جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[غیب در لغت]] - [[غیب در قرآن]] - [[غیب در حدیث]] - [[غیب در کلام اسلامی]] - [[غیب در نهج البلاغه]] - [[غیب در معارف مهدویت]]| پرسش مرتبط = غیب (پرسش)}} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[غیب در لغت]] - [[غیب در قرآن]] - [[غیب در حدیث]] - [[غیب در کلام اسلامی]] - [[غیب در نهج البلاغه]] - [[غیب در معارف مهدویت]]| پرسش مرتبط = غیب (پرسش)}} | ||
==معناشناسی== | == معناشناسی == | ||
===معنای لغوی=== | === معنای لغوی === | ||
[[غیب]]، مصدر "غابَ"، بهمعنای ناپدید و پنهان بودن و در برابر "[[شهادت]]" به [[کار]] میرود<ref>[[محمد فاضل لنکرانی|فاضل لنکرانی]]، [[پاسداران وحی (کتاب)|پاسداران وحی]]، ص ۱۶۷.</ref>. | [[غیب]]، مصدر "غابَ"، بهمعنای ناپدید و پنهان بودن و در برابر "[[شهادت]]" به [[کار]] میرود<ref>[[محمد فاضل لنکرانی|فاضل لنکرانی]]، [[پاسداران وحی (کتاب)|پاسداران وحی]]، ص ۱۶۷.</ref>. | ||
لغویین در تعریف غیب چنین نوشتهاند: | لغویین در تعریف غیب چنین نوشتهاند: | ||
#'''راغب اصفهانی''' غیب را مصدر و معنای [[حقیقی]] آن را [[استتار]] چیزی از چشم میداند، که مجازا به معنای اسم فاعل برای هر چیز پنهان از حواس ظاهری یا پنهان از [[علم انسان]] نیز استعمال میگردد، سپس متذکر میشود که اولا شیء [[غایب]]، نسبت به [[مردم]] غیب گفته میشود نه نسبت به [[خدا]] و ثانیا غیب تنها به [[واسطه خبر]] [[انبیا]] معلوم میگردد<ref>{{عربی|"الغیب مصدر، غابت الشمس و غیرها اذا استترت عـن العـین، یقـال: غاب عنی کذا، قال تعالی: | # '''راغب اصفهانی''' غیب را مصدر و معنای [[حقیقی]] آن را [[استتار]] چیزی از چشم میداند، که مجازا به معنای اسم فاعل برای هر چیز پنهان از حواس ظاهری یا پنهان از [[علم انسان]] نیز استعمال میگردد، سپس متذکر میشود که اولا شیء [[غایب]]، نسبت به [[مردم]] غیب گفته میشود نه نسبت به [[خدا]] و ثانیا غیب تنها به [[واسطه خبر]] [[انبیا]] معلوم میگردد<ref>{{عربی|"الغیب مصدر، غابت الشمس و غیرها اذا استترت عـن العـین، یقـال: غاب عنی کذا، قال تعالی: {{متن قرآن|أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ}}"}}؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات، ص۳۶۶.</ref>. با توجه به این تعریف اولا، حواس و علم انسان، ملاک [[غیب و شهود]] است. ثانیا، [[علم به غیب]] برای [[انسانها]] فقط از طریق انبیا ممکن است. منتها در این زمینه باید گفت: اولا، ملاک در غیب فقط حواس و علم انسان نیست بلکه حواس و [[علم]] هر مخلوقی میتواند ملاک باشد، همانطور که در جریان [[خلقت آدم]]، مخاطب خدا در عبارت: {{متن قرآن|إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}<ref>«من نهان آسمانها و زمین را میدانم» سوره بقره، آیه ۳۳.</ref> [[ملائکه]] بودند. یعنی حقیقتی که بر ملائکه مخفی بود، "غیب" نامیده شده است. ثانیا، واسطه [[اطلاع از غیب]] منحصر به انبیا نیست، همانطور که [[حضرت مریم]] بدون واسطه [[انبیاء]] مطالب [[غیبی]] را دریافت نمود. | ||
#'''ابن فارس''' میگوید: {{عربی|"الغیب یدل علی تستر الشیء عن العیون ثم یقاس من ذلک الغیب: ما غاب "الغیب کل ما غاب عنک" ممّا لایعلمه الاالله و یقال غابت الشمس"}}<ref>مقائیس اللغة، ج ۴، ص ۴۰۳. </ref>. "[[غیب]] به معنای پوشیده شدن چیزی از چشم است، برای همین از آن غیب تعبیر میشود، به هرچیزی که پنهان باشد "غیب اطلاق میشود به هر آن چیزی که از شما مخفی باشد" و جز خداوند کسی آن را نداند، و گفته میشود خورشید غایب شد." | # '''ابن فارس''' میگوید: {{عربی|"الغیب یدل علی تستر الشیء عن العیون ثم یقاس من ذلک الغیب: ما غاب "الغیب کل ما غاب عنک" ممّا لایعلمه الاالله و یقال غابت الشمس"}}<ref>مقائیس اللغة، ج ۴، ص ۴۰۳. </ref>. "[[غیب]] به معنای پوشیده شدن چیزی از چشم است، برای همین از آن غیب تعبیر میشود، به هرچیزی که پنهان باشد "غیب اطلاق میشود به هر آن چیزی که از شما مخفی باشد" و جز خداوند کسی آن را نداند، و گفته میشود خورشید غایب شد." | ||
#'''ابن منظور''' مینویسد: "به شک نیز از آن جهت که در این حالت چیزی بر انسان معلوم و پیدا نیست "غیب" اطلاق شده است"<ref>ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۱۰، ص ۱۵۱.</ref>. | # '''ابن منظور''' مینویسد: "به شک نیز از آن جهت که در این حالت چیزی بر انسان معلوم و پیدا نیست "غیب" اطلاق شده است"<ref>ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۱۰، ص ۱۵۱.</ref>. | ||
#'''صاحب مجمع البحرین''' گفته است: {{عربی|"غیب" قول تعالی: {{متن قرآن|وَأَلْقُوهُ فِي غَيَابَةِ الْجُبِّ}}<ref>سوره یوسف، آیه: ۱۰.</ref> بفتح الغین ای فی قعره سمی به لغیبوبته عن اعین الناظرین. و قوله تعالی: {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref> سوره بقره، آیه: ۳.</ref> یعنی "یؤمنون بالله تعالی لانّه لایری"}}.<ref>مجمع البحرین، ج ۲، ص ۱۳۴.</ref> "[[غیب]] چنانکه خداوند عالم میفرماید: {{متن قرآن|وَأَلْقُوهُ فِي غَيَابَةِ الْجُبِّ}} "او را در نهانگاه چاه بیفکنید" به فتح غین یعنی در قعر چاه، و این را به خاطر این غیب نامیدهاند که از چشم دیدگان پنهان است. و همچنین قول خداوند {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}} "کسانی که به غیب ایمان آوردند" مراد این است که به خدا ایمان آوردند. زیرا خداوند دیده نمیشود. | # '''صاحب مجمع البحرین''' گفته است: {{عربی|"غیب" قول تعالی: {{متن قرآن|وَأَلْقُوهُ فِي غَيَابَةِ الْجُبِّ}}<ref>سوره یوسف، آیه: ۱۰.</ref> بفتح الغین ای فی قعره سمی به لغیبوبته عن اعین الناظرین. و قوله تعالی: {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref> سوره بقره، آیه: ۳.</ref> یعنی "یؤمنون بالله تعالی لانّه لایری"}}.<ref>مجمع البحرین، ج ۲، ص ۱۳۴.</ref> "[[غیب]] چنانکه خداوند عالم میفرماید: {{متن قرآن|وَأَلْقُوهُ فِي غَيَابَةِ الْجُبِّ}} "او را در نهانگاه چاه بیفکنید" به فتح غین یعنی در قعر چاه، و این را به خاطر این غیب نامیدهاند که از چشم دیدگان پنهان است. و همچنین قول خداوند {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}} "کسانی که به غیب ایمان آوردند" مراد این است که به خدا ایمان آوردند. زیرا خداوند دیده نمیشود. | ||
#'''علامه [[حسن مصطفوی]]''': " غیب چیزی است که [[شهادت]] نباشد و شهادت یعنی [[حضور]] (حضور مکانی یا حضور نزد حواس ظاهری یا حضور در [[فکر]] و علم فرد یا حضور در [[مقام]] [[معرفت]] و [[بصیرت]] و یا مطلق حضور)". | # '''علامه [[حسن مصطفوی]]''': " غیب چیزی است که [[شهادت]] نباشد و شهادت یعنی [[حضور]] (حضور مکانی یا حضور نزد حواس ظاهری یا حضور در [[فکر]] و علم فرد یا حضور در [[مقام]] [[معرفت]] و [[بصیرت]] و یا مطلق حضور)". | ||
در مجموع غیب از نظر لغویین عبارت است از: | در مجموع غیب از نظر لغویین عبارت است از: | ||
# '''حقایق دست نایافتنی:''' برخی از پدیدههای غیبی هستند که هیچگاه از پرده غیب بیرون نمیآید حتی با حس و تجربه و عقل و کشف و شهود، راهیابی به قلمرو آنها ممکن نیست ذات حق و حقیقت خداوند از این گونه غیبهاست. | # '''حقایق دست نایافتنی:''' برخی از پدیدههای غیبی هستند که هیچگاه از پرده غیب بیرون نمیآید حتی با حس و تجربه و عقل و کشف و شهود، راهیابی به قلمرو آنها ممکن نیست ذات حق و حقیقت خداوند از این گونه غیبهاست. | ||
# '''امور فراتر از تجربههای حسی:''' علاوه بر وجود خداوند بسیاری از حقایق جهان هستی با ابزار حسی بشر به دست نمیآید به همین خاطر کتاب و سنت آنها را از امور غیبی به شمار آوردهاند. مثل وحی. | # '''امور فراتر از تجربههای حسی:''' علاوه بر وجود خداوند بسیاری از حقایق جهان هستی با ابزار حسی بشر به دست نمیآید به همین خاطر کتاب و سنت آنها را از امور غیبی به شمار آوردهاند. مثل وحی. | ||
# '''پدیدههای اخروی:''' آگاهی از زمان فرارسیدن قیامت در انحصار خداوند است و از غیبهایی است که هیچگاه برای آدمیان آشکار نخواهد شد<ref>ترجمه و شرح نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه ۱۲۸.</ref> و پدیدههای دیگر اخروی نیز هر چند به خودی خود غیبی هستند ولی در پرتو تعلیم پیامبران و ائمه اطهار{{عم}} تا اندازهای از پس پرده غیب به در آمده و تصویری هرچند ناقص از آن فراهم شده است. | # '''پدیدههای اخروی:''' آگاهی از زمان فرارسیدن قیامت در انحصار خداوند است و از غیبهایی است که هیچگاه برای آدمیان آشکار نخواهد شد<ref>ترجمه و شرح نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه ۱۲۸.</ref> و پدیدههای دیگر اخروی نیز هر چند به خودی خود غیبی هستند ولی در پرتو تعلیم پیامبران و ائمه اطهار {{عم}} تا اندازهای از پس پرده غیب به در آمده و تصویری هرچند ناقص از آن فراهم شده است. | ||
# '''راز نهایی:''' اسرار ناگفته آدمی یکی دیگر از امور نهانی است که قرآن کریم واژه غیب را درباره آن به کار میگیرد، چنانچه در سوره توبه میفرماید: {{متن قرآن|أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}}<ref>«آیا ندانستهاند که خدا راز و نجوای آنان را میداند و خدا دانای رازهای نهانی است»؛ سوره توبه، آیه۸۷.</ref>. | # '''راز نهایی:''' اسرار ناگفته آدمی یکی دیگر از امور نهانی است که قرآن کریم واژه غیب را درباره آن به کار میگیرد، چنانچه در سوره توبه میفرماید: {{متن قرآن|أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}}<ref>«آیا ندانستهاند که خدا راز و نجوای آنان را میداند و خدا دانای رازهای نهانی است»؛ سوره توبه، آیه۸۷.</ref>. | ||
# '''رویدادهای گذشته و آینده:''' آنچه در گذشته روی داده است یا در آینده روی میدهد هرچند در زمان خود به چنگ حس و تجربه میافتد برای کسانی که در زمانی دیگر زندگی میکنند از امور غیبی به شمار میرود<ref>[[جعفر سبحانی]]، [[منشور جاوید]]، ج۸، ص۲۸۸.</ref>.<ref>[[منصف علی مطهری]]، پایاننامه [[علم ائمه از نظر عقل و نقل (پایاننامه)|علم ائمه از نظر عقل و نقل]]، ص۹۶.</ref>. | # '''رویدادهای گذشته و آینده:''' آنچه در گذشته روی داده است یا در آینده روی میدهد هرچند در زمان خود به چنگ حس و تجربه میافتد برای کسانی که در زمانی دیگر زندگی میکنند از امور غیبی به شمار میرود<ref>[[جعفر سبحانی]]، [[منشور جاوید]]، ج۸، ص۲۸۸.</ref>.<ref>[[منصف علی مطهری]]، پایاننامه [[علم ائمه از نظر عقل و نقل (پایاننامه)|علم ائمه از نظر عقل و نقل]]، ص۹۶.</ref>. | ||
'''نتیجه''': از نظر لغوی معنای "شیء پنهان" برای غیب [[مورد اتفاق]] [[اهل]] لغت است، اما [[اختلاف]] در این است که از چه چیز، از چه کس و از چه جهت پنهان باشد که به نظر میرسد با وجود اشکالاتی که به تعریف برخی لغویها وارد است و با لحاظ مصادیق [[غیب]] و نیز با توجه به تبادر عرفی، | '''نتیجه''': از نظر لغوی معنای "شیء پنهان" برای غیب [[مورد اتفاق]] [[اهل]] لغت است، اما [[اختلاف]] در این است که از چه چیز، از چه کس و از چه جهت پنهان باشد که به نظر میرسد با وجود اشکالاتی که به تعریف برخی لغویها وارد است و با لحاظ مصادیق [[غیب]] و نیز با توجه به تبادر عرفی، هر چیزی، از هر جهتی از حواس ظاهری یا از [[علم]] هر کسی پنهان باشد به همان لحاظ، [[عرب]] نسبت به همان شخص آن را "غیب" مینامد<ref>[[سید محمود جزائری|جزائری، سید محمود]]، [[کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان (پایاننامه)|کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان]] ص۲۷ الی ۲۹؛ [[عسکری امامخان]]، [[منشأ و قلمرو علم امام (پایاننامه)|منشأ و قلمرو علم امام]]، فصل اول؛ [[منصف علی مطهری]]، پایاننامه [[علم ائمه از نظر عقل و نقل (پایاننامه)|علم ائمه از نظر عقل و نقل]]، ص۹۶.</ref>. | ||
===معنای اصطلاحی=== | === معنای اصطلاحی === | ||
#هر حقیقت و واقعیتی که ماورای درک انسان جاهل قرار گرفته است، برای او نوعی غیب است. مفهوم خاص غیب عبارت است از حقایق پشت پرده واقعیات و رویدادهای عالم طبیعت که حواس و ذهن و دیگر ابزار شناخت معمولی راهی به آنها ندارد<ref>[[محمد تقی جعفری|جعفری، محمد تقی]]، [http://tahoor.com/fa/Article/View/400433 قرآن نماد حیات معقول، ص۱۶۶-۱۷۱.].</ref>. | # هر حقیقت و واقعیتی که ماورای درک انسان جاهل قرار گرفته است، برای او نوعی غیب است. مفهوم خاص غیب عبارت است از حقایق پشت پرده واقعیات و رویدادهای عالم طبیعت که حواس و ذهن و دیگر ابزار شناخت معمولی راهی به آنها ندارد<ref>[[محمد تقی جعفری|جعفری، محمد تقی]]، [http://tahoor.com/fa/Article/View/400433 قرآن نماد حیات معقول، ص۱۶۶-۱۷۱.].</ref>. | ||
# [[غیب]] آن چیزی است که دستگاههای [[حس|حسی]] و [[ادراک|ادراکی]] توانایی درک آن را نداشته باشد و شامل همه آن چیزهایی میشود که به نحوی دور از دید بشر است<ref>[[محمد حسن نادم]]؛ علم غیب از نگاه عقل و وحی، صفحه ۷۵.</ref>. | # [[غیب]] آن چیزی است که دستگاههای [[حس|حسی]] و [[ادراک|ادراکی]] توانایی درک آن را نداشته باشد و شامل همه آن چیزهایی میشود که به نحوی دور از دید بشر است<ref>[[محمد حسن نادم]]؛ علم غیب از نگاه عقل و وحی، صفحه ۷۵.</ref>. | ||
#مراد از غیب در اصطلاح، غیبی است که شناخت آن بدون توسل به دلیل، علل و اسباب عادی تحقق پذیرد، اما اطلاع یافتن از [[غیب]] از شیوههای عادی و اسباب طبیعی مثل خبر دادن از خسوف و کسوف و... هر چند علم به غیب است و شناخت به امری غائب از حس عموم انسانهاست، اما این آگاهی علم به [[غیب]] در اصطلاح قرآن و حدیث گفته نمیشود، چنین آگاهی و شناختی را خداوند سبحان به تمامی کسانی که راه و شیوه آن را بیاموزند اجازه فرموده و این نوع آگاهی در سایۀ آموزش و رقابت علمی محقق میگردد و دلیلی بر وصول به خدا و عوالم غیبی آگاهِ از این امور نیست، بلکه تنها میتواند دلیل نبوغ و تخصص در یک امر و یا اموری باشد<ref>[[محمد تقی شاکر]]، [[محمد تقی شاکر|شاکر]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایاننامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص۱۱۹.</ref>. | # مراد از غیب در اصطلاح، غیبی است که شناخت آن بدون توسل به دلیل، علل و اسباب عادی تحقق پذیرد، اما اطلاع یافتن از [[غیب]] از شیوههای عادی و اسباب طبیعی مثل خبر دادن از خسوف و کسوف و... هر چند علم به غیب است و شناخت به امری غائب از حس عموم انسانهاست، اما این آگاهی علم به [[غیب]] در اصطلاح قرآن و حدیث گفته نمیشود، چنین آگاهی و شناختی را خداوند سبحان به تمامی کسانی که راه و شیوه آن را بیاموزند اجازه فرموده و این نوع آگاهی در سایۀ آموزش و رقابت علمی محقق میگردد و دلیلی بر وصول به خدا و عوالم غیبی آگاهِ از این امور نیست، بلکه تنها میتواند دلیل نبوغ و تخصص در یک امر و یا اموری باشد<ref>[[محمد تقی شاکر]]، [[محمد تقی شاکر|شاکر]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایاننامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص۱۱۹.</ref>. | ||
==غیب مطلق و نسبی== | == غیب مطلق و نسبی == | ||
با توجه به آنکه شهادت، نسبی است، غیب نیز نسبت به اشخاص مختلف متفاوت است؛ زیرا شهادت، گاه به معنای حضور امری مادی در مکان برای دیگری است و غیب مقابل آن است؛ مانند بیان [[حضرت سلیمان]]{{ع}} درباره هدهد: {{متن قرآن|وَتَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقَالَ مَا لِيَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ}}<ref>«و از حال مرغان باز پرسید و گفت: مرا چه میشود که هدهد را نمیبینم یا او از غایبان است؟» سوره نمل، آیه ۲۰.</ref> و یا به معنی عدم حضور [[علمی]] امری مادی در [[قوه خیال]] برای دیگری است؛ مانند: {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ}}<ref>«و میگویند پنج تن بودند ششمین آنان سگشان بود- در حالی که تیری در تاریکی میافکنند» سوره کهف، آیه ۲۲.</ref>. | با توجه به آنکه شهادت، نسبی است، غیب نیز نسبت به اشخاص مختلف متفاوت است؛ زیرا شهادت، گاه به معنای حضور امری مادی در مکان برای دیگری است و غیب مقابل آن است؛ مانند بیان [[حضرت سلیمان]] {{ع}} درباره هدهد: {{متن قرآن|وَتَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقَالَ مَا لِيَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ}}<ref>«و از حال مرغان باز پرسید و گفت: مرا چه میشود که هدهد را نمیبینم یا او از غایبان است؟» سوره نمل، آیه ۲۰.</ref> و یا به معنی عدم حضور [[علمی]] امری مادی در [[قوه خیال]] برای دیگری است؛ مانند: {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ}}<ref>«و میگویند پنج تن بودند ششمین آنان سگشان بود- در حالی که تیری در تاریکی میافکنند» سوره کهف، آیه ۲۲.</ref>. | ||
همچنین در مراتب [[عوالم]] مجرده، که هر مرتبه عالی احاطه بر مادون دارد، مراتب پایین نمیتوانند همه مافوق را [[درک]] کنند و در نتیجه، آن مراتب برای ایشان غیب محسوب میشود؛ مانند: {{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ...}}<ref>«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمیکند * جز فرستادهای را که بپسندد.».. سوره جن، آیه ۲۶-۲۷.</ref> | همچنین در مراتب [[عوالم]] مجرده، که هر مرتبه عالی احاطه بر مادون دارد، مراتب پایین نمیتوانند همه مافوق را [[درک]] کنند و در نتیجه، آن مراتب برای ایشان غیب محسوب میشود؛ مانند: {{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ...}}<ref>«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمیکند * جز فرستادهای را که بپسندد.».. سوره جن، آیه ۲۶-۲۷.</ref> | ||