علی در نگاه دیگران: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
شخصیت‌های مؤثر و برجسته تاریخ دو گروه هستند: گروهی در مقطع خاصی از تاریخ منشأ اثرات مهمی شده‌اند و گروهی دیگر شخصیتی پابرجا و تأثیری ابدی دارند که بزرگان هر دوره‌ای را به تحسین واداشته‌اند. [[امام علی|علی]] {{ع}} از شاخص‌ترین چهره‌های گروه دوم است که دوست و دشمن، مسلمان و غیرمسلمان، فیلسوف و مورخ نتوانسته‌اند از ذکر [[فضایل]] او چشم‌پوشی کنند. خوب است کتاب تاریخ را از زمان علی {{ع}} تاکنون ورق بزنیم تا نظر برخی شخصیت‌ها را درباره ایشان بدانیم.
شخصیت‌های مؤثر و برجسته تاریخ دو گروه هستند: گروهی در مقطع خاصی از تاریخ منشأ اثرات مهمی شده‌اند و گروهی دیگر شخصیتی پابرجا و تأثیری ابدی دارند که بزرگان هر دوره‌ای را به تحسین واداشته‌اند. [[امام علی|علی]] {{ع}} از شاخص‌ترین چهره‌های گروه دوم است که دوست و دشمن، مسلمان و غیرمسلمان، فیلسوف و مورخ نتوانسته‌اند از ذکر [[فضایل]] او چشم‌پوشی کنند. خوب است کتاب تاریخ را از زمان علی {{ع}} تاکنون ورق بزنیم تا نظر برخی شخصیت‌ها را درباره ایشان بدانیم.


==از دیدگاه مسلمانان==
== از دیدگاه مسلمانان ==
* '''[[معاویه]]:''' روزی یکی از یاران [[امام علی|علی]] {{ع}} به نام [[عدی بن حاتم]] در برابر ملامت‌های [[معاویه]] به [[شهادت]] فرزندانش در رکاب [[امام علی|علی]] {{ع}}، شروع به مدح آن حضرت نمود. او آن‌چنان [[امام علی|علی]] {{ع}} را وصف کرد که دل سنگ معاویه تحت تأثیر قرار گرفت، به گونه‌ای که با آستین اشک‌های صورتش را پاک می‌کرد و می‌گفت: دنیا عقیم است که مانند على بزاید.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[اسلام و نیازهای زمان (کتاب)|اسلام و نیازهای زمان]]، مجموعه آثار، ج ۲۱، ص ۱۹۹.</ref>
* '''[[معاویه]]:''' روزی یکی از یاران [[امام علی|علی]] {{ع}} به نام [[عدی بن حاتم]] در برابر ملامت‌های [[معاویه]] به [[شهادت]] فرزندانش در رکاب [[امام علی|علی]] {{ع}}، شروع به مدح آن حضرت نمود. او آن‌چنان [[امام علی|علی]] {{ع}} را وصف کرد که دل سنگ معاویه تحت تأثیر قرار گرفت، به گونه‌ای که با آستین اشک‌های صورتش را پاک می‌کرد و می‌گفت: دنیا عقیم است که مانند على بزاید.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[اسلام و نیازهای زمان (کتاب)|اسلام و نیازهای زمان]]، مجموعه آثار، ج ۲۱، ص ۱۹۹.</ref>
* '''[[عمر بن عبدالعزیز]]:''' پایبندی [[امام علی]] {{ع}} به ارزش‌های انسانی در میدان سیاست یکی از ویژگی‌های شخصیتی او است که محققان بسیاری را به حیرت آورده است. روش و سیره سیاسی علی {{ع}} در تاریخ برجسته و تابناک ماند تا آنجا که مردم با مقایسه سیره و روش او با سایر خلفا، آنان را ملامت می‌کردند. عمرو بن عبدالعزیز که خود از خلفای بنی امیه است به این نکته مهم اشاره کرده و می‌گوید: [[امام علی|علی]] {{ع}} پیشینیان را فراموشاند و بعدی‌ها را به زحمت انداخت.<ref>بیست گفتار، ص ۸۲.</ref> یعنی سیره حکومتی او به گونه‌ای رفیع و ممتاز بود که نقاط مثبت دیگران در پرتو شعاع او کم‌فروغ شد و چون مردم منش حکومتی او را در ذهن داشته و معیار قرار می‌دادند برای خلفای پس از او که نمی‌توانستند یا نمی‌خواستند مانند وی عمل کنند زحماتی به همراه داشت.
* '''[[عمر بن عبدالعزیز]]:''' پایبندی [[امام علی]] {{ع}} به ارزش‌های انسانی در میدان سیاست یکی از ویژگی‌های شخصیتی او است که محققان بسیاری را به حیرت آورده است. روش و سیره سیاسی علی {{ع}} در تاریخ برجسته و تابناک ماند تا آنجا که مردم با مقایسه سیره و روش او با سایر خلفا، آنان را ملامت می‌کردند. عمرو بن عبدالعزیز که خود از خلفای بنی امیه است به این نکته مهم اشاره کرده و می‌گوید: [[امام علی|علی]] {{ع}} پیشینیان را فراموشاند و بعدی‌ها را به زحمت انداخت.<ref>بیست گفتار، ص ۸۲.</ref> یعنی سیره حکومتی او به گونه‌ای رفیع و ممتاز بود که نقاط مثبت دیگران در پرتو شعاع او کم‌فروغ شد و چون مردم منش حکومتی او را در ذهن داشته و معیار قرار می‌دادند برای خلفای پس از او که نمی‌توانستند یا نمی‌خواستند مانند وی عمل کنند زحماتی به همراه داشت.
خط ۱۷: خط ۱۷:
* '''[[على الوردی]]:''' او عراقی و استاد دانشگاه است. گرچه شیعه است، اما تمایل‌های مارکسیستی نیز دارد. او سلوک عملی [[امام علی]] {{ع}} را نقض‌کننده یکی از اصول مارکسیسم می‌داند. مارکسیسم بر آن است که در برابر شرایط اجتماعی و اقتصادی به‌ویژه موقعیت طبقاتی، اصالتی برای فکر و عقیده و ایمان وجود ندارد. انسان نمی‌تواند در شرایط مختلف یکسان فکر کند. انسان منطق ثابت ندارد؛ در کاخ و کوخ، دو منطق عملی متفاوت دارد. علی الوردی در کتاب مهزلة العقل البشری با اشاره به این اصل مارکسیسم می‌گوید: علی {{ع}} در زندگی خود این اصل مارکس را نقض کرد. تاریخ [[امام علی|علی]] {{ع}} خلاف این مطلب را ثابت کرد؛ چرا که شیوه [[امام علی|علی]] {{ع}} در دو وضع اجتماعی و طبقاتی مختلف ذره‌ای تغییر نکرد؛ یعنی روزی که به عنوان سرباز ساده و فقیر برای قنات جاری کردن، درخت کاشتن، زراعت و ... زحمت می‌کشد و مزد می‌گیرد و روزی که پول و ثروت به جامعه اسلامی سرازیر شد، ذره‌ای تغییر نکرد. در حالی که ثروت، ایمان صدها نفر از مسلمانان مانند طلحه و زبیر را از بین برد. رفتار [[امام علی|علی]] {{ع}} هنگام [[خلافت]] همان‌گونه بود که هنگام کارگری. علی {{ع}} نشان داد انسان می‌تواند منطق ثابت عملی داشته باشد.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[جهان‌بینی توحیدی (کتاب)|جهان‌بینی توحیدی]]، مجموعه آثار، ج۲، ص ۱۷۳؛ ج ۱۶، ص ۶۱؛ ج ۲۳، ص ۱۷۹.</ref><ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[امیر مؤمنان علی (کتاب)|امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت]]، ص ۲۶ تا ۳۳.</ref>
* '''[[على الوردی]]:''' او عراقی و استاد دانشگاه است. گرچه شیعه است، اما تمایل‌های مارکسیستی نیز دارد. او سلوک عملی [[امام علی]] {{ع}} را نقض‌کننده یکی از اصول مارکسیسم می‌داند. مارکسیسم بر آن است که در برابر شرایط اجتماعی و اقتصادی به‌ویژه موقعیت طبقاتی، اصالتی برای فکر و عقیده و ایمان وجود ندارد. انسان نمی‌تواند در شرایط مختلف یکسان فکر کند. انسان منطق ثابت ندارد؛ در کاخ و کوخ، دو منطق عملی متفاوت دارد. علی الوردی در کتاب مهزلة العقل البشری با اشاره به این اصل مارکسیسم می‌گوید: علی {{ع}} در زندگی خود این اصل مارکس را نقض کرد. تاریخ [[امام علی|علی]] {{ع}} خلاف این مطلب را ثابت کرد؛ چرا که شیوه [[امام علی|علی]] {{ع}} در دو وضع اجتماعی و طبقاتی مختلف ذره‌ای تغییر نکرد؛ یعنی روزی که به عنوان سرباز ساده و فقیر برای قنات جاری کردن، درخت کاشتن، زراعت و ... زحمت می‌کشد و مزد می‌گیرد و روزی که پول و ثروت به جامعه اسلامی سرازیر شد، ذره‌ای تغییر نکرد. در حالی که ثروت، ایمان صدها نفر از مسلمانان مانند طلحه و زبیر را از بین برد. رفتار [[امام علی|علی]] {{ع}} هنگام [[خلافت]] همان‌گونه بود که هنگام کارگری. علی {{ع}} نشان داد انسان می‌تواند منطق ثابت عملی داشته باشد.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[جهان‌بینی توحیدی (کتاب)|جهان‌بینی توحیدی]]، مجموعه آثار، ج۲، ص ۱۷۳؛ ج ۱۶، ص ۶۱؛ ج ۲۳، ص ۱۷۹.</ref><ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[امیر مؤمنان علی (کتاب)|امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت]]، ص ۲۶ تا ۳۳.</ref>


==از دیدگاه غیر مسلمانان==
== از دیدگاه غیر مسلمانان ==
شخصیت علی {{ع}} بزرگان و دانشمندان غیر مسلمان را نیز به بیان فضایل او واداشته است؛ از جمله:
شخصیت علی {{ع}} بزرگان و دانشمندان غیر مسلمان را نیز به بیان فضایل او واداشته است؛ از جمله:
* '''[[جبران خليل جبران]]:''' او مسیحی و اهل لبنان است. در دوازده سالگی به آمریکا رفته و تحصیلات خود را ادامه داده است. او هم هنرمندی نقاش است و هم از نویسندگان بزرگ عرب که به دو زبان عربی و انگلیسی کتاب نوشته است. از شیفتگان [[امام علی|علی]] {{ع}} است و علی {{ع}} و [[حضرت مسیح]] {{ع}} را از بزرگ‌ترین شخصیت‌های دنیا می‌داند.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[اسلام و نیازهای زمان (کتاب)|اسلام و نیازهای زمان]]، مجموعه آثار، ج ۲۱، ص ۱۸۱.</ref> وی درباره [[امام علی|علی]] {{ع}} می‌گوید: به عقیده من على {{ع}} نخستین عربی است که با روح کلی جهان تماس پیدا کرده و با او سخن گفته است. یعنی [[امام على]] {{ع}} همسایه خدا و همنشین او است و شب‌ها با خدا به سر می‌برد. او به [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} حتی از [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} هم بیشتر اظهار علاقه می‌کند و می‌گوید: علی {{ع}} مُرد در حالی که نماز بین دو لبش بود. [[امام علی|علی]] {{ع}} پیش از زمان خود بود و من آگاه نیستم که چرا روزگار گاهی افرادی را پیش زمان خودشان به وجود می‌آورد. یعنی زمان على {{ع}} گنجایش او را نداشت. البته [[امام على]] {{ع}} درباره مردان الهی تعبیری عمیق‌تر به‌کار برده و می‌گوید: "این گونه اشخاص در هر زمانی متولد شوند پیش از زمان خود هستند" یعنی آن‌قدر بزرگ هستند که در هر زمان که باشند، زمان خودشان ظرفیت شناخت و معرفی ایشان را ندارد.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[اسلام و نیازهای زمان (کتاب)|عدل الهی]]، مجموعه آثار، ج ۱، ص ۲۷۶؛ ج ۱۷، ص ۱۶۴.</ref>
* '''[[جبران خليل جبران]]:''' او مسیحی و اهل لبنان است. در دوازده سالگی به آمریکا رفته و تحصیلات خود را ادامه داده است. او هم هنرمندی نقاش است و هم از نویسندگان بزرگ عرب که به دو زبان عربی و انگلیسی کتاب نوشته است. از شیفتگان [[امام علی|علی]] {{ع}} است و علی {{ع}} و [[حضرت مسیح]] {{ع}} را از بزرگ‌ترین شخصیت‌های دنیا می‌داند.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[اسلام و نیازهای زمان (کتاب)|اسلام و نیازهای زمان]]، مجموعه آثار، ج ۲۱، ص ۱۸۱.</ref> وی درباره [[امام علی|علی]] {{ع}} می‌گوید: به عقیده من على {{ع}} نخستین عربی است که با روح کلی جهان تماس پیدا کرده و با او سخن گفته است. یعنی [[امام على]] {{ع}} همسایه خدا و همنشین او است و شب‌ها با خدا به سر می‌برد. او به [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} حتی از [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} هم بیشتر اظهار علاقه می‌کند و می‌گوید: علی {{ع}} مُرد در حالی که نماز بین دو لبش بود. [[امام علی|علی]] {{ع}} پیش از زمان خود بود و من آگاه نیستم که چرا روزگار گاهی افرادی را پیش زمان خودشان به وجود می‌آورد. یعنی زمان على {{ع}} گنجایش او را نداشت. البته [[امام على]] {{ع}} درباره مردان الهی تعبیری عمیق‌تر به‌کار برده و می‌گوید: "این گونه اشخاص در هر زمانی متولد شوند پیش از زمان خود هستند" یعنی آن‌قدر بزرگ هستند که در هر زمان که باشند، زمان خودشان ظرفیت شناخت و معرفی ایشان را ندارد.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[اسلام و نیازهای زمان (کتاب)|عدل الهی]]، مجموعه آثار، ج ۱، ص ۲۷۶؛ ج ۱۷، ص ۱۶۴.</ref>
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش