جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
بنای اولیه در [[اسلام]] بر [[صلح]] و [[پرهیز]] از [[جنگ]] و پرهیز از [[تعصب جاهلی]] در برخورد با [[مخالفان]] است. بر این امر در [[آیه]] ذیل تأکید شده است: {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمهای که میان ما و شما برابر است همداستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم» سوره آل عمران، آیه ۶۴.</ref>.<ref>[[نجف لکزایی|لکزایی، نجف]]، [[اصول رهیافت امنیتی پیامبر در قرآن کریم (مقاله)|مقاله «اصول رهیافت امنیتی پیامبر در قرآن کریم»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۱۵۱.</ref> | بنای اولیه در [[اسلام]] بر [[صلح]] و [[پرهیز]] از [[جنگ]] و پرهیز از [[تعصب جاهلی]] در برخورد با [[مخالفان]] است. بر این امر در [[آیه]] ذیل تأکید شده است: {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمهای که میان ما و شما برابر است همداستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم» سوره آل عمران، آیه ۶۴.</ref>.<ref>[[نجف لکزایی|لکزایی، نجف]]، [[اصول رهیافت امنیتی پیامبر در قرآن کریم (مقاله)|مقاله «اصول رهیافت امنیتی پیامبر در قرآن کریم»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۱۵۱.</ref> | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
#{{متن قرآن|وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«و (این) اعلامی از سوی خداوند و پیامبر او در روز حجّ اکبر به مردم است که خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند» سوره توبه، آیه ۳.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۵۷.</ref>. | #{{متن قرآن|وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«و (این) اعلامی از سوی خداوند و پیامبر او در روز حجّ اکبر به مردم است که خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند» سوره توبه، آیه ۳.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۵۷.</ref>. | ||
==آیه صلح== | == آیه صلح == | ||
از آنجا که در [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم میکند جنگ کنید تا به فرمان خداوند باز گردد و چون بازگشت، میان آن دو با دادگری آشتی دهید و دادگری ورزید که خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره حجرات، آیه ۹.</ref> [[صلح]]، [[مشروع]] و یا لازم دانسته شده به آن "آیه صلح" گفته میشود. | از آنجا که در [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم میکند جنگ کنید تا به فرمان خداوند باز گردد و چون بازگشت، میان آن دو با دادگری آشتی دهید و دادگری ورزید که خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره حجرات، آیه ۹.</ref> [[صلح]]، [[مشروع]] و یا لازم دانسته شده به آن "آیه صلح" گفته میشود. | ||
[[طبرسی]] به نقل از [[سعید بن جبیر]] در [[شأن نزول]] این آیه مینویسد: این آیه درباره [[طایفه]] [[اوس و خزرج]] نازل شده است که میان آنان [[جنگی]] با لیف خرما و نعلین اتفاق افتاده بود. بعضی هم گفتهاند این آیه در مورد [[عبدالله بن ابی بن سلول]] از [[طایفه خزرج]] و [[عبدالله بن رواحه]] از طایفه [[اوس]] نازل گردیده و علتش هم این بوده که [[حضرت رسول]]{{صل}} مقابل [[عبدالله بن ابی]] میایستد، الاغ سواری [[حضرت]]، پهن میاندازد، عبدالله دماغ خودش را میگیرد و به حضرت میگوید از جلو من دور شو. عبدالله بن رواحه به او میگوید: بوی الاغ [[رسول خدا]]{{صل}} از تو و پدرت بهتر است، [[دودمان]] عبدالله بن ابی ناراحت شده، عبدالله بن رواحه نیز از قومش کمک خواست و بین آنان با آهن و دست و نعلین زد و خور در گرفت. پس این آیه نازل شد<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۱۹۹.</ref>. | [[طبرسی]] به نقل از [[سعید بن جبیر]] در [[شأن نزول]] این آیه مینویسد: این آیه درباره [[طایفه]] [[اوس و خزرج]] نازل شده است که میان آنان [[جنگی]] با لیف خرما و نعلین اتفاق افتاده بود. بعضی هم گفتهاند این آیه در مورد [[عبدالله بن ابی بن سلول]] از [[طایفه خزرج]] و [[عبدالله بن رواحه]] از طایفه [[اوس]] نازل گردیده و علتش هم این بوده که [[حضرت رسول]] {{صل}} مقابل [[عبدالله بن ابی]] میایستد، الاغ سواری [[حضرت]]، پهن میاندازد، عبدالله دماغ خودش را میگیرد و به حضرت میگوید از جلو من دور شو. عبدالله بن رواحه به او میگوید: بوی الاغ [[رسول خدا]] {{صل}} از تو و پدرت بهتر است، [[دودمان]] عبدالله بن ابی ناراحت شده، عبدالله بن رواحه نیز از قومش کمک خواست و بین آنان با آهن و دست و نعلین زد و خور در گرفت. پس این آیه نازل شد<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۱۹۹.</ref>. | ||
"صلح" از ریشه "ص ل ح" در لغت به معنی [[شایسته]] [[ضد]] [[فساد]]، سازش و از بین بردن [[نفرت]] بین [[مردم]] آمده است<ref>العین، ج۳، ص۱۱۷؛ معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۳۰۳؛ مفردات، ص۴۸۹؛ قاموس قرآن، ج۱، ص۲۳۹.</ref>. در التحقیق برای آن فقط یک معنی دانسته ذکر کرده که آن، [[شایسته]] و [[ضد]] [[فساد]] است خواه آن در ذات یا رای یا عمل باشد و بیشتر در [[صلاح]] عمل استعمال میشود<ref>التحقیق، ج۶، ص۲۶۵.</ref>. [[صلح]]، اسم مصدر و به معنی [[مصالحه]] و [[سازش]] است و بر خلاف آن [[مخاصمه]] است و [[حقیقت]] آن [[عقد]] و قراردادی است که به سبب آن [[نزاع]] بین دو طرف مرتفع میشود و به سبب آن با [[رضایت]] دو طرف، سازش و توافق بین آنها برقرار میگردد <ref>معجم المصطلحات و الالفاظ الفقهیه، ج۲، ص۳۸۸.</ref>. | "صلح" از ریشه "ص ل ح" در لغت به معنی [[شایسته]] [[ضد]] [[فساد]]، سازش و از بین بردن [[نفرت]] بین [[مردم]] آمده است<ref>العین، ج۳، ص۱۱۷؛ معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۳۰۳؛ مفردات، ص۴۸۹؛ قاموس قرآن، ج۱، ص۲۳۹.</ref>. در التحقیق برای آن فقط یک معنی دانسته ذکر کرده که آن، [[شایسته]] و [[ضد]] [[فساد]] است خواه آن در ذات یا رای یا عمل باشد و بیشتر در [[صلاح]] عمل استعمال میشود<ref>التحقیق، ج۶، ص۲۶۵.</ref>. [[صلح]]، اسم مصدر و به معنی [[مصالحه]] و [[سازش]] است و بر خلاف آن [[مخاصمه]] است و [[حقیقت]] آن [[عقد]] و قراردادی است که به سبب آن [[نزاع]] بین دو طرف مرتفع میشود و به سبب آن با [[رضایت]] دو طرف، سازش و توافق بین آنها برقرار میگردد <ref>معجم المصطلحات و الالفاظ الفقهیه، ج۲، ص۳۸۸.</ref>. | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
در [[تفسیر نمونه]] نیز آمده است: متأسفانه در [[فقه]]، بحثی پیرامون احکام این گروه نیافتیم، ولی آنچه از آیه فوق به ضمیمه قرائن دیگر مخصوصاً اشاراتی که در ابواب [[امر به معروف و نهی از منکر]] آمده است میتوان استفاده کرد احکام زیر است: | در [[تفسیر نمونه]] نیز آمده است: متأسفانه در [[فقه]]، بحثی پیرامون احکام این گروه نیافتیم، ولی آنچه از آیه فوق به ضمیمه قرائن دیگر مخصوصاً اشاراتی که در ابواب [[امر به معروف و نهی از منکر]] آمده است میتوان استفاده کرد احکام زیر است: | ||
# [[اصلاح]] در میان گروههای [[متخاصم]] [[مسلمین]] یک امر [[واجب کفایی]] است؛ | # [[اصلاح]] در میان گروههای [[متخاصم]] [[مسلمین]] یک امر [[واجب کفایی]] است؛ | ||
#برای تحقق این امر باید نخست از مراحل [[پایینتر]] و سادهتر شروع کرد و چنانچه مفید واقع نشود [[مبارزه مسلحانه]] و [[جنگ]] و [[قتال]] نیز جائز بلکه لازم است؛ | # برای تحقق این امر باید نخست از مراحل [[پایینتر]] و سادهتر شروع کرد و چنانچه مفید واقع نشود [[مبارزه مسلحانه]] و [[جنگ]] و [[قتال]] نیز جائز بلکه لازم است؛ | ||
#خونهای [[باغیان]] و [[متجاوزان]] که در این [[راه]] ریخته میشود و اموالی از آنها که از بین میرود هدر است؛ زیرا به [[حکم شرع]] و [[انجام وظیفه]] [[واجب]] واقع شده است و اصل در اینگونه موارد عدم ضمان است؛ | # خونهای [[باغیان]] و [[متجاوزان]] که در این [[راه]] ریخته میشود و اموالی از آنها که از بین میرود هدر است؛ زیرا به [[حکم شرع]] و [[انجام وظیفه]] [[واجب]] واقع شده است و اصل در اینگونه موارد عدم ضمان است؛ | ||
#در مراحل اصلاح از طریق [[گفتگو]] اجازه [[حاکم شرع]] لازم نیست، اما در مرحله [[شدت عمل]]، مخصوصاً آنجا که منتهی به [[خونریزی]] میشود بدون اجازه [[حکومت اسلامی]] و حاکم شرع جائز نیست، مگر در مواردی که دسترسی به هیچ وجه ممکن نباشد که در اینجا [[عدول]] [[مؤمنین]] و افراد [[آگاه]] [[تصمیمگیری]] میکنند؛ | # در مراحل اصلاح از طریق [[گفتگو]] اجازه [[حاکم شرع]] لازم نیست، اما در مرحله [[شدت عمل]]، مخصوصاً آنجا که منتهی به [[خونریزی]] میشود بدون اجازه [[حکومت اسلامی]] و حاکم شرع جائز نیست، مگر در مواردی که دسترسی به هیچ وجه ممکن نباشد که در اینجا [[عدول]] [[مؤمنین]] و افراد [[آگاه]] [[تصمیمگیری]] میکنند؛ | ||
#در صورتی که [[طایفه]] [[باغی]] و [[ظالم]]، خونی از گروه [[مصلح]] بریزد و یا اموالی را از بین ببرد به [[حکم شرع]] ضامن است و در صورت وقوع [[قتل عمد]]، [[حکم]] [[قصاص]] جاری است و همچنین در مورد خونهایی که از [[طایفه]] [[مظلوم]] ریخته شده و اموالی که تلف گردیده [[حکم]] ضمان و قصاص [[ثابت]] است و اینکه از کلمات بعضی استفاده میشود که بعد از وقوع [[صلح]]، طایفه [[باغی]] و ظالم در برابر [[خونها]] و اموالی که به هدر رفته مسئولیتی ندارند (با این [[استدلال]] که در [[آیه]] مورد بحث به آن اشاره نشده) درست نیست؛ زیرا آیه در صدد بیان همه مطالب، در این باره نمیباشد، بلکه [[مرجع]] در این گونه امور سایر اصول و قواعدی است که در ابواب قصاص و اتلاف آمده است؛ | # در صورتی که [[طایفه]] [[باغی]] و [[ظالم]]، خونی از گروه [[مصلح]] بریزد و یا اموالی را از بین ببرد به [[حکم شرع]] ضامن است و در صورت وقوع [[قتل عمد]]، [[حکم]] [[قصاص]] جاری است و همچنین در مورد خونهایی که از [[طایفه]] [[مظلوم]] ریخته شده و اموالی که تلف گردیده [[حکم]] ضمان و قصاص [[ثابت]] است و اینکه از کلمات بعضی استفاده میشود که بعد از وقوع [[صلح]]، طایفه [[باغی]] و ظالم در برابر [[خونها]] و اموالی که به هدر رفته مسئولیتی ندارند (با این [[استدلال]] که در [[آیه]] مورد بحث به آن اشاره نشده) درست نیست؛ زیرا آیه در صدد بیان همه مطالب، در این باره نمیباشد، بلکه [[مرجع]] در این گونه امور سایر اصول و قواعدی است که در ابواب قصاص و اتلاف آمده است؛ | ||
#چون [[هدف]] از این [[پیکار]] وادار کردن طایفه ظالم به قبول [[حق]] است، بنابراین، در آن مسئله [[اسیران]] [[جنگی]] و [[غنائم]]، مطرح نخواهد بود، زیرا فرض این است که هر دو گروه مسلمانند. البته [[اسیر]] کردن موقت برای خاموش ساختن [[آتش]] [[نزاع]] مانعی ندارد، اما پس از صلح بلافاصله اسیران باید [[آزاد]] شوند؛ | # چون [[هدف]] از این [[پیکار]] وادار کردن طایفه ظالم به قبول [[حق]] است، بنابراین، در آن مسئله [[اسیران]] [[جنگی]] و [[غنائم]]، مطرح نخواهد بود، زیرا فرض این است که هر دو گروه مسلمانند. البته [[اسیر]] کردن موقت برای خاموش ساختن [[آتش]] [[نزاع]] مانعی ندارد، اما پس از صلح بلافاصله اسیران باید [[آزاد]] شوند؛ | ||
#گاه میشود که هر دو طرف نزاع باغی و ستمگرند، به این معنا که اینها گروهی از [[قبیله]] دیگر را کشته و اموالی را بردهاند و آنها نیز همین کار را در مورد قبیله اول انجام دادهاند، بیآنکه به مقدار لازم برای [[دفاع]] [[قناعت]] کنند، خواه هر دو به یک مقدار [[بغی]] و [[ستم]] کنند یا یکی بیشتر و دیگری کمتر. البته حکم این مورد در [[قرآن مجید]] با [[صراحت]] نیامده، ولی حکم آن را میتوان از طریق الغاء خصوصیت از آیه مورد بحث دریافت. آیه دلالت دارد: [[وظیفه]] [[مسلمین]] این است که هر دو را صلح دهند و اگر تن به صلح ندادند با هر دو پیکار کنند تا به [[فرمان الهی]] گردن نهند و احکامی که در بالا درباره باغی و [[متجاوز]] گفته شد در مورد هر دو جاری است<ref> تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۱۷۱.</ref>. | # گاه میشود که هر دو طرف نزاع باغی و ستمگرند، به این معنا که اینها گروهی از [[قبیله]] دیگر را کشته و اموالی را بردهاند و آنها نیز همین کار را در مورد قبیله اول انجام دادهاند، بیآنکه به مقدار لازم برای [[دفاع]] [[قناعت]] کنند، خواه هر دو به یک مقدار [[بغی]] و [[ستم]] کنند یا یکی بیشتر و دیگری کمتر. البته حکم این مورد در [[قرآن مجید]] با [[صراحت]] نیامده، ولی حکم آن را میتوان از طریق الغاء خصوصیت از آیه مورد بحث دریافت. آیه دلالت دارد: [[وظیفه]] [[مسلمین]] این است که هر دو را صلح دهند و اگر تن به صلح ندادند با هر دو پیکار کنند تا به [[فرمان الهی]] گردن نهند و احکامی که در بالا درباره باغی و [[متجاوز]] گفته شد در مورد هر دو جاری است<ref> تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۱۷۱.</ref>. | ||
با توجه به آنچه گذشت این [[آیه]] دلالت دارد بر این که [[صلح]] و [[آشتی]] دادن بین [[مؤمنان]] [[واجب کفایی]] است و [[مسلمانان]] در فرض [[قتال]] نیز از عنوان [[برادر]] بودن خارج نشدهاند و ایجاد [[ارتباط]] [[برادری]] و آشتی بین آنان لازم است.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه صلح (مقاله)|مقاله «آیه صلح»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]</ref> | با توجه به آنچه گذشت این [[آیه]] دلالت دارد بر این که [[صلح]] و [[آشتی]] دادن بین [[مؤمنان]] [[واجب کفایی]] است و [[مسلمانان]] در فرض [[قتال]] نیز از عنوان [[برادر]] بودن خارج نشدهاند و ایجاد [[ارتباط]] [[برادری]] و آشتی بین آنان لازم است.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه صلح (مقاله)|مقاله «آیه صلح»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]</ref> | ||