بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۱۰: | خط ۱۱۰: | ||
==تبیین حقیقت [[نبوت]]== | ==تبیین حقیقت [[نبوت]]== | ||
حقیقت نبوت نیروی گیرندۀ حقایق و سروش های غیبی است به صورت القاء وجودی و تعلیم روانی که حقیقت آنها را پیامبران در روان خود می یابند و هرگز در مورد آنچه به آنان القا می شود تردید نخواهند داشت. حقیقت نبوت تعلیم وجودی است؛ یعنی ارتباط روح قدسی پیامبران با دستگاه ربوبی. <ref> انوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 13، ص 24؛ انوار درخشان، ج 6، ص 15 </ref> | |||
===دیدگاه امام خمینی درباره حقیقت نبوت=== | ===دیدگاه امام خمینی درباره حقیقت نبوت=== | ||
امام همچون ملاصدرا، برهان و عرفان را در خدمت قرآن قرار می دهد. امام، قرآن را «سرچشمه علم رحمانی و فیض سبحانی» و به دور از تصرف هوا و نفس اماره و دیو پلید شیطان» <ref> شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 5 </ref> و مرکز همه عرفان ها و مبدأ همه معرفت ها می داند. | |||
ایشان نبوت را اینگونه تعریف می نماید: «نبوت عبارت است از آنکه حقایقی را که در هویت غیبی نهان است، بر آیینه های صیقلی که استعداد آن را دارند (پیامبران) که وجه غیبی در آنها به حسب استعدادشان از حضرت غیب نازل شده، به واسطه این فیض اقدس در آنها ظهور یابد، اظهار شود». <ref> مصباح الهدایه، ص 17 </ref> | |||
از دیدگاه امام خمینی در مفهوم پیامبری و نبوت، دریافت وحی و تأسیس شریعت و احکام و قانونگذاری به عنوان مؤلفه های اصلی ذکر گردیده است. بیان ایشان چنین است: «معنی پیغمبری که در پارسی پیامبری است و در عربی "رسالت یا نبوت" است، عبارت از آن است که خداوند عالم یا توسط ملائکه و یا بی واسطه کسی را برانگیزد برای تأسیس شریعت و احکام و قانونگذاری در بین مردم. هر کس چنین شد پیغمبر، یعنی پیام آور است، چه ملائکه بر او نازل شود یا نشود و هر کس این سمت را نداشت و مأمور این کار نبود پیغمبر نیست چه ملائکه را ببیند یا نبیند.» <ref> کشف اسرار، ص 126؛ نبوت از دیدگاه امام خمینی، ص 25 </ref> | |||
در این تعریف واژه های پیغمبری، پیامبری، رسالت و نبوت با هم به یک معنا به کار رفته و در آن به چند مؤلفه اصلی اشاره گردیده است: | |||
1. اینکه پیامبر و نبی و رسول کسی است که بی واسطه یا با واسطه ملائکه از جانب خدای متعال بر انگیخته شده باشد. | |||
2. این انگیزش برای تأسیس شریعت و احکام و برای قانونگذاری در بین مردم باشد. | |||
پس نبوت از نگاه امام خمینی گاهی بدین معنا است: «کسی پیام آور احکام خداوند باشد و فرقی نمی کند که آن احکام به خود او نازل شده یا شریعت پیامبر اولوالعزم دیگری باشد ولی او به دستور خداوند مأمور ابلاغ و اجرای آن شریعت گردیده باشد». <ref> پیامبراعظم در نگاه عرفانی امام خمینی(س)، ص 226 </ref> | |||
امام در بیان دیگر در حقیقت نبوت و پیامبری به کشف و بسط حقایق و درک و حفظ وحدت و کثرت اشاره می نماید: «حقیقت نبوت عبارت است از کشف حقایق و بسط حقایق، اگر کسی بتواند وحدت و کثرت را با هم ادراک و حفظ کند قهراً نبی است و چیز دیگری لازم نیست. این همان حقیقت نبوت است.» <ref> تقریرات فلسفه امام خمینی(س)، ج 3، ص 352 </ref> | |||
از آنجایی که دیدگاه امام خمینی درباره حقیقت هستی دیدگاه وحدت نگر هست، رسالت پیامبر را دعوت و هدایت انسانها به سوی توحید می داند که این امر در صورتی به صورت حقیقی و به معنای واقعی کلمه میسّر است که پیامبر وحدت و کثرت را با هم درک نماید و عالم ملک و ملکوت را با هم حفظ کند تا به بسط حقیقت توحید موفق شود: «هر کس توانست این طور باشد که نه عالم غیب او را از عالم طبیعت باز دارد و نه عالم طبیعت او را از مشاهده غیبیه برباید. او نبی است.» <ref> تقریرات فلسفه امام خمینی(س)، ج 3، ص 351 </ref> | |||
==نبوت تعریفی و تشریعی در عرفان== | ==نبوت تعریفی و تشریعی در عرفان== | ||
نبوت از منظر عرفا به دو قسم تعریفی و تشریعی تقسیم می شود، نبوت تعریفی إخبار از حقایقی چون ذات، اسماء و صفات و افعال حق تعالی است. در نبوت تشریعی، علاوه بر إخبار از حقایق یاد شده فوق، نبی به تبلیغ آیات و احکام و تأدیب به اخلاق الهی و تعلیم حکمت و پرداختن به امر سیاست نیز می پردازد. | |||
==مراتب نبوت == | ==مراتب نبوت == | ||
حقیقت نبوت و خبر دادن و تعلیم توسط انبیای الهی را دارای مراتب مختلف است که هر کدام با دیگری متفاوت اند و بررسی هر کدام زبان خاص خودش را دارد. نبوت به 5 مرتبه تقسیم و رتبه بندی شده است: | |||
===نبوت در مرتبه عالم طبیعت یا نبوت تشریعی=== | ===نبوت در مرتبه عالم طبیعت یا نبوت تشریعی=== | ||
اولین مرتبه اینکه برای صاحبان زندان طبیعت و قبور تاریک عالم طبیعت است. <ref> مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، ص 39- 38 </ref> این همان نبوت تشریعی است که پیامبران الهی برای هدایت انسان هایی آمده اند که در دام طبیعت گرفتار آمده و تحت تأثیر هوای نفس و دامهای دنیا در مسیر شیطان و خود خواهی، ظلم، بی عدالتی و آلودگیها گام برداشته اند و از مسیر هدایت و نور دوری گزیده اند. پیامبران آمده اند تا انسانها را از این گرفتاریها نجات دهند. | |||
===انباء در عالم عقول=== | ===انباء در عالم عقول=== | ||
===انباء | |||
===نبوت [[حقیقت محمدیه]] {{ | دومین مرتبه مرتبۀ «انباء» و خبر دادن برای اهل سِرّ از روحانیون و ملائکه مقربین است؛ <ref> مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، ص 39- 38 </ref> در توضیح این مرتبه گفته شده است: «عقول مختلف با تنزل وجودشان و اختلاف مقام شان نسبت به دیگران نقش نبی و مربی را دارند؛ عقلِ مافوق نسبت به عقلِ مادون با اخبار از امور دیگر و تربیت عقل مادون، نقش نبوت را ایفا می کند که بازرترین آن تعلیم اسماء توسط ملائکه به حضرت آدم(ع) است. <ref> آیین خاتم، ص 62- 61؛ ر. ک: مصباح الهدایه، ص 43 </ref> | ||
===انباء در مرتبه حضرت اسم اعظم=== | |||
مرتبه دیگری از انباء و تعلیم آن است که از ناحیه حضرت، اسم اعظم (الله) ـ که رب انسان کامل (پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)) است ـ برای حقیقت اطلاقیه رخ داد. <ref> مصباح الهدایه، ص39- 38؛ نبوت از دیدگاه امام خمینی(س)، ص 29 </ref> در این مرحله اسم اعظم الهی نفس قدسی نبوی را تعلیم و تربیت می دهد. <ref> آیین خاتم، ص 61 </ref> | |||
و اینگونه است که پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) که خاتم پیامبران الهی است تحت تعلیم اسم اعظم قرار می گیرد. | |||
===نبوت [[حقیقت محمدیه]] {{صلی الله علیه و آله}}=== | |||
مرتبه دیگر آن است که از حضرت، عین ثابت محمدی(صلی الله علیه و آله) برای اعیان ثابته رخ داد. امام خمینی بر این اعتقاد است که بعد از مقام واحدیت توسط تجلی اسم اعظم الهی «عین ثابت» انسان کامل یعنی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) ظاهر و خلق شد که آن عین ثابت مظهر و تجلی اسم اعظم الهی است. وجود آن، اولین ظهور در نشئه اعیان ثابته است که در حقیقت به تعبیر امام، عین ثابت پیامبر اسلام کلید کلیدهای خزائن الهی است. | |||
===انباء حضرت اسماء در مقام واحدیت== | ===انباء حضرت اسماء در مقام واحدیت== | ||
مرتبه برتر از دو مرتبۀ قبلی برای حضرت اسماء در مقام «واحدیت» و نشئه علمیه جمعیه از حضرت اسم الله اعظم به مقام ظهورش رخ داد و بالاتر از این مرتبه، دیگر انباء و ظهوری نیست بلکه هرچه هست بطون و کمون است. <ref> نبوت از دیدگاه امام خمینی(ره)، ص 29 </ref> | |||
بالاترین مرتبه نبوت در مقام واحدیت و نشئه علمیه حضرت جمعی صورت می گیرد که با ظهور اسم اعظم «الله» در این مقام تحقق پیدا می کند. توضیح اینکه: اسم اعظم «الله» دو وجه دارد؛ یکی وجه غیبی و کمون آن است که از این وجه رخ به سوی ذات حق دارد و منزه از ظهور است که «لن ترانی» گویای این وجه است. و وجه دیگر آن، ظهور و تجلی آن در مقام واحدیت است، بنابراین، اسم اعظم «الله» با وجه غیبی خود، حقایق را از حضرت ذات می گیرد و در مقام واحدیت ظاهر می نماید البته ابناء و خبر دادن در هر مرتبه به حسب خودش می باشد: «واژۀ «نبی» به اسم اعظم اطلاق نمی شود. نبی مطلق که با تکلم ذاتی در حضرت واحدیت سخن گفته و حقایق هویت غیبی را در آینه اسماء منعکس نموده، اسم اعظم «الله» است و معنای «انباء» در این مقام عبارت از اظهار حقایق مستور در هویت غیبی، در مرائی(آینه ها) صیقل یافته مستعد اسماء است.» <ref> مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، ص40 </ref> | |||
انبیاء هر کدام در کشف و بسط حقایق قوی تر باشد مرتبه اش عالی تر خواهد بود: «... انبیای سلف، هم کشف داشتند، هم بسط. اما نه به طور اطلاق، بلکه فی الجمله چون در این معنی مختلف بودند؛ چنانکه اولی العزم، کشف و بسط حقایق را بیشتر داشتند و وجود نازنین احمدی(صلی الله علیه و آله) که کشف تام و بسط تمام و تام داشت، خاتم شد و خاتم پیامبران گردید؛ یعنی به آن نحوی که ممکن است حقیقت کشف شود، برای حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) کشف بود و به آن مقداری که ممکن است حقایق بسط شود برای حضرت بسط نمود و لذا دیگر ممکن نیست کشف و بسط اتمّ از این باشد تا نبوت دیگری حاصل آید، چون صرف الشیء لایتکرّر.» <ref> تقریرات فلسفه، ج3، ص351 </ref> | |||
==ولایت و نبوت== | ==ولایت و نبوت== | ||