جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==آیه نفی سبیل== | == آیه نفی سبیل == | ||
از آنجا که در پایان [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}<ref>«و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref>، [[سبیل]] و [[راه]] سُلطه [[کافران]] بر [[مؤمنان]] [[نفی]] شده، این بخش از آن را [[آیه نفی سبیل]] نامیدهاند. | از آنجا که در پایان [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}<ref>«و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref>، [[سبیل]] و [[راه]] سُلطه [[کافران]] بر [[مؤمنان]] [[نفی]] شده، این بخش از آن را [[آیه نفی سبیل]] نامیدهاند. | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
در [[تفسیر تسنیم]] آمده است: خدای قهّار هرگز به زیان مؤمنان برای کافران راه سلطهای قرار نداده است و با توجه به اینکه کلمه {{متن قرآن|سَبِيلًا}} نکره در [[سیاق]] نفی است و معنایی جامع دارد، میتوان گفت آیه، بیشتر این وجوه و احتمالات را در بر میگیرد: | در [[تفسیر تسنیم]] آمده است: خدای قهّار هرگز به زیان مؤمنان برای کافران راه سلطهای قرار نداده است و با توجه به اینکه کلمه {{متن قرآن|سَبِيلًا}} نکره در [[سیاق]] نفی است و معنایی جامع دارد، میتوان گفت آیه، بیشتر این وجوه و احتمالات را در بر میگیرد: | ||
#اکنون که [[داوری]] پایانی به [[قیامت]] وانهاده شده است در آنجا [[کافر]] سلطهای بر [[مؤمن]] ندارد، هرچند ممکن است در [[دنیا]] به زیان [[مسلمان]] [[حکم]] شود. | # اکنون که [[داوری]] پایانی به [[قیامت]] وانهاده شده است در آنجا [[کافر]] سلطهای بر [[مؤمن]] ندارد، هرچند ممکن است در [[دنیا]] به زیان [[مسلمان]] [[حکم]] شود. | ||
#در مسائل فرهنگی و [[احتجاجات]]، هرگز کافر بر مؤمن برهانی ندارد و همواره در مسائلی مانند [[وحی]]، [[نبوت]] و [[معاد]]، [[براهین عقلی]] به سود مؤمنان است. | # در مسائل فرهنگی و [[احتجاجات]]، هرگز کافر بر مؤمن برهانی ندارد و همواره در مسائلی مانند [[وحی]]، [[نبوت]] و [[معاد]]، [[براهین عقلی]] به سود مؤمنان است. | ||
#اگر محور [[مبارزه]]، [[ایمان]] و [[کفر]] باشد، بیتردید مؤمنان همواره پیروزند. توضیح اینکه [[خدای سبحان]] هیچ راه سلطهای برای کافران در برابر مؤمنان قرار نداده است؛ نه به این معنا که اگر [[جنگی]] رخ دهد مؤمنان [[شهید]] نمیشوند و [[اسیر]] نمیدهند، بلکه برای آن [[جهت]] که [[شهادت]] مانند [[پیروزی]]، یکی از دو کامیابی است: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ}}<ref>«بگو آیا برای ما جز یکی از دو نکویی را انتظار دارید؟» سوره توبه، آیه ۵۲.</ref> و چیره شدن مقطعی [[کافران]] ضمن آنکه پیروزی نهایی نخواهد بود، برای [[مؤمنان]] آزمونی [[الهی]] است و اگر [[پایداری]] ورزند و از [[امتحان الهی]] سربلند بیرون آیند، یقیناً [[فتح]] نهایی برای آنان است و خدای [[عزیز]] هرگز [[شکست]] را برای ایشان نمیپسندد، لذا [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در [[وصف]] [[اصحاب]] و [[یاران]] [[رسول اکرم]]{{صل}} فرمود که در [[جبهه]] [[نبرد]] مردانی از ما با افرادی از [[دشمن]] همانند دو پهلوان در میدان کشتی با هم درگیر میشدند و هر یک دیگری را با کاسه [[مرگ]] [[سیراب]] میکرد. گاه ما کشته میدادیم و گاه دشمن، تا [[راستگویی]] ما در [[حفظ دین]] روشن شد؛ آنگاه [[خدای بزرگ]] [[خواری]] را برای [[دشمنان]] و [[یاری]] را برای ما فرستاد و ما را یاری کرد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۵۶.</ref>. | # اگر محور [[مبارزه]]، [[ایمان]] و [[کفر]] باشد، بیتردید مؤمنان همواره پیروزند. توضیح اینکه [[خدای سبحان]] هیچ راه سلطهای برای کافران در برابر مؤمنان قرار نداده است؛ نه به این معنا که اگر [[جنگی]] رخ دهد مؤمنان [[شهید]] نمیشوند و [[اسیر]] نمیدهند، بلکه برای آن [[جهت]] که [[شهادت]] مانند [[پیروزی]]، یکی از دو کامیابی است: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ}}<ref>«بگو آیا برای ما جز یکی از دو نکویی را انتظار دارید؟» سوره توبه، آیه ۵۲.</ref> و چیره شدن مقطعی [[کافران]] ضمن آنکه پیروزی نهایی نخواهد بود، برای [[مؤمنان]] آزمونی [[الهی]] است و اگر [[پایداری]] ورزند و از [[امتحان الهی]] سربلند بیرون آیند، یقیناً [[فتح]] نهایی برای آنان است و خدای [[عزیز]] هرگز [[شکست]] را برای ایشان نمیپسندد، لذا [[امیرمؤمنان]] {{ع}} در [[وصف]] [[اصحاب]] و [[یاران]] [[رسول اکرم]] {{صل}} فرمود که در [[جبهه]] [[نبرد]] مردانی از ما با افرادی از [[دشمن]] همانند دو پهلوان در میدان کشتی با هم درگیر میشدند و هر یک دیگری را با کاسه [[مرگ]] [[سیراب]] میکرد. گاه ما کشته میدادیم و گاه دشمن، تا [[راستگویی]] ما در [[حفظ دین]] روشن شد؛ آنگاه [[خدای بزرگ]] [[خواری]] را برای [[دشمنان]] و [[یاری]] را برای ما فرستاد و ما را یاری کرد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۵۶.</ref>. | ||
چون [[معرفت خدا]] و [[وحدت]] [[امت]]، حقاند و [[جهل]] و [[اختلاف]]، [[باطل]] و [[پیروزی حق بر باطل]]، یک اصل کلی نقضناپذیر است. از اینرو هرجا [[مسلمانان]] [[پیروز]] شدند، هرچند با دست خالی به سبب [[یاری دین]] خداست که بر اثر معرفتمحوری و وحدتمداری آنها، نصیبشان شد و هر جا شکست و [[مصیبت]] به آنان روی کرد نیز به جهت جهل [[علمی]]، [[جهالت]] عملی و [[اختلافات]] گوناگون داخلی خودشان بوده است. خلاصه آنکه هر [[زمان]] مسلمانان در برابر کافران [[صفآرایی]] کنند و محور [[جدال]] بین آنها فقط [[ایمان]] و [[کفر]] باشد، سرانجام مؤمنان پیروز میدان خواهند بود: {{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و سستی نورزید و اندوهگین مباشید که اگر مؤمن باشید شما برترید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۹.</ref><ref>تسنیم، ج۲۱، ص۱۸۲.</ref>. | چون [[معرفت خدا]] و [[وحدت]] [[امت]]، حقاند و [[جهل]] و [[اختلاف]]، [[باطل]] و [[پیروزی حق بر باطل]]، یک اصل کلی نقضناپذیر است. از اینرو هرجا [[مسلمانان]] [[پیروز]] شدند، هرچند با دست خالی به سبب [[یاری دین]] خداست که بر اثر معرفتمحوری و وحدتمداری آنها، نصیبشان شد و هر جا شکست و [[مصیبت]] به آنان روی کرد نیز به جهت جهل [[علمی]]، [[جهالت]] عملی و [[اختلافات]] گوناگون داخلی خودشان بوده است. خلاصه آنکه هر [[زمان]] مسلمانان در برابر کافران [[صفآرایی]] کنند و محور [[جدال]] بین آنها فقط [[ایمان]] و [[کفر]] باشد، سرانجام مؤمنان پیروز میدان خواهند بود: {{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و سستی نورزید و اندوهگین مباشید که اگر مؤمن باشید شما برترید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۹.</ref><ref>تسنیم، ج۲۱، ص۱۸۲.</ref>. | ||