رعایت اهلیت‌ها در مدیریت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۱: خط ۱:
{{سیره معصوم}}
{{سیره معصوم}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
*رعایت اهلیت در امور [[مدیریتی]]، یعنی [[مسئولیت]] باید به کسی واگذار شود که [[شایستگی]] لازم را برای آن کار داشته باشد. رعایت این اصل در عرصه [[مدیریت]] از مهم‌ترین مسائل و از [[سنت‌های الهی]] است. [[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]] درباره [[حضرت ابراهیم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۰.</ref>.
* رعایت اهلیت در امور [[مدیریتی]]، یعنی [[مسئولیت]] باید به کسی واگذار شود که [[شایستگی]] لازم را برای آن کار داشته باشد. رعایت این اصل در عرصه [[مدیریت]] از مهم‌ترین مسائل و از [[سنت‌های الهی]] است. [[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]] درباره [[حضرت ابراهیم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۰.</ref>.


==بر عهده گرفتن امور به شرط داشتن اهلیت ==
== بر عهده گرفتن امور به شرط داشتن اهلیت ==
*در [[روایات]]، بر عهده گرفتن امور بدون داشتن [[شایستگی]] و تخصص، امری نکوهیده دانسته شده است. [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] می‌کند که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "آن که بدون [[علم]] کاری انجام دهد، آن‌چه نابود می‌سازد، بیشتر از آن چیزی است که [[اصلاح]] می‌کند"<ref>{{متن حدیث| مَنْ‌ عَمِلَ‌ عَلَى‌ غَيْرِ عِلْمٍ‌ كَانَ‌ مَا يُفْسِدُ أَكْثَرَ مِمَّا يُصْلِحُ‌}}؛کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۴۴؛ احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج ۱، ص ۱۹۸؛ ابوالفضل علی بن حسن طبرسی، مشکاة الأنوار، ص ۱۳۴؛ ابن ابی الشیبه کوفی، المصنف، ج ۸، ص ۲۴۲ و ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۴۵، ص ۲۰۴.</ref>؛ و نیز فرمود: "[[ریاست]]، [[شایسته]] نیست، مگر برای اهلش؛ پس هر کس [[مردم]] را به خود بخواند و در میان [[مردم]] داناتر از او وجود داشته باشد، [[خداوند]] در [[روز قیامت]] به او نظر نخواهد کرد"<ref>{{متن حدیث| إِنَّ الرِّئَاسَةَ لَا تَصْلُحُ إِلَّا لِأَهْلِهَا فَمَنْ‌ دَعَا النَّاسَ‌ إِلَى‌ نَفْسِهِ‌ وَ فِيهِمْ‌ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}؛ شیخ مفید، الاختصاص، ص ۲۵۱.</ref>؛ همچنین فرموده است: "هرکه [[رهبری]] جماعتی را به عهده گیرد و در میان ایشان داناتر و فقیه‌تر از وی باشد، پیوسته کارشان تا [[روز قیامت]] در [[پستی]] و [[سقوط]] است"<ref>{{متن حدیث| مَنْ‌ أَمَ‌ قَوْماً وَ فِيهِمْ‌ أَعْلَمُ‌ مِنْهُ‌ أَوْ أَفْقَهُ مِنْهُ لَمْ يَزَلْ أَمْرُهُمْ فِي سَفَالٍ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}؛ المحاسن، ج ۱، ص ۹۳ و محمد بن ادریس حلی، مستطرفات السرائر، ص ۶۳۵.</ref>؛ <ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۰-۳۸۱.</ref>.
* در [[روایات]]، بر عهده گرفتن امور بدون داشتن [[شایستگی]] و تخصص، امری نکوهیده دانسته شده است. [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] می‌کند که [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "آن که بدون [[علم]] کاری انجام دهد، آن‌چه نابود می‌سازد، بیشتر از آن چیزی است که [[اصلاح]] می‌کند"<ref>{{متن حدیث| مَنْ‌ عَمِلَ‌ عَلَى‌ غَيْرِ عِلْمٍ‌ كَانَ‌ مَا يُفْسِدُ أَكْثَرَ مِمَّا يُصْلِحُ‌}}؛کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۴۴؛ احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج ۱، ص ۱۹۸؛ ابوالفضل علی بن حسن طبرسی، مشکاة الأنوار، ص ۱۳۴؛ ابن ابی الشیبه کوفی، المصنف، ج ۸، ص ۲۴۲ و ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۴۵، ص ۲۰۴.</ref>؛ و نیز فرمود: "[[ریاست]]، [[شایسته]] نیست، مگر برای اهلش؛ پس هر کس [[مردم]] را به خود بخواند و در میان [[مردم]] داناتر از او وجود داشته باشد، [[خداوند]] در [[روز قیامت]] به او نظر نخواهد کرد"<ref>{{متن حدیث| إِنَّ الرِّئَاسَةَ لَا تَصْلُحُ إِلَّا لِأَهْلِهَا فَمَنْ‌ دَعَا النَّاسَ‌ إِلَى‌ نَفْسِهِ‌ وَ فِيهِمْ‌ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}؛ شیخ مفید، الاختصاص، ص ۲۵۱.</ref>؛ همچنین فرموده است: "هرکه [[رهبری]] جماعتی را به عهده گیرد و در میان ایشان داناتر و فقیه‌تر از وی باشد، پیوسته کارشان تا [[روز قیامت]] در [[پستی]] و [[سقوط]] است"<ref>{{متن حدیث| مَنْ‌ أَمَ‌ قَوْماً وَ فِيهِمْ‌ أَعْلَمُ‌ مِنْهُ‌ أَوْ أَفْقَهُ مِنْهُ لَمْ يَزَلْ أَمْرُهُمْ فِي سَفَالٍ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}؛ المحاسن، ج ۱، ص ۹۳ و محمد بن ادریس حلی، مستطرفات السرائر، ص ۶۳۵.</ref>؛ <ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۰-۳۸۱.</ref>.


==پرهیز از سپردن امور به نااهلان‌==
== پرهیز از سپردن امور به نااهلان‌==
* [[رسول خدا]]{{صل}} کسانی را برای انجام [[مسئولیت‌ها]] برمی گزید که [[شایستگی]] این کار را داشتند و کسانی را که تشنه [[ریاست]] و برای به دست آوردن [[مسئولیت]] حریص بودند، برنمی‌گزید. در این باره. "[[أبوبرده]]" از "[[أبوموسی]]" چنین [[نقل]] کرده است: "روزی من همراه دو نفر از پسر عموهایم به نزد [[پیامبر]]{{صل}} رفتیم. پس، یکی از آن دو گفت: "ای [[رسول خدا]] ما را بر قسمتی از آن‌چه [[خداوند]]، تو را بر آن [[ولایت]] داده است، [[زمامداری]] ده!" دیگری نیز سخنی چنین گفت؛ آن [[حضرت]] فرمود: "به [[خدا]] [[سوگند]]! ما هرگز به کسی که درخواست [[حکومت]] کند و یا بر کسب آن حریص باشد، [[حکومت]] نخواهیم داد"<ref>{{متن حدیث| إنا والله لا نولی علی هذا العمل احدا ساله و لا احدا حرص علیه}}؛ النووی، شرح مسلم، ج ۱۲، ص ۲۰۷؛ کوفی، المصنّف، ج ۷، ص ۵۶۸؛ ابویعلی الموصلی، مسند، ج ۱۳، ص ۳۰۷ و ابن حبان، صحیح، ج ۱۰، ص ۳۳۳.</ref>؛ زیرا چنین شیوه‌هایی باعث افول [[قدرت]] و زوال [[حکومت]] خواهد شد.
* [[رسول خدا]] {{صل}} کسانی را برای انجام [[مسئولیت‌ها]] برمی گزید که [[شایستگی]] این کار را داشتند و کسانی را که تشنه [[ریاست]] و برای به دست آوردن [[مسئولیت]] حریص بودند، برنمی‌گزید. در این باره. "[[أبوبرده]]" از "[[أبوموسی]]" چنین [[نقل]] کرده است: "روزی من همراه دو نفر از پسر عموهایم به نزد [[پیامبر]] {{صل}} رفتیم. پس، یکی از آن دو گفت: "ای [[رسول خدا]] ما را بر قسمتی از آن‌چه [[خداوند]]، تو را بر آن [[ولایت]] داده است، [[زمامداری]] ده!" دیگری نیز سخنی چنین گفت؛ آن [[حضرت]] فرمود: "به [[خدا]] [[سوگند]]! ما هرگز به کسی که درخواست [[حکومت]] کند و یا بر کسب آن حریص باشد، [[حکومت]] نخواهیم داد"<ref>{{متن حدیث| إنا والله لا نولی علی هذا العمل احدا ساله و لا احدا حرص علیه}}؛ النووی، شرح مسلم، ج ۱۲، ص ۲۰۷؛ کوفی، المصنّف، ج ۷، ص ۵۶۸؛ ابویعلی الموصلی، مسند، ج ۱۳، ص ۳۰۷ و ابن حبان، صحیح، ج ۱۰، ص ۳۳۳.</ref>؛ زیرا چنین شیوه‌هایی باعث افول [[قدرت]] و زوال [[حکومت]] خواهد شد.
*از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[روایت]] شده که آن [[حضرت]] درباره [[شایستگی]] خویش برای [[خلافت]] فرموده است: "[[غاصبان خلافت]]، بارها از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیده بودند که می‌فرمود: " هیچ امتی امر [[زمامداری]] خویش را به عهده شخصی که آگاه‌تر از وی در میان آن [[امت]] هست، نمی‌سپارد؛ مگر اینکه روز به روز، کار آنان به [[پستی]] و مذلت کشیده شود تا آنکه به آنچه واگذاشته‌اند، باز گردند<ref>{{متن حدیث| ما ولت أمة رجلا قط أمرها و فیهم أعلم منه إلا لم یزل أمرهم یذهب سفالا حتی یرجعوا إلی ما ترکوا مَا وَلَّتْ‌ أُمَّةٌ رَجُلًا قَطُّ أَمْرَهَا وَ فِيهِمْ‌ أَعْلَمُ‌ مِنْهُ‌ إِلَّا لَمْ يَزَلْ أَمْرُهُمْ يَذْهَبُ سَفَالًا حَتَّى يَرْجِعُوا إِلَى مَا تَرَكُوا}}؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۳۱، ص ۴۱۸؛ احمد بن علی الطبرسی، الاحتجاج، ج ۱، ص ۱۵۱ و شیخ طوسی، الامالی، ص ۵۶۶.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۱-۳۸۲.</ref>.
* از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[روایت]] شده که آن [[حضرت]] درباره [[شایستگی]] خویش برای [[خلافت]] فرموده است: "[[غاصبان خلافت]]، بارها از [[رسول خدا]] {{صل}} شنیده بودند که می‌فرمود: " هیچ امتی امر [[زمامداری]] خویش را به عهده شخصی که آگاه‌تر از وی در میان آن [[امت]] هست، نمی‌سپارد؛ مگر اینکه روز به روز، کار آنان به [[پستی]] و مذلت کشیده شود تا آنکه به آنچه واگذاشته‌اند، باز گردند<ref>{{متن حدیث| ما ولت أمة رجلا قط أمرها و فیهم أعلم منه إلا لم یزل أمرهم یذهب سفالا حتی یرجعوا إلی ما ترکوا مَا وَلَّتْ‌ أُمَّةٌ رَجُلًا قَطُّ أَمْرَهَا وَ فِيهِمْ‌ أَعْلَمُ‌ مِنْهُ‌ إِلَّا لَمْ يَزَلْ أَمْرُهُمْ يَذْهَبُ سَفَالًا حَتَّى يَرْجِعُوا إِلَى مَا تَرَكُوا}}؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۳۱، ص ۴۱۸؛ احمد بن علی الطبرسی، الاحتجاج، ج ۱، ص ۱۵۱ و شیخ طوسی، الامالی، ص ۵۶۶.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۱-۳۸۲.</ref>.
* [[رسول خدا]]{{صل}} زمانی که متوجه می‌شدند فردی [[لیاقت]] و [[توانایی]] انجام کاری را ندارد، [[مسئولیت]] را از او گرفته، آن را به فرد دیگری با توانایی‌های بیشتر واگذار می‌کردند. در ماجرای [[ابلاغ]] سوره "[[برائت]]"، [[پیامبر]]{{صل}} ابتدا این [[وظیفه]] را به [[ابوبکر]] سپرد و پس از اعزام [[ابوبکر]]، [[علی]]{{ع}} را خواست و به او [[دستور]] داد تا خود را به [[ابوبکر]] رسانده، [[نامه]] را از او بگیرد و خودش آن سوره را [[ابلاغ]] کند<ref>محمدبن عمر واقدی، المغازی، ج ۳، ص ۱۰۷۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۳، ٢. ص ۱۲۳ و تقی الدین مقریزی، امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۹۳.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۲.</ref>.
* [[رسول خدا]] {{صل}} زمانی که متوجه می‌شدند فردی [[لیاقت]] و [[توانایی]] انجام کاری را ندارد، [[مسئولیت]] را از او گرفته، آن را به فرد دیگری با توانایی‌های بیشتر واگذار می‌کردند. در ماجرای [[ابلاغ]] سوره "[[برائت]]"، [[پیامبر]] {{صل}} ابتدا این [[وظیفه]] را به [[ابوبکر]] سپرد و پس از اعزام [[ابوبکر]]، [[علی]] {{ع}} را خواست و به او [[دستور]] داد تا خود را به [[ابوبکر]] رسانده، [[نامه]] را از او بگیرد و خودش آن سوره را [[ابلاغ]] کند<ref>محمدبن عمر واقدی، المغازی، ج ۳، ص ۱۰۷۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۳، ٢. ص ۱۲۳ و تقی الدین مقریزی، امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۹۳.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۲.</ref>.


==نمونه‌هایی از سپردن امور به افراد لایق در [[سیره نبوی]]{{صل}} ‌==
== نمونه‌هایی از سپردن امور به افراد لایق در [[سیره نبوی]] {{صل}} ‌==
*در [[سیره پیامبر]]{{صل}} به ویژه در [[غزوات]] و سرایا موارد متعددی را می‌توان درباره رعایت اهلیت‌ها یافت که این امر باعث [[اعتراض]] برخی سران [[قبایل]] می‌شد که هنوز به [[سنن]] [[جاهلی]] پایبند بودند. [[نافرمانی]] از [[تصمیم پیامبر]]{{صل}} درباره [[فرماندهی]] "[[اسامة بن زید]]" و اعزام نیروها به [[رهبری]] وی به سمت مرزهای [[روم]] فقط به [[دلیل]] [[جوان بودن]] أسامه<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۲، ص ۱۴۶، المغازی، ج ۳، ص ۱۱۱۸؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۲، ص ۳۵۰ و ابن جوزی، المنتظم، ج ۴، ص ۱۶.</ref> نمونه‌ای از این اعتراضات به ساحت [[مقدس]] [[پیامبر]]{{صل}} است. در ادامه به برخی موارد اشاره می‌کنیم که نشان دهنده رعایت این اصل است:
* در [[سیره پیامبر]] {{صل}} به ویژه در [[غزوات]] و سرایا موارد متعددی را می‌توان درباره رعایت اهلیت‌ها یافت که این امر باعث [[اعتراض]] برخی سران [[قبایل]] می‌شد که هنوز به [[سنن]] [[جاهلی]] پایبند بودند. [[نافرمانی]] از [[تصمیم پیامبر]] {{صل}} درباره [[فرماندهی]] "[[اسامة بن زید]]" و اعزام نیروها به [[رهبری]] وی به سمت مرزهای [[روم]] فقط به [[دلیل]] [[جوان بودن]] أسامه<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۲، ص ۱۴۶، المغازی، ج ۳، ص ۱۱۱۸؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۲، ص ۳۵۰ و ابن جوزی، المنتظم، ج ۴، ص ۱۶.</ref> نمونه‌ای از این اعتراضات به ساحت [[مقدس]] [[پیامبر]] {{صل}} است. در ادامه به برخی موارد اشاره می‌کنیم که نشان دهنده رعایت این اصل است:
# [[انتخاب]] چندباره یک فرد برای مأموریت‌های متعدد، خود، نشانگر [[لیاقت]] و اهلیت آن شخص است و "[[ابن ام مکتوم]]"، در جنگ‌های ذی قرد، بنی لحیان و بنی سلیم و... سیزده بار [[جانشین رسول خدا]]{{صل}} در [[مدینه]] شد و این نمونه‌ای از رعایت اهلیت‌ها در [[سیره نبوی]] است<ref>ابن عبدالبر ، الاستیعاب، ج ۳، ص ۹۹۷؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج ۴، ص ۴۹۵؛ تاریخ الطبری، ج ۱۱، ص۵۳۲-۵۳۳ و احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱۱، ص ۲۴.</ref>. همچنین سپردن [[فرماندهی]] به "[[زید بن حارثه]]" در سریه‌های متعدد مانند سریه‌های عیص<ref>طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج ۱، ص ۲۰۱؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۷۷؛ الطبقات الکبری، ص ۶۶ ٢-۶۷ و المغازی، ج ۲، ص ۵۵۳.</ref>، طرف<ref>اعلام الوری، ج ۱، ص ۲۰۱؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۷۷؛ الطبقات الکبری، ص ۶۷ و المغازی، ج ۲، ص ۵۵۵.</ref>، الجموم<ref>اعلام الوری، ج ۱، ص ۲۰۱؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۷۷ و الطبقات الکبری، ج ۲، ص ۶۶.</ref>، حسمی<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۷۷؛ الطبقات الکبری، ص ۶۷ و المغازی، ج ۲، ص ۵۵۵.</ref> و قرده<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۲، ص ۵۰.</ref>، وادی القری<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۷۷ و الطبقات الکبری، ص ۶۷.</ref> و [[مدین]]<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص ۶۳۵.</ref> از این گونه است.  
# [[انتخاب]] چندباره یک فرد برای مأموریت‌های متعدد، خود، نشانگر [[لیاقت]] و اهلیت آن شخص است و "[[ابن ام مکتوم]]"، در جنگ‌های ذی قرد، بنی لحیان و بنی سلیم و... سیزده بار [[جانشین رسول خدا]] {{صل}} در [[مدینه]] شد و این نمونه‌ای از رعایت اهلیت‌ها در [[سیره نبوی]] است<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج ۳، ص ۹۹۷؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج ۴، ص ۴۹۵؛ تاریخ الطبری، ج ۱۱، ص۵۳۲-۵۳۳ و احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱۱، ص ۲۴.</ref>. همچنین سپردن [[فرماندهی]] به "[[زید بن حارثه]]" در سریه‌های متعدد مانند سریه‌های عیص<ref>طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج ۱، ص ۲۰۱؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۷۷؛ الطبقات الکبری، ص ۶۶ ٢-۶۷ و المغازی، ج ۲، ص ۵۵۳.</ref>، طرف<ref>اعلام الوری، ج ۱، ص ۲۰۱؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۷۷؛ الطبقات الکبری، ص ۶۷ و المغازی، ج ۲، ص ۵۵۵.</ref>، الجموم<ref>اعلام الوری، ج ۱، ص ۲۰۱؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۷۷ و الطبقات الکبری، ج ۲، ص ۶۶.</ref>، حسمی<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۷۷؛ الطبقات الکبری، ص ۶۷ و المغازی، ج ۲، ص ۵۵۵.</ref> و قرده<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۲، ص ۵۰.</ref>، وادی القری<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۷۷ و الطبقات الکبری، ص ۶۷.</ref> و [[مدین]]<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص ۶۳۵.</ref> از این گونه است.  
# [[انتخاب]] [[حضرت علی]]{{ع}} به پرچمداری [[لشکر]] [[مسلمانان]] در [[پیکار]] [[خیبر]]؛ در این [[نبرد]] که در سال هفتم هجری در [[مدینه]] رخ داد، [[پیامبر]]{{صل}} برای سرکوبی یهودیانی که درصدد ضربه زدن به پیکر [[اسلام]] بودند، تصمیم گرفت کانون [[توطئه]] [[خیبر]] را در هم شکند. آن [[حضرت]] پس از اینکه [[پرچم]] را به افرادی سپرد و آنها در [[فتح]] قلعه [[خیبر]] ناکام ماندند، در مرحله آخر، [[پرچم]] را به دست [[علی]]{{ع}} سپرد و او نیز با [[شجاعت]] و مدد [[الهی]] [[خیبر]] را [[فتح]] کرد<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص ۳۳۴؛ تاریخ الطبری، ج ۳، ص ۱۲ - ۱۳؛ اعلام الوری، ج ۱، ص ۳۶۴ - ۳۶۵ و ابن اثیر ، الکامل فی التاریخ، ج ۲، ص ۲۱۹.</ref>.‌
# [[انتخاب]] [[حضرت علی]] {{ع}} به پرچمداری [[لشکر]] [[مسلمانان]] در [[پیکار]] [[خیبر]]؛ در این [[نبرد]] که در سال هفتم هجری در [[مدینه]] رخ داد، [[پیامبر]] {{صل}} برای سرکوبی یهودیانی که درصدد ضربه زدن به پیکر [[اسلام]] بودند، تصمیم گرفت کانون [[توطئه]] [[خیبر]] را در هم شکند. آن [[حضرت]] پس از اینکه [[پرچم]] را به افرادی سپرد و آنها در [[فتح]] قلعه [[خیبر]] ناکام ماندند، در مرحله آخر، [[پرچم]] را به دست [[علی]] {{ع}} سپرد و او نیز با [[شجاعت]] و مدد [[الهی]] [[خیبر]] را [[فتح]] کرد<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص ۳۳۴؛ تاریخ الطبری، ج ۳، ص ۱۲ - ۱۳؛ اعلام الوری، ج ۱، ص ۳۶۴ - ۳۶۵ و ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۲، ص ۲۱۹.</ref>. ‌
#در سال نهم هجری، بزرگ‌ترین حرکت [[نظامی]] [[مسلمانان]] روی داد. این حرکت، علیه امپراتوری بزرگ [[روم]] بود که [[ظهور]] قدرتی [[جدید]] را [[تحمل]] نمی‌کرد. پس [[پیامبر]]{{صل}} باید به [[دلیل]] دوری مسافت و [[بیم]] آنکه [[دشمنان]] به [[مدینه]] [[هجوم]] آورند و [[منافقان]] [[توطئه]] کنند؛ [[شایسته‌ترین]] افراد را [[جانشین]] خود در [[مدینه]] می‌کرد؛ به همین [[دلیل]] به [[علی]]{{ع}} رو کرد و فرمود: "[[شایسته]] نیست کسی جز من یا تو در [[مدینه]] بماند"<ref>المغازی، ج ۳، ص ۹۸۹ - ۱۰۰۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ج ۱، ص ۱۵۴ - ۱۵۵ و ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۱، ص۲۱۲.</ref>.
# در سال نهم هجری، بزرگ‌ترین حرکت [[نظامی]] [[مسلمانان]] روی داد. این حرکت، علیه امپراتوری بزرگ [[روم]] بود که [[ظهور]] قدرتی [[جدید]] را [[تحمل]] نمی‌کرد. پس [[پیامبر]] {{صل}} باید به [[دلیل]] دوری مسافت و [[بیم]] آنکه [[دشمنان]] به [[مدینه]] [[هجوم]] آورند و [[منافقان]] [[توطئه]] کنند؛ [[شایسته‌ترین]] افراد را [[جانشین]] خود در [[مدینه]] می‌کرد؛ به همین [[دلیل]] به [[علی]] {{ع}} رو کرد و فرمود: "[[شایسته]] نیست کسی جز من یا تو در [[مدینه]] بماند"<ref>المغازی، ج ۳، ص ۹۸۹ - ۱۰۰۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ج ۱، ص ۱۵۴ - ۱۵۵ و ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۱، ص۲۱۲.</ref>.
# [[رسول خدا]]{{صل}} به هیچ وجه، [[جایگاه]] شخص را در [[انتصاب]] به [[فرماندهی]] دخالت نمی‌داد. او "[[ابوسلمه بن عبدالاسد]] مخزومی" را [[فرمانده]] سریه‌ای کرد که در آن [[لشکر]]، کسانی به سبب [[منزلت]] از او [[برتر]] بودند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۴۰ - ۳۴۳.</ref>. ‌
# [[رسول خدا]] {{صل}} به هیچ وجه، [[جایگاه]] شخص را در [[انتصاب]] به [[فرماندهی]] دخالت نمی‌داد. او "[[ابوسلمه بن عبدالاسد]] مخزومی" را [[فرمانده]] سریه‌ای کرد که در آن [[لشکر]]، کسانی به سبب [[منزلت]] از او [[برتر]] بودند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۴۰ - ۳۴۳.</ref>. ‌
#همچنین، عامل سابقه در پذیرش [[اسلام]] مطرح نبود؛ بلکه معیار اصلی، [[شایستگی]] و [[لیاقت]] بود؛ زیرا [[پیامبر]]{{صل}} "[[عمرو عاص]]" را به [[فرماندهی]] سریه‌ای برگزید که در آن، [[ابوعبیده جراح]] و [[فرماندهان]] بزرگی مانند [[ابوبکر]] و [[عمر بن خطاب]] حضور داشتند؛ در حالی که هنوز چند ماه از [[اسلام آوردن]] [[عمرو عاص]] نمی‌گذشت<ref>المغازی، ج ۲، ص ۷۶۹ - ۷۷۳؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۴، ص ۳۹۸ - ۴۰۰؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۰۸ و تاریخ الطبری، ج ۳، ص ۳۲.</ref>.  
# همچنین، عامل سابقه در پذیرش [[اسلام]] مطرح نبود؛ بلکه معیار اصلی، [[شایستگی]] و [[لیاقت]] بود؛ زیرا [[پیامبر]] {{صل}} "[[عمرو عاص]]" را به [[فرماندهی]] سریه‌ای برگزید که در آن، [[ابوعبیده جراح]] و [[فرماندهان]] بزرگی مانند [[ابوبکر]] و [[عمر بن خطاب]] حضور داشتند؛ در حالی که هنوز چند ماه از [[اسلام آوردن]] [[عمرو عاص]] نمی‌گذشت<ref>المغازی، ج ۲، ص ۷۶۹ - ۷۷۳؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۴، ص ۳۹۸ - ۴۰۰؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۰۸ و تاریخ الطبری، ج ۳، ص ۳۲.</ref>.  
#در [[منابع تاریخی]] آمده است، [[پیغمبر]]{{صل}} حتی با غیر [[مسلمان]] اگر اهلیت داشتند، در موضوع پزشکی [[مشورت]] می‌کرد؛ برای نمونه، [[نقل]] شده است که [[پیغمبر]]{{صل}} با حارث درباره دوا و درمان [[مشورت]] کرد<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج ۱، ص ۳۸۵؛ الاصابه، ج ۱، ص ۶۸۷ و نور الدین علی سمهودی، وفاء الوفاء باخبار ، دار المصطفی، ج۱، ص۶۱.</ref>.
# در [[منابع تاریخی]] آمده است، [[پیغمبر]] {{صل}} حتی با غیر [[مسلمان]] اگر اهلیت داشتند، در موضوع پزشکی [[مشورت]] می‌کرد؛ برای نمونه، [[نقل]] شده است که [[پیغمبر]] {{صل}} با حارث درباره دوا و درمان [[مشورت]] کرد<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج ۱، ص ۳۸۵؛ الاصابه، ج ۱، ص ۶۸۷ و نور الدین علی سمهودی، وفاء الوفاء باخبار، دار المصطفی، ج۱، ص۶۱.</ref>.
#اولین [[کارگزار مکه]]، [[جوانی]] بیست و یک ساله بود؛ پس از [[فتح مکه]]، طولی نکشید که [[جنگ حنین]] پیش آمد و [[پیامبر خدا]]{{صل}} و سربازانش باید از [[مکّه]] خارج شده، به سوی [[جبهه]] [[جنگ]] می‌رفتند. چون [[مکّه]] به تازگی از دست مشر کان خارج شده بود، باید فرماندار لایق و با تدبیری برای [[اداره]] آن تعیین می‌شد که به امور [[شهر]] [[مکّه]] - که مرکز جزیرة‌ العرب بود و عموم [[قبایل]] و اقشار مختلف [[مردم]] به آن توجه داشتند - رسیدگی کند و علاوه بر این، جلوی بی‌نظمی‌هایی را که ممکن بود [[دشمنان]] پدید آورند، بگیرد. پس، [[پیامبر خدا]]{{صل}} از میان همه [[یاران]]، [[جوان]] ۲۱ ساله‌ای به نام "[[عَتّاب بن اسید]]" را برای این [[مسئولیت]] بزرگ برگزید<ref>المغازی، ج ۳، ص ۹۵۹؛ السیرة النبویه، ص ۴۴۰؛ الکامل، ج ۲، ص ۲۷۲ و انساب الاشراف، ج ۵، ص ۴۵۶.</ref> و پس از صدور [[فرمان]] [[حکومت]] [[مکّه]] برای عتّاب، درباره اهمیت این [[مسئولیت]] خطاب به او فرمود: "ای عِتّاب! می‌دانی تو را بر چه کسانی گماشتم؟ تو را بر [[مردمان]] [[شهر خدا]] گماشتم و اگر برای آنان بهتر از تو سراغ داشتم، او را بر ایشان می‌گماشتم"<ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، ج ۲، ص ۶۱۲؛ الطبقات الکبری، ج ۶، ص ۵ و المغازی، ج ۲، ص ۹۵۹.</ref>.
# اولین [[کارگزار مکه]]، [[جوانی]] بیست و یک ساله بود؛ پس از [[فتح مکه]]، طولی نکشید که [[جنگ حنین]] پیش آمد و [[پیامبر خدا]] {{صل}} و سربازانش باید از [[مکّه]] خارج شده، به سوی [[جبهه]] [[جنگ]] می‌رفتند. چون [[مکّه]] به تازگی از دست مشر کان خارج شده بود، باید فرماندار لایق و با تدبیری برای [[اداره]] آن تعیین می‌شد که به امور [[شهر]] [[مکّه]] - که مرکز جزیرة‌ العرب بود و عموم [[قبایل]] و اقشار مختلف [[مردم]] به آن توجه داشتند - رسیدگی کند و علاوه بر این، جلوی بی‌نظمی‌هایی را که ممکن بود [[دشمنان]] پدید آورند، بگیرد. پس، [[پیامبر خدا]] {{صل}} از میان همه [[یاران]]، [[جوان]] ۲۱ ساله‌ای به نام "[[عَتّاب بن اسید]]" را برای این [[مسئولیت]] بزرگ برگزید<ref>المغازی، ج ۳، ص ۹۵۹؛ السیرة النبویه، ص ۴۴۰؛ الکامل، ج ۲، ص ۲۷۲ و انساب الاشراف، ج ۵، ص ۴۵۶.</ref> و پس از صدور [[فرمان]] [[حکومت]] [[مکّه]] برای عتّاب، درباره اهمیت این [[مسئولیت]] خطاب به او فرمود: "ای عِتّاب! می‌دانی تو را بر چه کسانی گماشتم؟ تو را بر [[مردمان]] [[شهر خدا]] گماشتم و اگر برای آنان بهتر از تو سراغ داشتم، او را بر ایشان می‌گماشتم"<ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، ج ۲، ص ۶۱۲؛ الطبقات الکبری، ج ۶، ص ۵ و المغازی، ج ۲، ص ۹۵۹.</ref>.
#و در نهایت، بارزترین نمونه این مسئله در [[سیره پیامبر]]{{صل}}، [[برگزیدن]] [[حضرت علی]]{{ع}} برای [[جانشینی]] و [[امامت]] [[مسلمانان]] بعد از خود در [[جریان غدیر]] [[خم]] است<ref>انساب الاشراف، ج ۲، ص ۱۰۸ - ۱۱۳؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ العقوبی، ج ۲، ص ۱۱۱ - ۱۱۲ و ابوالفرج شافعی حلبی، السیرة الحلییه، ج ۳، ص ۳۸۴.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۲-۳۸۴.</ref>.
# و در نهایت، بارزترین نمونه این مسئله در [[سیره پیامبر]] {{صل}}، [[برگزیدن]] [[حضرت علی]] {{ع}} برای [[جانشینی]] و [[امامت]] [[مسلمانان]] بعد از خود در [[جریان غدیر]] [[خم]] است<ref>انساب الاشراف، ج ۲، ص ۱۰۸ - ۱۱۳؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ العقوبی، ج ۲، ص ۱۱۱ - ۱۱۲ و ابوالفرج شافعی حلبی، السیرة الحلییه، ج ۳، ص ۳۸۴.</ref><ref>[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۸۲-۳۸۴.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش