تفویض در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'سلسله' به 'سلسله'
جز (جایگزینی متن - 'سلسله' به 'سلسله')
خط ۶۱: خط ۶۱:
#در [[تفسیر نمونه]] به [[نقل]] از بحار، جلد ۶۸، صفحه ۳۴۱، درباره تفویض کار به [[خدا]]، چنین فرموده: در [[حدیثی]] از [[امیر مؤمنان]]، [[علی]]{{ع}}، آمده است: {{متن حدیث|الْإِيمَانُ‏ لَهُ‏ أَرْبَعَةُ أَرْكَانٍ‏ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ وَ التَّفْوِيضُ إِلَى اللَّهِ وَ الرِّضَاءُ بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللَّهِ}}: [[ایمان]] چهار رکن دارد: [[توکل بر خدا]]، واگذاری کار خویش به او، [[راضی]] بودن به [[قضای الهی]] و [[تسلیم]] گشتن در برابر [[فرمان]] خداوند”<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۷.</ref>.
#در [[تفسیر نمونه]] به [[نقل]] از بحار، جلد ۶۸، صفحه ۳۴۱، درباره تفویض کار به [[خدا]]، چنین فرموده: در [[حدیثی]] از [[امیر مؤمنان]]، [[علی]]{{ع}}، آمده است: {{متن حدیث|الْإِيمَانُ‏ لَهُ‏ أَرْبَعَةُ أَرْكَانٍ‏ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ وَ التَّفْوِيضُ إِلَى اللَّهِ وَ الرِّضَاءُ بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللَّهِ}}: [[ایمان]] چهار رکن دارد: [[توکل بر خدا]]، واگذاری کار خویش به او، [[راضی]] بودن به [[قضای الهی]] و [[تسلیم]] گشتن در برابر [[فرمان]] خداوند”<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۷.</ref>.
#هم‌چنین به نقل از [[سفینة]] البحار، ج۲، صفحه ۳۸۷، ماده فوض فرموده: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْمُفَوِّضُ أَمْرَهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي‏ رَاحَةِ الْأَبَدِ وَ الْعَيْشِ‏ الدَّائِمِ الرَّغَدِ وَ الْمُفَوِّضُ حَقّاً هُوَ الْعَالِي عَنْ كُلِّ هِمَّةٍ دُونَ اللَّهِ}}: کسی که کار خود را به خدا واگذارد، در راحت [[ابدی]] و [[زندگی]] [[جاودانه]] پر [[برکت]] است، و کسی که حقیقتاً کار خود را به خدا واگذارد، [[برتر]] از آن است که به غیر او بیندیشد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۷.</ref>.
#هم‌چنین به نقل از [[سفینة]] البحار، ج۲، صفحه ۳۸۷، ماده فوض فرموده: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْمُفَوِّضُ أَمْرَهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي‏ رَاحَةِ الْأَبَدِ وَ الْعَيْشِ‏ الدَّائِمِ الرَّغَدِ وَ الْمُفَوِّضُ حَقّاً هُوَ الْعَالِي عَنْ كُلِّ هِمَّةٍ دُونَ اللَّهِ}}: کسی که کار خود را به خدا واگذارد، در راحت [[ابدی]] و [[زندگی]] [[جاودانه]] پر [[برکت]] است، و کسی که حقیقتاً کار خود را به خدا واگذارد، [[برتر]] از آن است که به غیر او بیندیشد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۷.</ref>.
#ابن‌بابویه با اسنادش تا [[احمد بن ابی عبدالله]] و او از پدرش، از [[پیامبر]]{{صل}} [[روایت]] کند که: [[جبرئیل]] بر پیامبر{{صل}} وارد گردید و گفت: ای [[رسول خدا]]{{صل}}! [[خدای تبارک و تعالی]] مرا با هدیه‌ای به سوی تو فرستاده که پیش از تو آن را به احدی اعطا نفرموده. [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: گفتم: آن چیست؟ [[جبرئیل]] گفت: آن [[صبر]] است و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن ([[هدیه]] نیکوتر از صبر) چیست؟ جبرئیل گفت: آن رضاست و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از [[رضا]]) چیست؟ جبرئیل گفت؟ آن، [[زهد]] است و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از زهد) چیست؟ جبرئیل گفت: آن، [[اخلاص]] است و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از اخلاص) چیست؟ جبرئیل گفت: آن، [[یقین]] است و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هادیه نیکوتر از یقین) چیست، ای فرستاده [[خدای تعالی]]؟ جبرئیل گفت: البته، این درجه‌بندی بر اساس [[توکل]] بر خداست. پس گفتم: و توکل بر خدای تعالی چه باشد؟ آن گاه جبرئیل گفت: [[علم]] به این که مخلوق نه ضرری و به نفعی، و نه بخششی و نه ممانعتی نمی‌تواند داشته باشد، و به‌کارگیری [[یأس از مردم]]. پس چون بنده‌ای این چنین باشد، به جز برای خدای تعالی، برای احدی کار نمی‌کند، و به جز از خدای تعالی، از کسی [[امید]] و ترسی ندارد، و از احدی به جز [[خدا]]، توقع بی‌حد و [[حرص]] در خواهش ندارد، پس این توکل است. گفتم: ای جبرئیل! [[تفسیر]] صبر چیست؟ جبرئیل گفت: در [[سختی]] [[شکیبایی]] کند، آن چنان که در [[خوشی]] [[بردباری]] می‌کند، و در [[تنگدستی]] [[صابر]] باشد، آن‌گونه که در [[بی‌نیازی]] شکیباست، و در [[مصیبت]] [[شکیبا]] باشد، همان‌گونه که در تندرستی [[خویشتن‌داری]] می‌کند، و از بلایی که به او می‌رسد، [[شکایت]] خالقش را نزد مخلوق [[نبرد]]. گفتم: و [[تفسیر]] [[قناعت]] چیست؟ [[جبرئیل]] گفت: در آنچه از [[سختی]]، [[رنج]] و درد [[دنیا]] بر او وارد می‌گردد، به قسمت خود [[راضی]] باشد؛ در کم بودن، [[خشنود]]، و در زیاد بودن آن، [[شاکر]] باشد. گفتم: تفسیر [[رضا]] چیست؟ جبرئیل گفت: نسبت به مهتر و [[سرور]] خویش، برای مصیبت‌های [[دنیوی]]، ناخشنود نگردد، و نسبت به خویش، به عمل کم خشنود نشود. گفتم: ای جبرئیل! تفسیر [[زهد]] چیست؟ جبرئیل گفت: زهد به این است که [[دوست]] بدارد کسی را که خالقش را دوست دارد، و [[دشمن]] بدارد کسی را که با خالقش دشمن است، و نسبت به [[حلال]] دنیا و [[زینت]] آن، سخت‌گیر و نکته‌سنج باشد؛ هم چنان که از آتشی که آن را می‌پوشاند، اجتناب می‌کند، و آرزویش را کوتاه سازد؛ مثل این که [[مرگ]] را در پیش چشمانش ملاحظه می‌کند. گفتم: ای جبرئیل! تفسیر [[اخلاص]] چیست؟ او گفت: [[مخلص]] کسی است که چیزی را از [[مردم]] درخواست نکند، تا آنکه خود آن را بیابد، و چون یافت، راضی گردد، و زمانی که چیزی در نزد او باقی ماند، در [[راه خدا]] آن را [[بذل و بخشش]] نماید. پس همانا، کسی که از مخلوق چیزی درخواست نمی‌کند، به [[عبودیت]] [[خدای تعالی]] [[اقرار]] و اعتراف دارد، و هرگاه یافت و راضی گردید، او از خدای تعالی راضی گشته، و [[خدای تبارک و تعالی]] هم از او راضی می‌شود، و چون برای [[خدای عزوجل]] اعطا نمود، پس او در نهایت و [[اعتماد]] و [[اطمینان]] به [[پروردگار]] عزوجل است. گفتم: تفسیر [[یقین]] چیست؟ جبرئیل گفت: آن مؤمنی که برای خدای تعالی کار کند، آن چنان که گویی خدای تعالی را می‌بیند. پس اگر او [[خدا]] را نمی‌بیند، خدا او را می‌بیند، و از روی یقین بداند آنچه بدو رسیده، از او درنمی‌گذشته، و آنچه از او درگذشته، بدو نمی‌رسیده است، و این همه، شاخه‌های [[توکل]]، و [[سلسله]] مراتب [[زهد]] است<ref>{{متن حدیث|يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَرْسَلَنِي‏ إِلَيْكَ‏ بِهَدِيَّةٍ لَمْ يُعْطِهَا أَحَداً قَبْلَكَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} قُلْتُ وَ مَا هِيَ قَالَ الصَّبْرُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الرِّضَا وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الزُّهْدُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الْإِخْلَاصُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الْيَقِينُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ يَا جَبْرَئِيلُ قَالَ إِنَّ مَدْرَجَةَ ذَلِكَ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقُلْتُ وَ مَا التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ الْعِلْمُ بِأَنَّ الْمَخْلُوقَ لَا يَضُرُّ وَ لَا يَنْفَعُ وَ لَا يُعْطِي وَ لَا يَمْنَعُ وَ اسْتِعْمَالُ الْيَأْسِ مِنَ الْخَلْقِ فَإِذَا كَانَ الْعَبْدُ كَذَلِكَ لَمْ يَعْمَلْ لِأَحَدٍ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَرْجُ وَ لَمْ يَخَفْ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَطْمَعْ فِي أَحَدٍ سِوَى اللَّهِ فَهَذَا هُوَ التَّوَكُّلُ قَالَ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الصَّبْرِ قَالَ يَصْبِرُ فِي الضَّرَّاءِ كَمَا يَصْبِرُ فِي السَّرَّاءِ وَ فِي الْفَاقَةِ كَمَا يَصْبِرُ فِي الْغِنَاءِ وَ فِي الْبَلَاءِ كَمَا يَصْبِرُ فِي الْعَافِيَةِ فَلَا يَشْكُو حَالَهُ‏ عِنْدَ الْمَخْلُوقِ بِمَا يُصِيبُهُ مِنَ الْبَلَاءِ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الْقَنَاعَةِ قَالَ يَقْنَعُ بِمَا يُصِيبُ مِنَ الدُّنْيَا يَقْنَعُ بِالْقَلِيلِ وَ يَشْكُرُ الْيَسِيرَ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الرِّضَا قَالَ الرَّاضِي لَا يَسْخَطُ عَلَى سَيِّدِهِ أَصَابَ مِنَ الدُّنْيَا أَمْ لَمْ يُصِبْ وَ لَا يَرْضَى لِنَفْسِهِ بِالْيَسِيرِ مِنَ الْعَمَلِ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الزُّهْدِ قَالَ الزَّاهِدُ يُحِبُّ مَنْ يُحِبُّ خَالِقُهُ وَ يُبْغِضُ مَنْ يُبْغِضُ خَالِقُهُ وَ يَتَحَرَّجُ مِنْ حَلَالِ الدُّنْيَا وَ لَا يَلْتَفِتُ إِلَى حَرَامِهَا فَإِنَّ حَلَالَهَا حِسَابٌ وَ حَرَامَهَا عِقَابٌ وَ يَرْحَمُ جَمِيعَ الْمُسْلِمِينَ كَمَا يَرْحَمُ نَفْسَهُ‏ وَ يَتَحَرَّجُ مِنَ الْكَلَامِ كَمَا يَتَحَرَّجُ مِنَ الْمَيْتَةِ الَّتِي قَدِ اشْتَدَّ نَتْنُهَا وَ يَتَحَرَّجُ عَنْ حُطَامِ الدُّنْيَا وَ زِينَتِهَا كَمَا يَتَجَنَّبُ النَّارَ أَنْ يَغْشَاهَا وَ أَنْ يُقَصِّرَ أَمَلَهُ وَ كَانَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ أَجَلُهُ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الْإِخْلَاصِ قَالَ الْمُخْلِصُ الَّذِي لَا يَسْأَلُ النَّاسَ شَيْئاً حَتَّى يَجِدَ وَ إِذَا وَجَدَ رَضِيَ وَ إِذَا بَقِيَ عِنْدَهُ شَيْ‏ءٌ أَعْطَاهُ فِي اللَّهِ فَإِنَّ مَنْ لَمْ يَسْأَلِ الْمَخْلُوقَ فَقَدْ أَقَرَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ إِذَا وَجَدَ فَرَضِيَ فَهُوَ عَنِ اللَّهِ رَاضٍ وَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَنْهُ رَاضٍ وَ إِذَا أَعْطَى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَهُوَ عَلَى حَدِّ الثِّقَةِ بِرَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الْيَقِينِ قَالَ الْمُؤْمِنُ يَعْمَلُ لِلَّهِ كَأَنَّهُ يَرَاهُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ يَرَى اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ يَرَاهُ وَ أَنْ يَعْلَمَ يَقِيناً أَنَّ مَا أَصَابَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُخْطِئَهُ وَ مَا فَاتَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُصِيبَهُ وَ هَذَا كُلُّهُ أَغْصَانُ التَّوَكُّلِ وَ مَدْرَجَةُ الزُّهْدِ}} برهان، ص۴۹۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۲-۳۸۷.</ref>
#ابن‌بابویه با اسنادش تا [[احمد بن ابی عبدالله]] و او از پدرش، از [[پیامبر]]{{صل}} [[روایت]] کند که: [[جبرئیل]] بر پیامبر{{صل}} وارد گردید و گفت: ای [[رسول خدا]]{{صل}}! [[خدای تبارک و تعالی]] مرا با هدیه‌ای به سوی تو فرستاده که پیش از تو آن را به احدی اعطا نفرموده. [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: گفتم: آن چیست؟ [[جبرئیل]] گفت: آن [[صبر]] است و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن ([[هدیه]] نیکوتر از صبر) چیست؟ جبرئیل گفت: آن رضاست و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از [[رضا]]) چیست؟ جبرئیل گفت؟ آن، [[زهد]] است و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از زهد) چیست؟ جبرئیل گفت: آن، [[اخلاص]] است و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از اخلاص) چیست؟ جبرئیل گفت: آن، [[یقین]] است و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هادیه نیکوتر از یقین) چیست، ای فرستاده [[خدای تعالی]]؟ جبرئیل گفت: البته، این درجه‌بندی بر اساس [[توکل]] بر خداست. پس گفتم: و توکل بر خدای تعالی چه باشد؟ آن گاه جبرئیل گفت: [[علم]] به این که مخلوق نه ضرری و به نفعی، و نه بخششی و نه ممانعتی نمی‌تواند داشته باشد، و به‌کارگیری [[یأس از مردم]]. پس چون بنده‌ای این چنین باشد، به جز برای خدای تعالی، برای احدی کار نمی‌کند، و به جز از خدای تعالی، از کسی [[امید]] و ترسی ندارد، و از احدی به جز [[خدا]]، توقع بی‌حد و [[حرص]] در خواهش ندارد، پس این توکل است. گفتم: ای جبرئیل! [[تفسیر]] صبر چیست؟ جبرئیل گفت: در [[سختی]] [[شکیبایی]] کند، آن چنان که در [[خوشی]] [[بردباری]] می‌کند، و در [[تنگدستی]] [[صابر]] باشد، آن‌گونه که در [[بی‌نیازی]] شکیباست، و در [[مصیبت]] [[شکیبا]] باشد، همان‌گونه که در تندرستی [[خویشتن‌داری]] می‌کند، و از بلایی که به او می‌رسد، [[شکایت]] خالقش را نزد مخلوق [[نبرد]]. گفتم: و [[تفسیر]] [[قناعت]] چیست؟ [[جبرئیل]] گفت: در آنچه از [[سختی]]، [[رنج]] و درد [[دنیا]] بر او وارد می‌گردد، به قسمت خود [[راضی]] باشد؛ در کم بودن، [[خشنود]]، و در زیاد بودن آن، [[شاکر]] باشد. گفتم: تفسیر [[رضا]] چیست؟ جبرئیل گفت: نسبت به مهتر و [[سرور]] خویش، برای مصیبت‌های [[دنیوی]]، ناخشنود نگردد، و نسبت به خویش، به عمل کم خشنود نشود. گفتم: ای جبرئیل! تفسیر [[زهد]] چیست؟ جبرئیل گفت: زهد به این است که [[دوست]] بدارد کسی را که خالقش را دوست دارد، و [[دشمن]] بدارد کسی را که با خالقش دشمن است، و نسبت به [[حلال]] دنیا و [[زینت]] آن، سخت‌گیر و نکته‌سنج باشد؛ هم چنان که از آتشی که آن را می‌پوشاند، اجتناب می‌کند، و آرزویش را کوتاه سازد؛ مثل این که [[مرگ]] را در پیش چشمانش ملاحظه می‌کند. گفتم: ای جبرئیل! تفسیر [[اخلاص]] چیست؟ او گفت: [[مخلص]] کسی است که چیزی را از [[مردم]] درخواست نکند، تا آنکه خود آن را بیابد، و چون یافت، راضی گردد، و زمانی که چیزی در نزد او باقی ماند، در [[راه خدا]] آن را [[بذل و بخشش]] نماید. پس همانا، کسی که از مخلوق چیزی درخواست نمی‌کند، به [[عبودیت]] [[خدای تعالی]] [[اقرار]] و اعتراف دارد، و هرگاه یافت و راضی گردید، او از خدای تعالی راضی گشته، و [[خدای تبارک و تعالی]] هم از او راضی می‌شود، و چون برای [[خدای عزوجل]] اعطا نمود، پس او در نهایت و [[اعتماد]] و [[اطمینان]] به [[پروردگار]] عزوجل است. گفتم: تفسیر [[یقین]] چیست؟ جبرئیل گفت: آن مؤمنی که برای خدای تعالی کار کند، آن چنان که گویی خدای تعالی را می‌بیند. پس اگر او [[خدا]] را نمی‌بیند، خدا او را می‌بیند، و از روی یقین بداند آنچه بدو رسیده، از او درنمی‌گذشته، و آنچه از او درگذشته، بدو نمی‌رسیده است، و این همه، شاخه‌های [[توکل]]، و سلسله مراتب [[زهد]] است<ref>{{متن حدیث|يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَرْسَلَنِي‏ إِلَيْكَ‏ بِهَدِيَّةٍ لَمْ يُعْطِهَا أَحَداً قَبْلَكَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} قُلْتُ وَ مَا هِيَ قَالَ الصَّبْرُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الرِّضَا وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الزُّهْدُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الْإِخْلَاصُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الْيَقِينُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ يَا جَبْرَئِيلُ قَالَ إِنَّ مَدْرَجَةَ ذَلِكَ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقُلْتُ وَ مَا التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ الْعِلْمُ بِأَنَّ الْمَخْلُوقَ لَا يَضُرُّ وَ لَا يَنْفَعُ وَ لَا يُعْطِي وَ لَا يَمْنَعُ وَ اسْتِعْمَالُ الْيَأْسِ مِنَ الْخَلْقِ فَإِذَا كَانَ الْعَبْدُ كَذَلِكَ لَمْ يَعْمَلْ لِأَحَدٍ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَرْجُ وَ لَمْ يَخَفْ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَطْمَعْ فِي أَحَدٍ سِوَى اللَّهِ فَهَذَا هُوَ التَّوَكُّلُ قَالَ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الصَّبْرِ قَالَ يَصْبِرُ فِي الضَّرَّاءِ كَمَا يَصْبِرُ فِي السَّرَّاءِ وَ فِي الْفَاقَةِ كَمَا يَصْبِرُ فِي الْغِنَاءِ وَ فِي الْبَلَاءِ كَمَا يَصْبِرُ فِي الْعَافِيَةِ فَلَا يَشْكُو حَالَهُ‏ عِنْدَ الْمَخْلُوقِ بِمَا يُصِيبُهُ مِنَ الْبَلَاءِ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الْقَنَاعَةِ قَالَ يَقْنَعُ بِمَا يُصِيبُ مِنَ الدُّنْيَا يَقْنَعُ بِالْقَلِيلِ وَ يَشْكُرُ الْيَسِيرَ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الرِّضَا قَالَ الرَّاضِي لَا يَسْخَطُ عَلَى سَيِّدِهِ أَصَابَ مِنَ الدُّنْيَا أَمْ لَمْ يُصِبْ وَ لَا يَرْضَى لِنَفْسِهِ بِالْيَسِيرِ مِنَ الْعَمَلِ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الزُّهْدِ قَالَ الزَّاهِدُ يُحِبُّ مَنْ يُحِبُّ خَالِقُهُ وَ يُبْغِضُ مَنْ يُبْغِضُ خَالِقُهُ وَ يَتَحَرَّجُ مِنْ حَلَالِ الدُّنْيَا وَ لَا يَلْتَفِتُ إِلَى حَرَامِهَا فَإِنَّ حَلَالَهَا حِسَابٌ وَ حَرَامَهَا عِقَابٌ وَ يَرْحَمُ جَمِيعَ الْمُسْلِمِينَ كَمَا يَرْحَمُ نَفْسَهُ‏ وَ يَتَحَرَّجُ مِنَ الْكَلَامِ كَمَا يَتَحَرَّجُ مِنَ الْمَيْتَةِ الَّتِي قَدِ اشْتَدَّ نَتْنُهَا وَ يَتَحَرَّجُ عَنْ حُطَامِ الدُّنْيَا وَ زِينَتِهَا كَمَا يَتَجَنَّبُ النَّارَ أَنْ يَغْشَاهَا وَ أَنْ يُقَصِّرَ أَمَلَهُ وَ كَانَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ أَجَلُهُ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الْإِخْلَاصِ قَالَ الْمُخْلِصُ الَّذِي لَا يَسْأَلُ النَّاسَ شَيْئاً حَتَّى يَجِدَ وَ إِذَا وَجَدَ رَضِيَ وَ إِذَا بَقِيَ عِنْدَهُ شَيْ‏ءٌ أَعْطَاهُ فِي اللَّهِ فَإِنَّ مَنْ لَمْ يَسْأَلِ الْمَخْلُوقَ فَقَدْ أَقَرَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ إِذَا وَجَدَ فَرَضِيَ فَهُوَ عَنِ اللَّهِ رَاضٍ وَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَنْهُ رَاضٍ وَ إِذَا أَعْطَى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَهُوَ عَلَى حَدِّ الثِّقَةِ بِرَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الْيَقِينِ قَالَ الْمُؤْمِنُ يَعْمَلُ لِلَّهِ كَأَنَّهُ يَرَاهُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ يَرَى اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ يَرَاهُ وَ أَنْ يَعْلَمَ يَقِيناً أَنَّ مَا أَصَابَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُخْطِئَهُ وَ مَا فَاتَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُصِيبَهُ وَ هَذَا كُلُّهُ أَغْصَانُ التَّوَكُّلِ وَ مَدْرَجَةُ الزُّهْدِ}} برهان، ص۴۹۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۲-۳۸۷.</ref>


==[[تدبر]] در [[آیات]] تفویض==
==[[تدبر]] در [[آیات]] تفویض==
۲۲۴٬۹۰۲

ویرایش