جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
== اول در دانشنامه معاصر قرآن == | == اول در دانشنامه معاصر قرآن == | ||
اول به معنی آغاز و نخستین، اسم مفرد [[مذکر]] است. جمع آن: اَوَّلین و اَوَّلُون؛ مؤنث آن: اُولی است. راغب گوید: «اَوَّل»، مقابل «[[آخِر]]» است. این | اول به معنی آغاز و نخستین، اسم مفرد [[مذکر]] است. جمع آن: اَوَّلین و اَوَّلُون؛ مؤنث آن: اُولی است. راغب گوید: «اَوَّل»، مقابل «[[آخِر]]» است. این وصف در مورد [[خدا]] به این معنا است که چیزی در وجود، بر او [[سبقت]] نداشته و او بر هر چیزی محیط است: {{متن قرآن|هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست» سوره حدید، آیه ۳.</ref> یعنی [[خداوند]] پیش از هر چیز بوده و پس از هر چیز خواهد بود. نشانه هستی او بر همه کس آشکار است و [[حقیقت]] ذاتش از همه کس پنهان است. توصیف به اول و آخر بودن، تعبیر لطیفی است از ازلیت و [[ابدیت]] او؛ زیرا او وجودی است بیانتها و [[واجب]] الوجود، یعنی هستیاش از درون ذات اوست نه از بیرون، تا پایان گیرد، یا آغازی داشته باشد، بنابراین از ازل بوده و تا ابد خواهد بود. او سراغاز و ابتدای [[عالم هستی]] است. وجود او بینهایت در بینهایت است. وقتی که چنین باشد به تعبیر [[امام سجاد]] {{ع}} در [[صحیفه سجادیه]]: {{متن حدیث| الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ بِلَا أَوَّلٍ كَانَ قَبْلَهُ، وَ الْآخِرِ بِلَا آخِرٍ يَكُونُ بَعْدَهُ...}} «[[سپاس]] خدایی را که نخستین است بدون اینکه نخستی پیش از او باشد و پایانی است بدون اینکه پایانی پس از او باشد. آنکه دیده دیده وران به [[دیدار]] او، نارسا و [[خیال]] ستایندگان از [[ستودن]] وی [[ناتوان]] است»<ref>صحیفه سجادیه، دعای اول.</ref>. و او است که پس از فنای [[جهان]] نیز، خواهد بود. بنابراین تعبیر به «اول و آخر»، هرگز [[زمان]] خاصی را در بر ندارد و اشاره به مدت معینی نیست. | ||
توصیف به «ظاهر و [[باطن]]» نیز تعبیر دیگری از احاطه وجودی او نسبت به همه چیز است،؛ چراکه آثارش همه جا را گرفته ولی خودش از همه چیز مخفیتر است؛ چون کنه ذاتش بر کسی روشن نیست. آری او، اولی است که آغاز ندارد و آخری است که پایان ندارد، ظاهری است که نزدیک نیست، [[باطنی]] است که پوشیده نیست. او بر همه چیز احاطه دارد و آغاز و انجام و ظاهر و [[باطن]] [[جهان هستی]] است. او آغازگری است در [[نیکیها]]، پایانگری است به [[عفو]] و [[بخشش]]، هنگامی که اطاعتش کنی با [[احسان]] و توفیقش بر تو ظاهر میشود و هنگامی که معصیتش کنی با ستر و [[پوشش]] پنهان میگردد. | توصیف به «ظاهر و [[باطن]]» نیز تعبیر دیگری از احاطه وجودی او نسبت به همه چیز است،؛ چراکه آثارش همه جا را گرفته ولی خودش از همه چیز مخفیتر است؛ چون کنه ذاتش بر کسی روشن نیست. آری او، اولی است که آغاز ندارد و آخری است که پایان ندارد، ظاهری است که نزدیک نیست، [[باطنی]] است که پوشیده نیست. او بر همه چیز احاطه دارد و آغاز و انجام و ظاهر و [[باطن]] [[جهان هستی]] است. او آغازگری است در [[نیکیها]]، پایانگری است به [[عفو]] و [[بخشش]]، هنگامی که اطاعتش کنی با [[احسان]] و توفیقش بر تو ظاهر میشود و هنگامی که معصیتش کنی با ستر و [[پوشش]] پنهان میگردد. | ||