ام ابیها: تفاوت میان نسخه‌ها

۵۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ اوت ۲۰۲۲
جز
خط ۷: خط ۷:
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
هنگامی که [[آیه]] {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref> نازل شد و [[زنان پیامبر]] [[لقب]] [[ام المؤمنین]] گرفتند، [[پیامبر]] به [[فاطمه]]{{س}} فرمودند: اگر آنها [[مادر]] [[مؤمنین]] شدند تو مادر [[منی]]<ref>ر.ک: شرح حال چهارده معصوم، صفوت، ص۱۵؛ ریاحین الشریعة، شیخ ذبیح الله محلاتی، ج۱، ص۷؛ الخصائص الفاطمیة، عبدالعظیم بن باقر کجوری، ص۶۶.</ref>.
هنگامی که [[آیه]] {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref> نازل شد و [[زنان پیامبر]] [[لقب]] [[ام المؤمنین]] گرفتند، [[پیامبر]] به [[فاطمه]] {{س}} فرمودند: اگر آنها [[مادر]] [[مؤمنین]] شدند تو مادر [[منی]]<ref>ر. ک: شرح حال چهارده معصوم، صفوت، ص۱۵؛ ریاحین الشریعة، شیخ ذبیح الله محلاتی، ج۱، ص۷؛ الخصائص الفاطمیة، عبدالعظیم بن باقر کجوری، ص۶۶.</ref>.


شدت علاقه [[رسول خدا]] به فاطمه{{س}} به حدی بود که او را «ام ابیها» مادر [[پدر]] خود، خطاب می‌فرمود. [[حضرت پیامبر]] در ابتدای [[زندگی]]، پدر و مادر گرامی خود را از دست داده بود ولی پس از میلاد دخترش، چنان از او مهر دید که [[مادری]] برای فرزندش نثار می‌کند. [[امام صادق]]{{ع}} از پدر بزرگوارش [[حضرت باقر]] العلوم{{ع}} [[روایت]] کرده است: {{متن حدیث|أَنَّ فَاطِمَةَ{{س}} كَانَتْ تُكَنَّى أُمَ أَبِيهَا}}<ref>بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، ج۴۳، ص۱۹.</ref>؛ «همانا فاطمه{{س}} به «ام ابیها» [[کنیه]] گرفت». این کنیه، آشکارا به وسیله [[رسول الله]] به فاطمه{{س}} داده شد؛ زیرا او غمخوار پدر و در همه حال در کنار پدر و مانند مادری [[مهربان]] برای ایشان بود. در [[روایات]] فراوانی آمده است که [[حضرت رسول]] دست او را می‌بوسید و هرگاه از [[سفر]] باز می‌گشت ابتدا به [[دیدار]] ایشان می‌رفت. در تمام مسافرت‌ها آخرین کسی بود که با او خداحافظی می‌کرد. تو گویی که با این دیدار از آن چشمه صاف و گوارا برای طول [[مسافرت]] خود بهره‌ای [[عاطفی]] و توشه‌ای احساسی [[ذخیره]] می‌نمود. گفته شده است لقب ام ابیها برای فاطمه{{س}} به این سبب بود که فاطمه{{س}} بسان مادری [[دلسوز]]، رسول الله را در آغوش می‌گرفت و [[مهربانی]] می‌کرد. او را [[دلداری]] می‌داد. به جراحات و زخم‌هایش مرهم می‌گذاشت و دردها و رنج‌هایش را کاهش می‌داد. هرگونه [[عاطفه]]، [[دلسوزی]]، انس و محبتی را که فرزند از مادرش [[انتظار]] دارد، در [[حق]] [[پدر]] به جا می‌آورد<ref>الگوهای رفتاری حضرت فاطمه زهرا{{س}}، حلیمه صفری، ص۵۹؛ فرهنگ فاطمیه، محمد نیلی پور، ص۸۸.</ref>.
شدت علاقه [[رسول خدا]] به فاطمه {{س}} به حدی بود که او را «ام ابیها» مادر [[پدر]] خود، خطاب می‌فرمود. [[حضرت پیامبر]] در ابتدای [[زندگی]]، پدر و مادر گرامی خود را از دست داده بود ولی پس از میلاد دخترش، چنان از او مهر دید که [[مادری]] برای فرزندش نثار می‌کند. [[امام صادق]] {{ع}} از پدر بزرگوارش [[حضرت باقر]] العلوم {{ع}} [[روایت]] کرده است: {{متن حدیث|أَنَّ فَاطِمَةَ {{س}} كَانَتْ تُكَنَّى أُمَ أَبِيهَا}}<ref>بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، ج۴۳، ص۱۹.</ref>؛ «همانا فاطمه {{س}} به «ام ابیها» [[کنیه]] گرفت». این کنیه، آشکارا به وسیله [[رسول الله]] به فاطمه {{س}} داده شد؛ زیرا او غمخوار پدر و در همه حال در کنار پدر و مانند مادری [[مهربان]] برای ایشان بود. در [[روایات]] فراوانی آمده است که [[حضرت رسول]] دست او را می‌بوسید و هرگاه از [[سفر]] باز می‌گشت ابتدا به [[دیدار]] ایشان می‌رفت. در تمام مسافرت‌ها آخرین کسی بود که با او خداحافظی می‌کرد. تو گویی که با این دیدار از آن چشمه صاف و گوارا برای طول [[مسافرت]] خود بهره‌ای [[عاطفی]] و توشه‌ای احساسی [[ذخیره]] می‌نمود. گفته شده است لقب ام ابیها برای فاطمه {{س}} به این سبب بود که فاطمه {{س}} بسان مادری [[دلسوز]]، رسول الله را در آغوش می‌گرفت و [[مهربانی]] می‌کرد. او را [[دلداری]] می‌داد. به جراحات و زخم‌هایش مرهم می‌گذاشت و دردها و رنج‌هایش را کاهش می‌داد. هرگونه [[عاطفه]]، [[دلسوزی]]، انس و محبتی را که فرزند از مادرش [[انتظار]] دارد، در [[حق]] [[پدر]] به جا می‌آورد<ref>الگوهای رفتاری حضرت فاطمه زهرا {{س}}، حلیمه صفری، ص۵۹؛ فرهنگ فاطمیه، محمد نیلی پور، ص۸۸.</ref>.  


وجوهی برای این نامگذاری آمده است: از جمله اینکه [[فاطمه زهرا]]{{س}} میوه [[درخت نبوت]] و حاصل [[عمر]] [[پیغمبر اکرم]] است. فاطمه زهرا{{س}} اصل کلی و مقصود اصلی از [[خانواده]] [[نبوت]] است. مقصود از ام ابیها آن است که فاطمه زهرا{{س}} اصل [[پیغمبر]] است و همان [[فرزندی]] می‌باشد که پیغمبر می‌خواست و مقصودش بود. با آنچه از نتایج کریمه و فواید عظیمه که بر وی از جهت فرزند بودن مترتب شده و از [[فضایل]] نفسانیه‌اش خواسته است؛ پس ام در این [[مقام]] به معنای [[مادر]] نیست بلکه به معنای قصد، اصل و مقصود است.
وجوهی برای این نامگذاری آمده است: از جمله اینکه [[فاطمه زهرا]] {{س}} میوه [[درخت نبوت]] و حاصل [[عمر]] [[پیغمبر اکرم]] است. فاطمه زهرا {{س}} اصل کلی و مقصود اصلی از [[خانواده]] [[نبوت]] است. مقصود از ام ابیها آن است که فاطمه زهرا {{س}} اصل [[پیغمبر]] است و همان [[فرزندی]] می‌باشد که پیغمبر می‌خواست و مقصودش بود. با آنچه از نتایج کریمه و فواید عظیمه که بر وی از جهت فرزند بودن مترتب شده و از [[فضایل]] نفسانیه‌اش خواسته است؛ پس ام در این [[مقام]] به معنای [[مادر]] نیست بلکه به معنای قصد، اصل و مقصود است.


وجه دوم اینکه معنی ام ابیها به طریق [[حقیقت]] نیست؛ بلکه عبارتی است که بین [[پدران]] و [[فرزندان]] از راه [[عطوفت]] معمول می‌شود. [[حضرت]] [[اقدس]] [[نبوی]] هم این طور [[اراده]] فرمود و قصدش از فرط [[محبت]] بوده است. وجه دیگر اینکه هنگامی که والده ماجده جناب [[رسول خدا]] در حالی که آن جناب خردسال بود [[رحلت]] نمود، [[فاطمه بنت اسد]] مادر جناب [[امیرالمؤمنین]] با کمال ارادت، به [[خدمتگزاری]] آن بزرگوار مشغول شد به گونه‌ای که پیغمبر را بر فرزندان دیگر خود از [[حضرت امیر]]، طالب، [[عقیل]] و جعفر ترجیح می‌داد.
وجه دوم اینکه معنی ام ابیها به طریق [[حقیقت]] نیست؛ بلکه عبارتی است که بین [[پدران]] و [[فرزندان]] از راه [[عطوفت]] معمول می‌شود. [[حضرت]] [[اقدس]] [[نبوی]] هم این طور [[اراده]] فرمود و قصدش از فرط [[محبت]] بوده است. وجه دیگر اینکه هنگامی که والده ماجده جناب [[رسول خدا]] در حالی که آن جناب خردسال بود [[رحلت]] نمود، [[فاطمه بنت اسد]] مادر جناب [[امیرالمؤمنین]] با کمال ارادت، به [[خدمتگزاری]] آن بزرگوار مشغول شد به گونه‌ای که پیغمبر را بر فرزندان دیگر خود از [[حضرت امیر]]، طالب، [[عقیل]] و جعفر ترجیح می‌داد.


در روایتی صحیح و مشهور آمده است که پیغمبر او را مادر خطاب می‌فرمود. هنگامی که فاطمه بنت اسد از [[دنیا]] رحلت کرد، رسول خدا به [[حضرت امیرالمؤمنین]] فرمود: [[فاطمه]]{{س}} مادر من بود؛ پس آن بزرگوار به خاطر کمال محبت به او، به فاطمه [[زهرا]] که هم نام او و هم نام مادر [[خدیجه]] [[طاهره]] بود می‌فرمود: تو مادر [[منی]] و از این [[کنیه]] گاهی یاد از خدیجه طاهره و فاطمه مکرمه می‌کرد. این هر دو از راه مجاز بوده نه حقیقت؛ آن جناب [[فاطمه بنت اسد]] را «یا أما» خطاب می‌کرد و [[فاطمه]] [[زهرا]] را «ام ابیها» و این [[کنیه]] خواندن یکی به خاطر [[تعظیم]] و [[تکریم]] است و دیگری اظهار [[محبت]]. همچنین آمده است که چون هیچ محبتی با محبت [[مادر]] [[برابری]] نمی‌کند [[پیامبر اکرم]] فرموده‌اند: ای فاطمه مادر من نمرده بلکه تو مادر [[منی]]. [[حضرت]] [[آمنه]] هشت سال یا کمتر به [[خدمتگزاری]] [[رسول خدا]] موفق بوده است و از [[ناملایمات]] و سختی‌های بعدی [[زندگی رسول الله]] باخبر نشده است، ولی [[حضرت زهرا]]{{س}} هشت سال در [[مکه مکرمه]] و ده سال در [[مدینه طیبه]] به [[سعادت]] ملازمت و [[شرافت]] [[خدمت]] آن حضرت [[توفیق]] یافت. سختگیری‌های [[دشمنان]] را نسبت به [[پدر]] [[مشاهده]] و همراه و همدم او بود. [[رسول الله]] در [[حقیقت]] سه مادر داشت: مادر اصلی، مادر شرافتی و مادر محبتی و [[فاطمه زهرا]]{{س}} از نوع سوم بوده‌اند.
در روایتی صحیح و مشهور آمده است که پیغمبر او را مادر خطاب می‌فرمود. هنگامی که فاطمه بنت اسد از [[دنیا]] رحلت کرد، رسول خدا به [[حضرت امیرالمؤمنین]] فرمود: [[فاطمه]] {{س}} مادر من بود؛ پس آن بزرگوار به خاطر کمال محبت به او، به فاطمه [[زهرا]] که هم نام او و هم نام مادر [[خدیجه]] [[طاهره]] بود می‌فرمود: تو مادر [[منی]] و از این [[کنیه]] گاهی یاد از خدیجه طاهره و فاطمه مکرمه می‌کرد. این هر دو از راه مجاز بوده نه حقیقت؛ آن جناب [[فاطمه بنت اسد]] را «یا أما» خطاب می‌کرد و [[فاطمه]] [[زهرا]] را «ام ابیها» و این [[کنیه]] خواندن یکی به خاطر [[تعظیم]] و [[تکریم]] است و دیگری اظهار [[محبت]]. همچنین آمده است که چون هیچ محبتی با محبت [[مادر]] [[برابری]] نمی‌کند [[پیامبر اکرم]] فرموده‌اند: ای فاطمه مادر من نمرده بلکه تو مادر [[منی]]. [[حضرت]] [[آمنه]] هشت سال یا کمتر به [[خدمتگزاری]] [[رسول خدا]] موفق بوده است و از [[ناملایمات]] و سختی‌های بعدی [[زندگی رسول الله]] باخبر نشده است، ولی [[حضرت زهرا]] {{س}} هشت سال در [[مکه مکرمه]] و ده سال در [[مدینه طیبه]] به [[سعادت]] ملازمت و [[شرافت]] [[خدمت]] آن حضرت [[توفیق]] یافت. سختگیری‌های [[دشمنان]] را نسبت به [[پدر]] [[مشاهده]] و همراه و همدم او بود. [[رسول الله]] در [[حقیقت]] سه مادر داشت: مادر اصلی، مادر شرافتی و مادر محبتی و [[فاطمه زهرا]] {{س}} از نوع سوم بوده‌اند.


از دیگر توجیهات اینکه رسول خدا فرمود: [[اولاد]] هر زنی [[رجوع]] به پدر و اصلش می‌کند و اولاد من رجوع به من می‌کند؛ پس من اصل و عصب و پدرشان هستم و این فروغ نابته وغصون نامیه، منتهی و منتمی به من می‌شوند<ref>ینابیع المودة، سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی، ج۲، ص۹۸.</ref>. جد [[مادری]] [[فرزندان فاطمه]]{{س}} پدرشان است و فاطمه زهرا، اصل اصیل ایشان و مادر و پدر [[سادات]] و این معنی، لطیف است. حضرت با این کنیه خواسته شرافت فاطمه{{س}} را ظاهر نماید. فرموده باشند که من بی‌پدر و فرزند نیستم. مادرم فاطمه است و فرزندهای من اولاد فاطمه‌اند و ریشه آنها به [[نبوت]] و [[رسالت]] متصل است: {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ}}<ref>«فرزندان خود و فرزندان شما» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref>؛ این [[فرزندان]] همواره به فرزند [[پیغمبر]] بودن [[فخر]] می‌کردند و آن شرفی است بالای هر [[شرف]]. در هر حال رسول خدا فاطمه{{س}} را ام ابیها نامید و مبنایش این است که همانا دخترم فاطمه{{س}} ریشه درخت رسالت و عنصر نبوت است. اگر ریشه نباشد درخت خشک شده و [[شادی]] و سرسبزی آن از بین می‌رود. [[رسول الله]] فرمود: من، درختم و [[فاطمه]]{{س}} ریشه آن و علی{{ع}} سبب بارورشدن آن و حسن و حسین{{ع}} میوه‌های آن هستند<ref>میزان الاعتدال، شمس الدین ذهبی، ج۱، ص۲۳۴.</ref>.
از دیگر توجیهات اینکه رسول خدا فرمود: [[اولاد]] هر زنی [[رجوع]] به پدر و اصلش می‌کند و اولاد من رجوع به من می‌کند؛ پس من اصل و عصب و پدرشان هستم و این فروغ نابته وغصون نامیه، منتهی و منتمی به من می‌شوند<ref>ینابیع المودة، سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی، ج۲، ص۹۸.</ref>. جد [[مادری]] [[فرزندان فاطمه]] {{س}} پدرشان است و فاطمه زهرا، اصل اصیل ایشان و مادر و پدر [[سادات]] و این معنی، لطیف است. حضرت با این کنیه خواسته شرافت فاطمه {{س}} را ظاهر نماید. فرموده باشند که من بی‌پدر و فرزند نیستم. مادرم فاطمه است و فرزندهای من اولاد فاطمه‌اند و ریشه آنها به [[نبوت]] و [[رسالت]] متصل است: {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ}}<ref>«فرزندان خود و فرزندان شما» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref>؛ این [[فرزندان]] همواره به فرزند [[پیغمبر]] بودن [[فخر]] می‌کردند و آن شرفی است بالای هر [[شرف]]. در هر حال رسول خدا فاطمه {{س}} را ام ابیها نامید و مبنایش این است که همانا دخترم فاطمه {{س}} ریشه درخت رسالت و عنصر نبوت است. اگر ریشه نباشد درخت خشک شده و [[شادی]] و سرسبزی آن از بین می‌رود. [[رسول الله]] فرمود: من، درختم و [[فاطمه]] {{س}} ریشه آن و علی {{ع}} سبب بارورشدن آن و حسن و حسین {{ع}} میوه‌های آن هستند<ref>میزان الاعتدال، شمس الدین ذهبی، ج۱، ص۲۳۴.</ref>.


هر یک از نویسندگان بنا به ذوق و قریحه خود [[تفسیری]] برای [[لقب]] «ام النبی = [[مادر پیامبر]]» یا ام ابیها کرده‌اند؛ برای نمونه باز هم به مواردی اشاره می‌شود:
هر یک از نویسندگان بنا به ذوق و قریحه خود [[تفسیری]] برای [[لقب]] «ام النبی = [[مادر پیامبر]]» یا ام ابیها کرده‌اند؛ برای نمونه باز هم به مواردی اشاره می‌شود:
#او کوچک‌ترین دختر از [[دختران پیامبر]] بود و پس از [[مرگ]] [[خدیجه]] به [[تنهایی]] در [[خانه]] [[زندگی]] می‌کرد. چون [[مادری]] برای [[پدر]]، عهده‌دار امور [[زندگی پیامبر]] و در [[خدمت]] آن [[حضرت]] بود.
# او کوچک‌ترین دختر از [[دختران پیامبر]] بود و پس از [[مرگ]] [[خدیجه]] به [[تنهایی]] در [[خانه]] [[زندگی]] می‌کرد. چون [[مادری]] برای [[پدر]]، عهده‌دار امور [[زندگی پیامبر]] و در [[خدمت]] آن [[حضرت]] بود.
#طبیعی است که زهرا{{س}} مادر پیامبر باشد در رسالتش، نه در ولادتش و شاید این بر قلم تقدیر گذشته و [[پیامبر]] می‌دانسته که جز وجود زهرا{{س}}، نسلی نخواهد داشت. تنها او جریانی اصیل است که [[نور]] [[رسالت]] را در بستر [[تاریخ]] و در همه عصرها بر دوش خواهد کشید تا [[بشریت]] از این نور [[فیاض]] [[روشنایی]] گیرد. به همین دلیل بود که پیامبر نسبت به زهرا{{س}} [[محبت]] شدید داشت<ref>فاطمة الزهراء، توفیق أبوعلم، ص۷۵.</ref>.
# طبیعی است که زهرا {{س}} مادر پیامبر باشد در رسالتش، نه در ولادتش و شاید این بر قلم تقدیر گذشته و [[پیامبر]] می‌دانسته که جز وجود زهرا {{س}}، نسلی نخواهد داشت. تنها او جریانی اصیل است که [[نور]] [[رسالت]] را در بستر [[تاریخ]] و در همه عصرها بر دوش خواهد کشید تا [[بشریت]] از این نور [[فیاض]] [[روشنایی]] گیرد. به همین دلیل بود که پیامبر نسبت به زهرا {{س}} [[محبت]] شدید داشت<ref>فاطمة الزهراء، توفیق أبوعلم، ص۷۵.</ref>.
#پیامبر در حالی دیده به [[جهان]] گشود که پدرش را از دست داده بود و دیری نگذشت که [[مادر]] را نیز در خردسالی از دست داد. [[پیامبر خدا]] با فاطمه{{س}} چنان [[رفتار]] می‌کرد که [[انسان]] با مادر خود رفتار می‌کند به گونه‌ای که هرگاه از [[سفر به مدینه]] باز می‌گشت، اول به [[دیدار]] فاطمه{{س}} می‌رفت. از آن [[زمان]] که [[آمنه بنت وهب]] مادر گرامی [[پیغمبر]] درگذشت، آن حضرت در خانه [[ابوطالب]] نشو و نما یافت و از مهر و محبت [[فاطمه بنت اسد]] برخوردار شد. پیامبر با فاطمه بنت اسد، انسی وافر داشت و او را مادر صدا می‌زد. هنگامی که او درگذشت، حضرت سخت [[اندوهگین]] شد تا اینکه [[خدا]] فاطمه{{س}} را به او [[عنایت]] کرد. پیامبر هر گاه او را می‌دید فاطمه بنت اسد را یاد می‌کرد و از دیدارش [[تسلی]] می‌یافت؛ به همین جهت او ([[فاطمه]] دخترش) را «ام ابیها» نامید<ref>فاطمة الزهراء، توفیق أبوعلم، ص۵۸.</ref>.
# پیامبر در حالی دیده به [[جهان]] گشود که پدرش را از دست داده بود و دیری نگذشت که [[مادر]] را نیز در خردسالی از دست داد. [[پیامبر خدا]] با فاطمه {{س}} چنان [[رفتار]] می‌کرد که [[انسان]] با مادر خود رفتار می‌کند به گونه‌ای که هرگاه از [[سفر به مدینه]] باز می‌گشت، اول به [[دیدار]] فاطمه {{س}} می‌رفت. از آن [[زمان]] که [[آمنه بنت وهب]] مادر گرامی [[پیغمبر]] درگذشت، آن حضرت در خانه [[ابوطالب]] نشو و نما یافت و از مهر و محبت [[فاطمه بنت اسد]] برخوردار شد. پیامبر با فاطمه بنت اسد، انسی وافر داشت و او را مادر صدا می‌زد. هنگامی که او درگذشت، حضرت سخت [[اندوهگین]] شد تا اینکه [[خدا]] فاطمه {{س}} را به او [[عنایت]] کرد. پیامبر هر گاه او را می‌دید فاطمه بنت اسد را یاد می‌کرد و از دیدارش [[تسلی]] می‌یافت؛ به همین جهت او ([[فاطمه]] دخترش) را «ام ابیها» نامید<ref>فاطمة الزهراء، توفیق أبوعلم، ص۵۸.</ref>.


نام‌گذاری و اعطای [[لقب]] و [[کنیه]] از جانب [[رسول الله]] از روی [[حکمت]] بود و این نام‌گذاری و اعطای لقب نیز بی‌اساس نبوده است. چه بسا به خاطر اینکه او [[مادر]] [[امامان]] است و [[دین]] [[پیامبر]] به وسیله آنها [[ترویج]] پیدا می‌کرد و استمرار [[شریعت محمدی]] با آنان بود یا اینکه ام به معنای اصل است و [[ذریه]] پیامبر از فاطمه{{س}} است.
نام‌گذاری و اعطای [[لقب]] و [[کنیه]] از جانب [[رسول الله]] از روی [[حکمت]] بود و این نام‌گذاری و اعطای لقب نیز بی‌اساس نبوده است. چه بسا به خاطر اینکه او [[مادر]] [[امامان]] است و [[دین]] [[پیامبر]] به وسیله آنها [[ترویج]] پیدا می‌کرد و استمرار [[شریعت محمدی]] با آنان بود یا اینکه ام به معنای اصل است و [[ذریه]] پیامبر از فاطمه {{س}} است.


آمده است که در [[غزوه احد]]: {{متن حدیث|و خرجت فاطمة{{س}} في [[نساء]] و قد رأت الذي بوجه أبيها{{صل}} فاعتنقته و جعلت تمسح الدم عن وجهه و رسول الله{{صل}} يقول: اشتد [[غضب]] [[الله]] على [[قوم]] دموا وجه رسوله...}}<ref>شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید معتزلی، ج۱۵، ص۳۵.</ref>؛ فاطمه{{س}} با جماعتی از [[زن‌ها]] بیرون آمد در حالی که [[مشاهده]] کرده بود چگونه صورت پدرش خون‌آلود است. [[پدر]] را در بغل گرفت و شروع به [[پاک]] کردن [[خون]] از [[صورت حضرت]] نمود. [[رسول خدا]] می‌فرمود: [[غضب خدا]] شدید شد بر قومی که صورت رسولش را خون‌آلود کردند.
آمده است که در [[غزوه احد]]: {{متن حدیث|و خرجت فاطمة {{س}} في [[نساء]] و قد رأت الذي بوجه أبيها {{صل}} فاعتنقته و جعلت تمسح الدم عن وجهه و رسول الله {{صل}} يقول: اشتد [[غضب]] [[الله]] على [[قوم]] دموا وجه رسوله...}}<ref>شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید معتزلی، ج۱۵، ص۳۵.</ref>؛ فاطمه {{س}} با جماعتی از [[زن‌ها]] بیرون آمد در حالی که [[مشاهده]] کرده بود چگونه صورت پدرش خون‌آلود است. [[پدر]] را در بغل گرفت و شروع به [[پاک]] کردن [[خون]] از [[صورت حضرت]] نمود. [[رسول خدا]] می‌فرمود: [[غضب خدا]] شدید شد بر قومی که صورت رسولش را خون‌آلود کردند.


در روایتی دیگر آمده است: {{متن حدیث|إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ مَرِضَ مَرْضَةً فَأَتَتْهُ فَاطِمَةُ{{س}} تَعُودُهُ وَ هُوَ نَاقِهٌ مِنْ مَرَضِهِ فَلَمَّا رَأَتْ مَا بِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} مِنَ الْجَهْدِ وَ الضَّعْفِ خَنَقَتْهَا الْعَبْرَةُ حَتَّى جَرَتْ دَمْعَتُهَا عَلَى خَدِّهَا...}}<ref>الخصال، شیخ صدوق، ص۴۱۲.</ref>؛ رسول خدا مریض شده بود. فاطمه{{س}} به [[عیادت]] او آمد در حالی که [[حضرت]] تازه از مریضی بیرون آمده و بدنش [[ضعیف]] بود. هنگامی که در چهره رسول خدا آثار مریضی و [[ضعف]] مشاهده کرد، [[گریه]] گلویش را فشرد به حدی که اشک‌هایش بر گونه‌اش جاری شد.»...
در روایتی دیگر آمده است: {{متن حدیث|إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ مَرِضَ مَرْضَةً فَأَتَتْهُ فَاطِمَةُ {{س}} تَعُودُهُ وَ هُوَ نَاقِهٌ مِنْ مَرَضِهِ فَلَمَّا رَأَتْ مَا بِرَسُولِ اللَّهِ {{صل}} مِنَ الْجَهْدِ وَ الضَّعْفِ خَنَقَتْهَا الْعَبْرَةُ حَتَّى جَرَتْ دَمْعَتُهَا عَلَى خَدِّهَا...}}<ref>الخصال، شیخ صدوق، ص۴۱۲.</ref>؛ رسول خدا مریض شده بود. فاطمه {{س}} به [[عیادت]] او آمد در حالی که [[حضرت]] تازه از مریضی بیرون آمده و بدنش [[ضعیف]] بود. هنگامی که در چهره رسول خدا آثار مریضی و [[ضعف]] مشاهده کرد، [[گریه]] گلویش را فشرد به حدی که اشک‌هایش بر گونه‌اش جاری شد.»...


[[حضرت فاطمه]]{{س}} حاصل [[عمر]] پدر و میوه اصلی [[درخت نبوت]] است. مقصد اعلا و غرض نهایی پدر نیز از وی به وجود آمد. با وجود [[حضرت زهرا]]{{س}}، دین و [[ولایت]] تولدی دوباره یافت و [[حیات]] [[اسلام]] مدیون او شد. می‌توان گفت که حضرت زهرا{{س}} [[هدف]] اصلی و علت غایی [[رسالت]] و ادامه [[نبوت]] است. از طرفی [[حضرت فاطمه]]{{س}} دارای [[مقام ولایت]] کلیه و [[حد وسط]] میان مرتبه رسالت، [[ولایت]] و صاحب رتبه جمع الجمعی، حلقه اتصال بین [[رسول]] و ولی و [[مادر]] [[ائمه دین]] و منشأ تمام [[خیرات]] و [[برکات]] در [[عالم مُلک]] و [[ملکوت]] است. همه [[آثار نبوت]] و ولایت از این بانو ظاهر شد. حضرت فاطمه{{س}} سبب [[خلقت]] [[پدر]] بود، همان گونه که در [[حدیث قدسی]] آمده است: {{متن حدیث|لو لا فاطمة لما خلقتكما}}<ref>عوالم العلوم، عبد الله بن نور الله بحرانی اصفهانی، ج۱۱، ص۴۴.</ref>؛ اگر [[فاطمه]]{{س}} نبود، شما دو نفر ([[حضرت محمد]]{{صل}} و [[حضرت علی]]{{ع}}) را نمی‌آفریدم». [[لقب]] ام ابیها به فاطمه{{س}} در [[حقیقت]] اشاره به [[وحدت]] [[روحی]] میان پدر و دختر است. [[رسول مکرم اسلام]] همه این وجوه را در نظر داشت و با توجه به آنها فاطمه{{س}} را به لقب «ام ابیها» مفتخر ساخت.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[فرهنگنامه فاطمی ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه فاطمی]]، ج۱، ص ۱۸۰.</ref>
[[حضرت فاطمه]] {{س}} حاصل [[عمر]] پدر و میوه اصلی [[درخت نبوت]] است. مقصد اعلا و غرض نهایی پدر نیز از وی به وجود آمد. با وجود [[حضرت زهرا]] {{س}}، دین و [[ولایت]] تولدی دوباره یافت و [[حیات]] [[اسلام]] مدیون او شد. می‌توان گفت که حضرت زهرا {{س}} [[هدف]] اصلی و علت غایی [[رسالت]] و ادامه [[نبوت]] است. از طرفی [[حضرت فاطمه]] {{س}} دارای [[مقام ولایت]] کلیه و [[حد وسط]] میان مرتبه رسالت، [[ولایت]] و صاحب رتبه جمع الجمعی، حلقه اتصال بین [[رسول]] و ولی و [[مادر]] [[ائمه دین]] و منشأ تمام [[خیرات]] و [[برکات]] در [[عالم مُلک]] و [[ملکوت]] است. همه [[آثار نبوت]] و ولایت از این بانو ظاهر شد. حضرت فاطمه {{س}} سبب [[خلقت]] [[پدر]] بود، همان گونه که در [[حدیث قدسی]] آمده است: {{متن حدیث|لو لا فاطمة لما خلقتكما}}<ref>عوالم العلوم، عبد الله بن نور الله بحرانی اصفهانی، ج۱۱، ص۴۴.</ref>؛ اگر [[فاطمه]] {{س}} نبود، شما دو نفر ([[حضرت محمد]] {{صل}} و [[حضرت علی]] {{ع}}) را نمی‌آفریدم». [[لقب]] ام ابیها به فاطمه {{س}} در [[حقیقت]] اشاره به [[وحدت]] [[روحی]] میان پدر و دختر است. [[رسول مکرم اسلام]] همه این وجوه را در نظر داشت و با توجه به آنها فاطمه {{س}} را به لقب «ام ابیها» مفتخر ساخت.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[فرهنگنامه فاطمی ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه فاطمی]]، ج۱، ص ۱۸۰.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش