جز
جایگزینی متن - 'تجدید' به 'تجدید'
جز (جایگزینی متن - '| تعداد جلد = ↵|' به '|') |
جز (جایگزینی متن - 'تجدید' به 'تجدید') |
||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
برخی خبر دادهاند که کتاب طبری در تفسیر را [[محمد بن احمد بن عبدالله نحوی]] - معروف به [[ابن لجاش]] - مختصر کرده است<ref>ر.ک: داوودی، طبقات المفسرین، ج۲، ص۷۱ و ۷۲، رقم ۴۳۹.</ref>، ولی دربارۀ این مختصر اطلاعی در دست نیست. | برخی خبر دادهاند که کتاب طبری در تفسیر را [[محمد بن احمد بن عبدالله نحوی]] - معروف به [[ابن لجاش]] - مختصر کرده است<ref>ر.ک: داوودی، طبقات المفسرین، ج۲، ص۷۱ و ۷۲، رقم ۴۳۹.</ref>، ولی دربارۀ این مختصر اطلاعی در دست نیست. | ||
این تفسیر یک بار و شاید نخستین بار در سالهای ۱۳۲۳-۱۳۲۹ ه. ق در چاپخانۀ امیریّه بولاق [[مصر]] در [[دوازده]] جلد مشتمل بر سی جزء چاپ و منتشر<ref>سرکیس در بیان این چاپ گفته است: {{عربی|و طبع علی نفقة الخشاب، صاحب المکتبة المشهورة بالمط الامیریّة ببولاق، سنة ۱۳۲۲ الی ۱۳۳۰ بثلاثین جزء بعد التصحیح علی الاصول الموجودة فی خزانة دار الکتب المصریّة}}؛ (معجم المطبوعات العربیة و المعرّبة، ج۲، ص۱۲۳۱).</ref> و پس از آن چندین بار در مصر و بیروت | این تفسیر یک بار و شاید نخستین بار در سالهای ۱۳۲۳-۱۳۲۹ ه. ق در چاپخانۀ امیریّه بولاق [[مصر]] در [[دوازده]] جلد مشتمل بر سی جزء چاپ و منتشر<ref>سرکیس در بیان این چاپ گفته است: {{عربی|و طبع علی نفقة الخشاب، صاحب المکتبة المشهورة بالمط الامیریّة ببولاق، سنة ۱۳۲۲ الی ۱۳۳۰ بثلاثین جزء بعد التصحیح علی الاصول الموجودة فی خزانة دار الکتب المصریّة}}؛ (معجم المطبوعات العربیة و المعرّبة، ج۲، ص۱۲۳۱).</ref> و پس از آن چندین بار در مصر و بیروت تجدید چاپ شده است<ref>دار المعرفة بیروت آن را با در حاشیه آوردن تفسیر غرائب القرآن، یکبار در سال ۱۴۰۳ و بار دیگر در سال ۱۴۱۲ ه.ق چاپ کرده است.</ref>. دار المعارف مصر نیز این [[تفسیر]] را تا [[سوره ابراهیم]] در شانزده جلد با تحقیق [[محمود محمد شاکر]] چاپ و منتشر کرده و تاکنون ناتمام مانده است<ref>تاریخ این چاپ نامعلوم است، ولی تاریخ نگارش مقدمه آن به قلم محمود محمد شاکر ۱۳۷۴ ذکر شده است.</ref>. | ||
در سال ۱۳۷۳ ه. ق با اشراف [[احمد سعد علی]] تمام تفسیر در دوازده جلد، و در سال ۱۴۰۸ با مقدمۀ کوتاهی از شیخ [[خلیل محی الدین المیس]] و فهرستهایی برای [[آیات]]، [[احادیث نبوی]]، قافیهها و موضوعها در پانزده جلد به چاپ رسیده است. دار الکتب العلمیه در سال ۱۴۱۲ ه. ق آن را در دوازده جلد و در سال ۱۴۲۰ ه. ق در دوازده جلد همراه با یک جلد فهارس که فهرست حدیثهای این تفسیر را دربر دارد، منتشر کرده است و در چاپ اخیر [[روایات]] و آثار شمارهگذاری و عناوین بحثها و [[آیات قرآن]] یا قلم قرمز [[نگارش]] شده است. این تفسیر با تلخیص در دو جلد و تقریب و [[تهذیب]] در هفت جلد نیز منتشر شده است<ref>نخست ابو یحیی محمد بن صمادح تجیبی (۴۱۹ ه.ق) و بار دیگر محمد علی صابونی و صالح احمد رضا آن را در دو جلد تلخیص و یکبار دکتر صلاح عبد الفتاح خالدی و بار دیگر دکتر بشار عواد معروف و عصام فارس آن را در هفت جلد تقریب و تهذیب کردهاند. مروان سوار نیز آن را در یک جلد مختصر کرده است.</ref>. [[احمد شاکر]] و [[محمود شاکر]] [[رجال]] ([[راویان]] حدیثهای) این [[تفسیر]] را بررسی کرده و درباره [[وثاقت]] یا [[ضعف]] آنان سخن گفتهاند و [[محمد صبحی بن حسن خلاق]] بررسیهای آنان را به ترتیب الفبای نام راویان در یک جلد کتاب با عنوان رجال تفسیر الطبری گرد آورده است<ref>این کتاب در سال ۱۴۲۰ ه.ق توسط دار ابن حزم در بیروت منتشر شده است.</ref>. | در سال ۱۳۷۳ ه. ق با اشراف [[احمد سعد علی]] تمام تفسیر در دوازده جلد، و در سال ۱۴۰۸ با مقدمۀ کوتاهی از شیخ [[خلیل محی الدین المیس]] و فهرستهایی برای [[آیات]]، [[احادیث نبوی]]، قافیهها و موضوعها در پانزده جلد به چاپ رسیده است. دار الکتب العلمیه در سال ۱۴۱۲ ه. ق آن را در دوازده جلد و در سال ۱۴۲۰ ه. ق در دوازده جلد همراه با یک جلد فهارس که فهرست حدیثهای این تفسیر را دربر دارد، منتشر کرده است و در چاپ اخیر [[روایات]] و آثار شمارهگذاری و عناوین بحثها و [[آیات قرآن]] یا قلم قرمز [[نگارش]] شده است. این تفسیر با تلخیص در دو جلد و تقریب و [[تهذیب]] در هفت جلد نیز منتشر شده است<ref>نخست ابو یحیی محمد بن صمادح تجیبی (۴۱۹ ه.ق) و بار دیگر محمد علی صابونی و صالح احمد رضا آن را در دو جلد تلخیص و یکبار دکتر صلاح عبد الفتاح خالدی و بار دیگر دکتر بشار عواد معروف و عصام فارس آن را در هفت جلد تقریب و تهذیب کردهاند. مروان سوار نیز آن را در یک جلد مختصر کرده است.</ref>. [[احمد شاکر]] و [[محمود شاکر]] [[رجال]] ([[راویان]] حدیثهای) این [[تفسیر]] را بررسی کرده و درباره [[وثاقت]] یا [[ضعف]] آنان سخن گفتهاند و [[محمد صبحی بن حسن خلاق]] بررسیهای آنان را به ترتیب الفبای نام راویان در یک جلد کتاب با عنوان رجال تفسیر الطبری گرد آورده است<ref>این کتاب در سال ۱۴۲۰ ه.ق توسط دار ابن حزم در بیروت منتشر شده است.</ref>. | ||
| خط ۷۴: | خط ۷۴: | ||
'''ترجمه [[تفسیر طبری]]''' | '''ترجمه [[تفسیر طبری]]''' | ||
در [[زمان]] [[حکمرانی]] [[منصور بن نوح سامانی]] ترجمهای از [[قرآن]] به همراه قصههایی از [[تاریخ پیامبران]] [[الهی]] و حوادث [[صدر اسلام]] (که بخشهایی از آن ناظر به [[آیات قرآنی]] است) فراهم آمد که آن را ترجمه تفسیر طبری نامیدهاند<ref>این ترجمه به سال ۱۳۳۹-۱۳۴۲ به تصحیح و اهتمام [[حبیب یغمایی]] در چهار جلد (هفت جزء) برای نخستین بار از سوی [[دانشگاه]] [[تهران]] منتشر شده و در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۶۷ از سوی انتشارات [[توس]] | در [[زمان]] [[حکمرانی]] [[منصور بن نوح سامانی]] ترجمهای از [[قرآن]] به همراه قصههایی از [[تاریخ پیامبران]] [[الهی]] و حوادث [[صدر اسلام]] (که بخشهایی از آن ناظر به [[آیات قرآنی]] است) فراهم آمد که آن را ترجمه تفسیر طبری نامیدهاند<ref>این ترجمه به سال ۱۳۳۹-۱۳۴۲ به تصحیح و اهتمام [[حبیب یغمایی]] در چهار جلد (هفت جزء) برای نخستین بار از سوی [[دانشگاه]] [[تهران]] منتشر شده و در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۶۷ از سوی انتشارات [[توس]] تجدید چاپ شده است. | ||
در مقدمه این کتاب آمده است: «و این کتاب [[تفسیر]] بزرگی است از [[روایت]] [[محمد بن جریر الطبری]] ترجمه کرده به زبان پارسی و دری [[راه راست]]، و این کتاب را بیاورند از [[بغداد]] چهل [[مصحف]] بود. این کتاب نبشته به زبان تازی و به اسنادهای دراز بود و بیاورند سوی [[امیر]] [[سید]] مظفر [[ابو صالح]] [[منصور بن]] نوح بن نصر بن احمد بن اسمعیل - [[رحمة]] [[الله]] علیهم اجمعین - پس دشخوار آمد بر وی خواندن این کتاب و عمارت کردن آن به زبان تازی و چنان خواست که مرین را ترجمه کند به زبان پارسی» (ر.ک: [[طبری]]، ترجمه [[تفسیر طبری]]، ج۱، ص۵).</ref>. | در مقدمه این کتاب آمده است: «و این کتاب [[تفسیر]] بزرگی است از [[روایت]] [[محمد بن جریر الطبری]] ترجمه کرده به زبان پارسی و دری [[راه راست]]، و این کتاب را بیاورند از [[بغداد]] چهل [[مصحف]] بود. این کتاب نبشته به زبان تازی و به اسنادهای دراز بود و بیاورند سوی [[امیر]] [[سید]] مظفر [[ابو صالح]] [[منصور بن]] نوح بن نصر بن احمد بن اسمعیل - [[رحمة]] [[الله]] علیهم اجمعین - پس دشخوار آمد بر وی خواندن این کتاب و عمارت کردن آن به زبان تازی و چنان خواست که مرین را ترجمه کند به زبان پارسی» (ر.ک: [[طبری]]، ترجمه [[تفسیر طبری]]، ج۱، ص۵).</ref>. | ||