اعتدال در لغت: تفاوت میان نسخهها
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[اعتدال]] در اصل لغت، به دو [[روز]] از سال در [[بهار]] و پاییز گفته میشود که شب و روز در آن مساویند<ref>فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۵، ص۴۳۱.</ref>؛ لذا اعتدال، میانه دو حالت میباشد، خواه در «کمّ» باشد یا «کیف»<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۴۳۳.</ref>. در اصل و لغت [[عدل]] نیز [[میانهروی]] و [[دوری از افراط و تفریط]] وجود دارد، به گونهای که در آن زیادی و [[کاستی]] نباشد و به مناسبت این اصل، در میانهروی، [[برابری]]، [[قسط]] و [[راستی]] به کار میرود<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص۵۳.</ref>. غالب کسانی که از [[عدالت]] بحث کردهاند، بر این امر تأکید داشتهاند که با عدالت، فرد و [[جامعه]] به نوعی اعتدال و میانهروی در گفتار و [[کردار]] دست مییابد. در لغت نیز بر وجه «اعتدال» تأکید شده است<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص۵۳.</ref>. [[فارابی]] که از نخستین [[فیلسوفان]] [[مسلمان]] است که به تفصیل در این باره سخن رانده است، بر این [[باور]] است که هر وقت [[افعال]] [[انسانی]] از اعتدال خارج شود و [[تجاوز]] نماید، از آنها [[خلق]] [[نیکو]] و [[زیبا]] به دست نمیآید و زوال آنها از حالت اعتدال متوسط یا به سبب زیادتی است، در آنچه باید ادا شود یا به سبب نقصان است در آنچه [[شایسته]] است تحقق یابد<ref>ابونصر فارابی، التنبیه علی سبیل السعاده، ص۵۸.</ref> در [[ادبیات]] [[دینی]] برای معادل این مفهوم، واژههای «قصد»، «اقتصاد» و «وسط» به کار میرود. در [[قرآن کریم]] از اعتدال، به «وسط» تعبیر شده است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم تا گواه بر مردم باشید» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>. | [[اعتدال]] در اصل لغت، به دو [[روز]] از سال در [[بهار]] و پاییز گفته میشود که شب و روز در آن مساویند<ref>فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۵، ص۴۳۱.</ref>؛ لذا اعتدال، میانه دو حالت میباشد، خواه در «کمّ» باشد یا «کیف»<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۴۳۳.</ref>. در اصل و لغت [[عدل]] نیز [[میانهروی]] و [[دوری از افراط و تفریط]] وجود دارد، به گونهای که در آن زیادی و [[کاستی]] نباشد و به مناسبت این اصل، در میانهروی، [[برابری]]، [[قسط]] و [[راستی]] به کار میرود<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص۵۳.</ref>. غالب کسانی که از [[عدالت]] بحث کردهاند، بر این امر تأکید داشتهاند که با عدالت، فرد و [[جامعه]] به نوعی اعتدال و میانهروی در گفتار و [[کردار]] دست مییابد. در لغت نیز بر وجه «اعتدال» تأکید شده است<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص۵۳.</ref>. [[فارابی]] که از نخستین [[فیلسوفان]] [[مسلمان]] است که به تفصیل در این باره سخن رانده است، بر این [[باور]] است که هر وقت [[افعال]] [[انسانی]] از اعتدال خارج شود و [[تجاوز]] نماید، از آنها [[خلق]] [[نیکو]] و [[زیبا]] به دست نمیآید و زوال آنها از حالت اعتدال متوسط یا به سبب زیادتی است، در آنچه باید ادا شود یا به سبب نقصان است در آنچه [[شایسته]] است تحقق یابد<ref>ابونصر فارابی، التنبیه علی سبیل السعاده، ص۵۸.</ref> در [[ادبیات]] [[دینی]] برای معادل این مفهوم، واژههای «قصد»، «اقتصاد» و «وسط» به کار میرود. در [[قرآن کریم]] از اعتدال، به «وسط» تعبیر شده است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم تا گواه بر مردم باشید» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>. | ||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
[[علامه طباطبایی]] بر این باور است که [[عدل]]، [[میانهروی]] و [[دوری از افراط و تفریط]] در کارهاست و این معنا از باب [[تفسیر]] لفظ به لوازم معناست، زیرا [[حقیقت]] عدل، برپایی [[برابری]] و [[توازن]] در امور است، اینکه به هر کس آن سهمی که سزاوار آن است، داده شود، پس افراد، هر کدام به [[تساوی]] در همان جایگاهی قرار گیرند که مستحق آنند<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۳۳۱.</ref>؛ پس [[اعتدال]] همان گونه که لفظ آن دلالت دارد، [[وصف]] و ارزشی است که رفتارهای [[انسان]] را از [[زیادهروی]] و کمینهروی و [[تجاوز به حقوق دیگران]] دور میکند.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[عدالت سیاسی در قرآن کریم (کتاب)|عدالت سیاسی در قرآن کریم]]، ص ۴۹.</ref> | [[علامه طباطبایی]] بر این باور است که [[عدل]]، [[میانهروی]] و [[دوری از افراط و تفریط]] در کارهاست و این معنا از باب [[تفسیر]] لفظ به لوازم معناست، زیرا [[حقیقت]] عدل، برپایی [[برابری]] و [[توازن]] در امور است، اینکه به هر کس آن سهمی که سزاوار آن است، داده شود، پس افراد، هر کدام به [[تساوی]] در همان جایگاهی قرار گیرند که مستحق آنند<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۳۳۱.</ref>؛ پس [[اعتدال]] همان گونه که لفظ آن دلالت دارد، [[وصف]] و ارزشی است که رفتارهای [[انسان]] را از [[زیادهروی]] و کمینهروی و [[تجاوز به حقوق دیگران]] دور میکند.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[عدالت سیاسی در قرآن کریم (کتاب)|عدالت سیاسی در قرآن کریم]]، ص ۴۹.</ref> | ||
==پرسش مستقیم== | == پرسش مستقیم == | ||
* [[اعتدال در لغت و اصطلاح به چه معناست؟ (پرسش)]] | * [[اعتدال در لغت و اصطلاح به چه معناست؟ (پرسش)]] | ||
نسخهٔ ۲۴ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۱۸:۰۹
مقدمه
اعتدال در اصل لغت، به دو روز از سال در بهار و پاییز گفته میشود که شب و روز در آن مساویند[۱]؛ لذا اعتدال، میانه دو حالت میباشد، خواه در «کمّ» باشد یا «کیف»[۲]. در اصل و لغت عدل نیز میانهروی و دوری از افراط و تفریط وجود دارد، به گونهای که در آن زیادی و کاستی نباشد و به مناسبت این اصل، در میانهروی، برابری، قسط و راستی به کار میرود[۳]. غالب کسانی که از عدالت بحث کردهاند، بر این امر تأکید داشتهاند که با عدالت، فرد و جامعه به نوعی اعتدال و میانهروی در گفتار و کردار دست مییابد. در لغت نیز بر وجه «اعتدال» تأکید شده است[۴]. فارابی که از نخستین فیلسوفان مسلمان است که به تفصیل در این باره سخن رانده است، بر این باور است که هر وقت افعال انسانی از اعتدال خارج شود و تجاوز نماید، از آنها خلق نیکو و زیبا به دست نمیآید و زوال آنها از حالت اعتدال متوسط یا به سبب زیادتی است، در آنچه باید ادا شود یا به سبب نقصان است در آنچه شایسته است تحقق یابد[۵] در ادبیات دینی برای معادل این مفهوم، واژههای «قصد»، «اقتصاد» و «وسط» به کار میرود. در قرآن کریم از اعتدال، به «وسط» تعبیر شده است: ﴿وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ﴾[۶].
و در وصف برخی از اهل کتاب میفرماید: ﴿مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ﴾[۷].
در سفارشهای لقمان نیز آمده است: ﴿وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ﴾[۸].
علامه طباطبایی بر این باور است که عدل، میانهروی و دوری از افراط و تفریط در کارهاست و این معنا از باب تفسیر لفظ به لوازم معناست، زیرا حقیقت عدل، برپایی برابری و توازن در امور است، اینکه به هر کس آن سهمی که سزاوار آن است، داده شود، پس افراد، هر کدام به تساوی در همان جایگاهی قرار گیرند که مستحق آنند[۹]؛ پس اعتدال همان گونه که لفظ آن دلالت دارد، وصف و ارزشی است که رفتارهای انسان را از زیادهروی و کمینهروی و تجاوز به حقوق دیگران دور میکند.[۱۰]
پرسش مستقیم
منابع
پانویس
- ↑ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۵، ص۴۳۱.
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۴۳۳.
- ↑ حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص۵۳.
- ↑ حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص۵۳.
- ↑ ابونصر فارابی، التنبیه علی سبیل السعاده، ص۵۸.
- ↑ «و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم تا گواه بر مردم باشید» سوره بقره، آیه ۱۴۳.
- ↑ «برخی از ایشان امتی میانهرو هستند» سوره مائده، آیه ۶۶.
- ↑ «و در راه رفتنت میانهرو باش» سوره لقمان، آیه ۱۹.
- ↑ سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۳۳۱.
- ↑ سیدباقری، سید کاظم، عدالت سیاسی در قرآن کریم، ص ۴۹.