←وحی در اصطلاح
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
* هرگاه وحی بهطور مطلق و بدون قرینه به کار رود، بر [[وحی رسالی]] دلالت دارد. عقل عادی انسان نمیتواند جزئیات وحی را درک کرده و از آن تعریفی دقیق ارائه دهد. | * هرگاه وحی بهطور مطلق و بدون قرینه به کار رود، بر [[وحی رسالی]] دلالت دارد. عقل عادی انسان نمیتواند جزئیات وحی را درک کرده و از آن تعریفی دقیق ارائه دهد. | ||
* مفهوم اصطلاحی وحی، مکالمات و افاضات تشریعی خداوند بر انسانهای برگزیده است: {{عربی|اندازه=150%|"و قد عرفوه شرعاً بأنه اعلام الله تعالی لنبی من انبیائه بحکم شرعی و نحوه... بأنه عرفان یجده من نفسه مع الیقین بأنه من قبل الله بواسطه أو بغیر واسطة"}} <ref> شیخ محمد عبده </ref>. و برخی وحی را اعلام نمودن [[شریعت]] دانسته است. <ref> سیوطی </ref>. | * مفهوم اصطلاحی وحی، مکالمات و افاضات تشریعی خداوند بر انسانهای برگزیده است: {{عربی|اندازه=150%|"و قد عرفوه شرعاً بأنه اعلام الله تعالی لنبی من انبیائه بحکم شرعی و نحوه... بأنه عرفان یجده من نفسه مع الیقین بأنه من قبل الله بواسطه أو بغیر واسطة"}} <ref> شیخ محمد عبده </ref>. و برخی وحی را اعلام نمودن [[شریعت]] دانسته است. <ref> سیوطی </ref>. | ||
* | *وحی از لوازم [[نبوت]] است که نوعی تکلیم الهی است و نبوت بر آن توقف دارد: {{عربی|اندازه=150%|"و قد قرر الادب الدینی فی الاسلام أن لا یطلق الوحی علی غیر ما عند الانبیاء و الرسل من تکلیم الهی"}}. <ref> علامه طباطبایی </ref>. در مجموع میتوان گفت: در وحی الهی به پیامبران، همان خصیصه اصلی "آگاهی بخشی رمزی و فوری" وجود دارد <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۳۴-۳۶؛ [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص ۲۳-۲۵.</ref>. | ||
* بنابراینچنین مواردی نمیتواند وحی اصطلاحی باشد: | * بنابراینچنین مواردی نمیتواند وحی اصطلاحی باشد: | ||
** وحی به معنای [[الهام]] امور باطل | ** وحی به معنای [[الهام]] امور باطل | ||