جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ابوبکر خوارزمی در تراجم و رجال]] - [[ابوبکر خوارزمی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ابوبکر خوارزمی در تراجم و رجال]] - [[ابوبکر خوارزمی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
ابوبکر خوارزمی، متوفی [[سال ۳۸۳ هجری]] قمری، از علمای برجسته [[اهل سنت]] بود. وی پیرامون احوالات [[عباسیان]] و نحوه [[رفتار]] [[حکومتی]] آنان، با [[اهل بیت]]{{عم}} و [[شیعیان]] نامهای به [[مردم]] [[نیشابور]] نوشت. وی پس از یاد کردن از بسیاری از [[طالبیین]] که به دست [[امویان]] و عباسیان کشته شدند، همچون [[امام رضا]]{{ع}} که به دست [[مأمون]] [[مسموم]] گردید، مینویسد: | ابوبکر خوارزمی، متوفی [[سال ۳۸۳ هجری]] قمری، از علمای برجسته [[اهل سنت]] بود. وی پیرامون احوالات [[عباسیان]] و نحوه [[رفتار]] [[حکومتی]] آنان، با [[اهل بیت]]{{عم}} و [[شیعیان]] نامهای به [[مردم]] [[نیشابور]] نوشت. وی پس از یاد کردن از بسیاری از [[طالبیین]] که به دست [[امویان]] و عباسیان کشته شدند، همچون [[امام رضا]]{{ع}} که به دست [[مأمون]] [[مسموم]] گردید، مینویسد: | ||
«چون عباسیان این [[حریم]] را هتک کردند و این [[گناه بزرگ]] را مرتکب شدند، [[خدا]] بر آنان [[غضب]] کرده، [[سلطنت]] را از چنگشان [[بدر]] آورد و ابو [[مجرم]]، نه ابومسلم را بر جانشان مسلط کرد. این مرد، که خدا هرگز نظر [[رحمت]] بر او نیفکند، [[صلابت]] [[علویان]] و [[نرمش]] عباسیان را بنگریست. آنگاه تقوایش را رها کرد و از هوای خود [[پیروی]] نمود و با کشتن [[عبدالله بن معاویة بن عبدالله بن جعفر بن ابیطالب]]{{ع}}، [[آخرت]] خویش را به [[دنیا]] فروخت. طاغوتهای [[خراسان]]، کردهای [[اصفهان]] و [[خوارج]] [[سجستان]] را بر [[خاندان]] [[ابیطالب]]{{ع}} مسلط کرد، آنان را زیر هر سنگ و کلوخی و در هر دشت و کوهی که مییافت، تعقیب میکرد. سرانجام محبوبترین شخص مورد نظر خود را بر خودش مسلط کرد، که او را بکشت همانگونه که او دیگران را میکشت... تازه این در [[مقام]] مقایسه با [[کشتار]] [[هارون الرشید]] و رفتار [[موسی]] [[عباسی]] با آنان چندان مهم نمینماید. حتما دانستید که موسی عباسی چه بر سر [[حسن بن علی]] در فخ آورد، و هارون نیز چه فجایعی بر [[علی بن افطس حسینی]] روا داشت. خلاصه آنکه هارون در حالی مرد که [[درخت نبوت]] را از شاخ و برگ برهنه کرده و نهال [[امامت]] را از ریشه برافکنده بود. | «چون عباسیان این [[حریم]] را هتک کردند و این [[گناه بزرگ]] را مرتکب شدند، [[خدا]] بر آنان [[غضب]] کرده، [[سلطنت]] را از چنگشان [[بدر]] آورد و ابو [[مجرم]]، نه ابومسلم را بر جانشان مسلط کرد. این مرد، که خدا هرگز نظر [[رحمت]] بر او نیفکند، [[صلابت]] [[علویان]] و [[نرمش]] عباسیان را بنگریست. آنگاه تقوایش را رها کرد و از هوای خود [[پیروی]] نمود و با کشتن [[عبدالله بن معاویة بن عبدالله بن جعفر بن ابیطالب]]{{ع}}، [[آخرت]] خویش را به [[دنیا]] فروخت. طاغوتهای [[خراسان]]، کردهای [[اصفهان]] و [[خوارج]] [[سجستان]] را بر [[خاندان]] [[ابیطالب]]{{ع}} مسلط کرد، آنان را زیر هر سنگ و کلوخی و در هر دشت و کوهی که مییافت، تعقیب میکرد. سرانجام محبوبترین شخص مورد نظر خود را بر خودش مسلط کرد، که او را بکشت همانگونه که او دیگران را میکشت... تازه این در [[مقام]] مقایسه با [[کشتار]] [[هارون الرشید]] و رفتار [[موسی]] [[عباسی]] با آنان چندان مهم نمینماید. حتما دانستید که موسی عباسی چه بر سر [[حسن بن علی]] در فخ آورد، و هارون نیز چه فجایعی بر [[علی بن افطس حسینی]] روا داشت. خلاصه آنکه هارون در حالی مرد که [[درخت نبوت]] را از شاخ و برگ برهنه کرده و نهال [[امامت]] را از ریشه برافکنده بود. | ||