بحث:حکمت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن '
جز (جایگزینی متن - 'افراط و تفریط' به 'افراط و تفریط')
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ')
خط ۴۴: خط ۴۴:


==[[افاضه]] کننده حکمت==
==[[افاضه]] کننده حکمت==
افاضه کننده حکمت با معلّم آن فرق دارد، زیرا [[آموزگار]] [[حکمت]]، کسی است که نفس [[شاگرد]] را آماده گرفتن حکمت می‌کند؛ ولی افاضه کننده حکمت کسی است که آن را در نفس پدید می‌آورد و از [[قوه]] به فعل خارج می‌کند و او تنها خدای متعال است،<ref>ر.ک: تفسیر صدرالمتألهین، ج ۷، ص ۱۶۵ - ۱۶۶.</ref> از این رو [[تعلیم]] حکمت، هم به خدا ([[آل عمران]] / ۳، ۴۸؛ [[مائده]] / ۵، ۱۱۰) و هم به [[پیامبر]]{{صل}} (بقره / ۲، ۱۲۹، ۱۵۱؛ آل عمران / ۳، ۱۶۴؛ [[جمعه]] / ۶۲، ۲) نسبت یافته؛ لیکن افاضه و اعطای حکمت تنها به خدا اسناد داده شده است. (بقره / ۲، ۲۵۱، ۲۶۹؛ [[آل عمران]] / ۳، ۸۱؛ [[نساء]] / ۴، ۵۴، ۱۱۳؛ [[لقمان]] / ۳۱، ۱۲؛ ص / ۳۸، ۲۰) [[برهان عقلی]] نیز این مطلب را [[ثابت]] می‌کند، چون [[حکمت]] پدیده‌ای در [[نفس انسان]] است که از بیرون به آن وارد می‌شود، بنابراین تحقق حکمت در نفس به مؤثری بیرون از نفس [[نیازمند]] است که بالفعل علیم، [[حکیم]] و [[عاقل]] باشد، زیرا اگر آن مؤثر بالقوه باشد، خود نیازمند مؤثر دیگری است که او را از [[قوه]] به فعل آورد و برپایه بطلان دور و [[تسلسل]]، روشن می‌شود که [[افاضه]] کننده حکمت، تنها [[ذات الهی]] است که فعلیت محض و کاملاً از شائبه امکان و زوال پیراسته است.
افاضه کننده حکمت با معلّم آن فرق دارد، زیرا [[آموزگار]] [[حکمت]]، کسی است که نفس [[شاگرد]] را آماده گرفتن حکمت می‌کند؛ ولی افاضه کننده حکمت کسی است که آن را در نفس پدید می‌آورد و از [[قوه]] به فعل خارج می‌کند و او تنها خدای متعال است،<ref>ر.ک: تفسیر صدرالمتألهین، ج ۷، ص ۱۶۵ - ۱۶۶.</ref> از این رو [[تعلیم]] حکمت، هم به خدا ([[آل عمران]] / ۳، ۴۸؛ [[مائده]] / ۵، ۱۱۰) و هم به [[پیامبر]]{{صل}} (بقره / ۲، ۱۲۹، ۱۵۱؛ آل عمران / ۳، ۱۶۴؛ [[جمعه]] / ۶۲، ۲) نسبت یافته؛ لکن افاضه و اعطای حکمت تنها به خدا اسناد داده شده است. (بقره / ۲، ۲۵۱، ۲۶۹؛ [[آل عمران]] / ۳، ۸۱؛ [[نساء]] / ۴، ۵۴، ۱۱۳؛ [[لقمان]] / ۳۱، ۱۲؛ ص / ۳۸، ۲۰) [[برهان عقلی]] نیز این مطلب را [[ثابت]] می‌کند، چون [[حکمت]] پدیده‌ای در [[نفس انسان]] است که از بیرون به آن وارد می‌شود، بنابراین تحقق حکمت در نفس به مؤثری بیرون از نفس [[نیازمند]] است که بالفعل علیم، [[حکیم]] و [[عاقل]] باشد، زیرا اگر آن مؤثر بالقوه باشد، خود نیازمند مؤثر دیگری است که او را از [[قوه]] به فعل آورد و برپایه بطلان دور و [[تسلسل]]، روشن می‌شود که [[افاضه]] کننده حکمت، تنها [[ذات الهی]] است که فعلیت محض و کاملاً از شائبه امکان و زوال پیراسته است.


بر این اساس، [[حکمت]] نوری است که [[خدا]] بر [[قلب]] هر که بخواهد افاضه می‌کند: "ذلِکَ فَضلُ اللّهِ یؤتیهِ مَن یشاءُ واللّهُ ذو الفَضلِ العَظیم" ([[جمعه]] / ۶۲، ۴)<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۷، ص ۱۶۶ - ۱۶۷.</ref> و چون خدا حکیم است و حکیم کار گزاف نمی‌کند، حکمت را نیز [[بیهوده]] به کسی نمی‌دهد، بلکه تنها کسانی از این [[موهبت]] برخوردار می‌شوند که [[شایستگی]] برخورداری از آن را داشته و زمینه‌های دریافت حکمت را در خود پدید آورده باشند، چنان‌که در [[آیه]] ۲۶۹ بقره / ۲ پس از این سخن که خدا حکمت را به هر که بخواهد می‌دهد: "وما یذَّکَّرُ اِلاّ اُولوا الاَلبـب" و از آن برداشت می‌شود که به دست آوردن حکمت بر [[تذکر]] و تذکر بر [[عقل]] وابسته است، بنابراین کسی که عقل ندارد حکمت نیز نخواهد داشت؛<ref> المیزان، ج ۲، ص ۳۹۶؛ التحریر والتنویر، ج ۳، ص ۶۴.</ref> همچنین برای اعطای حکمت به لقمان{{ع}} (لقمان / ۳۱، ۱۲) اسباب فراوانی یاد شده است؛ مانند [[تفکر]] بسیار، [[یقین]] [[نیکو]]، [[دوستی با خدا]]، [[امانتداری]]، [[راستگویی]]، [[سکوت]]، [[ورع]].<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص ۸۰، ۸۴؛ نور الثقلین، ج ۴، ص ۱۹۶.</ref> در [[روایات]] بسیاری نیز اموری چون [[اخلاص]]، [[خشیت الهی]]، [[دوست داشتن]] [[اهل بیت]]{{عم}}، [[زهد]]، [[روزه]]، [[تواضع]] و [[دعا]] از اسباب [[حکمت]] و اموری چون [[هوای نفس]]، [[دنیا دوستی]]، [[نفاق]]، [[تکبر]]، [[طمع]] و [[پرخوری]] از موانع حکمت دانسته شده است.<ref>العلم والحکمه، ص ۱۴۶ - ۱۷۶.</ref>
بر این اساس، [[حکمت]] نوری است که [[خدا]] بر [[قلب]] هر که بخواهد افاضه می‌کند: "ذلِکَ فَضلُ اللّهِ یؤتیهِ مَن یشاءُ واللّهُ ذو الفَضلِ العَظیم" ([[جمعه]] / ۶۲، ۴)<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۷، ص ۱۶۶ - ۱۶۷.</ref> و چون خدا حکیم است و حکیم کار گزاف نمی‌کند، حکمت را نیز [[بیهوده]] به کسی نمی‌دهد، بلکه تنها کسانی از این [[موهبت]] برخوردار می‌شوند که [[شایستگی]] برخورداری از آن را داشته و زمینه‌های دریافت حکمت را در خود پدید آورده باشند، چنان‌که در [[آیه]] ۲۶۹ بقره / ۲ پس از این سخن که خدا حکمت را به هر که بخواهد می‌دهد: "وما یذَّکَّرُ اِلاّ اُولوا الاَلبـب" و از آن برداشت می‌شود که به دست آوردن حکمت بر [[تذکر]] و تذکر بر [[عقل]] وابسته است، بنابراین کسی که عقل ندارد حکمت نیز نخواهد داشت؛<ref> المیزان، ج ۲، ص ۳۹۶؛ التحریر والتنویر، ج ۳، ص ۶۴.</ref> همچنین برای اعطای حکمت به لقمان{{ع}} (لقمان / ۳۱، ۱۲) اسباب فراوانی یاد شده است؛ مانند [[تفکر]] بسیار، [[یقین]] [[نیکو]]، [[دوستی با خدا]]، [[امانتداری]]، [[راستگویی]]، [[سکوت]]، [[ورع]].<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص ۸۰، ۸۴؛ نور الثقلین، ج ۴، ص ۱۹۶.</ref> در [[روایات]] بسیاری نیز اموری چون [[اخلاص]]، [[خشیت الهی]]، [[دوست داشتن]] [[اهل بیت]]{{عم}}، [[زهد]]، [[روزه]]، [[تواضع]] و [[دعا]] از اسباب [[حکمت]] و اموری چون [[هوای نفس]]، [[دنیا دوستی]]، [[نفاق]]، [[تکبر]]، [[طمع]] و [[پرخوری]] از موانع حکمت دانسته شده است.<ref>العلم والحکمه، ص ۱۴۶ - ۱۷۶.</ref>
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش