جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
برچسب: خنثیسازی |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ابن مسیب در تراجم و رجال]] - [[ابن مسیب در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ابن مسیب در تراجم و رجال]] - [[ابن مسیب در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[والی مدینه]]، معاصر [[امام رضا]]{{ع}} و مذکور در [[کلام امام]]. [[هارون بن مسیب]]، معروف به ابنمسیب والی مدینه بود که اطلاع چندانی راجع به زیستنامه وی موجود نیست و نام او در منابع دیده نمیشود<ref>مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۸، ص۱۲۶.</ref>. فقط گفتهاند وی والی مدینه بوده و راجع به حوادثی که در [[سال ۲۰۰ق]] رخ داده، اطلاعاتی از او نقل کردهاند. آوردهاند که در آن سال [[محمد بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین]]{{ع}}، معروف به دیباج، در [[مکه]] و نواحی [[حجاز]] به تحریک طالبیان و [[ترغیب]] فرزندش [[علی بن محمد]] و [[حسین بن حسن افطس]]، خود را [[امیرالمؤمنین]] خواند و در ایام [[حج]] در سال ۲۰۰ق [[قیام]] خود را آغاز کرد. [[معتصم]] در آن سال [[امیرالحاج]] بود. [[حسن بن سهل]]، هارون بن مسیب را [[مأمور]] برخورد با وی کرد و پس از [[نبرد]] پیش آمده، هارون بر او [[غلبه]] یافت و سپاهش را [[شکست]] داد و [[محمد]] را به [[اسارت]] گرفت. محمد از او [[امان]] خواست و وی نیز او را با [[اهل]] بیتش نزد [[مأمون]] برد<ref>المعارف، ابنقتیبه، ص۳۸۹.</ref>. محمد در آنجا با مأمون [[بیعت]] کرد و همواره همراه او بود و حتی بعد از [[شهادت امام رضا]]{{ع}} به عنوان [[شاهد]] حاضر شد و هنگامی که مأمون به [[بغداد]] بازگشت با او [[همراهی]] کرد و سرانجام در [[جرجان]] از [[دنیا]] رفت<ref>مروج الذهب، ج۳، ص۴۳۹- ۴۴۰؛ تاریخ الطبری، ج۸ ص۳۴۰۔ ۵۳۷؛ تجارب الأمم، ج۴، ص۱۲۰-۱۲۲؛ تاریخ ابنخلدون، ج۳، ص۲۴۴- ۲۴۵؛ مقاتل الطالبیین، ص۳۵۹، ۳۶۰.</ref>. | [[والی مدینه]]، معاصر [[امام رضا]]{{ع}} و مذکور در [[کلام امام]]. [[هارون بن مسیب]]، معروف به ابنمسیب والی مدینه بود که اطلاع چندانی راجع به زیستنامه وی موجود نیست و نام او در منابع دیده نمیشود<ref>مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۸، ص۱۲۶.</ref>. فقط گفتهاند وی والی مدینه بوده و راجع به حوادثی که در [[سال ۲۰۰ق]] رخ داده، اطلاعاتی از او نقل کردهاند. آوردهاند که در آن سال [[محمد بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین]]{{ع}}، معروف به دیباج، در [[مکه]] و نواحی [[حجاز]] به تحریک طالبیان و [[ترغیب]] فرزندش [[علی بن محمد]] و [[حسین بن حسن افطس]]، خود را [[امیرالمؤمنین]] خواند و در ایام [[حج]] در سال ۲۰۰ق [[قیام]] خود را آغاز کرد. [[معتصم]] در آن سال [[امیرالحاج]] بود. [[حسن بن سهل]]، هارون بن مسیب را [[مأمور]] برخورد با وی کرد و پس از [[نبرد]] پیش آمده، هارون بر او [[غلبه]] یافت و سپاهش را [[شکست]] داد و [[محمد]] را به [[اسارت]] گرفت. محمد از او [[امان]] خواست و وی نیز او را با [[اهل]] بیتش نزد [[مأمون]] برد<ref>المعارف، ابنقتیبه، ص۳۸۹.</ref>. محمد در آنجا با مأمون [[بیعت]] کرد و همواره همراه او بود و حتی بعد از [[شهادت امام رضا]]{{ع}} به عنوان [[شاهد]] حاضر شد و هنگامی که مأمون به [[بغداد]] بازگشت با او [[همراهی]] کرد و سرانجام در [[جرجان]] از [[دنیا]] رفت<ref>مروج الذهب، ج۳، ص۴۳۹- ۴۴۰؛ تاریخ الطبری، ج۸ ص۳۴۰۔ ۵۳۷؛ تجارب الأمم، ج۴، ص۱۲۰-۱۲۲؛ تاریخ ابنخلدون، ج۳، ص۲۴۴- ۲۴۵؛ مقاتل الطالبیین، ص۳۵۹، ۳۶۰.</ref>. | ||