جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
==آشنایی اجمالی== | == آشنایی اجمالی == | ||
[[پادشاه]] عُمان و دست نشانده [[حکمران]] [[ایران]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۳۸.</ref> جُلَندی [[لقب]] [[ملوک]] عمان بود<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۴۴۱؛ فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۱، ص۲۸۴ ضبط کلمه را در صورت مد، جلنداء و در قصر جلندی دانسته و اینکه جوهری در قصر جلندی را ثبت کرده، صحیح ندانسته است. ابن جنی، ج۲، ص۴۲۶ صورت صحیح آن را جلندی به قصر دانسته نه جلنداء.</ref>. نام جلندی بن مستکبر در [[دوره جاهلی]] عبدجمل بود. وی از بازرگانانی که در بازار صحار<ref>صحار، پایتخت عمان بود که بازارهای مهمی در آنجا برپا میشد؛ یاقوت حموی، ج۳، ص۳۹۳.</ref> حضور مییافتند عُشریه میگرفت و بَرید [[پادشاه ایران]] به محل [[حکومت]] وی آمد و شد داشت<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۳۲۰ و ج۹، ص۵۳۳.</ref>. جلندی [[پادشاهی]] [[ظالم]] بود و مثل «ظالمتر از جلندی» به جهت [[اعمال]] [[ظالمانه]] وی زبانزد شده است<ref>آبی، منصور، نثر الدر، ج۶، ص۶۲.</ref>. نمونه [[ظلم]] وی [[غصب]] کشتیهای [[مردم]] بود که [[قرآن]]: {{متن قرآن|وَكَانَ وَرَاءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا}}<ref>«پادشاهی بود که هر کشتی (بیآسیب) را به زور میگرفت» سوره کهف، آیه ۷۹.</ref>. به آن اشاره کرده است<ref>ثعالبی، ابومنصور عبدالملک بن محمد، ثمار القلوب، ص۳۵۵؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۲۴۰.</ref>. | [[پادشاه]] عُمان و دست نشانده [[حکمران]] [[ایران]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۳۸.</ref> جُلَندی [[لقب]] [[ملوک]] عمان بود<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۴۴۱؛ فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۱، ص۲۸۴ ضبط کلمه را در صورت مد، جلنداء و در قصر جلندی دانسته و اینکه جوهری در قصر جلندی را ثبت کرده، صحیح ندانسته است. ابن جنی، ج۲، ص۴۲۶ صورت صحیح آن را جلندی به قصر دانسته نه جلنداء.</ref>. نام جلندی بن مستکبر در [[دوره جاهلی]] عبدجمل بود. وی از بازرگانانی که در بازار صحار<ref>صحار، پایتخت عمان بود که بازارهای مهمی در آنجا برپا میشد؛ یاقوت حموی، ج۳، ص۳۹۳.</ref> حضور مییافتند عُشریه میگرفت و بَرید [[پادشاه ایران]] به محل [[حکومت]] وی آمد و شد داشت<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۳۲۰ و ج۹، ص۵۳۳.</ref>. جلندی [[پادشاهی]] [[ظالم]] بود و مثل «ظالمتر از جلندی» به جهت [[اعمال]] [[ظالمانه]] وی زبانزد شده است<ref>آبی، منصور، نثر الدر، ج۶، ص۶۲.</ref>. نمونه [[ظلم]] وی [[غصب]] کشتیهای [[مردم]] بود که [[قرآن]]: {{متن قرآن|وَكَانَ وَرَاءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا}}<ref>«پادشاهی بود که هر کشتی (بیآسیب) را به زور میگرفت» سوره کهف، آیه ۷۹.</ref>. به آن اشاره کرده است<ref>ثعالبی، ابومنصور عبدالملک بن محمد، ثمار القلوب، ص۳۵۵؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۲۴۰.</ref>. | ||
[[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۲۹.</ref> شرح حال او را در قسم سوم [[الاصابه]] [[مخضرمین]]) آورده است که بیانگر [[صحابی]] نبودن وی است. [[رسول خدا]]{{صل}} [[عمروعاص]] را به سوی او برای [[دعوت به اسلام]] فرستاد. در اینکه پادشاهی عمان در این [[زمان]] در دست جلندی یا پسرانش بوده [[اختلاف]] است که به تبع همین [[اختلافها]]، برخی [[مأموریت]] عمروعاص را به سوی جلندی<ref>سهیلی، عبدالرحمان، الروض الأنف، ج۷، ص۵۲۱؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱۲، ص۱۷۱؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۳۷ به نقل از ابن اسحاق که در سیره یافت نمیشود.</ref> و برخی دیگر به [[فرزندان]] جلندی میدانند. ابن حجر<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۳۸.</ref> دو احتمال برای [[حل اختلاف]] میان گزارشها داده است: نخست آنکه [[مأموریت]] [[عمروعاص]] به سوی هر دوی ایشان بوده است. دیگر اینکه جلندی هرچند پیش از این [[پادشاه]] بوده، اما در این [[زمان]] به جهت کهولت سن، [[کارها]] را به دو فرزندش سپرده باشد<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۴۱.</ref>. | [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۲۹.</ref> شرح حال او را در قسم سوم [[الاصابه]] [[مخضرمین]]) آورده است که بیانگر [[صحابی]] نبودن وی است. [[رسول خدا]] {{صل}} [[عمروعاص]] را به سوی او برای [[دعوت به اسلام]] فرستاد. در اینکه پادشاهی عمان در این [[زمان]] در دست جلندی یا پسرانش بوده [[اختلاف]] است که به تبع همین [[اختلافها]]، برخی [[مأموریت]] عمروعاص را به سوی جلندی<ref>سهیلی، عبدالرحمان، الروض الأنف، ج۷، ص۵۲۱؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱۲، ص۱۷۱؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۳۷ به نقل از ابن اسحاق که در سیره یافت نمیشود.</ref> و برخی دیگر به [[فرزندان]] جلندی میدانند. ابن حجر<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۳۸.</ref> دو احتمال برای [[حل اختلاف]] میان گزارشها داده است: نخست آنکه [[مأموریت]] [[عمروعاص]] به سوی هر دوی ایشان بوده است. دیگر اینکه جلندی هرچند پیش از این [[پادشاه]] بوده، اما در این [[زمان]] به جهت کهولت سن، [[کارها]] را به دو فرزندش سپرده باشد<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۴۱.</ref>. | ||
در گزارشها آمده است که [[عمرو بن عاص]] با جلندی [[دیدار]] کرد. وی چون از [[صفات نیک]] آن [[حضرت]] همچون عمل کردن به آنچه میگوید، سرمست و [[سرکش]] نشدن در [[پیروزی]]، [[اندوهگین]] نشدن در ناکامی و [[پایبندی]] به شهد [[آگاه]] شد، [[اسلام]] را پذیرفت<ref> سهیلی، الروض الأنف، ج۷، ص۵۲۱؛ قاضی عیاض، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۳۴۴؛ شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۹، ص۴۰۴.</ref> و اشعاری سرود<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۳۷.</ref> و هدایایی برای [[رسول خدا]]{{صل}} فرستاد که چون [[هدایا]] به [[مدینه]] رسید، [[پیامبر]] درگذشته بود و [[ابوبکر]] مقداری از آن را به [[حضرت فاطمه زهرا]]{{ع}} داد<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱۲، ص۱۷۱.</ref>. | در گزارشها آمده است که [[عمرو بن عاص]] با جلندی [[دیدار]] کرد. وی چون از [[صفات نیک]] آن [[حضرت]] همچون عمل کردن به آنچه میگوید، سرمست و [[سرکش]] نشدن در [[پیروزی]]، [[اندوهگین]] نشدن در ناکامی و [[پایبندی]] به شهد [[آگاه]] شد، [[اسلام]] را پذیرفت<ref> سهیلی، الروض الأنف، ج۷، ص۵۲۱؛ قاضی عیاض، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۳۴۴؛ شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۹، ص۴۰۴.</ref> و اشعاری سرود<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۶۳۷.</ref> و هدایایی برای [[رسول خدا]] {{صل}} فرستاد که چون [[هدایا]] به [[مدینه]] رسید، [[پیامبر]] درگذشته بود و [[ابوبکر]] مقداری از آن را به [[حضرت فاطمه زهرا]] {{ع}} داد<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱۲، ص۱۷۱.</ref>. | ||
منابع [[شیعی]] گزارشی از مأموریت علی{{ع}} به عمان در عصر رسول خدا{{صل}} آوردهاند که آن حضرت در [[جنگ]] باجلندی او را به [[هلاکت]] رساند<ref>ابن شهر آشوب، ج۲، ص۱۳۹؛ نباطی البیاضی، علی بن یونس العاملی، الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم، ج۱، ص۹۷؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۱، ص۷۷.</ref>. در این گزارش که آمیخته با داستان است و در منابع دست اول [[سیره]] یافت نمیشود، اعجازی از [[امام علی]]{{ع}} به وقوع میپیوندد، به گونهای که فیلهای حاضر در میدان [[نبرد]] با [[امام]] [[سخن]] میگویند و اسلام خود را اظهار میدارند و امام [[فرمانده]] آنان را بر دستانش بلند کرده به طوری که از آن فاصله مدینه را میبیند. جای دیگری که در این منابع از جلندی نامی به میان آمده، هنگامی است که امام علی{{ع}} در رفتن به [[صفین]] با جمجمه سر جلندی بن کرر، پادشاه [[حبشه]] که قصد خراب کردن [[کعبه]] را داشت! و مدتها پیش درگذشته بود، سخن میگوید<ref>بحرانی، ج۱، ص۲۵۲.</ref> که این جلندی قطعاً با جلندای مورد نظر ما متفاوت است.<ref>[[منصور داداشنژاد|داداشنژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «جلندی بن مستکبر ازدی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۴۰۹-۴۱۰.</ref> | منابع [[شیعی]] گزارشی از مأموریت علی {{ع}} به عمان در عصر رسول خدا {{صل}} آوردهاند که آن حضرت در [[جنگ]] باجلندی او را به [[هلاکت]] رساند<ref>ابن شهر آشوب، ج۲، ص۱۳۹؛ نباطی البیاضی، علی بن یونس العاملی، الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم، ج۱، ص۹۷؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۱، ص۷۷.</ref>. در این گزارش که آمیخته با داستان است و در منابع دست اول [[سیره]] یافت نمیشود، اعجازی از [[امام علی]] {{ع}} به وقوع میپیوندد، به گونهای که فیلهای حاضر در میدان [[نبرد]] با [[امام]] [[سخن]] میگویند و اسلام خود را اظهار میدارند و امام [[فرمانده]] آنان را بر دستانش بلند کرده به طوری که از آن فاصله مدینه را میبیند. جای دیگری که در این منابع از جلندی نامی به میان آمده، هنگامی است که امام علی {{ع}} در رفتن به [[صفین]] با جمجمه سر جلندی بن کرر، پادشاه [[حبشه]] که قصد خراب کردن [[کعبه]] را داشت! و مدتها پیش درگذشته بود، سخن میگوید<ref>بحرانی، ج۱، ص۲۵۲.</ref> که این جلندی قطعاً با جلندای مورد نظر ما متفاوت است.<ref>[[منصور داداشنژاد|داداشنژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «جلندی بن مستکبر ازدی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۴۰۹-۴۱۰.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||