برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{امامت}}
| | #تغییر_مسیر [[هفتم ذیحجه]] |
| {{مدخل مرتبط
| |
| | موضوع مرتبط = ذی حجه
| |
| | عنوان مدخل = هفتم ذی حجه
| |
| | مداخل مرتبط = [[هفتم ذی حجه در حدیث]] - [[هفتم ذی حجه در تاریخ اسلامی]]
| |
| | پرسش مرتبط =
| |
| }}
| |
| | |
| ==[[شهادت امام باقر]]{{ع}}==
| |
| | |
| ==[[مرجعیت]] [[فکری]] و [[دینی]]==
| |
| امام باقر{{ع}} در این مدت با تأسیس [[دانشگاه]] اهل بیت{{عم}} به پرورش شاگردانی پرداخت که تعداد آنان به گزارش [[شیخ طوسی]] به ۴۶۶ نفر میرسید<ref>رجال شیخ طوسی، ص۱۰۲ تا ۱۴۲.</ref>.
| |
| بدین جهت بازماندگان [[صحابه]] و بزرگان [[تابعین]] و رؤسای [[فقیهان]] [[مسلمان]]، از آن بزرگوار در خصوص [[اخبار]] پیشینیان، [[پیامبران]]، [[جنگهای پیامبر]]{{صل}}، و [[سیره]] و [[سنت]] آن حضرت، و نیز [[فقه]] و [[تفسیر]] و [[حدیث]]، [[روایت]] میکردند؛ به حدی که [[امام]]{{ع}} ضرب المثل [[فضیلت]] شده بود<ref>بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان{{عم}}، ص۳۵۰.</ref>.
| |
| | |
| فضیلتهای [[امام باقر]]{{ع}} به حدی انتشار یافته بود که آوازه آن نظر اقشار مختلف [[جامعه]] را متوجه ایشان کرد و [[مرجعیت]] [[فکری]] و [[دینی]] [[مردم]] را به آن [[حضرت]] سپرد؛ به گونهای که تودههای مردم پرسشهای خود درباره [[توحید]] و [[آغاز آفرینش]] و مسائل [[حج]] و [[تاریخ پیامبران]] و [[آداب و سنن]] را نزد وی میبردند و به ایشان مراجعه میکردند؛ چنانکه صاحبان [[فکر]] و نحلههای مختلف نیز در حل بسیاری از [[مشکلات]] [[علمی]] از محضر آن حضرت بهره میگرفتند. حتی برخی از مشکلات [[مالی]] مردم نیز به [[کرامت]] ایشان سامان مییافت.
| |
| امام باقر{{ع}} یکی از روایان [[واقعه غدیر]] هستند که به تفصیل و با ذکر جزئیات این واقعه را بیان فرمودهاند. و روایت امام باقر{{ع}} یکی از متقنترین منابع [[خطبه غدیر]] به شمار میآید. همچنین به مناسبتهای مختلف به واقعه غدیر اشاره فرمودهاند.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۲۵.</ref>
| |
| | |
| ==ولادت [[ابراهیم]]، [[فرزند پیامبر]]{{صل}}==
| |
| [[ابراهیم بن محمد بن عبدالله]]، آخرین فرزند [[رسول خدا]]{{صل}} است. مادرش [[ماریه قبطیه]]، کنیزی بود که مُقَوْقِس، [[حاکم]] اسکندریه، در [[سال ششم هجری]] به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[هدیه]] کرد.
| |
| [[ماریه]] کنیزی سفید و زیباروی و مورد علاقه رسول خدا{{صل}} بود که پس از [[اسلام آوردن]]، [[پیامبر]]{{صل}} او را به همسری برگزید و او را در نخلستانی که امروز به «مشربه ام ابراهیم» معروف است و از [[اموال]] [[بنینضیر]] بود، جای داد<ref>طبقات، ج۱، ص۱۰۷.</ref>.
| |
| | |
| ابراهیم در [[ذیحجه]] [[سال هشتم هجری]] در [[مدینه]] به [[دنیا]] آمد. خبر ولادت او را قابله ماریه، سلمی، [[کنیز]] [[آزاد شده]] رسول خدا{{صل}} برای شوهرش [[ابورافع]] آورد. ابورافع مژده [[تولد]] ابراهیم را به پیامبر داد و آن حضرت غلامی را برای مژدگانی به ابورافع بخشید و فرمود: امشب دارای [[فرزندی]] شدم و نام پدرم ابراهیم را بر او نهادم. همچنین فرمود: این پسر، مادرش را از [[بردگی]] [[آزاد]] کرد.
| |
| بعد از تولد ابراهیم، [[جبرئیل]] با [[کنیه]] «[[ابو ابراهیم]]» نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمد و بر ایشان [[سلام]] داد<ref>طبقات، ج۱، ص۱۰۸.</ref>. [[روز]] هفتم ولادت [[ابراهیم]]، [[رسول خدا]]{{صل}} گوسفندی را به رسم [[عقیقه]]، [[قربانی]] کرد و به وزن موهای سر او میان [[فقیران]] نقره تقسیم کرد. سپس دستور داد آن موها را [[دفن]] کنند<ref>الاستیعاب، ج۱، ص۵۰.</ref>. این کار رسول خدا{{صل}} به عنوان [[سنت]] ایشان، تأکیدی بر [[استحباب]] این رسم هنگام ولادت فرزند است.
| |
| | |
| بعد از [[تولد]] ابراهیم، [[زنان]] [[انصار]] بسیار [[مشتاق]] بودند تا به وی شیردهند. [[پیامبر]] او را به ام برده، دختر منذر بن زید از [[طایفه]] [[بنینجار]] و [[همسر]] [[براء بن اوس]] سپرد. ایشان هر روز برای دیدن فرزندش ابراهیم به [[قبیله]] بنینجار میرفت و [[خواب]] قیلوله نیمروز خود را کنار پسرش ابراهیم انجام میداد.
| |
| رسول خدا{{صل}} ابراهیم را شبیه خود میدانست. [[ابن سعد]] در روایتی از [[عایشه]] آورده است: روزی رسول خدا{{صل}} ابراهیم را همراه خود نزد عایشه برد و به او فرمود: {{متن حدیث|انْظُرِي إِلَى شَبَهِهِ بِي}}؛ «شباهتش را به من بنگر!» عایشه گفت: شباهتی نمیبینم. فرمود: مگر سفیدی او را نمیبینی؟ عایشه پاسخ داد: هر [[کودکی]] که دوران جنینیاش کوتاه باشد، سفید و فربه میشود<ref>طبقات، ج۱، ص۸۶.</ref>.
| |
| باردار شدن [[ماریه]] از پیامبر، سبب ناخوشایندی برخی از [[همسران]] ایشان شد. نیز در روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده است که رسول خدا{{صل}} به ماریه (همانند زنان [[آزاد]]) دستور [[حجاب]] داد. این بر زنان ایشان ناخوش آمد و سبب [[حسادت]] آنان به ماریه شد<ref>طبقات، ج۱، ص۱۰۸.</ref>. گویا همین امر سبب انتقال ماریه به بیرون [[مدینه]] گشت.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۲۶.</ref>
| |
| | |
| ==فدایی [[امام حسین]]{{ع}}==
| |
| [[ابن شهر آشوب]] از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده است: در [[خدمت]] [[نبی]] مکرم{{صل}} بودم و فرزندش ابراهیم بر زانوی چپ و [[حسین بن علی]]{{ع}} بر زانوی راست او نشسته بودند و آن [[حضرت]] گاهی این را میبوسید و گاه آن را.
| |
| ناگاه [[جبرئیل]] از جانب [[پروردگار]] [[جهان]] بر آن حضرت نازل شد. چون حالت [[وحی]] از حضرت برطرف گشت فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای محمد، [[پروردگار]] تو بر تو [[سلام]] میرساند و میگوید: من این دو را با هم برای تو نمیگذارم. یکی را فدای دیگری کن.
| |
| [[پیغمبر]]{{صل}} نگاهی به [[ابراهیم]] کرد و بگریست و گفت: [[مادر]] او کنیزکی است و اگر [[رحلت]] کند کسی غیر از من بر او محزون نگردد. و مادر حسین [[فاطمه]] است و پدرش علی [[پسرعم]] من است که گوشت و [[خون]] من است.
| |
| اگر حسین از [[دنیا]] برود، دخترم و پسرعمم و خود من بر او محزون میشویم، و من [[حزن]] خویش را بر حزن آنها برگزیدم. ای [[جبرئیل]]! ابراهیم درگذرد که او را فدای حسین کردم. [[غم]] از دست دادن ابراهیم برای [[پیامبر]]{{صل}} بسیار دشوار بود، ولی پیامبر{{صل}} به خاطر [[خدا]] به چنین مصیبتی [[رضایت]] داد.
| |
| [[ابن عباس]] گفت: ابراهیم پس از سه [[روز]] رحلت کرد و پیغمبر{{صل}} هرگاه حسین{{ع}} را میدید به سوی او میآمد، او را میبوسید و به سینه میچسبانید و ثنایای او را میمکید و میگفت:
| |
| {{متن حدیث|فَدَيْتُ مَنْ فَدَيْتُهُ بِابْنِي إِبْرَاهِيمَ}}؛ فدای آنکه فرزند خود ابراهیم را فدای او کردم<ref>مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۸۱؛ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۱۵۳.</ref>.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۲۷.</ref>
| |
| | |
| ==[[وفات]] و [[دفن]]==
| |
| ابراهیم پس از یک سال و اندی، روز سه [[شنبه]] دهم [[ربیع الاول]] [[سال دهم هجری]] وفات یافت. برخی وفات او را در هجدهم [[رجب]] همان سال دانستهاند. مدت [[عمر]] وی را به [[اختلاف]] ۱۶ یا ۱۸ یا ۲۲ ماه گفتهاند. بنا بر اینکه او در [[ذیحجه]] [[سال]] هشتم زاده شده و در ربیع الاول [[سال دهم]] رحلت کرده باشد، ۱۶ ماه زنده بوده است. [[رسول خدا]]{{صل}} بعد از درگذشت او فرمود: «او در [[بهشت]] دایهای دارد که باقیمانده مدت شیرخواریاش را کامل خواهد کرد».<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۲۸.</ref>
| |
| | |
| ==در [[اندوه]] ابراهیم==
| |
| پیامبر در [[مرگ]] فرزندش ابراهیم سخت [[اندوهگین]] شد و گریست. از ایشان پرسیدند: آیا شما هم [[گریه]] میکنید؟ فرمود:
| |
| {{متن حدیث|تَدْمَعُ الْعَيْنُ، وَ يَحْزَنُ الْقَلْبُ، وَ لَانَقُولُ مَا يُسْخِطُ الرَّبَّ}}<ref>بحارالأنوار، ج۲۲، ص۱۵۷.</ref>؛ [[دل]] میسوزد و چشم [[اشک]] میریزد؛ اما سخنی نمیگوییم که [[خدا]] را به [[خشم]] آورد.
| |
| بعد از درگذشت [[ابراهیم]]، [[رسول خدا]]{{صل}} دستور داد تا [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} او را برای [[دفن]] آماده کند. علی{{ع}} او را [[غسل]] داد و [[کفن]] کرد. سپس [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: او را در کنار [[یار]] پیشگام خود، [[عثمان بن مظعون]] دفن میکنیم. به [[دستور پیامبر]] گرامی{{صل}} ابراهیم را در [[قبرستان بقیع]] و کنار [[قبر]] عثمان بن مظعون که رسول خدا{{صل}} به او بسیار علاقه داشت، در منطقه [[روحاء]] [[بقیع]] دفن کردند.
| |
| هنگام دفن ابراهیم، پیامبر{{صل}} به علی بن ابی طالب{{ع}} دستور داد تا وارد قبر شود و سنگ لحد را بگذارد. [[مردم]] [[گمان]] کردند جایز نیست کسی وارد قبر فرزند خود شود. پیامبر{{صل}} فرمود: [[حرام]] نیست که در قبر [[فرزندان]] خویش وارد شوید؛ اما از این بیمناکم که وقتی در قبر وارد شوید و کفن را از صورت فرزندتان کنار زنید، [[شیطان]] با شما [[بازی]] کند تا در [[بیتابی]] [[افراط]] ورزید و [[اجر]] و [[پاداش]] شما تباه شود. بعد از دفن ابراهیم، پیامبر{{صل}} دستور داد بر روی قبر وی آب بپاشند<ref>بحار الأنوار، ج۲۲، ص۱۵۶.</ref>.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۲۸.</ref>
| |
| | |
| ==خورشیدگرفتی در فوت ابراهیم{{ع}}==
| |
| هنگام [[مرگ]] ابراهیم [[خورشید]] گرفت. مردم پنداشتند که [[خورشید گرفتگی]] به سبب درگذشت اوست. رسول خدا{{صل}} دستور داد مردم در [[مسجد]] گرد آیند. سپس فرمود:
| |
| {{متن حدیث|إِنَّ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ آيَتَانِ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ يَجْرِيَانِ بِأَمْرِهِ مُطِيعَانِ لَهُ لَا يَنْكَسِفَانِ لِمَوْتِ أَحَدٍ وَ لَا لِحَيَاتِهِ}}<ref>بحار الأنوار، ج۲۲، ص۱۵۵.</ref>؛ [[خورشید و ماه]] دو نشانه خدایند که به امر او جریان دارند و [[مطیع]] او هستند و برای مرگ یا [[زندگی]] کسی نمیگیرند.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۲۹.</ref>
| |
| | |
| ==[[طعنه]] به رسول خدا{{صل}}==
| |
| پس از مرگ ابراهیم، برخی از [[زنان]] رسول خدا{{صل}} طعنه زدند که اگر محمد پیامبر بود، فرزندش نمیمرد. برخی نیز ایشان را ابتر نامیدند. عدهای از مردم گفتند: رسول خدا{{صل}} از شدت بیتابی و [[ناراحتی]] فراموش کرد بر فرزندش [[نماز]] بگزارد. [[جبرئیل]] فرود آمد و سخنان مردم را به رسول خدا خبرداد.
| |
| پیامبر رو به روی [[جمعیت]] ایستاد و فرمود: [[جبرئیل]] سخنان شما را به من خبر داد. اما چنان نیست که گفتید. [[خداوند متعال]] پنج [[نماز]] بر شما [[واجب]] کرده و امر فرموده که نماز میت نخوانم، مگر بر جنازهای که نماز خوانده باشد، یا به صورت تمرینی بتواند نماز بخواند.
| |
| مقصود از این جمله اخیر آن است که دست کم آن [[کودک]] به هفت سالگی رسیده باشد. از اینرو، در [[فقه شیعه]] نماز میت تنها بر جنازه [[کودکی]] واجب است که شش سال او تمام شده باشد. بر پایه روایتی از [[امام کاظم]]{{ع}} پس از درگذشت [[ابراهیم]] سه [[سنت]] جریان یافت که مستند [[فقها]] برای سه [[حکم فقهی]] شد؛ از جمله [[استحباب]] نماز میت بر کودک، و نه [[وجوب]] آن<ref>بحارالأنوار، ج۲۲، ص۱۵۷.</ref>.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۲۹.</ref>
| |
| | |
| == منابع ==
| |
| {{منابع}}
| |
| # [[پرونده:1100832.jpg|22px]] [[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|'''غدیر برترین پیام آسمانی''']] | |
| {{پایان منابع}}
| |
| | |
| == پانویس ==
| |
| {{پانویس}}
| |
| | |
| [[رده:هفتم ذی حجه]]
| |
| [[رده:مدخل]]
| |