جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[سیادت اسلام در قرآن]] - [[سیادت اسلام در حدیث]] - [[سیادت اسلام در فقه اسلامی]] - [[سیادت اسلام در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط = سیادت اسلام (پرسش)}} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[سیادت اسلام در قرآن]] - [[سیادت اسلام در حدیث]] - [[سیادت اسلام در فقه اسلامی]] - [[سیادت اسلام در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط = سیادت اسلام (پرسش)}} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
سیادت اسلام، به معنای [[سروری]]، [[مجد]] و [[شرف]] یافتن [[اسلام]] است. [[قرآن کریم]]، سیادت اسلام و [[مسلمین]] را اصلی غیر قابل خدشه تلقی و شرط تحقق آن را [[ایمان]] قرار داد<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}} «و سستی نورزید و اندوهگین مباشید که اگر مؤمن باشید شما برترید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۹.</ref>. این نوع از [[سیادت]]، به معنای [[نژادپرستی]] نیست؛ زیرا مراد از [[سیادت]] متعلق به [[عقیده]] و طرز [[فکر]] است، نه اشخاص و افراد [[ملت]] و [[جامعه]]. | سیادت اسلام، به معنای [[سروری]]، [[مجد]] و [[شرف]] یافتن [[اسلام]] است. [[قرآن کریم]]، سیادت اسلام و [[مسلمین]] را اصلی غیر قابل خدشه تلقی و شرط تحقق آن را [[ایمان]] قرار داد<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}} «و سستی نورزید و اندوهگین مباشید که اگر مؤمن باشید شما برترید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۹.</ref>. این نوع از [[سیادت]]، به معنای [[نژادپرستی]] نیست؛ زیرا مراد از [[سیادت]] متعلق به [[عقیده]] و طرز [[فکر]] است، نه اشخاص و افراد [[ملت]] و [[جامعه]]. | ||
از اینرو، [[سیادت]] اکتسابی است و هر [[فرد]]، [[اجتماع]]، گروه و نژادی از هر رنگ و سرزمینی میتواند این [[عزّت]] و [[سیادت]] را به دست آورد. سیادت اسلام را به طور مشخّص، میتوان در [[شعار]] آغازین [[مسلمانان]] {{متن حدیث|الإسلام يعلو و لا يعلى عليه}}<ref>وسایل الشیعه، ج۱۷، ص۴۷۶؛ من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۳۴؛ القواعد الفقهیه، ج۱، ص۱۵۹.</ref> و نیز از [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«فراپایگی تنها از آن خداوند و پیامبر او و مؤمنان است» سوره منافقون، آیه ۸؛ سوره توبه، آیه ۴۰.</ref> باز [[شناخت]]. به همین جهت، [[پذیرش]] [[سیادت]] و [[سلطه]] [[بیگانه]] در [[اسلام]] [[ممنوع]] شده است<ref>ر.ک: نفی سبیل.</ref>. سیادت اسلام، بایستی همواره در تعهدات بین المللی، رعایت و [[حفظ]] گردد<ref>تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۸۵، مسائل ۴ و ۵.</ref>، حتّی در تعهدات با ذمیان. طبق این اصل، عدهای از [[فقها]] بر ذمیان لازم شمردهاند تا از ساختن بناهای مرتفع نسبت به ساختمانهای [[همسایگان]] [[مسلمان]] خود، خودداری نمایند و نیز از ارتکاب علنی اعمالی که باعث [[هتک حرمت]] [[مسلمین]] میگردد [[امتناع]] ورزند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۶۹-۲۷۰ و ۲۷۵؛ کنز العمال، ج۲، ص۳۰۴، شماره ۶۳۵۶.</ref><ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۲۳.</ref>. | از اینرو، [[سیادت]] اکتسابی است و هر [[فرد]]، [[اجتماع]]، گروه و نژادی از هر رنگ و سرزمینی میتواند این [[عزّت]] و [[سیادت]] را به دست آورد. سیادت اسلام را به طور مشخّص، میتوان در [[شعار]] آغازین [[مسلمانان]] {{متن حدیث|الإسلام يعلو و لا يعلى عليه}}<ref>وسایل الشیعه، ج۱۷، ص۴۷۶؛ من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۳۴؛ القواعد الفقهیه، ج۱، ص۱۵۹.</ref> و نیز از [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«فراپایگی تنها از آن خداوند و پیامبر او و مؤمنان است» سوره منافقون، آیه ۸؛ سوره توبه، آیه ۴۰.</ref> باز [[شناخت]]. به همین جهت، [[پذیرش]] [[سیادت]] و [[سلطه]] [[بیگانه]] در [[اسلام]] [[ممنوع]] شده است<ref>ر. ک: نفی سبیل.</ref>. سیادت اسلام، بایستی همواره در تعهدات بین المللی، رعایت و [[حفظ]] گردد<ref>تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۸۵، مسائل ۴ و ۵.</ref>، حتّی در تعهدات با ذمیان. طبق این اصل، عدهای از [[فقها]] بر ذمیان لازم شمردهاند تا از ساختن بناهای مرتفع نسبت به ساختمانهای [[همسایگان]] [[مسلمان]] خود، خودداری نمایند و نیز از ارتکاب علنی اعمالی که باعث [[هتک حرمت]] [[مسلمین]] میگردد [[امتناع]] ورزند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۶۹-۲۷۰ و ۲۷۵؛ کنز العمال، ج۲، ص۳۰۴، شماره ۶۳۵۶.</ref><ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۲۳.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||