سیره سیاسی پیامبر خاتم: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۷: خط ۷:
}}
}}


'''سیره سیاسی پیامبر خاتم{{صل}}''' در مصادیقی تبلور دارد که برخی از آنها عبارت‌اند از: واجد بودن شرایط رهبری بودن آن حضرت، [[رهبری]]، [[مدیریت]] و [[مشورت]]؛ ظرفیت شنیدن [[انتقاد]] و تنفر از [[مداحی]] و [[چاپلوسی]] و داشتن [[نظم و انضباط]] و رعایت آن هم از سوی خود و هم از سوی [[یاران]].
'''سیره سیاسی پیامبر خاتم {{صل}}''' در مصادیقی تبلور دارد که برخی از آنها عبارت‌اند از: واجد بودن شرایط رهبری بودن آن حضرت، [[رهبری]]، [[مدیریت]] و [[مشورت]]؛ ظرفیت شنیدن [[انتقاد]] و تنفر از [[مداحی]] و [[چاپلوسی]] و داشتن [[نظم و انضباط]] و رعایت آن هم از سوی خود و هم از سوی [[یاران]].


==مقدمه==
== مقدمه ==
از مواردی که می‌توان به عنوان نمونه از سیره‌های [[سیاسی]] [[پیامبر خاتم]]{{صل}} نام برد موارد زیر است:
از مواردی که می‌توان به عنوان نمونه از سیره‌های [[سیاسی]] [[پیامبر خاتم]] {{صل}} نام برد موارد زیر است:
#'''واجد بودن شرایط [[رهبری]]:''' [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} تمام شرایط رهبری را در حد کمال داشت: [[حس]] تشخیص، [[قاطعیت]]، عدم تردید و دو دلی، [[شهامت]]، [[اقدام]] و [[بیم]] نداشتن از عواقب احتمالی، [[پیش‌بینی]] و [[دوراندیشی]]، [[تحمل]] انتقادها، [[شناخت]] افراد و توانایی‌های آنان و [[تفویض]] اختیارات در خور توانایی‌ها، [[نرمی]] در مسائل فردی و [[صلابت]] در مسائل اصولی، [[شخصیت]] دادن به [[پیروان]] و به حساب آوردن آنان و پرورش استعدادهای [[عقلی]] و [[عاطفی]] و عملی آنها، [[پرهیز]] از [[استبداد]] و میل به [[اطاعت کورکورانه]]، [[تواضع]] و [[فروتنی]]، [[سادگی]]، [[وقار]] و [[متانت]]، علاقه شدید به [[سازمان]] و [[تشکیلات]] برای شکل دادن و [[انتظام]] دادن به نیروهای [[انسانی]]. می‌گفت: "اگر سه نفر با هم [[مسافرت]] می‌کنید، یک نفرتان را به‌عنوان [[رئیس]] و [[فرمانده]] [[انتخاب]] کنید". در دستگاه خود در [[مدینه]] تشکیلات خاص ترتیب داد؛ از آن جمله جمعی [[دبیر]] به‌وجود آورد و هر دسته‌ای کار مخصوصی داشتند: برخی کاتب [[وحی]] بودند و [[قرآن]] را می‌نوشتند، برخی متصدی نامه‌های خصوصی بودند، برخی [[عقود]] و [[معاملات]] [[مردم]] را ثبت می‌کردند، برخی دفاتر [[صدقات]] و [[مالیات]] را می‌نوشتند، برخی [[مسئول]] عهدنامه‌ها و [[پیمان‌نامه‌ها]] بودند. در کتب [[تواریخ]] همه اینها ضبط شده است.
# '''واجد بودن شرایط [[رهبری]]:''' [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} تمام شرایط رهبری را در حد کمال داشت: [[حس]] تشخیص، [[قاطعیت]]، عدم تردید و دو دلی، [[شهامت]]، [[اقدام]] و [[بیم]] نداشتن از عواقب احتمالی، [[پیش‌بینی]] و [[دوراندیشی]]، [[تحمل]] انتقادها، [[شناخت]] افراد و توانایی‌های آنان و [[تفویض]] اختیارات در خور توانایی‌ها، [[نرمی]] در مسائل فردی و [[صلابت]] در مسائل اصولی، [[شخصیت]] دادن به [[پیروان]] و به حساب آوردن آنان و پرورش استعدادهای [[عقلی]] و [[عاطفی]] و عملی آنها، [[پرهیز]] از [[استبداد]] و میل به [[اطاعت کورکورانه]]، [[تواضع]] و [[فروتنی]]، [[سادگی]]، [[وقار]] و [[متانت]]، علاقه شدید به [[سازمان]] و [[تشکیلات]] برای شکل دادن و [[انتظام]] دادن به نیروهای [[انسانی]]. می‌گفت: "اگر سه نفر با هم [[مسافرت]] می‌کنید، یک نفرتان را به‌عنوان [[رئیس]] و [[فرمانده]] [[انتخاب]] کنید". در دستگاه خود در [[مدینه]] تشکیلات خاص ترتیب داد؛ از آن جمله جمعی [[دبیر]] به‌وجود آورد و هر دسته‌ای کار مخصوصی داشتند: برخی کاتب [[وحی]] بودند و [[قرآن]] را می‌نوشتند، برخی متصدی نامه‌های خصوصی بودند، برخی [[عقود]] و [[معاملات]] [[مردم]] را ثبت می‌کردند، برخی دفاتر [[صدقات]] و [[مالیات]] را می‌نوشتند، برخی [[مسئول]] عهدنامه‌ها و [[پیمان‌نامه‌ها]] بودند. در کتب [[تواریخ]] همه اینها ضبط شده است.
#'''[[رهبری]] و [[مدیریت]] و [[مشورت]]:''' با اینکه فرمانش میان [[اصحاب]] بی‌درنگ [[اجرا]] می‌شد و آنها مکرر می‌گفتند: چون به تو [[ایمان]] [[قاطع]] داریم، اگر [[فرمان]] دهی که خود را در دریا [[غرق]] کنیم و یا در [[آتش]] بیفکنیم می‌کنیم، او هرگز به روش مستبدان [[رفتار]] نمی‌کرد. در کارهایی که از طرف [[خدا]] دستور نرسیده بود، با اصحاب مشورت می‌کرد و نظر آنها را محترم می‌شمرد و از این راه به آنها شخصیت می‌داد. در [[بدر]] مسئله اقدام به [[جنگ]]، همچنین تعیین محل اردوگاه و نحوه رفتار با اسرای [[جنگی]] را به [[شور]] گذاشت. در [[احد]] نیز درباره اینکه [[شهر مدینه]] را اردوگاه قرار دهند و یا اردو را به خارج ببرند، به [[مشورت]] پرداخت. در جنگ‌های [[احزاب]] و [[تبوک]] نیز با [[اصحاب]] به [[شور]] پرداخت.
# '''[[رهبری]] و [[مدیریت]] و [[مشورت]]:''' با اینکه فرمانش میان [[اصحاب]] بی‌درنگ [[اجرا]] می‌شد و آنها مکرر می‌گفتند: چون به تو [[ایمان]] [[قاطع]] داریم، اگر [[فرمان]] دهی که خود را در دریا [[غرق]] کنیم و یا در [[آتش]] بیفکنیم می‌کنیم، او هرگز به روش مستبدان [[رفتار]] نمی‌کرد. در کارهایی که از طرف [[خدا]] دستور نرسیده بود، با اصحاب مشورت می‌کرد و نظر آنها را محترم می‌شمرد و از این راه به آنها شخصیت می‌داد. در [[بدر]] مسئله اقدام به [[جنگ]]، همچنین تعیین محل اردوگاه و نحوه رفتار با اسرای [[جنگی]] را به [[شور]] گذاشت. در [[احد]] نیز درباره اینکه [[شهر مدینه]] را اردوگاه قرار دهند و یا اردو را به خارج ببرند، به [[مشورت]] پرداخت. در جنگ‌های [[احزاب]] و [[تبوک]] نیز با [[اصحاب]] به [[شور]] پرداخت.
#'''ظرفیت شنیدن [[انتقاد]] و [[تنفر]] از [[مداحی]] و [[چاپلوسی]]:''' او گاهی با [[اعتراض]] برخی [[یاران]] مواجه می‌شد؛ اما بدون آنکه [[درشتی]] کند نظرشان را به آنچه خود [[تصمیم]] گرفته بود، جلب و موافق می‌کرد. از شنیدن مداحی و چاپلوسی بیزار بود، می‌گفت: «به چهره مداحان و چاپلوسان [[خاک]] بپاشید. محکم‌کاری را [[دوست]] داشت. مایل بود کاری که انجام می‌دهد متقن و محکم باشد تا آنجا که وقتی [[یار]] مخلصش [[سعد بن معاذ]] از [[دنیا]] رفت و او را در [[قبر]] نهادند، او با دست خویش سنگ‌ها و خشت‌های او را جابه‌جا و محکم کرد و آن‌گاه گفت: من می‌دانم که طولی نمی‌کشد همه اینها خراب می‌شود، اما [[خداوند]] دوست می‌دارد که هرگاه بنده‌ای کاری انجام می‌دهد آن را محکم و متقن انجام دهد<ref>محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۲، ص۱۰۷.</ref>.
# '''ظرفیت شنیدن [[انتقاد]] و [[تنفر]] از [[مداحی]] و [[چاپلوسی]]:''' او گاهی با [[اعتراض]] برخی [[یاران]] مواجه می‌شد؛ اما بدون آنکه [[درشتی]] کند نظرشان را به آنچه خود [[تصمیم]] گرفته بود، جلب و موافق می‌کرد. از شنیدن مداحی و چاپلوسی بیزار بود، می‌گفت: «به چهره مداحان و چاپلوسان [[خاک]] بپاشید. محکم‌کاری را [[دوست]] داشت. مایل بود کاری که انجام می‌دهد متقن و محکم باشد تا آنجا که وقتی [[یار]] مخلصش [[سعد بن معاذ]] از [[دنیا]] رفت و او را در [[قبر]] نهادند، او با دست خویش سنگ‌ها و خشت‌های او را جابه‌جا و محکم کرد و آن‌گاه گفت: من می‌دانم که طولی نمی‌کشد همه اینها خراب می‌شود، اما [[خداوند]] دوست می‌دارد که هرگاه بنده‌ای کاری انجام می‌دهد آن را محکم و متقن انجام دهد<ref>محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۲، ص۱۰۷.</ref>.
#'''[[نظم و انضباط]]:''' نظم و انضباط بر کارهایش حکم‌فرما بود. اوقات خویش را تقسیم می‌کرد و به این عمل توصیه می‌کرد. اصحابش تحت تأثیر [[نفوذ]] او دقیقاً [[انضباط]] را رعایت می‌کردند. برخی [[تصمیمات]] را لازم می‌شمرد آشکار نکند و نمی‌کرد، مبادا که [[دشمن]] از آن [[آگاه]] شود. یارانش تصمیماتش را بدون چون و چرا به کار می‌بستند؛ مثلاً [[فرمان]] می‌داد آماده باشید، فردا حرکت کنیم؛ همه به طرفی که او فرمان می‌داد همراهش روانه می‌شدند، بدون آنکه از مقصد نهایی آگاه باشند و در لحظات آخر آگاه می‌شدند. گاه به عده‌ای دستور می‌داد به طرفی حرکت کنند و نامه‌ای به [[فرمانده]] آنها می‌داد و می‌گفت: بعد از چند [[روز]] که به فلان نقطه رسیدی [[نامه]] را باز کن و دستور را [[اجرا]] کن. آنها چنین می‌کردند و پیش از رسیدن به آن نقطه نمی‌دانستند مقصد نهایی کجاست و برای چه مأموریتی می‌روند؛ بدین ترتیب دشمن و جاسوس‌های دشمن را بی‌خبر می‌گذاشت و احیاناً آنها را غافلگیر می‌کرد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، [[وحی و نبوت ۲(کتاب)|وحی و نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۲، صص ۲۵۹ و ۲۶۰.</ref>.<ref>[[محمد باقر پورامینی|پورامینی، محمد باقر]]، [[پیامبر اسلام (کتاب)|پیامبر اسلام؛ چلچراغ حکمت]]، صفحه ۴۵ تا ۷۳.</ref>
# '''[[نظم و انضباط]]:''' نظم و انضباط بر کارهایش حکم‌فرما بود. اوقات خویش را تقسیم می‌کرد و به این عمل توصیه می‌کرد. اصحابش تحت تأثیر [[نفوذ]] او دقیقاً [[انضباط]] را رعایت می‌کردند. برخی [[تصمیمات]] را لازم می‌شمرد آشکار نکند و نمی‌کرد، مبادا که [[دشمن]] از آن [[آگاه]] شود. یارانش تصمیماتش را بدون چون و چرا به کار می‌بستند؛ مثلاً [[فرمان]] می‌داد آماده باشید، فردا حرکت کنیم؛ همه به طرفی که او فرمان می‌داد همراهش روانه می‌شدند، بدون آنکه از مقصد نهایی آگاه باشند و در لحظات آخر آگاه می‌شدند. گاه به عده‌ای دستور می‌داد به طرفی حرکت کنند و نامه‌ای به [[فرمانده]] آنها می‌داد و می‌گفت: بعد از چند [[روز]] که به فلان نقطه رسیدی [[نامه]] را باز کن و دستور را [[اجرا]] کن. آنها چنین می‌کردند و پیش از رسیدن به آن نقطه نمی‌دانستند مقصد نهایی کجاست و برای چه مأموریتی می‌روند؛ بدین ترتیب دشمن و جاسوس‌های دشمن را بی‌خبر می‌گذاشت و احیاناً آنها را غافلگیر می‌کرد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، [[وحی و نبوت ۲(کتاب)|وحی و نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۲، صص ۲۵۹ و ۲۶۰.</ref>.<ref>[[محمد باقر پورامینی|پورامینی، محمد باقر]]، [[پیامبر اسلام (کتاب)|پیامبر اسلام؛ چلچراغ حکمت]]، صفحه ۴۵ تا ۷۳.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش