جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
{{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}}<ref>«بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب میسازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز میگردید» سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref>. | {{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}}<ref>«بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب میسازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز میگردید» سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref>. | ||
[[سیاق آیات]] قبل، به توصیف [[مردمان]] [[بیایمان]] میپردازد و انگاره [[باطل]] آنها را [[نفی]] میکند که بدون [[تدبّر]]، از بزرگان و [[مشایخ]] خود [[دنبالهروی]] میکنند و هر [[فساد]] و فحشایی را که آنان امر مینمایند، نازل منزله [[امر الهی]] دانسته و مرتکب میشوند. [[خداوند]] درباره آنها میفرماید: «[[پروردگار]] هرگز امر به [[فحشا]] نمیکند». از آنجا که بالاترین فساد و [[فحشاء]]، [[انحراف اعتقادی]] است که ریشه همه [[انحرافات]] و فسادهای دیگر است، [[آیه]] مورد [[استدلال]] به اصلی کلی در شرائع [[الهی]] اشاره میکند که خداوند به [[اعتدال]] [[فطری]] و حرکت بر محور [[عدل و داد]] امر نموده است. سپس [[آیه شریفه]] راه [[پیروی]] از این اصل را توجه کردن دلهای [[مؤمنین]] به سوی خداوند بیان میدارد؛ اینکه راه روشن [[زندگی]]، [[خالص]] گردانیدن [[دل]] برای پروردگار و [[تسلیم محض]] او بودن است. با توجه به آنکه مراد از [[مسجد]] در آیه مکانی است که کمال [[خضوع]] و رفع همه انانیتها و ذکر کامل الهی در آن میشود، [[بیوت]] [[انبیاء]] و [[اولیای الهی]]{{عم}} بالاترین مصداق مسجد است. تنها در این صورت است که [[سیاق آیه]] با ادامه آن مطابقت دارد: {{متن قرآن|وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ}}. | [[سیاق آیات]] قبل، به توصیف [[مردمان]] [[بیایمان]] میپردازد و انگاره [[باطل]] آنها را [[نفی]] میکند که بدون [[تدبّر]]، از بزرگان و [[مشایخ]] خود [[دنبالهروی]] میکنند و هر [[فساد]] و فحشایی را که آنان امر مینمایند، نازل منزله [[امر الهی]] دانسته و مرتکب میشوند. [[خداوند]] درباره آنها میفرماید: «[[پروردگار]] هرگز امر به [[فحشا]] نمیکند». از آنجا که بالاترین فساد و [[فحشاء]]، [[انحراف اعتقادی]] است که ریشه همه [[انحرافات]] و فسادهای دیگر است، [[آیه]] مورد [[استدلال]] به اصلی کلی در شرائع [[الهی]] اشاره میکند که خداوند به [[اعتدال]] [[فطری]] و حرکت بر محور [[عدل و داد]] امر نموده است. سپس [[آیه شریفه]] راه [[پیروی]] از این اصل را توجه کردن دلهای [[مؤمنین]] به سوی خداوند بیان میدارد؛ اینکه راه روشن [[زندگی]]، [[خالص]] گردانیدن [[دل]] برای پروردگار و [[تسلیم محض]] او بودن است. با توجه به آنکه مراد از [[مسجد]] در آیه مکانی است که کمال [[خضوع]] و رفع همه انانیتها و ذکر کامل الهی در آن میشود، [[بیوت]] [[انبیاء]] و [[اولیای الهی]] {{عم}} بالاترین مصداق مسجد است. تنها در این صورت است که [[سیاق آیه]] با ادامه آن مطابقت دارد: {{متن قرآن|وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ}}. | ||
نتیجه آنکه: خداوند برای [[نجات]] از همه نوع فساد [[فکری]] و عملی، امر به اقامه صورت دل به آستان [[ولایت]] و [[تولی]] به [[ولایت اولیای الهی]]{{عم}} مینماید؛ زیرا تنها در این صورت است که شخص از [[شر]] [[شیطان]] و [[نفس اماره]] در [[امان]] و [[عبادت]] و دعای او به [[درگاه الهی]] نتیجهبخش است.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۶ ص ۴۱۵.</ref> | نتیجه آنکه: خداوند برای [[نجات]] از همه نوع فساد [[فکری]] و عملی، امر به اقامه صورت دل به آستان [[ولایت]] و [[تولی]] به [[ولایت اولیای الهی]] {{عم}} مینماید؛ زیرا تنها در این صورت است که شخص از [[شر]] [[شیطان]] و [[نفس اماره]] در [[امان]] و [[عبادت]] و دعای او به [[درگاه الهی]] نتیجهبخش است.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۶ ص ۴۱۵.</ref> | ||
[[حد وسط]] در این [[آیه شریفه]]، [[ضرورت]] استقراردائمی [[انسانها]] بر [[قسط و عدل]] در عمل و نظر است تا [[سعادت ابدی]] برای آنان فراهم گردد. برای استقرار بر این [[مقام]]، [[مردم]] نیازمند اسوههای عملی و [[موازین]] [[الهی]] هستند تا بتوانند در [[زندگی]] راه [[صلاح]] را از [[فساد]] تشخیص دهند و گرفتار طاغوتهای هادینما نگردند. | [[حد وسط]] در این [[آیه شریفه]]، [[ضرورت]] استقراردائمی [[انسانها]] بر [[قسط و عدل]] در عمل و نظر است تا [[سعادت ابدی]] برای آنان فراهم گردد. برای استقرار بر این [[مقام]]، [[مردم]] نیازمند اسوههای عملی و [[موازین]] [[الهی]] هستند تا بتوانند در [[زندگی]] راه [[صلاح]] را از [[فساد]] تشخیص دهند و گرفتار طاغوتهای هادینما نگردند. | ||