|
|
| خط ۱۹۷: |
خط ۱۹۷: |
| *همچنین به اقسام سهگانه رؤیا نیز اشاراتی شده است، مثلاً خواب [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و خواب [[رسول اکرم]]{{صل}} از نوع اول و خواب رفقای زندانی یوسف از نوع دوم است و به خوابهای پیچیده و مبهم نیز اشاره شده است، آنجا که از معبرین مصر حکایت میکند که خواب ملک را از "اضغاث احلام" دانستند<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص: ۴۲.</ref>. | | *همچنین به اقسام سهگانه رؤیا نیز اشاراتی شده است، مثلاً خواب [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و خواب [[رسول اکرم]]{{صل}} از نوع اول و خواب رفقای زندانی یوسف از نوع دوم است و به خوابهای پیچیده و مبهم نیز اشاره شده است، آنجا که از معبرین مصر حکایت میکند که خواب ملک را از "اضغاث احلام" دانستند<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص: ۴۲.</ref>. |
|
| |
|
| ==مهمترین نظریات در تبیین وحی==
| |
| *کسانی که معتقدند پیامبران در دعوی خود، که از جانب خدا دریافت میکردهاند، صادق بودهاند در تبیین چگونگی دریافت وحی نظریههای گوناگونی را ابراز داشتهاند. مهمترین این نظریات را میتوان در سه دسته طبقهبندی کرد<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص:۵۸.</ref>:
| |
| ===نظریه فعل گفتاری یا املای لفظ===
| |
| *بر اساس نظریه، پیامبران کلام خدا را میشنوند و آن را عیناً به مردم ابلاغ میکنند. بنا بر این همان طور که خداوند دارای فعلِ رزق است دارای فعلِ گفتار نیز هست و از آن جهت که خداوند رازق، سمیع، بصیر، خالق و... است، متکلّم نیز هست. خداوند سخن خود را به شیوههای مختلف به پیامبرانش میرساند. یکی از رایجترین روشها سخن گفتن از طریق فرشته است. فرشته وحی به صورت انسان متمثّل میشود و مانند یک انسان سخن میگوید. تمثّل [[روح القدس]] به صورت یک انسان و تکلّم او با [[حضرت مریم]]{{س}} نمونهای بارز از ایجاد فعل گفتاری توسط خداوند است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا}}﴾}}<ref> و از چشم آنان پنهان شد و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت؛ سوره مریم، آیه:۱۷.</ref>؛ پس روح خود را به سوى او فرستادیم تا به [شكل] بَشرى خوشاندام بر او نمایان شد. واژه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|سَوِيًّ}}﴾}} به معنای کامل است؛ یعنی فرشته الهی کاملاً به صورت یک انسان برای [[حضرت مریم]]{{س}} تمثّل پیدا کرد؛ تا جایی که [[حضرت مریم]]{{س}} از اینکه مبادا این شخص قصد سوئی داشته باشد دچار ترس و وحشت شد. داستان میهمانان [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} نیز نمونهای دیگر از تمثّل فرشته به صورت انسان است که هم در تورات و هم در قرآن گزارش شده است<ref>سفر پیدایش، باب ۱۸؛ سوره هود، آیه:۷۶ ـ ۶۹.</ref>. بر اساس این حکایت، تمثّل فرشتگان به صورت انسان و گفتگوی آنها با حضرت ابراهیم به قدری طبیعی بود که آن حضرت در انسان بودن آنها هیچ شک و تردیدی نداشت؛ از این رو برای آنها گوسالهای بریان کرد، ولی وقتی دستشان به سوی غذا دراز نشد در انسان بودن آنها تردید نمود.
| |
| *خداوند میتواند از طریق اشیای مادی نیز فعلِ گفتاری انجام دهد؛ چنانکه برای موسی انجام داده است<ref>سوره قَصَص، آیه:۳۵ ـ ۳۰.</ref>؛ بنا بر این کسی نباید بپندارد که چون خداوند دهان، زبان و حنجره ندارد، هیچگاه از طریق لفظ با انسان سخن نمیگوید. کسانی که بر این پندارند به واقع ذات خدا و افعال و صفات او را نشناختهاند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا قَدَرُواْ اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُواْ مَا أَنزَلَ اللَّهُ عَلَى بَشَرٍ مِّن شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاءَ بِهِ مُوسَى نُورًا وَهُدًى لِّلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا وَعُلِّمْتُم مَّا لَمْ تَعْلَمُواْ أَنتُمْ وَلاَ آبَاؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ }}﴾}}<ref> و خداوند را سزاوار ارجمندی وی ارج ننهادند که گفتند: خداوند بر هیچ بشری چیزی فرو نفرستاده است؛ بگو: کتابی را که موسی آورد چه کسی فرو فرستاد؟ که فروغی و رهنمودی برای مردم بود، آن را بر کاغذهایی مینگارید، (برخی از) آن را آشکار میدارید و بسیاری (دیگر) را پنهان میکنید؛ و آنچه شما و پدرانتان نمیدانستید به شما آموخته شد. بگو: خداوند (این قرآن را فرستاده است)؛ سپس آنان رها کن در بیهودگیشان به بازی پردازند؛ سوره انعام، آیه:۹۱.</ref>. بنا بر این وحی از راههای مختلف املای الفاظ بر شخص میسر است و به تجربه نیز ثابت شده است.
| |
| *این دیدگاه در باره وحی "املای الفاظ یا فعل گفتاری" را میتوان قدیمیترین دیدگاه در میان ادیان ابراهیمی، به ویژه اسلام و یهود، دانست. بسیاری از متون دینی، از جمله قرآن کریم، بر تصدیق این دیدگاه صراحت یا ظهور دارد.
| |
| *این نظریه بر نکات ذیل تأکید میکند.
| |
| #خداوند نقش اول را در وحی دارد؛ یعنی او است که افرادی را بر میگزیند و با آنها سخن میگوید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا }}﴾}}<ref> و بدینگونه آن را قرآنی عربی فرو فرستادهایم و در آن بیم دادن گوناگون آوردهایم باشد که پرهیزگاری ورزند یا (قرآن) برای آنان یادکردی نو آورد؛ سوره طه، آیه:۱۱۳.</ref>
| |
| #وحیِ ابلاغشده بر پیامبران ماهیت زبانی دارد. به عبارت دیگر خداوند الفاظ وحی را انتخاب میکند. در این شیوه از وحی، خداوند فقط معنی را القا نکرده است، بلکه لفظ را نیز املا نموده است.
| |
| *در وحیِ گفتاری ارکان زیر موجود است:
| |
| #پدیدآورنده گفتار
| |
| #دریافتکننده کلام
| |
| #زبان طبیعی
| |
| # پیام گفتار<ref>در اینباره ر. ک: وحی و افعال گفتاری، علی رضا قائمینیا، قم، زلال کوثر، ۱۳۸۱ ش، ص ۷۷ ـ ۷۶.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص:۵۸ - ۶۰.</ref>.
| |
| ===نظریه القای معنا (گزاره)===
| |
| *بر اساس این نظریه، خداوند پیام خود را بر صفحه قلب و ضمیر [[پیامبر]]{{صل}} نازل میکند؛ بنا بر این محور اصلی در این نظریه پیام یا معنا است و وحی لزوماً ماهیت زبانی ندارد. به عبارت دیگر خداوند معنای مقصود را به قلب پیامبرش القا میکند و پیامبر با زبان خودش ـ آنطور که مناسب میبیند ـ پیام خداوند را به مردم ابلاغ میکند. این دیدگاه از قدیم در کتب علوم قرآنی چنین مطرح شده که خداوند معنا را بر جبرئیل یا [[پیامبر]]{{صل}} وحی کرده است و سپس یکی از ایشان بر آن حقایق و معانی لباس الفاظ پوشاندهاند.
| |
| *متفکران غربی این نظریه را وحی گزارهای "propositional view" مینامند. مقصود آنها از "گزاره» هر نوع اطلاعاتی است که از منبعی به دیگران انتقال مییابد. این اطلاعات لزوماً به وسیله زبان اشارهای، نمادها، علائم و حتی روشهای فراروانشناختی "مانند تلهپاتی" منتقل میشود<ref>در اینباره ر. ک: وحی و افعال گفتاری، علی رضا قائمینیا، قم، زلال کوثر، ۱۳۸۱ ش، ص ۳۵ ـ ۳۷.</ref>. به طور مثال یکی از علائم راهنمایی و رانندگی به ما میگوید که پارک کردن در این محل ممنوع است. این یک گزاره است؛ گرچه ابزار انتقال آن یک علامت است.
| |
| *از این رو میتوان گفت که الهامات قلبی و وسوسههای شیطانی از نوع وحی گزارهای است. بسیاری از افراد از طریق شیاطین جن و انس پیام دریافت میکنند، بی آنکه در ظاهر سخن و ندایی از آنها بشنوند.
| |
| *وحی گزارهای سه رکن دارد:
| |
| #فرستنده پیام
| |
| #گیرنده پیام
| |
| #پیام
| |
| *پس در این نظریه زبان طبیعی از ارکان وحی نیست، ولی ممکن است از زبان طبیعی نیز در کنار دیگر ابزارهای انتقال معنا استفاده شود.
| |
| *'''مسیحیان و وحی گزارهای:'''در مقابل تعداد کمی از مسیحیان که معتقدند کتابهای مقدس با همین الفاظ الهام شده و خداوند پیام خود را کلمه به کلمه به کاتب بشری منتقل کرده است، بیشتر مسیحیان معتقدند که خداوند کتابهای مقدس را به وسیله مؤلفان بشری نوشته است و بر این اساس میگویند که این کتابها یک مؤلف الهی و چندین مؤلف بشری دارد. از نظر آنها خداوند مؤلف نهایی کتاب مقدس است، ولی این عمل را به دست مؤلفان بشری، که کارگزاران وی بودهاند، به انجام رسانده است. مؤلفان کتاب مقدس هر یک در عصری میزیسته و به رنگ زمان خود درآمده بودند. ایشان همچنین مانند دیگر انسانها با محدودیتهای زبان و تنگناهای علمی دست به گریبان بودهاند؛ بنا بر این مسیحیان نمیگویند که خدا کتابهای مقدس را بر مؤلفان بشری املا کرده است، بلکه معتقدند که او به ایشان توفیق داده است که پیام الهی را به شیوه خاص خود و همراه با نگارش مخصوص و سبک نویسندگی ویژه هر یک بیان کنند. پس به عقیده مسیحیان، اصل پیام از سوی خداوند آمده و حق است، اما شکل پیام تنها به خدا مربوط نمیشود، بلکه عامل بشری نیز در آن دخالت دارد. این عامل بشری نویسنده کتاب است که مانند همه مردم محدود و در معرض خطا است<ref>کلام مسیحی، توماس میشل، ترجمۀ حسین توفیقی، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ۱۳۸۱ ش، ص ۲۷ ـ ۲۶.</ref>.
| |
| *بنا بر این وحی در این نظریه عین کلام خداوند نیست، بلکه لُبّ پیام از آنِ خداوند است و الفاظ و عبارات و به تبع آن محتوای ظاهری کتاب از آنِ بشر است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص:۶۰ - ۶۱.</ref>.
| |
| ===نظریه تجربه دینی===
| |
| *برخی از دانشمندان مسلمان، از جمله [[اقبال لاهوری]]، وحی را نوعی تجربه دینی دانستهاند<ref>ر.ک: احیاى تفکر دینى در اسلام، محمد اقبال لاهوری، ترجمۀ احمد آرام، تهران، کتاب پایا، بیتا. ص ۴۳ ـ ۳.</ref>. این اصطلاح را نخست [[شلایر ماخر]] و سپس [[ویلیام جیمز]] در ادبیات دینی رواج دادند<ref>پروفسور محمّد لنگنهاوزن، «تجربۀ دینی اسلامی»، فصلنامۀ حوزه و دانشگاه، شمارۀ ۳۸، ص ۸.</ref>. امروزه نیز این تعبیر که پیامبران دارای تجربه دینی و قدسی بودهاند هم در میان متفکران مسیحی و هم در میان اندیشمندان مسلمان فراوان به کار میرود. ایشان وحی را حاصل تعبیر و تفسیر این تجربه یا تجارب قدسی میدانند<ref>ر.ک: بسط تجربۀ نبوی، عبد الکریم سروش.</ref>. ناگفته نماند که نه همه کسانی که اصطلاح تجربه دینی را به کار بردهاند مفهوم واحدی را قصد کردهاند و نه همه کسانی که میگویند وحی از نوع تجربه دینی است قصد یکسانی از این گزاره دارند؛ پس در مواجهه با چنین بحثی ابتدا باید تصور نظریهپردازان از اصطلاح و گزاره یادشده به خوبی روشن شود.
| |
| *'''تجربه دینی چیست؟:''' هیچ نوع اجماعی بر تعریف تجربه دینی وجود ندارد. به طور کلی میتوان گفت که این اصطلاح یک معنای عام و یک معنای خاص دارد؛ تجربه دینی در معنای عام خود هر نوع ارتباط شهودی و دریافت شخصی افراد بشر با عالم غیر مادی را شامل میشود. به بیان روشنتر، هرگونه احساس، مشاهده و دریافت شخصی، که آدمی را به گونهای با ماورای طبیعت، نیروهای غیبی حاکم بر انسان و دیگر موجودات عالم ماده مرتبط میکند، تجربه دینی نامیده میشود<ref>حتی برخی این اصطلاح را عامتر نیز معنا کردهاند و گفتهاند: تجارب دینی، مواجهههایی همراه با انفعالات دینیاند؛ حالتی که به مؤمنان برخی از ادیان، هنگام احساس حضور امری متعالی و مقدس دست میدهد، تجربهای دینی است. تجاربی که در دعاها، عبادات و عزاداریها برای مؤمنان رخ میدهد، همگی از تجارب دینیاند. این تجارب، طیف وسیعی را در بر میگیرد، از عادیترین تجارب مردم معمولی، خواه در خواب یا بیداری تا مکاشفات عرفانی. ر.ک: قائمینیا، پیشین، ص ۵۱ ـ ۵۰.</ref>. تجربه دینی، به معنای خاص، عبارت از رویدادی است که به نظر میرسد خداوند در آن به گونهای خود را بر انسان آشکار یا متجلّی ساخته است. تجربهای که شخص، متعلَّق آن را خداوند میداند، یا دست کم تجلّی خداوند را در یک فعل یا موجودی که به نحوی با خداوند مرتبط است احساس میکند. به عبارت دیگر تجربه دینی گونهای از ظهور یا تجلّی خداوند بر شخص تجربهگر است<ref>فصلنامۀ حوزه و دانشگاه، شمارۀ ۳۸، ص ۵ ـ ۴.</ref>. با این تعریف از تجربه دینی، این گفته که وحی از نوع تجربه دینی است، مستلزم آن نیست که خدا کسی را برگزیند و پیامی را به صورت لفظی یا معنوی به او املا یا القا کند، بلکه شخص پیامبر با آمادگیهای روحی، سیر و سلوک عرفانی یا ریاضتهای باطنی با خداوند یا امور غیبی و قدسی مواجهه مییابد و آن تجربه را در قالب مفاهیم و گزارههایی به مردم عرضه میکند. بنا بر این آنچه او به مردم ارائه کرده است تفسیر یا تعبیری از تجربه او است <ref>ر.ک: قائمینیا، وحی و افعال گفتاری، ص ۴۶.</ref>.
| |
| *'''تفسیر تجربه دینی:'''از دیدگاه تجربه دینی در وحی، آنچه پیامبران به مردم ابلاغ کردهاند عین کلام یا پیام خدا نیست، بلکه کلام و پیام، هر دو از شخص [[پیامبر]]{{صل}} است. پیامبران امری قدسی را تجربه کردهاند و آنچه به دیگران ارائه دادهاند، تفاسیر ایشان از تجربه خود است. تفسیر یک تجربه بدین معنا است که نفس تجربهگر از آنچه تجربه کرده است مفاهیم و گزارههایی، میسازد و آن را به شکل کلامی که حاوی پیام است به دیگران منتقل میسازد؛ بنا بر این تفسیر یک تجربه دینی ممکن است به صورت مفاهیم یا استنتاج منطقی یا فرضیه تبیین باشد<ref>ر.ک: عرفان و فلسفه، و.ت. استیس، ترجمۀ بهاء الدین خرمشاهی، تهران، سروش، ۱۳۶۷ ﻫ، چاپ سوم، ص ۱۲۷.</ref>.
| |
| *برای روشن شدن هرچه بیشتر حقیقت تجربه دینی و تعبیر آن، چند مثال ساده از تجربه حسی میآوریم "گرچه تجربه حسی با تجربه دینی از بسیاری جهات متفاوت است". فرض کنید کسی در هنگام خواب دچار کابوس میشود. او پس از بیدار شدن از رؤیایی که دیده متأثر شده است و چه بسا در آینده نتایجی را از آن رؤیا بگیرد. به طور مثال ممکن است رؤیا را با برخی از کارهایی که در گذشته انجام داده است مرتبط بداند و نتیجه بگیرد که آن کارها بد بوده و نباید انجام میداده است. همین امر را میتوانید در یک تجربه حسی در بیداری هم فرض کنید.
| |
| *به عنوان نمونه، برای کسی حادثه ناگوار تصادف پیش میآید و این حادثه ناخودآگاه حالات، رفتارها و حتی دستور العملهای خاصی را به او الهام میکند؛ برای مثال او ممکن است تصمیم بگیرد که دیگر رانندگی نکند یا حتی با اتومبیل و اتوبوس مسافرت هم نکند. گاهی یک حادثه مسیر زندگی افراد را عوض میکند و آنها تصمیمهایی برای زندگی خود میگیرند که متضمن یک سری بایدها و نبایدهایی است. اینجا است که یک تجربه شیوهای از زندگی را پدید میآورد. حادثهای که در تاریخ مسیحیت برای پولس رسول اتفاق افتاد، شیوه زندگی او را تغییر داد<ref>پولس (poul)، که نام رومی او شائول (saul) بود، از یهودیان فرس و دشمن سرسخت مسیحیت و در رأس اولین آزاردهندگان مسیحیان در اورشلیم بود، ولی بر اثر حادثهای به مسیحیت پیوست. به گفتۀ ویل دورانت او به نام آیین یهود حمله به مسیحیت را آغاز کرد و سرانجام به نام مسیح آیین یهود را کنار گذاشت؛ تاریخ تمدن، ویل دورانت، ج ۳، ص ۶۸۱. «لوقا» در کتاب اعمال رسولان، در بارۀ حادثهای که منجر به ایمان پولس به عیسی مسیح شد، مینویسد: «پس او [برای دستگیری مسیحیان دمشق] رهسپار شد. در راه، در نزدیکی دمشق، ناگهان نوری خیرهکننده از آسمان گرداگرد پولس تابید، به طوری که بر زمین افتاد و صدایی شنید که به او میگفت: پولس، پولس، چرا اینقدر مرا رنج میدهی؟ پولس پرسید: آقا شما کیستید؟ آن صدا جواب داد: من عیسی هستم، همان کسی که تو به او آزار میرسانی! اکنون برخیز، به شهر برو و منتظر دستور من باش»؛ لوقا، اعمال رسولان، باب ۹، آیات ۶ ـ ۳</ref>.
| |
| *تجربهگرایان میگویند وقتی فردی مثل یک [[پیامبر]] در تجربه مینویاش با خداوند مواجه میشود، هم حالت جذبه احساس میکند و هم حالت هراس؛ یعنی این مواجهه ویژگی دوقطبی دارد؛ از یک سو کششی مسحورکننده دارد و از سوی دیگر هراسانگیز است و به تعبیر عارفان هم جنبه جمال دارد و هم جنبه جلال. اولین واکنش انسان به تجلّی خداوند، که با این دو وصف همراه است، احساس عبودیت و بندگی است.۳ مواجهه با جمال و جلال و احساس بندگی و عبودیت به نیروزایی در بنده میانجامد. از این رو است که "اتو" گفته است: مواجهه با خداوند، سه رکن دارد: ۱. هیبتانگیزی ۲. مدهوشکنندگی ۳. نیروزایی.۴
| |
| *در اینجا ممکن است شخصی که احساس عبودیت و بندگی میکند به این نتیجه برسد که بسیاری از کارها با شأن بندگی سازگاری ندارد و نباید آنها را انجام داد، یا کارهای دیگری باعث قرب بیشتر بنده به خدا میشود، بنا بر این باید آنها را انجام داد؛ بدین صورت است که دستور العملهای اخلاقی و عملی در پیامهای وحیانی او به مردم شکل میگیرد.
| |
| *در تعریف عام از تجربه دینی مهم نیست که این تجربه بر چه بستری به وجود آمده باشد؛ از طریق رؤیا حاصل شده باشد یا از طریق مکاشفه. حاصل این دیدگاه آن است که پیامبران افرادی هستند که در مسیر زندگی خود با خداوند و امور متعالی مواجه شدهاند و آنچه عرضه کردهاند برداشتهای شخصی از تجاربشان بوده است. باید توجه داشت که بر اساس این دیدگاه، تعبیرها و تفسیرهایی که از یک تجربه ارائه میشود، ممکن است درست یا نادرست باشد<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص:۶۱- ۶۳.</ref>.
| |
| ==جایگاه نظریه تجربه دینی در وحی مسیحی== | | ==جایگاه نظریه تجربه دینی در وحی مسیحی== |
| *در میان متکلمان مسیحی آنهایی که به الهیات لیبرال گرایش داشتند، وحی را نوعی تجربه میدانستند. آنها معتقد بودند وحی را باید در درون انسان و تجربه دینیاش جست و جو کرد. کتاب مقدس و به ویژه عهد جدید در حقیقت گزارش تجارب دینداران است. بر اساس این دیدگاه، کتاب مقدس وحی نیست، بلکه گزارشی از احوالات درونی و تجارب دینی دینداران است<ref>وحی و افعال گفتاری، علی رضا قائمینیا، ص ۵۵.</ref> که ممکن است تعارض و خطا نیز در آنها راه یابد. | | *در میان متکلمان مسیحی آنهایی که به الهیات لیبرال گرایش داشتند، وحی را نوعی تجربه میدانستند. آنها معتقد بودند وحی را باید در درون انسان و تجربه دینیاش جست و جو کرد. کتاب مقدس و به ویژه عهد جدید در حقیقت گزارش تجارب دینداران است. بر اساس این دیدگاه، کتاب مقدس وحی نیست، بلکه گزارشی از احوالات درونی و تجارب دینی دینداران است<ref>وحی و افعال گفتاری، علی رضا قائمینیا، ص ۵۵.</ref> که ممکن است تعارض و خطا نیز در آنها راه یابد. |