←دوم: مرجعیت دینی
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
==دوم: [[مرجعیت دینی]]== | ==دوم: [[مرجعیت دینی]]== | ||
{{اصلی|مرجعیت دینی}} | {{اصلی|مرجعیت دینی}} | ||
* یکی از [[شئون نبوت]] [[ابلاغ وحی آسمانی]] به [[مردم]] و [[تبیین]] و [[تفسیر]] صحیح و ناب از آن برای مخاطبان بود، با وجود [[پیامبر اسلام]] {{صل}} احتمال [[تفسیر]] ناصواب از [[دین]] در حد صفر بود، امّا بعد از رحلت آن حضرت، احتمال ارائه قرائتهای متنوع و ناصواب از دین، احتمال بالایی داشت و با رسوخ [[تفاسیر]] و [[بدعت]] و تحریفهای ناصواب در [[آخرین کتاب]] و [[شریعت آسمانی]]، اصالت آن و در نتیجه اعتبار آن مخدوش میشد، از اینرو تعیین یک [[مرجع علمی]] معتبر و [[معصومانه]] ضروری مینمود. [[مقام]] و [[شأن امامت]] در [[اسلام]] به چنین نیازی پاسخ میدهد. | * یکی از [[شئون نبوت]] [[ابلاغ وحی آسمانی]] به [[مردم]] و [[تبیین]] و [[تفسیر]] صحیح و ناب از آن برای مخاطبان بود، با وجود [[پیامبر اسلام]] {{صل}} احتمال [[تفسیر]] ناصواب از [[دین]] در حد صفر بود، امّا بعد از رحلت آن حضرت، احتمال ارائه قرائتهای متنوع و ناصواب از دین، احتمال بالایی داشت و با رسوخ [[تفاسیر]] و [[بدعت]] و تحریفهای ناصواب در [[آخرین کتاب]] و [[شریعت آسمانی]]، اصالت آن و در نتیجه اعتبار آن مخدوش میشد، از اینرو تعیین یک [[مرجع علمی]] معتبر و [[معصومانه]] ضروری مینمود. [[مقام]] و [[شأن امامت]] در [[اسلام]] به چنین نیازی پاسخ میدهد<ref>ر.ک. [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص ۴۴-۴۵.</ref>. | ||
* شاید اینجا این توهم پیش آید که با وجود [[قرآن]] و [[روایات]] به [[امامت]] نیازی نیست! و به اصطلاح «[[حسبنا کتاب الله و سنة الرسول]]»، در پاسخ آن باید گفت نکات یاد شده و نکاتی که بعداً میآید پاسخ نقد را میدهد، علاوه اینکه بعض [[روایات]] [[پیامبر]] به دست [[جاعلان]] [[جعل]] یا [[تحریف]] شده است، به گونهای که حدود ۷۰۰ [[جاعل حدیث]] در تاریخ ضبط شده است که دلیل بر آن است که نمیتوان از نفس [[احادیث]] و بدون شناخت و تفکیک آنها به [[اعتبار]] و [[حجیت]] آن قائل شد و تشخیص آن در گرو [[مقام امامت]] و [[عصمت]] است<ref>ر.ک. [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص ۴۴-۴۵.</ref>. | * شاید اینجا این توهم پیش آید که با وجود [[قرآن]] و [[روایات]] به [[امامت]] نیازی نیست! و به اصطلاح «[[حسبنا کتاب الله و سنة الرسول]]»، در پاسخ آن باید گفت نکات یاد شده و نکاتی که بعداً میآید پاسخ نقد را میدهد، علاوه اینکه بعض [[روایات]] [[پیامبر]] به دست [[جاعلان]] [[جعل]] یا [[تحریف]] شده است، به گونهای که حدود ۷۰۰ [[جاعل حدیث]] در تاریخ ضبط شده است که دلیل بر آن است که نمیتوان از نفس [[احادیث]] و بدون شناخت و تفکیک آنها به [[اعتبار]] و [[حجیت]] آن قائل شد و تشخیص آن در گرو [[مقام امامت]] و [[عصمت]] است<ref>ر.ک. [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص ۴۴-۴۵.</ref>. | ||