جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ابوزهراء قشیری در تراجم و رجال]] - [[ابوزهراء قشیری در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ابوزهراء قشیری در تراجم و رجال]] - [[ابوزهراء قشیری در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
نام و [[نسب]] او دانسته نیست. از این رو [[هیثمی]]<ref>هیثمی، ج۱۰، ص۱۰۳.</ref> نیز گفته، وی شناخته شده نیست. وی از کسانی است که [[علامه]] [[عسکری]] او را [[صحابی]] ساختگی میداند. [[ابن حجر]] در صحابی بودن او تشکیک کرده و ابتدا نام او را در قسم اول کتاب خود - صحابی - آورده، ولی شرح حال او را به قسم سوم - غیر صحابی - واگذار کرده و در قسم سوم نیز گفته است: احتمال دارد ابوزهراء صحابی باشد؛ زیرا [[یزید بن ابی سفیان]] او را در [[فتح]] [[شام]] بر برخی از ولایات آنجا گماشت، در حالی که در [[فتوحات]]، غیر صحابی را [[امارت]] و [[فرماندهی]] نمیدادند<ref>ابن حجر، ج۷، ص۱۳۰.</ref>. البته این سخن ابن حجر که گفته غیر صحابی را در فتوحات امارت نمیدادند، قابل خدشه است. نمونه آن، [[امرؤ القیس بن عدی]] است که به دست [[عمر]] [[مسلمان]] شد و پیش از اینکه حتی رکعتي [[نماز]] بخواند، او را [[حکومت]] و [[ولایت]] داد<ref>ثقفی، ج۲، ص۸۱۶؛ ابن عساکر، ج۶۹، ص۱۱۹.</ref>. ابن حجر سپس در قسم سوم کتاب خود، از قول [[ابن عساکر]] نقل کرده است که ابوزهراء قشیری، [[رسول خدا]]{{صل}} را [[درک]] کرد و در [[فتح دمشق]] نیز حضور داشت و در [[زمان]] [[خلافت عمر]]، از طرف یزید بن ابی سفیان عهده دار [[صلح]] با [[حاکمان]] برخی از مناطق فتح شده [[دمشق]] گردید<ref>ابن حجر، ج۷، ص۱۳۸؛ ابن عساکر، ج۲، ص۲۵۰.</ref>. | نام و [[نسب]] او دانسته نیست. از این رو [[هیثمی]]<ref>هیثمی، ج۱۰، ص۱۰۳.</ref> نیز گفته، وی شناخته شده نیست. وی از کسانی است که [[علامه]] [[عسکری]] او را [[صحابی]] ساختگی میداند. [[ابن حجر]] در صحابی بودن او تشکیک کرده و ابتدا نام او را در قسم اول کتاب خود - صحابی - آورده، ولی شرح حال او را به قسم سوم - غیر صحابی - واگذار کرده و در قسم سوم نیز گفته است: احتمال دارد ابوزهراء صحابی باشد؛ زیرا [[یزید بن ابی سفیان]] او را در [[فتح]] [[شام]] بر برخی از ولایات آنجا گماشت، در حالی که در [[فتوحات]]، غیر صحابی را [[امارت]] و [[فرماندهی]] نمیدادند<ref>ابن حجر، ج۷، ص۱۳۰.</ref>. البته این سخن ابن حجر که گفته غیر صحابی را در فتوحات امارت نمیدادند، قابل خدشه است. نمونه آن، [[امرؤ القیس بن عدی]] است که به دست [[عمر]] [[مسلمان]] شد و پیش از اینکه حتی رکعتي [[نماز]] بخواند، او را [[حکومت]] و [[ولایت]] داد<ref>ثقفی، ج۲، ص۸۱۶؛ ابن عساکر، ج۶۹، ص۱۱۹.</ref>. ابن حجر سپس در قسم سوم کتاب خود، از قول [[ابن عساکر]] نقل کرده است که ابوزهراء قشیری، [[رسول خدا]] {{صل}} را [[درک]] کرد و در [[فتح دمشق]] نیز حضور داشت و در [[زمان]] [[خلافت عمر]]، از طرف یزید بن ابی سفیان عهده دار [[صلح]] با [[حاکمان]] برخی از مناطق فتح شده [[دمشق]] گردید<ref>ابن حجر، ج۷، ص۱۳۸؛ ابن عساکر، ج۲، ص۲۵۰.</ref>. | ||
به گزارش [[طبری]] - از [[سیف بن عمر]] - یزید بن ابی سفیان پس از فتح دمشق، ابوزهراء قشیری را سوی بَثَنِیَّه و حَوران فرستاد تا با آنان به همان منوال و ترتیب صلح دمشق صلح کند و سپس کنترل مناطق فتح شده را عهده دار شود <ref>طبری، ج۳، ص۴۴۱؛ ابن عساکر، ج۲، ص۱۳۱؛ ابن کثیر، ج۹، ص۲۹.</ref>. [[بلاذری]]<ref>بلاذری، ج۱، ص۱۵۰.</ref> گفته است بثنیه را یزید بن ابی سفیان فتح کرد که البته سخن بلاذری با سخن ابن عساکر تنافی ندارد؛ چرا که اگر مکانی به [[دستور]] یکی از [[فرماندهان]] [[فتح]] میشد، فتح را افزون بر شخص فاتح، به [[فرمانده]] او نیز نسبت میدادند. | به گزارش [[طبری]] - از [[سیف بن عمر]] - یزید بن ابی سفیان پس از فتح دمشق، ابوزهراء قشیری را سوی بَثَنِیَّه و حَوران فرستاد تا با آنان به همان منوال و ترتیب صلح دمشق صلح کند و سپس کنترل مناطق فتح شده را عهده دار شود <ref>طبری، ج۳، ص۴۴۱؛ ابن عساکر، ج۲، ص۱۳۱؛ ابن کثیر، ج۹، ص۲۹.</ref>. [[بلاذری]]<ref>بلاذری، ج۱، ص۱۵۰.</ref> گفته است بثنیه را یزید بن ابی سفیان فتح کرد که البته سخن بلاذری با سخن ابن عساکر تنافی ندارد؛ چرا که اگر مکانی به [[دستور]] یکی از [[فرماندهان]] [[فتح]] میشد، فتح را افزون بر شخص فاتح، به [[فرمانده]] او نیز نسبت میدادند. | ||
از ابوزهراء قشیری نقل شده است که وقتی هِرقَل از ناحیه رُهاء میرفت، [[خواست مردم]] آن منطقه را نیز با خود همراه کند. آنان [[همراهی]] نکردند و گفتند: در رهاء باشیم بهتر است. همچنین از [[مسلمانان]] نیز کناره گرفتند تا اینکه زیاد بن خنطه که [[صحابی رسول خدا]]{{صل}} و هم [[پیمان]] [[بنی عبد قصی]] بود به عنوان [[نخستین مسلمان]]، وارد رُهاء شد<ref>طبری، ج۳، ص۶۰۲؛ ابن عساکر، ج۱۹، ص۱۴۲.</ref>. [[ابن حجر]] گفته است [[عمر بن خطاب]] در [[دمشق]]، کسی را که شراب نوشیده بود حد زد. وقتی خبر حد خوردن شرابخوار به گوش ابوزهراء قشیری رسید، چنین سرود: [[صبوری]] کردم و [[زاری]] نکردم، در حالی که برادرانم مُردند، اما یک [[روز]] هم [[صبر]] از [[نوشیدن]] شراب ندارم. [[امیرمؤمنان]] آن را محکوم و نابود ساخت، اما دوستدارانش دور آن گریاناند<ref>ابن حجر، ج۷، ص۱۳۸.</ref>. [[طبری]] گفته است ابوزهراء این اشعار را وقتی گفت که در "عام الرماده" ([[قحطی]] [[سال]] هجدهم [[هجری]]) گروهی از مسلمانان به [[جنگ]] با [[رومیان]] رفتند و عدهای از آنان به [[شهادت]] رسیدند <ref>طبری، ج۳، ص۵۹۹ و ج۴، ص۹۷.</ref>. | از ابوزهراء قشیری نقل شده است که وقتی هِرقَل از ناحیه رُهاء میرفت، [[خواست مردم]] آن منطقه را نیز با خود همراه کند. آنان [[همراهی]] نکردند و گفتند: در رهاء باشیم بهتر است. همچنین از [[مسلمانان]] نیز کناره گرفتند تا اینکه زیاد بن خنطه که [[صحابی رسول خدا]] {{صل}} و هم [[پیمان]] [[بنی عبد قصی]] بود به عنوان [[نخستین مسلمان]]، وارد رُهاء شد<ref>طبری، ج۳، ص۶۰۲؛ ابن عساکر، ج۱۹، ص۱۴۲.</ref>. [[ابن حجر]] گفته است [[عمر بن خطاب]] در [[دمشق]]، کسی را که شراب نوشیده بود حد زد. وقتی خبر حد خوردن شرابخوار به گوش ابوزهراء قشیری رسید، چنین سرود: [[صبوری]] کردم و [[زاری]] نکردم، در حالی که برادرانم مُردند، اما یک [[روز]] هم [[صبر]] از [[نوشیدن]] شراب ندارم. [[امیرمؤمنان]] آن را محکوم و نابود ساخت، اما دوستدارانش دور آن گریاناند<ref>ابن حجر، ج۷، ص۱۳۸.</ref>. [[طبری]] گفته است ابوزهراء این اشعار را وقتی گفت که در "عام الرماده" ([[قحطی]] [[سال]] هجدهم [[هجری]]) گروهی از مسلمانان به [[جنگ]] با [[رومیان]] رفتند و عدهای از آنان به [[شهادت]] رسیدند <ref>طبری، ج۳، ص۵۹۹ و ج۴، ص۹۷.</ref>. | ||
ابوزهراء، از طریق [[عبدالله]] از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل کرده است که گروهی از مسلمانان بعد از اینکه در [[آتش]] [[عذاب]] شدند، با [[رحمت خدا]] و [[شفاعت]] شفاعت کنندگان وارد [[بهشت]] میشوند<ref>طبرانی، ج۱۰، ص۲۱۴.</ref>. | ابوزهراء، از طریق [[عبدالله]] از [[رسول خدا]] {{صل}} نقل کرده است که گروهی از مسلمانان بعد از اینکه در [[آتش]] [[عذاب]] شدند، با [[رحمت خدا]] و [[شفاعت]] شفاعت کنندگان وارد [[بهشت]] میشوند<ref>طبرانی، ج۱۰، ص۲۱۴.</ref>. | ||
نام ابوزهراء قشیری در پنج [[روایت]] از روایتهای [[سیف]] در [[تاریخ]] طبری<ref>طبری، ج۳، ص۴۴۱ و ۵۹۹ و ۶۰۳-۶۰۲ و ج۴، ص۹۷.</ref>، آمده است. [[علامه]] [[عسکری]] میگوید: به اتکای همین [[روایات]] طبری، [[ابن عساکر]] در تاریخ دمشق و ابن حجر در الاصابه، ابوزهراء را یکی از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} پنداشتهاند، اما ما پس از بررسیهای عمیق در کتب [[رجال]] و تراجم، پی بردیم که نه تنها رسول خدا{{صل}} صحابهای به نام ابوزهراء قشیری نداشته است<ref>عسکری، عبدالله بن سبا، ج۲، ص۱۲۵.</ref>، بلکه وی اصلاً وجود خارجی ندارد و از ساختههای [[سیف بن عمر]] [[کذاب]] است<ref>عسکری، یکصد و پنجاه، ج۲، ص۱۳۴.</ref>. | نام ابوزهراء قشیری در پنج [[روایت]] از روایتهای [[سیف]] در [[تاریخ]] طبری<ref>طبری، ج۳، ص۴۴۱ و ۵۹۹ و ۶۰۳-۶۰۲ و ج۴، ص۹۷.</ref>، آمده است. [[علامه]] [[عسکری]] میگوید: به اتکای همین [[روایات]] طبری، [[ابن عساکر]] در تاریخ دمشق و ابن حجر در الاصابه، ابوزهراء را یکی از [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} پنداشتهاند، اما ما پس از بررسیهای عمیق در کتب [[رجال]] و تراجم، پی بردیم که نه تنها رسول خدا {{صل}} صحابهای به نام ابوزهراء قشیری نداشته است<ref>عسکری، عبدالله بن سبا، ج۲، ص۱۲۵.</ref>، بلکه وی اصلاً وجود خارجی ندارد و از ساختههای [[سیف بن عمر]] [[کذاب]] است<ref>عسکری، یکصد و پنجاه، ج۲، ص۱۳۴.</ref>. | ||
از جمله [[روایات]] [[سیف]] از ابوزهراء که به صورت مرسل - عن [[رجل]] من بنی قشیر - درباره [[فتح]] [[حمص]] نقل کرده، این است که گفته [[مردم]] حمص به همدیگر سفارش کردند تا فرارسیدن فصل زمستان [[مقاومت]] کنند؛ زیرا در فصل زمستان، [[مسلمانان]] به دلیل نداشتن [[کفش]]، پاهایشان قطعه قطعه میشود و در اثر [[گرسنگی]] از پا در میآیند، ولی ماجرا برعکس شد و [[رومیان]] دیدند پاهای خودشان در داخل کفشهایشان قطعه قطعه شده است<ref>طبری، [[تاریخ]]، ج۳، ص۵۹۹.</ref>. مرسل بودن روایات ابوزهراء -که به صورت عن رجل من بنی قشیر نقل شده. و اظهار بی اطلاعی برخی از [[هویت]] وی، [[سخن]] [[علامه]] [[عسکری]] را تقویت میکند.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابوزهراء قشیری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۳۱۳.</ref> | از جمله [[روایات]] [[سیف]] از ابوزهراء که به صورت مرسل - عن [[رجل]] من بنی قشیر - درباره [[فتح]] [[حمص]] نقل کرده، این است که گفته [[مردم]] حمص به همدیگر سفارش کردند تا فرارسیدن فصل زمستان [[مقاومت]] کنند؛ زیرا در فصل زمستان، [[مسلمانان]] به دلیل نداشتن [[کفش]]، پاهایشان قطعه قطعه میشود و در اثر [[گرسنگی]] از پا در میآیند، ولی ماجرا برعکس شد و [[رومیان]] دیدند پاهای خودشان در داخل کفشهایشان قطعه قطعه شده است<ref>طبری، [[تاریخ]]، ج۳، ص۵۹۹.</ref>. مرسل بودن روایات ابوزهراء -که به صورت عن رجل من بنی قشیر نقل شده. و اظهار بی اطلاعی برخی از [[هویت]] وی، [[سخن]] [[علامه]] [[عسکری]] را تقویت میکند.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابوزهراء قشیری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۳۱۳.</ref> | ||