←معنای حقیقت
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
*خداوند متعال، گنج مخفی بود و دوست داشت در مظاهری تجلّی نماید، لذا در قالب اسماء و صفات جلوه نمود و برای تجلی حق زمین نیاز به خلیفهای بود تا از اسماء و صفات خداوند برای مردم خبر دهند و اینگونه بود که بستر [[نبوت]] فراهم آمد و حقیقت [[پیامبر]]، خاستگاه [[نبوت]] گردید. حقیقت [[نبوت]]، فیض و لطف الهی است برای هدایت انسان، به همین لحاظ در طول تاریخ دانشمندان، عارفان، متکلمان و حکیمان بسیاری نسبت به [[نبوت]] و پیامبری و برخی از شئونات و مسئولیتهای آن، تحقیقات ارزندهای عرضه نمودهاند. در این میان حقیقت و عصارۀ [[نبوت]] و وسعت وجودی [[پیامبر خاتم]]{{صل}} خیلی بلند مرتبهتر از آن چیزی است که افراد عادی بدان میاندیشند. محققان عرصه دین بیشتر جنبهها و شئونات برگرفته از آیاتی نظیر آیه:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ }}﴾}}<ref> بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی میشود؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref> و مانند آنرا استنباط کردهاند و حقایق فراتر از آن که در آیاتی همچون آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى }}﴾}}<ref> سپس نزدیک شد و فروتر آمد.آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید؛ سوره نجم، آیه: ۸ - ۹.</ref> به ابعاد وجودی [[پیامبر خاتم]]{{صل}} اشاره دارد، کمتر طرح و تبیین شده است. این بدان جهت است که زمینۀ فهم معارف بلند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى }}﴾}} برای هر کس میسر نیست. | *خداوند متعال، گنج مخفی بود و دوست داشت در مظاهری تجلّی نماید، لذا در قالب اسماء و صفات جلوه نمود و برای تجلی حق زمین نیاز به خلیفهای بود تا از اسماء و صفات خداوند برای مردم خبر دهند و اینگونه بود که بستر [[نبوت]] فراهم آمد و حقیقت [[پیامبر]]، خاستگاه [[نبوت]] گردید. حقیقت [[نبوت]]، فیض و لطف الهی است برای هدایت انسان، به همین لحاظ در طول تاریخ دانشمندان، عارفان، متکلمان و حکیمان بسیاری نسبت به [[نبوت]] و پیامبری و برخی از شئونات و مسئولیتهای آن، تحقیقات ارزندهای عرضه نمودهاند. در این میان حقیقت و عصارۀ [[نبوت]] و وسعت وجودی [[پیامبر خاتم]]{{صل}} خیلی بلند مرتبهتر از آن چیزی است که افراد عادی بدان میاندیشند. محققان عرصه دین بیشتر جنبهها و شئونات برگرفته از آیاتی نظیر آیه:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ }}﴾}}<ref> بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی میشود؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref> و مانند آنرا استنباط کردهاند و حقایق فراتر از آن که در آیاتی همچون آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى }}﴾}}<ref> سپس نزدیک شد و فروتر آمد.آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید؛ سوره نجم، آیه: ۸ - ۹.</ref> به ابعاد وجودی [[پیامبر خاتم]]{{صل}} اشاره دارد، کمتر طرح و تبیین شده است. این بدان جهت است که زمینۀ فهم معارف بلند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى }}﴾}} برای هر کس میسر نیست. | ||
== | ==واژه شناسی لغوی== | ||
*واژه حقیقت در لغت نامههای فارسی، عبارت است از آنچه وجود خارجی و واقعی دارد، آنچه با واقعیت سازگاری داشته باشد، هر نوع سخن و اطلاعاتی که واقعیت را بیان می کند، امر مسلّمِ غیر قابل انکار، مانند سوزندگی برای آتش<ref> فرهنگ بزرگ سخن، ص ۲۵۶۰ – ۲۵۶۱؛ لغتنامه دهخدا، ج ۶، ص ۸۰۳۶ </ref>. | *واژه حقیقت در لغت نامههای فارسی، عبارت است از آنچه وجود خارجی و واقعی دارد، آنچه با واقعیت سازگاری داشته باشد، هر نوع سخن و اطلاعاتی که واقعیت را بیان می کند، امر مسلّمِ غیر قابل انکار، مانند سوزندگی برای آتش<ref> فرهنگ بزرگ سخن، ص ۲۵۶۰ – ۲۵۶۱؛ لغتنامه دهخدا، ج ۶، ص ۸۰۳۶ </ref>. | ||
*اما در لغتنامههای عربی که به شکل "حقیقة" نوشته میشود نیز معانی مشابه آنچه ذکر شد، برای آن ذکر شده است؛ مثلاً، چیزی که ثبات و وجود دارد<ref> المفردات، ص ۲۴۷ – ۲۴۸.</ref>، کُنه شی<ref> مجمع البحرین، ج ۵، ص ۱۴۸.</ref> منتهی و اصل شی و ثبوت و مطابقت با واقع <ref>التحقیق فی کلمات القرآن، ج ۲، ص ۲۱۶ – ۲۶۲.</ref> حق و وجوب و یقین شأن امری و آنچه بر اصل وضعش استعمال شود در مقابل مجاز <ref> لسان العرب، ج ۱۰، ص ۵۲؛ کتاب العین، پیشین، ج ۳، ص ۶ </ref> | *اما در لغتنامههای عربی که به شکل "حقیقة" نوشته میشود نیز معانی مشابه آنچه ذکر شد، برای آن ذکر شده است؛ مثلاً، چیزی که ثبات و وجود دارد<ref> المفردات، ص ۲۴۷ – ۲۴۸.</ref>، کُنه شی<ref> مجمع البحرین، ج ۵، ص ۱۴۸.</ref> منتهی و اصل شی و ثبوت و مطابقت با واقع <ref>التحقیق فی کلمات القرآن، ج ۲، ص ۲۱۶ – ۲۶۲.</ref> حق و وجوب و یقین شأن امری و آنچه بر اصل وضعش استعمال شود در مقابل مجاز <ref> لسان العرب، ج ۱۰، ص ۵۲؛ کتاب العین، پیشین، ج ۳، ص ۶ </ref> | ||
==کاربرد واژه حقیقت در اصطلاح== | ==کاربرد واژه حقیقت در اصطلاح== | ||