انسان: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۷٬۲۴۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱ اوت ۲۰۱۸
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۰: خط ۳۰:
*پس از نطفه و علقه، مرحله مضغه و سپس ایجاد استخوان و در پی آن روییدن گوشت است. این مراحل در قرآن کریم گاه به اجمال آمده و با تعبیر آفرینشی پس از آفرینش دیگر در تاریکیهای سه‌گانه "شکم مادر، رحم و مشیمه = کیسه‌ای که رحم در آن قرار دارد"<ref>همان، ج۸ ، ص۷۶۶؛ نمونه، ج۱۹، ص ۳۸۴.</ref> یاد شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ}}﴾}}<ref> شما را از تنی یگانه آفرید سپس از او همسرش را پدید آورد و از چارپایان هشت تا (نر و ماده) آفرید؛  شما را در شکم مادرانتان با آفرینشی از پس آفرینشی دیگر در تاریکی‌هایی سه‌گانه می‌آفریند؛ این خداوند پروردگار شماست که فرمانفرمایی از آن اوست؛ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) بازگردانده می‌شوید؟؛ سوره زمر، آیه:۶.</ref> گاهی نیز این مراحل به تفصیل و پی‌درپی مورد اشاره قرار گرفته و گویاترین آنها در سوره مؤمنون، مطرح شده است، زیرا نخست از آفرینش حضرت آدم و کیفیت آن یاد شده:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن سُلالَةٍ مِّن طِينٍ}}﴾}}<ref> و بی‌گمان ما انسان را از چکیده‌ای از گل آفریدیم؛ سوره مؤمنون، آیه:۱۲.</ref>، آنگاه درباره چگونگی آفرینش نسل آدم می‌فرماید: سپس انسان را به شکل نطفه در جایگاهی محکم قرار دادیم و آنگاه نطفه را به شکل علقه "خون بسته" و علقه را به گونه مضغه "پاره‌ای گوشت" و آن را به استخوان تبدیل کردیم و سپس بر آن، گوشت پوشاندیم{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ}}﴾}}<ref> سپس او را نطفه‌ای در جایگاهی استوارنهادیم. سپس نطفه را خونی بسته و آنگاه خون بسته را گوشتپاره‌ای و گوشتپاره را استخوان‌هایی آفریدیم پس از آن بر استخوان‌ها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینشی دیگر دادیم؛ پس بزرگوار است خداوند که نیکوترین آفریدگاران است؛ سوره مؤمنون، آیه: ۱۳- ۱۴.</ref>
*پس از نطفه و علقه، مرحله مضغه و سپس ایجاد استخوان و در پی آن روییدن گوشت است. این مراحل در قرآن کریم گاه به اجمال آمده و با تعبیر آفرینشی پس از آفرینش دیگر در تاریکیهای سه‌گانه "شکم مادر، رحم و مشیمه = کیسه‌ای که رحم در آن قرار دارد"<ref>همان، ج۸ ، ص۷۶۶؛ نمونه، ج۱۹، ص ۳۸۴.</ref> یاد شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ}}﴾}}<ref> شما را از تنی یگانه آفرید سپس از او همسرش را پدید آورد و از چارپایان هشت تا (نر و ماده) آفرید؛  شما را در شکم مادرانتان با آفرینشی از پس آفرینشی دیگر در تاریکی‌هایی سه‌گانه می‌آفریند؛ این خداوند پروردگار شماست که فرمانفرمایی از آن اوست؛ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) بازگردانده می‌شوید؟؛ سوره زمر، آیه:۶.</ref> گاهی نیز این مراحل به تفصیل و پی‌درپی مورد اشاره قرار گرفته و گویاترین آنها در سوره مؤمنون، مطرح شده است، زیرا نخست از آفرینش حضرت آدم و کیفیت آن یاد شده:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن سُلالَةٍ مِّن طِينٍ}}﴾}}<ref> و بی‌گمان ما انسان را از چکیده‌ای از گل آفریدیم؛ سوره مؤمنون، آیه:۱۲.</ref>، آنگاه درباره چگونگی آفرینش نسل آدم می‌فرماید: سپس انسان را به شکل نطفه در جایگاهی محکم قرار دادیم و آنگاه نطفه را به شکل علقه "خون بسته" و علقه را به گونه مضغه "پاره‌ای گوشت" و آن را به استخوان تبدیل کردیم و سپس بر آن، گوشت پوشاندیم{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ}}﴾}}<ref> سپس او را نطفه‌ای در جایگاهی استوارنهادیم. سپس نطفه را خونی بسته و آنگاه خون بسته را گوشتپاره‌ای و گوشتپاره را استخوان‌هایی آفریدیم پس از آن بر استخوان‌ها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینشی دیگر دادیم؛ پس بزرگوار است خداوند که نیکوترین آفریدگاران است؛ سوره مؤمنون، آیه: ۱۳- ۱۴.</ref>
*درباره معنای مضغه نیز آرای گوناگونی وجود دارد؛ برخی می‌گویند که چون از حیث مقدار به اندازه چیز مَضْغ شده و جویده شده‌ای است آن را مضغه نامیده‌اند<ref>المصباح، ج ۲، ص ۴۲۶.</ref> برخی مضغه را پاره‌ای از گوشت<ref>تاج العروس، ج ۱۲، ص ۶۰ .</ref> و بعضی آن را شامل غیر گوشت نیز می‌دانند<ref>تاج العروس، ج ۱۲، ص ۶۰ .</ref> و بعضی می‌گویند: مضغه گوشت، مقداری از گوشت است که انسان در دهان می‌گذارد<ref>تاج العروس، ج ۱۲، ص ۶۰ .</ref> و برخی بر این باورند که هرگاه علقه انسان به گوشت تبدیل شد، آن را مضغه می‌نامند<ref>تاج العروس، ج ۱۲، ص ۶۰ .</ref> و بعضی دیگر مضغه را پاره گوشت قرمزی می‌دانند که شبکه‌ای از رگهای سبز رنگ، آن را دربرگرفته است<ref>مجمع البحرین، ج۴، ص ۲۰۹، «مضغه».</ref> گفته‌های دیگری نیز در این‌باره هست؛ از جمله: گوشت جویده شده، گوشت نرم، گوشت پاره بی‌استخوان و گوشت تازه<ref>فرهنگ‌نامه قرآنی، ج ۳، ص ۱۳۷۹.</ref>، بر این اساس می‌توان گفت که انسان در مسیر تکامل طبیعی خود، از خاک تا مرتبه نباتی در اَشکال نطفه و علقه و مضغه و استخوان و رویش گوشت حرکت می‌کند و سرانجام در رحم مادر با ایجاد اندامها، عضلات، شبکه گسترده اعصاب و عروق و ... به مرحله کمال حیوانی می‌رسد و برای ورود به حریم "آفرینشی دیگر" آماده می‌شود.
*درباره معنای مضغه نیز آرای گوناگونی وجود دارد؛ برخی می‌گویند که چون از حیث مقدار به اندازه چیز مَضْغ شده و جویده شده‌ای است آن را مضغه نامیده‌اند<ref>المصباح، ج ۲، ص ۴۲۶.</ref> برخی مضغه را پاره‌ای از گوشت<ref>تاج العروس، ج ۱۲، ص ۶۰ .</ref> و بعضی آن را شامل غیر گوشت نیز می‌دانند<ref>تاج العروس، ج ۱۲، ص ۶۰ .</ref> و بعضی می‌گویند: مضغه گوشت، مقداری از گوشت است که انسان در دهان می‌گذارد<ref>تاج العروس، ج ۱۲، ص ۶۰ .</ref> و برخی بر این باورند که هرگاه علقه انسان به گوشت تبدیل شد، آن را مضغه می‌نامند<ref>تاج العروس، ج ۱۲، ص ۶۰ .</ref> و بعضی دیگر مضغه را پاره گوشت قرمزی می‌دانند که شبکه‌ای از رگهای سبز رنگ، آن را دربرگرفته است<ref>مجمع البحرین، ج۴، ص ۲۰۹، «مضغه».</ref> گفته‌های دیگری نیز در این‌باره هست؛ از جمله: گوشت جویده شده، گوشت نرم، گوشت پاره بی‌استخوان و گوشت تازه<ref>فرهنگ‌نامه قرآنی، ج ۳، ص ۱۳۷۹.</ref>، بر این اساس می‌توان گفت که انسان در مسیر تکامل طبیعی خود، از خاک تا مرتبه نباتی در اَشکال نطفه و علقه و مضغه و استخوان و رویش گوشت حرکت می‌کند و سرانجام در رحم مادر با ایجاد اندامها، عضلات، شبکه گسترده اعصاب و عروق و ... به مرحله کمال حیوانی می‌رسد و برای ورود به حریم "آفرینشی دیگر" آماده می‌شود.
*'''ب. آفرینش ملکوتی:'''قرآن کریم درباره آفرینش ملکوتی انسان در مورد [[حضرت آدم]]{{ع}} پس از ذکر تسویه که ناظر به بُعد مُلکی اوست تعبیر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}﴾}}<ref> پس، هنگامی که او را باندام برآوردم  و در او از روان خود دمیدم برای او به فروتنی درافتید!؛ سوره ص، آیه:۷۲.</ref> به‌کار می‌برد<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۱۵۴ ـ ۱۵۵.</ref> و درباره نسل وی پس از بیان مراحل آفرینش مُلکی "نطفه، علقه، مضغه و ..." لحن خود را از خلق به انشاء تغییر داده و مرحله جدیدی را که با مراحل پیشین متفاوت است یادآور می‌شود؛ مرحله‌ای که در آن سخن از حیات، علم و قدرت انسان است. مراحل پیشین هر چند در اوصاف، ویژگیها، رنگ، طعم و شکل با یکدیگر متفاوت بوده‌اند؛ امّا همجنس یکدیگر به شمار می‌رفته‌اند، در حالی که این مرحله همجنس مراحل پیشین به شمار نمی‌آید. خداوند در این مرحله همان‌گونه که انسان را از علم و حیات و قدرت برخوردار ساخت، جوهره ذاتی [هویت شخصی] به وی عطا کرد که در مراحل پیشین چنین نبود<ref>همان، ج ۱۵، ص ۱۹، ۲۱.</ref>.
*'''ب. آفرینش ملکوتی:'''قرآن کریم درباره آفرینش ملکوتی انسان در مورد [[حضرت آدم]]{{ع}} پس از ذکر تسویه که ناظر به بُعد مُلکی اوست تعبیر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}﴾}}<ref> پس، هنگامی که او را باندام برآوردم  و در او از روان خود دمیدم برای او به فروتنی درافتید!؛ سوره ص، آیه:۷۲.</ref> به‌کار می‌برد<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۱۵۴ ـ ۱۵۵.</ref> و درباره نسل وی پس از بیان مراحل آفرینش مُلکی "نطفه، علقه، مضغه و ..." لحن خود را از خلق به انشاء تغییر داده و مرحله جدیدی را که با مراحل پیشین متفاوت است یادآور می‌شود؛ مرحله‌ای که در آن سخن از حیات، علم و قدرت انسان است. مراحل پیشین هر چند در اوصاف، ویژگیها، رنگ، طعم و شکل با یکدیگر متفاوت بوده‌اند؛ امّا همجنس یکدیگر به شمار می‌رفته‌اند، در حالی که این مرحله همجنس مراحل پیشین به شمار نمی‌آید. خداوند در این مرحله همان‌گونه که انسان را از علم و حیات و قدرت برخوردار ساخت، جوهره ذاتی "هویت شخصی" به وی عطا کرد که در مراحل پیشین چنین نبود<ref>همان، ج ۱۵، ص ۱۹، ۲۱.</ref>.
*برخی با بیان مشترکاتی میان [[حضرت آدم]]{{ع}} و فرزندان او، اشتراک در حقایق ملکوتی را نتیجه می‌گیرند و ۴ نکته تلفیق طبیعت و فراطبیعت، دشمنی شیطان، حیات یابی با نفخه روح الهی و مقام کرامت انسانی را نشانه این می‌دانند که آنچه قرآن کریم درباره هویت ملکوتی [[حضرت آدم]]{{ع}} مطرح کرده، مربوط به همه انسانهای کامل است و نه شخص آدم<ref>تفسیر موضوعی، ج ۱۴، ص ۳۲۳ ، ۳۳۸.</ref>. برخی دیگر، دو ویژگی خلافت الهی و تعلیم اسما را عام دانسته و معتقدند این دو ویژگی بالقوه شامل همه انسانها می‌گردد. وی برای اثبات ویژگی نخست، به آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ وَاذْكُرُواْ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاء مِن بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً فَاذْكُرُواْ آلاء اللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> آیا شگفت می‌دارید که از سوی پروردگارتان بر (زبان) مردی از شما پندی آمده باشد تا بیمتان دهد؟ و به یاد آورید هنگامی را که پس از قوم نوح شما را جانشین کرد و در آفرینش بر گستره (توانمندی) شما افزود، بنابراین نعمت‌های خداوند را به یاد آورید باشد که رستگار گردید؛ سوره اعراف، آیه:۶۹.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلائِفَ فِي الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ}}﴾}}<ref> سپس شما را پس از آنان در زمین جانشین کردیم تا ببینیم چگونه رفتار می‌کنید؛ سوره یونس، آیه: ۱۴.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِيلا مَّا تَذَكَّرُونَ }}﴾}}<ref> یا آن کسی که به درمانده، چون وی را بخواند، پاسخ می‌دهد و بلا را (از او) می‌گرداند؟ و شما را جانشینان زمین می‌گرداند؛ آیا با خداوند، خدایی (دیگر) هست؟ اندک پند می‌پذیرید؛ سوره نمل، آیه:۶۲.</ref>، استناد کرده و درباره دومین ویژگی گفته است: علم به اسما به‌گونه‌ای در وجود آدمی به ودیعت نهاده شده که آثار آن به تدریج و دائماً ظهور می‌کند و با هدایت الهی، این علم از قوه به فعلیت می‌رسد<ref>المیزان، ج ۱، ص ۱۱۶.</ref>.
*برخی با بیان مشترکاتی میان [[حضرت آدم]]{{ع}} و فرزندان او، اشتراک در حقایق ملکوتی را نتیجه می‌گیرند و ۴ نکته تلفیق طبیعت و فراطبیعت، دشمنی شیطان، حیات یابی با نفخه روح الهی و مقام کرامت انسانی را نشانه این می‌دانند که آنچه قرآن کریم درباره هویت ملکوتی [[حضرت آدم]]{{ع}} مطرح کرده، مربوط به همه انسانهای کامل است و نه شخص آدم<ref>تفسیر موضوعی، ج ۱۴، ص ۳۲۳ ، ۳۳۸.</ref>. برخی دیگر، دو ویژگی خلافت الهی و تعلیم اسما را عام دانسته و معتقدند این دو ویژگی بالقوه شامل همه انسانها می‌گردد. وی برای اثبات ویژگی نخست، به آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ وَاذْكُرُواْ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاء مِن بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً فَاذْكُرُواْ آلاء اللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> آیا شگفت می‌دارید که از سوی پروردگارتان بر (زبان) مردی از شما پندی آمده باشد تا بیمتان دهد؟ و به یاد آورید هنگامی را که پس از قوم نوح شما را جانشین کرد و در آفرینش بر گستره (توانمندی) شما افزود، بنابراین نعمت‌های خداوند را به یاد آورید باشد که رستگار گردید؛ سوره اعراف، آیه:۶۹.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلائِفَ فِي الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ}}﴾}}<ref> سپس شما را پس از آنان در زمین جانشین کردیم تا ببینیم چگونه رفتار می‌کنید؛ سوره یونس، آیه: ۱۴.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِيلا مَّا تَذَكَّرُونَ }}﴾}}<ref> یا آن کسی که به درمانده، چون وی را بخواند، پاسخ می‌دهد و بلا را (از او) می‌گرداند؟ و شما را جانشینان زمین می‌گرداند؛ آیا با خداوند، خدایی (دیگر) هست؟ اندک پند می‌پذیرید؛ سوره نمل، آیه:۶۲.</ref>، استناد کرده و درباره دومین ویژگی گفته است: علم به اسما به‌گونه‌ای در وجود آدمی به ودیعت نهاده شده که آثار آن به تدریج و دائماً ظهور می‌کند و با هدایت الهی، این علم از قوه به فعلیت می‌رسد<ref>المیزان، ج ۱، ص ۱۱۶.</ref>.
===۲. نیک سرشتی انسان===
===۲. نیک سرشتی انسان===
*آفرینش آدمی بر پایه فطرت* الهی که حق‌خواهی و حق‌پویی است بنا شده است: «فِطرَتَ اللّهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها» (روم/۳۰،۳۰) و افزون بر هدایت تکوینی عام که شامل همه موجودات می‌شود: «رَبُّنَا الَّذی اَعطی کلَّ شَیء خَلقَهُ ثُمَّ هَدی» (طه/۲۰،۵۰)[۲۶] از هدایت تشریعی نیز برخوردار است: «اِنّا هَدَینـهُ السَّبیلَ ...» (انسان/۷۶،۳) و به‌گونه‌ای است که اگر همه موانع کمال از سر راه وی برداشته شود و او نیز از امکانات و زمینه‌های خداداد سود جوید به کمال لایق خود (لقاء اللّه) نائل خواهد شد[۲۷]، افزون بر این، انسان موجودی است که خداوند به وی کرامت بخشیده: «و لَقَد کرَّمنا بَنیء ادَمَ» (اسراء/۱۷،۷۰)[۲۸] و او را بر بسیاری از آفریده‌های خود، برتری داده است: «و لَقَد کرَّمنا بَنی ءادَمَ وحَمَلنـهُم فِی البَرِّ والبَحرِ ورَزَقنـهُم مِنَ الطَّیبـتِ و فَضَّلنـهُم عَلی کثیر مِمَّن خَلَقنا تَفضیلاً» (اسراء/۱۷،۷۰) و این خود انسان است که با اختیار، یا از پایگاه مکرّم خود سود جسته و مسیر کرامت را تا وصول به هدف نهایی می‌پیماید یا در بستر غفلت، خود را تباه ساخته و نه تنها فضیلت بر دیگر پدیده‌ها را از دست می‌دهد، بلکه به سطح چهارپایان و پست‌تر از آن تنزل می‌یابد: «اُولـئِک کالاَنعـمِ بَل هُم اَضَلُّ ...» (اعراف/۷، ۱۷۹) و در نهایت کار او به جهنم خواهد انجامید: «و لَقَد ذَرَأنا لِجَهَنَّمَ کثیرًا مِنَ الجِنِّ والاِنسِ ...» (اعراف/۷،۱۷۹)، بنابراین هرگز نمی‌توان آدمی را موجودی ذاتاً شرور، منحرف و فاسد، و دنیا را برای او مانند زندان، تبعیدگاه یا مرتع و چراگاه دانست، بلکه با توجه به هدایتهای قرآن و تعالیم اولیای خدا، دنیا به لحاظ نظری، مدرسه و از حیث عملی، مزرعه آخرت اوست: «الدنیا مزرعة الآخرة» [۲۹]
*آفرینش آدمی بر پایه فطرت الهی که حق‌خواهی و حق‌پویی است بنا شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند؛ سوره روم، آیه:۳۰.</ref> و افزون بر هدایت تکوینی عام که شامل همه موجودات می‌شود:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى}}﴾}}<ref> گفت: پروردگار ما کسی است که آفرینش هر چیز را به (فراخور) او، ارزانی داشته سپس راهنمایی کرده است؛ سوره طه، آیه:۵۰.</ref><ref>تفسیر موضوعی، ج ۱، ص ۱۹۱ ـ ۱۹۴.</ref> از هدایت تشریعی نیز برخوردار است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا }}﴾}}<ref> ما به او راه را نشان داده‌ایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس؛ سوره انسان، آیه:۳.</ref> و به‌گونه‌ای است که اگر همه موانع کمال از سر راه وی برداشته شود و او نیز از امکانات و زمینه‌های خداداد سود جوید به کمال لایق خود (لقاء اللّه) نائل خواهد شد<ref>تفسیر موضوعی، ج ۱، ص ۱۹۱ ـ ۱۹۴.</ref>، افزون بر این، انسان موجودی است که خداوند به وی کرامت بخشیده: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً}}﴾}}<ref> و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشته‌ایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کرده‌ایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی داده‌ایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریده‌ایم، نیک برتری بخشیده‌ایم؛ سوره اسراء، آیه:۷۰.</ref><ref>فلسفه حقوق بشر، ص ۱۶۱.</ref> و او را بر بسیاری از آفریده‌های خود، برتری داده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً}}﴾}}<ref> و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشته‌ایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کرده‌ایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی داده‌ایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریده‌ایم، نیک برتری بخشیده‌ایم؛ سوره اسراء، آیه:۷۰.</ref> و این خود انسان است که با اختیار، یا از پایگاه مکرّم خود سود جسته و مسیر کرامت را تا وصول به هدف نهایی می‌پیماید یا در بستر غفلت، خود را تباه ساخته و نه تنها فضیلت بر دیگر پدیده‌ها را از دست می‌دهد، بلکه به سطح چهارپایان و پست‌تر از آن تنزل می‌یابد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}}﴾}}<ref> و بی‌گمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریده‌ایم؛ (زیرا) دل‌هایی دارند که با آن درنمی‌یابند و دیدگانی که با آن نمی‌نگرند و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراه‌ترند ؛ آنانند که ناآگاهند؛ سوره اعراف، آیه:۱۷۹.</ref> و در نهایت کار او به جهنم خواهد انجامید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}}﴾}}<ref> و بی‌گمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریده‌ایم؛ (زیرا) دل‌هایی دارند که با آن درنمی‌یابند و دیدگانی که با آن نمی‌نگرند و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراه‌ترند ؛ آنانند که ناآگاهند؛ سوره اعراف، آیه:۱۷۹.</ref>، بنابراین هرگز نمی‌توان آدمی را موجودی ذاتاً شرور، منحرف و فاسد، و دنیا را برای او مانند زندان، تبعیدگاه یا مرتع و چراگاه دانست، بلکه با توجه به هدایتهای قرآن و تعالیم اولیای خدا، دنیا به لحاظ نظری، مدرسه و از حیث عملی، مزرعه آخرت اوست:{{عربی|اندازه=150%|" الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَة"}}<ref>بحارالانوار، ج ۶۷ ، ص ۲۲۵ ، ۳۵۳.</ref>
۳. اختیار و تکلیف:
===۳. اختیار و تکلیف===
 
*قرآن کریم در عین اثبات تکلیف برای انسان موجود در دنیا، هرگونه جبر و اضطراری را نسبت به وی، نفی کرده است و در امتداد داستان آفرینش انسان، پس از بیان استقرار آدم و همسرش در بهشت ابتدایی و جریان شجره ممنوعه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ }}﴾}}<ref> و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمت‌های) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید؛ سوره بقره، آیه:۳۵.</ref> و عصیان{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَكَلا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى}}﴾}}<ref> آنگاه، (هر دو) از آن خوردند و شرمگاه‌هاشان بر آنان نمایان شد و آغاز کردند به نهادن برگ (درختان) بهشت بر خودشان و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد؛ سوره طه، آیه:۱۲۱.</ref> و هبوط آدم{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ}}﴾}}<ref> شیطان، آنان را از آن فرو لغزاند و از جایی که بودند بیرون راند و ما گفتیم: فرود آیید دشمن یکدیگر! و در زمین تا روزگاری، آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت؛ سوره بقره، آیه:۳۶.</ref> و پذیرش توبه آدم از سوی خداوند،{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}﴾}}<ref> آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه:۳۷.</ref> می‌فرماید: فرمان دادیم جملگی از آن (بهشت) فرود آیید، پس هرگاه هدایت من به سوی شما آمد، هرکس از آن پیروی کرد، هیچ ترس و اندوهی، دامنگیرش نخواهد شد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}}﴾}}<ref> گفتیم: همه از آن (بهشت فرازین) فرود آیید، آنگاه اگر از من به شما رهنمودی رسید، کسانی که از رهنمود من پیروی کنند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند؛ سوره بقره، آیه:۳۸.</ref> از این آیه برمی‌آید که اولا وظیفه و تکلیفی<ref>التبیان، ج ۷، ص ۲۱۹؛ مجمع‌البیان، ج ۱، ص ۲۰۴.</ref> برای انسان در زمین، تعیین شده و فرمان پیروی از آن نیز به روشنی ابلاغ گشته است<ref>تفسیر صدر المتالهین، ج ۳، ص ۱۶۶.</ref>. ثانیاً در این پیروی از وظیفه، هیچ‌گونه جبر و الزامی نیست و اگر انسان، نهایتی عاری از خوف و حزن می‌خواهد، با عمل به وظایف خویش می‌تواند به سرانجام دلخواه، دست یابد<ref>تفسیر صدر المتالهین، ص ۱۶۴.</ref>، به ویژه آنکه در آیه بعد راه سرکشی و کفر و تکذیب آیات الهی را باز می‌داند و البته درباره فرجام آن نیز هشدار می‌دهد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}﴾}}<ref> و آنان که کافر شدند و نشانه‌های ما را دروغ شمردند دمساز آتش‌اند؛ آنان در آن جاودانند؛ سوره بقره، آیه:۳۹.</ref>، پس آدمی، تکویناً آزاد است و تنها ضرورتهای تشریعی و روشنی راه رشد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}﴾}}<ref> در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بی‌گمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است که هرگز گسستن ندارد و خداوند شنوای داناست؛ سوره بقره، آیه:۲۵۶.</ref></ref>فلسفه حقوق بشر، ص ۱۹۷.</ref> است که او را به اطاعت از خداوند می‌خواند، افزون بر این، قرآن در مواردی به عدم اراده خداوند نسبت به هدایت اجباری انسان تصریح می‌کند؛ از جمله آنجا که به کوشش طاقت‌فرسای [[رسول خدا]]{{صل}} برای ایمان آوردن مشرکان اشاره کرده، می‌فرماید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}}﴾}}<ref> مبادا خود را از اینکه (مشرکان) ایمان نمی‌آورند به هلاکت افکنی؛ سوره شعراء، آیه:۳.</ref>
قرآن کریم در عین اثبات تکلیف برای انسان موجود در دنیا، هرگونه جبر و اضطراری را نسبت به وی، نفی کرده است و در امتداد داستان آفرینش انسان، پس از بیان استقرار آدم و همسرش در بهشت ابتدایی و جریان شجره ممنوعه (بقره/۲،۳۵) و عصیان (طه/۲۰، ۱۲۱) و هبوط آدم (بقره/۲،۳۶) و پذیرش توبه آدم از سوی خداوند، (بقره/۲،۳۷) می‌فرماید: فرمان دادیم جملگی از آن (بهشت) فرود آیید، پس هرگاه هدایت من به سوی شما آمد، هرکس از آن پیروی کرد، هیچ ترس و اندوهی، دامنگیرش نخواهد شد: «قُلنَا اهبِطوا مِنها جَمیعـًا فَاِمّا یأتِینَّکم مِنّی هُدًی فَمَن تَبِعَ هُدای فَلا خَوفٌ عَلَیهِم ولاهُم یحزَنون.»(بقره/۲،۳۸) از این آیه برمی‌آید که اولا وظیفه و تکلیفی[۳۰] برای انسان در زمین، تعیین شده و فرمان پیروی از آن نیز به روشنی ابلاغ گشته است.[۳۱] ثانیاً در این پیروی از وظیفه، هیچ‌گونه جبر و الزامی نیست و اگر انسان، نهایتی عاری از خوف و حزن می‌خواهد، با عمل به وظایف خویش می‌تواند به سرانجام دلخواه، دست یابد[۳۲]، به ویژه آنکه در آیه بعد راه سرکشی و کفر و تکذیب آیات الهی را باز می‌داند و البته درباره فرجام آن نیز هشدار می‌دهد: «والَّذینَ کفَروا و کذَّبوا بِـایـتِنا اُولـئِک اَصحـبُ النّارِ هُم فیها خــلِدون» (بقره/۲،۳۹)، پس آدمی، تکویناً آزاد است و تنها ضرورتهای تشریعی و روشنی راه رشد: «قَد تَبَینَ الرُّشدُ مِنَ الغَی» (بقره/۲،۲۵۶)[۳۳] است که او را به اطاعت از خداوند می‌خواند، افزون بر این، قرآن در مواردی به عدم اراده خداوند نسبت به هدایت اجباری انسان تصریح می‌کند؛ از جمله آنجا که به کوشش طاقتفرسای رسول خدا(صلی الله علیه وآله)برای ایمان آوردن مشرکان اشاره کرده، می‌فرماید: «لَعَلَّک بـخِعٌ نَفسَک اَلاّ یکونوا مُؤمِنین = گویی جان خود را به سبب ایمان نیاوردن آنان از کف می‌دهی». (شعراء/۲۶،۳) سپس با اشاره ضمنی به آزادی* انسان در پذیرش یا ردّ ایمان می‌فرماید: اگر اراده کنیم، نشانی از قهر خویش بر مشرکان نازل می‌گردانیم که گردنهایشان در برابر آن به خضوع، فرود آید: «اِن نَشَأ نُنَزِّل عَلَیهِم مِنَ السَّماءِ ءایةً فَظَـلَّت اَعنـقُهُم لَها خـضِعین» (شعراء/۲۶،۴)[۳۴] و در موردی دیگر با صراحت بیشتر بیان می‌کند که اگر خداوند اراده کرده بود، همه انسانها را هدایت* می‌کرد: «... اَفَلَم یایـَسِ الَّذینَ ءامَنوا اَن لَو یشاءُ اللّهُ لَهَدَی النّاسَ جَمیعـًا ...» (رعد/۱۳،۳۱)
*سپس با اشاره ضمنی به آزادی انسان در پذیرش یا ردّ ایمان می‌فرماید: اگر اراده کنیم، نشانی از قهر خویش بر مشرکان نازل می‌گردانیم که گردنهایشان در برابر آن به خضوع، فرود آید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّن السَّمَاء آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ}}﴾}}<ref> اگر بخواهیم از آسمان بر آنان نشانه  ای فرو می‌فرستیم تا فروتنانه بدان گردن نهند؛ سوره شعراء، آیه:۴.</ref><ref>الکاشف، ج ۵ ، ص ۴۸۷؛ احسن‌الحدیث، ج ۷، ص ۳۲۹ ـ ۳۳۰.</ref>.
همچنین است آیه شریفه: «ولَو شِئنا لاَتَینا کلَّ نَفس هُدها ولـکن حَقَّ القَولُ مِنّی ...» (سجده /۳۲،۱۳)؛ یعنی اگر اراده کرده بودیم، هدایت هرکس را بر او تحمیل می‌کردیم؛ لیکن [چنین اراده‌ای نداشتیم و بنای ما بر اختیار انسان بوده است[۳۵] و] قول حتمی ما آن است که جهنم را از عاصیان جن و انس، لبریز سازیم: «... لاََملاََنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الجِنَّةِ والنّاسِ اَجمَعین» (سجده/۳۲،۱۳)
در موردی دیگر با صراحت بیشتر بیان می‌کند که اگر خداوند اراده کرده بود، همه انسانها را هدایت می‌کرد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَل لِّلَّهِ الأَمْرُ جَمِيعًا أَفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَن لَّوْ يَشَاء اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعًا وَلاَ يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُواْ تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُواْ قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِّن دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ}}﴾}}<ref> و اگر قرآنی بود که کوهساران بدان به جنبش می‌افتاد یا زمین با آن پاره پاره می‌شد یا با آن مردگان به سخن آورده می‌شدند (باز ایمان نمی‌آوردند و کار ایمانشان با شما نیست)؛ بلکه تمام کارها از آن خداوند است؛ آیا مؤمنان درنیافته‌اند که اگر خداوند بخواهد همه مردم را راهنمایی می‌کند؟ و به کافران همواره برای کارهایی که کرده‌اند بلایی سخت می‌رسد یا آنکه (بلا) نزدیک خانه‌شان وارد می‌شود تا وعده خداوند فرا رسد، بی‌گمان خداوند در وعده (خویش) خلاف نمی‌ورزد؛ سوره رعد، آیه:۳۱.</ref>
در مواردی دیگر خداوند پس از اثبات تکلیف و تبیین هدایت انسان، زمام اطاعت و عصیان را به دست خود وی می‌داند تا با اراده خویش راهی را برگزیند[۳۶]؛ از جمله آنجا که در سوره انسان می‌فرماید: انسان را به راه، هدایت کردیم؛ خواه شاکر باشد و آن را بپیماید یا کافر گردد و بیراهه رود: «اِنّا هَدَینـهُ السَّبیلَ اِمّا شاکرًا واِمّا کفورا» (انسان/۷۶،۳) و نیز آنجا که می‌فرماید: سرچشمه حق، خدای سبحان است. هرکس بخواهد، مؤمن شود و هرکس بخواهد، کافر گردد: «و قُلِ الحَقُّ مِن رَبِّکم فَمَن شاءَ فَلیؤمِن ومَن شاءَ فَلیکفُر ...» (کهف/۱۸،۲۹) یا آنجا که به پیامبر اسلام فرمان می‌دهد که پس از بیان عبودیت خالصانه خود به درگاه خداوند، باز بودن راه پرستش غیر خدا را به شیوه‌ای رسا اعلام دارد: «قُلِ اللّهَ اَعبُدُ مُخلِصـًا لَهُ دینی * فاعبُدوا ما شِئتُم مِن دونِهِ ...»  (زمر/۳۹، ۱۴ ـ ۱۵) در جای دیگر نیز افزون بر هشدار درباره فرجام الحاد، آدمی را به سنجشی خردورزانه میان اطاعت و عصیان فرا می‌خواند و با بیانی پند آمیز می‌فرماید: آیا عاقبت نیکو از آنِ کسی است که فرجامش آتش است یا از آنِ کسی که باامنیت کامل بر خدای خویش وارد می‌شود: «اِنَّ الَّذینَ یلحِدونَ فی ءایـتِنا لا یخفَونَ عَلَینا اَفَمَن یلقی فِی النّارِ خَیرٌ اَم مَن یأتی ءامِنـًا یومَ القِیـمَةِ ...» (فصّلت/۴۱،۴۰) و در ادامه تصریح می‌کند که هرگونه می‌خواهید، عمل کنید: «اعمَلوا ما شِئتُم اِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصیر» (فصّلت/۴۱،۴۰)
*همچنین است آیه شریفه:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا وَلَكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ}}﴾}}<ref> و اگر می‌خواستیم رهنمود هر کس را به او (به اجبار) ارزانی می‌داشتیم اما (همه را مختار آفریدیم که راه خیر یا شرّ را برگزینند و) این گفته  من حقّ یافته است که دوزخ را از پریان و آدمیان همگی پر خواهم کرد؛ سوره سجده، آیه:۱۳.</ref>؛ یعنی اگر اراده کرده بودیم، هدایت هرکس را بر او تحمیل می‌کردیم؛ لیکن چنین اراده‌ای نداشتیم و بنای ما بر اختیار انسان بوده است<ref>الکشاف، ج۳،ص۵۱۰؛ البحرالمحیط، ج۸، ص۴۳۶.</ref> و قول حتمی ما آن است که جهنم را از عاصیان جن و انس، لبریز سازیم{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا وَلَكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ}}﴾}}<ref> و اگر می‌خواستیم رهنمود هر کس را به او (به اجبار) ارزانی می‌داشتیم اما (همه را مختار آفریدیم که راه خیر یا شرّ را برگزینند و) این گفته  من حقّ یافته است که دوزخ را از پریان و آدمیان همگی پر خواهم کرد؛ سوره سجده، آیه:۱۳.</ref>.
۴. حمل امانت الهی:
*در مواردی دیگر خداوند پس از اثبات تکلیف و تبیین هدایت انسان، زمام اطاعت و عصیان را به دست خود وی می‌داند تا با اراده خویش راهی را برگزیند<ref>تفسیر موضوعی، ج ۱، ص ۱۹۰ ـ ۱۹۱.</ref>؛ از جمله آنجا که در سوره انسان می‌فرماید: انسان را به راه، هدایت کردیم؛ خواه شاکر باشد و آن را بپیماید یا کافر گردد و بیراهه رود{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا }}﴾}}<ref> ما به او راه را نشان داده‌ایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس؛ سوره انسان، آیه:۳.</ref> و نیز آنجا که می‌فرماید: سرچشمه حق، خدای سبحان است. هرکس بخواهد، مؤمن شود و هرکس بخواهد، کافر گردد{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا}}﴾}}<ref> و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند، ما برای ستمگران آتشی آماده کرده‌ایم که سراپرده‌هایش آنان را فرا می‌گیرد و اگر فریادرسی خواهند با آبی چون گدازه فلز به فریادشان می‌رسند که (گرمای آن) چهره‌ها را بریان می‌کند؛ آن آشامیدنی بد است و زشت آسایشگهی است آن آتش؛ سوره کهف، آیه:۲۹.</ref> یا آنجا که به [[پیامبر اسلام]] فرمان می‌دهد که پس از بیان عبودیت خالصانه خود به درگاه خداوند، باز بودن راه پرستش غیر خدا را به شیوه‌ای رسا اعلام دارد{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَّهُ دِينِي فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُم مِّن دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ}}﴾}}<ref> بگو: خداوند را در حالی که دینم را برای او ناب می‌دارم، می‌پرستم.بنابراین هر چه را می‌خواهید به جای او بپرستید! بگو: بی‌گمان زیانکاران آنانند که در روز رستخیز به خود و خانواده خویش زیان رسانده‌اند، آگاه باشید که این همان زیان آشکار است؛ سوره زمر، آیه: ۱۴- ۱۵.</ref> در جای دیگر نیز افزون بر هشدار درباره فرجام الحاد، آدمی را به سنجشی خردورزانه میان اطاعت و عصیان فرا می‌خواند و با بیانی پند آمیز می‌فرماید: آیا عاقبت نیکو از آنِ کسی است که فرجامش آتش است یا از آنِ کسی که باامنیت کامل بر خدای خویش وارد می‌شود{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا لا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا أَفَمَن يُلْقَى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَم مَّن يَأْتِي آمِنًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}﴾}}<ref> بی‌گمان کسانی که در آیات ما کژاندیشی می‌کنند بر ما پوشیده نیستند، آیا آن کس که در روز رستخیز در آتش افکنده می‌شود بهتر است یا آنکه در امن و امان می‌آید؟ هر چه می‌خواهید انجام دهید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست؛ سوره فصلت، آیه:۴۰.</ref> و در ادامه تصریح می‌کند که هرگونه می‌خواهید، عمل کنید{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا لا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا أَفَمَن يُلْقَى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَم مَّن يَأْتِي آمِنًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}﴾}}<ref> بی‌گمان کسانی که در آیات ما کژاندیشی می‌کنند بر ما پوشیده نیستند، آیا آن کس که در روز رستخیز در آتش افکنده می‌شود بهتر است یا آنکه در امن و امان می‌آید؟ هر چه می‌خواهید انجام دهید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست؛ سوره فصلت، آیه:۴۰.</ref>.
 
===۴. حمل امانت الهی===
پذیرش و حمل امانت* الهی، تنها از سوی انسان، از جمله مباحث عمده‌ای است که در این بخش باید به آن پرداخت. قرآن در این باره می‌فرماید: ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم و همگی از حمل آن خودداری کرده و از پذیرفتنش به هراس افتادند، پس انسان آن را پذیرفت و این بار امانت را بر دوش کشید: «اِنّا عَرَضنَا الاَمانَةَ عَلَی السَّمـوتِ والاَرضِ والجِبالِ فَاَبَینَ اَن یحمِلنَها واَشفَقنَ مِنها وحَمَلَهَا الاِنسـنُ» (احزاب/۳۳،۷۲) و سپس دلیل این پذیرش و حمل را ستمکاری و نادانی فراوان او می‌داند: «اِنَّه کانَ ظَـلومـًا جَهولاً» (احزاب /۳۳،۷۲)
*پذیرش و حمل [[امانت]] الهی، تنها از سوی انسان، از جمله مباحث عمده‌ای است که در این بخش باید به آن پرداخت. قرآن در این باره می‌فرماید: ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم و همگی از حمل آن خودداری کرده و از پذیرفتنش به هراس افتادند، پس انسان آن را پذیرفت و این بار [[امانت]] را بر دوش کشید{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا}}﴾}}<ref> ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بی‌گمان او ستمکاره‌ای نادان است؛ سوره احزاب، آیه:۷۲.</ref> و سپس دلیل این پذیرش و حمل را ستمکاری و نادانی فراوان او می‌داند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا}}﴾}}.
در این باره پرسشهایی وجود دارد که بر ابهام مطلب می‌افزاید؛ نخست آنکه مراد از امانت یاد شده چیست که دیگر پدیده‌ها از حمل آن سر باز زدند؟ دوم آنکه اگر دیگر پدیده‌ها توان حمل امانت را نداشتند عرضه امانت بر آنها بر پایه کدام حکمت، صورت گرفته است؟ سوم آنکه انسان، چه ویژگی داشت که دیگر آفریده‌ها فاقد آن بودند؟ چهارم آنکه آیا این پذیرش و حمل امانت از سوی انسان، ارزشی است والا و ازاین‌رو درخور ستایش است یا خطایی است بزرگ که باید به سبب آن، همواره سرزنش شود؟ اگر ارزش است، چرا آدمی را بر اثر آن «ظلوم» و «جهول» خواند و اگر اشتباه فاحش است، چرا خداوند حکیم وعادل، آدمی را بدین ورطه افکند؟
*در این باره پرسشهایی وجود دارد که بر ابهام مطلب می‌افزاید؛ نخست آنکه مراد از امانت یاد شده چیست که دیگر پدیده‌ها از حمل آن سر باز زدند؟ دوم آنکه اگر دیگر پدیده‌ها توان حمل امانت را نداشتند عرضه امانت بر آنها بر پایه کدام حکمت، صورت گرفته است؟ سوم آنکه انسان، چه ویژگی داشت که دیگر آفریده‌ها فاقد آن بودند؟ چهارم آنکه آیا این پذیرش و حمل امانت از سوی انسان، ارزشی است والا و ازاین‌رو درخور ستایش است یا خطایی است بزرگ که باید به سبب آن، همواره سرزنش شود؟ اگر ارزش است، چرا آدمی را بر اثر آن "ظلوم" و "جهول" خواند و اگر اشتباه فاحش است، چرا خداوند حکیم وعادل، آدمی را بدین ورطه افکند؟
با توجه به این پرسشها و ابهامها آیه مذکور همچون آوردگاهی نظری مفسران قرآن را به ارائه میزان توانایی در کشف اسرار و لطایف قرآنی واداشته است.
*با توجه به این پرسشها و ابهامها آیه مذکور همچون آوردگاهی نظری مفسران قرآن را به ارائه میزان توانایی در کشف اسرار و لطایف قرآنی واداشته است.
اگر از آیه عرضه و حمل امانت، مفهومی کلی در نظر بگیریم و بگوییم امانت (هرچه باشد) بر آسمانها و زمین و کوهها (به هر شکل) عرضه شد و آنها از حملش سر باز زدند و انسان ظالم و جاهل (به هر دلیل) آن را بر دوش کشید می‌توان گفت یقیناً از منظر قرآن هدف و غایتی در کار بوده که نیل به آن جز از همین راهی که در آیه بیان شده (عرضه امانت)، میسر نبوده است و بی‌شک فهم آن هدف، بسیاری از ابهامها را برطرف کرده و به همه پرسشهای پیشگفته پاسخی در خور می‌دهد، ازاین‌رو چنین می‌گوییم: آیه بعدی که آخرین آیه سوره احزاب است و با لام غایت آغاز می‌شود، هدف را این‌گونه ترسیم می‌کند: «لِیعَذِّبَ اللّهُ المُنـفِقینَ والمُنـفِقـتِ والمُشرِکینَ والمُشرِکـتِ ویتوبَ اللّهُ عَلَی المُؤمِنینَ والمُؤمِنـتِ وکانَ اللّهُ غَفورًا رَحیمًا» (احزاب/۳۳،۷۳)؛ یعنی آنچه که خداوند در جریان عرضه امانت و ... انجام داد، بدین روست که می‌خواهد منافقان و مشرکان را کیفر دهد و مردان و زنان مؤمن را براساس توبه غافرانه و رحیمانه خویش بپذیرد، بنابراین، سنخ امانت مذکور باید به‌گونه‌ای باشد که سه عنصر ایمان و شرک و نفاق را از درون انسانها آشکار و فضیلت ایمان را از دو رذیلت شرک و نفاق، متمایز سازد، ازاین‌رو هیچ یک از پدیده‌های فاقد اختیار و تکلیف همچون زمین و آسمان و کوه، شأنیت چنین تحولی را ندارند، زیرا که هستی همه آنها تنها بر مدار اطاعت و فرمانبری همه جانبه از خداوند عالم (فصّلت/۴۱،۱۱) که همان تسبیح و سجود درپیشگاه پروردگار جهان است (حجّ/۲۲،۱۸) می‌گردد.
*اگر از آیه عرضه و حمل امانت، مفهومی کلی در نظر بگیریم و بگوییم [[امانت]] هرچه باشد بر آسمانها و زمین و کوهها به هر شکل عرضه شد و آنها از حملش سر باز زدند و انسان ظالم و جاهل به هر دلیل آن را بر دوش کشید می‌توان گفت یقیناً از منظر قرآن هدف و غایتی در کار بوده که نیل به آن جز از همین راهی که در آیه بیان شده عرضه [[امانت]]، میسر نبوده است و بی‌شک فهم آن هدف، بسیاری از ابهامها را برطرف کرده و به همه پرسشهای پیشگفته پاسخی در خور می‌دهد، ازاین‌رو چنین می‌گوییم: آیه بعدی که آخرین آیه سوره احزاب است و با لام غایت آغاز می‌شود، هدف را این‌گونه ترسیم می‌کند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ وَيَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا}}﴾}}<ref> تا خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب فرماید و از مردان و زنان مؤمن درگذرد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره احزاب، آیه:۷۳.</ref>؛ یعنی آنچه که خداوند در جریان عرضه [[امانت]] و ... انجام داد، بدین روست که می‌خواهد منافقان و مشرکان را کیفر دهد و مردان و زنان مؤمن را براساس توبه غافرانه و رحیمانه خویش بپذیرد، بنابراین، سنخ امانت مذکور باید به‌گونه‌ای باشد که سه عنصر ایمان و شرک و نفاق را از درون انسانها آشکار و فضیلت ایمان را از دو رذیلت شرک و نفاق، متمایز سازد، ازاین‌رو هیچ یک از پدیده‌های فاقد اختیار و تکلیف همچون زمین و آسمان و کوه، شأنیت چنین تحولی را ندارند، زیرا که هستی همه آنها تنها بر مدار اطاعت و فرمانبری همه جانبه از خداوند عالم که همان تسبیح و سجود درپیشگاه پروردگار جهان است می‌گردد.
پس اینکه آسمانها و زمین و کوهها امانتِ معیار شرک و نفاق را نپذیرفتند، دقیقاً برخاسته از اطاعت پذیری محض آنها از مبدأ هستی خویش یعنی خدای سبحان است، برخلاف انسان که از اختیار و تکلیف برخوردار است و می‌تواند با اراده و اختیار خویش از امانت مزبور حفاظت کرده و آن را به سرمنزل مقصود برساند و در زمره مؤمنان داخل شود و نیز ممکن است با سوء اختیار خویش در حفظ امانت یاد شده نکوشد و با خیانت در آن خود را به ورطه ظلم و جهالت فرو برد و از وادی مهلک شرک و نفاق سر برآورد. با ملاحظه همه آیات سوره احزاب/۳۳، می‌توان سه خط نفاق و شرک و ایمان را به همراه آثار و نتایج هر یک کاملا مشاهده و سلوک هر سه دسته را با امانت الهی، در آینه جنگ احزاب، تماشا کرد. با این حساب، پذیرش امانت الهی از سوی انسان، بیانگر ارزشی والاست؛ اما نتیجه عمل در برابر این امانت است که هویت آدمی را رقم می‌زند.[۳۷]
*پس اینکه آسمانها و زمین و کوهها امانتِ معیار شرک و نفاق را نپذیرفتند، دقیقاً برخاسته از اطاعت پذیری محض آنها از مبدأ هستی خویش یعنی خدای سبحان است، برخلاف انسان که از اختیار و تکلیف برخوردار است و می‌تواند با اراده و اختیار خویش از امانت مزبور حفاظت کرده و آن را به سرمنزل مقصود برساند و در زمره مؤمنان داخل شود و نیز ممکن است با سوء اختیار خویش در حفظ امانت یاد شده نکوشد و با خیانت در آن خود را به ورطه ظلم و جهالت فرو برد و از وادی مهلک شرک و نفاق سر برآورد. با ملاحظه همه آیات سوره احزاب، می‌توان سه خط نفاق و شرک و ایمان را به همراه آثار و نتایج هر یک کاملا مشاهده و سلوک هر سه دسته را با امانت الهی، در آینه جنگ احزاب، تماشا کرد. با این حساب، پذیرش [[امانت]] الهی از سوی انسان، بیانگر ارزشی والاست؛ اما نتیجه عمل در برابر این [[امانت]] است که هویت آدمی را رقم می‌زند<ref>المیزان، ج ۱۶، ص ۳۴۸ ـ ۳۵۱.</ref>.
۵ . تعلیم و تربیت:
===۵ . تعلیم و تربیت===
 
*انسان در آغاز وجود دنیایی خویش از نظر کمالات انسانی موجودی بالقوه است{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}﴾}}<ref> و خداوند شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمی‌دانستید و برای شما گوش و چشم و دل  نهاد باشد که سپاس گزارید؛ سوره نحل، آیه:۷۸.</ref> و ازآن‌رو که منافع و مضارّ خود را نمی‌داند<ref>مجمع البیان، ج ۶ ، ص ۵۸۱ .</ref> و برای به فعلیت رساندن کمالات یاد شده نیاز به تعلیم و تربیت دارد، از این‌رو قرآن کریم که کتاب انسان‌سازی است بر هر دو امر تأکید می‌ورزد؛ از یک‌سو به‌طور کلی اصل ارسال رسل و انزال کتب را مبنی بر تعلیم و تربیت "تزکیه" انسان می‌داند و از سوی دیگر به طور جزئی در موارد گوناگون و به صور مختلفی بر لزوم و اهمیت هریک پای می‌فشارد. آیاتی که تعلیم را مورد تأکید قرار می‌دهد دو دسته است:
انسان در آغاز وجود دنیایی خویش از نظر کمالات انسانی موجودی بالقوه است: «واللّهُ اَخرَجَکم مِن بُطونِ اُمُّهاتِکم لا تَعلَمونَ شَیئـًا» (نحل/۱۶،۷۸) و ازآن‌رو که منافع و مضارّ خود را نمی‌داند[۳۸] و برای به فعلیت رساندن کمالات یاد شده نیاز به تعلیم و* تربیت دارد، ازاین‌رو قرآن کریم که کتاب انسان‌سازی است بر هر دو امر تأکید میورزد؛ از یک‌سو به‌طور کلی اصل ارسال رسل و انزال کتب را مبنی بر تعلیم و تربیت (تزکیه) انسان می‌داند و از سوی دیگر به طور جزئی در موارد گوناگون و به صور مختلفی بر لزوم و اهمیت هریک پای می‌فشارد. آیاتی که تعلیم را مورد تأکید قرار می‌دهد دو دسته است: الف. آیاتی که تنها به اصل تعلیم اشاره کرده و از متعلقات آن سخنی به میان نمی‌آورد؛ مانند: «عَلَّمَ الاِنسانَ ما لَم‌یعلَم» (علق/۹۶،۵)، «عَلَّمَک ما لَم‌تَکن تَعلَم» (نساء/۴،۱۱۳)، «عَلَّمَکم ما لَم‌تَکونوا تَعلَمون» (بقره/۲،۲۳۹) و «یعَلِّمُکم ما لَم‌تَکونوا تَعلَمون» (بقره/۲،۱۵۱) میان دو تعبیر «ما لَم تَعلم» و «ما لَم‌تَکن تَعلَم» تفاوتی عمیق است، زیرا در صورت نخست، چیزی مجهول است و بسا که با ابزارهای علمی و فهم بشری قابل دسترسی باشد؛ اما در تعبیر دوم، سخن از چیزی است که انسان نه تنها آن را نمی‌داند، بلکه بدون وحی الهی هرگز توان فهم آن را ندارد.
*'''الف. آیاتی که تنها به اصل تعلیم اشاره کرده و از متعلقات آن سخنی به میان نمی‌آورد'''؛ مانند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عَلَّمَ الإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ}}﴾}}<ref> به انسان آنچه نمی‌دانست آموخت؛ سوره علق، آیه:۹۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّت طَّائِفَةٌ مِّنْهُمْ أَن يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاُّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِن شَيْءٍ وَأَنزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا }}﴾}}<ref> و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر تو نبود گروهی از ایشان به بیراه کردن تو کوشیده بودند حال آنکه جز خودشان را بیراه نمی‌کنند و به تو هیچ زیانی نمی‌رسانند و خداوند کتاب و فرزانگی  بر تو فرو فرستاد و به تو چیزی آموخت که نمی‌دانستی و بخشش خداوند بر تو سترگ است؛ سوره نساء، آیه:۱۱۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالاً أَوْ رُكْبَانًا فَإِذَا أَمِنتُمْ فَاذْكُرُواْ اللَّهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> و اگر در بیم بودید، (نماز خوف را) پیاده یا سواره بجای آورید و چون ایمنی یافتید خداوند را یاد کنید همان‌گونه که آنچه را نمی‌دانستید به شما آموخت؛ سوره بقره، آیه:۲۳۹.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولاً مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> چنان که از خودتان پیامبری در میان شما فرستادیم که آیه‌های ما را بر شما می‌خواند و (جان) شما را پاکیزه می‌گرداند و به شما کتاب آسمانی و فرزانگی می‌آموزد و آنچه را نمی‌دانستید به شما یاد می‌دهد؛ سوره بقره، آیه: ۱۵۱.</ref> میان دو تعبیر {{عربی|اندازه=150%|" مَا لَمْ‏ تَعْلَمْ‏ "}} و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ}}﴾}} تفاوتی عمیق است، زیرا در صورت نخست، چیزی مجهول است و بسا که با ابزارهای علمی و فهم بشری قابل دسترسی باشد؛ اما در تعبیر دوم، سخن از چیزی است که انسان نه تنها آن را نمی‌داند، بلکه بدون [[وحی]] الهی هرگز توان فهم آن را ندارد.
ب. آیاتی که افزون بر اشاره به اصل تعلیم، متعلقات آن را نیز ذکر می‌کند؛ مانند تعلیم قرآن: «علّم القرآن» (الرحمن/۵۵ ،۲)، تعلیم بیان: «علّمه البیان» (الرحمن/۵۵ ،۴) و تعلیم کتاب و حکمت: «... و یعلمهم الکتاب والحکمة» (بقره/۲،۱۲۹، ۱۵۱؛ آل عمران/۳،۴۸، ۱۶۴؛ مائده/۵ ،۱۱۰؛ جمعه/۶۲ ،۲)
*'''ب. آیاتی که افزون بر اشاره به اصل تعلیم، متعلقات آن را نیز ذکر می‌کند'''؛ مانند تعلیم قرآن: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عَلَّمَ الْقُرْآنَ }}﴾}}<ref> قرآن را آموخت؛ سوره الرحمن، آیه:۲.</ref>، تعلیم بیان: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عَلَّمَهُ الْبَيَانَ}}﴾}}<ref> بدو سخن گفتن آموخت؛ سوره الرحمن، آیه:۴.</ref> و تعلیم کتاب و حکمت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}﴾}}<ref> پروردگارا! و در میان آنان از خودشان پیامبری را که آیه‌هایت را برای آنها می‌خواند و به آنان کتاب (آسمانی) و فرزانگی می‌آموزد و به آنها پاکیزگی می‌بخشد، برانگیز! بی‌گمان تویی که پیروزمند فرزانه‌ای؛ سوره بقره، آیه:۱۲۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ }}﴾}}<ref> و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل می‌آموزد؛ سوره آل عمران، آیه:۴۸.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ }}﴾}}<ref> یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده می‌ساختی و در آن می‌دمیدی و به اذن من پرنده می‌شد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا می‌دادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمی‌خیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست؛ سوره مائده، آیه:۱۱۰.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأُمِّيِّينَ رَسُولا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ}}﴾}}<ref> اوست که در میان نانویسندگان (عرب) ، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را می‌خواند و آنها را پاکیزه می‌گرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی می‌آموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند؛ سوره جمعه، آیه:۲.</ref>.
آیاتی که بر تربیت تأکید می‌کند نیز به دو دسته تقسیم می‌شود: الف. آیاتی که به اصل تربیت انسان اشاره دارد و خصوصیات و موارد و چگونگی آن را ذکر نکرده است، چنان که بیش از ۹۵۰ بار از خداوند به عنوان «ربّ» که بیشتر به تربیت انسان مربوط است یاد شده است یا در آیاتی چند با تعبیر «یزَکیکم» (بقره/۲،۱۵۱) و «یزَکیهم» (بقره/۲،۱۲۹؛ جمعه/۶۲ ،۲) به امر یاد شده پرداخته است. ب. آیاتی که افزون بر اشاره به اصل تربیت به ذکر چگونگی و موارد آن نیز می‌پردازد؛ از جمله این موارد، تربیت به وسیله آزمونهاست، چنان‌که قرآن کریم پس از بیان آفرینش انسان از نطفه، به امتحان* الهی وی اشاره کرده و در پی آن می‌فرماید: ما او را شنوای بینا قرار دادیم:«اِنّا خَلَقنَا الاِنسـنَ مِن نُطفَة اَمشاج نَبتَلیهِ فَجَعَلنـهُ سَمیعـًا بَصیرا» (انسان/۷۶،۲) آدمی با اسباب گوناگونی چون جهاد، صبر، انفاق، ترس، گرسنگی، خسارت مالی و جانی و کمبود ثمرات و ... آزموده می‌شود که همه این موارد را می‌توان در دو عنوان حسنات و سیئات: «و بَلَونـهُم بِالحَسَنـتِ والسَّیـاتِ لَعَلَّهُم یرجِعون» (اعراف/۷،۱۶۸) یا خیر و شر: «و نَبلوکم بِالشَّرِّ والخَیرِ فِتنَةً واِلَینا تُرجَعون» (انبیاء/۲۱،۳۵) خلاصه کرد.
*آیاتی که بر تربیت تأکید می‌کند نیز به دو دسته تقسیم می‌شود: '''الف.''' آیاتی که به اصل تربیت انسان اشاره دارد و خصوصیات و موارد و چگونگی آن را ذکر نکرده است، چنان که بیش از ۹۵۰ بار از خداوند به عنوان «ربّ» که بیشتر به تربیت انسان مربوط است یاد شده است یا در آیاتی چند با تعبیر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يُزَكِّيكُمْ}﴾}}<ref>سوره بقره، آیه:۱۵۱.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يُزَكِّيهِمْ}﴾}}<ref>سوره بقره، آیه:۱۲۹.</ref> به امر یاد شده پرداخته است. '''ب.''' آیاتی که افزون بر اشاره به اصل تربیت به ذکر چگونگی و موارد آن نیز می‌پردازد؛ از جمله این موارد، تربیت به وسیله آزمونهاست، چنان‌که قرآن کریم پس از بیان آفرینش انسان از نطفه، به امتحان الهی وی اشاره کرده و در پی آن می‌فرماید: ما او را شنوای بینا قرار دادیم{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا }}﴾}}<ref> ما انسان را از نطفه‌ای برآمیخته آفریدیم، او را می‌آزماییم از این رو شنوا و بینایش گردانیده‌ایم؛ سوره انسان، آیه:۲.</ref> آدمی با اسباب گوناگونی چون جهاد، صبر، انفاق، ترس، گرسنگی، خسارت مالی و جانی و کمبود ثمرات و ... آزموده می‌شود که همه این موارد را می‌توان در دو عنوان حسنات و سیئات:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَقَطَّعْنَاهُمْ فِي الأَرْضِ أُمَمًا مِّنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَلِكَ وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> و آنان را در زمین به امّت‌هایی (گوناگون) بخش کردیم، برخی از ایشان شایسته‌اند و برخی، نه چنین‌اند و آنان را با خوشی‌ها و ناخوشی‌ها آزمودیم باشد که (به راه راست) باز گردند؛ سوره اعراف، آیه:۱۶۸.</ref> یا خیر و شر{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ}}﴾}}<ref> هر کسی (مزه) مرگ را می‌چشد و شما را با بد و نیک می‌آزماییم و به سوی ما بازگردانده می‌شوید؛ سوره انبیاء، آیه:۳۵.</ref> خلاصه کرد.
بخش عمده دیگری از برنامه تربیتی انسان در قرآن تربیت وی به وسیله توصیه‌های اخلاقی همچون انذار، هشدار و تذکر است. نخستین مبحث در این زمینه توصیه‌های قرآن به دشمنی آشکار شیطان با انسان است: «اِنَّ الشَّیطـنَ لِلاِنسـنِ عَدُوٌّ مُبین»  (یوسف/۱۲،۵ ؛ اسراء/۱۷، ۵۳ ؛ ...) قرآن کریم با بیان عملکرد شیطان در طلیعه آفرینش انسان و برخورد وسوسه‌آمیز او با حضرت آدم و حوا*: «فَدَلَّـهُما بِغُرور» (اعراف/۷،۲۲) که به خروج ایشان از بهشت انجامید: «فَاَخرَجَهُما مِمّا کانا فیه» (بقره/۲،۳۶) و نیز با یادآوری و تصمیم قاطع شیطان بر تداوم این دشمنی با همه انسانها جز مخلَصان: «لاََقعُدَنَّ لَهُم صِرطَک المُستَقیم» (اعراف/۷،۱۶) بر این امر تأکید کرده است. ( => ابلیس)
*بخش عمده دیگری از برنامه تربیتی انسان در قرآن تربیت وی به وسیله توصیه‌های اخلاقی همچون انذار، هشدار و تذکر است. نخستین مبحث در این زمینه توصیه‌های قرآن به دشمنی آشکار شیطان با انسان است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَ يَا بُنَيَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ}}﴾}}<ref> گفت: پسرکم! خوابت را برای برادرانت باز مگو که برای تو نیرنگی سخت اندیشند؛ بی‌گمان شیطان، برای آدمی دشمنی آشکار است؛ سوره یوسف، آیه:۵.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا }}﴾}}<ref> و به بندگانم بگو تا گفتاری که نیکوتر است بر زبان آورند که شیطان میان آنان را می‌شوراند؛ بی‌گمان شیطان برای انسان دشمنی آشکار است؛ سوره اسراء، آیه:۵۳.</ref> قرآن کریم با بیان عملکرد شیطان در طلیعه آفرینش انسان و برخورد وسوسه‌آمیز او با [[حضرت آدم]] و حوا: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ}}﴾}}<ref>سوره اعراف، آیه:۲۲.</ref> که به خروج ایشان از بهشت انجامید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ}}﴾}}<ref>سوره بقره، آیه:۳۶.</ref> و نیز با یادآوری و تصمیم قاطع شیطان بر تداوم این دشمنی با همه انسانها جز مخلَصان{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}﴾}}<ref>سوره اعراف، آیه:۱۶.</ref> بر این امر تأکید کرده است.
بحث دیگر در زمینه تربیت انسان به وسیله توصیه‌های اخلاقی قرآن، معرفی دشمنی هوای نفس انسان نسبت به وی است. خطر هوای نفس بدان پایه است که شخصیت معصوم و پاکدامنی چون حضرت یوسف(علیه السلام)نیز از آن ابراز نگرانی می‌کند و رهایی از حیطه تهدید آن را جز با رحمت ویژه پروردگار خود میسر نمی‌داند. (یوسف/۱۲،۵۳) در حدیثی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از هوای نفس به‌عنوان بزرگ‌ترین دشمن انسان یاد شده است.[۳۹]
*بحث دیگر در زمینه تربیت انسان به وسیله توصیه‌های اخلاقی قرآن، معرفی دشمنی هوای نفس انسان نسبت به وی است. خطر هوای نفس بدان پایه است که شخصیت معصوم و پاکدامنی چون [[حضرت یوسف]]{{ع}} نیز از آن ابراز نگرانی می‌کند و رهایی از حیطه تهدید آن را جز با رحمت ویژه پروردگار خود میسر نمی‌داند. در حدیثی از [[رسول خدا]]{{صل}} از هوای نفس به‌عنوان بزرگ‌ترین دشمن انسان یاد شده است<ref>بحارالانوار، ج ۶۷ ، ص ۶۴ .</ref>.
غیر از بحث دشمن‌شناسی، دیگر مباحث اخلاقی قرآن در برنامه تربیتی انسان در دو بخش اخلاق نظری و اخلاق عملی نیز در گستره وسیعی از آیات مطرح است که از طبیعی‌ترین امور زندگی تا پیچیده‌ترین حقایق ملکوتی انسان را در برمی‌گیرد. یکی از طبیعی‌ترین آنها در حوزه اخلاق نظری مسئله غذای آدمی است. قرآن ازهمین امر طبیعی و عادی برای ژرف‌اندیش ساختن انسان یاری می‌جوید و آدمی را به تعمق در چرخه ایجاد غذای خود فرا می‌خواند که چگونه خداوند با فرستادن باران، شکافتن زمین، رویاندن گیاهان و ... وسیله حیات آدمی و دامهای او را فراهم می‌سازد:«فَلینظُرِ الاِنسـنُ اِلی طَعامِه» (عبس/۸۰ ،۲۴ ـ ۳۲) طعام در آیه یاد شده در بیان عمیق و دقیق امام صادق(علیه السلام)به «علم» تفسیر شده است که انسان باید بنگرد که علمش را از چه کسی می‌گیرد.[۴۰]
*غیر از بحث دشمن‌شناسی، دیگر مباحث اخلاقی قرآن در برنامه تربیتی انسان در دو بخش اخلاق نظری و اخلاق عملی نیز در گستره وسیعی از آیات مطرح است که از طبیعی‌ترین امور زندگی تا پیچیده‌ترین حقایق ملکوتی انسان را در برمی‌گیرد. یکی از طبیعی‌ترین آنها در حوزه اخلاق نظری مسئله غذای آدمی است. قرآن ازهمین امر طبیعی و عادی برای ژرف‌اندیش ساختن انسان یاری می‌جوید و آدمی را به تعمق در چرخه ایجاد غذای خود فرا می‌خواند که چگونه خداوند با فرستادن باران، شکافتن زمین، رویاندن گیاهان و ... وسیله حیات آدمی و دامهای او را فراهم می‌سازد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلْيَنظُرِ الإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ثُمَّ شَقَقْنَا الأَرْضَ شَقًّا فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا وَعِنَبًا وَقَضْبًا وَزَيْتُونًا وَنَخْلا  وَحَدَائِقَ غُلْبًا  وَفَاكِهَةً وَأَبًّا مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ }}﴾}}<ref> باری، آدمی باید به خوراک خویش بنگرد.ما آب را به فراوانی فرو ریخته‌ایم.سپس زمین را به درستی شکافته‌ایم،و در آن دانه‌ای رویانده‌ایم،و انگور و سبزی،و زیتون و درخت خرما،و باغ‌های پر درخت،و میوه و علف؛برای بهره‌وری شما و ستوران شما؛ سوره عبس، آیه: ۲۴- ۳۲.</ref> طعام در آیه یاد شده در بیان عمیق و دقیق [[امام صادق]]{{ع}} به "علم" تفسیر شده است که انسان باید بنگرد که علمش را از چه کسی می‌گیرد<ref>بحارالانوار، ج۲، ص۹۶؛ تفسیر موضوعی، ج ۱، ص ۴۲۲.</ref>.
در این زمینه، امور طبیعی دیگری نیز مورد اشاره قرآن است که انسان را به ژرفنگری در آنها، فرا خوانده است؛ همچون نظر کردن به آفرینش طبیعی خود: «فَلینظُرِ الاِنسـنُ مِمَّ خُلِق * خُلِقَ مِن ماء ...» (طارق/۸۶ ،۵ ـ ۶) و نیز نظر کردن در آفرینش شتر، بلندی آسمان، صلابت و استواری کوه، پهنا و گستردگی و تسطیح زمین (غاشیه/۸۸ ، ۱۷ ـ ۲۰) که دقت در هریک، انسان را صاحب نظر می‌کند.
*در این زمینه، امور طبیعی دیگری نیز مورد اشاره قرآن است که انسان را به ژرفنگری در آنها، فرا خوانده است؛ همچون نظر کردن به آفرینش طبیعی خود:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلْيَنظُرِ الإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ}}﴾}}<ref> پس انسان باید بنگرد که او را از چه آفریده‌اند،از آبی جهنده آفریده شده است،که از میان (استخوان‌های) پشت و پیش بیرون می‌آید؛ سوره طارق، آیه: ۵- ۷.</ref> و نیز نظر کردن در آفرینش شتر، بلندی آسمان، صلابت و استواری کوه، پهنا و گستردگی و تسطیح زمین (غاشیه/۸۸ ، ۱۷ ـ ۲۰) که دقت در هریک، انسان را صاحب نظر می‌کند.
نمونه بخش دوم که به حریم اخلاق عملی انسان بازمی‌گردد، توصیه‌های مؤکد خداوند به انسان در زمینه رفتار نیکو با پدر و مادر است که در قرآن به سه شکل ابراز شده است: توصیه به شکر: «و وصَّینَا الاِنسـنَ بِولِدَیهِ ... اَنِ اشکر لی ولِولِدَیک ...» (لقمان/۳۱،۱۴)، وصیت به حُسْن: «ووصَّینَا الاِنسـنَ بِولِدَیهِ حُسنـًا» (عنکبوت/ ۲۹،۸) و توصیه به احسانِ والدین: «و وصَّینَا الاِنسـنَ بِولِدَیهِ اِحسـنـًا» (احقاف/۴۶،۱۵) این دو بخش از مباحث اخلاقی، مربوط به آیاتی است که در آنها از لفظ انسان، یاد شده است؛ اما دیگر آموزه‌های اخلاقی که بخش عمده‌ای از آیات را به خود اختصاص داده است، در موضوعات متنوع و باالفاظ دیگری مطرح شده که از محدوده بحث خارج است.
نمونه بخش دوم که به حریم اخلاق عملی انسان بازمی‌گردد، توصیه‌های مؤکد خداوند به انسان در زمینه رفتار نیکو با پدر و مادر است که در قرآن به سه شکل ابراز شده است: توصیه به شکر: «و وصَّینَا الاِنسـنَ بِولِدَیهِ ... اَنِ اشکر لی ولِولِدَیک ...» (لقمان/۳۱،۱۴)، وصیت به حُسْن: «ووصَّینَا الاِنسـنَ بِولِدَیهِ حُسنـًا» (عنکبوت/ ۲۹،۸) و توصیه به احسانِ والدین: «و وصَّینَا الاِنسـنَ بِولِدَیهِ اِحسـنـًا» (احقاف/۴۶،۱۵) این دو بخش از مباحث اخلاقی، مربوط به آیاتی است که در آنها از لفظ انسان، یاد شده است؛ اما دیگر آموزه‌های اخلاقی که بخش عمده‌ای از آیات را به خود اختصاص داده است، در موضوعات متنوع و باالفاظ دیگری مطرح شده که از محدوده بحث خارج است.
۶ . آفتها و کاستیها:
۶ . آفتها و کاستیها:
۱۱۵٬۳۴۹

ویرایش