت حق]]، هیچ چیزی را [[برتر]] از [[نماز]] نمی‌دانم"<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۵-۲۴۶.</ref>.
*[[اهل دل]]، [[نماز]] را سیر به‌سوی [[حضرت حق]] و در [[حضرت حق]] و از [[حضرت حق]] می‌دانند؛ از این‌رو [[نماز]] را [[معراج]] کامل [[انسان]] [[مسلمان]] دانسته‌اند. با [[تکبیر]] سیر به سوی [[خداوند]] آغاز می‌‌شود، و با قرائت [[بنده]] با [[حضرت حق]] و در محضر او خواهد بود - چه در این هنگام صدای او را می‌‌شنود-، و با اذکاری که می‌‌خواند، با او - جلّ و علا! - سخن خواهد داشت. از این‌رو از ابتدای [[نماز]] تا انتهای آن، سیر فی اللّه خواهد بود؛ و با [[سلام]] [[نماز]]، از [[حضرت حق]] به سوی دیگران بازخواهد گشت؛ با این [[اراده]] که در این سیر [[جدید]] - یعنی سیر من الحقّ إلی الخلق و فی الخلق - خویشتن را از تمامی حجاب‌های ظلمانی و [[نورانی]] بازدارد، و هیچ رذیلتای را بر [[صحیفه]] [[نفس]] ننشاند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۶.</ref>.
* [[اهل دل]]، [[نماز]] را سیر به‌سوی [[حضرت حق]] و در [[حضرت حق]] و از [[حضرت حق]] می‌دانند؛ از این‌رو [[نماز]] را [[معراج]] کامل [[انسان]] [[مسلمان]] دانسته‌اند. با [[تکبیر]] سیر به سوی [[خداوند]] آغاز می‌‌شود، و با قرائت [[بنده]] با [[حضرت حق]] و در محضر او خواهد بود - چه در این هنگام صدای او را می‌‌شنود-، و با اذکاری که می‌‌خواند، با او - جلّ و علا! - سخن خواهد داشت. از این‌رو از ابتدای [[نماز]] تا انتهای آن، سیر فی اللّه خواهد بود؛ و با [[سلام]] [[نماز]]، از [[حضرت حق]] به سوی دیگران بازخواهد گشت؛ با این [[اراده]] که در این سیر [[جدید]] - یعنی سیر من الحقّ إلی الخلق و فی الخلق - خویشتن را از تمامی حجاب‌های ظلمانی و [[نورانی]] بازدارد، و هیچ رذیلتای را بر [[صحیفه]] [[نفس]] ننشاند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۶.</ref>.
*[[نماز]]، [[برترین]] معراجی است که برای هر انسانی متصوّر است؛ و سِرّ عشق‌بازی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با [[نماز]]، در همین نکته نهفته است. این، اندکی از مباحث بسیار پردامنه این مبحث بود. ما [[امید]] به [[فضل]] [[خدای متعال]] می‌‌بریم، تا موفّق شویم که بخشی از این مجموعه را به بیان [[اسرار]] [[عبادات]] اختصاص داده، به گوشه‌هائی از این مطلب اشاره نمائیم<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۶.</ref>.
* [[نماز]]، [[برترین]] معراجی است که برای هر انسانی متصوّر است؛ و سِرّ عشق‌بازی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با [[نماز]]، در همین نکته نهفته است. این، اندکی از مباحث بسیار پردامنه این مبحث بود. ما [[امید]] به [[فضل]] [[خدای متعال]] می‌‌بریم، تا موفّق شویم که بخشی از این مجموعه را به بیان [[اسرار]] [[عبادات]] اختصاص داده، به گوشه‌هائی از این مطلب اشاره نمائیم<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۶.</ref>.
===خلوت گزینی با [[خداوند]]===
===خلوت گزینی با [[خداوند]]===
*این خلوت، از آرزوهای [[محبّان]] و تنها راه برای ایجاد [[عشق]] و [[محبّت]]، و [[استوار]] نمودن آن است. عشق‌ورزان را لذّتی فراتر از این لذّت نیست و گوارایشان [[باد]]!.
*این خلوت، از آرزوهای [[محبّان]] و تنها راه برای ایجاد [[عشق]] و [[محبّت]]، و [[استوار]] نمودن آن است. عشق‌ورزان را لذّتی فراتر از این لذّت نیست و گوارایشان [[باد]]!.
*[[قرآن کریم]]، به این گروه از نمازگران [[مقام محمود]] را [[وعده]] فرموده است: {{متن قرآن|وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا}}<ref>«و پاره‌ای از شب را بدان (نماز شب) بیدار باش که (نمازی) افزون برای توست باشد که پروردگارت تو را به جایگاهی ستوده برانگیزد» سوره اسراء، آیه ۷۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۶-۲۴۷.</ref>.
* [[قرآن کریم]]، به این گروه از نمازگران [[مقام محمود]] را [[وعده]] فرموده است: {{متن قرآن|وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا}}<ref>«و پاره‌ای از شب را بدان (نماز شب) بیدار باش که (نمازی) افزون برای توست باشد که پروردگارت تو را به جایگاهی ستوده برانگیزد» سوره اسراء، آیه ۷۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۶-۲۴۷.</ref>.
*از مصادیق تام و تمام [[مقام محمود]]، می‌‌توان حبّ [[الهی]] را بر شمرد که [[خداوند]] نصیب این گروه از نمازگزارانش می‌‌فرماید؛ هرچند می‌‌توان گفت که نزد [[اهل دل]]، این [[محبّت]] تنها مصداق [[مقام محمود]] است و جز این، آن را مصداقی دیگر نیست؛ چراکه لذّت بخش‌ترین لذائذ برای آنان، تنها و تنها [[مناجات]] با [[خداوند]] و سخن گفتن با اوست؛ و لذّت بخش‌تر از آن، سخن گفتن [[محبوب]] با آنان است؛ و لذّت بخش‌تر از آن، توجّه [[محبوب]] به آنان و عشق‌ورزی او با سخن آنان است!. این امور تماماً در [[نماز شب]] به چشم می‌‌آید. چرا که [[نماز شب]] سخن گفتن آنان با او، و سخن گفتن او با آنان است؛ خلوت نمودن [[عاشق]] است با [[معشوق]]، و اظهار [[محبّت]] [[معشوق]] است به این رازورزیِ دوسویه<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۷.</ref>.
*از مصادیق تام و تمام [[مقام محمود]]، می‌‌توان حبّ [[الهی]] را بر شمرد که [[خداوند]] نصیب این گروه از نمازگزارانش می‌‌فرماید؛ هرچند می‌‌توان گفت که نزد [[اهل دل]]، این [[محبّت]] تنها مصداق [[مقام محمود]] است و جز این، آن را مصداقی دیگر نیست؛ چراکه لذّت بخش‌ترین لذائذ برای آنان، تنها و تنها [[مناجات]] با [[خداوند]] و سخن گفتن با اوست؛ و لذّت بخش‌تر از آن، سخن گفتن [[محبوب]] با آنان است؛ و لذّت بخش‌تر از آن، توجّه [[محبوب]] به آنان و عشق‌ورزی او با سخن آنان است!. این امور تماماً در [[نماز شب]] به چشم می‌‌آید. چرا که [[نماز شب]] سخن گفتن آنان با او، و سخن گفتن او با آنان است؛ خلوت نمودن [[عاشق]] است با [[معشوق]]، و اظهار [[محبّت]] [[معشوق]] است به این رازورزیِ دوسویه<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۷.</ref>.
===پرداختن به [[واجبات]] و مستحبّات، و اجتناب از محرّمات، مکروهات و امور مشتبه===
===پرداختن به [[واجبات]] و مستحبّات، و اجتناب از محرّمات، مکروهات و امور مشتبه===
*در روایتی معتبر از [[امام باقر]]{{ع}}، چنین می‌‌خوانیم: "چون [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[معراج]] برده شدند، سؤال نمودند: پروردگارا! حال [[مؤمن]] نزد تو چگونه است؟ [[حضرت حق]] فرمود:... [[بنده]] من با هیچ امری به من نزدیک نمی‌شود که نزد من [[دوست]] داشتنی‌تر از [[واجبات]] باشد؛ پس از آن، [[بنده]] با مستحبّات به من نزدیک می‌‌شود، تا آنگاه که من او را [[دوست]] خواهم داشت؛ در این حال من شنوائی او خواهم بود که بدان می‌شنود، و بینائی او که به آن می‌‌بیند، و گویائی او که به آن سخن می‌‌کند، و توانائی او که بدان انجام می‌‌دهد. این [[بنده]] اگر مرا بخواند اجابتش می‌کنم، و اگر درخواستی کند برآورده‌اش می‌سازم"<ref>{{متن حدیث| لَمَّا أُسْرِيَ بِالنَّبِيِّ{{صل}} قَالَ يَا رَبِّ مَا حَالُ الْمُؤْمِنِ عِنْدَكَ؟ قَالَ:... وَ مَا يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ إِذاً سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ و إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ}}؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۳۵۲.</ref>؛  
*در روایتی معتبر از [[امام باقر]]{{ع}}، چنین می‌‌خوانیم: "چون [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[معراج]] برده شدند، سؤال نمودند: پروردگارا! حال [[مؤمن]] نزد تو چگونه است؟ [[حضرت حق]] فرمود:... [[بنده]] من با هیچ امری به من نزدیک نمی‌شود که نزد من [[دوست]] داشتنی‌تر از [[واجبات]] باشد؛ پس از آن، [[بنده]] با مستحبّات به من نزدیک می‌‌شود، تا آنگاه که من او را [[دوست]] خواهم داشت؛ در این حال من شنوائی او خواهم بود که بدان می‌شنود، و بینائی او که به آن می‌‌بیند، و گویائی او که به آن سخن می‌‌کند، و توانائی او که بدان انجام می‌‌دهد. این [[بنده]] اگر مرا بخواند اجابتش می‌کنم، و اگر درخواستی کند برآورده‌اش می‌سازم"<ref>{{متن حدیث| لَمَّا أُسْرِيَ بِالنَّبِيِّ{{صل}} قَالَ يَا رَبِّ مَا حَالُ الْمُؤْمِنِ عِنْدَكَ؟ قَالَ:... وَ مَا يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ إِذاً سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ و إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ}}؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۳۵۲.</ref>؛  
*علامه بزرگوار [[مجلسی]] دوّم، در کتاب [[شریف]] "مرآة العقول"، در ذیل این [[روایت]] بیانی از خود، و پس از آن سخنی از [[خواجه طوسی]] آورده، که هر دو در کمال [[اتقان]] است. ما در اینجا به [[نقل]] سخن این دو بزرگوار می‌‌پردازیم: {{عربی| أنّ العارف لمّا تخلّى من شهواته و إرادته، و تجلّى محبّة الحقّ على عقله و روحه و مسامعه و مشاعره، و فوّض جميع اموره إليه و سلّم و رضي بكلّ ما قضى ربّه عليه، يصير الربّ سبحانه متصرّفاً في عقله و قلبه و قواه، و يدبّر اموره على ما يحبّه و يرضاه، فيريد الأشياء بمشيّة مولاه، كما قال سبحانه مخاطباً لهم: }}{{متن قرآن|وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ}}<ref>«و جز آنچه خواست خداوند است، مخواهید که خداوند دانایی فرزانه است» سوره انسان، آیه ۳۰.</ref> {{ عربی| و كما ورد في تأويل هذه الآية في غوامض الأخبار عن معادن الأسرار و الأئمّة الأخيار}}<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۸.</ref>.
*علامه بزرگوار [[مجلسی]] دوّم، در کتاب [[شریف]] "مرآة العقول"، در ذیل این [[روایت]] بیانی از خود، و پس از آن سخنی از [[خواجه طوسی]] آورده، که هر دو در کمال [[اتقان]] است. ما در اینجا به [[نقل]] سخن این دو بزرگوار می‌‌پردازیم: {{عربی| أنّ العارف لمّا تخلّى من شهواته و إرادته، و تجلّى محبّة الحقّ على عقله و روحه و مسامعه و مشاعره، و فوّض جميع اموره إليه و سلّم و رضي بكلّ ما قضى ربّه عليه، يصير الربّ سبحانه متصرّفاً في عقله و قلبه و قواه، و يدبّر اموره على ما يحبّه و يرضاه، فيريد الأشياء بمشيّة مولاه، كما قال سبحانه مخاطباً لهم: }}{{متن قرآن|وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ}}<ref>«و جز آنچه خواست خداوند است، مخواهید که خداوند دانایی فرزانه است» سوره انسان، آیه ۳۰.</ref> {{ عربی| و كما ورد في تأويل هذه الآية في غوامض الأخبار عن معادن الأسرار و الأئمّة الأخيار}}<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۸.</ref>.
*{{عربی| وَ رُویَ عَنِ النَّبیِّ{{صل}}: قَلْبُ الْمُؤْمِنِ بَيْنَ إِصْبَعَيْنِ مِنْ أَصَابِعِ الرَّحْمَنِ يُقَلِّبُهُ كَيْفَ يَشاءُ}}<ref>مرآة العقول، ج ۱۰ ، ص ۳۹۳. </ref>؛ {{عربی| و كذلك يتصرف ربه الأعلى منه في سائر الجوارح و القوى كما قال سبحانه مخاطبا لنبيه صلّى اللّه عليه و آله}}: {{متن قرآن|وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى}}<ref>« و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند و (چنین کرد)» سوره انفال، آیه ۱۷.</ref>؛ {{عربی| و قال تعالى}}: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ}}<ref>«بی‌گمان آنان که با تو بیعت می‌کنند جز این نیست که با خداوند بیعت می‌کنند؛ دست خداوند بالای دست‌های آنان است؛ از این روی هر که پیمان شکند به زیان خویش می‌شکند و هر کس به آنچه با خداوند پیمان بسته است وفا کند به زودی به او پاداشی سترگ خواهد داد» سوره فتح، آیه ۱۰.</ref>. {{عربی| فلذلك صارت طاعتهم طاعة اللّه و معصيتهم معصية اللّه}} {{عربی| فاتضح بذلك معنى قوله تعالى: "كُنْتُ سَمْعَهُ اَلَّذِي يَسْمَعُ بِهِ"}}. {{عربی| و هكذا سائر المشاعر یدرك بنوره و یتسیر بتيسيره و تدبيره كما سبحانه}}: {{متن قرآن|فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى}}<ref>«زودا که او را در راه (خیر و) آسانی قرار دهیم» سوره لیل، آیه ۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۸-۲۴۹.</ref>.
*{{عربی| وَ رُویَ عَنِ النَّبیِّ{{صل}}: قَلْبُ الْمُؤْمِنِ بَيْنَ إِصْبَعَيْنِ مِنْ أَصَابِعِ الرَّحْمَنِ يُقَلِّبُهُ كَيْفَ يَشاءُ}}<ref>مرآة العقول، ج ۱۰ ، ص ۳۹۳. </ref>؛ {{عربی| و كذلك يتصرف ربه الأعلى منه في سائر الجوارح و القوى كما قال سبحانه مخاطبا لنبيه صلّى اللّه عليه و آله}}: {{متن قرآن|وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى}}<ref>«و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند و (چنین کرد)» سوره انفال، آیه ۱۷.</ref>؛ {{عربی| و قال تعالى}}: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ}}<ref>«بی‌گمان آنان که با تو بیعت می‌کنند جز این نیست که با خداوند بیعت می‌کنند؛ دست خداوند بالای دست‌های آنان است؛ از این روی هر که پیمان شکند به زیان خویش می‌شکند و هر کس به آنچه با خداوند پیمان بسته است وفا کند به زودی به او پاداشی سترگ خواهد داد» سوره فتح، آیه ۱۰.</ref>. {{عربی| فلذلك صارت طاعتهم طاعة اللّه و معصيتهم معصية اللّه}} {{عربی| فاتضح بذلك معنى قوله تعالى: "كُنْتُ سَمْعَهُ اَلَّذِي يَسْمَعُ بِهِ"}}. {{عربی| و هكذا سائر المشاعر یدرك بنوره و یتسیر بتيسيره و تدبيره كما سبحانه}}: {{متن قرآن|فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى}}<ref>«زودا که او را در راه (خیر و) آسانی قرار دهیم» سوره لیل، آیه ۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۸-۲۴۹.</ref>.
*و محقق طوسی می‌فرماید: "عارف چون از درخواست‌ها و اراده‌های خود تهی گردد، و [[محبّت]] [[حضرت حق]] بر [[عقل]] و [[روح]] و ادراکات او [[غلبه]] نماید، و تمامی امور خویش را به او وانهاده به تمامی آنچه او در حقّش [[اراده]] فرموده [[راضی]] گردد؛ [[خداوند متعال]] در [[عقل]] و [[قلب]] و قوای او [[متصرّف]] شده امور او را بنا بر آنچه خود می‌‌پسندد و بدان [[راضی]] است، [[تدبیر]] می‌‌فرماید. در اینجا [[اراده]] عارف در پرتو [[اراده]] [[حضرت حق]] قرار گرفته اشیاء را آنگونه که او [[اراده]] می‌‌فرماید، [[اراده]] می‌‌کند. [[خداوند متعال]] خود درباره اینان فرموده است: "و خود نمی‌خواهند مگر آنکه [[خداوند]] بخواهد"<ref>{{عربی| و قال المحقق الطوسي قدس الله روحه القدوسي: ان العارف إذا انقطع عن نفسه و اتصل بالحق رأى كل قدرة مستغرقة في قدرته المتعلقة بجميع المقدورات، و كل علم مستغرق في علمه الذي لا يعزب عنه شيء من الموجودات، و كل إرادة مستغرقة في إرادته التي لا يتأبى عنها شيء من الممكنات، بل كل وجود و كل كمال وجود فهو صادر عنه فائض من لدنه، فصار الحق حينئذ بصره الذي يبصر به، و سمعه الذي به يسمع، و قدرته التي بها يفعل، و علمه الذي به يعلم، وجوده الذي به يجود، فصار العارف حينئذ متخلقا بأخلاق الله في الحقيقة}}؛ مرآة العقول، ج ۱،۰ ص ۳۹۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۹.</ref>.
*و محقق طوسی می‌فرماید: "عارف چون از درخواست‌ها و اراده‌های خود تهی گردد، و [[محبّت]] [[حضرت حق]] بر [[عقل]] و [[روح]] و ادراکات او [[غلبه]] نماید، و تمامی امور خویش را به او وانهاده به تمامی آنچه او در حقّش [[اراده]] فرموده [[راضی]] گردد؛ [[خداوند متعال]] در [[عقل]] و [[قلب]] و قوای او [[متصرّف]] شده امور او را بنا بر آنچه خود می‌‌پسندد و بدان [[راضی]] است، [[تدبیر]] می‌‌فرماید. در اینجا [[اراده]] عارف در پرتو [[اراده]] [[حضرت حق]] قرار گرفته اشیاء را آنگونه که او [[اراده]] می‌‌فرماید، [[اراده]] می‌‌کند. [[خداوند متعال]] خود درباره اینان فرموده است: "و خود نمی‌خواهند مگر آنکه [[خداوند]] بخواهد"<ref>{{عربی| و قال المحقق الطوسي قدس الله روحه القدوسي: ان العارف إذا انقطع عن نفسه و اتصل بالحق رأى كل قدرة مستغرقة في قدرته المتعلقة بجميع المقدورات، و كل علم مستغرق في علمه الذي لا يعزب عنه شيء من الموجودات، و كل إرادة مستغرقة في إرادته التي لا يتأبى عنها شيء من الممكنات، بل كل وجود و كل كمال وجود فهو صادر عنه فائض من لدنه، فصار الحق حينئذ بصره الذي يبصر به، و سمعه الذي به يسمع، و قدرته التي بها يفعل، و علمه الذي به يعلم، وجوده الذي به يجود، فصار العارف حينئذ متخلقا بأخلاق الله في الحقيقة}}؛ مرآة العقول، ج ۱،۰ ص ۳۹۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۹.</ref>.
*این مطلب در برخی از [[اخبار]] مشکلة معدن‌های [[حکمت]] و [[اسرار]] که به [[تأویل]] این [[آیه]] پرداخته، بیان شده است. از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز [[روایت]] شده که ایشان فرمودند: "[[قلب]] [[مؤمن]] میان دو انگشت از انگشتان [[حضرت حق]] است، که هرگونه خواهد آن را دیگرگون می‌‌سازد". و به همین ترتیب، او در بقیّه جوارح و قوای او تصرّف می‌‌فرماید، همانگونه که او خود در خطاب به پیامبرش فرمود: "و تو هنگامی که تیر می‌‌افکنی تیر را نیافکنده‌ای، بلکه [[خداوند]] است که تیر می‌‌زند"، و همچنین فرمود: "آنان که با تو [[بیعت]] می‌‌کنند بتحقیق که با [[خداوند]] [[بیعت]] می‌‌کنند، دست [[خداوند]] بالای دست آنان است". از این‌روست که [[اطاعت]] از آنان، [[اطاعت خدا]]، و [[مخالفت]] با آنان [[مخالفت]] با خداست<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۰.</ref>.
*این مطلب در برخی از [[اخبار]] مشکلة معدن‌های [[حکمت]] و [[اسرار]] که به [[تأویل]] این [[آیه]] پرداخته، بیان شده است. از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز [[روایت]] شده که ایشان فرمودند: "[[قلب]] [[مؤمن]] میان دو انگشت از انگشتان [[حضرت حق]] است، که هرگونه خواهد آن را دیگرگون می‌‌سازد". و به همین ترتیب، او در بقیّه جوارح و قوای او تصرّف می‌‌فرماید، همانگونه که او خود در خطاب به پیامبرش فرمود: "و تو هنگامی که تیر می‌‌افکنی تیر را نیافکنده‌ای، بلکه [[خداوند]] است که تیر می‌‌زند"، و همچنین فرمود: "آنان که با تو [[بیعت]] می‌‌کنند بتحقیق که با [[خداوند]] [[بیعت]] می‌‌کنند، دست [[خداوند]] بالای دست آنان است". از این‌روست که [[اطاعت]] از آنان، [[اطاعت خدا]]، و [[مخالفت]] با آنان [[مخالفت]] با خداست<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۰.</ref>.
خط ۴۴: خط ۴۴:
#'''تحصیل [[مقام]] ذکر دائمی:''' اگر این [[نعمت]] در [[قلب]] کسی وارد شد، [[مقام]] ذکر دائمی نصیب او خواهد شد؛ که خود در شمار [[برترین]] نعمتها قرار دارد. چه [[خداوند]] خود [[وعده]] فرموده است که چنین کسی را به [[مقامات]] رفیع رساند: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ}}<ref>«(این چراغ) در خانه‌هایی (است) که خداوند رخصت داده است تا والایی یابند و نامش در آنها برده شود؛ سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها در آنها او را به پاکی می‌ستایند مردانی که هیچ داد و ستد و خرید و فروشی آنان را از یاد خداوند و برپا داشتن نماز و دادن زکات (به خود) سرگرم نمی‌دارد» سوره نور، آیه ۳۶-۳۷.</ref>. اینان دائماً خود را در محضر [[حضرت حق]] دیده لحظه‌ای از او جدا نمی‌شوند. رسیدن به این مرتبه، برای کسانی که سر در پی [[سلوک]] نهاده‌اند در شمار لازمترین [[مقامات]] است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۲.</ref>.
#'''تحصیل [[مقام]] ذکر دائمی:''' اگر این [[نعمت]] در [[قلب]] کسی وارد شد، [[مقام]] ذکر دائمی نصیب او خواهد شد؛ که خود در شمار [[برترین]] نعمتها قرار دارد. چه [[خداوند]] خود [[وعده]] فرموده است که چنین کسی را به [[مقامات]] رفیع رساند: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ}}<ref>«(این چراغ) در خانه‌هایی (است) که خداوند رخصت داده است تا والایی یابند و نامش در آنها برده شود؛ سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها در آنها او را به پاکی می‌ستایند مردانی که هیچ داد و ستد و خرید و فروشی آنان را از یاد خداوند و برپا داشتن نماز و دادن زکات (به خود) سرگرم نمی‌دارد» سوره نور، آیه ۳۶-۳۷.</ref>. اینان دائماً خود را در محضر [[حضرت حق]] دیده لحظه‌ای از او جدا نمی‌شوند. رسیدن به این مرتبه، برای کسانی که سر در پی [[سلوک]] نهاده‌اند در شمار لازمترین [[مقامات]] است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۲.</ref>.
#'''جلوگیری از [[معصیت]]:''' چون این [[محبّت]] به مراتب شدید خود رسد، از [[انسان]] مُحب هیچ معصیتی صادر نمی‌شود؛ چرا که [[مخالفت]] با او و [[محبّت]] به او با هم ناسازگار نبوده هرگز در یک [[قلب]] جمع نمی‌شوند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۳.</ref>.
#'''جلوگیری از [[معصیت]]:''' چون این [[محبّت]] به مراتب شدید خود رسد، از [[انسان]] مُحب هیچ معصیتی صادر نمی‌شود؛ چرا که [[مخالفت]] با او و [[محبّت]] به او با هم ناسازگار نبوده هرگز در یک [[قلب]] جمع نمی‌شوند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۳.</ref>.
#'''لذّت بردن از [[عبادت]]:''' [[محب]] را هیچ لذّت بدنی یا [[مالی]] بالاتر از [[عبادت]] نخواهد بود؛ [[حضرت حق]] خود می‌‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«به آیات ما تنها کسانی ایمان دارند که چون آنها را بدیشان گوشزد کنند به سجده درمی‌افتند و پروردگارشان را با سپاس، پاک می‌خوانند و گردنکشی نمی‌ورزند از بسترها پهلو تهی می‌کنند (و برای نماز برمی‌خیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید می‌خوانند و از آنچه به آنان روزی کرده‌ایم می‌بخشند پس هیچ کس نمی‌داند چه روشنی چشمی برای آنان به پاداش کارهایی که می‌کردند نهفته‌اند » سوره سجده، آیه ۱۵-۱۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۳.</ref>.
#'''لذّت بردن از [[عبادت]]:''' [[محب]] را هیچ لذّت بدنی یا [[مالی]] بالاتر از [[عبادت]] نخواهد بود؛ [[حضرت حق]] خود می‌‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«به آیات ما تنها کسانی ایمان دارند که چون آنها را بدیشان گوشزد کنند به سجده درمی‌افتند و پروردگارشان را با سپاس، پاک می‌خوانند و گردنکشی نمی‌ورزند از بسترها پهلو تهی می‌کنند (و برای نماز برمی‌خیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید می‌خوانند و از آنچه به آنان روزی کرده‌ایم می‌بخشند پس هیچ کس نمی‌داند چه روشنی چشمی برای آنان به پاداش کارهایی که می‌کردند نهفته‌اند» سوره سجده، آیه ۱۵-۱۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۳.</ref>.
#'''تحصیل [[خلوص]]:''' به‌دست آوردن [[خلوص]] نیز تنها از این راه ممکن است. [[خلوص]] را [[قدر]] و منزلتی است که تنها اهل ا« از آن آگاهند؛ در این راستا همین بس که [[خلوص]]، معیار پذیرش تمامی [[کارها]] است؛ و هر عملی از آن رنگ نپذیرد، هرچند به ظاهر بزرگ باشد ارزشی نخواهد داشت. از آنجا که [[محبت]] را مراتب و درجاتی چند است- و برخی از [[عارفان]]، مراتب آن را بیش از ده مرتبه دانسته‌اند -، از این‌رو مراتب [[اخلاص]] نیز به همین صورت بوده هر اندازه [[محبت]] اضافه شود، به [[خلوص]] نیز اضافه می‌شود؛ تا آنجا که [[بنده]] به مقامی رسد که بتواند [[اخلاص]] را در بالاترین مراتب آن به‌دست آورد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در همین [[مقام]] فرموده‌اند: "تو را از سر [[ترس]] از [[آتش]] و یا از سر [[طمع]] در [[بهشت]] [[عبادت]] نمی‌کنم، بلکه یافتمت که [[شایسته]] عبادتی از این‌رو به [[عبادت]] تو پرداختم"<ref>{{متن حدیث|" قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ :‏ مَا عَبَدْتُكَ‏ خَوْفاً مِنْ‏ نَارِكَ‏ وَ لَا طَمَعاً فِي جَنَّتِكَ وَ لَكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُك‏‏‏ ‏"}}</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۴.</ref>.
#'''تحصیل [[خلوص]]:''' به‌دست آوردن [[خلوص]] نیز تنها از این راه ممکن است. [[خلوص]] را [[قدر]] و منزلتی است که تنها اهل ا«از آن آگاهند؛ در این راستا همین بس که [[خلوص]]، معیار پذیرش تمامی [[کارها]] است؛ و هر عملی از آن رنگ نپذیرد، هرچند به ظاهر بزرگ باشد ارزشی نخواهد داشت. از آنجا که [[محبت]] را مراتب و درجاتی چند است- و برخی از [[عارفان]]، مراتب آن را بیش از ده مرتبه دانسته‌اند -، از این‌رو مراتب [[اخلاص]] نیز به همین صورت بوده هر اندازه [[محبت]] اضافه شود، به [[خلوص]] نیز اضافه می‌شود؛ تا آنجا که [[بنده]] به مقامی رسد که بتواند [[اخلاص]] را در بالاترین مراتب آن به‌دست آورد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در همین [[مقام]] فرموده‌اند: "تو را از سر [[ترس]] از [[آتش]] و یا از سر [[طمع]] در [[بهشت]] [[عبادت]] نمی‌کنم، بلکه یافتمت که [[شایسته]] عبادتی از این‌رو به [[عبادت]] تو پرداختم"<ref>{{متن حدیث|" قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ :‏ مَا عَبَدْتُكَ‏ خَوْفاً مِنْ‏ نَارِكَ‏ وَ لَا طَمَعاً فِي جَنَّتِكَ وَ لَكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُك‏‏‏ ‏"}}</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۴.</ref>.
#'''تحصیل [[مقام تسلیم]]:''' به‌دست آوردن [[مقام تسلیم]] و [[رضا]] در این شمار است. این [[مقام]] نیز دارای مراتبی است، که تنها با شدت گرفتن [[محبت]] در [[قلب]] تشدید می‌شود؛ تا آنگاه که [[بنده]] به مقامی رسد، که [[بلا]] را نه تنها [[بلا]] نداند، که آن را از [[الطاف]] پنهان یا آشکار [[حضرت حق]] دریابد!؛ سخن منقول از [[حضرت]] [[زینب]]{{س}} در مجلس [[ابن زیاد]]، که آنچنان حزن‌آور و وحشت‌خیز بود که قلب‌ها را قطعه قطعه می‌کرد، تنها از همین [[مقام تسلیم]] مطلق خبر می‌دهد: "هیج چیز بجز زیبائی ندیدم!" <ref>{{عربی| مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا }}؛ متقل مقرم، خطبه حضرت زینب{{س}}.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۴-۲۵۵.</ref>.
#'''تحصیل [[مقام تسلیم]]:''' به‌دست آوردن [[مقام تسلیم]] و [[رضا]] در این شمار است. این [[مقام]] نیز دارای مراتبی است، که تنها با شدت گرفتن [[محبت]] در [[قلب]] تشدید می‌شود؛ تا آنگاه که [[بنده]] به مقامی رسد، که [[بلا]] را نه تنها [[بلا]] نداند، که آن را از [[الطاف]] پنهان یا آشکار [[حضرت حق]] دریابد!؛ سخن منقول از [[حضرت]] [[زینب]]{{س}} در مجلس [[ابن زیاد]]، که آنچنان حزن‌آور و وحشت‌خیز بود که قلب‌ها را قطعه قطعه می‌کرد، تنها از همین [[مقام تسلیم]] مطلق خبر می‌دهد: "هیج چیز بجز زیبائی ندیدم!" <ref>{{عربی| مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا }}؛ متقل مقرم، خطبه حضرت زینب{{س}}.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۴-۲۵۵.</ref>.
#'''فریفته نشدن به [[اعمال]] خود:''' یکی از آثار [[محبّت]]، آنست که مُحب، عمل خود را هرچند در ظاهر بزرگ باشد در مقابل [[محبوب]] کوچک و بی‌ارزش می‌‌بیند؛ از این‌رو دائماً خجلت‌زده بوده عمل خود را لائق بارگاه [[معشوق]] نمی‌یابد؛ از آنسو، هر آنچه از [[محبوب]] ببیند، هرچند به ظاهر کوچک باشد در نظر او بزرگ است و ارزشمند؛ از این‌رو باز در مقابل [[الطاف]] او خجلت‌زده و شرمگین است!. [[محبّان]] هرگز گرد مکروهات نیز نمی‌گردند؛ چرا که آن را در مقابل محبوبی که از آن [[نهی]] نموده است، بزرگ می‌‌شمارند. در بسیاری از [[روایات]]، از گریه‌های [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در برابر گناهانی که انجام داده‌اند، سخن رفته است. در این [[روایات]]، ایشان خود را [[گناه]] کار خوانده‌اند و از [[حضرت حق]] طلب پوزش کرده‌اند. این از آنروست که، ایشان در چنان مرتبه‌ای از [[محبّت]] واقع شده‌اند که توجّه به غیر [[حضرت حق]] را نیز [[گناه]] برشمرده، از آن [[استغفار]] می‌‌کنند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۵.</ref>.
#'''فریفته نشدن به [[اعمال]] خود:''' یکی از آثار [[محبّت]]، آنست که مُحب، عمل خود را هرچند در ظاهر بزرگ باشد در مقابل [[محبوب]] کوچک و بی‌ارزش می‌‌بیند؛ از این‌رو دائماً خجلت‌زده بوده عمل خود را لائق بارگاه [[معشوق]] نمی‌یابد؛ از آنسو، هر آنچه از [[محبوب]] ببیند، هرچند به ظاهر کوچک باشد در نظر او بزرگ است و ارزشمند؛ از این‌رو باز در مقابل [[الطاف]] او خجلت‌زده و شرمگین است!. [[محبّان]] هرگز گرد مکروهات نیز نمی‌گردند؛ چرا که آن را در مقابل محبوبی که از آن [[نهی]] نموده است، بزرگ می‌‌شمارند. در بسیاری از [[روایات]]، از گریه‌های [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در برابر گناهانی که انجام داده‌اند، سخن رفته است. در این [[روایات]]، ایشان خود را [[گناه]] کار خوانده‌اند و از [[حضرت حق]] طلب پوزش کرده‌اند. این از آنروست که، ایشان در چنان مرتبه‌ای از [[محبّت]] واقع شده‌اند که توجّه به غیر [[حضرت حق]] را نیز [[گناه]] برشمرده، از آن [[استغفار]] می‌‌کنند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۵.</ref>.
#'''[[مهرورزی]] به مخلوقات [[الهی]]:''' [[مهرورزی]] به آفریدگان نیز، در شمار آثار این صفت است. چرا که هرکس چیزی را [[دوست]] بدارد، آثار آن را نیز [[دوست]] خواهد داشت. [[حضرت حق]] نیز با اشاره به آنچه [[اهل‌بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} از [[مقام]] [[محبّت]] محض انجام داده‌اند، می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند (با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی » سوره انسان، آیه ۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۵-۲۵۶.</ref>.
#'''[[مهرورزی]] به مخلوقات [[الهی]]:''' [[مهرورزی]] به آفریدگان نیز، در شمار آثار این صفت است. چرا که هرکس چیزی را [[دوست]] بدارد، آثار آن را نیز [[دوست]] خواهد داشت. [[حضرت حق]] نیز با اشاره به آنچه [[اهل‌بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} از [[مقام]] [[محبّت]] محض انجام داده‌اند، می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند (با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۵-۲۵۶.</ref>.
#'''[[زمینه سازی]] برای برخی [[مقامات]] دیگر:''' به‌دست آوردن بسیاری از حالات [[عرفانی]]، که یکایک آنها در شمار [[غنائم]] بسیار ارزشمند است نیز، در گرو وجود [[محبّت]] در [[قلب]] سالک است؛ حالاتی همچون [[خضوع]]، [[خشوع]]، [[تفکّر]] و [[تدبّر]]، [[عبادت]] و دعاء و اِنابت، در این شمار است. به این [[حدیث]] بنگرید: "دو رکعت [[نماز]] در [[دل]] شب، نزد من [[دوست]] داشتنی‌تر است از [[دنیا]] و تمامی آنچه که در اوست"<ref>{{متن حدیث| الرَّكْعَتَانِ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا}}؛ وسائل الشیعة، ج ۵، ص ۲۷۶.</ref>. آیا این سخن جز از چنین مقامی صادر شده است؟!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۶.</ref>.
#'''[[زمینه سازی]] برای برخی [[مقامات]] دیگر:''' به‌دست آوردن بسیاری از حالات [[عرفانی]]، که یکایک آنها در شمار [[غنائم]] بسیار ارزشمند است نیز، در گرو وجود [[محبّت]] در [[قلب]] سالک است؛ حالاتی همچون [[خضوع]]، [[خشوع]]، [[تفکّر]] و [[تدبّر]]، [[عبادت]] و دعاء و اِنابت، در این شمار است. به این [[حدیث]] بنگرید: "دو رکعت [[نماز]] در [[دل]] شب، نزد من [[دوست]] داشتنی‌تر است از [[دنیا]] و تمامی آنچه که در اوست"<ref>{{متن حدیث| الرَّكْعَتَانِ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا}}؛ وسائل الشیعة، ج ۵، ص ۲۷۶.</ref>. آیا این سخن جز از چنین مقامی صادر شده است؟!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۶.</ref>.
#'''ورود به مراتب لقاء:''' [[مقام]] [[محبّت]]، [[قلب]] [[انسان]] را [[عرش]] [[حضرت حق]] قرار داده تنها او را در آن به تخت [[حکومت]] می‌نشاند. این مرتبه، نخستین مراتب لقاء است. [[حضرت]] اباعبدالله [[حسین بن علی]]{{ع}} در دعاء [[عرفه]] می‌‌فرمایند: "خدایا! تو آن کسی هستی که اغیار را از [[قلوب]] دوستدارانت ستر دی، تا غیر تو را [[دوست]] نداشته باشند و به غیر تو [[پناه]] نبرند"<ref>{{متن حدیث| أَنْتَ الَّذِي أَزَلْتَ الْأَغْيَارَ عَنْ قُلُوبِ أَحِبَّائِكَ حَتَّى لَمْ يُحِبُّوا سِوَاكَ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى غَيْرِكَ}}؛ بحار الأنوار، ج ۹۸، ص ۲۲۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۶-۲۵۷.</ref>.
#'''ورود به مراتب لقاء:''' [[مقام]] [[محبّت]]، [[قلب]] [[انسان]] را [[عرش]] [[حضرت حق]] قرار داده تنها او را در آن به تخت [[حکومت]] می‌نشاند. این مرتبه، نخستین مراتب لقاء است. [[حضرت]] اباعبدالله [[حسین بن علی]]{{ع}} در دعاء [[عرفه]] می‌‌فرمایند: "خدایا! تو آن کسی هستی که اغیار را از [[قلوب]] دوستدارانت ستر دی، تا غیر تو را [[دوست]] نداشته باشند و به غیر تو [[پناه]] نبرند"<ref>{{متن حدیث| أَنْتَ الَّذِي أَزَلْتَ الْأَغْيَارَ عَنْ قُلُوبِ أَحِبَّائِكَ حَتَّى لَمْ يُحِبُّوا سِوَاكَ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى غَيْرِكَ}}؛ بحار الأنوار، ج ۹۸، ص ۲۲۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۶-۲۵۷.</ref>.
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش