جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
ابراهیم حذاء<ref>ر. ک: معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۳۲۶، ش۳۵۰؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۱، ص۱۳۳، ش۱۵۸.</ref> در سند ۱ [[روایت]] [[تفسیر کنز الدقائق]] به نقل از [[کتاب کافی]] آمده: {{متن حدیث|مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْحَذَّاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَغِيرٍ عَنْ جَدِّهِ شُعَيْبٍ عَنْ مُفَضَّلٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} لَوْ لَا إِلْحَاحُ هَذِهِ الشِّيعَةِ عَلَى اللَّهِ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ لَنَقَلَهُمْ مِنَ الْحَالِ الَّتِي هُمْ فِيهَا إِلَى مَا هُوَ أَضْيَقُ مِنْهَا}}<ref>تفسیر کنز الدقائق، ج۱۲، ص۵۸ به گزارش از الکافی، ج۲، ص۲۶۴، ح۱۶.</ref><ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[رجال تفسیری ج۱ (کتاب)|رجال تفسیری]]، ج۱ ص ۲۵۹.</ref> | ابراهیم حذاء<ref>ر. ک: معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۳۲۶، ش۳۵۰؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۱، ص۱۳۳، ش۱۵۸.</ref> در سند ۱ [[روایت]] [[تفسیر کنز الدقائق]] به نقل از [[کتاب کافی]] آمده: {{متن حدیث|مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْحَذَّاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَغِيرٍ عَنْ جَدِّهِ شُعَيْبٍ عَنْ مُفَضَّلٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} لَوْ لَا إِلْحَاحُ هَذِهِ الشِّيعَةِ عَلَى اللَّهِ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ لَنَقَلَهُمْ مِنَ الْحَالِ الَّتِي هُمْ فِيهَا إِلَى مَا هُوَ أَضْيَقُ مِنْهَا}}<ref>تفسیر کنز الدقائق، ج۱۲، ص۵۸ به گزارش از الکافی، ج۲، ص۲۶۴، ح۱۶.</ref><ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[رجال تفسیری ج۱ (کتاب)|رجال تفسیری]]، ج۱ ص ۲۵۹.</ref> | ||
== شرح حال [[راوی]] == | == شرح حال [[راوی]] == | ||
روایت یادشده با کمی تفاوت در متن، در دو جای [[کتاب شریف کافی]] نقل شده: یکی با همین سند و دیگری با تعبیر {{عربی|"وَ بِإِسْنَادِهِ"}}: {{متن حدیث|وَ بِإِسْنَادِهِ<ref>به قرینه سند قبلی، ضمیر «بإسناده» به «احمد بن محمد بن خالد» برمیگردد.</ref> قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ {{ع}}: لَوْ لَا إِلْحَاحُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى اللَّهِ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ لَنَقَلَهُمْ مِنَ الْحَالِ الَّتِي هُمْ فِيهَا إِلَى حَالٍ أَضْيَقَ مِنْهَا}}<ref>الکافی، ج۲، ص۲۶۱، ح۵.</ref>؛ | روایت یادشده با کمی تفاوت در متن، در دو جای [[کتاب شریف کافی]] نقل شده: یکی با همین سند و دیگری با تعبیر {{عربی|"وَ بِإِسْنَادِهِ"}}: {{متن حدیث|وَ بِإِسْنَادِهِ<ref>به قرینه سند قبلی، ضمیر «بإسناده» به «احمد بن محمد بن خالد» برمیگردد.</ref> قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ {{ع}}: لَوْ لَا إِلْحَاحُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى اللَّهِ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ لَنَقَلَهُمْ مِنَ الْحَالِ الَّتِي هُمْ فِيهَا إِلَى حَالٍ أَضْيَقَ مِنْهَا}}<ref>الکافی، ج۲، ص۲۶۱، ح۵.</ref>؛ | ||
نام ابراهیم حذاء در [[سند روایت]] دیگر کافی نیز یاد گردیده: {{متن حدیث|عَنْهُ<ref>ضمیر عنه به قرینه سند پیشین به احمد بن محمد بن خالد برمیگردد.</ref> عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْحَذَّاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَغِيرٍ عَنْ جَدِّهِ شُعَيْبٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ: الدُّنْيَا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ فَأَيُّ سِجْنٍ جَاءَ مِنْهُ خَيْرٌ}}<ref>الکافی، ج۲، ص۲۵۰، ح۷.</ref>؛ | نام ابراهیم حذاء در [[سند روایت]] دیگر کافی نیز یاد گردیده: {{متن حدیث|عَنْهُ<ref>ضمیر عنه به قرینه سند پیشین به احمد بن محمد بن خالد برمیگردد.</ref> عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْحَذَّاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَغِيرٍ عَنْ جَدِّهِ شُعَيْبٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} يَقُولُ: الدُّنْيَا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ فَأَيُّ سِجْنٍ جَاءَ مِنْهُ خَيْرٌ}}<ref>الکافی، ج۲، ص۲۵۰، ح۷.</ref>؛ | ||
روایت دیگری نیز با همین سند در کافی نقل شده؛ با این تفاوت که به جای ابراهیم حذاء، نام «داود حذاء» قرار گرفته: {{متن حدیث|عَنْهُ<ref>ضمیر عنه به قرینه سند قبلی به احمد بن محمد بن خالد برمیگردد.</ref>، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ، عَنْ دَاوُدَ الْحَذَّاءِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَغِيرٍ، عَنْ جَدِّهِ شُعَيْبٍ، عَنْ مُفَضَّلٍ، قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: كُلَّمَا ازْدَادَ الْعَبْدُ إِيمَاناً، ازْدَادَ ضِيقاً فِي مَعِيشَتِهِ}}<ref>الکافی، ج۲، ص۲۶۱، ح۴.</ref>؛ | روایت دیگری نیز با همین سند در کافی نقل شده؛ با این تفاوت که به جای ابراهیم حذاء، نام «داود حذاء» قرار گرفته: {{متن حدیث|عَنْهُ<ref>ضمیر عنه به قرینه سند قبلی به احمد بن محمد بن خالد برمیگردد.</ref>، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ، عَنْ دَاوُدَ الْحَذَّاءِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَغِيرٍ، عَنْ جَدِّهِ شُعَيْبٍ، عَنْ مُفَضَّلٍ، قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ {{ع}}: كُلَّمَا ازْدَادَ الْعَبْدُ إِيمَاناً، ازْدَادَ ضِيقاً فِي مَعِيشَتِهِ}}<ref>الکافی، ج۲، ص۲۶۱، ح۴.</ref>؛ | ||
به قرینه [[اتحاد]] راوی (محمد بن علی) و مروی عنه (محمد بن صغیر) دو احتمال در اینجا هست: | به قرینه [[اتحاد]] راوی (محمد بن علی) و مروی عنه (محمد بن صغیر) دو احتمال در اینجا هست: | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
# ملاحظه حال کسانی که از وی [[نقل حدیث]] کردند. | # ملاحظه حال کسانی که از وی [[نقل حدیث]] کردند. | ||
# بررسی متن روایت ایشان. | # بررسی متن روایت ایشان. | ||
از اسناد روایات فهمیده میشود که «محمد بن علی» و «احمد بن محمد بن عیسی» از وی حدیث نقل کردند. (چنان که گذشت) مراد از «محمد بن علی»، [[محمد بن علی صیرفی]] معروف به «أبوسمینة» است که از سوی [[احمد بن محمد بن عیسی]] به جهت نقل از [[ضعفا]] و [[غلو]] در احادیثش از [[قم]] [[اخراج]] گردید<ref>ر. ک: خلاصة الأقوال (رجال العلامة الحلی)، ص۲۵۳، ش۲۹.</ref>. بر این اساس، شاید کسی به [[ضعیف]] بودن ابراهیم حذاء نظر دهد؛ ولی از سوی دیگر، [[احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی]] که از بزرگان دوران خود<ref>{{متن حدیث|... و أبوجعفر، شیخ القمیین، و وجههم و فقیههم، غیر مدافع. و کان أیضاً الرئیس الذی یلقی السلطان بها، و لقی الرضا{{ع}} و له کتب و لقی أباجعفر الثانی{{ع}} و أبا الحسن العسکری{{ع}}}}؛ (رجال النجاشی، ص۸۲ - ۸۳، ش۱۹۸)؛ نیز ر. ک: الفهرست (طوسی)، ص۶۰، ش۷۵؛ خلاصة الأقوال (رجال العلامة الحلی)، ص۱۳ - ۱۴، ش۲.</ref> و در امر [[حدیث]] بسیار سختگیر بوده و [[راویان]] بزرگی مانند [[احمد بن محمد بن خالد برقی]] و [[سهل بن زیاد]] را به بهانه [[نقل روایت]] از ضعفا از قم اخراج کرده<ref>ر. ک: الرجال (ابن الغضائری)، ص۳۹، ش۱۰، الرجال (ابن داود)، ص۴۰، ش۱۱۹؛ خلاصة الأقوال (رجال العلامة الحلی)، ص۱۴ - ۱۵، ش۷.</ref>، از ایشان [[روایت]] کرده، که [[نشانه]] [[اعتماد]] وی به ابراهیم حذاء است، پس ممکن است کسی به حُسن حال وی [[حکم]] کند، مگر گفته شود که نقل روایت [[احمد بن محمد بن عیسی اشعری]] از ابراهیم حذاء بر اثر اعتماد به وی نبوده، بلکه به جهت متن روایت بوده که [[آثار صدق]] از آن آشکار است و این احتمال را عبارت [[شیخ طوسی]] [[تأیید]] میکند که در ترجمه «محمد بن علی صیرفی» مینویسد که ایشان دارای [[کتب حدیثی]] متعدد بوده و گروهی از [[اصحاب]]، آنها را روایت کردند، مگر آن روایاتی را که با تخلیط، یا غلو یا تدلیس همراه بوده است<ref>{{عربی|محمد بن علی الصیرفی الکوفی، یکنی أباسمینة، له کتب، و قیل إنها مثل کتب الحسین بن سعید. أخبرنا جماعة، عن محمد بن علی بن الحسین، عن أبیه و محمد بن الحسن و محمد بن علی ماجیلویه، عن محمد بن أبی القاسم، عن محمد بن علی الصیرفی، إلا ما کان فیها من تخلیط أو غلو أو تدلیس أو ینفرد به و لا یعرف من غیر طریقه}}؛ (الفهرست (طوسی)، ص۴۱۲، ش۶۲۵).</ref>. | از اسناد روایات فهمیده میشود که «محمد بن علی» و «احمد بن محمد بن عیسی» از وی حدیث نقل کردند. (چنان که گذشت) مراد از «محمد بن علی»، [[محمد بن علی صیرفی]] معروف به «أبوسمینة» است که از سوی [[احمد بن محمد بن عیسی]] به جهت نقل از [[ضعفا]] و [[غلو]] در احادیثش از [[قم]] [[اخراج]] گردید<ref>ر. ک: خلاصة الأقوال (رجال العلامة الحلی)، ص۲۵۳، ش۲۹.</ref>. بر این اساس، شاید کسی به [[ضعیف]] بودن ابراهیم حذاء نظر دهد؛ ولی از سوی دیگر، [[احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی]] که از بزرگان دوران خود<ref>{{متن حدیث|... و أبوجعفر، شیخ القمیین، و وجههم و فقیههم، غیر مدافع. و کان أیضاً الرئیس الذی یلقی السلطان بها، و لقی الرضا {{ع}} و له کتب و لقی أباجعفر الثانی {{ع}} و أبا الحسن العسکری {{ع}}}}؛ (رجال النجاشی، ص۸۲ - ۸۳، ش۱۹۸)؛ نیز ر. ک: الفهرست (طوسی)، ص۶۰، ش۷۵؛ خلاصة الأقوال (رجال العلامة الحلی)، ص۱۳ - ۱۴، ش۲.</ref> و در امر [[حدیث]] بسیار سختگیر بوده و [[راویان]] بزرگی مانند [[احمد بن محمد بن خالد برقی]] و [[سهل بن زیاد]] را به بهانه [[نقل روایت]] از ضعفا از قم اخراج کرده<ref>ر. ک: الرجال (ابن الغضائری)، ص۳۹، ش۱۰، الرجال (ابن داود)، ص۴۰، ش۱۱۹؛ خلاصة الأقوال (رجال العلامة الحلی)، ص۱۴ - ۱۵، ش۷.</ref>، از ایشان [[روایت]] کرده، که [[نشانه]] [[اعتماد]] وی به ابراهیم حذاء است، پس ممکن است کسی به حُسن حال وی [[حکم]] کند، مگر گفته شود که نقل روایت [[احمد بن محمد بن عیسی اشعری]] از ابراهیم حذاء بر اثر اعتماد به وی نبوده، بلکه به جهت متن روایت بوده که [[آثار صدق]] از آن آشکار است و این احتمال را عبارت [[شیخ طوسی]] [[تأیید]] میکند که در ترجمه «محمد بن علی صیرفی» مینویسد که ایشان دارای [[کتب حدیثی]] متعدد بوده و گروهی از [[اصحاب]]، آنها را روایت کردند، مگر آن روایاتی را که با تخلیط، یا غلو یا تدلیس همراه بوده است<ref>{{عربی|محمد بن علی الصیرفی الکوفی، یکنی أباسمینة، له کتب، و قیل إنها مثل کتب الحسین بن سعید. أخبرنا جماعة، عن محمد بن علی بن الحسین، عن أبیه و محمد بن الحسن و محمد بن علی ماجیلویه، عن محمد بن أبی القاسم، عن محمد بن علی الصیرفی، إلا ما کان فیها من تخلیط أو غلو أو تدلیس أو ینفرد به و لا یعرف من غیر طریقه}}؛ (الفهرست (طوسی)، ص۴۱۲، ش۶۲۵).</ref>. | ||
با این احتمال، دلیلی بر [[حُسن]] حال ابراهیم حذاء نیست؛ ولی به روایاتش میتوان [[اعتماد]] کرد؛ زیرا از قوت متن برخوردار است، از این رو بعضی از محققان نوشتهاند: روایاته سدیدة <ref>تنقیح المقال، ج۳، پانوشت ص۳۴۲، ش۱۸۹.</ref><ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[رجال تفسیری ج۱ (کتاب)|رجال تفسیری]]، ج۱ ص ۲۶۱-۲۶۳.</ref> | با این احتمال، دلیلی بر [[حُسن]] حال ابراهیم حذاء نیست؛ ولی به روایاتش میتوان [[اعتماد]] کرد؛ زیرا از قوت متن برخوردار است، از این رو بعضی از محققان نوشتهاند: روایاته سدیدة <ref>تنقیح المقال، ج۳، پانوشت ص۳۴۲، ش۱۸۹.</ref><ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[رجال تفسیری ج۱ (کتاب)|رجال تفسیری]]، ج۱ ص ۲۶۱-۲۶۳.</ref> | ||