بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
==وحی قرآنی و وحی بیانی در کلمات مفسران بزرگ== | ==وحی قرآنی و وحی بیانی در کلمات مفسران بزرگ== | ||
شیخ طوسی فرموده است {{عربی|اندازه=155%|"خص هذه الأشیاء بنص القرآن و ما عداه بوحی غیرالقرآن"}}<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج ۴ ص ۳۲۸</ref> و منظور او از اشیا احکام است. مرحوم [[طبرسی]] نیز مینویسد {{عربی|اندازه=155%|اما بنّص القرآن و اما بوحی غیرالقرآن}}<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی، بیروت، دار احیاء التراث العربی ج۴ ص ۳۷۸</ref> ابوالفتوح رازی نیز مینویسد: بعضی دیگر گفتند: این چیزها به نص قرآن حرام است و آنچه جز این است، به وحیی که غیر قرآن است.<ref>رازی، ابوالفتوح، روح الجنان و روض الجنان، تصحیح محمد حسن شعرانی، ج۵ ص۸۰</ref> فخر رازی نیز میگوید {{عربی|اندازه=155%|سواء کان ذلک الوحی قراناً أو غیره}}<ref>رازی، فخرالدین محمد، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج ۵ ص ۱۷۰</ref> بیضاوی نیز در تفسیر ابتدای سوره اعراف گوید آیه شریفه: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ}}﴾}}<ref>اعراف، آیه ۳</ref> علاوه بر قرآن، شامل سنت نیز میشود؛ زیرا خود قرآن فرموده است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى}}﴾}}<ref>سوره نجم، آیه ۳</ref><ref>بیضاوی، عبداالله بن عمر، انوار التنزیل و اسرار التأویل، مصر، مکتبۀ مصطفی الحلبی ج۱ ص ۳۴۱</ref> وی در این عبارت، اصطلاح وحی بیانی را به کار نبرده است؛ اما صریحاً سنت را جزء وحی و "ما انزل االله" دانسته است. قرطبی نیز ذیل تفسیر همان آیه، سنت را جزء "ما انزل االله" دانسته و به آیه شریفه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ}}﴾}}<ref>سوره حشر آیه ۷</ref> استشهاد نموده است.<ref>قرطبی، محمد بن احمد، الجامع الاحکام القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج۷ ص ۱۶۱</ref> (...) آنچه ذکر شد نمونه اندکی از کلمات مفسران بود که همگی شهادت میدهند مفسران بزرگ شیعه و اهل سنت، تقسیم وحی به وحی قرآنی و وحی بیانی را پذیرفتهاند | شیخ طوسی فرموده است {{عربی|اندازه=155%|"خص هذه الأشیاء بنص القرآن و ما عداه بوحی غیرالقرآن"}}<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج ۴ ص ۳۲۸</ref> و منظور او از اشیا احکام است. مرحوم [[طبرسی]] نیز مینویسد {{عربی|اندازه=155%|اما بنّص القرآن و اما بوحی غیرالقرآن}}<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی، بیروت، دار احیاء التراث العربی ج۴ ص ۳۷۸</ref> ابوالفتوح رازی نیز مینویسد: بعضی دیگر گفتند: این چیزها به نص قرآن حرام است و آنچه جز این است، به وحیی که غیر قرآن است.<ref>رازی، ابوالفتوح، روح الجنان و روض الجنان، تصحیح محمد حسن شعرانی، ج۵ ص۸۰</ref> فخر رازی نیز میگوید {{عربی|اندازه=155%|سواء کان ذلک الوحی قراناً أو غیره}}<ref>رازی، فخرالدین محمد، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج ۵ ص ۱۷۰</ref> بیضاوی نیز در تفسیر ابتدای سوره اعراف گوید آیه شریفه: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ}}﴾}}<ref>اعراف، آیه ۳</ref> علاوه بر قرآن، شامل سنت نیز میشود؛ زیرا خود قرآن فرموده است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى}}﴾}}<ref>سوره نجم، آیه ۳</ref><ref>بیضاوی، عبداالله بن عمر، انوار التنزیل و اسرار التأویل، مصر، مکتبۀ مصطفی الحلبی ج۱ ص ۳۴۱</ref> وی در این عبارت، اصطلاح وحی بیانی را به کار نبرده است؛ اما صریحاً سنت را جزء وحی و "ما انزل االله" دانسته است. قرطبی نیز ذیل تفسیر همان آیه، سنت را جزء "ما انزل االله" دانسته و به آیه شریفه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ}}﴾}}<ref>سوره حشر آیه ۷</ref> استشهاد نموده است.<ref>قرطبی، محمد بن احمد، الجامع الاحکام القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج۷ ص ۱۶۱</ref> (...) آنچه ذکر شد نمونه اندکی از کلمات مفسران بود که همگی شهادت میدهند مفسران بزرگ شیعه و اهل سنت، تقسیم وحی به وحی قرآنی و وحی بیانی را پذیرفتهاند.<ref>[[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[وحی قرآنی و وحی بیانی (مقاله)|وحی قرآنی و وحی بیانی]] صفحه ۵۰ تا ۶۰.</ref> | ||
==اثبات وحی بیانی== | ==اثبات وحی بیانی== | ||
ما در اینجا نمیخواهیم [[عصمت]] و [[سنت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} در گفتار و احادیث وی را اثبات کنیم و به عبارت دیگر، بحث در حجیت قول و سنت پیامبر نیست؛ زیرا این لازمه ایمان است و در جای خود بحث میشود. مهم این است که آیا میتوان سخنان پیامبر {{صل}} را علاوه بر حجیت آنها، وحی شمرد یا خیر؟ اگر وحی بودن آنها ثابت شود، تقسیم وحی به قرآنی و بیانی صحیح خواهد بود. ادلهای که این مدعا را اثبات میکنند دوگونهاند؛ نقلی و عقلی: | ما در اینجا نمیخواهیم [[عصمت]] و [[سنت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} در گفتار و احادیث وی را اثبات کنیم و به عبارت دیگر، بحث در حجیت قول و سنت پیامبر نیست؛ زیرا این لازمه ایمان است و در جای خود بحث میشود. مهم این است که آیا میتوان سخنان پیامبر {{صل}} را علاوه بر حجیت آنها، وحی شمرد یا خیر؟ اگر وحی بودن آنها ثابت شود، تقسیم وحی به قرآنی و بیانی صحیح خواهد بود. ادلهای که این مدعا را اثبات میکنند دوگونهاند؛ نقلی و عقلی: | ||
#'''ادله نقلی''': به مدد برخی از آیات و روایات میتوان وحی بیانی را اثبات نمود؛ مثل {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}﴾}}<ref>سوره نحل، آیه ۴۴</ref> و آیه دیگر که شبیه همین آیه است :{{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ}}﴾}}<ref>نحل،آیه ۶۴</ref> و نیز : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى}}﴾}}<ref>نجم، آیه ۳و۴</ref> ضمیر هو در این آیه شریفه به قرآن برنمیگردد؛ بلکه به منطوق و گفتههای پیامبر {{صل}} رجوع میکند. این آیات به خوبی دلالت میکنند که گفتههای پیامبر وحی است و آن حضرت در بیان وحی، متأثر از امور نفسانی نبوده و سخنان او از طرف خداوند بوده است. در برخی از روایات نیز آمده است که {{عربی|اندازه=155%|قد أوتیت الکتاب و مثلَه معه}}<ref>قرطبی، محمد بن احمد، الجامع الاحکام القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج۷ ص ۳۷</ref> و منظور آن است که قرآن و همانند آن به ایشان عطا شده است . بنابراین نه تنها لازم است به تمام کلمات پیامبر{{صل}} تمسک نمود؛ بلکه باید کلمات آن حضرت را وحی الهی دانست که به ایشان القا شده است.<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه ج۱۲ ص ۲۶۱</ref> | #'''ادله نقلی''': به مدد برخی از آیات و روایات میتوان وحی بیانی را اثبات نمود؛ مثل {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}﴾}}<ref>سوره نحل، آیه ۴۴</ref> و آیه دیگر که شبیه همین آیه است :{{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ}}﴾}}<ref>نحل،آیه ۶۴</ref> و نیز : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى}}﴾}}<ref>نجم، آیه ۳و۴</ref> ضمیر هو در این آیه شریفه به قرآن برنمیگردد؛ بلکه به منطوق و گفتههای پیامبر {{صل}} رجوع میکند. این آیات به خوبی دلالت میکنند که گفتههای پیامبر وحی است و آن حضرت در بیان وحی، متأثر از امور نفسانی نبوده و سخنان او از طرف خداوند بوده است. در برخی از روایات نیز آمده است که {{عربی|اندازه=155%|قد أوتیت الکتاب و مثلَه معه}}<ref>قرطبی، محمد بن احمد، الجامع الاحکام القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج۷ ص ۳۷</ref> و منظور آن است که قرآن و همانند آن به ایشان عطا شده است . بنابراین نه تنها لازم است به تمام کلمات پیامبر{{صل}} تمسک نمود؛ بلکه باید کلمات آن حضرت را وحی الهی دانست که به ایشان القا شده است.<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه ج۱۲ ص ۲۶۱</ref> | ||
#'''ادله عقلی''': برهان لطف اثبات میکند که فراهم آوردن هر آنچه در قبول، میل و نزدیک شدن مردم به اطاعت و دور شدن آنان از معصیت دخیل باشد، بر خداوند متعال لازم است؛ مگر آنکه چیزي عقلاً محال باشد. بنابراین اگر [[عصمت]] پیامبر و نیز وحی بودن کلمات آن حضرت محال عقلی نبوده، از نظر عقلی ممکن باشد، لازم است خداوند آن را انجام دهد @طالقانی، نظر علی،کاشف الاسرار، به کوشش مهدي طیب، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رساپ جلد۱ ص ۱۱۱؛ [[محمد هادی معرفت|معرفت، محمدهادی]] خلاصه التمهید، ج۱ صفحه ۳۲& اینکه در برخی از روایات آمده است آن حضرت گاهی سخنی میگوید که ازطرف خود او بوده و چه بسا اشتباه میکرده است و گاهی میگوید: شما مسایل دنیوي را بهتر از من میدانید!@هیثمی، نورالدین علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت، دارالکتاب العربی جلد ۱ ص ۱۷۹& به هیچ وجه پذیرفتنی نیست؛ زیرا گذشته از آنکه این روایات با سند ضعیف و افراد کذابی چون مجالدبن سعید نقل شده و در هیچ منبع شیعی نیامدهاند، ازجهت متن نیز قابل نقد هستند؛ زیرا هر شخصی که در محیط عربستان متولد و بزرگ شده باشد، میداند روایاتی که میگوید: درخت خرما تلقیح نمیخواهد، قابل پذیرش نیست؛ علاوه بر آنکه استدلال عقلی برخلاف آن است.<ref>[[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[وحی قرآنی و وحی بیانی (مقاله)|وحی قرآنی و وحی بیانی]] صفحه ۵۰ تا ۶۰.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||