بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷۱: | خط ۷۱: | ||
==مقام قاب قوسین و حقیقت نبوت== | ==مقام قاب قوسین و حقیقت نبوت== | ||
از مقام «قاب قوسین» به عنوان منبع و مرجع حقیقت نبوت و رسالت یاد شده است، زیرا عاِلم ـ پیامبر(صلی الله علیه و آله) ـ علم را با حقیقت وجودش دریافته است. <ref> مشارق الدراری،شرح تائیه ابن فارض، ص 523 - 524 </ref> | |||
==گستره وجودی [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]] {{صل}} در نگاه [[امام خمینی]]== | ==گستره وجودی [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]] {{صل}} در نگاه [[امام خمینی]]== | ||
ایشان در بحث ذو مراتب بودن نفس انسان در قوس صعود و نزول به عظمت حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) می پردازد و بحث فلسفی را آمیخته با قرآن این گونه مطرح می نماید: «البته حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) بشر است ولی کیف بشر؟ «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکمْ یوحَی إِلَی؛ بگو که من مانند شما بشری هستم که به من وحی می رسد.» <ref> سورۀ کهف، آیۀ 110 </ref> وحی وجه تفارق است و بالجمله پیامبر در حالی که «یأْکلُ الطَّعَامَ وَ یمْشِی فِی الْأَسْوَاقِ»، <ref> سورۀ فرقان، آیۀ 7 </ref> «ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّی» <ref> سورۀ نجم، آیۀ 8 </ref> نیز هست. <ref> امام خمینی(ره)، تقریرات فلسفه، ج 1، ص 293 </ref> | |||
==ضرورت و ماهیت پیامبری و نبوت== | ==ضرورت و ماهیت پیامبری و نبوت== | ||
===نگاه برخی از متکلمان=== | ===نگاه برخی از متکلمان=== | ||
متکلمان ضرورت نبوت و پیامبری را مبتنی بر «قاعده لطف» کرده اند. شیخ مفید در قالب پرسش و پاسخ بیان فرموده: | |||
«اگر سؤال شود شما چه دلیلی دارید بر اینکه فرستادن پیامبران و رسولان ضروری است، پاسخ می گوییم: فرستادن پیامبران و رسولان لطف است و لطف لازم و ضروری است. پس فرستادن پیامبران و رسولان ضروری است.» <ref> النکت الاعتقادیه، چاپ شده در مؤلفات الشیخ المفید، ج 10، ص 35 </ref> | |||
خواجه نصیر طوسی ضمن اشاره به این دلیل به تبیین لطف بودن بعثت پیامبران پرداخته است. وی چنین آورده: «بعثت پیامبران واجب و ضروری است، چرا که پی آمد بعثت پیامبران این است، پیامبر دستورات و تکالیف سمعی را به مردم ابلاغ می کند و تکالیف سمعی و حقیقت بازگو کننده تکالیفی اند که عقل بدان حکم می کنند.» <ref> تجرید الاعتقاد، چاپ شده در کشف المراد، ص 375 </ref> | |||
علامه حلّی در توضیح این دلیل آن را به شکل صغرا و کبرای منطقی ارائه می نماید: «از وجود و کمالات «نبی» در مبحث عرفان «انسان کامل» تعبیر گردیده و بحث انسان کامل در این دو وادی بلند معرفت و دانش برگشت به نبوت در اعلی مرتبه آن که نبوت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و خاتم پیامبران است دنبال گردیده. اما در علم کلام از طریق تبیین فوائد و آثار بعثت انبیا با تمسک به قاعده لطف به این مسأله پرداخته شده است. <ref> کشف المراد، شرح تجرید الاعتقاد، مقصد 4، مسأله 1، ص 481 </ref> | |||
معتزله می گویند، بعثت پیامبران ضروری است و دلیل آنان چنین است، تکالیف سمعی پیامبر و امام در معنای اول با هم مشارکت دارند؛ چه آنکه هر دو از لحاظ گفتار و کردار مقتدای مردم هستند. بنابراین معنا هر پیامبری امام است، لیکن در معنای دوم هیچگونه ملازمه و مشارکتی میان امام و پیامبر نیست، چه آنکه ممکن است پیامبر صرفاً مأموریت ابلاغ پیام الهی به مردم داشته و وظیفه ای در قبال اجرای آنها نداشته باشد؛ یعنی امام نباشد. <ref> سعید، جایگاه مبانی کلامی در اجتهاد، ص 372 </ref> | |||
===دیدگاه برخی از حکما=== | ===دیدگاه برخی از حکما=== | ||
بحث ضرورت وجود نبی یا همان انسان کامل در تعبیر عرفاء، در فلاسفه نیز مانند کلام از راه وجوب نبوت و خلافت، طرح و تثبیت شده است؛ بدین بیان که نبوت موهبتی الهی است و انسان کامل در هر دو جنبۀ عقل نظری و عقل عملی خود به آن نایل می شود و مردم را از تاریکی و ظلمت رهایی داده و به سوی نور هدایت می کند تا در دنیا نظام عدل برقرار کنند و در آخرت به سعادت ابدی برسند، لذا حکیم بزرگ ابو علی سینا در این باره می گوید: «پس نیاز به وجود این انسان(نبی) در بقاء و استمرار نوع انسانی بیشتر است از نیاز به مژه چشم و ابرو و گودی زیر پا و مانند آن از منافع دیگر که انسان در وجودش نیاز به آنها نداشته است. پس امکان ندارد، عنایت ازلی حق سبحانه اقتضا کند که اینگونه منافع آفریده شود، اما وجود نبی که اساس زندگی انسانی را شکل می دهد اقتضا نکند. بنابراین وجود پیامبر واجب است، چه اینکه لازم است او از نوع انسان بوده و خصوصیت و کمالاتی را داشته باشد که سایر مردم از آن بهره ای ندارند». <ref> الشفاء، الهیات، مقاله 10، فصل 2، ص 441؛ ر. ک. آموزه های عرفانی از منظر امام علی(علیه السلام)، ص 172 </ref> | |||
===استدلال [[ابن سینا|شیخ الرئیس]]=== | ===استدلال [[ابن سینا|شیخ الرئیس]]=== | ||
استدلال ایشان مبتنی بر مقدماتی است: | |||
1. انسان به تنهایی قادر به ادامه حیات نیست بلکه حیات وی وابسته به زندگی اجتماعی است؛ | |||
2. زندگی اجتماعی نیازمند قانونگذاری عالم و عادل است؛ | |||
3. شارع و قانونگذار باید دارای ویژگی باشد که مردم از قانون وی اطاعت کنند؛ یعنی باید از امتیاز معجزه برخوردار باشد تا معلوم گردد، این قوانین از سوی خداست. <ref> الاشارات و التنبیهات، ج 3 ص 371؛ الهیات شفا ص 441؛ النجاه، ص 708 </ref> | |||
تکیه این استدلال بر نیازمندی بشر به قانونگذاری است و حیات اجتماعی انسان به قانون و شریعتی نیاز دارد که آورندۀ آن مصون از خطا و برخوردار از نعمت معجزه باشد که همان مسأله پیامبری و نبوت است. | |||
ابن سینا می فرماید: «کسی می تواند به مقام نبوت برسد که از لحاظ عقل نظری به مرتبه عقل مستفاد برسد و تمام حقایق عالم هستی را با وجود عینی خود دریابد و خود نوعی عالم علمی شبیه عالم عینی شده و از قدرت حدسی برخوردار باشد و یا به تعبیر قرآن کریم: «یکادُ زَیتُها یضیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ» <ref> سورۀ نور، آیۀ 144 </ref> باشد ؛ یعنی به گونه ای باشد که گویا بدون آموزگار به حقایق علوم دست می یابد. این نوعی از نبوت بلکه بالاترین نیروی نبوت است و سزاوار است که این نیرو قوۀ قدسی نامیده شود». <ref>الشفاء الطبیعیات، ج 2، کتاب نفس، مقاله 5، فصل 6، ص 221 </ref> | |||
به لحاظ عقل عملی به کلی معتقدند، انسان کامل یا نبی و پیامبر از مقام و منزلتی برخوردار است که عالم هستی به منزله بدن و او به منزله نفس عالم است؛ یعنی همانطور که نفس، بدن را تدبیر می کند، پیامبر نیز می تواند با قدرت قاهرۀ معنوی و روحی خود در عالم تصرف کند و از این راه برای اثبات نبوت خویش معجزه بیاورد. <ref> آموزه های عرفانی، ص174 </ref> | |||
لذا معلم ثانی(فارابی) در این باره چنین گفته است: «روح نبوت به قوه ای قدسی اختصاص دارد که غریزۀ عالم خلق اکبر در پیشگاه او رام و مطیع است، همچنانکه غریزۀ عالم خلق اصغر (بدن انسان) به مقام روح او تسلیم است، بدین جهت روح نبوت معجزه هایی را انجام می دهد که کاملاً از قدرت دیگران خارج است». <ref> نصوص الحکم بر فصوص الحکم، فصل 33، ص 188 </ref> | |||
===دیدگاه امام خمینی=== | ===دیدگاه امام خمینی=== | ||
ایشان پیرامون مبحث قضا در کتاب الرسائل چنین می نویسد: «اشکالی نیست که در این اصل و قاعده نافذ نبودن حکم انسانی در حق دیگری است خواه این حکم در باب قضاوت باشد یا غیر آن، حاکم، نبی باشد یا وصی نبی یا غیر از آنها و صرف نبوت، رسالت، وصایت و علم در هر مرتبه ای که باشد و دیگر فضائل، موجب نفوذ حکم صاحب آن مناصب نمی شود و باعث اعتبار قضاوت او نمی گردد. آنچه عقل حکم می کند این است که حکم خداوند متعال درباره مخلوقش نافذ است، بدلیل اینکه خود، مالک و خالق آنهاست؛ زیرا خداوند، مالک و خالق آنها است، و تصرف خدا در خلقش هر گونه تصرفی باشد، تصرف در ملک و سلطنت خودش می باشد.» <ref> الرسائل، ج 2، ص 100 </ref> | |||
امام، در ادامه به سلطنت ذاتی الهی پرداخته و سلطنت دیگران را بسته به اذن و جعل الهی می داند و می گوید: «اما خداوند نبی را برای خلافت و حکومت به طور کلی- چه قضاوت و چه غیر آن- نصب کرده است، بنابراین پیامبر(صلی الله علیه و آله) از طرف خدا بر مردم سلطنت دارد و خداوند فرموده: «النَّبِی أَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» <ref> سورۀ احزاب، آیۀ 6 </ref> و در ادامه به آیات 62 و 68 سوره نساء اشاره می نماید و می گوید: «بعد از پیامبر حکومت و سلطنت به ائمه اطهار(ع) می رسد.» <ref> الرسائل، ج 2، ص 100 </ref> | |||
امام، در جای دیگر نیز حق حاکمیت را برای پیامبر از جانب خداوند دانسته و شأن تبلیغ احکام و قوانین الهی را برخاسته از جوهره نبوت می داند. بیان ایشان چنین است: «خداوند حق حاکمیت بر انسانها را برای پیامبر(صلی الله علیه و آله) قرار داده است. همچنین این حق حاکمیت برای امیرالمؤمنین و امامان معصوم(علیهم السلام)،از جانب خداوند یا از جانب پیامبر(صلی الله علیه و آله) به دستور خداوند قرار داده شده است. اساس حاکمیت و مسئولیت های ناشی از آن، غیر از اساس تبلیغ احکام و قوانین الهی است که شأنی برخاسته از جوهره رسالت و نبوت پیامبر(صلی الله علیه و آله) است.» <ref> المکاسب المحرمه، ج 2 ، ص 105 </ref> | |||
در این بیان نیز به این نکته تصریح شده است که حق حاکمیت و اعمال قدرت بر مردم درباره پیامبر و امامان معصوم(علیهم السلام)، از ادلۀ درون دینی استفاده شده است و ملازمه ای میان اساس حق حاکمیت و تبلیغ احکام نیست و آن شأنی که برخاسته از شأن نبوت و رسالت پیامبر گرامی اسلام(صل الله علیه و آله) است در تبلیغ و پیام رسانی است. بنابراین اثبات سایر مناصب برای پیامبر و امام و سایرین، نیازمند ادله جداگانه است. <ref> جایگاه مبانی کلامی در اجتهاد، ص 373 </ref> | |||
از آنچه گذشت می توان دریافت که مفهوم نبوت و پیامبری از دیدگاه امام خمینی با دیدگاه رایج در میان متکلمان شیعه تفاوتی ندارد. | |||
«دریافت و ابلاغ پیام الهی» هویت نبوت و پیامبری است و هیچگونه ملازمه ای میان هویت نبوت و شؤون پیامبر نظیر منصب امامت، قضاوت و ... وجود ندارد» <ref> جایگاه مبانی کلامی در اجتهاد، ص 373</ref> | |||
==تبیین حقیقت [[نبوت]]== | ==تبیین حقیقت [[نبوت]]== | ||