ضرورت امامت: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۸ اوت ۲۰۱۸
خط ۷۳: خط ۷۳:
* در تحلیل [[شبهه]] فوق باید گفت که اولاً: مقصود از بلوغ عقلی مردمان صدر [[اسلام]]، نه نیل آنان به [[مقام]] تخصص در دین‌شناسی و [[تفسیر]] قرآن، بلکه مقصود استعداد و تکامل آنان در صیانت [[کتاب آسمانی]] از آفت [[تحریف]] و حفظ و انتقال صحیح آن به نسل‌های بعدی است، با این وصف که در پرتو تعلیمات [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} به مرتبه‌ای از [[دانش]] و [[فهم]] [[دین]] و [[قرآن]] رسیده و نسل آنان نیز بر تربیت و ظهور دین‌شناسان امثال سلمان، کمیل و [[مقداد]] مستعد است، با این وجود به دلیل عدم [[عصمت]] [[مردم]] و همچنین عالمان، احتمال [[خطا]] و [[تفسیر]] ناصواب از [[دین]] در صدر [[اسلام]] به صورت احتمال بالا وجود داشت؛ چراکه در آن دوره مبانی و اصول مسلم و ثابت [[دین]] هنوز منقّح، مدوّن و مضبوط نشده بود، لذا به وجود یک [[مرجع]] علمی دینی [[معصوم]] با نام "[[امام]]" احساس نیاز می‌شد. بر این اساس تا تدوین و تنقیح اصول و مبانی دینی نیاز به [[امام]] و [[مرجع]] دینی [[معصوم]] کاملاً محسوس و ضروری است تا حداقل اصول و مبانی [[دین]] خاتم مصون از [[خطا]] باقی بماند.  
* در تحلیل [[شبهه]] فوق باید گفت که اولاً: مقصود از بلوغ عقلی مردمان صدر [[اسلام]]، نه نیل آنان به [[مقام]] تخصص در دین‌شناسی و [[تفسیر]] قرآن، بلکه مقصود استعداد و تکامل آنان در صیانت [[کتاب آسمانی]] از آفت [[تحریف]] و حفظ و انتقال صحیح آن به نسل‌های بعدی است، با این وصف که در پرتو تعلیمات [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} به مرتبه‌ای از [[دانش]] و [[فهم]] [[دین]] و [[قرآن]] رسیده و نسل آنان نیز بر تربیت و ظهور دین‌شناسان امثال سلمان، کمیل و [[مقداد]] مستعد است، با این وجود به دلیل عدم [[عصمت]] [[مردم]] و همچنین عالمان، احتمال [[خطا]] و [[تفسیر]] ناصواب از [[دین]] در صدر [[اسلام]] به صورت احتمال بالا وجود داشت؛ چراکه در آن دوره مبانی و اصول مسلم و ثابت [[دین]] هنوز منقّح، مدوّن و مضبوط نشده بود، لذا به وجود یک [[مرجع]] علمی دینی [[معصوم]] با نام "[[امام]]" احساس نیاز می‌شد. بر این اساس تا تدوین و تنقیح اصول و مبانی دینی نیاز به [[امام]] و [[مرجع]] دینی [[معصوم]] کاملاً محسوس و ضروری است تا حداقل اصول و مبانی [[دین]] خاتم مصون از [[خطا]] باقی بماند.  


===تفاوت صدر [[اسلام]] با عصر غیبت===
===تفاوت صدر [[اسلام]] با [[عصر غیبت]]===
* این اشکال که نیاز به [[مرجع]] دینی [[معصوم]] در هر دوره مثل دوره [[غیبت]] و [[اجتهاد]] نیز لازم است؛ چراکه در [[اجتهاد]] نیز احتمال [[خطا]] وجود دارد<ref>«مگر در هنگام [[اجتهاد]] (ارجاع جزئیات به کلیات) امکان [[خطا]] رفع می‌شود و احتمال استنباط غلط از بین می‌رود؟ مسلم است که پاسخ منفی است. پس با این حساب [[اجتهاد]] نیز نیاز به عصمت دارد و غیرمعصوم حق [[اجتهاد]] ندارد، اما آیا این را می‌پذیرید؟»؛ تئوری [[امامت]] در ترازوی نقد، صص ۱۱ و ۱۲.</ref>، اشکال موجّه نیست، برای این‌که در عصر [[غیبت]] احتمال [[خطا]] نه در اصول و مبانی [[دین]] که در فروع و جزئیات است که خطای آن به اصل [[دین]] آسیب وارد نمی‌کند و قیاس آن دو قیاس مع‌الفارق است. شهید [[مرتضی مطهری]] در [[تبیین]] چگونگی بلوغ عقلی [[مردم]] برای توجیه [[خاتمیت]] به مراتب آن اشاره نمی‌کند، اما به اشکال منافات آن با اصل [[امامت]] متفطن بود، لذا برای پاسخ از اشکال به [[مرجعیت علمی]] [[امام]] و حل اختلاف دینی اشاره می‌کند که [[مسلمانان]] و نخبگان از حل آن‌ها ناتوان هستند و از این‌جا معلوم می‌شود که منظور شهید [[مرتضی مطهری]] بلوغ نسبی [[مسلمانان]] صدر [[اسلام]] بوده است، چنان‌که می‌گوید:یک سلسله اختلافات و تفرق‌ها، تشتت‌ها و مذهب‌های مختلف و گوناگون در [[شریعت]] ختمیه پیدا می-شود، باید یک شاخص وجود داشته باشد که اگر [[مردم]] در این [[مذاهب]] گوناگون که این‌ها را اهواء آراء و تعصب‌ها ایجاد کرده است، بخواهند بفهمند که حق چیست بروند به سراغ او... علمای [[امت]] می‌توانند در کار [[دعوت]] و [[تبلیغ]] و ترویج [[جانشین]] پیغمبران باشند، اما نمی‌توانند [[مرجع حل اختلافات]] باشند<ref>خاتمیت، ص ۵۳.</ref>.
* این اشکال که نیاز به [[مرجع]] دینی [[معصوم]] در هر دوره مثل دوره [[غیبت]] و [[اجتهاد]] نیز لازم است؛ چراکه در [[اجتهاد]] نیز احتمال [[خطا]] وجود دارد<ref>«مگر در هنگام [[اجتهاد]] (ارجاع جزئیات به کلیات) امکان [[خطا]] رفع می‌شود و احتمال استنباط غلط از بین می‌رود؟ مسلم است که پاسخ منفی است. پس با این حساب [[اجتهاد]] نیز نیاز به عصمت دارد و غیرمعصوم حق [[اجتهاد]] ندارد، اما آیا این را می‌پذیرید؟»؛ تئوری [[امامت]] در ترازوی نقد، صص ۱۱ و ۱۲.</ref>، اشکال موجّه نیست، برای این‌که در عصر [[غیبت]] احتمال [[خطا]] نه در اصول و مبانی [[دین]] که در فروع و جزئیات است که خطای آن به اصل [[دین]] آسیب وارد نمی‌کند و قیاس آن دو قیاس مع‌الفارق است. شهید [[مرتضی مطهری]] در [[تبیین]] چگونگی بلوغ عقلی [[مردم]] برای توجیه [[خاتمیت]] به مراتب آن اشاره نمی‌کند، اما به اشکال منافات آن با اصل [[امامت]] متفطن بود، لذا برای پاسخ از اشکال به [[مرجعیت علمی]] [[امام]] و حل اختلاف دینی اشاره می‌کند که [[مسلمانان]] و نخبگان از حل آن‌ها ناتوان هستند و از این‌جا معلوم می‌شود که منظور شهید [[مرتضی مطهری]] بلوغ نسبی [[مسلمانان]] صدر [[اسلام]] بوده است، چنان‌که می‌گوید:یک سلسله اختلافات و تفرق‌ها، تشتت‌ها و مذهب‌های مختلف و گوناگون در [[شریعت]] ختمیه پیدا می-شود، باید یک شاخص وجود داشته باشد که اگر [[مردم]] در این [[مذاهب]] گوناگون که این‌ها را اهواء آراء و تعصب‌ها ایجاد کرده است، بخواهند بفهمند که حق چیست بروند به سراغ او... علمای [[امت]] می‌توانند در کار [[دعوت]] و [[تبلیغ]] و ترویج [[جانشین]] پیغمبران باشند، اما نمی‌توانند [[مرجع حل اختلافات]] باشند<ref>خاتمیت، ص ۵۳.</ref>.
* به دیگر سخن تنها بلوغ و تکامل عقلی مخاطبان [[اسلام]] منافاتی با اصل [[امامت]] ندارد بلکه استعداد و تکامل فکری به معنای فوق شرط و مقدمه بهره‌گیری از وجود [[امام]] است؛ چراکه در صورت عدم رجوع [[مردم]] و یا [[عالمان]] [[دین]] به [[امام]] برای [[تفسیر متشابهات]] و [[حل اختلاف دینی]]، این امر یا از جمود فکری و خشک شدن اندیشه دینی در [[جامعه]] حکایت می‌کند یا بیان‌گر [[جهالت]] [[مردم]] و [[عالمان]] [[دین]] به اصل [[امامت]] و عدم درک [[نیاز رجوع به امام]] در [[حل مسائل دین]] است، که هر دو فرض نشان‌گر عدم بلوغ فکری و عقلی [[مسلمانان]] صدر [[اسلام]] است که در این صورت [[امامت]] ثمربخش نخواهد بود. پس برای توجیه [[خاتمیت]] از طریق اصل [[امامت]] نیز باید به بلوغ فکری - هر چند نسبی - [[مسلمانان]] صدر [[اسلام]] ملتزم شویم.  
* به دیگر سخن تنها بلوغ و تکامل عقلی مخاطبان [[اسلام]] منافاتی با اصل [[امامت]] ندارد بلکه استعداد و تکامل فکری به معنای فوق شرط و مقدمه بهره‌گیری از وجود [[امام]] است؛ چراکه در صورت عدم رجوع [[مردم]] و یا [[عالمان]] [[دین]] به [[امام]] برای [[تفسیر متشابهات]] و [[حل اختلاف دینی]]، این امر یا از جمود فکری و خشک شدن اندیشه دینی در [[جامعه]] حکایت می‌کند یا بیان‌گر [[جهالت]] [[مردم]] و [[عالمان]] [[دین]] به اصل [[امامت]] و عدم درک [[نیاز رجوع به امام]] در [[حل مسائل دین]] است، که هر دو فرض نشان‌گر عدم بلوغ فکری و عقلی [[مسلمانان]] صدر [[اسلام]] است که در این صورت [[امامت]] ثمربخش نخواهد بود. پس برای توجیه [[خاتمیت]] از طریق اصل [[امامت]] نیز باید به بلوغ فکری - هر چند نسبی - [[مسلمانان]] صدر [[اسلام]] ملتزم شویم.  
۲۲۴٬۹۶۷

ویرایش