جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
اطلاق سلام بر [[خدا]]، به این معناست که [[ذات خداوند]] از هر عیبی، صفاتش از هر نقصی و افعالش از هر شرّی مصون است <ref> شرح اسماء الله الحسنی، غزالی، ص۵۷.</ref> و به واسطه آن صفاتِ [[پیراسته از عیب]]، [[رحمت]]، [[عطوفت]] و [[کرم]] از وی متجلی میشوند.<ref> التحقیق، ج۵، ص۱۹۲، «سلم».</ref> | اطلاق سلام بر [[خدا]]، به این معناست که [[ذات خداوند]] از هر عیبی، صفاتش از هر نقصی و افعالش از هر شرّی مصون است <ref> شرح اسماء الله الحسنی، غزالی، ص۵۷.</ref> و به واسطه آن صفاتِ [[پیراسته از عیب]]، [[رحمت]]، [[عطوفت]] و [[کرم]] از وی متجلی میشوند.<ref> التحقیق، ج۵، ص۱۹۲، «سلم».</ref> | ||
بر اساس روایتی از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[سلام]] یکی از ۹۹ اسم خداست که هرکه آنها را بشمارد، [[بهشت]] بر او [[واجب]] میشود،<ref> سنن الترمذی، ج۵، ص۱۹۲؛ التوحید، ص۱۹۴، ۲۱۹؛ السنن الکبری، ج۱۰، ص۲۷.</ref> از این رو پیامبر اکرم{{صل}} [[مسلمانان]] را به افشای سلام در میان خودشان سفارش کرده است؛<ref>سنن الترمذی، ج۳، ص۱۸۷؛ مستدرک الوسائل، ج۸، ص۳۶۲.</ref> همچنین برپایه روایتی آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ اَللَّهَ هُوَ اَلسَّلاَمُ}}<ref> صحیح البخاری، ج۷، ص۱۶۵؛ ج۸، ص۲۱۰؛ صحیح مسلم، ج۴، ص۱۲۲.</ref> و پس از [[نماز]] سه بار این [[دعا]] را میخواند: {{متن حدیث| اَللَّهُمَّ أَنْتَ اَلسَّلاَمُ وَ مِنْكَ اَلسَّلاَمُ وَ لَكَ اَلسَّلاَمُ وَ إِلَيْكَ يَعُودُ اَلسَّلاَمُ }}<ref> صحیح مسلم، ج۵، ص۹۳.</ref> | بر اساس روایتی از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[سلام]] یکی از ۹۹ اسم خداست که هرکه آنها را بشمارد، [[بهشت]] بر او [[واجب]] میشود،<ref> سنن الترمذی، ج۵، ص۱۹۲؛ التوحید، ص۱۹۴، ۲۱۹؛ السنن الکبری، ج۱۰، ص۲۷.</ref> از این رو پیامبر اکرم {{صل}} [[مسلمانان]] را به افشای سلام در میان خودشان سفارش کرده است؛<ref>سنن الترمذی، ج۳، ص۱۸۷؛ مستدرک الوسائل، ج۸، ص۳۶۲.</ref> همچنین برپایه روایتی آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ اَللَّهَ هُوَ اَلسَّلاَمُ}}<ref> صحیح البخاری، ج۷، ص۱۶۵؛ ج۸، ص۲۱۰؛ صحیح مسلم، ج۴، ص۱۲۲.</ref> و پس از [[نماز]] سه بار این [[دعا]] را میخواند: {{متن حدیث| اَللَّهُمَّ أَنْتَ اَلسَّلاَمُ وَ مِنْكَ اَلسَّلاَمُ وَ لَكَ اَلسَّلاَمُ وَ إِلَيْكَ يَعُودُ اَلسَّلاَمُ }}<ref> صحیح مسلم، ج۵، ص۹۳.</ref> | ||
سلام به عنوان [[اسم خدا]] تنها یک بار به [[صراحت]] در [[قرآن]] یاد شده است: {{متن قرآن|هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«اوست خداوندی که هیچ خدایی جز او نیست، فرمانفرمای بسیار پاک بیعیب، ایمنیبخش، گواه | سلام به عنوان [[اسم خدا]] تنها یک بار به [[صراحت]] در [[قرآن]] یاد شده است: {{متن قرآن|هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«اوست خداوندی که هیچ خدایی جز او نیست، فرمانفرمای بسیار پاک بیعیب، ایمنیبخش، گواه راستین، پیروز کامشکن بزرگ منش؛ پاکاکه خداوند است از آنچه (بدو) شرک میورزند» سوره حشر، آیه ۲۳.</ref>؛ ولی در ترکیبهای «[[دارالسلام]]» که دو بار در قرآن آمده: {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست و او برای کارهایی که میکردند یار آنان است» سوره انعام، آیه ۱۲۷.</ref>، {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و خداوند به بهشت فرا میخواند و هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون میگردد» سوره یونس، آیه ۲۵.</ref> و «سبلالسلام»: {{متن قرآن|يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راههای بیگزند، راهنمایی میکند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ها به سوی روشنایی بیرون میآورد و آنها را به راهی راست رهنمون میگردد» سوره مائده، آیه ۱۶.</ref> بنابر وجهی اسم و صفت [[الهی]] است و در [[آیات]] {{متن قرآن|تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا}}<ref>«درودشان روزی که به لقای او رسند «سلام» است و برای آنان پاداشی ارزشمند آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۴۴.</ref> و {{متن قرآن|وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا}}<ref>«و بر او روزی که زاده شد و روزی که خواهد مرد و روزی که او را زنده برانگیزند درود باد» سوره مریم، آیه ۱۵.</ref> و «[[سلیم]]» در [[آیه]] {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref>«جز آن کس که دلی بیآلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۹.</ref> نیز به گونهای با این اسم و صفت الهی، پیوند دارد؛ زیرا دارالسلام و سبلالسلام دو گونه [[تفسیر]] شدهاند: برخی قائلاند که [[سلام]] [[نام خداوند]] و دارالسلام، به معنای داراللّه و مراد از «دار» [[بهشت]] است <ref>جامع البیان، ج۸، ص۲۵؛ التبیان، ج۴، ص۲۷۱؛ مجمع البیان، ج۴، ص۵۶۳.</ref> و [[خداوند]] به سبب نهایت [[تقدس]] بهشت، آن را به خودش نسبت داده است؛ آنگونه که [[کعبه]] را «بیتاللّه» میگویند.<ref> التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۴۶؛ تفسیر بیضاوی، ج۲، ص۱۸۲.</ref> در [[تأیید]] این تفسیر، روایتی از [[امام باقر]] {{ع}} نقل شده است.<ref> معانی الاخبار، ج۱، ص۳۹۰.</ref> | ||
برخی دیگر سلام را صفت «دار» دانستهاند،<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۴۶؛ تفسیر بیضاوی، ج۳، ص۱۸۲.</ref> در نتیجه، دارالسلام به معنای دارالسلامه است؛ جایی که هیچ آفتی مانند [[مرگ]]، [[بیماری]]، [[فقر]]، [[غم]] و [[اندوه]] در آن نیست. <ref>تفسیر بیضاوی، ج۲، ص۱۸۲؛ المیزان، ج۷، ص۳۴۵.</ref> | برخی دیگر سلام را صفت «دار» دانستهاند،<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۴۶؛ تفسیر بیضاوی، ج۳، ص۱۸۲.</ref> در نتیجه، دارالسلام به معنای دارالسلامه است؛ جایی که هیچ آفتی مانند [[مرگ]]، [[بیماری]]، [[فقر]]، [[غم]] و [[اندوه]] در آن نیست. <ref>تفسیر بیضاوی، ج۲، ص۱۸۲؛ المیزان، ج۷، ص۳۴۵.</ref> | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
# [[بندگان]] از [[ستم]] او در [[امان]] و سالماند.<ref>جامع البیان، ج۲۸، ص۳۶؛ مجمع البیان، ج۹، ص۴۰۰؛ المیزان، ج۱۹، ص۲۲۲.</ref> | # [[بندگان]] از [[ستم]] او در [[امان]] و سالماند.<ref>جامع البیان، ج۲۸، ص۳۶؛ مجمع البیان، ج۹، ص۴۰۰؛ المیزان، ج۱۹، ص۲۲۲.</ref> | ||
# [[خدا]] اعطا کننده سلامت به بندگان است.<ref> مجمعالبیان، ج۹، ص۴۰۰؛ التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۱۳؛ شرح اسماء الله الحسنی، فخر رازی، ص۱۹۶-۱۹۸.</ref> | # [[خدا]] اعطا کننده سلامت به بندگان است.<ref> مجمعالبیان، ج۹، ص۴۰۰؛ التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۱۳؛ شرح اسماء الله الحسنی، فخر رازی، ص۱۹۶-۱۹۸.</ref> | ||
#خدا در امان نگهدارنده آنان از [[مهالک]] یا سلامکننده بر ایشان در بهشت است: {{متن قرآن|تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا}}<ref>«درودشان روزی که به لقای او رسند «سلام» است و برای آنان پاداشی ارزشمند | # خدا در امان نگهدارنده آنان از [[مهالک]] یا سلامکننده بر ایشان در بهشت است: {{متن قرآن|تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا}}<ref>«درودشان روزی که به لقای او رسند «سلام» است و برای آنان پاداشی ارزشمند آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۴۴.</ref>.<ref>شرح اصول کافی، ج۱۱، ص۱۱۰.</ref>، چنانکه [[حضرت یحیی]] {{ع}} را از آفات و [[ترس]] هنگام ولادت، [[مرگ]] و [[بعث]]، ایمن دانسته است: {{متن قرآن|وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا}}<ref>«و بر او روزی که زاده شد و روزی که خواهد مرد و روزی که او را زنده برانگیزند درود باد» سوره مریم، آیه ۱۵.</ref>.<ref> شرح اسماء الله الحسنی، فخر رازی، ص۱۹۶.</ref> | ||
[[سلام]]، برپایه تعریف نخست و دوم در ردیف [[صفات سلبی]] و تنزیهی و براساس تعریف سوم، از [[صفات ثبوتی]] و بازگشت آن به [[قدرت]] بوده و با توجه به تعریف اخیر، [[کلام]] خداست.<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۱۳؛ القواعد و الفوائد، ص۲۶۵؛ شرح اصول کافی، ج۱۱، ص۱۱۰.</ref> شایان ذکر است بندهای که دلش از هرگونه [[حقد]]، [[کینه]]، [[حسد]] و [[شر]] و بدنش از هرگونه [[گناه]] و [[ناپاکی]] سالم باشد، [[شایسته]] نام [[سلام]] <ref> شرح اسماء الله الحسنی، غزالی، ص۵۸.</ref> و مصداق این [[آیه]] خواهد بود: {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref>«جز آن کس که دلی بیآلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۹.</ref>؛ همچنین بهره و نصیب او از اسم سلام در [[دنیا]]، سالم بودن [[دین]] وی از [[بدعتها]] و [[شبهات]]، [[سلامت]] و [[حاکمیت]] [[عقل]] وی بر [[شهوت]] و [[غضب]] و [[سلامت قلب]] او از توجه به غیر خداست <ref>شرح اسماء الله الحسنی، غزالی، ص۵۸؛ شرح اسماء الله الحسنی، فخر رازی، ص۱۹۸.</ref>.<ref>[[محمد ابراهیم زکی|زکی، محمد ابراهیم]]، [[سلام اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «سلام اسماء و صفات»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵، ص ۵۲۲- ۵۲۴</ref> | [[سلام]]، برپایه تعریف نخست و دوم در ردیف [[صفات سلبی]] و تنزیهی و براساس تعریف سوم، از [[صفات ثبوتی]] و بازگشت آن به [[قدرت]] بوده و با توجه به تعریف اخیر، [[کلام]] خداست.<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۱۳؛ القواعد و الفوائد، ص۲۶۵؛ شرح اصول کافی، ج۱۱، ص۱۱۰.</ref> شایان ذکر است بندهای که دلش از هرگونه [[حقد]]، [[کینه]]، [[حسد]] و [[شر]] و بدنش از هرگونه [[گناه]] و [[ناپاکی]] سالم باشد، [[شایسته]] نام [[سلام]] <ref> شرح اسماء الله الحسنی، غزالی، ص۵۸.</ref> و مصداق این [[آیه]] خواهد بود: {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref>«جز آن کس که دلی بیآلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۹.</ref>؛ همچنین بهره و نصیب او از اسم سلام در [[دنیا]]، سالم بودن [[دین]] وی از [[بدعتها]] و [[شبهات]]، [[سلامت]] و [[حاکمیت]] [[عقل]] وی بر [[شهوت]] و [[غضب]] و [[سلامت قلب]] او از توجه به غیر خداست <ref>شرح اسماء الله الحسنی، غزالی، ص۵۸؛ شرح اسماء الله الحسنی، فخر رازی، ص۱۹۸.</ref>.<ref>[[محمد ابراهیم زکی|زکی، محمد ابراهیم]]، [[سلام اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «سلام اسماء و صفات»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵، ص ۵۲۲- ۵۲۴</ref> | ||