پرش به محتوا

حسنه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'تجدید' به 'تجدید'
جز (جایگزینی متن - '\=\=\sپانویس\s\=\=↵\{\{پانویس\}\}\n\n\[\[رده\:(.*)در\sقرآن\]\]' به '== پانویس == {{پانویس}}')
جز (جایگزینی متن - 'تجدید' به 'تجدید')
خط ۱۶۱: خط ۱۶۱:
و در ذیل آیه ۹۶ [[سوره مؤمنون]]: {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«بدی را با روشی که نیکوتر است دور کن؛ ما به آنچه وصف می‌کنند داناتریم» سوره مؤمنون، آیه ۹۶.</ref>، فرموده: بدی‌های آنها را با [[عفو]]، گذشت و نیکی دفع کن و آنها را با [[بهترین]] [[منطق]] پاسخ گو.
و در ذیل آیه ۹۶ [[سوره مؤمنون]]: {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«بدی را با روشی که نیکوتر است دور کن؛ ما به آنچه وصف می‌کنند داناتریم» سوره مؤمنون، آیه ۹۶.</ref>، فرموده: بدی‌های آنها را با [[عفو]]، گذشت و نیکی دفع کن و آنها را با [[بهترین]] [[منطق]] پاسخ گو.


هم‌چنین زیر عنوان “نکته‌ها” چنین [[تفسیر]] فرمود: یکی از موثرترین طرق مبارزه با [[دشمنان]] سرسخت و لجوج، آن است که بدی‌ها را به نیکی پاسخ دهند. این جاست که [[شور]] و غوغایی از درون [[وجدان]] آنها برمی‌خیزد و شخص [[بدکار]] را سخت تحت ضربات [[سرزنش]] و ملامت قرار می‌دهد و در مقایسه او با طرف مقابل، [[حق]] را به طرف می‌دهد، و همین امر در بسیاری از موارد سبب [[تجدید]] نظر [[دشمن]] در برنامه‌هایش می‌گردد. در [[سیره]] [[پیشوایان]] و روش عملی [[پیامبر]] {{صل}} و [[ائمه هدی]] {{عم}}، بسیار دیده‌ایم که افراد یا جمعیت‌هایی را که مرتکب بدترین جنایات شده‌اند، به [[نیکی]] پاسخ گفته و مشمول محبتشان ساخته‌اند، و همین، سبب [[انقلاب]] و دگرگونی [[روحی]] و بازگشت آنها به طریق حق گردیده. [[قرآن]] بارها و از جمله در [[آیات]] فوق، این امر را به عنوان یک اصل در مبازره با [[بدی‌ها]] به [[مسلمانان]] گوشزد می‌کند، و حتی در [[آیه]] ۳۴ [[سوره فصلت]] می‌گوید: نتیجه این کار، آن خواهد شد که [[دشمنان]] سرسخت، [[دوستان]] گرم و صمیمی شوند: {{متن قرآن|فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ}}<ref>«نیکی با بدی برابر نیست؛ به بهترین شیوه (دیگران را از چالش با خود) باز دار، ناگاه آن کس که میان تو و او دشمنی است چون دوستی مهربان می‌گردد» سوره فصلت، آیه ۳۴.</ref><ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۳۰۶ و ۳۰۸-۳۰۹.</ref>.
هم‌چنین زیر عنوان “نکته‌ها” چنین [[تفسیر]] فرمود: یکی از موثرترین طرق مبارزه با [[دشمنان]] سرسخت و لجوج، آن است که بدی‌ها را به نیکی پاسخ دهند. این جاست که [[شور]] و غوغایی از درون [[وجدان]] آنها برمی‌خیزد و شخص [[بدکار]] را سخت تحت ضربات [[سرزنش]] و ملامت قرار می‌دهد و در مقایسه او با طرف مقابل، [[حق]] را به طرف می‌دهد، و همین امر در بسیاری از موارد سبب تجدید نظر [[دشمن]] در برنامه‌هایش می‌گردد. در [[سیره]] [[پیشوایان]] و روش عملی [[پیامبر]] {{صل}} و [[ائمه هدی]] {{عم}}، بسیار دیده‌ایم که افراد یا جمعیت‌هایی را که مرتکب بدترین جنایات شده‌اند، به [[نیکی]] پاسخ گفته و مشمول محبتشان ساخته‌اند، و همین، سبب [[انقلاب]] و دگرگونی [[روحی]] و بازگشت آنها به طریق حق گردیده. [[قرآن]] بارها و از جمله در [[آیات]] فوق، این امر را به عنوان یک اصل در مبازره با [[بدی‌ها]] به [[مسلمانان]] گوشزد می‌کند، و حتی در [[آیه]] ۳۴ [[سوره فصلت]] می‌گوید: نتیجه این کار، آن خواهد شد که [[دشمنان]] سرسخت، [[دوستان]] گرم و صمیمی شوند: {{متن قرآن|فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ}}<ref>«نیکی با بدی برابر نیست؛ به بهترین شیوه (دیگران را از چالش با خود) باز دار، ناگاه آن کس که میان تو و او دشمنی است چون دوستی مهربان می‌گردد» سوره فصلت، آیه ۳۴.</ref><ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۳۰۶ و ۳۰۸-۳۰۹.</ref>.


نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ...}}، فرموده:برای شما در [[زندگی]] [[رسول خدا]] {{صل}} و عملکرد او (در میدان [[احزاب]]) [[سرمشق]] نیکویی بود؛ برای آنها که [[امید به رحمت خدا]] و [[روز رستاخیز]] دارند و [[خدا]] را بسیار یاد می‌کنند. [[بهترین]] [[الگو]] برای شما نه تنها در این میدان که در تمام زندگی، شخص پیامبر {{صل}} است؛ [[روحیات]] عالی او، [[استقامت]] و [[شکیبایی]] او، [[هشیاری]]، [[درایت]]، [[اخلاص]]، [[توجه به خدا]] و [[تسلط]] او بر حوادث و زانو نزدن در برابر [[سختی‌ها]] و [[مشکلات]]، هر کدام می‌تواند الگو و سرمشقی برای [[مسلمین]] باشد، و این ناخدای بزرگ، به هنگامی که سفینه‌اش گرفتار سخت‌ترین طوفان‌ها می‌شود، کمترین [[ضعف]]، [[سستی]] و دستپاچگی [را] به خود [[راه]] نمی‌دهد؛ او هم ناخداست، هم لنگر مطمئن این کشتی؛ هم [[چراغ هدایت]] است و هم مایه [[آرامش]] و راحت [[روح]] و [[جان]] سرنشینان؛ همراه دیگر [[مؤمنان]] کلنگ به دست می‌گیرد؛ [[خندق]] می‌کند، با بیل جمع‌آوری کرده و با ظرف از خندق بیرون می‌برد؛ برای [[حفظ]] [[روحیه]] و خونسردی یارانش با آنها [[مزاح]] می‌کند، و برای گرم کردن [[دل]] و جان، آنها را به خواندن اشعار حماسی [[تشویق]] می‌نماید؛ مرتباً آنان را به [[یاد خدا]] می‌اندازد و به [[آینده]] درخشان و [[فتوحات]] بزرگ نوید می‌دهد؛ از [[توطئه]] [[منافقان]] برحذر می‌دارد و [[هشیاری]] لازم را به آنها می‌دهد؛ از آرایش [[جنگی]] صحیح و [[انتخاب]] [[بهترین]] روش‌های نظامی، لحظه‌ای [[غافل]] نمی‌ماند، و در عین حال، از راه‌های مختلف، برای ایجاد شکاف در میان صفوف دشمان، از پای نمی‌نشیند. آری، او بهترین [[مقتدا]] و [[اسوه]] مؤمنان، در این میدان، و در همه میدان‌هاست. “اسوه” (بر وزن عُروَه)، در اصل به معنای آن حالتی است که [[انسان]] به هنگام [[پیروی]] از دیگری، به خود می‌گیرد، و به تعبیر دیگر، همان [[تأسی]] کردن و [[اقتدا]] نمودن است. بنابراین، معنای مصدری دارد، نه معنای وصفی، و جمله {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}، مفهومش این است که برای شما در [[پیامبر]] {{صل}} تأسی و پیروی خوبی است. می‌توانید با اقتدا کردن به او، خطوط خود را [[اصلاح]]، و در مسیر [[صراط مستقیم]] قرار گیرید. جالب این که: [[قرآن]] در [[آیه]] فوق این [[سوره]] حسنه را مخصوص کسانی می‌داند که دارای سه ویژگی هستند: [[امید]] به [[الله]] و امید به [[روز قیامت]] دارند و [[خدا]] را بسیار یاد می‌کنند. در [[حقیقت]]، [[ایمان]] به [[مبدأ و معاد]]، [[انگیزه]] این حرکت است، و ذکر [[خداوند]] تداوم‌بخش آن؛ زیرا بدون [[شک]]، کسی که از چنین [[ایمانی]] قلبش سرشار نباشد، [[قادر]] به قدم گذاشتن در جای قدم‌های پیامبر نیست، و در ادامه این [[راه]] نیز اگر پیوسته [[ذکر خدا]] نکند و [[شیاطین]] را از خود نراند، قادر به ادامه تأسی و اقتدا نخواهد بود<ref>تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۲۴۲-۲۴۳.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ...}}، فرموده:برای شما در [[زندگی]] [[رسول خدا]] {{صل}} و عملکرد او (در میدان [[احزاب]]) [[سرمشق]] نیکویی بود؛ برای آنها که [[امید به رحمت خدا]] و [[روز رستاخیز]] دارند و [[خدا]] را بسیار یاد می‌کنند. [[بهترین]] [[الگو]] برای شما نه تنها در این میدان که در تمام زندگی، شخص پیامبر {{صل}} است؛ [[روحیات]] عالی او، [[استقامت]] و [[شکیبایی]] او، [[هشیاری]]، [[درایت]]، [[اخلاص]]، [[توجه به خدا]] و [[تسلط]] او بر حوادث و زانو نزدن در برابر [[سختی‌ها]] و [[مشکلات]]، هر کدام می‌تواند الگو و سرمشقی برای [[مسلمین]] باشد، و این ناخدای بزرگ، به هنگامی که سفینه‌اش گرفتار سخت‌ترین طوفان‌ها می‌شود، کمترین [[ضعف]]، [[سستی]] و دستپاچگی [را] به خود [[راه]] نمی‌دهد؛ او هم ناخداست، هم لنگر مطمئن این کشتی؛ هم [[چراغ هدایت]] است و هم مایه [[آرامش]] و راحت [[روح]] و [[جان]] سرنشینان؛ همراه دیگر [[مؤمنان]] کلنگ به دست می‌گیرد؛ [[خندق]] می‌کند، با بیل جمع‌آوری کرده و با ظرف از خندق بیرون می‌برد؛ برای [[حفظ]] [[روحیه]] و خونسردی یارانش با آنها [[مزاح]] می‌کند، و برای گرم کردن [[دل]] و جان، آنها را به خواندن اشعار حماسی [[تشویق]] می‌نماید؛ مرتباً آنان را به [[یاد خدا]] می‌اندازد و به [[آینده]] درخشان و [[فتوحات]] بزرگ نوید می‌دهد؛ از [[توطئه]] [[منافقان]] برحذر می‌دارد و [[هشیاری]] لازم را به آنها می‌دهد؛ از آرایش [[جنگی]] صحیح و [[انتخاب]] [[بهترین]] روش‌های نظامی، لحظه‌ای [[غافل]] نمی‌ماند، و در عین حال، از راه‌های مختلف، برای ایجاد شکاف در میان صفوف دشمان، از پای نمی‌نشیند. آری، او بهترین [[مقتدا]] و [[اسوه]] مؤمنان، در این میدان، و در همه میدان‌هاست. “اسوه” (بر وزن عُروَه)، در اصل به معنای آن حالتی است که [[انسان]] به هنگام [[پیروی]] از دیگری، به خود می‌گیرد، و به تعبیر دیگر، همان [[تأسی]] کردن و [[اقتدا]] نمودن است. بنابراین، معنای مصدری دارد، نه معنای وصفی، و جمله {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}، مفهومش این است که برای شما در [[پیامبر]] {{صل}} تأسی و پیروی خوبی است. می‌توانید با اقتدا کردن به او، خطوط خود را [[اصلاح]]، و در مسیر [[صراط مستقیم]] قرار گیرید. جالب این که: [[قرآن]] در [[آیه]] فوق این [[سوره]] حسنه را مخصوص کسانی می‌داند که دارای سه ویژگی هستند: [[امید]] به [[الله]] و امید به [[روز قیامت]] دارند و [[خدا]] را بسیار یاد می‌کنند. در [[حقیقت]]، [[ایمان]] به [[مبدأ و معاد]]، [[انگیزه]] این حرکت است، و ذکر [[خداوند]] تداوم‌بخش آن؛ زیرا بدون [[شک]]، کسی که از چنین [[ایمانی]] قلبش سرشار نباشد، [[قادر]] به قدم گذاشتن در جای قدم‌های پیامبر نیست، و در ادامه این [[راه]] نیز اگر پیوسته [[ذکر خدا]] نکند و [[شیاطین]] را از خود نراند، قادر به ادامه تأسی و اقتدا نخواهد بود<ref>تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۲۴۲-۲۴۳.</ref>.
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش