جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==معناشناسی== | == معناشناسی == | ||
سعادت در لغت عبارت است از معاونت امور [[الهی]] با [[انسان]] برای رسیدن به خیر<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۴۱۰.</ref>. اصل آن "سعد" به معنای خیر و [[سرور]]<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغة، ج۳، ص۷۵.</ref> در مقابل "نَحس" است. سعید در مقابل [[شقی]] است و سُعداء در مقابل أشقیاء<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۱، ص۳۲۱.</ref>. | سعادت در لغت عبارت است از معاونت امور [[الهی]] با [[انسان]] برای رسیدن به خیر<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۴۱۰.</ref>. اصل آن "سعد" به معنای خیر و [[سرور]]<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغة، ج۳، ص۷۵.</ref> در مقابل "نَحس" است. سعید در مقابل [[شقی]] است و سُعداء در مقابل أشقیاء<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۱، ص۳۲۱.</ref>. | ||
در دو [[آیه]] از آیات [[قرآن کریم]] درباره سعادت آمده است: {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا}}<ref>«و اما آنان که نیکبخت شدهاند در بهشتند؛ تا آسمانها و زمین برجاست در آن جاودانند جز آنچه پروردگارت به دهشی پایدار بخواهد» سوره هود، آیه ۱۰۸.</ref>، {{متن قرآن|يَوْمَ يَأْتِ لَا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ}}<ref>«روزی که (چون) فرا رسد، هیچ کس جز به اذن خداوند | در دو [[آیه]] از آیات [[قرآن کریم]] درباره سعادت آمده است: {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا}}<ref>«و اما آنان که نیکبخت شدهاند در بهشتند؛ تا آسمانها و زمین برجاست در آن جاودانند جز آنچه پروردگارت به دهشی پایدار بخواهد» سوره هود، آیه ۱۰۸.</ref>، {{متن قرآن|يَوْمَ يَأْتِ لَا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ}}<ref>«روزی که (چون) فرا رسد، هیچ کس جز به اذن خداوند سخن نمیگوید؛ برخی نگونبخت و برخی نیکبختاند» سوره هود، آیه ۱۰۵.</ref>. | ||
"سعادت" [[آرمان]] [[جامعه انسانی]] در مکاتب [[اخلاقی]] و [[فلسفه سیاسی]] کلاسیک برشمرده شده است. [[سعادت]] و [[شقاوت]] مقابل هم هستند. [[سعادت]] هر چیزی عبارت است از رسیدن به خیر وجودش تا به وسیله آن کمال خود را یافته و در نتیجه متلذذ شود و [[سعادت]] در [[انسان]] که موجودی مرکب از [[روح]] و [[بدن]] است، عبارت است از رسیدن به [[خیرات]] جسمانی و [[روحانی]] و متنعم شدن به آن<ref>محسن معینی، «سعادت و شقاوت»، دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، ج۲، ص۱۲۰۰.</ref>. | "سعادت" [[آرمان]] [[جامعه انسانی]] در مکاتب [[اخلاقی]] و [[فلسفه سیاسی]] کلاسیک برشمرده شده است. [[سعادت]] و [[شقاوت]] مقابل هم هستند. [[سعادت]] هر چیزی عبارت است از رسیدن به خیر وجودش تا به وسیله آن کمال خود را یافته و در نتیجه متلذذ شود و [[سعادت]] در [[انسان]] که موجودی مرکب از [[روح]] و [[بدن]] است، عبارت است از رسیدن به [[خیرات]] جسمانی و [[روحانی]] و متنعم شدن به آن<ref>محسن معینی، «سعادت و شقاوت»، دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، ج۲، ص۱۲۰۰.</ref>. | ||
==مراحل سعادت== | == مراحل سعادت == | ||
[[سعادت]] سه مرحله دارد: | [[سعادت]] سه مرحله دارد: | ||
# [[سعادت]] [[فطری]] و ذاتی، به اقتضای اسباب و [[علل]]، از جمله خصوصیات [[پدر]] و [[مادر]]، زمان و مکان، [[تغذیه]] [[حلال]] و [[پاکی]] رحم [[مادر]] و.... از این حیث [[انسانها]] درجاتی از [[سعادت]] یا [[شقاوت]] را دارا هستند. | # [[سعادت]] [[فطری]] و ذاتی، به اقتضای اسباب و [[علل]]، از جمله خصوصیات [[پدر]] و [[مادر]]، زمان و مکان، [[تغذیه]] [[حلال]] و [[پاکی]] رحم [[مادر]] و.... از این حیث [[انسانها]] درجاتی از [[سعادت]] یا [[شقاوت]] را دارا هستند. | ||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
# [[سعادت]] فعلی که از دو [[سعادت]] قبلی حاصل میگردد و ثمرات آن در [[آخرت]] ظاهر میشود و [[ثواب و عقاب]] [[اخروی]] مبتنی بر این [[سعادت]] است<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۵، ص۱۲۸.</ref>. | # [[سعادت]] فعلی که از دو [[سعادت]] قبلی حاصل میگردد و ثمرات آن در [[آخرت]] ظاهر میشود و [[ثواب و عقاب]] [[اخروی]] مبتنی بر این [[سعادت]] است<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۵، ص۱۲۸.</ref>. | ||
==سعادت از نگاه فیلسوفان سیاسی== | == سعادت از نگاه فیلسوفان سیاسی == | ||
[[فیلسوفان]] [[سیاسی]] درباره [[حقیقت]] [[سعادت]] [[اختلاف]] کردهاند؛ سوفسطائیان [[سعادت]] را ارضای [[امیال]] و [[هوسها]] دانستهاند؛ [[افلاطون]] [[سعادت]] را [[پیروی]] از [[فضیلت]] و اپیکورینها [[سعادت]] را بهره مندی از لذات جنسی دانستهاند؛ بعضی کار و کوشش را موجب [[سعادت]] خواندهاند؛ کانت [[سعادت]] را حالت آرمانی میداند که [[انسان]] بهتدریج به آن نزدیک میشود، ولی هرگز واقعاً به آن نمیرسد. | [[فیلسوفان]] [[سیاسی]] درباره [[حقیقت]] [[سعادت]] [[اختلاف]] کردهاند؛ سوفسطائیان [[سعادت]] را ارضای [[امیال]] و [[هوسها]] دانستهاند؛ [[افلاطون]] [[سعادت]] را [[پیروی]] از [[فضیلت]] و اپیکورینها [[سعادت]] را بهره مندی از لذات جنسی دانستهاند؛ بعضی کار و کوشش را موجب [[سعادت]] خواندهاند؛ کانت [[سعادت]] را حالت آرمانی میداند که [[انسان]] بهتدریج به آن نزدیک میشود، ولی هرگز واقعاً به آن نمیرسد. | ||