جعفر بن نسطور رومی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
 
خط ۲: خط ۲:
| موضوع مرتبط = اصحاب پیامبر
| موضوع مرتبط = اصحاب پیامبر
| عنوان مدخل  = جعفر بن نسطور رومی
| عنوان مدخل  = جعفر بن نسطور رومی
| مداخل مرتبط =
| مداخل مرتبط =  
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
== آشنایی اجمالی ==
== آشنایی اجمالی ==
وی شخصی موهوم است و بر فرض وجود چنین شخصی، او [[کذاب]] بوده که حدود دویست سال پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} ادعا کرده [[صحابی]] است<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۴۸.</ref>. [[ابن حجر]] در بخش چهارم [[الاصابه]] (توهمات) از وی یاد کرده، می‌گوید: [[مغلطای]] در استدراک خود بر [[ابن اثیر]] و [[ابن دباغ]] در استدراک بر [[ابن عبدالبر]] و [[ذهبی]] در استدراک خود از وی نام برده اما اسناد مربوط به او را [[تاریکی]] و متون را [[باطل]] دانسته و او را [[دجال]] خوانده‌اند و یا گفته‌اند اصلا او وجود نداشته است. برخی صحابه‌نگاران براساس خبری [[کذب]]، او را در شمار صحابه آورده و سپس آن را رد کرده‌اند. وی در این خبر می‌گوید: در [[جنگ تبوک]] همراه [[رسول خدا]]{{صل}} بودم که تازیانه از دست آن [[حضرت]] افتاد. من از مرکبم پایین آمدم و آن را به [[دست حضرت]] دادم. سپس آن حضرت [[دعا]] کرد و فرمود: «[[خداوند]] عمرت را طولانی گرداند». از این رو، من از آن [[زمان]] تاکنون ۳۲۰ سال [[زندگی]] کرده‌ام<ref>ر.ک: ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۴۸؛ شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۷، ص۳۶۷.</ref>. از وی احادیثی نیز نقل شده است که با عبارت‌های گوناگونی آن [[احادیث]] یا سلسله سند و یا [[راوی]] آنها را ناشناخته، نادرست و باطل دانسته‌اند<ref>ابن جوزی، الموضوعات، ج۱، ص۲۱۷؛ ذهبی، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج۱، ص۴۱۹ و ج۴، ص۱۸۳؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۴۸ و ۶۴۹؛ همو، لسان، ج۲، ص۱۳۰.</ref>؛ گرچه برخی منابع، از این [[روایات]] در باب [[استجابت]] دعای رسول خدا{{صل}} و مانند آن استفاده کرده‌اند<ref>ر.ک: ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۷۴؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۱۸، ص۱۷.</ref>. چون برخی از این روایات از جعفر بن نسطور از پدرش نقل شده، سبب شده است نسطور را نیز از صحابه بدانند.<ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «جعفر بن نسطور رومی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۴۰۴.</ref>
وی شخصی موهوم است و بر فرض وجود چنین شخصی، او [[کذاب]] بوده که حدود دویست سال پس از [[رحلت رسول خدا]] {{صل}} ادعا کرده [[صحابی]] است<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۴۸.</ref>. [[ابن حجر]] در بخش چهارم [[الاصابه]] (توهمات) از وی یاد کرده، می‌گوید: [[مغلطای]] در استدراک خود بر [[ابن اثیر]] و [[ابن دباغ]] در استدراک بر [[ابن عبدالبر]] و [[ذهبی]] در استدراک خود از وی نام برده اما اسناد مربوط به او را [[تاریکی]] و متون را [[باطل]] دانسته و او را [[دجال]] خوانده‌اند و یا گفته‌اند اصلا او وجود نداشته است. برخی صحابه‌نگاران براساس خبری [[کذب]]، او را در شمار صحابه آورده و سپس آن را رد کرده‌اند. وی در این خبر می‌گوید: در [[جنگ تبوک]] همراه [[رسول خدا]] {{صل}} بودم که تازیانه از دست آن [[حضرت]] افتاد. من از مرکبم پایین آمدم و آن را به [[دست حضرت]] دادم. سپس آن حضرت [[دعا]] کرد و فرمود: «[[خداوند]] عمرت را طولانی گرداند». از این رو، من از آن [[زمان]] تاکنون ۳۲۰ سال [[زندگی]] کرده‌ام<ref>ر. ک: ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۴۸؛ شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۷، ص۳۶۷.</ref>. از وی احادیثی نیز نقل شده است که با عبارت‌های گوناگونی آن [[احادیث]] یا سلسله سند و یا [[راوی]] آنها را ناشناخته، نادرست و باطل دانسته‌اند<ref>ابن جوزی، الموضوعات، ج۱، ص۲۱۷؛ ذهبی، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج۱، ص۴۱۹ و ج۴، ص۱۸۳؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۴۸ و ۶۴۹؛ همو، لسان، ج۲، ص۱۳۰.</ref>؛ گرچه برخی منابع، از این [[روایات]] در باب [[استجابت]] دعای رسول خدا {{صل}} و مانند آن استفاده کرده‌اند<ref>ر. ک: ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۷۴؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۱۸، ص۱۷.</ref>. چون برخی از این روایات از جعفر بن نسطور از پدرش نقل شده، سبب شده است نسطور را نیز از صحابه بدانند.<ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «جعفر بن نسطور رومی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۴۰۴.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش