مراتب وحی: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ اوت ۲۰۲۲
جز
خط ۳۳: خط ۳۳:
# به اعتقاد ایشان، عقل فعال که‌ آن را منطبق بر‌ جبرئیل‌ می‌دانند مجرد تام است و بنابراین نه‌ قابل‌ رؤیت است و نه کلامی دارد که شنیده شود؛ زیرا اینها از خواص اجسام هستند‌؛ پس‌ جبرئیل، محصول تصرفات قوای عقل‌ و تخیل‌ پیامبراست‌. در نظر ایشان‌ آنچه‌ او ابتدئا دریافت می‌کند‌، معانی‌ و حقایق معقول است و وجود محسوس فرشته و الفاظ مسموع او چیزی جز تمثیل آنها در‌ قوه‌ متخیله نیست و بازگشت این تفسیر به تخیل‌، چیزی‌ است که‌ در‌ حقیقت‌ وجود ندارد. مانند مجانین، مصروعین‌ و ممرورین که در حالت جنون، صرع و تب و بیماری شدید، نفس آنها را اشتغال به حواس‌، رهایی‌ یافته اموری را مشاهده می‌کنند که‌ واقعیت خارجی‌ ندارند‌.<ref>عبد الرحمن بن احمد، بی‌تا، المواقف فی علم الکلام، بـیروت، عـالم الکـتب‌ ص ۳۳۸</ref><ref>[[علی رضا نجف‌زاده|نجف‌زاده، علی رضا]]، [[صور و مراتب وحی محمدی (مقاله)|صور و مراتب وحی محمدی]]، ص ۸۸ تا ۹۹.</ref>
# به اعتقاد ایشان، عقل فعال که‌ آن را منطبق بر‌ جبرئیل‌ می‌دانند مجرد تام است و بنابراین نه‌ قابل‌ رؤیت است و نه کلامی دارد که شنیده شود؛ زیرا اینها از خواص اجسام هستند‌؛ پس‌ جبرئیل، محصول تصرفات قوای عقل‌ و تخیل‌ پیامبراست‌. در نظر ایشان‌ آنچه‌ او ابتدئا دریافت می‌کند‌، معانی‌ و حقایق معقول است و وجود محسوس فرشته و الفاظ مسموع او چیزی جز تمثیل آنها در‌ قوه‌ متخیله نیست و بازگشت این تفسیر به تخیل‌، چیزی‌ است که‌ در‌ حقیقت‌ وجود ندارد. مانند مجانین، مصروعین‌ و ممرورین که در حالت جنون، صرع و تب و بیماری شدید، نفس آنها را اشتغال به حواس‌، رهایی‌ یافته اموری را مشاهده می‌کنند که‌ واقعیت خارجی‌ ندارند‌.<ref>عبد الرحمن بن احمد، بی‌تا، المواقف فی علم الکلام، بـیروت، عـالم الکـتب‌ ص ۳۳۸</ref><ref>[[علی رضا نجف‌زاده|نجف‌زاده، علی رضا]]، [[صور و مراتب وحی محمدی (مقاله)|صور و مراتب وحی محمدی]]، ص ۸۸ تا ۹۹.</ref>


* در آثار‌ فلاسفه‌ اسلامی می‌توان اصول و مواضعی را یافت که توجه به آنها ما رادر مقام داوری یا پاسخگویی‌ به‌ بعضی‌ از این اعتراض یاری می‌رساند. برای مثال‌ در پاسخ‌ به‌ اعتراض‌ نخست‌ می‌توان‌ گفت: اگرچه بعضی از فلاسفه با استناد به هیئت بطلمیوسی و مبنا قرار دادن افلاک تسعه به اثبات عالم عقول و نفوس فلکی پرداخته‌اند، باید توجه کرد که راه اثبات عوالم‌ مافوق طبیعت، منحصر در این راه نیست؛ بلکه راه‌های دیگری نیز برای اثبات مراتب شکوهمند نظام هستی وجود دارد. مرحوم شیخ اشراق در آثار فلسفی خود از طریق "قاعده امکان اشرف" مراتب هستی‌ از‌ اشباح مثالی و صور برزخی گرفته تا عقول عرضی و ارباب انواع (مثل معقله) و تا عقول طولی تا عقل اول را اثبات کرده است.<ref>سهروردی، مـجموعه مصنفات، مقدّمه و تصحیح هنریکربن، تهران،مؤسسه‌ مطالعات‌ و تحقیقات‌ فرهنگی صفحه ۵۱ و ۴۳۴؛ شمس الدین شهروزی‌، شرح حکمه الاشراق، تـحقیق حـسین ضیائی تربتی، تهران، مؤسسه‌ مطالعات‌ و تحقیقات‌ فرهنگی ص۳۸۵</ref> مرحوم صدر المتألهین نیز برای اثبات عقل که آن را "مفارق قدسی" می‌نامد از راه‌های گوناگون استدلال کرده است.<ref>شیرازی، الأسفار الأربـعه، تـهران، حیدری‌ ص ۲۶۲</ref><ref>[[علی رضا نجف‌زاده|نجف‌زاده، علی رضا]]، [[صور و مراتب وحی محمدی (مقاله)|صور و مراتب وحی محمدی]]، ص ۸۸ تا ۹۹.</ref>
* در آثار‌ فلاسفه‌ اسلامی می‌توان اصول و مواضعی را یافت که توجه به آنها ما رادر مقام داوری یا پاسخگویی‌ به‌ بعضی‌ از این اعتراض یاری می‌رساند. برای مثال‌ در پاسخ‌ به‌ اعتراض‌ نخست‌ می‌توان‌ گفت: اگرچه بعضی از فلاسفه با استناد به هیئت بطلمیوسی و مبنا قرار دادن افلاک تسعه به اثبات عالم عقول و نفوس فلکی پرداخته‌اند، باید توجه کرد که راه اثبات عوالم‌ مافوق طبیعت، منحصر در این راه نیست؛ بلکه راه‌های دیگری نیز برای اثبات مراتب شکوهمند نظام هستی وجود دارد. مرحوم شیخ اشراق در آثار فلسفی خود از طریق "قاعده امکان اشرف" مراتب هستی‌ از‌ اشباح مثالی و صور برزخی گرفته تا عقول عرضی و ارباب انواع (مثل معقله) و تا عقول طولی تا عقل اول را اثبات کرده است.<ref>سهروردی، مـجموعه مصنفات، مقدّمه و تصحیح هنریکربن، تهران، مؤسسه‌ مطالعات‌ و تحقیقات‌ فرهنگی صفحه ۵۱ و ۴۳۴؛ شمس الدین شهروزی‌، شرح حکمه الاشراق، تـحقیق حـسین ضیائی تربتی، تهران، مؤسسه‌ مطالعات‌ و تحقیقات‌ فرهنگی ص۳۸۵</ref> مرحوم صدر المتألهین نیز برای اثبات عقل که آن را "مفارق قدسی" می‌نامد از راه‌های گوناگون استدلال کرده است.<ref>شیرازی، الأسفار الأربـعه، تـهران، حیدری‌ ص ۲۶۲</ref><ref>[[علی رضا نجف‌زاده|نجف‌زاده، علی رضا]]، [[صور و مراتب وحی محمدی (مقاله)|صور و مراتب وحی محمدی]]، ص ۸۸ تا ۹۹.</ref>
* در پاسخ‌ به‌ اعتراض دوم می‌توان گفت: اولا‌، اجتماع‌ سه شرط مذکور، مختص پیامبران است و گرنه هریک از آنها ممکن است به تنهایی در دیگران هم تحقق پیداکند؛ ثانیا، فلاسفه در برابر متکلمانی که‌ نبوت‌ را مشروط به هیچ‌ شرط‌ و استعدادی نمی‌دانند<ref>عبد الرحمن بن احمد، بی‌تا، المواقف فی علم الکلام، بـیروت،عـالم الکـتب‌ ص ۳۳۷</ref> می‌خواهند با طرح این شروط بفهمانند که هر کسی قابلیت رسیدن به مقام شریف پیامبری را ندارد و باید با این سه خصلت از دیگران ممتاز و سرآمد باشد. به‌ عبارت‌ دیگر، فلاسفه در مقام برجسته کردن علت قابلی نبوت هستند وگرنه ایشان هم علت فاعلی نبوت را اصطفای الهی و رسالت بخشیدن به او می‌دانند.<ref>ابن سینا، الشـفاء(الالهیات)، تحقیق ژرژ قنواتی و سعید زاید؛ قاهره ص ۴۴۲؛ صدر الدین شیرازی، مـفاتیح الغیب، تصحیح محمد‌ خواجوی‌، تهران، مؤسسه مـطالعات و تـحقیقات فـرهنگی ص ۴۷۰ و ۴۷۴؛ صدر الدین شیرازی، تفسیر القرآن الکریم، تحقیق محمد خواجوی‌، ص ۳۷۸-۳۸۰</ref><ref>[[علی رضا نجف‌زاده|نجف‌زاده، علی رضا]]، [[صور و مراتب وحی محمدی (مقاله)|صور و مراتب وحی محمدی]]، ص ۸۸ تا ۹۹.</ref>
* در پاسخ‌ به‌ اعتراض دوم می‌توان گفت: اولا‌، اجتماع‌ سه شرط مذکور، مختص پیامبران است و گرنه هریک از آنها ممکن است به تنهایی در دیگران هم تحقق پیداکند؛ ثانیا، فلاسفه در برابر متکلمانی که‌ نبوت‌ را مشروط به هیچ‌ شرط‌ و استعدادی نمی‌دانند<ref>عبد الرحمن بن احمد، بی‌تا، المواقف فی علم الکلام، بـیروت، عـالم الکـتب‌ ص ۳۳۷</ref> می‌خواهند با طرح این شروط بفهمانند که هر کسی قابلیت رسیدن به مقام شریف پیامبری را ندارد و باید با این سه خصلت از دیگران ممتاز و سرآمد باشد. به‌ عبارت‌ دیگر، فلاسفه در مقام برجسته کردن علت قابلی نبوت هستند وگرنه ایشان هم علت فاعلی نبوت را اصطفای الهی و رسالت بخشیدن به او می‌دانند.<ref>ابن سینا، الشـفاء(الالهیات)، تحقیق ژرژ قنواتی و سعید زاید؛ قاهره ص ۴۴۲؛ صدر الدین شیرازی، مـفاتیح الغیب، تصحیح محمد‌ خواجوی‌، تهران، مؤسسه مـطالعات و تـحقیقات فـرهنگی ص ۴۷۰ و ۴۷۴؛ صدر الدین شیرازی، تفسیر القرآن الکریم، تحقیق محمد خواجوی‌، ص ۳۷۸-۳۸۰</ref><ref>[[علی رضا نجف‌زاده|نجف‌زاده، علی رضا]]، [[صور و مراتب وحی محمدی (مقاله)|صور و مراتب وحی محمدی]]، ص ۸۸ تا ۹۹.</ref>
* تأمل در این مطالب، توهم اکتسابی بودن نبوت را هم برطرف می‌کند؛ زیرا صحیح است‌ که همه علوم از فیض عقل فعال می‌باشد و اکتساب، فقط در‌ ناحیه تقویت‌ استعداد‌ نفس برای دریافت فیض بیشتر از عقل فعال معنا می‌یابد؛ ابن سینا و ملاصدرا علاوه بر اینکه مراتب ‌‌چهارگانه‌ عقل هیولانی، عقل بالملکه، عقل بالفعل و عقل مستفاد که مشترک در میان همه انسان‌هاست‌ را‌ برای‌ پیامبران هم برمی‌شمرند، یکی از ویژگی‌های سه‌گانه ایشان را برخورداری از قوه حدس قوی می‌دانند و آن را‌ "عقل قدسی" می‌خوانند که پیامبر به واسطه این مرتبه از دیگران ممتاز می‌گردد. پس‌ از اجتماع شرایط در‌ انسان‌ کامل و حصول علت قابلی، اصطفا و رسالت‌بخشی خداوند، علت فاعلی نبوت خواهد بود.<ref>ابن سینا، النجاة، تحقیق محی الدین صبری کردی، قاهره ص ۱۶۵-۱۶۸</ref><ref>[[علی رضا نجف‌زاده|نجف‌زاده، علی رضا]]، [[صور و مراتب وحی محمدی (مقاله)|صور و مراتب وحی محمدی]]، ص ۸۸ تا ۹۹.</ref>
* تأمل در این مطالب، توهم اکتسابی بودن نبوت را هم برطرف می‌کند؛ زیرا صحیح است‌ که همه علوم از فیض عقل فعال می‌باشد و اکتساب، فقط در‌ ناحیه تقویت‌ استعداد‌ نفس برای دریافت فیض بیشتر از عقل فعال معنا می‌یابد؛ ابن سینا و ملاصدرا علاوه بر اینکه مراتب ‌‌چهارگانه‌ عقل هیولانی، عقل بالملکه، عقل بالفعل و عقل مستفاد که مشترک در میان همه انسان‌هاست‌ را‌ برای‌ پیامبران هم برمی‌شمرند، یکی از ویژگی‌های سه‌گانه ایشان را برخورداری از قوه حدس قوی می‌دانند و آن را‌ "عقل قدسی" می‌خوانند که پیامبر به واسطه این مرتبه از دیگران ممتاز می‌گردد. پس‌ از اجتماع شرایط در‌ انسان‌ کامل و حصول علت قابلی، اصطفا و رسالت‌بخشی خداوند، علت فاعلی نبوت خواهد بود.<ref>ابن سینا، النجاة، تحقیق محی الدین صبری کردی، قاهره ص ۱۶۵-۱۶۸</ref><ref>[[علی رضا نجف‌زاده|نجف‌زاده، علی رضا]]، [[صور و مراتب وحی محمدی (مقاله)|صور و مراتب وحی محمدی]]، ص ۸۸ تا ۹۹.</ref>
* اما آیا می‌توان برای اشکال چهارم، یعنی تخیل‌انگاری صور و الفاظ وحیانی هم پاسخ روشن‌ و قانع‌کننده‌ای در آثار ایشان یافت. مرحوم صدر المتألهین در آثار خود، خیال صرف بودن اشباح مثالی که پیامبر آنها را رؤیت می‌نماید را با قوت رد می‌کند و آن را در اسفار‌ و مفاتیح الغیب ناشی از جهل به احکام انزال و تنزیل و در المبدأ و المعاد ناشی از غفلت حکمای مشاء نسبت به عالم مثال افلاطونی و اشباح مثالیه می‌داند. او در الشواهد‌ الربوبیه‌ به صورت اجمال می‌گوید: ویژگی دوم پیامبر آن است که ملک حامل وحی را با قوه متخیله خود در عالم خیال منفصل و به تعبیر او در عالم (هورقلیا) مشاهده می‌کند‌ و کلام او‌ را که کلام الهی است می‌شنود. ایشان ظاهرا بر آن است که با تمسک به عالم مثل معلقه که شیخ اشراق در آثار خود آن را به اثبات کرده است‌<ref>شمس الدین شهروزی‌، شرح حکمه الاشراق، تـحقیق حـسین ضیائی تربتی، تهران، مؤسسه‌ مطالعات‌ و تحقیقات‌ فرهنگی ص ۵۰۹ و ۵۶۳</ref> شبهه خیال صرف‌ بودن‌ جبرئیل‌ و تصرف بی‌ضابطه و الگوی قوه متخیله در خلق صور و الفاظ وحیانی را دفع کند و بگوید پیامبر، این اشباح مثالی را با قوه متخیله خود‌ در‌ عالم‌ مثل معلقه مشاهده می‌کند.<ref>[[علی رضا نجف‌زاده|نجف‌زاده، علی رضا]]، [[صور و مراتب وحی محمدی (مقاله)|صور و مراتب وحی محمدی]]، ص ۸۸ تا ۹۹.</ref>
* اما آیا می‌توان برای اشکال چهارم، یعنی تخیل‌انگاری صور و الفاظ وحیانی هم پاسخ روشن‌ و قانع‌کننده‌ای در آثار ایشان یافت. مرحوم صدر المتألهین در آثار خود، خیال صرف بودن اشباح مثالی که پیامبر آنها را رؤیت می‌نماید را با قوت رد می‌کند و آن را در اسفار‌ و مفاتیح الغیب ناشی از جهل به احکام انزال و تنزیل و در المبدأ و المعاد ناشی از غفلت حکمای مشاء نسبت به عالم مثال افلاطونی و اشباح مثالیه می‌داند. او در الشواهد‌ الربوبیه‌ به صورت اجمال می‌گوید: ویژگی دوم پیامبر آن است که ملک حامل وحی را با قوه متخیله خود در عالم خیال منفصل و به تعبیر او در عالم (هورقلیا) مشاهده می‌کند‌ و کلام او‌ را که کلام الهی است می‌شنود. ایشان ظاهرا بر آن است که با تمسک به عالم مثل معلقه که شیخ اشراق در آثار خود آن را به اثبات کرده است‌<ref>شمس الدین شهروزی‌، شرح حکمه الاشراق، تـحقیق حـسین ضیائی تربتی، تهران، مؤسسه‌ مطالعات‌ و تحقیقات‌ فرهنگی ص ۵۰۹ و ۵۶۳</ref> شبهه خیال صرف‌ بودن‌ جبرئیل‌ و تصرف بی‌ضابطه و الگوی قوه متخیله در خلق صور و الفاظ وحیانی را دفع کند و بگوید پیامبر، این اشباح مثالی را با قوه متخیله خود‌ در‌ عالم‌ مثل معلقه مشاهده می‌کند.<ref>[[علی رضا نجف‌زاده|نجف‌زاده، علی رضا]]، [[صور و مراتب وحی محمدی (مقاله)|صور و مراتب وحی محمدی]]، ص ۸۸ تا ۹۹.</ref>
خط ۱۰۷: خط ۱۰۷:
{{پایان مدخل‌ وابسته}}
{{پایان مدخل‌ وابسته}}


==[[:رده:آثار مراتب وحی|منبع‌شناسی جامع مراتب وحی]]==
== [[:رده:آثار مراتب وحی|منبع‌شناسی جامع مراتب وحی]] ==
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های مراتب وحی|کتاب‌شناسی مراتب وحی]]؛  
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های مراتب وحی|کتاب‌شناسی مراتب وحی]]؛  
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های مراتب وحی|مقاله‌شناسی مراتب وحی]]؛  
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های مراتب وحی|مقاله‌شناسی مراتب وحی]]؛  
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش